جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا شلاق پیامبر(ص) به "سوادة بن قیس" برخورد کرد؟؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    1,379
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    469
    آپلود
    263
    گالری
    97

    آیا شلاق پیامبر(ص) به "سوادة بن قیس" برخورد کرد؟؟




    به نام خدا

    سوال:
    آیا همانطور که بر منبرها گفته میشود، شلاق پیامبر(ص) به "سوادة بن قیس" برخورد کرد؟؟

    مقصودم ماجرایی است که گفته است شلاق پیامبر(ص) در حالیکه بر شتر سوار بود، بر شکم یا کمر مردی رهگذر برخورد کرده بود و ایشان در اواخر عمر در مسجد از مردم طلب حلالیت میکردند و این مرد خود و ماجرای برخورد شلاق را مطرح کردند و ....

    این سوال از حیث عصمت پیامبر(ص) مطرح میشود.

    با تشکر از پاسخگویی شما


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    919
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط logical نمایش پست
    به نام خدا
    سوال:
    آیا همانطور که بر منبرها گفته میشود، شلاق پیامبر(ص) به "سوادة بن قیس" برخورد کرد؟؟

    مقصودم ماجرایی است که گفته است شلاق پیامبر(ص) در حالیکه بر شتر سوار بود، بر شکم یا کمر مردی رهگذر برخورد کرده بود و ایشان در اواخر عمر در مسجد از مردم طلب حلالیت میکردند و این مرد خود و ماجرای برخورد شلاق را مطرح کردند و ....

    این سوال از حیث عصمت پیامبر(ص) مطرح میشود.

    با تشکر از پاسخگویی شما:rose:
    به نام خدا
    با تشکر از شما بزرگوار

    بخش هایی از این روایت در کتاب مستدرک الوسایل جلد 18 صفحه 287 از کتاب امالی مرحوم صدوق نقل شده است.
    مرحوم صدوق آن را در امالی صفحه 633 تا 638 به طور کامل با سند نقل کرده است. ما در اینجا همان قسمت که مربوط به قصاص می باشد از مستدرک نقل می کنیم:

    22772- 2- الصَّدُوقُ فِي الْأَمَالِي، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الطَّالَقَانِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَمْدَانَ الصَّيْدَلَانِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ الْوَاسِطِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هَارُونَ عَنْ خَالِدٍ الْحَذَّاءِ عَنْ أَبِي قِلَابَةَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ زَيْدٍ الْجَرْمِيِّ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ فِي حَدِيثٍ طَوِيلٍ فِي وَفَاةِ النَّبِيِّ ص وَ مَا قَالَهُ لِأَصْحَابِهِ فِي مَرَضِهِ إِلَى أَنْ قَالَ ثُمَّ قَالَ ص إِنَّ رَبِّي عَزَّ وَ جَلَّ حَكَمَ وَ أَقْسَمَ أَنْ لَا يَجُوزَهُ ظُلْمُ ظَالِمٍ فَنَاشَدْتُكُمْ بِاللَّهِ أَيُّ رَجُلٍ مِنْكُمْ كَانَتْ لَهُ قِبَلَ مُحَمَّدٍ مَظْلِمَةٌ إِلَّا قَامَ فَلْيَقْتَصَّ مِنْهُ فَالْقِصَاصُ فِي دَارِ الدُّنْيَا أَحَبُّ إِلَيَّ مِنَ الْقِصَاصِ فِي دَارِ الْآخِرَةِ عَلَى رُءُوسِ الْمَلَائِكَةِ وَ الْأَنْبِيَاءِ فَقَامَ إِلَيْهِ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْقَوْمِ يُقَالُ لَهُ سَوَادَةُ بْنُ قَيْسٍ فَقَالَ لَهُ فِدَاكَ أَبِي وَ أُمِّي يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّكَ لَمَّا أَقْبَلْتَ مِنَ الطَّائِفِ اسْتَقْبَلْتُكَ وَ أَنْتَ عَلَى نَاقَتِكَ الْعَضْبَاءِ وَ بِيَدِكَ الْقَضِيبُ الْمَمْشُوقُ فَرَفَعْتَ الْقَضِيبَ وَ أَنْتَ تُرِيدُ الرَّاحِلَةَ فَأَصَابَ بَطْنِي فَلَا أَدْرِي عَمْداً أَوْ خَطَأً فَقَالَ ص مَعَاذَ اللَّهِ أَنْ أَكُونَ تَعَمَّدْتُ ثُمَّ قَالَ يَا بِلَالُ قُمْ إِلَى مَنْزِلِ فَاطِمَةَ فَائْتِنِي بِالْقَضِيبِ الْمَمْشُوقِ فَخَرَجَ بِلَالٌ وَ هُوَ يُنَادِي فِي سِكَكِ الْمَدِينَةِ مَعَاشِرَ النَّاسِ مَنْ ذَا الَّذِي يُعْطِي الْقِصَاصَ مِنْ نَفْسِهِ قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ فَهَذَا مُحَمَّدٌ ص يُعْطِي الْقِصَاصَ مِنْ نَفْسِهِ قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ سَاقَ الْحَدِيثَ إِلَى أَنْ قَالَ ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَيْنَ الشَّيْخُ فَقَالَ الشَّيْخُ هَا أَنَا ذَا يَا رَسُولَ اللَّهِ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي فَقَالَ تَعَالَ فَاقْتَصَّ مِنِّي حَتَّى تَرْضَى فَقَالَ الشَّيْخُ فَاكْشِفْ لِي عَنْ بَطْنِكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَكَشَفَ ص عَنْ بَطْنِهِ فَقَالَ الشَّيْخُ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي يَا رَسُولَ اللَّهِ أَ تَأْذَنُ لِي أَنْ أَضَعَ فَمِي عَلَى بَطْنِكَ فَأَذِنَ لَهُ فَقَالَ أَعُوذُ بِمَوْضِعِ الْقِصَاصِ مِنْ بَطْنِ رَسُولِ اللَّهِ ص مِنَ النَّارِ يَوْمَ النَّارِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَا سَوَادَةُ بْنُ قَيْسٍ أَ تَعْفُو أَمْ تَقْتَصُّ فَقَالَ بَلْ أَعْفُو يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص اللَّهُمَّ اعْفُ عَنْ سَوَادَةَ بْنِ قَيْسٍ كَمَا عَفَا عَنْ نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ (ص)...
    ترجمه:
    ابن عباس می گوید در زمان بیماری پیامبر که منجر به وفات آن حضرت شد، حضرت فرمود تا مردم را فرابخوانند و عمامه بست و با تکیه بر عصا به مسجد آمد و بر منبر رفت و ابتدا از دیدگاه مردم نسبت به رسالت خود جویا شد و آنگاه فرمود: "همانا پروردگارم قسم یاد کرده است که از ظلم هیچ ظالمی نگذرد. پس شما را به خدا هرکه از شما مظلمه ای به گردن محمد دارد برخیزد و قصاص کند که قصاص در دنیا را بر قصاص در آخرت در حضور ملائک و انبیا ترجیح می دهم.
    آنگاه مردی
    که او را سوادة بن قیس می گفتند از انتهای جمع برخاست و گفت: پدر و مادرم فدایت ای رسول خدا وقتی شما از طائف برمی گشتی من به استقبال شما آمده بودم و شما سوار بر ناقه خود بودی و چوب نازک بلند (القضیب الممشوق) - یا ؟؟ در دست شما بود. وقتی می خواستی با آن مرکب خود را برانی به شکم من خورد. نمی دانم عمدی بود یا خطایی.
    حضرت فرمود پناه می برم به خدا که عمداً کسی را بیازارم. سپس به بلال فرمود به خانه فاطمه برو و آن چوب را بیاور.
    بلال از مسجد خارج شد و در حالی که در کوچه های مدینه صدا می زد: ای مردم کیست که قبل از روز قیامت تقاص خود را بدهد اینک محمد صلی الله علیه و آله تقاص خود را قبل از روز قیامت می دهد.
    ... سپس رسول خدا فرمود: آن پیر مرد کجاست؟
    گفت اینجا هستم یا رسول الله پدر و مادرم فدایت.
    فرمود: بیا و مرا قصاص کن تا راضی شوی.
    مرد گفت: شکمت را نمایان کن ای روسول خدا.
    پس حضرت پیراهن خود را کنار زد و شکمش را نمایان کرد.
    پیرمرد گفت فدایت شوم اجازه می دهی دهانم را روی شکمت بگذارم؟
    حضرت اجازه داد.
    مرد گفت به محل قصاص بر روی شکم رسول خدا پناه می برم از آتش روز آتش.
    رسول خدا فرمود: ای سواده پسر قیس آیا می بخشی یا قصاص می کنی؟
    گفت: بلکه می بخشم ای رسول خدا.
    رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت: خدایا سواده پسر قیس را ببخش همچنانکه او پیامبرت محمد را بخشید...

    این روایت که به نظر می رسد سندش صحیح باشد، حاوی نکات بسیاری است. از آن جمله موضوع مساوات در اسلام که از نظر حقوقی فرقی بین پیامبر و فرد عادی نیست.
    همچنین آزادی عمل و بیان در بین مسلمین و عدم استبداد و عدم دیکتاتوری.
    و نیز میزان عشق و علاقه و محبت پیامبر به مردم و مردم به پیامبر.
    و نیز ایمان و یقین به روز قیامت و مهیا کردن خود برای آن روز
    و ...

    ادامه دارد...

    نظر شما در باره این پیشنهاد چیه؟
    (جلسات مناظره)

    موضوع مهم :
    کربلایی کاظم ساروقی، حجتی غیر قابل انکار

    چگونه؟؟؟ راه های جلوگیری از مرگ تدریجی جامعه

    کم گوی و گزیده گوی چون دُرّ :Sokhan: !!! تا از سُخَنت جهان شود پُر !!!
    الحذر الحذر! فَوَ الله لَقَد سَتَر، حتّی کأنَّه قد غَفَر


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    919
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ادامه
    اما نکاتی نیز در حاشیه این روایت قابل توجه است. از جمله اینکه:
    از نظر حقوقی پیامبر صلی الله علیه و آله می توانست برای صحت یا عدم صحت ادعای سواده تقاضای شاهد کند اما نکرد و ادعای او را پذیرفت. آیا برای اینکه این ادعا درست بود؟ معلوم نیست.
    شاید برای این پذیرفت که به مسلمانان بفهماند اعتماد بر سخن یکدیگر مهمتر از صدمات جانی و مالی جزئی است. من حاضرم ضربه یک شخص را تحمل کنم اما او را بی اعتبار نسازم.

    اما اگر حادثه اتفاق افتاده باشد، آیا با عصمت پیامبر منافات دارد یا خیر؟ بخصوص که پیامبر صلی الله علیه و اله در این روایت تعمد در کار نادرست را از خود نفی کردند اما خطا را نفی نکردند. مفهوم آن این است که اگر ضربه ای از جانب من به سواده بن قیس خورده عمدی نبوده و خطایی بوده. این مسأله با عصمت پیامبر چگونه می سازد؟

    در این باره باید متذکر شد که منظور از عصمت چیست و شامل چه اموری می شود؟
    آنچه مسلم است از نظر اعتقادی پیامبر باید در تلقی و دریافت وحی و فهم و درک و تشخیص آن و در ابلاغ و بیان آن معصوم باشد. زیرا اگر امکان خطا در این مرحله وجود داشته باشد به هیچ یک از بیانات پیامبر نمی توان اعتماد کرد.
    قرآن در این باره می فرماید: "و ما ینطق عن الهوی. ان هو الا وحی یوحی". پیامبر از روی هوی (سر خود) سخن نمی گوید. نطق او چیزی جز وحی نیست.

    مرحله دوم که عصمت را در پیامبر ضروری می سازد، رفتار و اعمال ارادی و از روی توجه است. زیرا پیامبر الگوی مؤمنین است و اگر کوچکترین عمل نادرستی مرتکب شود شایستگی الگو بودن را از دست می دهد.

    مرحله سوم افکار و اندیشه های پیامبر است. پیامبر حتی در فکر عمل نادرست نباید باشد و نیت و قصد سوء هم نباید داشته باشد. زیرا اگر چنین کند متظاهر خواهد بود و دچار سیرت و باطن غیر قابل اعتماد خواهد شد.

    مرحله چهارم در پاسخگویی به دیگران است که باید همه چیز را بداند و نگوید نمی دانم مگر مواردی که باید مخفی بماند و یا ندانستن آن بر دانستن ترجیح داشته باشد. و نیز پاسخ صحیح بدهد. زیرا پیامبر به منبع علم الهی متصل است و خدا هرچه را لازم باشد باید به او بیاموزد.

    اما آیا در افعالی که به طور طبیعی بی اختیار از انسان سر می زند یا لازمه اعمال اختیاری و ارادی است نیز باید معصوم باشد؟
    در قضیه ی سوادة بن قیس آیا پیامبر باید در شلوغی استقبال مراقب دیگران نیز می بود تا در مسیر حرکت چوب نازک و بلند یا چوبدستی مخصوص راندن حیوان قرار نگیرند؟
    این مقدار از عصمت چه لزومی دارد؟

    مشابه این قضیه را در داستان حضرت سلیمان و مورچه در قرآن مشاهده می کنیم. آنجا که می فرماید: "
    حَتَّى إِذَا أَتَوْا عَلَى وَادِي النَّمْلِ قَالَتْ نَمْلَةٌ يَا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاكِنَكُمْ لَا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمَانُ وَجُنُودُهُ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ " (تا آن‏گاه كه به وادى مورچگان رسيدند، مورچه‏اى گفت: اى مورچگان! به خانه‏هايتان داخل شويد، مبادا سليمان و سپاهيانش بدون توجه شما را پايمال كنند).
    این نشان می دهد که چنین اتفاقی از پیامبر ممکن است و با عصمت او منافات ندارد.

    با همه این اوصاف خدا عالم است.

    نظر شما در باره این پیشنهاد چیه؟
    (جلسات مناظره)

    موضوع مهم :
    کربلایی کاظم ساروقی، حجتی غیر قابل انکار

    چگونه؟؟؟ راه های جلوگیری از مرگ تدریجی جامعه

    کم گوی و گزیده گوی چون دُرّ :Sokhan: !!! تا از سُخَنت جهان شود پُر !!!
    الحذر الحذر! فَوَ الله لَقَد سَتَر، حتّی کأنَّه قد غَفَر

  5. تشکرها 3


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    850
    تشکر:
    1
    حضور
    35 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    9



    نقل قول نوشته اصلی توسط khoshnazar نمایش پست
    به نام خدا

    22772- 2- الصَّدُوقُ فِي الْأَمَالِي، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الطَّالَقَانِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَمْدَانَ الصَّيْدَلَانِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ الْوَاسِطِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هَارُونَ عَنْ خَالِدٍ الْحَذَّاءِ عَنْ أَبِي قِلَابَةَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ زَيْدٍ الْجَرْمِيِّ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ فِي حَدِيثٍ طَوِيلٍ فِي وَفَاةِ النَّبِيِّ ص وَ مَا قَالَهُ لِأَصْحَابِهِ فِي مَرَضِهِ إِلَى أَنْ قَالَ ثُمَّ قَالَ ص.....
    با سلام
    با اجازه استاد گرامی ...
    این روایت بر اساس بررسی که از حیث سند شده به دلیل ضعف سندی از اعتبار چندانی برخوردار نیست .تمامی افرادی که نامشان به رنگ قرمز ذکر درامده، هیچ گزارشی از احوالشان در کتب رجالی شیعه یافت نشده و همگی مجهول الحال (عند الشیعه) هستند .
    تنها محمد بن هارون ، نامش در کتاب خلاصة الاقوال علامه حلی آمده و آن هم با تعبیر ( ضعیفٌ ) ...
    لذا این حدیث در نزد شیعه هیچ حجیت و اعتباری ندارد .
    البته اگر روایت از نظر سند صحت هم داشته باشدباز هیچ ایرادی بر عصمت پیامبر وجود ندارد که دلایلش را جناب خوش نظر ذکر کردند.
    التماس دعا

    ویرایش توسط askari110 : ۱۳۸۸/۰۸/۰۹ در ساعت ۲۱:۴۵

  7. تشکرها 3


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    1,389
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    15 روز 8 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    107



    البته با تمام مهربانی که در پیامبران وجود دارد حتی گرفتن چوب دستی برای راندن حیوان ؟؟؟؟؟؟
    پیامبر با همه مهربانی که داشتند بعید به نظر برسه که برای راندن حیوان چوب بدست بگیرند

  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    919
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط khoshnazar نمایش پست
    به نام خدا
    با تشکر از شما بزرگوار
    ...

    این روایت که به نظر می رسد سندش صحیح باشد، حاوی نکات بسیاری است. از آن جمله موضوع مساوات در اسلام که از نظر حقوقی فرقی بین پیامبر و فرد عادی نیست.
    همچنین آزادی عمل و بیان در بین مسلمین و عدم استبداد و عدم دیکتاتوری.
    و نیز میزان عشق و علاقه و محبت پیامبر به مردم و مردم به پیامبر.
    و نیز ایمان و یقین به روز قیامت و مهیا کردن خود برای آن روز
    و ...
    نقل قول نوشته اصلی توسط khoshnazar نمایش پست

    اما نکاتی نیز در حاشیه این روایت قابل توجه است. از جمله اینکه:
    از نظر حقوقی پیامبر صلی الله علیه و آله می توانست برای صحت یا عدم صحت ادعای سواده تقاضای شاهد کند اما نکرد و ادعای او را پذیرفت. آیا برای اینکه این ادعا درست بود؟ معلوم نیست.
    شاید برای این پذیرفت که به مسلمانان بفهماند اعتماد بر سخن یکدیگر مهمتر از صدمات جانی و مالی جزئی است. من حاضرم ضربه یک شخص را تحمل کنم اما او را بی اعتبار نسازم.

    اما اگر حادثه اتفاق افتاده باشد، آیا با عصمت پیامبر منافات دارد یا خیر؟ بخصوص که پیامبر صلی الله علیه و اله در این روایت تعمد در کار نادرست را از خود نفی کردند اما خطا را نفی نکردند. مفهوم آن این است که اگر ضربه ای از جانب من به سواده بن قیس خورده عمدی نبوده و خطایی بوده. این مسأله با عصمت پیامبر چگونه می سازد؟
    به نام خدا
    ضمن تشکر از جناب عسکری 110 تمام این برداشت ها از روایت در صورتی درست است که قضیه واقعیت داشته باشد. اما مادامی که ما به صحت سند این روایت یقین نداشته باشیم نمی توانیم برداشت های فوق را بر این روایت استوار کنیم.

    اما مطالب دیگر اختصاصی به این روایت ندارد و کلی است.
    نقل قول نوشته اصلی توسط khoshnazar نمایش پست
    در این باره باید متذکر شد که منظور از عصمت چیست و شامل چه اموری می شود؟
    آنچه مسلم است از نظر اعتقادی پیامبر باید در تلقی و دریافت وحی و فهم و درک و تشخیص آن و در ابلاغ و بیان آن معصوم باشد. زیرا اگر امکان خطا در این مرحله وجود داشته باشد به هیچ یک از بیانات پیامبر نمی توان اعتماد کرد.
    قرآن در این باره می فرماید: "و ما ینطق عن الهوی. ان هو الا وحی یوحی". پیامبر از روی هوی (سر خود) سخن نمی گوید. نطق او چیزی جز وحی نیست.

    مرحله دوم که عصمت را در پیامبر ضروری می سازد، رفتار و اعمال ارادی و از روی توجه است. زیرا پیامبر الگوی مؤمنین است و اگر کوچکترین عمل نادرستی مرتکب شود شایستگی الگو بودن را از دست می دهد.

    مرحله سوم افکار و اندیشه های پیامبر است. پیامبر حتی در فکر عمل نادرست نباید باشد و نیت و قصد سوء هم نباید داشته باشد. زیرا اگر چنین کند متظاهر خواهد بود و دچار سیرت و باطن غیر قابل اعتماد خواهد شد.

    مرحله چهارم در پاسخگویی به دیگران است که باید همه چیز را بداند و نگوید نمی دانم مگر مواردی که باید مخفی بماند و یا ندانستن آن بر دانستن ترجیح داشته باشد. و نیز پاسخ صحیح بدهد. زیرا پیامبر به منبع علم الهی متصل است و خدا هرچه را لازم باشد باید به او بیاموزد.

    اما آیا در افعالی که به طور طبیعی بی اختیار از انسان سر می زند یا لازمه اعمال اختیاری و ارادی است نیز باید معصوم باشد؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط khoshnazar نمایش پست
    این مقدار از عصمت چه لزومی دارد؟

    مشابه این قضیه را در داستان حضرت سلیمان و مورچه در قرآن مشاهده می کنیم. آنجا که می فرماید: "
    حَتَّى إِذَا أَتَوْا عَلَى وَادِي النَّمْلِ قَالَتْ نَمْلَةٌ يَا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاكِنَكُمْ لَا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمَانُ وَجُنُودُهُ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ " (تا آن‏گاه كه به وادى مورچگان رسيدند، مورچه‏اى گفت: اى مورچگان! به خانه‏هايتان داخل شويد، مبادا سليمان و سپاهيانش بدون توجه شما را پايمال كنند).
    این نشان می دهد که چنین اتفاقی از پیامبر ممکن است و با عصمت او منافات ندارد.

    با همه این اوصاف خدا عالم است.
    با این توصیفات باید توجه داشت که شیعه عصمت را در تمام اعمال و رفتار و گفتار و نیات اختیاری و ارادی معصوم لازم می داند. اما امور خارج از اختیار اصلاً منتسب به شخص نیست تا مشمول عصمت یا عدم عصمت باشد.

    از این نظر معصوم و غیر معصوم تفاوتی ندارند.

    البته عده ای از علمای اهل سنت عصمت را فقط در تشریع لازم می دانند و در امور شخصی و فردی لازم نمی دانند. اما همانطور که گفتیم این با الگو بودن معصوم منافات دارد. و با این تفکر نمی تواند الگو قرار گیرد.


    نظر شما در باره این پیشنهاد چیه؟
    (جلسات مناظره)

    موضوع مهم :
    کربلایی کاظم ساروقی، حجتی غیر قابل انکار

    چگونه؟؟؟ راه های جلوگیری از مرگ تدریجی جامعه

    کم گوی و گزیده گوی چون دُرّ :Sokhan: !!! تا از سُخَنت جهان شود پُر !!!
    الحذر الحذر! فَوَ الله لَقَد سَتَر، حتّی کأنَّه قد غَفَر

  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    919
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدای اشنا نمایش پست
    البته با تمام مهربانی که در پیامبران وجود دارد حتی گرفتن چوب دستی برای راندن حیوان ؟؟؟؟؟؟
    پیامبر با همه مهربانی که داشتند بعید به نظر برسه که برای راندن حیوان چوب بدست بگیرند
    صرف نظر از اینکه این داستان صحت دارد یا خیر باید توجه داشته باشیم که رویه و شیوه زندگی و استفاده از امکانات در زندگی معصومین با سایر مردم تفاوتی ندارد. تفاوتی که هست این است که از امکانات و شیوه ها به درستی و طبق موازین استفاده می کنند.
    بنابراین در مورد به دست گرفتن چوبدستی (مثلاً) ممکن است پیامبر هم آن را به دست بگیرند اما هیچگاه با آن حیوان و مرکب را نمی آزارند و تنها برای راندن و هدایت کردن در حد غیر آزار دهنده استفاده می کنند، مثل سایر اشیائی که برای حیوان به کار گرفته می شود از فبیل زین، خورجین، جوال، افسار، طویله و غیره. مهربانی با حیوان منافاتی با استفاده از این وسایل به گونه ای که حیوان را نیازارد ندارد. اما همین وسایل نیز می تواند در صورت نامهربانی وسیله آزار حیوان باشد.
    با تشکر


    نظر شما در باره این پیشنهاد چیه؟
    (جلسات مناظره)

    موضوع مهم :
    کربلایی کاظم ساروقی، حجتی غیر قابل انکار

    چگونه؟؟؟ راه های جلوگیری از مرگ تدریجی جامعه

    کم گوی و گزیده گوی چون دُرّ :Sokhan: !!! تا از سُخَنت جهان شود پُر !!!
    الحذر الحذر! فَوَ الله لَقَد سَتَر، حتّی کأنَّه قد غَفَر

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. """ به قضاوت خود نشسته اید؟؟؟ """
    توسط nasim7 در انجمن اخلاق
    پاسخ: 19
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۱/۱۲, ۲۰:۲۶
  2. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۶/۳۰, ۱۳:۰۹
  3. """درسهايي از علامه طباطبائي""""
    توسط The Praises to God در انجمن افلاکیان خاک نشین
    پاسخ: 16
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۵/۰۳, ۱۳:۴۵
  4. پاسخ: 804
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۱/۱۴, ۲۳:۱۳
  5. پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۰۹/۱۴, ۱۲:۳۸

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود