صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آثار اعتقاد معاد

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما آثار اعتقاد معاد




    اعتقاد به معاد، انسان را از گناه باز مى دارد. خداوند فراموشى معاد و روز حساب را از عوامل گمراهى مى داند. (...اِنَّ الَّذینَ یَضِلّونَ عَن سَبیلِ اللّهِ لَهُم عَذابٌ شَدیدٌ بِما نَسوا یَومَ الحِساب)[ص، آیه 26];... در حقیقت کسانى که از راه خدا گمراه مى شوند چون روز حساب را از یاد برده اند عذاب سختى دارند.
    جامعه اى که تنها علم و آگاهى به معاد داشته باشد، ولى آن را باور نکرده و به مرحله یقین نرسیده باشد، از انحراف، ستم و تعدّى مصون نخواهد بود. هنگامى که انسان به چیزى یقین پیدا کرد و باور نمود، دیگر آن را فراموش نمى کند و یقین به معاد است که از انحرافات جلوگیرى مى کند.
    داشتن عنوان مذهبى به تنهایى دلیل نمى شود که در جامعه انحرافى نباشد. در جامعه اى که اکثر مردم معاد را باور کنند، انحرافات کاهش مى یابد. نمونه آن ماه رمضان در جوامع اسلامى است، چون در این ماه مردم بیش از ماه هاى دیگر به یاد معاد هستند، میزان بزه کارهاى اجتماعى کاهش مى یابد.

  2. تشکرها 3


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18



    تا بحال به اين موضوع فكر كرديد كه اعتقاد به معاد چه اثري مي تواند روي روح وروان ما داشته باشد ؟
    به نظر من مسئله معاد از مسائلي است كه از همه جهات مي تواند در زندگي بشر نقش اصلي را بازي كند.
    نقشي كه متاسفانه خيلي كم به آن بها داده شده است.

  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    نقل قول نوشته اصلی توسط meshkaat نمایش پست
    تا بحال به اين موضوع فكر كرديد كه اعتقاد به معاد چه اثري مي تواند روي روح وروان ما داشته باشد ؟
    به نظر من مسئله معاد از مسائلي است كه از همه جهات مي تواند در زندگي بشر نقش اصلي را بازي كند.
    نقشي كه متاسفانه خيلي كم به آن بها داده شده است.
    آثار اين اعتقاد بزرگ بطور خلاصه:
    1. باريابى به مقام ابرار (نيکان)
    (لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لَـکِنَّ الْبِرَّ مَنْ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الاَْخِر...)( بقره/ 177); نيکى تنها اين نيست صورت خود را به سوى مشرق ومغرب کنيد، بلکه نيکى آن است که به خدا و روز رستاخيز و... ايمان آورند.
    2. پيش گيرى از غرور علمى و انحراف انديشه
    راسخان در علم مى گويند: (رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنتَ الْوَهَّاب * رَبَّنَآ إِنَّکَ جَامِعُ النَّاسِ لِيَوْم لاَّ رَيْبَ فِيهِ إِنَّ اللَّهَ لاَ يُخْلِفُ الْمِيعَادَ)(آل عمران/ 8ـ9); پروردگارا! دل هاى ما را ـ بعد از آن که ما را هدايت کردى ـ ازراه حق منحرف مگردان و از سوى خود رحمتى بر ما ببخش، زيرا تو بخشنده اى. پروردگارا! تو مردم را در روزى که ترديدى در آن نيست جمع خواهى کرد، قطعاً خداوند از وعده خودسرپيچى نمى کند.
    3. رهايى از بى خبرى و گريز از آتش جهنم
    (إِنَّ الَّذِينَ لاَ يَرْجُونَ لِقَآءَنَا وَ رَضُوا بِالْحَيَوةِ الدُّنْيَا وَ اطْمَأَنُّوا بِهَا وَ الَّذِينَ هُمْ عَنْ ءَايَـتِنَا غَـفِلُون * أُولَـئِکَ مَأْوَهُمُ النَّارُ بِمَا کَانُوا يَکْسِبُونَ)( يونس/7ـ8); کسانى که اميد به ديدار ما ندارند و به زندگى دنيا خشنود شدند و بر آن تکيه کردند و کسانى که از آيات ما غافلند;همه آنها جايگاهشان آتش است، به خاطرکيفرآن چه به دست مى آورند.
    ویرایش توسط meshkaat : ۱۳۸۶/۱۲/۱۴ در ساعت ۰۱:۲۷

  7. تشکرها 2


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    نقل قول نوشته اصلی توسط meshkaat نمایش پست
    آثار اين اعتقاد بزرگ بطور خلاصه:
    نقل قول نوشته اصلی توسط meshkaat نمایش پست
    1. باريابى به مقام ابرار (نيکان)
    (لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لَـکِنَّ الْبِرَّ مَنْ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الاَْخِر...)( بقره/ 177); نيکى تنها اين نيست صورت خود را به سوى مشرق ومغرب کنيد، بلکه نيکى آن است که به خدا و روز رستاخيز و... ايمان آورند.
    2. پيش گيرى از غرور علمى و انحراف انديشه
    راسخان در علم مى گويند: (رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنتَ الْوَهَّاب * رَبَّنَآ إِنَّکَ جَامِعُ النَّاسِ لِيَوْم لاَّ رَيْبَ فِيهِ إِنَّ اللَّهَ لاَ يُخْلِفُ الْمِيعَادَ)(آل عمران/ 8ـ9); پروردگارا! دل هاى ما را ـ بعد از آن که ما را هدايت کردى ـ ازراه حق منحرف مگردان و از سوى خود رحمتى بر ما ببخش، زيرا تو بخشنده اى. پروردگارا! تو مردم را در روزى که ترديدى در آن نيست جمع خواهى کرد، قطعاً خداوند از وعده خودسرپيچى نمى کند.
    3. رهايى از بى خبرى و گريز از آتش جهنم
    (إِنَّ الَّذِينَ لاَ يَرْجُونَ لِقَآءَنَا وَ رَضُوا بِالْحَيَوةِ الدُّنْيَا وَ اطْمَأَنُّوا بِهَا وَ الَّذِينَ هُمْ عَنْ ءَايَـتِنَا غَـفِلُون * أُولَـئِکَ مَأْوَهُمُ النَّارُ بِمَا کَانُوا يَکْسِبُونَ)( يونس/7ـ8); کسانى که اميد به ديدار ما ندارند و به زندگى دنيا خشنود شدند و بر آن تکيه کردند و کسانى که از آيات ما غافلند;همه آنها جايگاهشان آتش است، به خاطرکيفرآن چه به دست مى آورند.

    4. گرايش به خوبى ها
    (فَمَن کَانَ يَرْجُوا لِقَآءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صَــلِحًا وَ لاَ يُشْرِکْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدَ)( کهف/110); پس هر کس به لقاى پروردگارش اميد دارد بايد به کار شايسته بپردازد و کسى را در عبادت پروردگارش شريک نکند.

    5. مقاومت در ميدان جهاد
    (قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلَـقُوا اللَّهِ کَم مِّن فِئَة قَلِيلَة غَلَبَتْ فِئَةً کَثِيرَةَم بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّـبِرِينَ)( بقره/ 249); کسانى که به ديدار خداوند يقين داشتند، گفتند: بسا گروهى اندک که بر گروهى بسيار، به اذن خدا پيروز شدند و خداوند با بردباران است.
    6. پيش گيرى از مفاسد اجتماعى و اقتصادى
    (ويلٌ لِلمُطَفِّفين * اَلَّذينَ اِذَا اکتالوا عَلَى النّاسِ يَستَوفون * واِذا کالوهُم اَو وزَنوهُم يُخسِرون * اَلا يَظُنُّ اُولئکَ اَنَّهُم مَبعوثون * لِيَوم عَظيم * يَومَ يَقومُ النّاسُ لِرَبِّ العــلَمين)( مطففين/ 1ـ6); واى بر کم فروشان; آنان که وقتى براى خود پيمانه مى کنند، حق خود را به طور کامل مى گيرند، امّا هنگامى که مى خواهند براى ديگران پيمانه يا وزن کنند، کم مى گذارند آيا آنان گمان نمى کنند که برانگيخته مى شوند در روزى بزرگ; روزى که مردم در پيشگاه پروردگار جهانيان مى ايستند.


  9. تشکرها 2


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما نقش اعتقاد به معاد در سعادت بشر




    بنام خدا
    مبدأ و معاد از مسائل بسيار مهمي است كه در قرآن مجيد بطور گسترده مطرح شده است به گونه‎اي كه حدود دو هزار آيه از آيات قرآن ( يعني يك سوم مجموع آيات قرآن ) به معاد تعلق گرفته است و يك سوم آن نيز آيات مربوط به مبدأ‌ مي‎باشد.
    و اين مطلب نشانه اهميت مبدأ و معاد و روز رستاخيز است. مسائلي كه آيات بدان پرداخته‎اند، از قبيل دادگاه عدل الهي، بهشت و جهنم، نامه اعمال، تجسم اعمال، معاد جسماني، و ميوه‎هاي بهشتي و... است. رمز اين همه با اهميت شمردن معاد روشن است؛ زيرا انسان در صورتي در مسير سعادت حركت مي‎‎كند و به آن نائل مي‎شود كه به دو اصل مهم معتقد باشد نخست؛ اصل مبدأ‌ و يكتاپرستي و ديگر، اعتقاد به معاد و بازگشت انسان به خدا.

    توجه به دو اصل مذكور سبب مي‎شود كه انسان در همه حال خدا را بر اعمال خود ناظر بداند و معصيت نكند و چنانچه از ياد خدا غافل شد شيطان بر او مسلط مي‎شود؛ همانگونه كه آيه شريفه مي‎فرمايد؛ «وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيَّضْ لَهُ شيطاناََ فَهُوَ لَهُ قَرين» [هر كس از ياد خدا روي گردان شود، شيطان را به سراغ او مي‎فرستيم پس همواره قرين و همراه او خواهد بود!] زخرف/36

  11. تشکر


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    نقل قول نوشته اصلی توسط meshkaat نمایش پست
    بنام خدا
    مبدأ و معاد از مسائل بسيار مهمي است كه در قرآن مجيد بطور گسترده مطرح شده است به گونه‎اي كه حدود دو هزار آيه از آيات قرآن ( يعني يك سوم مجموع آيات قرآن ) به معاد تعلق گرفته است و يك سوم آن نيز آيات مربوط به مبدأ‌ مي‎باشد.
    و اين مطلب نشانه اهميت مبدأ و معاد و روز رستاخيز است. مسائلي كه آيات بدان پرداخته‎اند، از قبيل دادگاه عدل الهي، بهشت و جهنم، نامه اعمال، تجسم اعمال، معاد جسماني، و ميوه‎هاي بهشتي و... است. رمز اين همه با اهميت شمردن معاد روشن است؛ زيرا انسان در صورتي در مسير سعادت حركت مي‎‎كند و به آن نائل مي‎شود كه به دو اصل مهم معتقد باشد نخست؛ اصل مبدأ‌ و يكتاپرستي و ديگر، اعتقاد به معاد و بازگشت انسان به خدا.
    توجه به دو اصل مذكور سبب مي‎شود كه انسان در همه حال خدا را بر اعمال خود ناظر بداند و معصيت نكند و چنانچه از ياد خدا غافل شد شيطان بر او مسلط مي‎شود؛ همانگونه كه آيه شريفه مي‎فرمايد؛ «وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيَّضْ لَهُ شيطاناََ فَهُوَ لَهُ قَرين» [هر كس از ياد خدا روي گردان شود، شيطان را به سراغ او مي‎فرستيم پس همواره قرين و همراه او خواهد بود!] زخرف/36
    بنام خدا
    اعتقاد به خدا، به انسان مي‎آموزد كه خداوند در همه جا و در همه حال مراقب انسان است (هُوَ مَعَكُمْ اَيْنَما كُنْتُمْ) (حديد/ 4و مجادله/ 7) اعتقاد به معاد، مي‎آموزد كه خداوند به تمام اسرار دروني انسان آگاه است و اعمال انسان از نظر خدا پوشيده نيست (وَ هُوَ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدوُز) (آيه 119 ، سوره آل عمران) (يَعْلَمُ خائِنَةَ الاَعْيُنْ وَ ما تُخْفِي الصُّدوُر) (سوره فاطر، آيه 19) بنابر آيات قرآن ، روز رستاخيز پرونده اعمال هر انساني در دادگاه عدل الهي مورد بررسي قرار مي‎گيرد؛ دادگاهي كه نه مي‎توان قاضي آن را فريب داد و نه شهود آن قابل انكار است. براساس آيه شريفه «فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراََ يَرَه وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرّاََ يَرهُ» (سورة زلزال، آيه 7 و 8) و نيز آيه شريفه «وَ لا يُغادِرُ صَغيرَةََ وَ لاكَبيرَةََ اِلّا اَحْصيها» (سوره كهف، آيه 49) كوچكترين و بزرگترين عمل هر انساني مورد قضاوت حضرت حق قرار مي‎گيرد و انسان در برابر آن مسئول است.


  13. تشکر


  14. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما آثار تربيتي معاد در روايات




    بنام خدا
    نه تنها در آيات قرآن که در روايات اسلامي نيز اين موضوع بازتاب گسترده اي پيدا کرده است و رابطه عميق و ريشه دار و مستمر اين دو را با يکديگر روشن مي سازد، به عنوان نمونه :
    1 ـ علي (ع) در نهج البلاغه مي گويد «وَالله لَاَنْ اَبِيْت عَلي حَسَکِ السُّعدان مُسَعَّداً، اَوْ اُجَرِّ فيِ اْلاَغْلالِ مُصَفَّداً، اَحَبُّ اِلَيَّ مِنْ اَنْ اُلْقَي اللهَ و رَسُولَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ ظالِماً لِبَعْضِ الْعِبادِ وَِِ غاصِباً لِشَيءٍ مِنَ الْحُطامِ» (خ224) [به خدا سوگند، اگر شب را به روي خارهاي جانگداز «سعدان» بيدار بسر برم، و (روزها) در غل و زنجيرها بسته و کشيده شوم، برايم خوشتر است از اينکه خدا و رسولش را روز قيامت در حالي ملاقات کنم که به بعضي از بندگان ستم کرده، و چيزي از اموال دنيا را غصب نموده باشم].
    علي (ع) بعد از اين جمله ها داستان معروف برادرش «عقيل» را به ميان مي آورد، که از شدّت فقر و پريشاني به او پناه آورده بود، و تقاضا داشت بر خلاف قانون عدل اسلامي چيزي اضافه بر سهمش از بيت المال به او بدهد.امّا امام قطعه آهني را در آتش تفتيده مي کند، و نزديک دست او مي برد، و هنگامي که ناله عقيل بلند مي شود، به او مي فرمايد تو چگونه از اين آتشي که حکم بازيچه را دارد فرياد مي کشي؟ امّا مرا به سوي آتشي مي کشاني که خداوند جبّار با شعله خشم و غضبش آن را برافروخته است! (خطبه224)
    امواج نيرومند و تکان دهنده ايمان به معاد و تأثير آن در اجراي عدالت و مقاومت در برابر هرگونه انحراف و گناه، در اين کلمات به وضوح به چشم مي خورد، و نمونه زنده اي است از تجلّي ايمان به رستاخيز و دادگاه عدل الهي در اعمال انسان.
    2 ـ در حديثي از امير مؤمنان علي (ع) مي خوانيم «مَنْ اَيْقَنَ بِالخَلَفِ جادَ بِالعَطَيِّه» [کسي که يقين به جانشين (و پاداش قيمت) داشته باشد در بخشش سخاوتمند خواهد بود] (بحار الانوار 74 (روضه بحار)/ 385)
    اين حديث نيز به خوبي نشان مي دهد که ايمان به معاد، انسان را سخاوتمند و بخشايشگر مي سازد.
    3 ـ در غرر الحکم از همان حضرت در عبارتي صريح و آشکار مي خوانيم که فرمود «اِجْعَلْ هَمَّکَ لِمَعادِکَ تَصْلُحْ» [همّ خود را در معاد قرار ده تا صالح شوي] (غرر الحکم)

  15. تشکر


  16. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما آثار تربيتي و اخلاقي معاد




    نقل قول نوشته اصلی توسط meshkaat نمایش پست
    بنام خدا
    نه تنها در آيات قرآن که در روايات اسلامي نيز اين موضوع بازتاب گسترده اي پيدا کرده است و رابطه عميق و ريشه دار و مستمر اين دو را با يکديگر روشن مي سازد، به عنوان نمونه :
    1 ـ علي (ع) در نهج البلاغه مي گويد «وَالله لَاَنْ اَبِيْت عَلي حَسَکِ السُّعدان مُسَعَّداً، اَوْ اُجَرِّ فيِ اْلاَغْلالِ مُصَفَّداً، اَحَبُّ اِلَيَّ مِنْ اَنْ اُلْقَي اللهَ و رَسُولَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ ظالِماً لِبَعْضِ الْعِبادِ وَِِ غاصِباً لِشَيءٍ مِنَ الْحُطامِ» (خ224) [به خدا سوگند، اگر شب را به روي خارهاي جانگداز «سعدان» بيدار بسر برم، و (روزها) در غل و زنجيرها بسته و کشيده شوم، برايم خوشتر است از اينکه خدا و رسولش را روز قيامت در حالي ملاقات کنم که به بعضي از بندگان ستم کرده، و چيزي از اموال دنيا را غصب نموده باشم].
    علي (ع) بعد از اين جمله ها داستان معروف برادرش «عقيل» را به ميان مي آورد، که از شدّت فقر و پريشاني به او پناه آورده بود، و تقاضا داشت بر خلاف قانون عدل اسلامي چيزي اضافه بر سهمش از بيت المال به او بدهد.امّا امام قطعه آهني را در آتش تفتيده مي کند، و نزديک دست او مي برد، و هنگامي که ناله عقيل بلند مي شود، به او مي فرمايد تو چگونه از اين آتشي که حکم بازيچه را دارد فرياد مي کشي؟ امّا مرا به سوي آتشي مي کشاني که خداوند جبّار با شعله خشم و غضبش آن را برافروخته است! (خطبه224)
    امواج نيرومند و تکان دهنده ايمان به معاد و تأثير آن در اجراي عدالت و مقاومت در برابر هرگونه انحراف و گناه، در اين کلمات به وضوح به چشم مي خورد، و نمونه زنده اي است از تجلّي ايمان به رستاخيز و دادگاه عدل الهي در اعمال انسان.
    2 ـ در حديثي از امير مؤمنان علي (ع) مي خوانيم «مَنْ اَيْقَنَ بِالخَلَفِ جادَ بِالعَطَيِّه» [کسي که يقين به جانشين (و پاداش قيمت) داشته باشد در بخشش سخاوتمند خواهد بود] (بحار الانوار 74 (روضه بحار)/ 385)
    اين حديث نيز به خوبي نشان مي دهد که ايمان به معاد، انسان را سخاوتمند و بخشايشگر مي سازد.
    3 ـ در غرر الحکم از همان حضرت در عبارتي صريح و آشکار مي خوانيم که فرمود «اِجْعَلْ هَمَّکَ لِمَعادِکَ تَصْلُحْ» [همّ خود را در معاد قرار ده تا صالح شوي] (غرر الحکم)
    بنام خدا
    بدون شک ايمان به معاد تأثير بسيار عميق و گسترده اي در اعمال انسانها دارد، اصولاً اعمال انسان بازتاب اعتقادات اوست، يا به تعبير ديگر رفتار هر کس با جهان بيني او ارتباط، و پيوند مستقيم و تنگاتنگ دارد.
    کسي که مي داند تمام اعمالش بي کم و کاست به زودي در دادگاهي مورد بررسي قرار مي گيرد که قضاتش از همه چيز آگاهند، نه توصيه اي در آن مؤثر است و نه رشوه اي، و نه حکم دادگاهش تجديد نظر دارد، سپس بر طبق آن پاداش و کيفر مي بيند، بلکه از ديدگاه ديگر، اعمال او همگي محفوظ است و رنگ ابديت به خود مي گيرد، و در زندگي ديگر با اوست و مايه آبرو يا سرشکستگي، آرامش يا شکنجه اوست، و به دنبال آن سعادت جاودان يا عذاب هميشگي است. مسلّماً چنين کسي نه فقط در اصلاح خود مي کوشد، بلکه در انجام اعمال گوناگونش فوق العاده سختگير و موشکاف است، و همانطور که يک دانشمند آگاه از خواص داروهاي شفابخش، و سموم کشنده، نسبت به آنها حساسيت دارد، با تمام وجودش اولي را مي طلبد، و با تمام وجودش از دومي مي گريزد، همين مسأله در مورد عقيده به زندگي پس از مرگ و دادگاه قيامت صادق است.
    با اين اشاره به قرآن باز مي گرديم و به آيات زير که بازگو کننده اين حقيقت است گوش جان فرا مي دهيم
    1 ـ «فَمَنْ کانَ يَرْجُو لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَلا يُشْرِکْ بِعبادَةِ رَبِّهِ اَحَداً». کهف/110
    2 ـ «وَيَطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلي حُبِّهِ مِسْکِناً وَيَتيماً وَاَسيراً ـ اِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللهِ لانُريدُ مِنْکُمْ جَزاءاً وَلا شُکُوراً ـ اِنّا نُخافُ مِنْ رَبِّنا يَوْماً عَبُوساً قَمْطَريراً» دهر/8 تا 10
    3 ـ «وَما لِيَ لا اَعْبُدُ الَّذي فَطَرَني وَاِلَيْهِ تُرْجَعُونَ» يس/22
    4 ـ «قالَ الَّذينَ يَظنُّونَ اَنَّهُمْ مُلاقُوا اللهِ کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَليلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثيرةً بِاِذْنِ اللهِ و اللهُ مَعَ الصّابِرينَ» بقره/249

  17. تشکر


  18. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    12 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    چطور و چگونه اعتقاد داشتن به معاد می تونه غرایز انسان رو کنترل کنه و جلوی گناهان رو بگیره ؟
    زگهواره تا گور دانش بجوي

  19. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,032
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اعتقاد به معاد و كيفرهاى الهى، غرايز را مهار كرده و انسان را به گونه اى تربيت مى كند كه در جای خلوت، در برابر دعوت به گناه ، سرسختانه مقاومت كرده و دعوت کننده به گناه را، پند و اندرز مى دهد و مى گويد: به خدا پناه مى برم: (وَ رَ وَدَتْهُ الَّتِى هُوَ فِى بَيْتِهَا عَن نَّفْسِهِى وَ غَلَّقَتِ الاَْبْوَ بَ وَ قَالَتْ هَيْتَ لَكَ قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ
    إِنَّهُو رَبِّى أَحْسَنَ مَثْوَاىَ إِنَّهُو لاَ يُفْلِحُ الظَّــلِمُونَ)[1]; و آن ]بانو[ كه وى ]يوسف[ در
    خانه اش بود خواست از او كام گيرد و درها را ]پياپى [چفت كرد و گفت: بيا كه از آنِ توام.
    ]
    يوسف [گفت: پناه بر خدا، او آقاى من است. به من جاى نيكو داده است. قطعاً ستمكارانرستگار
    نمى شوند.
    هنگام سركشى هر يك از غرايز حيوانى، جز ترس از انتقام الهى و دوزخ، چيزى نمى تواند آتش خشم و غرايز انسان ها را خاموش سازد. قرآن بى اعتنايى و بى رحمى در برابر يتيمان و مستمندان را از صفات كسانى مى داند كه به قيامت اعتقاد ندارند و اين، گوياى آن است كه «انسان معتقد به معاد» اين گونه نيست: (أَرَءَيْتَ الَّذِى يُكَذِّبُ بِالدِّين * فَذَ لِكَ الَّذِى يَدُعُّ الْيَتِيم * وَ لاَ يَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ)[2]; آيا ديدى كسى را كه روز جزا را انكار مى كند؟، او همان كسى است كه ]با كمال بى رحمى[ يتيم را به سختى مى راند و افراد را به اطعام بينوايان ترغيب نمى كند. بارها پيامبر(صلى الله عليه وآله) براى ترس مردم از گناه و دورى از اطاعت هواى نفس و غرايز حيوانى، آنان را از عذاب روز قيامت مى ترسانيد. حتّى ترس خود را از عذاب الهى در روز قيامت به مردم بيان مى كرد و مى فرمود: (إِنِّى أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّى عَذَابَ يَوْم عَظِيم)[3]; من اگر پروردگارم را نافرمانى كنم، از مجازات روز بزرگ ]قيامت[ مى ترسم.
    (وَ إِن تَوَلَّوْاْ فَإِنِّى أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْم كَبِير)[4]; و اگر از ]اين فرمان خدا[ روى گردان شويد; من بر شما، از عذاب روز بزرگ، بيم ناك هستم.
    (أَن لاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ اللَّهَ إِنِّى أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْم أَلِيم)[5]; جز «اللّه» را نپرستيد، زيرا به شما از عذاب روز دردناكى مى ترسم!


    [1]. يوسف، آيه 23.

    [2]. ماعون، آيه 1ـ3.

    [3]. يونس، آيه 15.

    [4]. هود، آيه 3.

    [5]. هود، آيه 26.

  20. تشکرها 3


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود