صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: رابطه دين وسياست دراسلام

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما رابطه دين وسياست دراسلام




    در خصوص رابطه و عدم رابطه دين و سياست دو ديدگاه عمده وجود دارد:
    1- جدايى دين از سياست:
    برخى عقيده دارند كه دين با سياست ارتباط ندارد، زيرا دين آمده است كه پاسخگوي نيازهاى معنوى انسان باشد و در امور دنيا دخالت نمى‏كند اما سياست به امور دنيايي مي پردازد.
    2- پيوستگي دين و سياست:
    اكثر دانشمندان اسلامى عقيده دارند كه دين با سياست همگرايى دارد. طرفداران اين ديدگاه معتقدند كه دين به صورت مجموعه قوانين الهى، براساس نيازهاى دنيوى و اخروى انسان تشريع شده و دين در تمام صحنه‏هاى سياسى و اجتماعى و... حضور دارد. اگر دين نتواند نيازهاى دنيا و آخرت انسان‏ها را تأمين كند، ناقص است. سخن مرحوم سيد حسن مدرس(ره) مي گويد: «سياست ما عين ديانت است» اين سخن ناظر به ديدگاه دوم است.


  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    سياست به معناي مديريت جامعه و زندگي اجتماعي براي تأمين نيازها و خواسته هاي قانوني و مشروع و اجراي عدالت و جلوگيري از تجاوز به حقوق انسان ها است. در تعريف سياست نيز آمده است: سياست روش اداره صحيح امور داخلي کشور، نيز به معناي روش صحيح زندگي و رفتار با ديگران مي باشد. در اين تعريف، هيچ اشاره اي به دروغ و نيرنگ نيست اما متأسفانه واژه سياست مانند برخى واژگان ديگر از معناى اصلى خود تحريف و به معناى خدعه و نيرنگ تفسير شده است.
    سياست به اين معنا، نه تنها دين با آن همگرايى ندارد، بلكه با آن تضاد دارد و با آن مبارزه مي کند.


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    امام خميني (ره) فرمود: «وقتى كه ما در حبس بوديم... رئيس امنيت آن وقت گفت: آقا، سياست عبارت است از دروغگويى، عبارت است از خدعه، عبارت است از فريب، عبارت است از پدرسوختگى... اين را بگذاريد براى ما، من به او گفتم: اين سياست مال شما است...». (1) اما سياست به معناى‏ مشروع و صحيح آن با دين همگرايى دارد و يكى از بايسته‏هاى جامعه است.
    *******
    1:رساله نوين، ج4، ص 46؛ صحيفه نور،ج13،ص 216 - 217

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    767
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    18 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    47



    نقل قول نوشته اصلی توسط meshkaat نمایش پست
    در خصوص رابطه و عدم رابطه دين و سياست دو ديدگاه عمده وجود دارد:
    دین همانقدر با سیاست رابطه دارد که جامعه شناسی با مهندسی رابطه دارد! یعنی هیچ رابطه ای ندارد.

    اساسا رابطه ی میان دین و سیاست ممتنع است. و اینکه از رابطه ی ایندو سخن گفته میشود، تنها ناشی از بد فهمی ساحت و سپهر و گسترده ی دین و سیاست و حد و مرز ایندو دارد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط meshkaat نمایش پست
    اكثر دانشمندان اسلامى عقيده دارند كه دين با سياست همگرايى دارد. طرفداران اين ديدگاه معتقدند كه دين به صورت مجموعه قوانين الهى، براساس نيازهاى دنيوى و اخروى انسان تشريع شده و دين در تمام صحنه‏هاى سياسى و اجتماعى و... حضور دارد. اگر دين نتواند نيازهاى دنيا و آخرت انسان‏ها را تأمين كند، ناقص است. سخن مرحوم سيد حسن مدرس(ره) مي گويد: «سياست ما عين ديانت است» اين سخن ناظر به ديدگاه دوم است.
    1 - دین حاوی تمامی احکام و دستورات مورد نیاز بشر جهت اداره امور حکومتی و سیاسی نیست (احکام حکومتی دین، اقلی است).

    2 - احکام دینی ثابت و لاتغیر اند، حال آنکه نیازها و پی آمدها و تغییرات جامعه ی انسانی ثابت نبوده و بطور مداوم در تغییر و تبدل است. بنابراین احکام ثابت دین نمیتوانند جوابگوی مقتضیات زمان باشند. بعنوان مثال مقتضیات و نیازهای جامعه عرب زمان پامبر اسلام، هرگز با جامعه ی امروز قابل مقایسه نیست.

    3 - اینکه بگوییم احکام دین اقلی و زماندار هستند، هرگز بیانگر نقصان دین نیست. بلکه این عینا طبیعت دین است.

    4 - اگر آقای مدرس چیزی در این رابطه گفته باشد، هرگز دلیلی بر صحت این ادعا نیست. ضمن اینکه میتوان سخن وی را اینگونه معنا کرد که منظور وی این بوده که «ما در سیاست خودمان ، اخلاق دینی خودمان را حفظ میکنیم.» در اینحالت. اما سخن او هرگز معنای دخالت روحانیون در سیاست و قدرت را ندارد.


    ادامه دارد . . .


  7. تشکرها 2


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    767
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    18 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    47



    نقل قول نوشته اصلی توسط meshkaat نمایش پست
    سياست به معناي مديريت جامعه و زندگي اجتماعي براي تأمين نيازها و خواسته هاي قانوني و مشروع و اجراي عدالت و جلوگيري از تجاوز به حقوق انسان ها است. در تعريف سياست نيز آمده است: سياست روش اداره صحيح امور داخلي کشور، نيز به معناي روش صحيح زندگي و رفتار با ديگران مي باشد. در اين تعريف، هيچ اشاره اي به دروغ و نيرنگ نيست اما متأسفانه واژه سياست مانند برخى واژگان ديگر از معناى اصلى خود تحريف و به معناى خدعه و نيرنگ تفسير شده است. سياست به اين معنا، نه تنها دين با آن همگرايى ندارد، بلكه با آن تضاد دارد و با آن مبارزه مي کند.

    بله در عرصه ی سخن و تعریف، بسیاری چیزها دارای هاله ی عصمت هستند. اما در عمل هرگز چنین نیست. ما در مدینه فاضله زندگی نمیکنیم. اینکه بگوییم سیاست در لغت متضمن دروغ و ریا و خدعه و نیرنگ نیست، دردی را دوا نمیکند. چون میدانیم که در عمل سیاست حاوی تمام اینها میشود!


    ادامه دارد . . .




  9. تشکرها 2


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    767
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    18 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    47



    نقل قول نوشته اصلی توسط meshkaat نمایش پست
    مام خميني (ره) فرمود: «وقتى كه ما در حبس بوديم... رئيس امنيت آن وقت گفت: آقا، سياست عبارت است از دروغگويى، عبارت است از خدعه، عبارت است از فريب، عبارت است از پدرسوختگى... اين را بگذاريد براى ما، من به او گفتم: اين سياست مال شما است...». (1) اما سياست به معناى‏ مشروع و صحيح آن با دين همگرايى دارد و يكى از بايسته‏هاى جامعه است.
    رئیس امنیت حرف خوبی به آقای خمینی زده است. آقای خمینی بهتر بود که بدان گوش میکرد و خودش را درگیر این عرصه ی کثیف نمیکرد. و در این رهگذر، دین را به پلشتی های سیاست آغشته نمیکرد.

    در مورد رابطه دین و سیاست، سه حالت میتواند وجود داشته باشد:

    1 - دین، سیاسی بشود: سیاسی شدن دین بدین معناست که تعالیم و احکام و آموزه های دینی، مطابق اهداف و اغراض سیاسی حاکمان و سیاسیون برداشت و تفسیر بشوند. در اینحالت دین به تدریج از دین بودن خودش خارج شده و بعنوان ابزاری در دست سیاسیون و حاکمان خواهد شد که اینحالت بدون شک باعث انحراف دین و اضمحلال آن خواهد شد.

    2 - سیاست، دینی بشود: سیاسی شدن دین بدین معناست که جهتگیری ها و روشهای مرسوم در سیاست، بر اساس آموزه های دینی انتخاب شده و بدانها عمل گردد. اینحالت باعث ایجاد ضعف و شکست در عرصه سیاست خواهد شد. چرا که سیاست دارای راههای مشخص است که ممکن است با احکام قدیمی و متحجرانه دین سازگاری نداشته باشند. احکام سیاسی دین مربوط به زمان و مکان خاص میباشند و نمیتوان آنها را در همه ی زمانها ومکانها بکار بست.

    3 - روحانیون دینی (خاخام ها و کشیش ها و آیت الله ها و دالائی لاما ها و ...) سیاست را در دست بگیرند: آنچه که در طول تاریخ به وفور رخ داده، دخالت روحانیون دینی در سیاست بوده است. حالت سوم، عملا ارتباطی با تعامل دین و سیاست که در دو مورد قبل ذکر شدند ندارد. در اینحالت روحانیون با دستاویز قرار دادن دین و با انجام تفسیرهای آلوده به امیال خویش، سعی مینمایند توجیهی برای ورود خویش به عرصه سیاست پیدا کنند. در واقع دین برای قشر روحانیون آن دین، ابزاری برای توجیه دخالت مستقیم آنان در سیاست و به دست گرفتن قدرت زمامداری می باشد.

    مسلما مخرب ترین حالت در میان این سه حالت، دخالت روحانیون در سیاست است. چرا که روحانیون در طرفی نیاز دارند برای توجیه قدرت طلبی خودشان آموزه های دینی را بگونه ای خاص تفسیر کرده و به مردم عرضه کنند. که اینکار عملا به قلب و استحاله ی دین می انجامد. از طرفی وقتی روحانیون به قدرت برسند، بدلیل آنکه علم و دانش و تجربه لازم جهت اداره کشور و سیاست را ندارند، لاجرم ایجاد نابسامانی های شدید در تمام سطوح کشور خواهد شد. یعنی عملا این حالت، معایب هر دو حالت قبل را در خود دارد!

    متاسفانه آنچه که امروزه بعنوان رابطه دین و سیاست در دین اسلام گفته میشود، در واقع حالت سوم است و توجیهی است برای قدرت طلبی روحانیون.

    خردبین سبز اندیش.


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    دین همانقدر با سیاست رابطه دارد که جامعه شناسی با مهندسی رابطه دارد! یعنی هیچ رابطه ای ندارد.
    اساسا رابطه ی میان دین و سیاست ممتنع است. و اینکه از رابطه ی ایندو سخن گفته میشود، تنها ناشی از بد فهمی ساحت و سپهر و گسترده ی دین و سیاست و حد و مرز ایندو دارد.
    بنام خدا
    سلام جناب خردبین
    ولی در دنیای کنونی بخصوص اثبات شده که حاکمانی وسیاستمدارانی که از دین فاصله دارند توان اجرای سیاستی عادلانه را ندارند.
    1 - دین حاوی تمامی احکام و دستورات مورد نیاز بشر جهت اداره امور حکومتی و سیاسی نیست (احکام حکومتی دین، اقلی است).
    احکام ودستورات دینی اسلام تمام موارد زندگی فردی واجتماعی بشر را تحت لوای خود داشته وقرآن کریم که کتاب آسمانی مسلمانان است نیز دائما به زندگی اجتماعی وسیاسی بشری اشاره دارد.
    توصیه می کنم احکام دینی اسلام را با دقت کامل مطالعه فرمائید.چون این گفته شما نشان از بی اطلاعی شما از دستورات دینی اسلام دارد
    2 - احکام دینی ثابت و لاتغیر اند، حال آنکه نیازها و پی آمدها و تغییرات جامعه ی انسانی ثابت نبوده و بطور مداوم در تغییر و تبدل است. بنابراین احکام ثابت دین نمیتوانند جوابگوی مقتضیات زمان باشند. بعنوان مثال مقتضیات و نیازهای جامعه عرب زمان پامبر اسلام، هرگز با جامعه ی امروز قابل مقایسه نیست.
    احکام دینی اسلام بعنوان آخرین ومکمل ادیان الهی،جامعه تمام زمانها ومکانهاست.یقیین داشته باشید تنها راه نجات بشرکنونی از این همه ظلم وستم حاکمان زورگو محور قرار دادن دین در زندگی خویشتن است.
    3 - اینکه بگوییم احکام دین اقلی و زماندار هستند، هرگز بیانگر نقصان دین نیست. بلکه این عینا طبیعت دین است.
    این سخن شما اصلا صحیح نیست که موجب نقصان دین باشد.
    اگر اینطور باشد پس چگونه ایران اسلامی تنها با اتکاءبه دیدگاه دینی خود اینطور باصلابت در دنیا، راه متکی به دین را در پیش گرفته وهر روز نیز شاهد عظمت آن هستیم؟
    4 - اگر آقای مدرس چیزی در این رابطه گفته باشد، هرگز دلیلی بر صحت این ادعا نیست. ضمن اینکه میتوان سخن وی را اینگونه معنا کرد که منظور وی این بوده که «ما در سیاست خودمان ، اخلاق دینی خودمان را حفظ میکنیم.» در اینحالت. اما سخن او هرگز معنای دخالت روحانیون در سیاست و قدرت را ندارد.
    ادامه دارد . . .
    به نظرتان این تعبیر ناصحیح شما از گفته مرحوم مدرس بی انصافی نیست؟
    یک بی سواد هم می داند منظور ایشان از این گفته چه بوده است.دین ما عین سیاست وسیاست ما عین دیانت یعنی دین بدون سیاست هیچ ارزشی نداشته همانطور که سیاست بدون دیانت بی ارزش است.
    ایشان به خاطر همین عقیده شان انهمه زحمات را متحمل شدند و به خاطر همین شعارشان به شهادت رسیدند.

  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    بله در عرصه ی سخن و تعریف، بسیاری چیزها دارای هاله ی عصمت هستند. اما در عمل هرگز چنین نیست. ما در مدینه فاضله زندگی نمیکنیم. اینکه بگوییم سیاست در لغت متضمن دروغ و ریا و خدعه و نیرنگ نیست، دردی را دوا نمیکند. چون میدانیم که در عمل سیاست حاوی تمام اینها میشود!
    ادامه دارد . . .
    بنام خدا
    کسی هم ادعا نکرده است ما اکنون در مدینه فاضله زندگی می کنیم.بلکه باید برای ایجاد مدینه فاضله الهی وآرمانی تلاش کرد .
    ایراد عدم تشکیل مدینه فاضله به دین بر نمی گردد بلکه به بشر بر میگردد که از دین فاصله گرفتند.
    به یقین اگر تمام دستورات الهی در زندگی اجتماعی وفردی بشر عملی گردد آنوقت میتوان ادعا کرد دارای یک مدینه فاضله هستیم.
    سیاست بدون دین متضمن دروغ ونیرنگ و... است اما سیاستی که رهبران ادیان الهی و بزرگان دینی ترسیم کردند هرگز شامل چیزهایی نمی شود که شما فرمودید.

  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    [quote]
    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    رئیس امنیت حرف خوبی به آقای خمینی زده است. آقای خمینی بهتر بود که بدان گوش میکرد و خودش را درگیر این عرصه ی کثیف نمیکرد. و در این رهگذر، دین را به پلشتی های سیاست آغشته نمیکرد.
    بنام خدا
    البته جواب امام(ره)نیز خیلی جالب بودکه فرمود اون سیاستی که مد نظر شماست باشه برای خودتان.
    امام(ره) خودشان را درگیر سیاست کثیف سیاستمداران بی دین نکردند بلکه تلاش کردند سیاست را از وجود این نوع سیاستمداران پاک کنند.سیاست مد نظر اسلام سیاستی است که تنها فرامین الهی در آن اجرا شود نه خواسته های انسانی
    ویرایش توسط meshkaat : ۱۳۸۸/۰۸/۱۴ در ساعت ۰۶:۱۶

  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    رئیس امنیت حرف خوبی به آقای خمینی زده است. آقای خمینی بهتر بود که بدان گوش میکرد و خودش را درگیر این عرصه ی کثیف نمیکرد. و در این رهگذر، دین را به پلشتی های سیاست آغشته نمیکرد.
    در مورد رابطه دین و سیاست، سه حالت میتواند وجود داشته باشد:
    1 - دین، سیاسی بشود: سیاسی شدن دین بدین معناست که تعالیم و احکام و آموزه های دینی، مطابق اهداف و اغراض سیاسی حاکمان و سیاسیون برداشت و تفسیر بشوند. در اینحالت دین به تدریج از دین بودن خودش خارج شده و بعنوان ابزاری در دست سیاسیون و حاکمان خواهد شد که اینحالت بدون شک باعث انحراف دین و اضمحلال آن خواهد شد.
    2 - سیاست، دینی بشود: سیاسی شدن دین بدین معناست که جهتگیری ها و روشهای مرسوم در سیاست، بر اساس آموزه های دینی انتخاب شده و بدانها عمل گردد. اینحالت باعث ایجاد ضعف و شکست در عرصه سیاست خواهد شد. چرا که سیاست دارای راههای مشخص است که ممکن است با احکام قدیمی و متحجرانه دین سازگاری نداشته باشند. احکام سیاسی دین مربوط به زمان و مکان خاص میباشند و نمیتوان آنها را در همه ی زمانها ومکانها بکار بست.
    3 - روحانیون دینی (خاخام ها و کشیش ها و آیت الله ها و دالائی لاما ها و ...) سیاست را در دست بگیرند: آنچه که در طول تاریخ به وفور رخ داده، دخالت روحانیون دینی در سیاست بوده است. حالت سوم، عملا ارتباطی با تعامل دین و سیاست که در دو مورد قبل ذکر شدند ندارد. در اینحالت روحانیون با دستاویز قرار دادن دین و با انجام تفسیرهای آلوده به امیال خویش، سعی مینمایند توجیهی برای ورود خویش به عرصه سیاست پیدا کنند. در واقع دین برای قشر روحانیون آن دین، ابزاری برای توجیه دخالت مستقیم آنان در سیاست و به دست گرفتن قدرت زمامداری می باشد.
    مسلما مخرب ترین حالت در میان این سه حالت، دخالت روحانیون در سیاست است. چرا که روحانیون در طرفی نیاز دارند برای توجیه قدرت طلبی خودشان آموزه های دینی را بگونه ای خاص تفسیر کرده و به مردم عرضه کنند. که اینکار عملا به قلب و استحاله ی دین می انجامد. از طرفی وقتی روحانیون به قدرت برسند، بدلیل آنکه علم و دانش و تجربه لازم جهت اداره کشور و سیاست را ندارند، لاجرم ایجاد نابسامانی های شدید در تمام سطوح کشور خواهد شد. یعنی عملا این حالت، معایب هر دو حالت قبل را در خود دارد!
    متاسفانه آنچه که امروزه بعنوان رابطه دین و سیاست در دین اسلام گفته میشود، در واقع حالت سوم است و توجیهی است برای قدرت طلبی روحانیون.

    خردبین سبز اندیش.
    بنام خدا
    1:جناب خردبین بزرگوار ممکنه بفرمائید زمانی که سیاستمداران بی دین حکومت می کنند چه کسی باید بر آنها نظارت کند تا به بیراهه نروند؟
    چون در مورد حاکمان دینی ،دین همواره با ابزار های لازم مراقب انهاست تا به خطا نروند.
    2:در حکومت دینی اسلام در زمان غیبت معصوم(ع) مردم همواره مراقب رهبران خود هستند نمونه بارز آن را در ایران ما شاهدیم.
    3:آنچه که بشر امروز از آن رنج می برد همان بی دینی است که سبب سلطه عده ای سلطه گر بر آنها شده است.

  15. تشکر


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود