جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مقصود از پشت سر افكندن ماديات و توجه كامل به خدا در نماز چيست؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    9
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خجالت مقصود از پشت سر افكندن ماديات و توجه كامل به خدا در نماز چيست؟





    مقصود از «پشت سرافكندن» ماديات و توجّه تام و تمام به ذات اقدس اله، همان معناى عرشى است كه در كلام اميرمؤمنان- در وصف پرهيزكاران- به چشم مى‏خورد. حضرت مى‏فرمايد: عَظُمَ الخالقُ فى انفسِهم فَصغُرَ مادونَهُ فى اعيُنهم خدا در جانشان بزرگ و ديگران در چشمشان كوچك مقدارند ((1)).
    به عبارتى ماسوى‏اللّه- غير خدا- را كوچك و خرد، بلكه هيچ مى‏شمرند و پيوسته هيبت و عظمت الهى را در جان خود احساس و ادراك كرده و محافظ و مراقب خود هستند تا اطاعت پروردگارشان را بكنند.
    عوامل و مراحل زير براى تعظيم و تكريم و اعزاز خداوند متعال بسيار مؤثر است:
    1 (تفكر و تأمل در عظمت مقام خالق. 2 (تدبر در قرآن. 3 (بررسى سيره اهل بيت در تعظيم و تكريم مقام خداوند. 4 (تفكر و تأمل در آفرينش و خلقت. 5 (توجه به غايت و هدف زندگى. 6 (تحقيق و تدقيق در سرانجام زندگى و عوالم بعد از آن. 7 (توجه به عظمت جهان آخرت.
    و در نهايت غور و انديشه‏ى در باطن و خلوت درونى براى تكميل، تثبيت و استحكام اين هدف مفيد و سودمند است.
    پى‏نوشت‏
    (1) نهج‏البلاغه، خطبه 193، خطبه همّام يا متقين‏

    درباره اسرار قيام , ركوع و سجود در نماز توضيح دهيد.
    براى توضيح اين جواب، از كتاب آداب الصلاه حضرت امام خمينى (ره) نقل مى كنيم حضرت امام فرمودند: بدان كه اهل معرفت قيام را اشاره به توحيد افعال دانند؛ چنانچه ركوع را به توحيد صفات، و سجود را به توحيد ذات اشاره دانند. اما بيان آن كه قيام اشاره به توحيد فعلى است آن است كه در خود قيام وضعا، و قرائت لفظا اشارت به آن مقام است: اما اين كه قيام وضعا اشارت به آن است اين است كه در آن اشارت به قيام عبد به حق و مقام قيوميت حق است كه آن تجلى به فيض مقدس و تجلى فعلى است و در اين تجلى مقام فاعليت حق ظاهر شود و همه موجودات مستهلك در تجلى فعلى و مضمحل در تحت كبرياى ظهورى شود. و ادب عرفانى سالك در اين مقام آن است كه اين لطيفه الهيه را به ياد قلب آورد و ترك تعينات نفسيه را هر چه بتواند بكند و حقيقت فيض مقدس را به قلب تذكر دهد و نسبت قيوميت حق و تقوم خلق به حق را به باطن قلب برساند. و چون اين حقيقت در قلب سالك متمكن شد، قرائت او به لسان حق واقع شود و ذاكر و مذكور خود حق گردد و بعضى از اسرار قدر بر قلب عارف كشف گردد» و انت اثنيت على نفسك؛ تو همچنان كه خود را ستوده اى «و» و اعوذ بك منك؛ از تو به تو پناه مى برم «به بعض مراتب براى او مكشوف شود،(1). و بعضى از اسرار صلوه را قلب عارف دريابد. و همچنين حاج ميرزا جواد ملكى تبريزى در كتاب گرانسنگ اسرار الصلوه مى فرمايد: و اما قيام، حقيقت قيام عبارت از ايستادن در پيشگاه پروردگار براى ادائ حق عبوديت و بندگى او و جلب خيرات پروردگارى، و انس گرفتن با او و لذت بردن به مخاطبات و گفتگوى با او در كلام، و به مناجات با او در دعا و چاره كار براى توقف طولانى خود در روز قيامت و دفع هول و هراسى كه در انتظار انسان هست مى باشد و مى بايست كه انسان از اين كه در نماز مى بايست بر هر دو پا بايستد به اين حقيقت پى ببرد كه مسلمان بايد در مقام خوف و رجائ باشد و از پايين افكندن سر در هنگام نماز، الزام قلب را بر تذلل و خشوع و تواضع و دورى از رياست طلبى و خودبزرگ بينى فهم نمايد و بداند كه در فرداى قيامت او را در پيشگاه ذات اقدس خود ايستادنى است كه چگونگى آن را اين ايستادن تعيين مى كند، و لذا سزاوار است كه انسان آن چه در توان دارد در تصحيح قيام نماز خود، بكار گيرد و بداند كه تمام پنهانى ها و خاطرات و ضمايرش نزد حضرت حق مكشوف و آشكار است، و پروردگار حتى به چيزهايى كه خود از آن بى خبر است و در باطن اوست آگاه است، و لذا خيلى مراقب باشد كه مبادا باطنش مخالف با رضاى پروردگار باشد، و بناچار در چنين مقام خطيرى تواضع و فروتنى او لااقل همچون تواضع در محضر سلطانى از سلاطين دنيا خواهد بود، چگونه كسى كه در مقابل حاكمى قرار مى گيرد مراقب تمام حركات و گفته هاى خود مى باشد، كه مبادا سخنى بر خلاف رضاى او بر زبان آورد، و يا از معناى آن چه مى گويد، غافل باشد و يا اشارات مخاطبات سلطان را در نيابد، و خدايى كه ملك الملوك و جبارالجبابره است هرگز نزد مسلمان از بشرى مثل خود بى مقدارتر نخواهد بود «،(2). و اما قيام و سربرداشتن از ركوع، نيت انسان در انجام اين عمل مى بايست كه اين باشد كه پس از خضوع و خشوع و تواضع در برابر پروردگار بحول و قوه او بر دشمنان او گردن افرازد، و برترى جويد، و در هنگام گفتن تكبير آن، دست ها را كه بلند مى كند از تواضع و فروتنى در مقابل دشمنان خدا تبرى بجويد، و مستحب است كه در هنگام ركوع پشت خود را صاف نگه دارد و گردنش را بكشد به اين نيت كه من به تو ايمان آورده ام گرچه گردنم را بزنى، سپس سر را بلند كند به اين اميد كه خضوع و خشوع و تسبيح و حمدش قبول درگاه الهى شده باشد، و با حول و قوه او بر دشمنان او غالب آيد، و اين اميد را با اين ذكر كه
    بر زبان مى آورد كه» سمع الله لمن حمده؛ هر كس كه حمد و ستايش حضرت حق كند خداوند آن را مى شنود «تائكيد نمايد. سپس خضوع و خشوعت را نسبت به پروردگار با گفتن اين ذكر كه:» اهل الكبريا و العظمه و الجود و الجبروت «زيادتر نما، به عبارت ديگر پس از اين كه براى عبوديت و بندگى خدا قيام نمودى، اين قيام اقتضا مى كند كه براى خود در قيام به عبوديت و بندگى او حول و قوه اى ببينى با انجام رجوع تبرى به جويى و با اين عمل او را از اين كه برايش در حول و قوه شريكى باشد منزه بدانى و اقتضاى اين امر اين است كه تو با اينكه در مقابل او ذليل و خاضع و خاشع هستى بر دشمنان او و دشمنان دوستان او بحول و قوه او برترى و تفوق داشته باشى. «،(3).
    پى‏نوشت‏
    (1)) خمينى، روح الله، آداب الصلوه) آداب نماز (؛ موئسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى) س (، چ سوم، 1372، صص 146 و 741)
    (2)) ملكى تبريزى، حاج ميرزا جواد؛ اسرار الصلوه؛ انتشارات پيام آزادى، ج اول، 1363، ص 323)
    (3)) همان، ص 224)


    وبلاگ من:افق احكام(پاسخگويي به سوالات احكام شما) خوشحال ميشم يه سري بزنين و اگه سوالي از مسائل شرعي داشتين در خدمتباشم)روحانی-طلبه)
    /http://ahkam1.persianblog.ir/



  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود