صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: والشمس تجری لمستقرلها و دو آیه بعدش

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    458
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    والشمس تجری لمستقرلها و دو آیه بعدش




    من میخوام بپرسم آخه این آیه رو با چه منطقی به حرکت دورانی خورشید نسبت میدید و وقتی که کلمات رو دونه به دونه ترجمه میکنیم، میگید "آره خوب!"؟

    1- والشمس=خورشید
    2- تجری=شمس مونث هست و فعلش هم مضارع ثلاثی مجرد از جَرَیَ. به معنی "جاری شدن" و "حرکت کردن".
    3- "لِ": برایِ
    4- مستقر: محل استقراری
    5- لها: برایش

    ترجمه : و خورشید جاری است برای محل استقرارش.

    1- جاری است در چه صورت میتونه معنی حرکت دایره ای بده؟ نکنه همه ی رودخونه های ما به صورت دایره حرکت میکنن و ما خبر نداشتیم؟
    2- لِ چطور میتونه معنی "در" بده؟ من از معلم عربیمون پرسیدم و گفت هرگز نمیشه.

    اگر منظور این آیه ستاره ی آندرومداست، چرا از کلمه ی "مستقرلها" براش استفاده شده؟ فکر نکنم برخورد دو ستاره چیز "مستقر"ی باشه.

    و دو آیه بعدش:

    لاَ الشَّمْسُ يَنبَغِي لَهَآ أَن تدْرِكَ القَمَرَ وَلاَ الْلَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ

    1- ینبغی: پیشی گرفتن
    2- فلک: مسیر تعیین شده، مدار
    3- یسبحون: شناورند

    نه خورشید از ماه پیشی گیرد و نه روز از شب و تمام آنها در مسیر معین شده ای شناورند.

    این آیه داره کاملا واضح میگه که ماه و خورشید در یک مدار شناورند و حرکت یکسانی
    دارند و این موید دو آیه قبله.


    حالا اگر شما میتونید ازین اشتباهات علمی یک معجزه ی علمی برای من بکشید بیرون بفرمایید در خدمتم.
    تیری را به سمت یک دیوار شلیک کنید، وقتی به دیوار برخورد کرد دور آن یک خط بکشید، و بگویید "دیدید که به هدف زدم؟"

    "افسانه چیزیست که ما دین دیگری را میخوانیم، گمراه کسی است که مخالف عقاید خود را میخوانیم".

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    958
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 3 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    لمستقرلها
    مستقر خیلی مهم است
    ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ ﴿۱﴾ مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ ﴿۲﴾ وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ ﴿۳﴾


    وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ حُكْمًا عَرَبِيًّا وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ وَاقٍ ﴿۳۷﴾






  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    458
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بله مهم است چون با وجود کلمه ی مستقر دیگه نمیتونید به ستاره ی آندرومدا ربطش بدید و نشون میده این آیه همون باور قرن 7 در مورد خورشید رو بازگو میکنه.
    تیری را به سمت یک دیوار شلیک کنید، وقتی به دیوار برخورد کرد دور آن یک خط بکشید، و بگویید "دیدید که به هدف زدم؟"

    "افسانه چیزیست که ما دین دیگری را میخوانیم، گمراه کسی است که مخالف عقاید خود را میخوانیم".

  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۶
    نوشته
    240
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام

    تفسیر المیزان، ج 17، ذیل آیه شریفه:


    " وَ الشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَها ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ" (یس/38)

    جريان شمس" همان حركت آن است، و لام در جمله " لمستقر لها" به معناى" الى- به سوى" و يا براى" غايت - تا" مى‏باشد. و كلمه" مستقر" مصدر ميمى و يا اسم زمان و يا اسم مكان است.
    و معناى آيه اين است كه: خورشيد به طرف قرار گرفتن خود حركت مى‏كند و يا تا آنجا كه قرار گيرد حركت مى‏كند، يعنى تا سرآمدن اجلش، و يا تا زمان استقرار، و يا محل استقرارش حركت مى‏كند.

    حال ببينيم معناى جريان و حركت خورشيد چيست؟ از نظر حس اگر حساب كنيم، حس آدمى براى آفتاب اثبات حركت مى‏كند، حركتى دورانى پيرامون زمين، و اما از نظر بحثهاى علمى قضيه درست به عكس است. يعنى خورشيد دور زمين نمى‏چرخد، بلكه زمين به دور خورشيد مى‏گردد. و نيز اثبات مى‏كند كه: خورشيد با سياراتى كه پيرامون آنند به سوى ستاره "نسر ثابت" حركتى انتقالى دارند.

    و به هر حال حاصل معناى آيه شريفه اين است كه: آفتاب پيوسته در جريان است، مادامى كه نظام دنيوى بر حال خود باقى است، تا روزى كه قرار گيرد و از حركت بيفتد، و در نتيجه دنيا خراب گشته، اين نظام باطل گردد.

    .... اما اينكه: بعضى" جريان خورشيد را بر حركت وضعى خورشيد به دور مركز خود حمل كرده‏اند" درست نيست، چون خلاف ظاهر جريان است، زيرا " جريان" دلالت بر انتقال از مكانى به مكانى ديگر دارد.



  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۶
    نوشته
    240
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام مجدد

    تفسیر المیزان، ج 17، ذیل آیه شریفه:

    " وَ الْقَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ حَتَّى عادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ"(یس/ 39)

    كلمه "منازل" جمع "منزل" است كه اسم مكان از نزول، و به معناى محل پياده شدن و منزل كردن است، و ظاهرا مراد از "منازل" نقاط بيست و هشت‏گانه‏اى است كه ماه تقريبا در مدت بيست و هشت شبانه روز طى مى‏كند.

    ... نظريه مفسرين در معناى آيه مختلف است، چون در تركيب آن اختلاف دارند... .
    و اين آيه شريفه به اختلاف منظره‏هاى ماه براى اهل زمين اشاره مى‏كند، چون در طول سى روز به شكل و قيافه‏هاى مختلفى ديده مى‏شود، و علتش اين است كه: نور ماه از خودش نيست، بلكه از خورشيد است، و به همين جهت (مانند هر كره‏اى ديگر هميشه) تقريبا نصف آن روشن است، و قريب به نصف ديگرش كه روبروى خورشيد نيست تاريك است، و اين دگرگونى هم چنان هست تا دوباره به وضع اولش برگردد. اگر ماه را در صورت هلالى‏اش فرض كنيم، روز بروز قسمت بيشترى از سطح آن كه در برابر آفتاب است به طرف زمين قرار مى‏گيرد، تا برسد به جايى كه تقريبا تمامى يك طرف ماه كه مقابل خورشيد قرار گرفته، به طرف زمين هم قرار گيرد (ماه شب چهارده) از آن شب به بعد دوباره رو به نقصان نهاده تا برسد به حالت اولش كه هلال بود.
    و به خاطر همين اختلاف كه در صورت ماه پيدا مى‏شود، آثارى در دريا و خشكى و در زندگى انسانها پديد مى‏آيد، كه در علوم مربوط به خودش بيان شده است.
    پس آيه شريفه از آيت قمر، تنها احوالى را كه نسبت به مردم زمين به خود مى‏گيرد بيان كرده، نه احوال خود قمر را و نه احوال آن را نسبت به خورشيد.

    و از اين جا است كه مى‏توان گفت: بعيد نيست مراد از " تجرى" در جمله " وَ الشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَها" اشاره باشد به احوالى كه خورشيد نسبت به ما دارد، و حس ما از ظاهر اين كره احساس مى‏كند، و آن عبارت است: از حركت روزانه و فصلى و ساليانه‏اش.

    همچنين بعيد نيست كه: مراد از جمله "لمستقر لها" اشاره باشد به حالى كه خورشيد فى نفسه دارد، و آن عبارت است از اينكه: نسبت به سياراتى كه پيرامونش در حركتند، ساكت و ثابت است، پس گويا فرموده: يكى از آيت‏هاى خدا براى مردم اين است كه خورشيد در عين اينكه ساكن و بى حركت است، براى اهل زمين جريان دارد، و خداى عزيز عليم به وسيله آن سكون و اين حركت پيدايش عالم زمينى و زنده ماندن اهلش را تدبير فرموده، (و خدا داناتر است).



  9. تشکرها 2


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۶
    نوشته
    240
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باز هم سلام

    تفسیر المیزان، ج 17، ذیل آیه شریفه:

    " لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لَا اللَّيْلُ سابِقُ النَّهارِ وَ كُلٌّ فِي فَلَك‏ يَسْبَحُونَ"(یس/40)

    كلمه "ينبغى - سزاوار است" دلالت بر ترجيح داشتن و بهتر بودن دارد، و معناى اينكه فرموده: "ترجيح ندارد خورشيد به ماه برسد" اين است كه چنين چيزى از خورشيد سرنزده، و منظور از اين تعبير اين است كه بفهماند تدبير الهى چيزى نيست كه روزى جارى شود و روزى از روزها متوقف گردد، بلكه تدبيرى است دائمى و خلل ناپذير، مدت معينى ندارد تا بعد از تمام شدن آن مدت به وسيله تدبيرى نقيض آن نقض گردد.
    پس معناى آيه اين است كه: شمس و قمر همواره ملازم آن مسيرى هستند كه برايشان ترسيم شده، نه خورشيد به ماه مى‏رسد تا به اين وسيله تدبيرى كه خدا به وسيله آن دو جارى ساخته مختل گردد، و نه شب از روز جلو مى‏افتد، بلكه اين دو مخلوق خدا در تدبير پشت سر هم قرار دارند، و ممكن نيست از يكديگر جلو بيفتند، و در نتيجه دو تا شب به هم متصل شوند يا دو تا روز به هم بچسبند.
    در اين آيه شريفه تنها فرمود: خورشيد به ماه نمى‏رسد، و شب از روز جلو نمى‏زند، و ديگر نفرمود: ماه هم به خورشيد نمى‏رسد، و روز هم از شب جلو نمى‏زند، و اين بدان جهت است كه مقام آيه مقام بيان محفوظ بودن نظم و تدبير الهى از خطر اختلاف و فساد بود، و براى افاده اين معنا خاطرنشان ساختن يك طرف قضيه كافى بود، و چون خورشيد بزرگتر و قوى‏تر از ماه، و ماه كوچكتر و ضعيف‏تر از خورشيد است، لذا نرسيدن خورشيد به ماه را ذكر كرد و از ذكر آن، حال عكسش هم روشن مى‏شود، و شنونده خودش مى‏فهمد وقتى خورشيد با آن بزرگى و قوتش نتواند به ماه برسد، ماه به طريق اولى نمى‏تواند به خورشيد برسد.
    و همچنين است شب، چون شب عبارت است از نبود روزى كه اين شب، شب آن روز است، و وقتى شب كه يك امر عدمى است، و طبعا متاخر از روز است، نتواند از روز پيشى گيرد، عكسش هم معلوم است، يعنى شنونده خودش مى‏فهمد كه روز هم از شب يعنى از عدم خودش پيشى نمى‏گيرد.

    " وَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ"
    يعنى هر يك از خورشيد و ماه و نجوم و كواكب ديگر در مسير خاص به خود حركت مى‏كند و در فضا شناور است، همان طور كه ماهى در آب شنا مى‏كند، پس كلمه "فلك" عبارت است از همان مدار فضايى كه هر يك از اجرام آسمانى در يكى از آن مدارها سير مى‏كنند، و چون چنين است بعيد نيست كه مراد از كلمه "كل" هر يك از خورشيد و ماه و شب و روز باشد، هر چند كه در كلام خداى تعالى شاهدى بر اين معنا نيست.


  11. تشکرها 2


  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    958
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 3 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط aurlito نمایش پست
    بله مهم است چون با وجود کلمه ی مستقر دیگه نمیتونید به ستاره ی آندرومدا ربطش بدید و نشون میده این آیه همون باور قرن 7 در مورد خورشید رو بازگو میکنه.
    وَآيَةٌ لَّهُمْ أَنَّا حَمَلْنَا ذُرِّيَّتَهُمْ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ ﴿41﴾


    وَخَلَقْنَا لَهُم مِّن مِّثْلِهِ مَا يَرْكَبُونَ ﴿42﴾

    ایه خورشید در قرارگاهش جاری است بهترین ترجمه است برای قرارگاهش درست نیست زیرا در این صورت مفهوم ایه از لحاظ علمی قابل استفاده نیست و مفهوم دیگری پیدا می کند
    اما این دو ایه را اگر دقت کنی اعجاز واقعی است که حرکت کشتی را مثال زده است و خلق وسایل حمل و نقل را که مانند کشتی بروند
    کشتی بر خلاف اسب از علم برای ساخت ان استفاده شده و علم ان هم این است که اب از چوب چگالتر است به همین خاطر چوب روی اب می ماند
    خلق هم به معنی وسایلی هست که در اینده اختراع می شود یعنی تکنولوژی ای که بر اساس مکانیک ساخته می شود
    ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ ﴿۱﴾ مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ ﴿۲﴾ وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ ﴿۳﴾


    وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ حُكْمًا عَرَبِيًّا وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ وَاقٍ ﴿۳۷﴾






  13. تشکرها 2


  14. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    719
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    41
    آپلود
    0
    گالری
    4



    و الشمس تجری لمستقرٍ لها ذلک تقدیر العزیز العلیم و خورشید که پیوسته به سوی قرار گاهش در حرکت است، اینتقدیر خداوند قادر و دانا است(سوره یس، آیه 38).

    این آیه به وضوح حرکت مستمرّ خورشید را بیان میکند؛ اما در این که منظور از این حرکت چیست، مفسران بحث‏های فراوان دارند. آخرین و جدیدترین تفسیر برای این آیه همان است که اخیرا دانشمندان کشف کرده‏اند که خورشید با مجموعه منظومه شمسی در وسط کهکشان به سوی ستاره دوردست «وگا» در حرکت است. ممکن است عبارت «تجری» تمام این حرکت‏ها و حرکت‏های دیگری را در آینده کشف خواهد شد، بیان میکند. (تفسیر نمونه، جلد 18، ص 381 و 382).

    لا الشمس ینبغی لَها ان تدرک القمر و لا اللیل سابق النهار و کلّ فی فلک یسبحون نه برای خورشید سزاوار است که به ماه رسد و نه شب به روز پیشی میگیرد و هر کدام از آن‏ها در مسیر خود شناورند(سوره یس، آیه 40).
    در آیات 38 و 40 سوره یس برای خورشید، هم حرکت جریانی قائل شده و هم دورانی. یک جا میگوید: و الشمس تجری... و در جای دیگر از شناور بودن خورشید در فلک سخن میگوید: کل فی فلک یسبحون . آن روز که این آیات نازل شد، فرضیه هیئت بطلیموس با قدرت هر چه تمام‏تر بر محافل علمی حاکم بود. طبق فرضیه بطلیموس، اجرام آسمانی به خودی خود گردشی نداشتند؛ بلکه در دل افلاک ـ که اجسامی بلورین و متراکم روی هم همچون طبقات پوست پیاز بودند ـمیخکوب شده بودند و حرکت آن‏ها تابع حرکت افلاکشان بود. در آن روزگار، نه شناور بودن خورشید مفهومی داشت، و نه حرکت طولی و جریانی خورشید. امّا بعد از فرو ریختن پایه‏های فرضیه بطلیموس در پرتر کشفیات قرون اخیر و آزاد شدن اجرام آسمانی از قید و بند افلاک بلورین، این نظریه قوت گرفت که خورشید در مرکز منظومه شمسی ثابت و بی حرکت است و تمام منظومه شمسی پروانه‏وار به گرد او میچرخند. در این زمان نیز، هنوز مفهوم آیات فوق که حرکت طولی و دورانی را به خورشید نسبت میداد، روشن نبود؛ تا این که باز پیشرفت علوم، امروزه چند نوع حرکت برای خورشید ثابت شده است. حرکت وضعی آن به دور خورشید؛ و حرکت طولی آن همراه منظومه شمسی به سوی نقطه مشخصی از آسمان حرکت دورانی آن همراه مجموعه کهکشانی که جزئی از آن است. و به این ترتیب یک معجزه دیگر علمی برای قرآن به ثبوت رسید، (تفسیر نمونه، ج 18، ص 388 و 389).
    ویرایش توسط سلام خدا : ۱۳۸۸/۰۸/۰۶ در ساعت ۲۲:۰۹
    هر كس به شأن خود به كاري مي پردازد

  15. تشکرها 2


  16. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    458
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در دو آیه بعد شمس به معنی خورشید به کار رفته شده. چطور اینجا به معنی آفتاب به کار بردش؟ درضمن مگر برای آفتاب در عربی لغت نیست که اینجا از خورشید به جای آفتاب استفاده شده؟

    و به این ترتیب یک معجزه دیگر علمی برای قرآن به ثبوت رسید،
    میشه بگید چطور با نجوم بطلیموسی معجزه ی علمی به اثبات میرسه؟
    ویرایش توسط Aurlito : ۱۳۸۸/۰۸/۰۶ در ساعت ۲۱:۴۹
    تیری را به سمت یک دیوار شلیک کنید، وقتی به دیوار برخورد کرد دور آن یک خط بکشید، و بگویید "دیدید که به هدف زدم؟"

    "افسانه چیزیست که ما دین دیگری را میخوانیم، گمراه کسی است که مخالف عقاید خود را میخوانیم".

  17. تشکر


  18. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    719
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    41
    آپلود
    0
    گالری
    4



    نقل قول نوشته اصلی توسط معظم نمایش پست
    اگر ماه را در صورت هلالى‏اش فرض كنيم، روز بروز قسمت بيشترى از سطح آن كه در برابر آفتاب است به طرف زمين قرار مى‏گيرد،...
    نقل قول نوشته اصلی توسط معظم نمایش پست
    آفتاب پيوسته در جريان است، مادامى كه نظام دنيوى بر حال خود باقى است...
    سلام. با اجازه استاد. دوست عزيز اگر خوب توجه كنيد در اين موارد كه از كلمه "افتاب" استفاده شده، منظور نور خورشيد است، كه به منظور بيان وجود خورشيد (كه اثر مشخص آن، نور آفتاب است) بكار رفته.

    نقل قول نوشته اصلی توسط aurlito نمایش پست
    میشه بگید چطور با نجوم بطلیموسی معجزه ی علمی به اثبات میرسه؟
    همونطور كه گفته شد اين هيئت بطلميوسي در گذشته قدرت زيادي داشت و نظرش بر ديگران حاكم بود...طبق فرضیه بطلیموس، اجرام آسمانی به خودی خود گردشی نداشتندو ...
    تا اينكه با پيشرفت علم و اختراع وسايل نجومي، اشتباه بودن فرضيه هاي اونها ثابت شد... همونطور كه بيان شد،آيه قرآن، براي خورشيد هم حركتي قائل شده، كه اين موضوع بر خلاف نظر اون هيئت بود. يعني در آن روزگار، نه شناور بودن خورشید مفهومی داشت، و نه حرکت طولی و جریانی خورشید
    ویرایش توسط سلام خدا : ۱۳۸۸/۰۸/۰۶ در ساعت ۲۲:۲۷
    هر كس به شأن خود به كاري مي پردازد

  19. تشکرها 2


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود