صفحه 3 از 6 نخست 12345 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مرگ - برزخ - قیامت

  1. #21

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,957
    مورد تشکر
    3,492 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ويژگيهاي مــرگ در قرآن :(1)




    در قرآن كريم درباره مرگ آيات متعددى وارد شده است كه به ويژگيهاى آن اشاره دارد كه از اينقرار است :
    1ـ همه انسانها وجانداران خواهند مُرد
    كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ (1) هر كس روى زمين هست فانى مى شود. و در اين عالم, هيچ كس جاودانه نخواهد زيست
    كُلُّ نَفْسٍ ذَآئِقَةُ الْمَوْتِ2) هر كسى مرگ را خواهد چشيد.
    و خطاب به پيامبر اكرم (ص) مى فرمايد: إِنَّكَ مَيِّتٌ وَإِنَّهُم مَّيِّتُونَ (3) . تحقيقاً تو خواهى مرد و ايشان (هم) خواهند مرد.
    وَمَا جَعَلْنَا لِبَشَرٍ مِّن قَبْلِكَ الْخُلْدَ أَفَإِن مِّتَّ فَهُمُ الْخَالِدُونَ 4)
    پيش از تو براى هيچ انسانى, جاودانگى قرار نداديم, پس آيا در صورتى كه تو مردى ايشان جاودان خواهند بود؟!
    بنابراين مى توان مردن را يك قانون كلى و استثناناپذير براى همه جانداران اين جهان دانست.
    2ـ گيرنده جانها
    قرآن كريم از يك سو, گرفتن جان را به خداى متعال, نسبت مى دهد و آنجا كه مى فرمايد:
    اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا5) خدا جانها را هنگام مرگشان مى گيرد
    .و از سوى ديگر, ملك الموت را مامور قبض روح, معرفى مى كند.
    قُلْ يَتَوَفَّاكُم مَّلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ.(6)
    بگو شما را فرشته مرگ كه بر شما گمارده شده است مى گيرد.
    و در جاى ديگر, گرفتن جان را به فرشتگان و فرستادگان خدا اسناد مى دهد.
    حَتَّىَ إِذَا جَاء أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لاَ يُفَرِّطُونَ.(7)
    تا هنگامى كه مرگ يكى از شما فرا رسد فرستادگان ما (جان) او را مى گيرند.
    بديهى است هنگامى كه فاعلى كار خود را به وسيله فاعل ديگرى انجام دهد نسبت كار به هر دو, صحيح است و اگرفاعل دوم هم واسطه اى در انجام كار داشته باشد مى توان كار را به فاعل سوم هم نسبت داد. و چون خداى متعال, گرفتن جانها را به وسيله ملك الموت انجام مى دهد و او نيز به وسيله فرشتگانى كه تحت فرمانش هستند هر سه نسبت, صحيح است .
    3ـ آسان يا سخت گرفتن جان
    از قرآن مجيد, استفاده مى شود كه گماشتگان الهى, جان همه مردم را يكسان نمى گيرند بلكه بعضى را با راحتى و احترام, و بعضى ديگر را با خشونت و اهانت, قبض مى كنند. از جمله در مورد مومنان مى فرمايد:
    الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلآئِكَةُ طَيِّبِينَ يَقُولُونَ سَلامٌ عَلَيْكُمُ ...(8)
    كسانى كه فرشتگان جانشان را با خوشى مى گيرند و به ايشان سلام (و احترام) مى كنند.
    و درباره كافران مى فرمايد:
    وَلَوْ تَرَى إِذْ يَتَوَفَّى الَّذِينَ كَفَرُواْ الْمَلآئِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبَارَهُمْ .... (9)
    هنگامى كه فرشتگان, روح كافران را مى گيرند به روى و پشت آنها مى زنند... .و شايد بتوان گفت كه ميان افراد موئمن و افراد كافر هم به حسب درجات ايمان و كفرشان تفاوتهايى در آسان يا سخت جان كندن, وجود دارد.
    پي نوشت:
    1ـ سوره : الرحمن آيه 26
    2ـ سوره : آل عمران 185/ انبيا 35
    3ـ سوره : زمر 30
    4ـ سوره : انبيا 34
    5ـ سوره : زمر 42
    6ـ سوره : سجده 11
    7ـ سوره : انعام 61
    8ـ سوره : نحل 32
    9ـ سوره : انفال 50
    ادامه دارد...........
    الهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد

  2. تشکرها 3


  3. #22

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    259
    مورد تشکر
    755 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    109
    آپلود
    206
    گالری
    7



    بسم الله الرحمن الرحیم


    آیاتی در مورد قیامت:

    إِنَّ السَّاعَةَ ءاَتِيَةٌ أَكَادُ أُخْفِيهَا لِتُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا تَسْعَى
    بطور قطع رستاخيز خواهد آمد! مى‏خواهم آن را پنهان کنم، تا هر کس در برابر سعى و کوشش خود، جزا داده شود!
    (طه 15)

    هَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ أَن تَأْتِيَهُم بَغْتَةً وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ
    آيا جز اين انتظار دارند که قيامت ناگهان به سراغشان آيد در حالى که نمى‏فهمند؟
    (الزخرف 66)

    أَفَأَمِنُواْ أَن تَأْتِيَهُمْ غَاشِيَةٌ مِّنْ عَذَابِ اللّهِ أَوْ تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً وَهُمْ لاَ يَشْعُرُونَ
    آيا ايمن از آنند که عذاب فراگيرى از سوى خدا به سراغ آنان بيايد، يا ساعت رستاخيز ناگهان فرارسد، در حالى که متوجّه نيستند؟!
    (یوسف 107)

    فَهَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ أَن تَأْتِيَهُم بَغْتَةً فَقَدْ جَاءَ أَشْرَاطُهَا فَأَنَّى لَهُمْ إِذَا جَاءَتْهُمْ ذِكْرَاهُمْ
    آيا آنها [= کافران‏] جز اين انتظارى دارند که قيامت ناگهان فرا رسد (آنگاه ايمان آورند)، در حالى که هم‏اکنون نشانه‏هاى آن آمده است؛ اما هنگامى که بيايد، تذکّر (و ايمان) آنها سودى نخواهد داشت!
    (محمد 18)

    إِنَّ السَّاعَةَ لَآتِيَةٌ لَّا رَيْبَ فِيهَا وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يُؤْمِنُونَ
    روز قيامت به يقين آمدنى است، و شکّى در آن نيست؛ ولى اکثر مردم ايمان نمى آورند!
    (غافر 59)

    إِلَيْهِ يُرَدُّ عِلْمُ السَّاعَةِ وَمَا تَخْرُجُ مِن ثَمَرَاتٍ مِّنْ أَكْمَامِهَا وَمَا تَحْمِلُ مِنْ أُنثَى وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ أَيْنَ شُرَكَائِي قَالُوا آذَنَّاكَ مَا مِنَّا مِن شَهِيدٍ
    علم به قيامت (و لحظه وقوع آن) تنها به خدا بازمى‏گردد؛ هيچ ميوه‏اى از غلاف خود خارج نمى‏شود، و هيچ زنى باردار نمى‏گردد و وضع حمل نمى‏کند مگر به علم او؛ و آن روز که آنها را ندا مى‏دهد (و مى‏گويد کجايند شريکانى که براى من مى‏پنداشتيد؟! مى‏گويند: «(پروردگارا!) ما عرضه داشتيم که هيچ گواهى بر گفته خود نداريم!»
    (فصلت 47)

    خدايا چشمان ما را بر روي حقايق بگشاي تا آن ها را ببينيم و سپس انصاف و شهامتي به ما عطا فرما تا آن ها را بپذيريم.

    ویرایش توسط حيدر کرار : ۱۳۸۷/۰۶/۰۸ در ساعت ۲۱:۱۲

  4. تشکرها 2


  5. #23

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,957
    مورد تشکر
    3,492 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ويژگيهاي مــرگ در قرآن :(2)




    4ـ عدم قبول ايمان و توجه در حال مرگ
    هنگامى كه مرگ كافران و گنهكاران فرا مى رسد و ديگر از زندگى در دنيا نوميد مى شوند از گذشته خودشان پشيمان مى گردند و اظهار ايمان و توبه از گناهانشان مى كنند ولى هرگز چنين ايمان و توبه اى پذيرفته نخواهد شد. قرآن كريم در اين باره مى فرمايد:
    يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ لاَ يَنفَعُ نَفْسًا إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِن قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْرًا (10)
    روزى كه بعضى از آيات پروردگار ظاهر شود ايمان كسى كه قبلاً ايمان نياورده يا در حال ايمانش كار خيرى انجام نداده است سودى براى او نخواهد بخشيد.
    وَلَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ حَتَّى إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّي تُبْتُ الآنَ وَلاَ الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَهُمْ كُفَّارٌ... .(11)
    و توبه براى كسانى نيست كه كارهاى بد را انجام مى دهند تا هنگامى كه مرگ يكى از ايشان فرا رسد گويد: اكنون توبه كردم!ونيز براي مرگ در حال كفر..
    و از قول فرعون, نقل مى كند كه هنگامى كه مشرف به غرق شد گفت:
    قَالَ آمَنتُ أَنَّهُ لا إِلِهَ إِلاَّ الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِيلَ وَأَنَاْ مِنَ الْمُسْلِمِينَ.(12)
    ايمان آوردم به اينكه خدايى نيست به جز همان خدايى كه بنى اسرائيل به او ايمان آورده اند و من از اهل اسلامم.
    و در پاسخ وى مى فرمايد:
    آلآنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ. (13)
    آيا اكنون, در حالى كه قبلاً عصيان كرده و از مفسدان بوده اى؟!
    5ـ آرزوى بازگشت به دنيا
    هم چنين قرآن كريم از كافران و تبهكاران, نقل مى كند كه هنگامى كه مرگشان فرا مى رسد يا عذاب هلاك كننده اى برايشان نازل مى شود, آرزو مى كنند كه اى كاش به دنيا بر مى گشتيم و از اهل ايمان و كارهاى شايسته مى شديم, يا از خداى متعال درخواست مى كنند كه ما را به دنيا برگردان تا گذشته هايمان را جبران كنيم. ولى چنين آرزوها و درخواستهايى عملى نمى شود.
    و در بعضى از آيات, اضافه مى كند كه اگر برگردانده مى شدند به همان شيوه گذشته, ادامه مى دادند. و نيز در روز قيامت هم چنين آرزوها و درخواستهايى خواهند داشت كه به طريق اولى, جواب منفى خواهند شنيد:
    حَتَّى إِذَا جَاء أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ.(14) شايد من در آنچه وانهاده‏ام كار نيكى انجام دهم نه چنين است اين سخنى است كه او گوينده آن است و پشاپيش آنان برزخى است تا روزى كه برانگيخته خواهند شد
    أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَى الْعَذَابَ لَوْ أَنَّ لِي كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ(15)
    يا هنگامى كه عذاب را مى بيند گويد: اى كاش بازگشتى مى داشتم تا از نيكوكاران شوم .
    وَلَوْ تَرَىَ إِذْ وُقِفُواْ عَلَى النَّارِ فَقَالُواْ يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَلاَ نُكَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ.(16)
    هنگامى كه بر آتش دوزخ, عرضه مى شوند گويند: اى كاش باز گردانده مى شديم و (ديگر) آيات پروردگارمان را تكذيب نمى كرديم و از موئمنان مى بوديم.
    وَلَوْ تَرَى إِذِ الْمُجْرِمُونَ نَاكِسُو رُؤُوسِهِمْ عِندَ رَبِّهِمْ رَبَّنَا أَبْصَرْنَا وَسَمِعْنَا فَارْجِعْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا إِنَّا مُوقِنُونَ. (17)
    هنگامى كه بزهكاران سرهاى خويش را نزد پروردگارشان فرو افكنده اند (و مى گويند): پروردگارا (اكنون) ديديم و شنيديم, پس ما را برگردان تا كار شايسته اى انجام دهيم, اينك ما اهل يقين هستيم.
    از اين آيات, به خوبى استفاده مى شود كه عالم آخرت, جاى انتخاب راه و عمل به تكاليف نيست و حتى يقينى كه هنگام مرگ يا در عالم آخرت, حاصل مى شود تاثيرى در تكامل انسان ندارد و استحقاق پاداشى نميآورد, از اين رو, كافران و گنهكاران, آرزو مى كنند كه به دنيا برگردند تا اختياراً ايمان بياورند و كارهاى شايسته انجام دهند.
    پي نوشت:
    10ـ سوره انعام 158 آيه
    11ـ سوره نسا آيه 18
    12- سوره آيه يونس آيه 90
    13ـ سوره يونس آيه 91
    14ـ سوره مومنون: آيه 99
    15ـ سوره زمر آيه 58
    16ـ سوره انعام آيه 27
    17ـ سوره سجده آيه 17
    الهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد


  6. #24

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,957
    مورد تشکر
    3,492 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0

    برزخ




    با سلام به دوستان گرامی
    دراین بخش به حول و قوه الهی بحث درباره برزخ میپردازیم. موضوع برزخ نیز مانند مرگ زیر مجموعه های متعددی دارد که ذیلا بدانها پرداخته میشود:
    1- درتعریف برزخ :
    درلغت :
    برزخ, به معناى حائل و واسطه ميان دو چيز است و عالم پس از مرگ را برزخ گوييم; چون واسطه ميان دنيا و آخرت است .(1) پس اگر چيزى ميان دو شى واسطه و فاصله شود, ((برزخ)) ناميده مى شود.
    دراصطلاح :
    - ما بين دنيا و آخرت ـ از هنگام مرگ تا برانگيختن اخروى ـ را برزخ گويند و هر كس بميرد وارد آن مى شود ((هو ما بين الدنيا و الاخره من وقت الموت الى البعث, فمن مات فقد دخل البرزخ. (2)
    - فاصله و ميانه دو چيز را برزخ گويند; و منظور از آن, ثواب و عقاب بين دنيا و آخرت است البرزخ, هوامر بين امرين; و هو الثواب و العقاب بين الدنيا و الاخره .(3)
    پی نوشت :
    1- قاموس قرآن ج 1, ص 118
    2- مجمع البحرين الشيخ فخرالدين الطريحى, ص 430, المكتبه المرتضويه .
    3- تفسير قمى على بن ابراهيم قمى, ج 2, ص 94, بحارالانوار, ج 6, ص :214
    ادامه دارد....
    ویرایش توسط hoseintabar : ۱۳۸۷/۰۸/۰۸ در ساعت ۰۶:۵۶
    الهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد

  7. تشکرها 3


  8. #25

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    32
    مورد تشکر
    41 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    البته بحثی که شما در مورد برزخ گفتید صحیح هست برزخ عالمی بین این دنیا و جهان اخرت هست که وقتی هرکس بمیره ابدا پاش رو به اونجا میگذارهو اگر کار خطای انجام داده باشه عقوبت کارش رو لاونجا میبینه
    ولی من یه سوال از شما ی دوست دارم
    اگه قرار بر اینه که هر کس از ما که میمیره تو برزخ عذاب کاراش رو ببینه پس فلسفه بهشت و جهنم چیه یه لطف میکنید این موضوع رو واسه من روشن کنید
    ممنونتون میشم
    خانه مان سوز بود اتش اهی گاهی

  9. #26

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۶
    نوشته
    1,183
    مورد تشکر
    1,665 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    وقتی که شخصی از دنیا میره، اگه مومن باشه تا برپایی قیامت کبری دری از درهای بهشت به روی او باز می شه و در نعمت و آسایش تا اون روز زندگی می کنه و بعکس اگر اون فرد آدم فاسق و گناهکاری باشه دری از درهای جهنم به روی او باز می شه تا برپایی قیامت ، اما این وسط عده ای هم هستند که با وجود ایمان یکسری کارها و خطاهای کوچک ممکنه انجام داده باشن، این عده در برزخ به حسب نوع و میزان اون گناه ، عذابهایی می بینند که تا برپایی قیامت منجر به پاکی کامل اونا می شه تا زمانی که قیامت بر پا شد حساب اونها یکسره ، حساب اهل ایمان باشه
    و به عکس ممکنه یک آدمی که تمام عمرش رو در گناه بسر برده چندتایی عمل حسنه داشته باشه ، این شخص هم در برزخ متنعم (برخوردار از نعمت ) زندگی می کنه تا زمان برپایی قیامت حساب این اعمال اندک حسنه او تصفیه شود و یکسره اهل جهنم باشد، اما حسابرسی اصلی و نهایی برای قیامت و برپایی آن است
    مهدیا کعبه شد از تاب تو بی تاب بتاب


  10. #27

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,957
    مورد تشکر
    3,492 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط sepide13620 نمایش پست
    البته بحثی که شما در مورد برزخ گفتید صحیح هست ....ولی من یه سوال از شما ی دوست دارم
    اگه قرار بر اینه که هر کس از ما که میمیره تو برزخ عذاب کاراش رو ببینه پس فلسفه بهشت و جهنم چیه یه لطف میکنید این موضوع رو واسه من روشن کنیدممنونتون میشم
    سلام جناب سپیده گرامی
    ما نگفتیم هر کس بمیره تو برزخ عذاب کاراش را میبینه. ببینید..
    1- اگه ادم بد باشه تو برزخ عذاب کاراش رو میبینه.
    2- از فلسفه بهشت و جهنم هم پاداش برا نیکان و عقاب برا بدکاران است.
    3- اساسا بهشت و جهنم از همون برزخ شروع میشه... لکن در روایات داریم که در برزخ از اصول دین میپرسند . هر کس اصول دین را مقصرا نپذیرد معاقب میشود (جهنم برزخی) و هر کس بپذیرد مثاب است.(بهشت برزخی)
    باز در روایت داریم که . من مات فقد قامت قیامته... هر کس بمیرد قیامتش برپاشد.
    برزخ برای هر فرد نسبی است . یعنی ممکنه یکی یک ان برزخ داشته باشه و دیگری مدت طولانی و... بهشت هم بتناسب همین امر است.
    4- اگه زمینه فراهم بود میگفتم که بهشت و جهنم همین الان موجود است. چنانچه قرآن میفرماید : ..ان جهنم لمحیطة بالکافرین.(1) بتحقیق که جهنم (همین الان) بر کافران احاطه دارد.... ولیکن براشون مکشوف نیست بعد از مرگ و درعالم برزخ وقیامت حقیقت و باطن آن برا افراد کشف میشود...
    پی نوشت:
    1- سوره توبه آیه 49 - عنکبوت آی 54
    موفق باشید.
    الهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد

  11. تشکرها 3


  12. #28

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,957
    مورد تشکر
    3,492 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0

    عذاب قبر(برزخ) جسمانی است یا روحانی؟




    عذاب قبر جسمانى و روحانى است ، ولى جسم و بدن برزخى ، معذب است نه بدن مادى و دنيايى . توضيح مطلب با توجه به دو نكته روشن مى ‏شود :
    1 . روح انسان پس از مرگ و انقطاع از بدن مادى ، خود را با بدن برزخى و قالب مثالى مى‏يابد و مى‏بيند . در واقع آدمى با رفتن از حيات دنيوى به حيات برزخى ، بدن مادى خود را رها كرده ، با بدن مثالى خود متحد مى‏گردد ؛ بدنى كه با نظام برزخى متناسب بوده و اتحادش با روح از اتحاد آن با بدن مادى در زندگى دنيوى قوى‏تر است . قالب مثالى موجود در خواب مى‏تواند ما را به بدن برزخى تا حدودى هدايت كند ، هنگام خواب كه تعلق روح به بدن مادى تا اندازه‏اى كم مى‏شود و از حدود مادى تا اندازه‏اى آزاد مى‏گردد ، روح خود را با يك نوع تمثيل مثالى يافته ، با بدنى شبيه بدن مادى و دنيوى مى‏بيند .
    اين شاهد روشنى است كه روح انسان در صورت عدم تعلق به بدن مادى يا تعلق كمتر ، قدرت تمثل به بدن مثالى مى‏يابد . انسان ، هنگام خواب و خواب ديدن ، خودش را با همان بدن مى‏بيند با همان شكل و تصوير و اين حكايت گر وجود بدن مثالى و قالب برزخى است كه با انتقال روح از اين عالم مادى به نظام برزخى به وجود نيامده بلكه قبلاً هم در آن نظام وجود داشته ، ولى ما از آن محجوب بوده‏ايم . اگر اين حجاب را - كه تعلق و توجه به نظام مادى و ماديات است - كنار زنيم ، هم اكنون نيز خود را در آن قالب مثال متمثل مى‏بينيم ؛ چنان كه در خواب تا حدودى كه تعلق روح به بدن مادى كم مى‏شود ، در حالى كه بدن مادى ما در رختخواب افتاده و در حال آرامش است ، خود را با بدنى مشابه با اين بدن يافته و سير ها و حركتها و فهم ها و ديدنى‏ ها و شنيدنى ‏ها و خوردنى ‏ها و خواستن با آن داريم . (1)
    نا گفته نماند ، از نظر روايات وجود بدن برزخى امرى مسلم و قطعى است ، چنان كه امام صادق (ع) فرمود : « اما [ ارواح مؤمنان ‏] در بدن ‏هايى شبيه بدن‏ هاى دنيوى آنان است‏ » (1) . يا در جاى ديگرى فرمود: ارواح انسان‏ها به صورت جسدهاى دنيوى در درختى در بهشتند (2) . اين روايات حكايت گر وجود بدن برزخى و مثالى در عالم برزخ است .
    2 . ميان قبر برزخى و قبر خاكى ارتباط خاصى حاكم است ، يعنى ميان روح انسان در برزخ و بدن مادى او در قبر خاكى ارتباط وجود دارد و اين ارتباط ، در اصل از ارتباط روح و بدن مادى كه در طول زندگى دنيوى با يكديگر نوعى اتحاد داشته‏اند ، سرچشمه مى‏گيرد .
    با قطع تعلق روح از بدن ، پس از مرگ ، ارتباط آن‏ ها به كلى از ميان نمى‏رود ، بلكه نوعى ارتباط در حد پايين ‏تر ميان روح برزخى و بدن خاكى و مادى وجود دارد البته نه در حد و اندازه‏اى كه در زندگى دنيوى و در دوران تعلق روح به بدن بود و نه با آن كيفيت و كميت بلكه در ميزانى ضعيف ‏تر و با كم و كيفى ديگر .
    از همين رو ، قبر خاكى با قبر و عالم برزخى روح ارتباطى دارد كه جاها و نقاط ديگر اين ارتباط را ندارد و به همين جهت است كه به رغم حضور روح در عالمى فوق ماده ، زمان و مكان [ برزخ ‏] توجه خاصى به بدن مادى و به نقطه ‏اى كه بدن خاكى در آن است ، دارد . بر اساس همين ارتباط ميان قبر برزخى و قبر خاكى است كه دستورها و احكام خاصى در باب قبر خاكى ، تشييع جنازه ، كفن ، دفن ، حرمت قبور ، استحباب زيارت قبور ، دعا ، طلب رحمت و مغفرت بر سر قبور و نظاير آن‏ها در شريعت اسلامى وجود دارد .
    بنابر آنچه گذشت ، عذاب قبر همان عذاب‏هاى برزخ است كه از نخستين مرتبه آن به فشار قبر تعبير مى‏شود .
    پى نوشت :
    1- بحارالانوارج‏6ص 268
    2- همان، ص 269
    الهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد

  13. تشکرها 4


  14. #29

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,957
    مورد تشکر
    3,492 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0

    معاد




    دلائل عقلى لزوم معاد:
    معاد = روز قیامت
    درباره معاد کلمه ای که از این لفظ دلالت بر قیامت بکند نداریم. فقط یک بار در قرآن کلمه معاد ذکر شد که بمعنی برگشت به موطن اولیه است. ان الذی فرض علیک القرآن لرادوک الی معاد .. (1)آن کسی که قرآنرا برتو فرض نمود دوباره به موطنت(مکه) باز میگرداند.
    حدود یک ششم آیات قرآن درباه معاد است .
    درتمام آیاتی که کفار معاد را رد میکردند درحقیقت انکار عقلی نکردند بلکه تنها با سوال نمودن مستبعد میدونستند. مگر در یک آیه: وقالوا ما هی الا حیاتنا الدنیا نموت ونحیا و ما یهلکنا الا الدهر وما لهم بذلک من علم ان هم الا یظنون.(2) وان الظن لا یغنی من الحق شیئا (3)
    گـذشـته از دلائل نقلى فراوانى كه براى معاد در قرآن مجيد آمده است و شامل صدها آيه در اين زمـيـنه مى شود دلائل عقلى روشنى نيز بر اين امر وجود دارد كه بطور فشرده در اينجا قسمتى از آن يادآورى مى شود:
    1 ـ برهان حكمت :
    اگـر زنـدگى اين جهان را بدون جهان ديگر درنظر بگيريم پوچ و بى معنى خواهد بود, درست به اين مى ماند كه زندگى دوران جنينى را بدون زندگى اين دنيافرض كنيم .
    اگـر قـانون خلقت اين بود كه تمام جنينها در لحظه تولد خفه مى شدند ومى مردند چقدر دوران جـنينى بى مفهوم جلوه مى كرد؟ همچنين اگر زندگى اين جهان بريده از جهان ديگر تصور شود اين سردرگمى وجود خواهد داشت .
    زيرا چه لزومى دارد كه ما هفتادسال يا كمتر و بيشتر در اين دنيا درميان مشكلات دست وپا زنيم ؟ مدتى خام و بى تجربه باشيم و تا پخته شود خامى , عمرتمام است.!
    تـازه بـراى چـه زندگى مى كنيم ؟ خوردن مقدارى غذا و پوشيدن چند دست لباس و خوابيدن و بيدارشدنهاى مكرر و ادامه دادن اين برنامه خسته كننده تكرارى را دهها سال ؟!.
    آيـا بـه راسـتـى ايـن آسـمان گسترده , اين زمين پهناور و اين همه مقدمات ومؤخرات و اين همه اسـتـادان و مـربـيـان و ايـن همه كتابخانه هاى بزرگ و اين ريزه كاريهايى كه در آفرينش ما و ساير موجودات به كار رفته , همه براى همان خوردن و نوشيدن و پوشيدن و زندگى مادى است ؟
    اينجاست كه آنها كه معاد را قبول ندارند, اعتراف به پوچى اين زندگى مى كنند و گروهى از آنها اقدام به خودكشى و نجات از اين زندگى پوچ و بى معنى رامجاز و يا مايه افتخار مى شمرند!.
    چـگونه ممكن است كسى به خداوند و حكمت بى پايان او ايمان داشته باشدو زندگى اين جهان را بى آنكه مقدمه اى براى زندگى جاويدان جهان ديگر باشد قابل توجه بشمرد؟.
    قـرآن مجيد مى گويد: افحسبتم انما خلقناکم عبثا و انکم الينا لا ترجعون،(4) آيا گمان كرديد بيهوده آفريده شده ايد و به سوى ما بازنمى گرديد؟يعنى ; اگر بازگشت به سوى خدا نبود زندگى اين جهان عبث و بيهوده بود.
    آرى در صـورتـى زنـدگـى ايـن دنـيا مفهوم و معنى پيدا مى كند و با حكمت خداوندى سازگار مـى شـود كـه اين جهان را مزرعه اى براى جهان ديگر و گذرگاهى براى آن عالم وسيع و كلاس تـهـيه و دانشگاهى براى جهان ديگر و تجارتخانه اى براى آن سرا بدانيم , همانگونه كه امير مؤمنان على (ع ) در كلمات پرمحتوايش درنهج البلاغه فرمود: اين دنيا جايگاه صدق و راستى است براى آن كس كه با آن به راستى رفتار كند و خانه تندرستى است براى آن كس كه از آن چيزى بفهمد, و سراى بى نيازى است براى آن كس كه از آن توشه برگيرد, و محل اندرز است , براى آنكه ازآن اندرز گـيـرد, مـسـجـد دوسـتـان خـداست , نمازگاه فرشتگان پروردگار و محل نزول وحى الهى و تجارتخانه اوليا حق است .كوتاه سخن اينكه مطالعه و بررسى وضع اين جهان به خوبى گواهى مى دهدبر اينكه عالم ديگرى پشت سر آن است :قرآن میفرماید: وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولَى فَلَوْلَا تَذكَّرُونَ(5)
    ((شما نشئه اولى و آفرينش خود را در اين دنيا ديديد چرا متذكر نمى شويد كه از پى آن جهان ديگرى است ؟
    پی نوشت:
    1- سوره قصص آیه 85
    2- سوره جاثیه آیه 24
    3-سوره یونس آیه 36
    4-سوره مومنون آیه 115
    5- سوره واقعه آیه 62
    ادامه دارد.....
    الهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد

  15. تشکرها 3


  16. #30

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,957
    مورد تشکر
    3,492 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0

    2 ـ برهان عدالت :




    دقت در نظام هستى و قوانين آفرينش نشان مى دهد كه همه چيز آن حساب شده است .
    در سـازمـان تن ما آنچنان نظامعادلانه اى حكم فرماست كه هرگاه كمترين تغيير و ناموزونى رخ مـى دهـد سبب بيمارى يامرگ مى شود, حركات قلب ما,گردش خون ما, پرده هاى چشم ما و جز جـز سـلـولـهـاى تـنما مشمول همان نظام دقيق است كه در كل عالم حكومت مى كند .
    درسـت اسـت كـه خـداوند به انسان آزادىاراده و اختيار داده تا او را بيازمايد ودر سايه آن مسير تـكـامـل را طـى كـنـد, ولـى اگـر انسان از آزادى سؤاستفاده كرد, چه مى شود؟ اگر ظالمان و ستمگران , گمراهان و گمراه كنندگان با سؤاستفاده از اين موهبت الهى به راه خود ادامه دادندعدل خداوند چه اقتضا مى كند؟
    درسـت است كه گروهى از بدكاران در اين دنيا مجازاتمى شوند و به كيفراعمال خود ـ يا لااقل قسمتى از آن ـ مى رسند, اما مسلما چنان نيستكه همه مجرمان , همه كيفر خود را ببينند, و همه پـاكـان و نـيـكان به پاداش اعمالخود در اين جهان برسند, آيا ممكن است اين دو گروه در كفه عدالت پروردگار يكسان باشند؟.
    بـه گـفـتـه قـرآن مجيد: أًمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئَاتِ أّن نَّجْعَلَهُمْ كَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَوَاء مَّحْيَاهُم وَمَمَاتُهُمْ سَاء مَا يَحْكُمُونَ (1) آيا آنها که مرتکب گناهان شدند گمان کردند که ما آنها را همچون کساني قرار مي‏دهيم که ايمان آورده‏اند و عمل صالح انجام داده‏اند؟که حيات و مرگشان يکسان باشد؟چه بد داوري مي‏کنند!
    وباز فرمود: أَفَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ كَالْمُجْرِمِينَ مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ.(2)
    آيا كسانى را كه در برابر قانون خدا به حق وعدالت تسليمند همچون مجرمان قرار دهيم , چگونه حكم مى كنيد؟
    وفرمود: أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّارِ (3)آيا ممكن است پرهيزگاران را همچون فاجران قرار دهيم ؟
    بـه هـرحـال تـفـاوت انـسانها در اطاعت فرمان حق جاى ترديد نيست همان گونه كه عدم كفايت دادگاه ( مكافات اين جهان ) و ((محكمه وجدان )) و )عكس العملهاى گناهان ) براى برقرارى عـدالـت نـيز به تنهايى كافى به نظر نمى رسد, بنابراين بايد قبول كرد كه براى اجراى عدالت الهى لازم اسـت مـحـكـمـه و دادگاه عدل عامى باشد كه سر سوزن كار نيك و بد در آنجا حساب شود وگرنه اصل عدالت تامين نخواهد شد.
    پس بايد پذيرفت كه قبول عدل خدا مساوى است با قبولوجود معاد ورستاخيز,
    قرآن مجيد مى گويد: وَنَضَعُ الْمَوَازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيَامَةِ فَلَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئًا وَإِن كَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنَا بِهَا وَكَفَى بِنَا حَاسِبِينَ(4) ما ترازوهاى عدالت را در روز قيامت برپامى كنيم
    وفرمود: وَقُضِيَ بَيْنَهُم بِالْقِسْطِ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ ﴿54﴾در روز قيامت در ميان آنها به عدالت حكم مى شود و ظلم وستمى بر آنها نخواهد شد.(5)
    پی نوشت:
    1- سوره جاثیه آیه 21
    2- سوره قلم آیه 35-36
    3- سوره ص آیه 28
    4- سوره انبیاءآیه 47
    5- سوره یونس آیه 54
    الهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد


صفحه 3 از 6 نخست 12345 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود