جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: &&....چشم به راه سپيده ...&&&

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331

    &&....چشم به راه سپيده ...&&&




    برگرفته از نشریه سبوی صفا

    پرسش :

    زمان ظهور حضرت حجت(عج) قضاي الهي محسوب مي شود يا قدر؟

    چون چندي پيش از يكي از علماي شهرمان شنيدم كه فرموده بودند:
    «ظهور حضرت قضاي الهي محسوب مي شود و با دعاي ما عقب يا جلو نمي افتد و اين كه بزرگان دين بر امر تعجيل فرج اصرار دارند و گفته مي شود بسيار دعا كنيد، تنها به خاطر ايجاد محبت بين فرد و آقا امام زمان(عج) است. و علت خواندن دعاي ندبه، عهد و... تنها عدم دوري ما از آن حضرت است كه اگر اين امر صورت نگيرد به مرور زمان مردم فراموش مي كنند كه منتظر جانشين خدا بر روي زمين بوده اند؟» اين موضوع فكر مرا مغشوش كرده و بعد از هر نماز تنها ذكر «اللهم عجل لوليك الفرج» را به نيت 5 تن آل عبا تكرار مي كردم ولي طي اين مدت تنها «دعاي اللهم كل لوليك» و «الهي عظم البلاء...» و «آل ياسين» و از اين قبيل را مي خوانم، يعني با ديد ديگري به مسأله ظهور امام زمانم مي انديشم. خواهشمندم در اين زمينه مرا راهنمايي فرماييد..




    پاسخ:

    به فرموده امام علي عليه السلام: خداوند كارها را به حسب قضايش انجام مي دهد نه رضايت شما.(1)
    و مقدمه قضاي الهي، قدر الهي است. چرا كه هر كار بر اساس اندازه و هندسه خاص خود انجام مي گيرد. به فرموده امام صادق عليه السلام:

    چون كه خداوند چيزي را اراده كند مقدر مي نمايد آنرا (اندازه و مقدار آنرا معين مي نمايد) و پس از تقدير، قضايش به آن تعلق مي گيرد.(2)
    «قدر» عبارت است از هندسه و اندازه وجودي هر چيز، و «قضاء» به معناي گذراندن و يكسره كردن و به پايان رساندن است. تقدير الهي، موجودات عالم مشهود را به سوي آنچه در مسير وجودشان براي آن ها تقدير و قالب گيري كرد، هدايت مي كند؛ همچنان كه خداي بزرگ فرمود:

    «الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّي (عليهم السلام) وَ الَّذِي قَدَّرَ فَهَدي »؛ يعني آنچه را كه خلق كرده بسوي آنچه كه برايش مقدر نموده هدايت فرمود. و سپس همين تقدير و هدايت را با امضاء قضاء تمام و تكميل مي كند.(3)

    و بسيار مي شود كه خدا چيزي را تقدير مي كند ولي به دنبال تقدير، قضايش را نمي راند. مانند قَدَري كه بعضي از علل و شرايط خارج، آنرا اقتضا داشته ولي به خاطر مزاحمت مانعي، آن اقتضا باطل مي شود. و يا سببي ديگر و يا اقتضايي ديگر جاي سبب قبلي را مي گيرد و چه بسا چيزي مقدر بشود و قضاء آن نيز رانده شده باشد، مثل اين كه از جميع جهات - يعني هم از جهت وجود علل و شرايط و هم از جهت نبودن مانع - تقدير شده باشد كه در اين صورت آن چيز محقق مي شود. و در بعضي از روايات نيز آمده كه قدر ممكن است تخلف كند اما براي قضاء برگشتي نيست. البته تغيير در تقدير مربوط به عالم ماده مي باشد.(4)

    با توجه به اين مقدمه «قضا» به معناي اجتماع جميع علل و شرايط و فقدان هر گونه مانعي است كه مسلماً فعل مورد نظر انجام مي گيرد و هيچ گونه برگشتي در آن نيست. اما اين بدان معني نيست كه قصد كنيم دعا كردن با قضاي الهي منافات دارد. چه بسا همين قضايي كه مجموعه شروط متعدد است يكي از آن شروط دعاي بندگان باشد.



  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331



    و آميختگي و همسويي دعا و قضا در روايات بخوبي مشهود است.

    اميرالمؤمنين علي عليه السلام در انتهاي نامه 31 نهج البلاغه به فرزندشان امام مجتبي عليه السلام مي فرمايند: دين و دنياي تو را به خدا مي سپارم «و اسأله خير القضاء لك» و بهترين خواسته الهي را در آينده و هم اكنون در دنيا و آخرت براي تو مي خواهم. و اين اجتماع درخواست از خدا «سؤال» و قضا بسيار زيباست.

    در روايت آمده است كه حضرت اميرعليه السلام از زير ديواري كه در شرف خراب شدن بود، حركت كردند و به جاي ديگر رفتند. از آن جناب سؤال شد: آيا از قضاي الهي (حكم حتمي الهي) فرار مي كنيد؟ آن امام بزرگوار فرمودند از قضاي الهي به سوي قدر الهي فرار مي كنم!.(5)
    به اين معني كه در صورت توقف، تمام مقدمات لازم براي زير آوار ماندن مهيا مي گردد و قضاي الهي تحقق مي پذيرد. اما با حركت به سوي مكاني ديگر مقدمه اي از آن مقدمات ناقص مي گردد و هندسه اي ديگر شكل مي گيرد و آن تحقق سلامت و امنيت است.

    و لذا منافات ندارد كه حتي دعا، قضاي الهي را مبدل سازد. دعايي كه از جمله مقدمات و شروط حكم حتمي الهي است.
    1. در روايت از رسول اكرم صلي الله عليه وآله وارد شده كه: «لا يُرَدُّ الْقَضاء اِلاَّ الدُّعاء»؛ قضاي الهي را رد نمي كند مگر دعا.(6)
    بنابراين در عين حال كه همه امور به قضاي الهي تحقق مي پذيرد؛ منافات ندارد كه ما موظف به دعا كردن باشيم. نه صرفاً به علت يك امري صوري و ظاهري؛ بلكه چون دعا خود، در سلسله طولي تحقق اشياء تأثير جوهري دارد. و اين تأثير به اذن و اراده الهي انجام مي گيرد.
    خود حضرت حق ما را مأمور به دعا كردن نموده است و براي اين دعا تأثير قائل شده است. خلاصه پاسخ پرسش شما اين كه: آري زمان ظهور حضرت حجت عليه السلام مثل بقيه امور و اسرار، به قضاي الهي وابسته است. در عين حالي كه ما موظف به دعا در جهت تعجيل فرج آن بزرگوار مي باشيم. و دعاي ما مي تواند در مجموعه علل ظهور مؤثر باشد



    نشریه سبوی صفا

    1) ميزان الحكمه، روايت شماره 16456.
    2) همان مصدر، روايت شماره 16461.
    3) سوره اعلي، آيه 3؛ ر.ك: تفسير الميزان، مرحوم علامه طباطبايي، ترجمه ج 37، ص 185.
    4) ر.ك: همان مصدر، ص 185.
    5) ر.ك: ميزان الحكمه، ج 8، ص 162.
    6) ر.ك: منتخب ميزان الحكمه، روايت شماره 2101.
    ویرایش توسط ریحانه : ۱۳۸۸/۰۷/۳۰ در ساعت ۰۸:۲۲

  5. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود