صفحه 2 از 6 نخست 1234 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مرگ - برزخ - قیامت

  1. #11

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,957
    مورد تشکر
    3,492 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مرگ برخ- قیامت




    4- فلسفه مرگ وحیات چيست؟ یا (هدف از آفرینش انسان چیست؟)
    در قرآن مجید آیات منعددی مبنی بر هدف از آفینش ذکر شد که درمجموع 4 مورد می باشد
    1- آزمايش انسان :
    قرآن مجيد نخست آفرينش مرگ و حيات را به عنوان نشانه اى از قدرت بى پايانش معرفى مى كند، سپس مى فرمايد: هدف از اين آفرينش آزمايش حسن عمل است، آزمايشى كه به معناى پرورش انسان ها و هدايت آنها به سوى مسير قرب پروردگار است.
    قران در این زمینه می فرماید: (تَبَـرَكَ الَّذِى بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَ هُوَ عَلَى كُلِّ شَىْء قَدِير * الَّذِى خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَيَوةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ)[1]
    بزرگوار [و خجسته] است آنكه فرمانروايى به دست اوست و او بر هر چيزى تواناست
    همانكه مرگ و زندگى را پديد آورد تا شما را بيازمايد كه كدامتان نيكوكارتريد و اوست ارجمند آمرزنده . پربركت و زوال ناپذير است كسى كه حكومت جهان هستى به دست او است و بر همه چيز قادر است. همان كسى كه مرگ و زندگى را آفريد تا شما را بيازمايد كه كدامتان نيكوكارتريد و او شكست ناپذير و بخشنده است.
    معلوم است این امتحان برای پاداش کیفری است که بشربا آن مواجه شد.
    آیه علا وه بر این مفاد اشاره برای هدف دیگر است وآن اینکه مقصود بالذات از خلقت رساندن جزای خیر به بندگان بوده چون در این آیه سخنی از گناه وکار زشت وکیفر نیامده تنها
    عمل خوب را ذکر کرده و فرموده خلقت و حیات و موت برای اینست که معلوم شود کدامیک عملش بهتر است پس صاحبان عمل نیک مقصود و اصل ازخلقتند واما دیگران بخاطر آنان خلق شده اند. (2)
    قابل توجه اینکه هدف آزمایش را در آین آیه ،حسن عمل معرفی کرده نه کثرت عمل واین دلیل بر این است که اسلام به کیفیت اهمیت می دهد نه به کمیت ،مهم اینست که عمل خالصانه وبرای خدا مفید وجامع باشد هر چند از نظر کمیت کم باشد لذا در روایتی از پیامبر (ص) نقل شده که فرمود : اتمکم عقلا واشدکم الله خوفا و احسنکم فیما امرالله به و نهی عنه نظراو ان کان اقلکم تطورا .منظور اینکه کدامیک از شما عقل وخرد کاملتر وخدا ترسی بیشتر و آگاه تر وافزون تر در اوامر ونواهی الهی دارید هر چند اعمال مستحبتان کمتر بوده باشد . بدیهی است عقل کامل عمل را پاکتر ونیت را خالصتر وپاداش را بیشتر میکند .
    واز امام صادق (ع) در تفسیر این آیه است که فرمود: لیس یعنی اکثر عملا ولکن اصو بکم عملا. منظور این نیست که کدامیک بیشتر عمل می کند بلکه منظور این است کدامیک صحیح تر عمل می کند. (3)
    2- پرستش خداوند:
    در این زمینه قرآن مکی فرماید : وما خلقت الجن الانس الا لیعبدون.(4)
    و من خلق نکردم جن و انسان را مگر به جهت پرستش نمودن به درگاه من .
    - لام -غرض است؛ پس اینطور می شود که خداوند هدفش از آفرینش جن و انس عبادت است اگر گروهی عبادت نکردند غرض وهدف آفرینش باطل نخواهد شد مانند کسی که غذائی را برای مردمی تهیه کند و آنان را دعوت کرده که ان غذا را بخورند وآن مردم حاضر شده اند ولی بضی از انان آن غذا را نخورده اند در این صورت آن شخص دعوت کننده به سفاهت موصوف نخواهد شد وهدفش درست بوده زیرا خوردن غذا موصوف به اختیار وانتخاب دیگری است. (5)
    در کتاب علل الشرایع (شیخ صدوق) باسنادش از ابی عبد الله قال خرج الحسین بن علی بن علی، علی اصحابه فقال: ایها الناس ان الله عز وجل ذکره، ما خلق العباد الا لیعرفوه فاذا عرفوه عبدوه فاذا عبدوه استغنوا بعبادته عن عبادة من سواه فقال له رجل یا ابن رسول الله بابی انت وامی فما معرفة الله قال معرفة اهل کل زمان امامهم الذی تجب علیهم طاعته .
    (6)
    امام صادق علیه السلام فرمود حسین بن (علی علیه السلام ) بر بعضی اصحابش میگذشت فرمود : ای مردم خداوند خلق نکرد بندگان را مگر اینکه او را بشناسند اگر اورا بشناسند میپرستند پس اگر اورا بپرستند با عبادت او از پرستش دیگران بی نیاز میشوند . پس مردی گفت یا بن رسول الله پدر ومادرم فدایت شوند معرفت خدا چیست؟ فرمود : شناخت مردم هر زمان است امام واجب الاطاعة شان را.
    3- نشان دادن قدرت و علم بی پایان خداوند:
    در این زمینه نیز قرآن میفرماید: الله الذی خلق سبع سماوات ومن الارض مثلهن یتنزیل الامر بینهن لتعلموا ان الله علی کل شیء قدیر وان الله قد احاط بکل شیء علما.(7)
    خداوند کسیاست که آسمان را آفرید ه واز زمین نیز مانند آن خلق کرده .فرمان او در میان آنها نازل می شود تا بدانید خداوند برهر چیز توانا است وعلم او به همه موجودات احاطه دارد.
    در اینجا علم واگاهی از قدرت وعلم خداوند به عنوان هدفی برای آفرینش آسمانها و زمین و آنچه درآنهاست ذکرشده.
    4- رحمت خداوند بر بشر:
    قرآن مجید در جایی دیگر رحمت کردن را هدف قرار داده و فرمود: ولو شاء ربک لجعل الناس امة واحدة ولا یزالون مختلفین الا من رحم ربک ولذلک خلقهم. (8)
    اگر پروردگارت می خواست همه مردم راامت واحدة (بدون هیچ گونه اختلاف) قرار می داد ولی آنه همواره مختلفند مگر آنچه پروردگارت رحم کند و برای همین رحمت نمودن آنها را آفرید.
    نتیجه :
    با اندکی تامل نشان میدهد که هیچ تضاد و اختلافی در میان این آیات نیست در واقع بعضی هدف مقدماتی وبعضی متوسط و بعضی هدف نهایی اند وبعضی نتیجه .به اینصورت که :
    1- هدف اصلی از خلقت ،همان عبودیت وپرستش نمودن خداست .
    2- علم ودانش و امتحان و آزمایش اهدافی هستند که در مسیر عبودیت قرار میگیرند .
    3- رحمت واسعه خداوند و فیض رساندن به انسان نتیجه این عبودیت است .
    پاورقی:

    1- سوره ملک آیه 1-2
    2- ترجمه تفسیر المیزان ج19 ص585
    3- تفسیر نمونه ج24 ص 316
    4- سو ره ذاریات آیه 56
    5- ترجمه تفسیر مجمع البیان ج23 ص331
    6- تفسیر نور الثقلین ج5 ص 132)
    7- سوره طلاق آیه 12
    8- سوره هود آیه 118-119

    ادامه دارد....
    ویرایش توسط hoseintabar : ۱۳۸۶/۱۱/۲۰ در ساعت ۰۶:۳۷
    الهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد

  2. تشکرها 2


  3. #12

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,957
    مورد تشکر
    3,492 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خونسرد انواع جان دادن




    انواع جان دادن
    در روايات چهار نوع جان دادن داريم .
    1- خوبانى كه راحت جان مى‏دهند.
    حضرت على عليه السلام مى‏فرمايد: هنگام مرگ خوبان، بشارتى به آنان داده مى‏شود كه چشمشان روشن و به مرگ علاقه پيدا كرده و راحت جان مى‏دهند.(1)
    2- خوبانى كه سخت جان مى‏دهند.
    پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله فرمود: «الموتُ كفّارة لذُنوبِ المؤمنين» (2)
    مرگ و سختى‏هاى آن سبب جبران گناهان اندكى است كه مؤمنان دارند تا پس از مرگ كيفر ديگرى نداشته و پاك و پاكيزه نزد خدا روند.
    3- بدانى كه راحت جان مى‏دهند.
    امام كاظم‏عليه السلام مى‏فرمايد: «و تُصَفّى الكافرين من حسناتهم» (3)
    راحت مردن كافر بخاطر تسويه حسابى است كه خداوند نسبت به كارهاى نيك آنان انجام مى‏دهد، چون بعضى كافران نقاط خوبى در زندگى دنيوى خود دارند كه آسان مردن جزاى آنهاست.
    4- بدانى كه به سختى جان مى‏دهند، كه اين اوّلين عقاب الهى است. .. وما کان من شده علی الکافر هناک فهو ابتدا ء عذاب الله .. (4)
    پاورقی:
    1- بحار الانوار ج 6 ص 153
    2- بحار الانوار ج 6 ص 151
    3- بحار الانوار ج 6 ص 155
    4- بحار الانوار ج 6 ص 153
    ادامه دارد...



    الهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد

  4. تشکرها 4


  5. #13

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,957
    مورد تشکر
    3,492 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تعجب چرا بعضی از مرگ می ترسند ؟




    چرا بعضی از مرگ می ترسند ؟
    1- علاقه زيادى به دنیا و مال دنیا:
    كسانى كه علاقه زيادى به دنيا دارند، جدايى آنها از دنيا بزرگ‏ترين شكنجه است، ولى اگر انسان در دنيا زاهد باشد و نسبت به آن دلبستگى و وابستگى نداشته باشد، مردن و جدا شدن از آن براى او آسان و راحت وبدون ترس است.
    شخصى از پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله پرسيد: چرا از مرگ مى‏ترسيم؟ حضرت فرمود: آيا مال و ثروت دارى؟ گفت: بله، فرمود: آيا چيزى از آن را در راه خدا انفاق كرده‏اى؟ گفت: نه، فرمود: به همين خاطر است كه از مرگ مى‏ترسى.
    نظير همين سؤال را شخصى از امام حسن‏عليه السلام كرد امام جواب داد: «اِنّكم اَخرَبتُم آخرتَكُم و عَمّرتُم دُنياكم فَأنتم تَكرَهونَ النَّقلَة مِنَ العُمرانِ الىَ الخَراب» (1) شما تمام كوشش خود را صرف آبادى دنياى خود كرده‏ايد و براى آخرت كار نيكى انجام نداده‏ايد و به همين خاطر از مرگ مى‏ترسيد كه از جاى آباد به جاى خراب منتقل مى‏شويد.
    2- عدم شناخت از حقیقت مرگ :
    امام هادى عليه السلام به عيادت يكى از ياران كه مريض بود رفت، ديد آن مريض گريه مى‏كند و از مردن مى‏ترسد. امام هادى عليه السلام فرمود: «تَخافُ مِنَ المَوتِ لانّك لاتَعرِفُه» (2) تو از مرگ مى‏ترسى، چون نسبت به آن شناخت ندارى.
    آرى، نا آگاهى و بى‏خبرى و شناخت ناقص نسبت به مرگ و معاد، يكى از عوامل ترس از مرگ است.
    3- بعضى از طولانى بودن راه وكمى زاد و توشه مى‏ترسند.
    حضرت على‏عليه السلام در نهج البلاغه مى‏فرمايد: «آه من قِلَّةِ الزّادِ و طُولِ الطَّريقِ و بُعدِ السّفَر و عَظيمِ المَورِد» (3) آه كه توشه راهم كم است و راه طولانى و سفر دور و جايگاه و مقصد بس بزرگ است.
    4 – خلافکاری در دنیا :
    مانند یک راننده که گاهى وسيله دارد و از كمبود سوخت و سالم بودن لاستيك و موتور هم دلهره‏اى ندارد، ولى باز راننده ترس دارد. زيرا او در گذشته تخلّفاتى مرتكب شده و پا به فرار گذارده است و اكنون مى‏ترسد كه در جلو راهش پليس باشد آن هم پليسى كه پرونده تمام تخلّفاتش را در دست دارد. به علاوه خود عقربك ماشين و كيلومترشمار نشان مى‏دهد كه طبق قوانين عمل ننموده است، حرارت ماشين، خستگى مسافران نيز گواه ديگرى بر تخلّف اوست، قهراً اين راننده خود را باخته كه بايد پاسخگوى تمام فرارها و تخلّفات خودش باشد.
    در مورد مرگ نيز بعضى چنين هستند، چنانكه در سوره جمعه مى‏خوانيم: «ولايَتمنّونَه أبَداً بما قَدّمتْ أيديهِم» (4) حتّى كسانى كه خيال مى‏كنند از اولياى خدا هستند، بخاطر تخلّفات خود هرگز آرزوى مرگ نمى‏كنند.
    5- ترس از سرنوشتى که در انتظار اوست . بر فرض گرفتار جريمه تخلّفات نشود، آيا طبق تمايلات و خواسته‏هاى او مورد مهربانى قرار خواهد گرفت؟ و آيا پس از طىّ اين راه پر پيچ و خم، ارزش مهمانى در مقصد را خواهد داشت يا نه؟
    و هر گاه بداند پايان راهِ سياه و تاريك، صبح سفيد و نورانى و برخوردار از انواع نعمت‏هاى بى‏پايان است، هرگز ترسى نخواهد داشت.
    از حضرت على عليه السلام سوأل شد: چرا شما مرگ را دوست داريد و گاهى مى‏فرماييد: اُنس من به مردن از علاقه طفل به پستان مادرش بيشتر است؟ آن حضرت در پاسخ فرمود:
    «لمّا رأيتُهُ قد اِختارَلى دينَ ملائِكَتِه و رُسُلِه و اَنبيائِه عَلِمتُ أنّ الّذى أكرمَنى بهذا ليس يَنسانى فَأحبَبتُ لِقائَه» (5) چون نمونه الطاف خدا را در دنيا ديدم، يقين پيدا كردم آن خدايى كه در دنيا آنقدر به من لطف كرد و مرا در راه فرشتگان و پيامبرانش سوق داد، در روز قيامت هم مرا فراموش نخواهد كرد.
    پاورقی:
    1- بحار الانوار ج6 ص 129
    2- معاد فلسفی ص 179
    3- نهج البلاغه فیض الاسلام حکمت 74
    4- سوره جمعه آیه7
    5- بحار الانوار ج6 ص 127
    ادامه دارد..
    ویرایش توسط hoseintabar : ۱۳۸۶/۱۱/۲۸ در ساعت ۲۰:۴۰
    الهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد

  6. تشکرها 4


  7. #14

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,957
    مورد تشکر
    3,492 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تعجب شباهتها و تفاوتهاي خواب و مرگ





    شباهتها و تفاوتهاي خواب و مرگ درچيست؟
    آيا انسان به هنگام مردن مانند خواب رفتن، چيزى را درك مى كند؟
    در دو قسمت به پاسخ پرسش مى پردازيم:
    الف) شباهتها :
    ب- تفاوتها
    در مورد قسمت اوّل، بايدگفت كه مرگ و خواب، شباهت زيادي به هم دارند،
    از آنجمله در روايتي از امام باقر علیه السلام سؤال شد: ماالموت قال هوالنوم الذی یاتیکم فی کل لیلة الا انه طویل مدته. .( 1)مرگ چيست؟ فرمود: مرگ همان خوابى است كه هر شب به سراغ شما مى آيد، جز اين كه مدّتش طولانى است و انسان از آن بيدار نمى شود تا روز قيامت. بنابراين
    اولا : درهردو روح ازاين بدن جسماني دنيوي جدا ميشود . (اين تعبير كلامي است نه فلسفي)
    ثانيا: درهردو روح دربدن مثالي قرارميگيرد.
    ثالثا : درهردو روح آزاد وبه هركجا بتواند ميرود.
    رابعا: درهيچ كدام نابودي وجود ندارد.
    خامسا: درهردو روح و جسم تاثير مثبت يا منفي متقابل به هم دارند.
    ولى يك تفاوت عمده و اساسى ميانشان هست كه آنها را از هم متمايز مى سازد و آن اين كه پس ازقبض روح در مرگ ديگر روح به بدن باز نمى گردد و دستگاه مغز آدمى تعطيل مى شود، ولى در خواب، فقط بخشى از دستگاه مغز تعطيل مى شود و روح دوباره به بدن بازگردانده مى شود:
    به عبارت: ديگر درخواب جسم از بين نمي رودولي در مرگ جسم كمكم نابود ميشود.
    قرآن دراین زمینه میفرماید: اللَّهُ يَتَوَفَّى الاَْنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَ الَّتِى لَمْ تَمُتْ فِى مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِى قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَ يُرْسِلُ الاُْخْرَى إِلَى أَجَل مُّسَمًّى(2 )
    خدا روح مردم را هنگام مرگشان به تمامى باز مى‏ستاند و [نيز] روحى را كه در [موقع] خوابش نمرده است [قبض مى‏كند] پس آن [نفسى] را كه مرگ را بر او واجب كرده نگاه مى‏دارد و آن ديگر [نفسها] را تا هنگامى معين [به سوى زندگى دنيا] بازپس مى‏فرستد قطعا در اين [امر] براى مردمى كه مى‏انديشند نشانه‏هايى [از قدرت خدا]ست .
    به اين ترتيب، روشن مى شود كه خواب برادر مرگ و شكل ضعيفى از آن است.
    پاورقي:
    [1]الميزان، ج 13، ص 191 ـ 196; ، پيام قرآن- مكارم شيرازي ج 5، ص 279 ـ 305.
    [2] زمر، آيه 42.




    الهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد

  8. تشکرها 3


  9. #15

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,957
    مورد تشکر
    3,492 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جسمانی بودن معاد درقرآن




    جسمانى بودن معاد از ديدگاه قرآن
    آياتى كه ظاهرا بر جسمانى بودن معاد قرینه هستند بر چند دسته اند؛ از جمله :
    1 ـ آيـاتـى كـه در جـواب مـنـكـران زنـده شـدن دوبـاره بـدن پـوسـيـده انـسـان هـاى مـرده نازل شده اند؛ مانند آیه: وَضَرَبَ لَنَا مَثَلًا وَنَسِيَ خَلْقَهُ قَالَ مَنْ يُحْيِي الْعِظَامَ وَهِيَ رَمِيمٌ(1) و براى ما مثلى آورد و آفرينش خود را فراموش كرد گفت چه كسى اين استخوانها را كه چنين پوسيده است زندگى مى‏بخشد .اگـر قـرآن قـائل بـه مـعـاد جـسـمـانـى نـبـود در جـواب سـؤ ال كننده مى فرمود كه در قيامت لازم نيست اين جسم دوباره بازگردد و فقط روح او را حاضر مى كنند.
    2 ـ آيـاتـى كـه بـا صـراحـت مـطـرح مى كند كه در قيامت ، انسان ها از قبرها برمى خيزند و به صحنه محشر مى آيند؛ مانند آيه : يَوْمَ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ سِرَاعًا كَأَنَّهُمْ إِلَى نُصُبٍ يُوفِضُونَ (2) روزى كه از گورها[ى خود] شتابان برآيند گويى كه آنان به سوى پرچمهاى افراشته مى دوند.

    3 ـ آيـاتـى كه مطرح مى كند در قيامت انسان ها دوباره از خاك نشاءت گرفته و برانگيخته مى شوند:مانند: آیه: مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ وَفِيهَا نُعِيدُكُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَى .(3)


    از اين [زمين] شما را آفريده‏ايم در آن شما را بازمى‏گردانيم و بار ديگر شما را از آن بيرون مى‏آوريم .

    4 ـ آياتى كه زنده شدن مردگان را به زنده شدن زمين مرده تشبيه كرده است :مانند:
    وَاللَّهُ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّيَاحَ فَتُثِيرُ سَحَابًا فَسُقْنَاهُ إِلَى بَلَدٍ مَّيِّتٍ فَأَحْيَيْنَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا كَذَلِكَ النُّشُورُ .(4) و خدا همان كسى است كه بادها را روانه مى‏كند پس [بادها] ابرى را برمى‏انگيزند و [ما] آن را به سوى سرزمينى مرده رانديم و آن زمين را بدان [وسيله] پس از مرگش زندگى بخشيديم رستاخيز [نيز] چنين است .
    5 ـ آياتى كه در آنها از نعمت هاى جسمانى بهشت يا عذاب هاى جسمانى جهنم ياد شده است :
    مانند آیه: ...وَفَاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ - لَّا مَقْطُوعَةٍ وَلَا مَمْنُوعَةٍ -وَفُرُشٍ مَّرْفُوعَةٍ - إِنَّا أَنشَأْنَاهُنَّ إِنشَاء -فَجَعَلْنَاهُنَّ أَبْكَارًا -عُرُبًا أَتْرَابًا - لِّأَصْحَابِ الْيَمِينِ .(5)و ميوه‏اى فراوان - نه بريده و نه ممنوع - و همخوابگانى بالا بلند - ما آنان را پديد آورده‏ايم پديد آوردنى - و ايشان را دوشيزه گردانيده‏ايم - شوى دوست همسال - براى ياران راست .
    6 ـ آياتى كه دلالت بر اعضا و جوارح انسان ها در قيامت دارد: مانند آیه:الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلَى أَفْوَاهِهِمْ وَتُكَلِّمُنَا أَيْدِيهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ .(6)امروز بر دهانهاى آنان مهر مى‏نهيم و دستهايشان با ما سخن مى‏گويند و پاهايشان بدانچه فراهم مى‏ساختند گواهى مى‏دهند .
    آيـاتـى كـه بـراى اثـبـات امكان و وقوع قيامت به نمونه هاى زنده شدن مردگان استناد مى كـنـد؛ مانند وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَى وَلَكِن لِّيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِّنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى كُلِّ جَبَلٍ مِّنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا وَاعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ .(7)و (ياد كن‏) آنگاه كه ابراهيم گفت‏: (پروردگارا، به من نشان ده‏؛ چگونه مردگان را زنده مى‏كنى‏؟) فرمود: (مگر ايمان نياورده‏اى‏؟) گفت‏: (چرا، ولى تا دلم آرامش يابد.) فرمود: (پس‏، چهار پرنده برگير، و آنها را پيش خود، ريز ريز گردان‏؛ سپس بر هر كوهى پاره‏اى از آنها را قرار ده‏؛ آنگاه آنها را فرا خوان‏، شتابان به سوى تو مى‏آيند، و بدان كه خداوند توانا و حكيم است‏.)
    پاورقی:
    1-(سوره یس آیه 78)
    2-(سوره معارج آیه 43 )
    3-.(سوره طه آیه 55)
    4-.(سوره فاطر آیه 9)
    5- (سوره واقعه آیه 32- 38)
    6-(سوره یس آیه 65)
    7-.(سوره بقره آیه 260)
    ادامه دارد....

    الهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد


  10. #16

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    1
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با تشکر . اما من دیروز سئوالی نوشتم که جواب نگرفتم.جواب ان را فوری میخواهم. علت مخفی بودن فیامت چیست؟
    ایمیل من: ***
    ویرایش توسط andishmand : ۱۳۸۷/۱۱/۲۲ در ساعت ۱۱:۴۸ دلیل: برداشتن آدرس ایمیل

  11. تشکر


  12. #17

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    3,021 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما مخفي بودن قيامت




    نقل قول نوشته اصلی توسط خ-ن نمایش پست
    با تشکر . اما من دیروز سئوالی نوشتم که جواب نگرفتم.جواب ان را فوری میخواهم. علت مخفی بودن فیامت چیست؟
    ایمیل من: asmane_23@yahoo.com
    بنا م خدا
    با سلام خدمت شما
    آگاهى از زمان وقوع قيامت فقط از آن خداست و كسى ديگر از آن اطلاع ندارد ، قرآن كريم مى فرمايد:«يَسْـَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَـيهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ رَبِّى ... * (اعراف/ 187) درباره قيامت از تو سؤال مى كنند ، كى فرا مى رسد ؟ بگو : «علمش فقط نزد پروردگار من است ; و هيچ كس جز او (نمى تواند) وقت آن را آشكار سازد ; (قيام قيامت ، حتى ) در آسمان ها و زمين ، سنگين (و بسيار پر اهميت ) است ، و جز به طور ناگهانى ، به سراغ شما نمى آيد . (باز) از تو سؤال مى كنند ، چنان كه گويى تو از زمان وقوع آن با خبرى ; بگو : علمش تنها نزد خداست ; ولى بيشتر مردم نمى دانند .»
    در جاى ديگر نيز مى فرمايد: «وَ مَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ تَكُونُ قَرِيبًا* (احزاب/ 63) چه مى دانى شايد قيامت نزديك باشد» ; بنابراين براى استقبال قيام قيامت بايد هميشه آماده بود، و ممكن است فلسفه مخفى بودنش نيز همين باشد كه مردم هيچ گاه قيامت را دور ندانند و همواره در انتظار آن باشند ، و به اين ترتيب خود را براى نجات در آن آماده سازند زيرا چنان كه قرآن كريم فرموده: «لاَ تَأْتِيكُمْ إِلاَّ بَغْتَةً» (اعراف/ 187) به طور ناگهانى اتفاق مى افتد .
    افزون بر آن وقت فرا رسيدن قيامت از امورى است كه شناخت آن از توانايى انسان خارج است و علم آن اختصاص به پروردگار دارد.زيرا وقوع آن متوقف بر مقدراتى است كه بايد جامه عمل بپوشد ، و چون علم به همه آن مقدرات و زمان آن ها براى انسان امكان پذير نيست ، لذا علم به وقوع رستاخيز نيز برايش امكان ندارد ، و در آيات و روايات فقط براى آن علائم و نشانه هايى بيان شده است .

    اگر دوست داريد بيشتر مطالعه كنيد به دو كتاب زير سر بزنيد.
    1: تفسير نمونه ، آية الله مكارم شيرازى و ديگران ، ج 7 ، ص 42 ـ 43
    2: التفسير الكاشف ، محمدجواد مغنيه ، ج 3 ، ص 431 ، دارالعلم للملايين .


  13. #18

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    492
    مورد تشکر
    569 پست
    حضور
    1 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    1

    مطلب پاسخ قرآنی




    سلام علیکم.

    اِنَّ السَّاعَةَ ءاَتِيَةٌ أَكَادُ أُخْفِيهَا لِتُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا تَسْعَى طه آیۀ 15

    میفرماید زمان قیامت را پنهان کردم تا هر کسی را به واسطۀ تلاشش آزمایش کنم. در وقاع مشخص بودن زمان قیامت میتوانست برای انسان که همیشه آنرا دور میبیند باعث تنبلی شود.

    در ضمن قرآن قرائنی در مورد زمان قیامت داده است. مثلا ما بر اساس قرآن میدانیم که قیامت پس از مرگ خورشید است(إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ تکویر 1) یا در ادامه مشخص میشود که زمان نزدیک شدن ستارگان به هم است.قرآن به گونه ای پاسخ این سؤالات را داده بشر روزی مفهومش را درک کند ولی برای بشر آنروز قابل درک نبود.

    به امید ظهور

  14. تشکرها 3


  15. #19

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,957
    مورد تشکر
    3,492 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جسمانی بودن ماده از دیدگاه عقل




    آنـچـه مـا در ايـن جـهـان مـادى و جـسـمـانـى مـى بـيـنـيـم ، تـغـيـيـر، تـبـديـل ، تـزاحـم و فـسـاد اسـت . اجـسـام در مـسـيـر تـغـيـيـر و تـبـديـل تـكـاملى و تنزّلى قرار دارند؛ مثلا يك دانه در زمين جوانه مى زند، رشد مى كند، ميوه و دانـه مى دهد، خشك مى شود و خرد و پراكنده مى گردد. اين ، خاصيت دنياى مادى و جسمانى است و حـال آن كـه مـطـابـق آيـات قـرآن در قـيـامـت و بـهـشـت و دوزخ از ايـن تـغـيـيـر و تـبـديـل هـا خـبـرى نيست . ميوه هاى بهشتى فاسد نمى شوند. انسان هاى بهشتى پير و فرسوده نـمـى گـردنـد. آتش دوزخ سرد و خاموش نمى شود و... . افرادى كه معاد جسمانى را انكار كرده انـد بـر ايـن گـمـان بـوده انـد كـه اگر در قيامت هم جسم وجود داشته باشد، بايد همين تغيير و تـبـديـل و تـزاحـم و فساد وجود داشته باشد و چون قطعاً در آن جهان اين مقوله ها نبايد باشد و نـيـسـت ، پـس مـعـاد نـبـايـدجـسـمـانـى بـاشـد.
    يـك سـؤ ال : كـه اگـر مـاده بـا تمام خصوصيات باقى باشد، آن وقت چگونه مى تـوانـيـم آن نـظاماتى را كه در آنجا هست (از جمله نبودن پيرى و مرگ و فساد) را توجيه كنيم ؟ ماده و جسم فرق دارند:
    جسم (عبارت است از استعداد + صورت )
    ماده : استعداد و زمینه شدن را گویند.
    پس ماده يك واقعيتى است كه جز قابليت براى حركت و تغيير، چيز ديگرى نيست . آن دنيا، دنياى جسمانى است ولى دنياى مادى نـيـسـت . يعنى همين طور كه در اينجا ابعاد جسمانى داريم ، آنجا هم ابعاد جـسـمـانـى داريـم ولى مـادى نيست يعنى استعداد و قوه براى حركت و تغيير، استعداد براى چيز ديگر شدن ، امكان براى اينكه چيزى باشد و چيز ديگر بشود، از او گرفته مى شود.
    ظاهر آیات گذشته و نیز روایات اینکه: كه زندگى جسمانى در آن دنيا هست ، حالا زندگی ماده به اين معنا هست يا نيست ، مـحـلّ حـرف اسـت و بـايـد بـگـويـيـم نـيـسـت بـه جـهـت ايـنـكـه اگـر بـاشـد، آنـجـا بـايـد دار عـمـل بـاشـد. مـعـلوم مـى شـود در عـيـن ايـن كـه جـسـم است ولى آنجا امكان تغيير دادن وضع وجود ندارد.
    قـابـل ذكـر اسـت كـه شـرايـط حـاكـم بـر ايـن جـهـان ، مـحـيـط را بـراى حـركـت و تـغـيـيـر و تـبـديـل مـنـاسـب سـاخـتـه اسـت ولى مـى تـوان بـا تـغـيـيـر شـرايـط ايـن حـركـت و تـغـيـيـر و تـبديل ها را متوقف ساخت يا بسيار كُند كرد. مثلا امروزه با عمليات پاستوريزه و مشابه آن مواد خوراكى را مدت ها نگه مى دارند بدون اينكه فاسد شوند و طعم و مزه آنها تغيير يابد. خداوند در قـرآن نـيـز داسـتـان حـضـرت عـزيـر را مـطـرح مـى كـنـد كـه از دنـيـا رفـت و بـعـد از صـد سـال وقـتـى دوباره زنده شد مشاهده كرد كه مركبش مرده و بدنش پوسيده و پراكنده گشته است ولى غذايش كه بنا بر روايات شير و انگور بود، سالم ، با طراوت و تازه مانده است و گذر زمـان طـولانـى هيچ تغييرى در آن به وجود نياورده است . بنابراين جهان آخرت مى تـوانـد جـسـمـانى باشد بدون اينكه تغيير و تبديل و فساد در آن راه داشته باشد و با توجه به صراحت و ظواهر قرآن چنين هم هست .
    نتیجه اینکه:
    1- درقیامت انسان با جسم میتونه محشور شود.(البته جسمی که مقتضی آن عالم باشد....)
    2- ماده (یعنی استعداد و قوه شدن ) درقیامت نیست. زیرا دراونجا جزاست نه عمل واستعداد(بعیارت دیگر درقیامت حرکت -تدریج -شدن و ...نیست. هرچه هست وجود خارجی است که فعلیت است.
    3- اقتضای اولیه این عالم طبیعت که محل حرکت و تدریج و تغییر و تبدیل است . ولی میشود با عامل قویتر براین اقتضای اولیه فائق شد. مانند پاستوریزه کردن لبنیات و گوشت و... که تامدتهای طولانی سالم بمانند.چنانچه درداستان عزیر درقرآن که بعد از 100 سال زنده شد مرکبش پوسیده شد ولی غذاش فاسد نشد زیرا عامل قویتر از فساد دخیل بود.(اراده خداوند)
    ادامه دارد.....
    ویرایش توسط hoseintabar : ۱۳۸۷/۰۳/۰۹ در ساعت ۱۴:۴۶
    الهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد

  16. تشکرها 3


  17. #20

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,957
    مورد تشکر
    3,492 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [quote]
    نقل قول نوشته اصلی توسط خ-ن نمایش پست
    با تشکر . اما من دیروز سئوالی نوشتم که جواب نگرفتم.جواب ان را فوری میخواهم. علت مخفی بودن فیامت چیست؟
    سلام دوست گرامی: اجمالا بعرض میرسد. هر انسانی دو جنبه دارد یا عمل هر انسانی دو جنبه دارد.
    1- جنبه دنیوی: که با مرکب بدن مادی انجام میشود و قابل رویت یا لمس با حواس 5 گانه مادی است.
    2- جنبه باطنی: که هر وقت انسان بمیرد ودرحقیقت نفسش از تن مادی او فارغ شد ؛ وآزاد گردد میتواند حقیقت و باطن اعمالی را که دراین دنیا انجام دادببیند . بنابر این اولا در روایت است که من مات قامت قیامته.هرکس بمیرد قیامتش برپامیشود....
    ثانیا : قیامت مخفی نیست ولی با جسم مادی قابل رویت نیست اگر از این تن مادی با مرگ عبور کنی براحتی میتونی اونو ببینی...
    وحتی انسانهایی که درهمین دنیا از تن بریدندو به حقیقت رسیدند مانند پیامبران - امامان - اولیاءا.. و موحدین..درهمین دنیا نیز قیامت را درخواب یا دربیداری با چشم دل میبینند.
    تفصیلش در عرفان... موفق باشید.
    الهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد

  18. تشکرها 4


صفحه 2 از 6 نخست 1234 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود