صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آداب سالک الی الله از زبان علامه حسن زاده آملی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    500
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آداب سالک الی الله از زبان علامه حسن زاده آملی




    آداب سالک الی الله از زبان علامه حسن زاده آملی
    حضرت علامه براى تاديب نفس سالك الى الله و سائر الى الكمال امورى را در كلمه 178 هزار و يك كلمه آورده اند كه خلاصه اش اين است :
    1 - قرآن كه صورت كتيبه انسان کامل است...
    2 - در باب سيزدهم و باب بيستم ارشاد القلوب ديلمى آمده است كه جناب رسول الله صلى اللّه عليه و آله فرمود: يقول الله تعالى : من احدث ... كسى كه محدث شود و وضو نسازد به من جفا كرده و كسى كه محدث شد و وضو بسازد و دو ركعت نماز گزارد به من جفا كرده است و آن كه نماز خواند و از من چيزى نخواست به من جفا كرده است و آن كه محدث شود و وضو بسازد و نماز گزارد و مرا بخواند پس من جوابش را در آنچه كه مربوط به امر دين و دنياى اوست ندهم من به او جفا كردم در حاليكه من پروردگار جفا كار نيستم .
    خوشا حال آن كه از او خود او را بخواهد كه دوست ما را و همه جنت و فردوس شما را
    3 - آيات آخر سوره فرقان را در مورد عباد الرحمن دستور خود قرار دهد.
    4 - و كلوا واشربوا و لا تسرفوا انه لا يحب المسرفين .
    نه چندان بخور كز دهانت برآيد نه چندان كه از ضعف جانت برآيد
    5 - از فضول كلام همانند فضول طعام پرهيز نمايد كه قساوت قلب آورد.
    6 - محاسبت نفس
    7 - مراقبت ، و اين مطلب عمده است
    8 - ادب مع الله كه علامت حضور است
    9 - عزلت . سلامت در عزلت است (با خلق باش و نباش )
    10 - تهجد در شب تا به مقام محمود نائل آيد.
    11 - تفكر
    12 - ذكر قلبى و لسانى در هر حال
    13 - رياضت در طريق علم و عمل كه (علم و عمل انسان سازند)
    14 - اقتصاد يعنى ميانه روى در مطلق امور حتى در عباد
    15 - مطلب در دو كلمه است : تعظيم امر خالق ، و شفقت با خلق
    ویرایش توسط (bidel) : ۱۳۸۸/۰۸/۱۴ در ساعت ۰۸:۵۷


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    84
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام" كسى كه محدث شود" یعنی چی؟
    "ذكر قلبى و لسانى در هر حال" چند تا نمومنه مثال بزنید

  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    1,279
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 روز 4 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    72
    آپلود
    4
    گالری
    98



    ای ول الله انفسکم
    عالی بود
    دست شما درد نکنه
    امام خمینی (ره) :

    ما میگوییم تا شرک و کفر هست،مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم...

  6. تشکرها 2


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    79
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    277
    آپلود
    0
    گالری
    0



    میشه تفسیر!اینها رو هم بنویسید؟
    (محمدطه)

    دلداری خدا رو ببین:
    "فلا یحزنک قولهم انانعلم ما یسرون و ما یعلنون"
    (یس)
    آیا باز هم غمگینی!؟

  8. تشکر


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    500
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام

    محدث شدن یعنی اینکه وضو شخص از بین برود حال به هر دلیلی.

    ذکر لسانی یعنی ذکر زبانی. ان دسته اذکاری که شبانه روز با ان ها مشغولیم مانند لا اله الا الله


    ذکر قلبی. در این باب فرمایشات بسیار است. اما مختصرا عرض میکنم به معنی این است که در دل ذاکر خدا باشیم و هوای غیر او را در دل راه ندهیم و این ذکر و یاد همه جا باید با ما باشد

  10. تشکر


  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    500
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اینم یه دستور العمل دیگه




    نامه حضرت آیت الله حسن زاده آملی به دوستی
    آیت الله حسن زاده آملی
    معرفت نفس و خودسازى در پرتو توحيد


    نوشتار حاضر نامه ای است به یک دوست که توسط حضرت آیت الله حسن زاده آملی به رشته تحریر درآمده و در آن مباحث بنیادین معرفت توحیدی، معرفت نفس و خودسازی و راهکار عملی خودسازی مطرح گردیده است. اینک باهم آن را ازنظر می گذرانیم


    معرفت توحیدی
    مصحف کریم را گشودیم سوره یوسف از زبان حضرت یعقوب(ع) آمد: ولا تیأسو من روح الله. اهم مطالب در طلیعه امر دو چیز است یکی توحید و دیگر معرفت نفس که تواند مظهر اتم وی گردد.
    اما توحید این که سالک با قدم معرفت به جایی رسد که جمع بین تفرقه و جمع کند، و تنزیه از تنزیه و تشبیه نماید. همانطور که کشاف حقایق امام بحق ناطق حضرت جعفر صادق(ع) فرموده است: الجمع بلا تفرقه زندقه ، و التفرقه بدون الجمع تعطیل، والجمع بینهما توحید. و این توحید حقیقی اسلامی است و کلام وحی بدان ناطق است که هوالاول و الآخر و الظاهر و الباطن. در بیان آن بتمثیلی اکتفا می کنیم- خاک بر فرق من و تمثیل من-: در عالم رؤیا آنچه که مشاهده می گردند همه از منشئات نفس اند پس قائم بنفس و از شئون وی اند، و چون نفس موجود حی مدرک عالم بذات خود است شئون او نیز با همه کثرتی که دارند حی و مدرک اند و درواقع یک حقیقت بنام نفس است که بصور کثیره درآمده است و خود با این که همه است فوق همه است. این کثرت صور منافی با وحدت شخصیه نفس نیست بلکه هرچه صور بیشتر باشد دلالت بر قوت وحدت نفس می کند. و نفس بر جمیع این صور کثیره قاهر است و همه آنها مقهور وی، پس نفس هر یک آنها است که جز شئون نفس نیستند، و هیچیک آنها نیست که نفس در حد هیچیک محدود نیست. پس نفس را با هر یک از این منشئاتش جمع کردی و از هر یک تفرقه نمودی. و نیز نفس را فقط مجرد ندانستی که از کثرت تنزیهش کنی، و او را در هیچ صورتی از صور کثرت مقید نکرده ای تا قائل به تشبیه بوده باشی بلکه او را از این تنزیه و تشبیه تنزیه نمودی، کثرت غیرمتناهی نظام هستی شئون ذاتیه حق تعالی اند و من عرف نفسه فقد عرف ربه.
    معرفت نفس و خودسازی
    و اما معرفت نفس اینکه خداوند سبحان فرمود: الیه یصعد الکلم الطیب و العمل الصالح یرفعه تفسیر اصیل آن چنانست که جناب صدرالمتالهین درآخر مرحله چهارم حکمت متعالیه که معروف به اسفار است فرموده است: کلمه طیب روح مؤمن است، و عمل صالح معارف عقلیه که او را ارتقاء می دهند و بدانجا می کشانند. این تفسیر براین اساس قویم است که علم و عمل دو گوهر انسان سازند.
    انسان کاری مهمتر از خودسازی ندارد و ساختن هر چیز را مایه به حسب آنچیز لازم است مثلا دیوار را سنگ و گل باید و انسان را علم و عمل. انسان تا به لقاءالله نرسیده است بکمال مطلوبش نائل نشده است و لقاءالله بمعنی اتصاف انسان با وصاف الهی و تخلق او باخلاق ربوبی است. بابا افضل را کلامی کامل در این باب است که: عالم درختیست که بار و ثمره او مردم است و مردم درختی است که ثمره او لقای خدای تعالی است.

    در توحید باید مراقبت را تقویت کرد مراقبت تخم سعادت است که در مزرع دل کاشته می شود و سائر آداب و اعمال پروراندن آنست. مراقبت کشیک نفس کشیدن و همواره در حضور بودن است. حدیث نفس مزاحم با مراقبت است. این سخن دل نشین امام صادق- علیه السلام- را باید بر دل نشاند: القلب حرم الله فلا تسکن فی حرم الله غیرالله، حافظ به این حدیث در این بیت نظر دارد:
    پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب
    تا در این پرده جز اندیشه او نگذارم
    ناگفته نماند که بدن تور شکار و سواری راهوار ما است، مبادا با او چنان کنیم که نه بکار شکار آید و نه تواند سوار را بجائی برساند ره چنان رو که رهروان رفتند، کسی بما نگفت که شب و روز را با یکدانه خرما بسر بریم، در حد اعتدال بدن نیاز به تعیش دارد کلوا واشربوا ولا تسرفوا، انسان کامل آنکسی است که حق هر ذی حق را اداء می کند.
    راهکار عملی خودسازی
    از این کمترین دستورالعمل خواسته اید، آقای من؛ صدای دهلی را از دور شنیده اید، و از نزدیک هم به انبار کاه برخورد می کنید مع الوصف عدم امتثال را روا ندانستم، به عرض می رسانم که دستورالعمل انسان قرآنست که ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم. داعی تنها دستوری که الان می تواند به حضور جنابعالی عرض کند این است که مراقبت را حفظ بفرمائید یعنی در همه حال مواظب خود بوده باشید که در نزد حقیقت همه موجودات بسر می بری. می دانید که همنشینی مؤثر است، مصاحبت اثر دارد، خوپذیر است نفس انسانی، کسانی که در مصاحبت با ملکوت عالم بسر می برند کم کم ملکوتی می شوند. آن سعادتمندی که چنین معاشرت و مصاحبت را براستی در نهانخانه سر و ذات خود با الله نورالسموات والارض بدست آورده است مترنم به این ترانه است:
    گربشکافند سراپای من
    جز تو نیابند در اعضای من
    اینچنین کس پیوسته در ذکر و فکر و عشق و شوق و سوز و گداز و راز و نیاز است و به قول خواجه حافظ:
    مرا مگوی که خاموش باش و دم در کش
    که مرغ را نتوان گفت در چمن خاموش
    چنین کسی را هیچکاری از حضور بازنمی دارد رجال لاتلهیهم تجاره ولابیع عن ذکرالله.
    باز از امام صادق- علیه السلام- است که: العارف شخصه مع الخلق و قلبه مع الله تعالی.
    شیخ اجل سعدی به این حدیث گرانقدر در این بیت نظر دارد:
    هرگز وجود حاضر و غائب شنیده ای
    من در میان جمع و دلم جای دیگر است
    آقای من، همچنانکه طلب مجهول مطلق محال است، خطاب به مجهول مطلق نیز چنین است، هر یک از ما شأنی و جدولی از دریای بیکران حقیقت دار هستی می باشیم و از این جدول با او در ارتباطیم، البته
    ارتباطی بی تکلیف بی قباس
    هست رب الناس را با جان ناس
    و از این کانال او را خطاب می کنیم. غرضم از این نکته این است که هر چه عائد ما می شود از کانال وجود خودمان است. این خیال رهزن ما نشود که از خارج ما چیزی عائد ما می گردد. اگر در حالات مراقبت تام تمثلاتی پیش آمد خوش آمد مکتوم بدار که سالک کتوم است، از عارف سرمی رود و سر نمی رود. به عرض برسانم: خوش باش که عاقبت بخیر است ترا.
    آقای من، در نزد اولیاء الله مجرب است که اکثار ذکر شریف یا حی یا قیوم یا من لااله الا انت موجب حیات عقل است. وقتی را با خدایت خلوت کن که بدن استراحت کرده باشد و از خستگی بدر آمده باشد و در حال امتلاء و اشتهاء نباشد در آنحال با کمال حضور و مراقبت و ادب مع الله، خداوند سبحان را بدان ذکر شریف میخوانی، عدد ندارد، اختیار مدت با خود جنابعالی است مثلا در حدود بیست دقیقه یا بیشتر و بهتر اینکه کمتر از یک اربعین نباشد، بیشترش چه بهتر.
    قرائت قرآن مجید در شب و روز ترک نشود هر چند بقدر پنجاه آیه بوده باشد. طهارت را حفظ کنید حتی با طهارت بخوابید.
    آقای من، باید با تأنی و رفق و مدارا براه بود نه با سرعت و اضطراب. جساره عرض می کنم هیچ چیز از خدا جز خدا مخواه که چون که صدآمد نودهم پیش ما است، از تو حرکت از خدا برکت. نامه ها دریافت خواهی نمود. این عطیه فریده ایست که بحضور آن حبیب الله تقدیم داشتم والسلام.
    قم- حسن حسن زاده آملی
    01 شهرالله المبارک
    1403= 1/4/2631
    هزار و یک کلمه، حسن زاده آملی، ج1، ص189تا 391

  12. تشکرها 2


  13. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    500
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط mohammad taha نمایش پست
    میشه تفسیر!اینها رو هم بنویسید؟

    سلام بر شما

    میتوانید در وبلاگ بنده در این باب اطلاعات کافی کسب کنید

    http://abdesaleh.blogfa.com/

    همچنین برای کسب اطلاعات در مورد اقا به وبلاگ دیگرم مراجعه بفرمایید

    http://alame-hasanzade.blogfa.com/


  14. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    500
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    يك دستور اخلاقى

    علامه عارف حسن زاده آملی:

    وقتى در محضر مبارك استاد، جناب علامه طباطبايى (رضوان الله تعالى عليه )بودم ، سخنانى از حالات شبش به ميان آورد، و فرمود: هر وقت در روز مراقبت من قوى تر است ، مشاهداتى كه در شب دارم زلال تر و صاف تر و روشن تر است . كسانى كه در سير و سلوك عرفان عملى ، قدم ، نهاده اند، شكارهايى دارند، و به خصوص در وجهات شبانه مشاهداتى دارند.
    در آخر وافى جناب فيض قدس سره ، از كافى ثقه الاسلام كلينى به اسنادش ‍ از ثامن الائمه (ع )روايت شده است كه : قال ان رسول الله صلى الله عليه و آله : كان اذا صيح قال لاصحابه : هل من مبشرات ؟ يعنى به الرويا ، يعنى رسول الله كه صبح مى كرد، به اصحاب خود مى فرمود: آيا خبرهاى خوش داريد؟؛ يعنى آيا خوابهاى خوش ديده ايد؟
    سيره و روش حضرت رسول اكرم صلى الله عليه وآله اين بود، اصحابش را يعنى ياران و شاگردانش را به سير و سلوك وا مى داشت ، و آنان را براى شكار مبشرات ، و صيد، معانى ترغيب و تحريص مى كرد، همه انبياء اين چنين بودند، همه سفراى الهى ، جز تزكيه نفس بشد و تعليم و تاءديب آنان ، و ايصالشان به قرب الى الله ، كه در حقيقت تخلق به اخلاق الهى ، و اتصاف به صفات ربوبى و تاءديب به آداب الله است ، هدفى ديگر نداشته اند .
    اين شب مردان خداست كه مبشرات دارند، رؤياى صالح و صادق دارند، آرى !



    شب مردان خدا، روز جهان افروز است

    روشنان را به حقيقت شب ظلمانى نيست

    بارى ! كاءن رسول الله صلى الله عليه وآله به اصحابش فرموده است كه : آيا همان طور كه حيوانات خودتان را در شب علوفه مى دهيد، و آنها را در جايى مى بنديد كه خوردند و خوابيدند، شبى را به روز آورده اند، و شبى حيوانى داشته اند، شما هم آنچنان شب به روز آورده ايد، يا شب انسانى داشته ايد، كه شكارهايى كرده ايد و مبشراتى داريد، خداوند سبحان فرمود:
    و من الليل فتهجد به نافله لك عسى ان يبعثك ربك مقاما محمودا

    منبع:فضايل و سيره چهارده معصوم در اثار علامه حسن زاده آملي
    ویرایش توسط (bidel) : ۱۳۸۸/۰۸/۱۲ در ساعت ۲۰:۰۴

  15. تشکرها 3


  16. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    500
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    كلينى در كافى به اسنادش از امام صادق عليه السلام نقل مى كند: حبرى (عالم يهودى ) خدمت اميرمؤ منان رسيد و پرسيد: اى امير مؤ منان ! آيا هنگام عبادت ، پروردگارت را ديدى ؟

    حضرت فرمود: واى بر تو! چشمان با مشاهده ديدگان او را نمى بينند؛ ولى قلبها با حقايق ايمان او را مى بينند)).





    منبع: داستانهاى عارفانه در آثار (علامه حسن زاده آملى)







    ان شا الله به جایی برسیم که خدایمان را ببینیم
    ویرایش توسط (bidel) : ۱۳۸۸/۰۸/۲۵ در ساعت ۱۵:۳۹
    هیچ


  17. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    500
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    امير مؤ منان در مسجد كوفه بالاى منبر خطبه مى خواند. مردى برخاست كه به او ذعلب مى گفتند، داراى زبانى بليغ در خطبه و قلبى شجاع بود. گفت : اى اميرمؤ منان ! آيا پروردگارت را ديده اى ؟


    حضرت فرمود: واى بر تو اى ذعلب ! من خدايى را كه نبينم ، نمى پرستم .


    پرسيد: اى امير مؤ منان ! پس چگونه او را ديده اى ؟


    فرمود: واى بر تو اى ذعلب ! ديدگان با مشاهده او را نمى بينند، ولى قلبها با حقايق ايمان او را مى بينند. واى بر تو اى ذعلب ! خداى من چنان لطيف است كه لطفش ‍ به وصف در نمى آيد و چنان عظيم است كه با عظمت وصف نمى گردد و چنان بزرگ كبرياست كه با بزرگى وصف نمى شود. در جلالت چنان جليل است كه با غلظت وصف نمى شود. قبل از هر چيز است و نمى شود گفت : پيش از چيزى است . بعد از هر چيز است و نمى شود به او بعد گفت . اشياء را خواسته ، اما نه با همت . درك كرده است ، اما نه با خدعه . در همه اشياست ، اما با آنها مخلوط نيست و از آن ها هم جدا نيست . ظاهر است ، نه به شكل مباشرت . متجلّى است ، نه با ديدن . دور است ، نه با مسافت . قريب است ، نه با نزديك شدن . لطيف است ، نه با جسم داشتن ، موجود است ، نه بعد از عدم . فاعل است ، نه به اضطرار. صاحب تقدير است ، نه با حركت . زياد مى شود، نه با اضافه . شنواست ، نه با آلتى . بيناست ، نه با اءداتى . اماكن حاوى او نمى شوند و اوقات او را شامل نمى گردند، صفات او را محدود نمى كنند و خواب او را نمى گيرد. هستى او از اوقات سبقت جسته ، وجودش از عدم و ازلش از ابتدا پيشى گرفته است . با خلق مشاعر فهميده مى شود كه كسى براى او مشاعر قرار نداده و با تجهير جواهر فهميده مى شود كه جوهر ندارد و با ضد قرار دادن ميان اشيا فهميده مى شود كه او ضد ندارد و با خلق تقارن ميان اشيا فهميده مى شود كه او قرين ندارد. نور را ضد ظلمت قرار داده است و خشكى را ضدترى و زبرى را ضد نرمى ، و سردى را ضد گرمى ، متباينها را با هم جمع كرده و ميان چيزهاى نزديك ، دورى افكنده است كه با تفريق ، بر مفّرق و با تاءليف ، بر مؤ لف دلالت مى كند. و اين سخن خداى متعالى است : و من كل شى ء خلقنا زوجين لعلّكم تذكرون (20)

    ميان قبل و بعد، فاصله انداخت تا معلوم شود كه او قبل و بعدى ندارد و موجودات با غرايزشان گواهند كه آفريننده غريزه آنها، غريزه ندارد و با موقت بودنشان اعلام مى كنند كه براى قرار دهنده وقت آنها وقتى نيست . ميان موجودات حجاب و مانع قرار داده تا معلوم شود ميان او و خلقش حجابى نيست . پروردگار است ، بدون اين كه خود پروردگارى داشته باشد و اله است ، بدون اين كه خود الهى داشته باشد. عالم است ، بدون اينكه معلوم باشد. سميع است ، بدون اينكه مسموع باشد

    منبع: داستانهاى عارفانه در آثار (علامه حسن زاده آملى)
    هیچ

  18. تشکرها 2


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود