صفحه 1 از 11 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ولایت فقیه

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    22
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ولایت فقیه





    با سلام وسپاس از سایت مفید و به روزتون .
    من به عنوان یک شیعه جایگاه ولایت فقیه را می پذیرم و قبول دارم . سوال که پیش می آید این است که ولی فقیه را چه کسی و چه مرجعی مشخص میکند ؟
    مثلا" آیا یک شخص با داشتن تمام شرایط ولایت میتواند خود را به عنوان ولی فقیه معرفی کند ؟
    چگونه امام خمینی بعد از وارد شدن به بهشت زهرا خود را حاکم و رهبر مردم معرفی کردند ؟ شخصا"؟ آیت الله خامنه ای از طرف شورای خبرگان رهبری به طور غیر مستقیم از طرف مردم انتخاب شدند . آیا بهتر نبود که امام نیز این کار را میکردند ؟ آیا امام معصوم بودند ؟ خواهش میکنم پاسخ مرا بدهید چون الان نزدیک به دو ماه است که این سوال ذهن مرا مشغول کرده است ؟ کتاب ولایت فقاهت استاد جوادی آملی و ولایت فقیه در عصر غیبت علیرضا تهرانی را هم مطالعه کرده ام ولی هنوز قانع نشده ام ؟ در مورد شخص لطفا " پاسخ دهید. باز هم تشکر میکنم.

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,017
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    3



    نقل قول نوشته اصلی توسط windowsxppp نمایش پست
    با سلام وسپاس از سایت مفید و به روزتون .
    من به عنوان یک شیعه جایگاه ولایت فقیه را می پذیرم و قبول دارم . سوال که پیش می آید این است که ولی فقیه را چه کسی و چه مرجعی مشخص میکند ؟
    مثلا" آیا یک شخص با داشتن تمام شرایط ولایت میتواند خود را به عنوان ولی فقیه معرفی کند ؟
    چگونه امام خمینی بعد از وارد شدن به بهشت زهرا خود را حاکم و رهبر مردم معرفی کردند ؟ شخصا"؟ آیت الله خامنه ای از طرف شورای خبرگان رهبری به طور غیر مستقیم از طرف مردم انتخاب شدند . آیا بهتر نبود که امام نیز این کار را میکردند ؟ آیا امام معصوم بودند ؟ خواهش میکنم پاسخ مرا بدهید چون الان نزدیک به دو ماه است که این سوال ذهن مرا مشغول کرده است ؟ کتاب ولایت فقاهت استاد جوادی آملی و ولایت فقیه در عصر غیبت علیرضا تهرانی را هم مطالعه کرده ام ولی هنوز قانع نشده ام ؟ در مورد شخص لطفا " پاسخ دهید. باز هم تشکر میکنم.
    سلام
    وقتی که جایگاه ولایت فقیه مشخص باشد، یقینا شرایط و مشخصات شخصی که در منصب ولایت فقیه قرار می گیرد و مرجع مشخص کننده آن مجلس خبرگان می باشد.
    همچنین امام (ره) معصوم نبودند و در طی سالهای مبارزه و تبعید، با هدایت مردم به سوی اسلام و انقلاب، مردم رهبری او را پذیرفته بودند.
    نظر امام راحل درباره آقای خامنه ای اين است كه آقای هاشمی رفسنجانی چند بار (از جمله در سال 68 پس از رحلت امام و نيز سال 76) درخطبه های نماز جمعه بطور علنی اظهار داشتند كه در قضايای مهدی هاشمی همراه با آقايان: خامنه ای، موسوی اردبيلی، ميرحسين موسوی خدمت امام راحل رسيديم و سيداحمد خمينی نيز حضورداشت و در آنجا به امام گفتيم كه شما با احترامات خود ما را درباره رهبری آينده در بن بست قرار می دهيد.
    امام با اشاره به آقای خامنه ای فرمودند كه در ميان شما كسی است كه شايسته رهبری است و شما در بن بست قرار نخواهيد گرفت. و هيچگاه از طرف هيچ يك ازمخالفان شخص آقای خامنه ای و يا غير آنان اين ادعا و بيان آقای هاشمی رفسنجانی انكار نشده است. بلكه در مجلس خبرگان كه درسال 68 برای انتخاب رهبر جمهوری اسلامی پس از امام راحل تشكيل شد علاوه بر اين اظهارات (كه در حضور شاهدان قضيه انجام گرفت) از آقای سيداحمد خمينی نيز نقل شد كه ايشان از امام راحل نقل نمودند كه امام فرمودند آقای خامنه ای شايسته رهبری است.
    بنابراين می توان نتيجه گرفت كه امام راحل به آقای خامنه ای به عنوان رهبر پس از خود نظر داشته است، اما اين به معنای نصب ايشان دروصيت نامه نيست.
    ازآنجایی كه انتخاب ايشان بر اساس قانون اساسي جمهوری اسلامی و از طرف مجلس خبرگان رهبری انجام گرفته است رهبر نظام جمهوری اسلامی می باشند.

  5. تشکرها 4


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    22
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام . ممنون از پاسخی که دادید . منظورم آیت الله خامنه ای نبود بلکه منظور سوالم شخص امام بودند . که چه کسی ایشان را به عنوان ولی فقیه معرفی کردند ؟ این توضیحاتی که فرمودید بی اطلاع نبودم . خواهش میکنم اعتقادی این مسئله رو توضیح بدهید . تا بتونم برای دیگران هم توضیح بدهم . چون قرار شده اگر من قانع شدم از جواب پرینت بگیرم و به دو ستانم هم بدهم ؟ چون این سوال تو یک جمعی مطرح شد که من نتونستم جواب خوبی براش داشته باشم .

  7. تشکر


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,758
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام خدمت ویندوز ایکس پی و همینطور ورژنهای بالاترش،

    من یه جوابی به ذهنم رسید شاید بتونه به شما کمک کنه.

    " در هر موقع و در هر پيشامد لازم مى دانم تذكراتى به شما عزيزانم بدهم
    1- هدف همان است كه در سخنرانى ها و اعلاميه هاى خود ذكر نموده ام
    الف - سرنگونى سلطنت پهلوى و رژيم منحوس شاهنشاهى .
    ب - بپا داشتن حكومت جمهورى اسلامى مبتنى بر ضوابط اسلام ، متكى به آراء ملت ."

    صحیفه نور جلد سوم پيام امام خمينى به ملت غيور ايران به مناسبت روى كار آمدن دولت نظامى تاريخ : 16/8/57

    مردم به امام "رای" دادند:

    ۱- یکی از جاهایی که مردم به امام رای دادند پاسخ به دعوت امام برای ریختن به خیابان ها در مقابل اعلام حکومت نظامی شاه است. که بر هیچ کس پوشیده نیست اگر آن دستور امام نبود انقلاب چه بسا سرکوب شده بود. در اینجا همانطور که میبیند مردم نه تنها رای دادند بلکه جانشان را هم دادند. مردم برای این هدف از هر چیز خودشان گذشتند. البته شایان ذکر است باید مواظب باشیم مانند مردمی که به دنبال موسی به راه افتادند و همه سختی ها را به جان خریدند گاو پرست نشویم در نهایت.

    بعنوان مثال مردم برای حضرت علی رای در صندوق نینداختند ولی اکثریت به درب خانه او رفتند و از او درخواست پذیرفتن حکومت کردند و حضرت علی هم علت پذیرش حکومت را این میدانند.

    موارد مشابه بسیاری میتوان یافت که مردم به امام لبیک گفتند.

    طیب
    ویرایش توسط طیب : ۱۳۸۸/۰۸/۰۸ در ساعت ۰۱:۰۷
    هر معرفتى كـــه بوىِ هستىِ تو داد *** ديوى است به ره، از آن حذر بايد كرد


    سبحه بر کف، توبه بر لب،دل پر از شوق گناه/ معصيت را خنده مي آيد ز استغفار ما


    أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ



  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    919
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط windowsxppp نمایش پست
    با سلام وسپاس از سایت مفید و به روزتون .
    من به عنوان یک شیعه جایگاه ولایت فقیه را می پذیرم و قبول دارم . سوال که پیش می آید این است که ولی فقیه را چه کسی و چه مرجعی مشخص میکند ؟
    مثلا" آیا یک شخص با داشتن تمام شرایط ولایت میتواند خود را به عنوان ولی فقیه معرفی کند ؟
    چگونه امام خمینی بعد از وارد شدن به بهشت زهرا خود را حاکم و رهبر مردم معرفی کردند ؟ شخصا"؟ آیت الله خامنه ای از طرف شورای خبرگان رهبری به طور غیر مستقیم از طرف مردم انتخاب شدند . آیا بهتر نبود که امام نیز این کار را میکردند ؟ آیا امام معصوم بودند ؟ خواهش میکنم پاسخ مرا بدهید چون الان نزدیک به دو ماه است که این سوال ذهن مرا مشغول کرده است ؟ کتاب ولایت فقاهت استاد جوادی آملی و ولایت فقیه در عصر غیبت علیرضا تهرانی را هم مطالعه کرده ام ولی هنوز قانع نشده ام ؟ در مورد شخص لطفا " پاسخ دهید. باز هم تشکر میکنم.
    به نام خدا
    گرچه در باره ولایت فقیه تاپیک های بسیاری در این انجمن ایجاد شده و بهتر بود این سؤال نیز در یکی از همان ها مطرح می شد و همانجا بحث ادامه می یافت و به هرحال باید تعدادی از آن ها با هم ادغام شوند، اما به هرحال عجالتاً پاسخ کوتاهی عرض می کنم امیدوارم مفید باشد:

    یک مطلب اساسی در باره حجت این است که معرفی و اتمام حجت بر بندگان بر عهده خداوند است. یعنی اگر خداوند حجت خود را معلوم نکند مردم معذورند و حجت بر آن ها تمام نیست.

    این مطلب در باره پیامبران و ائمه جای بحث ندارد. زیرا همه قبول دارند که آنان از ابتدا به طور مشخص از طرف خداوند تعیین شده اند و فقط در زمان خودشان با مشکل عدم شناخت از طرف مردم مواجه هستند که آن هم با وحی و اعجاز و امثال آن برای مردم مشخص و اثبات می شوند.

    اما در باره ولایت فقیه که به طور عام نصب شده و به طور مشخص تعیین نشده است فرد آن یعنی ولی فقیه در هر زمان، چگونه برای مردم شناخته و اثبات می شود؟

    قبل از اینکه نظر خود را در این باره مطرح کنم اشاره می کنم که در اینجا دو قول هست:
    یکی اینکه همه فقهای واجد شرایط در هر عصری ولی فقیه آن عصر هستند (به طور عموم).
    قول دیگر این است که در هر عصری از بین فقهای واجد شرایط یکی از آنان که اولویت ها و امتیازاتی نسبت به دیگران دارد ولی فقیه آن عصر است.

    بنده به دلیل عقلی "ضرورت حکومت"، یعنی "وحدت جامعه" موافق با نظر دوم هستم.

    البته نظر اول و دوم به این صورت قابل جمع است که فقیه جامع الشرایط در هر منطقه ای ولی فقیه آن منطقه است. یعنی ولایت بستگی به محدوده تحت حاکمیت دارد. بنابراین ولی فقیه، اگر حیطه قدرتش جهانی باشد تنها ولی فقیه عصر خویش است. اما اگر حیطه قدرتش یک کشور یا یک استان یا یک شهر باشد، ولایت سایر شهرها و کشورها با فقهایی است که در آن جا ها قدرت دارند.

    البته این مربوط به زمان های قدیم می شد که ارتباطات مثل امروز نبود. اما امروز به نظر بنده همه جهان می تواند تحت نفوذ یک فقیه باشد.

    حال ببینیم این فقیه چگونه برای مردم مشخص و ولایت الهی او اثبات می شود.

    طبق آن اصل که عرض کردیم معرفی و تعیین حجت و اتمام آن بر عهده خداوند است، اینجا در مورد ولایت فقیه نیز چنین است و خداوند جامعه مسلمین را به حال خود رها نمی سازد.

    منتها بر مردم لازم است که با نشانه ها و شواهد حجت خدا را به دست آورند. اگر مردم بی تفاوت باشند و اصلاً در فکر نباشند به نشانه ها دست نخواهند یافت. به قول معروف جوینده یابنده است.

    در آیات و روایات نیز علائم و نشانه ها مشخص شده است که همان علم، تقوی، عدالت، قدرت و توانایی جسمی، مدبر و مدیر بودن و امثال آن است.
    حتی در صورت اختلاف در تشخیص بین دو یا چند مورد، هم عقل و هم روایات کسانی را که برتری مشخصی در این امور دارند را تعیین می کند (به روایت کامل مقبوله عمربن حنظله و امثال آن مراجعه فرمایید).

    در مصوبات مجلس خبرگان تعارض هایی در تشخیص ولی فقیه مطرح شده است و طی چندین بند تعارض های مختلف و اولویت های هریک بر دیگری و میزان اولویت آن مشخص شده است اما با همه این ها بنده معتقدم که به هرحال خداوند مردم را در تشخیص ولی فقیه زمان متحیر و سرگردان نمی گذارد.

    در باره امام خمینی همینکه ایشان از بین فقهای موجود برای اقامه حق و عدل قیام کرد و سایر فقها کار را به دست نگرفتند و دلایل دیگر، حجت را بر مردم تمام کرد که او ولی فقیه زمان است.

    در باره مقام معظم رهبری همینکه ناتوانی و انحراف سیاسی قائم مقام امام خمینی به اثبات رسید و امام خمینی او را عزل کرد و از سوی دیگر توانایی و شجاعت و استقامت و تقوی و سایر خصوصیات آیة الله خامنه ای به اثبات رسید و اهل خبره (مجلس خبرگان) با اکثریت قاطع ولایت ایشان را تأیید کرد و شخص دیگری پرچم را به دست نگرفت و سایر نشانه ها، حجت را بر مردم تمام کرده است و ولی فقیه زمان است.


    نظر شما در باره این پیشنهاد چیه؟
    (جلسات مناظره)

    موضوع مهم :
    کربلایی کاظم ساروقی، حجتی غیر قابل انکار

    چگونه؟؟؟ راه های جلوگیری از مرگ تدریجی جامعه

    کم گوی و گزیده گوی چون دُرّ :Sokhan: !!! تا از سُخَنت جهان شود پُر !!!
    الحذر الحذر! فَوَ الله لَقَد سَتَر، حتّی کأنَّه قد غَفَر


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    767
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    18 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    47




    با تشکر از سوال نیکوی جناب windowsxppp عزیز.


    نقل قول نوشته اصلی توسط windowsxppp نمایش پست
    با سلام وسپاس از سایت مفید و به روزتون .
    من به عنوان یک شیعه جایگاه ولایت فقیه را می پذیرم و قبول دارم . سوال که پیش می آید این است که ولی فقیه را چه کسی و چه مرجعی مشخص میکند ؟ مثلا" آیا یک شخص با داشتن تمام شرایط ولایت میتواند خود را به عنوان ولی فقیه معرفی کند ؟ چگونه امام خمینی بعد از وارد شدن به بهشت زهرا خود را حاکم و رهبر مردم معرفی کردند ؟ شخصا"؟
    آیت الله خامنه ای از طرف شورای خبرگان رهبری به طور غیر مستقیم از طرف مردم انتخاب شدند . آیا بهتر نبود که امام نیز این کار را میکردند ؟ آیا امام معصوم بودند ؟ خواهش میکنم پاسخ مرا بدهید چون الان نزدیک به دو ماه است که این سوال ذهن مرا مشغول کرده است ؟ کتاب ولایت فقاهت استاد جوادی آملی و ولایت فقیه در عصر غیبت علیرضا تهرانی را هم مطالعه کرده ام ولی هنوز قانع نشده ام ؟ در مورد شخص لطفا " پاسخ دهید. باز هم تشکر میکنم.


    دوست عزیز برای پاسخ دادن به سوال شما، نیاز است که مروری بر تاریخ و نحوه ی تصویب و استقرار اصل ولایت فقیه در کشور داشته باشیم. من هم آنچه را که میدانم، بصورت خیلی خیلی فشرده و تلگرافی و بدون جزئیات بازگو میکنم:


    1 - اساسا در زمانی که آقای خمینی از پاریس به ایران آمد، مسئله ولایت فقیه و رهبریت وجود نداشت. و اساسا هنوز تصمیمی در مورد شکل حکومت آینده گرفته نشده بود. حتی خود آقای خمینی در سخنرانی های نوفل لوشاتو، گفته بودند که ایشان بعد از پیروزی انقلاب، به قم برگشته و در امور کشورداری دخالت نخواهند کرد و صراحتا گفته بودند که در رژیم جدید، هیچ سمت حکومتی نخواهند داشت و همچنین گفته بودند که روحانیون نیز با پیروزی انقلاب به حوزه های درس و بحث خود و مساجد برگشته و اداره کشور را به دست متخصصان خواهند داد. البته ایشان از سالها قبل کتاب ولایت فقیه خودشان رانوشته بودند، ولی هرگز در مبارزات و نظریه پردازی های انقلابیون، به نظریه ولایت فقیه اشاره نمیشد. حتی خود آقای خمینی در کتاب «کشف الاسرار» خویش، حکومت پادشاهی را مشروع دانسته اند و فقط گفته اند که پادشاه نباید بر علیه اسلام کاری بکند!

    بنابراین تا این زمان هرگز خود آقای خمینی هم خودش را ولی فقیه نمیدانست. بلکه صرفا بواسطه ی مقبولیت مردم، خود را رهبر بخشی از انقلابیون میدانست. خوب دقت کنید که گروههای زیادی بودند که حتی رهبری آقای خمینی را هم قبول نداشتند و بطور مجزا تصمیم گیری و فعالیت داشتند. مانند چریکها و گروههای چپ که مبارزه مسلحانه هم داشتند.

    2 - اصل ولایت فقیه حتی در پیش نویس قانون اساسی هم موجود نبود!!! و این یک واقعیت غیر قابل انکار است که هرگز در آن زمان، هیچ کس فکری در مورد ولایت فقیه نداشت و حتی خود آقای خمینی هم همین پیش نویس را امضا کرد! یعنی بر آن صحه گذاشت. همین پیش نویس هم قرار بود که به رفراندم گذاشته بشود، اما با اشتباه مهندس بازرگان، قرار شد که مجلس موسسان در مورد آن نظر بدهد. و بعد هم با دخالت روحانیون قدرت طلب، مجلس موسسان به مجلس خبرگان تغییر یافت. خلاصه اینکه ماجرا به اینجا انجامید که امام خمینی با تشکیل مجلس خبرگان و با نفوذ گسترده آیت لله منتظری و ... در آن، و با فشار زیاد، توانست اصل ولایت فقیه را به رغم مخالفت شدید برخی از روحانیون سرشناس مانند آیت الله طالقانی تصویب نماید. گفتنی است که فقهای زیادی اصل ولایت فقیه را مخالف شرع دانسته اند که در مجال خودش باید بازگو بشود. آیت الله طالقانی هم که نماینده مردم تهران در مجلس خبرگان بود، شدیدا با آن مخالف بود.

    3 - بعد از گنجانیدن اصل ولایت فقیه به اجبار و فشار در قانون اساسی، در همان متن قانون آقای خمینی بعنوان ولی فقیه نامیده شد.

    کاملا روشن است که برای گنجاندن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی، هرگز به آراء مردم و نیز گروههای انتخابی فراوان مانند چپها و دموکرات ها و لیبرالها و ... رجوع نشد. بلکه با اعمال فشار و زور از طرف قشر روحانی قدرت طلب و استبداد طلب، مجلس خبرگانی تشکیل و تحت ولایت فقیه به تصویب رسید.

    نتیجه: اول اینکه اصل وجود ولایت فقیه در قانون اساسی، بصورت ضربتی و بسیار ناگهانی در لحظات آخر تصویب نهایی پیش نویس قانون اساسی مطرح شد و با حمایت و فشارهای فراوان آقای خمینی، در قانون گنجانده شد. و دوم اینکه ایشان نیز خودش رأسا خود را ولی فقیه زمان نامید و مجلس خبرگان برای بررسی صلاحیت ایشان جلسه ای نداشت. لذا ایشان بصورت خود خوانده، ولی فقیه شدند!
    حاشیه: در اثنای مطرح شدن و گنجاندن بررسی اصل ولایت فقیه در دستور کار مجلس خبرگان؛ مخالفتهای فراوانی با آن برخواست و گروههای مختلف آنرا پایه گذاری حکومت استبدادی و دیکتاتوری مطلقه میدانستند، اما آقای خمینی، طی سخنرانی های تند خود، مخالفین ولایت فقیه را مخالفین اسلام و پیامبر و خدا نامید و با در دست داشتن تمام نهادهای قدرت، عملا تمام گروههای انقلابی دیگر را از صحنه شطرنج سیاست کشور به بیرون پرتاب نمود!

    خردبین سبز اندیش.


  11. تشکرها 2


  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    767
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    18 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    47



    نقل قول نوشته اصلی توسط طیب نمایش پست
    با سلام خدمت ویندوز ایکس پی و همینطور ورژنهای بالاترش،

    من یه جوابی به ذهنم رسید شاید بتونه به شما کمک کنه.

    " در هر موقع و در هر پيشامد لازم مى دانم تذكراتى به شما عزيزانم بدهم
    1- هدف همان است كه در سخنرانى ها و اعلاميه هاى خود ذكر نموده ام
    الف - سرنگونى سلطنت پهلوى و رژيم منحوس شاهنشاهى .
    ب - بپا داشتن حكومت جمهورى اسلامى مبتنى بر ضوابط اسلام ، متكى به آراء ملت ."

    صحیفه نور جلد سوم پيام امام خمينى به ملت غيور ايران به مناسبت روى كار آمدن دولت نظامى تاريخ : 16/8/57

    مردم به امام "رای" دادند:

    ۱- یکی از جاهایی که مردم به امام رای دادند پاسخ به دعوت امام برای ریختن به خیابان ها در مقابل اعلام حکومت نظامی شاه است. که بر هیچ کس پوشیده نیست اگر آن دستور امام نبود انقلاب چه بسا سرکوب شده بود. در اینجا همانطور که میبیند مردم نه تنها رای دادند بلکه جانشان را هم دادند. مردم برای این هدف از هر چیز خودشان گذشتند. البته شایان ذکر است باید مواظب باشیم مانند مردمی که به دنبال موسی به راه افتادند و همه سختی ها را به جان خریدند گاو پرست نشویم در نهایت.

    بعنوان مثال مردم برای حضرت علی رای در صندوق نینداختند ولی اکثریت به درب خانه او رفتند و از او درخواست پذیرفتن حکومت کردند و حضرت علی هم علت پذیرش حکومت را این میدانند.

    موارد مشابه بسیاری میتوان یافت که مردم به امام لبیک گفتند.

    طیب
    دوست بزرگوار رهبری کردن یک جنبش و انقلاب، یک چیز است و ولایت فقیه و نیابت امام زمان چیز دیگریست. این دو را نباید خلط کنید.

    این که بخشی از مردم با رفتار خودشان به مشی مبارزاتی آقای خمینی رأی مثبت دادند، حداکثر میتواند نشان بدهد که بخشی از مردم ایشان را بعنوان رهبر جنبش خودشان قبول کرده بودند. و مثلا اعلامیه های ایشان را برای عدم اعتنا به حکومت نظامی اجرا مینمودند. اما این هرگز به این معنا نیست که مردم ایشان را ولی فقیه میدانستند!

    در پست قبل شرح دادم که مردم در آن زمان حتی نمیداستند که ولی فقیه به لحاظ دینی و حقوقی و سیاسی و حکومتی به چه معناست، در اینحالت اگر بخواهیم گرایش مردم به ایشان را بعنوان "دادن رأی مثبت به ولی فقیه بودن ایشان" بدانیم، خودمان را به گمراهی می اندازیم. اساسا در زمان مبارزات انقلابی، ولایت فقیه موضوعیت نداشته است.

    ضمنا مهمتر از این: اگر مردم به آقای خمینی گرایش داشته اند، در بهترین حالت میتواند برای ایشان «مقبولیت» بیارود، اما هرگز نمیتواند «مشروعیت» فقهی و دینی بعنوان نایب امام زمان بیاورد. بر اساس تبیین نظریه ولایت فقیه از جانب خود آقای خمینی و دیگران، مقبولیت، مشروعیت نمی آرود. بنابراین ولایت آقای خمینی دارای مشروعیت نبوده است!


    پس پاسخ شما به نظر من پذیرفته نیست و براحتی میتوان آنرا رد کرد.
    خردبین سبز اندیش.

  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    767
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    18 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    47




    با درود جناب خوشنظر.

    فکر میکنم که بخش اول فرمایش شما مربوط به سوال دوستمان نبود. من هم به آن جواب نمیدهم.
    اما بخش دوم فرمایش شما:


    نقل قول نوشته اصلی توسط khoshnazar نمایش پست
    حال ببینیم این فقیه چگونه برای مردم مشخص و ولایت الهی او اثبات می شود.

    طبق آن اصل که عرض کردیم معرفی و تعیین حجت و اتمام آن بر عهده خداوند است، اینجا در مورد ولایت فقیه نیز چنین است و خداوند جامعه مسلمین را به حال خود رها نمی سازد.


    منتها بر مردم لازم است که با نشانه ها و شواهد حجت خدا را به دست آورند. اگر مردم بی تفاوت باشند و اصلاً در فکر نباشند به نشانه ها دست نخواهند یافت.
    به قول معروف جوینده یابنده است.

    در آیات و روایات نیز علائم و نشانه ها مشخص شده است که همان علم، تقوی، عدالت، قدرت و توانایی جسمی، مدبر و مدیر بودن و امثال آن است.
    حتی در صورت اختلاف در تشخیص بین دو یا چند مورد، هم عقل و هم روایات کسانی را که برتری مشخصی در این امور دارند را تعیین می کند (به روایت کامل مقبوله عمربن حنظله و امثال آن مراجعه فرمایید).

    در مصوبات مجلس خبرگان تعارض هایی در تشخیص ولی فقیه مطرح شده است و طی چندین بند تعارض های مختلف و اولویت های هریک بر دیگری و میزان اولویت آن مشخص شده است اما با همه این ها بنده معتقدم که به هرحال خداوند مردم را در تشخیص ولی فقیه زمان متحیر و سرگردان نمی گذارد.

    در باره امام خمینی همینکه ایشان از بین فقهای موجود برای اقامه حق و عدل قیام کرد و سایر فقها کار را به دست نگرفتند و دلایل دیگر، حجت را بر مردم تمام کرد که او ولی فقیه زمان است.
    شما میفرمایید که خدا خودش حجت را به طریقی که خودش میداند بر مردم تمام میکند، از طرفی شما میگویید چون ما میبینم که مردم آقای خمینی را بعنوان ولی فقیه قبول کرده اند و آقای خمینی هم خودش قیام کرده، پس معلوم میشود که خدا از همین طریق ولی فقیه را مشخص نموده است. و او مشروعیت الهی داشته است.

    بعبارتی شما قائل به «برساختگی گرایی ِ تاریخی» هستید. و وقایع تاریخی را «حجت آور» و «حجت ِ در خود» میدانید.

    انتقاد بر نظر شما:
    اینکه آقای خمینی در طول برهه ای از تاریخ بعنوان ولی فقیه قرار گرفت، هرگز به ایشان مشروعیت نمیدهد. و هرگز به این معنا نیست که خدا خواسته است که ایشان به اینصورت ولی فقیه بشود. بلکه به این معناست که برخی شرایط اجتماعی و تاریخی و سیاسی، دست به دست هم دادند و ایشان را به قدرت رساندند. اتفاقا همانطور که نشان دادم، ایشان بصورت ضربتی و با اعمال فشار و زور سر نیزه، مخالفین خود را کنار زد و بر خلاف قول قبلی خودش، از امور حکومتی کناره گیری نکرد، بلکه خودش را رهبر بلامنازع کشور خواند.

    اگر بخواهیم وقایع تاریخی را حجت آور بدانیم، لاجرم باید همه وقایع را حجت آور بدانیم. مثلا بر اساس منطق تاریخی شما، باید رضاشاه را نیز دارای مشروعیت بدانیم. چرا که او نیز در برهه ای از تاریخ و بواسطه ی شرایط مختلف، بعنوان پادشاه و رهبر کشور برگزیده شد. پس باید بگوییم که خدا خواسته است که او پادشاه بشود و باید او را دارای مشروعیت خدایی بدانیم!

    استدلال شما قابل قبول نیست. شما باید نشان بدهید که چرا آقای خمینی ولی فقیه شد و مشروعیت خودش را از کجا کسب کرد و چرا در طول زمان بعنوان ولی فقیه شناخته شد، نه اینکه بگویید "چون ولی فقیه شد، پس مشروعیت اینکار را داشت!". شما عملا جواب معکوس میدهید و قیف را معکوس استفاده میکنید! اینکار شما توجیه واقعه بعد از وقوع است.

    ضمنا دوباره عرض میکنم که بر اساس نظریه ولایت فقیه و تبیین های امروزی آن، «مقبولیت» ، «مشروعیت» نمیآورد و حتی «عدم مقبولیت»، مشروعیت زدا نیست!


    خردبین سبز اندیش.

  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    919
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    با تشکر از سوال نیکوی جناب windowsxppp عزیز.

    دوست عزیز برای پاسخ دادن به سوال شما، نیاز است که مروری بر تاریخ و نحوه ی تصویب و استقرار اصل ولایت فقیه در کشور داشته باشیم. من هم آنچه را که میدانم، بصورت خیلی خیلی فشرده و تلگرافی و بدون جزئیات بازگو میکنم:...
    به نام خدا
    مطالبی که این کاربر محترم در پاسخ نوشته اند ناشی از نا آگاهی و کینه ایشان نسبت به ولایت فقیه و اسلام و روحانیت است. برای همین آنان را با تعابیری مثل "قدرت طلب" و مستبد و غیره یاد کرده اند.

    واقع مطلب این است که همه ی اقدامات امام خمینی رحمة الله علیه در دوران رهبری ایشان از سال 42 همه بر مبنای ولایت ایشان بوده است.
    موضوع ولایت فقیه هم آگاهان می دانند که موضوع تازه ای نبوده و نیست. خود امام راحل در نجف مدت ها آن را تدریس کردند. قبل از امام نیز در کتب و دروس فقهی بین علماء بحث شده است. مرحوم صاحب جواهر که از علمای قدیم است می فرماید فقیهی که ولایت فقیه را قبول ندارد، فقه را نچشیده و درک نکرده است (جواهر الکلام ؛ ج 21 ، ص 397).
    برای پی بردن به پیشینه ولایت فقیه منابع بسیاری موجود است که نمونه ای از آن را اینجا می توانید مشاهده کنید.
    "
    1) شيخ الفقهاء و المتكلّمين ابوعبدالله مفيد(متوفاى 413 هـ .ق)

    وى در كتاب فقهى معروف خود به نام المقنعه در باب امر به معروف ونهى از منكرمى نويسد:
    اجراى حدود و احكام انتظامى اسلام كه وظيفه ى سلطان اسلام است، در عصر حضور به دست امامان معصوم(عليهم السلام) و نايبان خاصّ آنان اجرا مى گردد و در دوران غيبت به فقهاى شيعه واگذار كرده اند تا در صورت امكان، مسؤوليت اجرايى آن را به عهده بگيرند.
    2) شيخ الطائفه ابو جعفر طوسى (متوفاى 460 هـ .ق)

    او در كتاب النهاية (باب جهاد) مى گويد:
    اجراى حدود و احكام انتظامى اسلامى براى هيچ كس روا نباشد جز سلطان وقت كه از جانب خداوند عزّوجّل معرفى شده يا كسى كه از جانب او منصوب گرديده باشد...
    3) حمزة بن عبدالعزيز معروف به سلّار ديلمى (متوفاى 469 هـ . ق)

    اين فقيه نامى مى گويد:
    اجراى احكام در ميان مردم، به فقيهان واگذار شده است تا آن جا كه از حق، تجاوز نكنند.
    4) ابن ادريس حلّى (متوفاى 598 هـ .ق)

    وى در زمان خويش، بهترين نظر را درباره ى نيابت عام فقيهان ارايه كرد و مراجعه ى شيعيان را به متصدّيان عرفى، غير مجاز شمرد.
    5) علامه ابن المطّهر حلّى (متوفاى 771 هـ . ق)

    وى در قواعد الاحكام در باب جهاد مى گويد:
    در دوران غيبت، اجراى احكام در ميان مردم وظيفه ى فقها است تا براى در امان ماندن از خطر دشمن، حكم كنند و فتوى دهند.
    6) محقق كركى معروف به محقق ثانى (متوفاى 940 هـ .ق)

    وى در شرح قواعد علامه، سخن او را پذيرفته و در رساله اى كه در صلاة الجمعه نگاشته است، مى فرمايد:
    فقيهان شيعه اتفاق نظر دارند كه فقيه جامع الشرايط كه از آن به «مجتهد» تعبير مى شود، از سوى امامان معصوم(عليهم السلام) در همه ى امورى كه نيابت در آن دخالت دارد، نايب است. پس دادخواهى نزد او و پيروى از احكام او واجب است.
    7) ملا احمد نراقى (متوفاى 1245 هـ. ق)

    به گفته ى ايشان، فقيه بر دو امر ولايت دارد: 1 ـ بر آن چه پيامبر(صلى الله عليه وآله) و امام(عليه السلام)ولايت دارند، مگر آن كه مواردى به نص، اجماع و... از حوزه ى ولايت فقيه خارج شود.
    2 ـ بر هر كارى كه به دين و دنياى مردم مربوط باشد و ناگزير بايد انجام گيرد، خواه عاقلانه باشد يا از روى عادت.[11]
    8) مولى احمد مقدس اردبيلى (متوفاى 993 هـ. ق)

    وى در استحباب پرداخت زكات به فقيه مى نويسد:
    و دليل آن مثل آن چه گذشت، اين است كه فقيه به محل مصرف (زكات) داناتر است و گروه هاى گوناگون مردم در نزد او جمع هستند و شخص سزاوار و محتاج اصلى را بهتر مى شناسد. فقيه، خليفه ى امام معصوم(عليه السلام)است. پس آن چه به او مى رسد، به امام معصوم(عليه السلام)نيز رسيده است.
    9) شيخ محمد حسن نجفى معروف به صاحب جواهر (متوفاى سال 1266 هـ. ق)

    او پس از بيان اتفاق آراى فقيهان بر ثبوت ولايت و نيابت عامه ى فقيه جامع الشرايط در عصر غيبت مى گويد:
    اگر ولايت عامه نباشد، بسيارى از امور متعلق به شيعيان تعطيل مى شود. پس ولايت فقيه از مسلمات، ضروريات و بديهيات است. نظر من اين است كه خداوند، پيروى از فقيه را به عنوان «اولى الامر» بر ما واجب كرده است و دليل آن، اطلاق ادلّه ى حكومت فقيه به ويژه روايت صاحب الامر (عج) است.
    صاحب جواهر با بيان مبانى فقهى ولايت فقيه مى فرمايد:
    از چيزهاى عجيب و غريب، وسوسه ى بعضى ها درباره ى ولايت فقيه است. گويا اصلا چيزى از مزه و طعم فقه را نچشيده و از حرف و كارشان، هيچ چيزى نفهميده اند.
    10) شيخ مرتضى انصارى (متوفاى سال 1281 هـ. ق)

    ايشان در كتاب القضا مى فرمايد:
    حكم فقيه جامع الشرايط در همه ى فروع احكام شرعى و موضوع هاى آن، حجت و نافذ است؛ زيرا مقصود از لفظ حاكم كه در روايات آمده، نفوذ حكم او در همه ى شؤون و زمينه ها است و مخصوص مسايل قضايى نيست... .
    هر چند ايشان، محدوده ى ولايت را مطلق نمى داند، ولى تصريح مى كند كه ولايت فقيه از فتاوى مشهور فقيهان شيعه است و فقيه نايب امام است كه:
    اعترف به جمال المحققين فى باب الخمس بعد الاعتراف بانَّ المعروف بين الاصحاب، كون الفقهاء نايب الامام.
    11) حاج آقا رضا همدانى (متوفاى 1322 هـ .ق)

    وى در اين باره گفته است:
    در هر حال، نيابت فقيه جامع الشرايط از سوى امام عصر(عج) در چنين امورى واضح است و با تتبع در سخنان فقيهان شيعه، تأييد مى شود.
    12) آيت الله العظمى بروجردى (متوفاى 1382 هـ ق)

    ايشان مى فرمايد:
    و بالجمله كون الفقيه العادل منصوباً لمثل تلك الامور المهمة التى كيلى بها العامة مما لا اشكال فيه اجمالا بعد ما رويناه و لا محتاج فى اثباته الى مقبوله ابن حنظلة... .
    خلاصه اين كه فقيه عادل براى انجام چنين كارهاى مهمّى كه عموم مردم به آن مبتلا هستند، منصوب شده است...
    13) آيت اللّه العظمى خويى

    ايشان از راه امور حسبيه و باعنوان تكليف شرعى، حق عهده دارى اين مسؤوليت را براى فقيه ثابت مى كند."


    نظر شما در باره این پیشنهاد چیه؟
    (جلسات مناظره)

    موضوع مهم :
    کربلایی کاظم ساروقی، حجتی غیر قابل انکار

    چگونه؟؟؟ راه های جلوگیری از مرگ تدریجی جامعه

    کم گوی و گزیده گوی چون دُرّ :Sokhan: !!! تا از سُخَنت جهان شود پُر !!!
    الحذر الحذر! فَوَ الله لَقَد سَتَر، حتّی کأنَّه قد غَفَر

  15. تشکرها 5


  16. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    919
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست

    با درود جناب خوشنظر.

    فکر میکنم که بخش اول فرمایش شما مربوط به سوال دوستمان نبود. من هم به آن جواب نمیدهم.
    اما بخش دوم فرمایش شما:


    شما میفرمایید که خدا خودش حجت را به طریقی که خودش میداند بر مردم تمام میکند، از طرفی شما میگویید چون ما میبینم که مردم آقای خمینی را بعنوان ولی فقیه قبول کرده اند و آقای خمینی هم خودش قیام کرده، پس معلوم میشود که خدا از همین طریق ولی فقیه را مشخص نموده است. و او مشروعیت الهی داشته است.

    بعبارتی شما قائل به «برساختگی گرایی ِ تاریخی» هستید. و وقایع تاریخی را «حجت آور» و «حجت ِ در خود» میدانید.

    انتقاد بر نظر شما:
    اینکه آقای خمینی در طول برهه ای از تاریخ بعنوان ولی فقیه قرار گرفت، هرگز به ایشان مشروعیت نمیدهد. و هرگز به این معنا نیست که خدا خواسته است که ایشان به اینصورت ولی فقیه بشود. بلکه به این معناست که برخی شرایط اجتماعی و تاریخی و سیاسی، دست به دست هم دادند و ایشان را به قدرت رساندند. اتفاقا همانطور که نشان دادم، ایشان بصورت ضربتی و با اعمال فشار و زور سر نیزه، مخالفین خود را کنار زد و بر خلاف قول قبلی خودش، از امور حکومتی کناره گیری نکرد، بلکه خودش را رهبر بلامنازع کشور خواند.

    اگر بخواهیم وقایع تاریخی را حجت آور بدانیم، لاجرم باید همه وقایع را حجت آور بدانیم. مثلا بر اساس منطق تاریخی شما، باید رضاشاه را نیز دارای مشروعیت بدانیم. چرا که او نیز در برهه ای از تاریخ و بواسطه ی شرایط مختلف، بعنوان پادشاه و رهبر کشور برگزیده شد. پس باید بگوییم که خدا خواسته است که او پادشاه بشود و باید او را دارای مشروعیت خدایی بدانیم!

    استدلال شما قابل قبول نیست. شما باید نشان بدهید که چرا آقای خمینی ولی فقیه شد و مشروعیت خودش را از کجا کسب کرد و چرا در طول زمان بعنوان ولی فقیه شناخته شد، نه اینکه بگویید "چون ولی فقیه شد، پس مشروعیت اینکار را داشت!". شما عملا جواب معکوس میدهید و قیف را معکوس استفاده میکنید! اینکار شما توجیه واقعه بعد از وقوع است.

    ضمنا دوباره عرض میکنم که بر اساس نظریه ولایت فقیه و تبیین های امروزی آن، «مقبولیت» ، «مشروعیت» نمیآورد و حتی «عدم مقبولیت»، مشروعیت زدا نیست!


    خردبین سبز اندیش.
    به نام خدا
    درود بر بندگان خدا
    این مطالب نیز نشان از نا آگاهی توأم با دشمنی شما از ولایت فقیه دارد. خصوصاً این ادعا که امام با زور سرنیزه به حکومت رسید!

    به علاوه بنده چنین اعتقادی که به من نسبت دادید ندارم و چنین حرفی نزدم. این برداشت ناروای خود شماست.
    مبنای من این نیست که چون اتفاق افتاده پس حق بوده.

    مشروعیت ولایت فقیه از جانب خداست و مقبولیت زمینه تولی و حاکمیت او را فراهم می کند.


    نظر شما در باره این پیشنهاد چیه؟
    (جلسات مناظره)

    موضوع مهم :
    کربلایی کاظم ساروقی، حجتی غیر قابل انکار

    چگونه؟؟؟ راه های جلوگیری از مرگ تدریجی جامعه

    کم گوی و گزیده گوی چون دُرّ :Sokhan: !!! تا از سُخَنت جهان شود پُر !!!
    الحذر الحذر! فَوَ الله لَقَد سَتَر، حتّی کأنَّه قد غَفَر

  17. تشکرها 2


صفحه 1 از 11 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود