صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نور جاوید ......جاوید نور===> no.1

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    61
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نور جاوید ......جاوید نور===> no.1





    يُرِيدُونَ أَن يُطْفِؤُواْ نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللّهُ إِلاَّ أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ(سوره توبه آیه 32)

    نور جاوید ......جاوید نور===> no.1
    با سلام خدمت دوست , اوه عذر می خوام دوستان گل خودم
    دوستان عزیز سوالات مختلف برخی از شما و که با یک ریتم ثابت بود من را یاد داستانی میندازه که شاید برای شما هم آشنا باشه و البته خالی از لطف هم نیست
    یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچ کس نبود
    (از این به بعد ریتمش تند می شه نگران نباشید)
    پشت کامپیوترم می شینم وبرروی سایت از نوربپرس کلیک می کنم و با خودم مرور می کنم ((هدف خاموش کردن نور هستش))
    1-رنگ قرمز انتخاب می کنم رنگ قرمز یعنی یه آدم معترض که همفکر دو آتیشه یه آمپول زنی به نام (فرج دباغ ) هستش اصول کار اینه که زیاد با این رنگ وارد چت نشوم و با هر کسی وارد بحث نشوم و ژست بتوان n یک به اصطلاح روشن فکر را در بیاورم وبشدت باید به گونه ای داد و فریاد کنم که من مدام سانسور می شوم تا اثر پذیری بیشتری داشته باشم.
    2-رنگ بنفش را می خواهم انتخاب کنم ولی پلیس ip adress افراد ورودی را به خوبی چک می کند پس از یک فیلتر شکن استفاده می کنم اینجوری هم قرمز هستم و هم بنفش اما بنفش در اینجا ژست یک روشن فکر در ابعاد کوچولو را در می آورم یعنی یک رنگ قرمز در ابعاد کوچکتر ولی وارد چت می شوم و برای محکوم نشدن به شباهت با خط قبلی به سبک عامیانه هدف اصلی ((خاموش کردن نور)) را دنبال می کنم و البته باید این رنگ , بوی فهمیدن چیزی را بدهد که می خواهم آن را به بقیه بگویم و می بایست همچنان در اینجا هم از سانسور صحبتهام بگم
    3-فیلتر شکن اجرا می شود با رنگ نارنجی وارد سایت می شوم با اذعان به هدفم ((خاموش کردن نور)) این بار نقش دختری با احساسات رقیق که مدام در حال چشمک زدن هست از قدرت زنانگی در صحبت کردن و با رهنمود به مسیر سه شعبه هدف اصلیرا دنبال میکنم در این مورد حتی کسانی که تو این جریان هستند ماهیت من را نمی شناسند ومن را باور می کنند (منم خودومو تحسین می کنم)+سانسور صحبتهام
    4-ابزار کاریم را انتخاب می کنم و این دفعه با رنگ قهوه ای وارد می شوم در اینجا شخصیتم به گونه ای است که کتابهای سایکولجیست(نه روانشناسی) را خواندم و بشدت از مسیر نور منحرف شدم طوریکه هر جا می رسم در حد یکی دو خط نه بشتر از شرح حالم با فرمول زنگ بزن در برو هدفم ((خاموش کردن نور)) دنبال می کنم به علاوه سانسور صحبتهام
    5-خیلی رنگهای قبل از رنگ قرمز جلوی همه توی مناظرات جاهای دیگه افتضاح به بار آوردن پس فایلی را باز می کنم و آنها را لیست می کنم که فعلا از آنها استفاده نشودو در ذهنم هدفم ((خاموش کردن نور)) مرور می کنم
    6-این بار ابزار کاریم فعال هستش رنگ آبی را انتخاب می کنم اینجا در واقع من یک سلطان باستانی هستم که نور هم مرا یاد کرده با اذن به این موضوع بر طبل ایران باستان می زنم و هدفم ((خاموش کردن نور)) را دنبال می کنم+ ایضاً....(دیگه 2 دفعه گفتم خودتون آمار را داشته باشید)
    7- نرم افزار مورد نظرم را برای یک شخصیت جدید انتخاب می کنم با خودم می بینم همه ی رنگها استفاده شد من نیاز بیشتری دارم که به بچه های از نور بپرس نزدیک تر بشم پس این بار رنگ سبز را انتخاب می کنم اینجوری همذات پنداری با من می کنند و تاثیرپذیری بیشتری دارد در ضمن ایدیم هم از جنس نور هست و میتونه نور را استحاله کنه در اینجا رنگ و بوی یک نور بی روح را بازی می کنم و با آوردن اسامی کتابهایی که در خصوص نور بحث کردند ولی بی نور ماندند و البت در اینجا هم هدفم (((خاموش کردن نور))) دنبال می کنم +.....
    البته این رنگها را کافی نمی دانم و برای گرگ و میش کردن هوا و گل آلود کردن آب جهت رسیدن به هدفم ((خاموش کردن نور)) نیازمند یک لشکر آدم با رنگهای مختلف ولی با یک هدف واحد یعنی هدف اصلی من ((خاموش کردن نور)) این مسیر را باید دنبال کنم
    این داستان ادامه دارد.....؟
    ز احمد (ص) تا احد یک میم فرق که یک عالم در این یک میم غرق

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,054
    تشکر:
    1
    حضور
    8 روز 19 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نور اگه از خورشید باشه خاموش نمیشه !

    ویرایش توسط خالد بن ولید : ۱۳۸۸/۰۸/۰۸ در ساعت ۰۶:۴۵

  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    61
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خجالت




    دوستان عزیز شما می بایست جهت در جریان گرفت از این موضوع قبلاً این دو تا موضو ع که خدمتتون ارائه میدهم را یه نگاهکی بندازید
    اول این http://www.askquran.ir/showthread.php?t=16098
    بعدم این http://www.askquran.ir/showthread.php?t=16220
    در راه حق همگیتون موفق

    ز احمد (ص) تا احد یک میم فرق که یک عالم در این یک میم غرق

  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,054
    تشکر:
    1
    حضور
    8 روز 19 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    1



    بالاخره هر نوری باید یه جاهائی رو روشن و آباد کنه ! فکر می کنم 14 قرن برای امتحان

    پس دادن کافی باشه ! اینطور نیست !! وقتی هم که بن بست می رسیم و همه نسخه هامون

    تو زرد در میاد ، می گیم : بالاخره یه روز یکی میاد و خرابکاری ها رو درست می کنه !!



    ویرایش توسط خالد بن ولید : ۱۳۸۸/۰۸/۰۸ در ساعت ۰۸:۴۷

  8. تشکر


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    50
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط سیف الاسلام نمایش پست
    بالاخره هر نوری باید یه جاهائی رو روشن و آباد کنه ! فکر می کنم 14 قرن برای امتحان

    پس دادن کافی باشه ! اینطور نیست !! وقتی هم که بن بست می رسیم و همه نسخه هامون

    تو زرد در میاد ، می گیم : بالاخره یه روز یکی میاد و خرابکاری ها رو درست می کنه !!


    می شه بگید معنای "سیف الاسلام" که انتخاب کردید چیه؟

    شمشیر بر علیه اسلام یا به له اسلام؟

    آخه حرفاتون با له بودن نمی سازه!!!! نکنه...

    نکنه از اون مواردی که ظاهرشون یه چیزی نشون می ده و در واقع چیز دیگرن؟؟؟!!!!


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,054
    تشکر:
    1
    حضور
    8 روز 19 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    1



    شاید بهتر بود " مرآت الاسلام " می گذاشتم !!

    این لقب سیف الاسلامی را پیامبر اسلام به خالد بن ولید داد !! من هم با نفرتی که از عملکرد این جنایتکار(خالد) داشتم به طعنه آن را نام مستعار خود کردم !

    این کنایه ای بود بر اینکه دینی که اینقدر جوابگوی مشکلات بشریت است و هر دردی را درماننیست نیازی به شمشیر و سیف الاسلام ریز و درشت نداشت و ندارد ! همانطور که بزرگترین کشور اسلامی الان اندونزی است ؛ کشوری که هیچگاه شمشیر اسلام به او نرسید ! براحتی توسط آدمهای منطقی مثل شما لزوم داشتن این دین برایشان اثبات شد ! والان دارند زندگیشان را می کنند ! اتفاقا بزرگترین ضربه را به اسلام توسط همین شمشیر کشها در گذشته و حال به او زدند ! طالبان راببینید ! و قضاوت کنید !

    سعد وقاص و زیاد بن ابیه دو تن از سردارانی بودند که در اشغال ایران و کشتار فجیع هموطنان شما درایلیس و جلولا (در کنار فرات ) کارهائی کردند که مطمئن هستم انسان با وجدان و معتقدی چون شما، حتی از خواندن آن هم شرم می کند وبرایش سخت است حتی اگر پدران شما کافر ! بوده باشند !! مسلمانانی که در مدینه بودند اخبار این فتوحات و فجایع را می شنیدند و سکوت می کردند ! این را تااینجا داشته باشید !
    45 سال بعد در سال 60 هجری پسران همین دو نفر یعنی ابن سعد و ابن زیاد ، پسران و خانواده امام علی را در کنار همین فرات به طرز فجیعی به شهادت رساندن که جزئیات آن را شما بهتر از من می دانید !! این است ثمره کشتار و قتل بیگناهان ! عرب با خونریزی خود بنیان کینه ای را در دنیا بنا نهاد که هنوز که هنوز است گریبانگیرخود و پیروانش را گرفته است ! حرف من این است ! وگرنه شما هر چه را بپرستید برای من محترم است !
    این سایت را اگر یهودیان جرات بنا کردنش داشتند مطمئن باشید من ازخود تورات چنان برآنان می تاختم که دیگر جرات نژادپرستی نکنند ! چرا که عده ای از آنان نیز چون طالبان فتنه گر و مکارند !
    من هیچگاه منافق نبوده ام که ظاهر و باطنم متفاوت باشد بلکه از ابتدا موضعم روشن بوده است ! حال اگر کنایه آمیز است دلیلی دارد که گفتم !
    باز هم عرض می کنم من به عقیده همه عزیزان احترام می کذارم اما ؛ دلیل نمی شود که نقدش نکنم ! قطعا خوشحال هم خواهم شد که اگر اشتباه می کنم افکار مرا نقد کنند !
    ارادتمند همه

    ویرایش توسط خالد بن ولید : ۱۳۸۸/۰۸/۰۸ در ساعت ۱۲:۵۸


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    61
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام خدمت دوست گل خودم سیف الاسلام و دیگران
    دوست عزیز در خصوص موضوعاتی که مطرح کردید می تونید براشون یک موضوع(تاپیک) اختصاص بدهید در اینجا از دوستان دیگر هم درخواست می کنم در خصوص موضوع مطرح شده نظر بدهند با تشکر از همگی دوستان

    ز احمد (ص) تا احد یک میم فرق که یک عالم در این یک میم غرق

  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    937
    تشکر:
    1
    حضور
    1 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط سیف الاسلام نمایش پست
    شاید بهتر بود " مرآت الاسلام " می گذاشتم !!

    این لقب سیف الاسلامی را پیامبر اسلام به خالد بن ولید داد !! من هم با نفرتی که از عملکرد این جنایتکار(خالد) داشتم به طعنه آن را نام مستعار خود کردم !

    این کنایه ای بود بر اینکه دینی که اینقدر جوابگوی مشکلات بشریت است و هر دردی را درماننیست نیازی به شمشیر و سیف الاسلام ریز و درشت نداشت و ندارد ! همانطور که بزرگترین کشور اسلامی الان اندونزی است ؛ کشوری که هیچگاه شمشیر اسلام به او نرسید ! براحتی توسط آدمهای منطقی مثل شما لزوم داشتن این دین برایشان اثبات شد ! والان دارند زندگیشان را می کنند ! اتفاقا بزرگترین ضربه را به اسلام توسط همین شمشیر کشها در گذشته و حال به او زدند ! طالبان راببینید ! و قضاوت کنید !

    سعد وقاص و زیاد بن ابیه دو تن از سردارانی بودند که در اشغال ایران و کشتار فجیع هموطنان شما درایلیس و جلولا (در کنار فرات ) کارهائی کردند که مطمئن هستم انسان با وجدان و معتقدی چون شما، حتی از خواندن آن هم شرم می کند وبرایش سخت است حتی اگر پدران شما کافر ! بوده باشند !! مسلمانانی که در مدینه بودند اخبار این فتوحات و فجایع را می شنیدند و سکوت می کردند ! این را تااینجا داشته باشید !
    45 سال بعد در سال 60 هجری پسران همین دو نفر یعنی ابن سعد و ابن زیاد ، پسران و خانواده امام علی را در کنار همین فرات به طرز فجیعی به شهادت رساندن که جزئیات آن را شما بهتر از من می دانید !! این است ثمره کشتار و قتل بیگناهان ! عرب با خونریزی خود بنیان کینه ای را در دنیا بنا نهاد که هنوز که هنوز است گریبانگیرخود و پیروانش را گرفته است ! حرف من این است ! وگرنه شما هر چه را بپرستید برای من محترم است !
    این سایت را اگر یهودیان جرات بنا کردنش داشتند مطمئن باشید من ازخود تورات چنان برآنان می تاختم که دیگر جرات نژادپرستی نکنند ! چرا که عده ای از آنان نیز چون طالبان فتنه گر و مکارند !
    من هیچگاه منافق نبوده ام که ظاهر و باطنم متفاوت باشد بلکه از ابتدا موضعم روشن بوده است ! حال اگر کنایه آمیز است دلیلی دارد که گفتم !
    باز هم عرض می کنم من به عقیده همه عزیزان احترام می کذارم اما ؛ دلیل نمی شود که نقدش نکنم ! قطعا خوشحال هم خواهم شد که اگر اشتباه می کنم افکار مرا نقد کنند !
    ارادتمند همه

    هرگز !

    شما مرآت خودتان و بازتاب اندیشه های نادرست خودتان هستید ، نه آینه ی اسلام . بی گمان آینه ی اسلام کسی است که به دستورهای خدا و رسول عمل می کند نه کسی که در ورطه ی شک بازمانده و خود را با تاریک اندیشی از نور هدایت محروم ساخته است .

    من نمی دانم شمشیر کشیدن شما بر خالد ابن ولید ، در جایی که او یک طرفدار هم ندارد ، چه معنایی می تواند داشته باشد . یا تاکید بر بی شعوری و دگم طالبان ، در جایی که همه بر این امر متفق القول اند .

    اما اگر می خواهید یگویید که اصل و اساس هر گونه خشونت محکوم است ، آن وقت است که با ما در تقابل قرار می گیرید چون در برابر دشمن مسلح متجاوز مهاجم نمی شود با زبان نرمش و مدارا سخن گفت .

    بالاخره هر نوری باید یه جاهائی رو روشن و آباد کنه ! فکر می کنم 14 قرن برای امتحان پس دادن کافی باشه ! اینطور نیست !! وقتی هم که بن بست می رسیم و همه نسخه هامون تو زرد در میاد ، می گیم : بالاخره یه روز یکی میاد و خرابکاری ها رو درست می کنه !!

    یقینا خیلی از شیعه چنین روش نادرستی را دارند که کم و کاستی های خود را می خواهند با توسل به ائمه بپوشانند و کوتاهی های امروز خود را به بهانه ی آمدن امام زمان توجیه می کنند .

    اما این که آیا اسلام حقیقتا 14 قرن امتحان پس داده یا نه ، موضوع دیگری است . ما اهل تشیع بر این باوریم که اسلام تنها در زمان رسول خدا و آن هم در محدوده ای کوچک و با توجه به درگیری های مداوم آن حضرت با مشرکین فرصت بروز و حاکمیت داشته است ، و پس از آن در محدوده ی اندکی از خلافت امیرالمومنین علی ( ع ) و لاغیر .

    اسلام آئینی دارد که برای اجرای آن نیاز به تحول همه جانبه ای در شئون زندگی مردم هست ، و این کاری است که اجرای تمام عیار آن بی شک تنها از معصوم ساخته است . اما ما به عنوان مسلمان تکالیف فردی و اجتماعی خود را بر پا می داریم ، به این امید که زمینه ساز حرکت اصلاحی ولی عصر ( عج ) باشیم .


  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    50
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    جناب سیف الاسلام!!!!

    شما از دشمنان اسلام و افرادی مثل خالدبن ولید و ابن سعدها و ... نفرت دارید و مطلب بر علیه تعالیم اسلام می نویسید؟؟؟!!!

    من ربط بین اینها را متوجه نمی شوم.

    البته من هم از ظاهر نوشته شما این برداشت را کردم. و باور کنید ظاهر مطلبتان این را به ذهن می زند.

    نقد و اشکال برای رسیدن به حقیقت اسلام و تعالیم با ارزش آن، با زیر سؤال بردن اصل دین و ... تفاوت اساسی دارد.


  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,054
    تشکر:
    1
    حضور
    8 روز 19 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط ceramic نمایش پست
    هرگز !

    شما مرآت خودتان و بازتاب اندیشه های نادرست خودتان هستید ، نه آینه ی اسلام . بی گمان آینه ی اسلام کسی است که به دستورهای خدا و رسول عمل می کند نه کسی که در ورطه ی شک بازمانده و خود را با تاریک اندیشی از نور هدایت محروم ساخته است .


    .

    با تشکر از شما

    من سخنگوی نظر خود هستم و شاید بقول شما آینه اندیشه و مطالعات خودم ! درست و نادرستی آن را هم به قضاوت زمان وابگذاریم ! کسانیکه به دستورات یک آئین عمل می کنند مومن به آن عقیده هستند و دنیا را از منظر آن می بینند ونه الزاما آینه آن ! هیچگاه هم : چشم خود ش را نمی بیند ! مگر در آینه ! تفاوت من با شما در این است که من از منظر یک معتقد که ذوب در ولایت افراد است متون را نمی خوانم !

    من آن بزرگمرد عرب (حضرت محمد ) را می ستایم نه از باب اینکه اوپیامبرخدا و خاتم النبیین است بلکه از این منظر که ایشان مبدع و مصلح جامعه و زمان خویش بود ! و سعی خود را هم کرد ! حال عملکردش چگونه بود و یا چگونه باید می بود مقوله ای دیگر است !

    وهمیشه سعی می کنم " انا بشر مثلکم "ایشان هم از یادم نرود ! تا خدای ناکرده ایشان را به مقام الوهیت نرسانم ! کاری که خیلیها عملاٌ می کنند !

    اما یک نظر غالب هم برای تسکین موقت مطرح است که: ما انسانها در مقامی نیستیم که در کار خدا و پیامبرش دخالت و اظهار نظر کنیم ! تا با اینکار خود و دیگران را از نقد و تفحص خلاص و منع کنیم ! و از شک خارج شویم! و به یقین برسیم ! ظاهرا ً

    اینجانب به این سن دیگر نمی توانم به انسان - خدائی معتقد باشم و بگویم :

    " ز احمد تا احد یک میم فرق است !! "

    و یا بگویم :
    من علی را خدا نمی دانم
    از خدا هم جدا نمی دانم !
    یا اشعاری که بعضا در همین سایت وجود دارد
    http://www.askquran.ir/showthread.php?t=8981&p=203577

    شاید و قطعا شما هم با ایندو شعر و برداشت اینگونه از این دو بیت موافق نیستید اما اگر سری به تمام نقل قولها و عرض ارادتهائی که افراد معتقد و مخلص درهمین سایت به ائمه و پیامبر دارند ؛ بزنید شواهد بسیاری را خواهید دید که طبق استانداردهای اسلام بوی شرک می دهد ! حال اگر ما ظاهر بین باشیم (مانند وهابیون و علمای عربستان {خاستگاه اسلام}) اینگونه عرض ارادتها و ضریح بوسیدنها را عین شرک می دانستیم !
    و لی ما شرک نمی دانیم ! چرا ؟ چون می گوئیم شیعیان با این عرض ارادتها و این قبیل کارها سعی در تقرب دارند و به خدای یکتا معتقدند !! و ائمه و پیامبر را مظهر الله می دانند نه شریک خدا !! قبول ؟

    حال بر می گردیم به 1400 سال پیش ....

    در آن موقع هم اعراب (هم مبدع دین و هم بقیه پیروانشان) تلقی عربستان فعلی را از ادیان دیگر و باورمندان شان داشتند ! آنها به ظاهر ادیان و برداشت رایج در شبه جزیره بسنده کرده و با این اندیشه که ما خیر مطلقیم ودیگران شر بالقوه ! هر کس جز ایشان فکر می کرد را مخیر به سه چیز کردند : (اسلام ؛ جزیه و یا حرب)
    هرچه ایرانیان و مسیحیان گفتند : بخدا ما همان خدا را می پرستیم : الله ؛ اهورا مزدا و پدر آسمانی و یهوه همه یک معنی است ! گفتند نه : یهودیان ملحدند ، مسیحیان تثلیث دارند و زرتشتیان آتش پرستند !

    دوست من شما در حال حاظربمن می فرمائید که شما روی چیز هائی که توافق داریم بحث می کنی ! و بعد برضد معتقدات دین به آن می تازی ! سوالی از شما دارم :
    پیش وجدان خودت قاضی باش :
    اگر امام علی همین امروز به شما امر می کرد به ایران بیائی و با گبر و آتش پرستان بجنگی ! آیا شما سر پیچی می کردی ؟ یا به جنگ با ملاحد و کفار می رفتی ؟ چون امامت گفته !
    غیر از اینه ؟
    دوست من امام علی و تمامی عشره مبشره پیامبراین دستور را صادر کردند ! و چون می دانم شما هم انسان معتقدی هستی پس حتما به جنگ با ایرانیان و شامیان و مصریان که در کشور شان بدون هیچ آزار و اذیتی داشتند زندگی خود را می کردند ، می رفتی اما من نمی رفتم ، فرق من و شما در این است ! پس ما باهم در این زمینه اشتراک نداریم ! شما باید به دستور ولی امر مسلمین تمکین کنی ولی من به دستور وجدان خودم ! نه اینکه از شما با وجدان ترم بلکه نمی توانم ذوب در کسی بشوم و همنوع خودم را بکشم !

    بحث در براه انداختن جنگ است نه دفاع از سرحدات و مقابله با متجاوزین !

    اصلا سوال دیگری از شما می کنم :

    شما که مسلمان معتقدی هستید و اینقدر از پیامبر و امامان تاسی دارید ؛ چرا به دولت کریمه اسلامیمان فشار نمی آورید که به جنگ هندیان میمون پرست و گاو پرست و چینی های بی خدا بروید ؟ شرک و کفراز این واضحتر ؟
    پس شما هم مسلمان معتقدی نیستید ! بلکه بمرور زمان شما و حتی اساتید حوزه های شیعه اندیشه های ایرانیشان بر اسلامی شان غلبه کرده است ! و همه چیز را می خواهید با گفتگو حل کنید ! البته این بهترین راه است اما اسلامی نیست ! الان هزار روایت ردیف می شود که اسلام اهل گفتگوست ! اما من می گویم :

    دو صد گفته چون نیم کردار نیست !

    لب کلام من این است : اسلام آن چیزی نیست که در روایات بعضا مشکوک یا صحیح ذکر شده بلکه آن است که :

    توسط پیامبر و صحابه در عمل انجام شده !

    چقدر خوب بود که ما بجای ذوب در افراد ذوب در حقایق بودیم ! حقیقت انساندوستی ( نه همدین دوستی ) حقیقتٍ راستی و مردانگی و انصاف در برخورد با غیر همفکران ! حقیقت اینکه اگر کسی خدای خودش را به سبک و سیاق خودش می پرستید کافر نخوانیم :

    مسلمان گر بدانستی که بت چیست
    یقین کردی که دین در بت پرستی است !

    منظور شاعر این نیست که بیائیم بت پرست شویم بلکه او می گوید که ظاهر بین نباشیم ! اگر کسی را دیدیم که در برابر آتش به احترام ایستاد و بدرگاه ایزد خود نیایش کرد را آتش پرست و گبر و کافر نخوانیم و مستحق مرگ ! متاسفانه چیزی که اتفاق افتاد !
    -----------------------------------

    همه معتقدین به ادیان و متعصبین به آن در مقطعی از زندگی خود در شرایطی قرار خواهند گرفت که باید نسبت به انسانی دیگر قضاوت کنند ! انسانی که مانند آنان فکر نمی کند ! و ممکن است بر سر دو راهی تمکین به دستورات دینی و بستن کمر بند انفجاری یا وجدان و فطرت خود قرار بگیرند !

    آنوقت است که ضرورت و هدف از براه انداختن
    یکچنین بحثهائی از جانب امثال من مشخص می شود !

    بالاخره همه در مرگ بهم می رسیم ! ولی من ترجیح می دهم در آنروز دستم به

    خون کسی آلوده نشده باشد !

    حتی به قیمت رفتن به جهنم ؛ بخاطر تمرد از دستور قتل !!

    خوب یا بد ، دین من این است !

    خیر پیش

    ویرایش توسط خالد بن ولید : ۱۳۸۸/۰۸/۱۰ در ساعت ۰۴:۰۴

  15. تشکر


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود