جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: فلسفه قيام , ركوع و سجود نماز چیه؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    9
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    راهنما فلسفه قيام , ركوع و سجود نماز چیه؟




    براى توضيح اين جواب، از كتاب آداب الصلاه حضرت امام خمينى (ره) نقل مى كنيم حضرت امام فرمودند: بدان كه اهل معرفت قيام را اشاره به توحيد افعال دانند؛ چنانچه ركوع را به توحيد صفات، و سجود را به توحيد ذات اشاره دانند. اما بيان آن كه قيام اشاره به توحيد فعلى است آن است كه در خود قيام وضعا، و قرائت لفظا اشارت به آن مقام است: اما اين كه قيام وضعا اشارت به آن است اين است كه در آن اشارت به قيام عبد به حق و مقام قيوميت حق است كه آن تجلى به فيض مقدس و تجلى فعلى است و در اين تجلى مقام فاعليت حق ظاهر شود و همه موجودات مستهلك در تجلى فعلى و مضمحل در تحت كبرياى ظهورى شود. و ادب عرفانى سالك در اين مقام آن است كه اين لطيفه الهيه را به ياد قلب آورد و ترك تعينات نفسيه را هر چه بتواند بكند و حقيقت فيض مقدس را به قلب تذكر دهد و نسبت قيوميت حق و تقوم خلق به حق را به باطن قلب برساند. و چون اين حقيقت در قلب سالك متمكن شد، قرائت او به لسان حق واقع شود و ذاكر و مذكور خود حق گردد و بعضى از اسرار قدر بر قلب عارف كشف گردد» و انت اثنيت على نفسك؛ تو همچنان كه خود را ستوده اى «و» و اعوذ بك منك؛ از تو به تو پناه مى برم «به بعض مراتب براى او مكشوف شود،(1). و بعضى از اسرار صلوه را قلب عارف دريابد. و همچنين حاج ميرزا جواد ملكى تبريزى در كتاب گرانسنگ اسرار الصلوه مى فرمايد: و اما قيام، حقيقت قيام عبارت از ايستادن در پيشگاه پروردگار براى ادائ حق عبوديت و بندگى او و جلب خيرات پروردگارى، و انس گرفتن با او و لذت بردن به مخاطبات و گفتگوى با او در كلام، و به مناجات با او در دعا و چاره كار براى توقف طولانى خود در روز قيامت و دفع هول و هراسى كه در انتظار انسان هست مى باشد و مى بايست كه انسان از اين كه در نماز مى بايست بر هر دو پا بايستد به اين حقيقت پى ببرد كه مسلمان بايد در مقام خوف و رجائ باشد و از پايين افكندن سر در هنگام نماز، الزام قلب را بر تذلل و خشوع و تواضع و دورى از رياست طلبى و خودبزرگ بينى فهم نمايد و بداند كه در فرداى قيامت او را در پيشگاه ذات اقدس خود ايستادنى است كه چگونگى آن را اين ايستادن تعيين مى كند، و لذا سزاوار است كه انسان آن چه در توان دارد در تصحيح قيام نماز خود، بكار گيرد و بداند كه تمام پنهانى ها و خاطرات و ضمايرش نزد حضرت حق مكشوف و آشكار است، و پروردگار حتى به چيزهايى كه خود از آن بى خبر است و در باطن اوست آگاه است، و لذا خيلى مراقب باشد كه مبادا باطنش مخالف با رضاى پروردگار باشد، و بناچار در چنين مقام خطيرى تواضع و فروتنى او لااقل همچون تواضع در محضر سلطانى از سلاطين دنيا خواهد بود، چگونه كسى كه در مقابل حاكمى قرار مى گيرد مراقب تمام حركات و گفته هاى خود مى باشد، كه مبادا سخنى بر خلاف رضاى او بر زبان آورد، و يا از معناى آن چه مى گويد، غافل باشد و يا اشارات مخاطبات سلطان را در نيابد، و خدايى كه ملك الملوك و جبارالجبابره است هرگز نزد مسلمان از بشرى مثل خود بى مقدارتر نخواهد بود «،(2). و اما قيام و سربرداشتن از ركوع، نيت انسان در انجام اين عمل مى بايست كه اين باشد كه پس از خضوع و خشوع و تواضع در برابر پروردگار بحول و قوه او بر دشمنان او گردن افرازد، و برترى جويد، و در هنگام گفتن تكبير آن، دست ها را كه بلند مى كند از تواضع و فروتنى در مقابل دشمنان خدا تبرى بجويد، و مستحب است كه در هنگام ركوع پشت خود را صاف نگه دارد و گردنش را بكشد به اين نيت كه من به تو ايمان آورده ام گرچه گردنم را بزنى، سپس سر را بلند كند به اين اميد كه خضوع و خشوع و تسبيح و حمدش قبول درگاه الهى شده باشد، و با حول و قوه او بر دشمنان او غالب آيد، و اين اميد را با اين ذكر كه
    بر زبان مى آورد كه» سمع الله لمن حمده؛ هر كس كه حمد و ستايش حضرت حق كند خداوند آن را مى شنود «تائكيد نمايد. سپس خضوع و خشوعت را نسبت به پروردگار با گفتن اين ذكر كه:» اهل الكبريا و العظمه و الجود و الجبروت «زيادتر نما، به عبارت ديگر پس از اين كه براى عبوديت و بندگى خدا قيام نمودى، اين قيام اقتضا مى كند كه براى خود در قيام به عبوديت و بندگى او حول و قوه اى ببينى با انجام رجوع تبرى به جويى و با اين عمل او را از اين كه برايش در حول و قوه شريكى باشد منزه بدانى و اقتضاى اين امر اين است كه تو با اينكه در مقابل او ذليل و خاضع و خاشع هستى بر دشمنان او و دشمنان دوستان او بحول و قوه او برترى و تفوق داشته باشى. «،(3).
    پى‏نوشت‏
    (1)) خمينى، روح الله، آداب الصلوه) آداب نماز (؛ موئسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى) س (، چ سوم، 1372، صص 146 و 741)
    (2)) ملكى تبريزى، حاج ميرزا جواد؛ اسرار الصلوه؛ انتشارات پيام آزادى، ج اول، 1363، ص 323)
    (3)) همان، ص 224)

    وبلاگ من:افق احكام(پاسخگويي به سوالات احكام شما) خوشحال ميشم يه سري بزنين و اگه سوالي از مسائل شرعي داشتين در خدمت باشم)روحانی-طلبه)
    /http://ahkam1.persianblog.ir/
    ویرایش توسط shafag313 : ۱۳۸۸/۰۸/۱۱ در ساعت ۰۶:۳۹

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۶
    نوشته
    240
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    قیام:

    در ابتدا لازم به ذکر است که ما از فلسفه همه احکام آگاه نیستیم؛ البته این به معنای نبود فلسفه و حکمت نیست، بلکه ما از آن بی اطلاعیم. لذا در این امور باید به آنچه در آیات و روایات اشاره شده استناد نمود. البته با توجه به تعالیم و ارزشهای دینی هم می توان مواردی را به عنوان نمونه ای از حکمتهای دستورات الهی برشمرد.

    قیام و ایستادن در حال اعتدال، عبارت است از: ایستادن با جسم و روح در مقابل خداوند متعال. پس باید سر (بالاترین عضو بدن) افتاده باشد، و افکندن سر باید نشانه اجبار قلب بر تواضع در مقابل خدا و دوری‌اش از تکبر و ریاست طلبی باشد.

    در اینجا نمازگزار باید به یاد داشته باشد که ایستادن در مقابل خدا، هراس از برخورد با صحنه قیامت را به او تمرین خواهد داد.
    بدان که در مقابل خدای تعالی ایستاده‌ای و او بر حال تو آگاه است. پس اگر نمی‌توانی به کنه جلالش پی ببرى، دست‌کم، آن‌گونه بایست که گویی در برابر حاکم و بزرگی ایستاده‌اى.

    بهتر از آن، این است که در تمام حال قیام، چنین فرض کنی که دو چشم، تو را زیر نظر دارد و تو دوست داری که نزد او به نیکی شناخته شوى.

    در این صورت، اعضای بدنت، سکون و آرامش یافته، خاشع می‌شوند تا مبادا شخص دیگری که بنده‌ای بیش نیست، و در حال نظاره است، تو را متهم کند که در نمازت خشوع ندارى.

    وقتی چنین خواهشی را در خود یافتی که اگر بنده‌ای حاضر باشد، تو در حال نماز میل به خشوع دارى، وقت آن است که نفست را سرزنش کنی و به او بگویى: «آیا از گستاخی‌ات به خدا حیا نمی‌کنی که دوستی و معرفت وی را مدعی هستی و این‌گونه به یکی از بندگانش اهمیت می‌دهى؟ آیا از مردم می‌ترسی و از خدا نمی‌ترسى؛ در حالی که شایسته‌تر است که از خدا بترسى؟»

    در نهایت با محاسبات است که می‌توانی نفس سرکش را به بندگی و خشوع بکشی و او را از مهلکه غرور، و گستاخی و بی‌توجهی برهانى. روزی از نبی اکرم(ص) پرسیدند: «حیا از خدا چگونه است؟» فرمودند: «از خدا شرم کنید، هم چنان که از یک دوست یا خویشاوند صالح شرم می‌کنید.» کتاب الاخلاق، سید عبدالله شبّر، ترجمه: محمد رضا جباران، ص72.
    ویرایش توسط صدید : ۱۳۸۸/۰۹/۱۷ در ساعت ۱۹:۴۹

  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۶
    نوشته
    240
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ركوع:

    ركوع آن است كه پس از پايان سوره، به نيّت تعظيم و فروتنى در برابر فرمان و عظمت پروردگار، تا حدى خم شويم كه دست‏ها به زانوها برسد، كمر صاف باشد، گردن كشيده باشد.
    خم می‌شویم، یعنی کبریایی تو ما را به تعظیم وا می‌دارد و در برابر بزرگی و بی‌همتایی تو، سرو قامتمان می‌شکند.
    ركوع ادب عابد است و سجود قرب او. و كسانى به خدا نزديك تر مى‏شوند كه در اظهار ادب كوتاهى نكرده باشند. ‌امام صادق(ع): « وَ فِی الرُّکُوعِ أَدَبٌ وَ فِی السُّجُودِ قُرْبٌ وَ مَنْ لَایُحْسِنُ الْأَدَبَ لَا یَصْلُحُ لِلْقُرْب» بحارالانوار، ج 82، ص 108.

    شخصی به محضر امیر مؤمنان(ع) عرض کرد: «ای پسر عمِّ بهترین مخلوق خدا! معنای بلند کردن دو دست در تکبیر اول چیست؟» حضرت فرمودند: «معنای آن، الله اکبر، و معنای الله اکبر، آن است که خدا، واحد و اَحَدی است که هیچ چیز مانندش نیست و با هیچ چیز قیاس، و با اشیا و اجناس مشتبه و با حواس درک نمی‌شود.»
    آن شخص عرضه داشت: «اینکه گردن را در وقت رکوع می‌کشند، چه معنایی دارد؟» حضرت فرمودند: «تأویلش آن است که: «آمَنتُ بِوَحدانِیَّتِکَ وَ لَو ضَرَبْتَ عُنُقِى؛ به وحدانیت تو ایمان آورده‌ام، اگر چه گردن مرا بزنى.» علل الشرایع، ج 2، ص 59.

    وقتى كه نمازگزار به ركوع خم مى گردد در حقيقت با عمل خود به ذلّت و خواريش و با ذكر ركوع به عظمت و كبريائى خداوند اعتراف و اقرار مى كند. و اين بهترين نوع تواضع عبد در مقابل مقام كبريائى حق است. به همين خاطر كه او خدا را به عظمت و بزرگى ياد كرد خدا نيز او را در نزد بندگان عزت و بزرگى مى بخشد.

    در روايتی از امام حسن عسكرى(عليه السلام) آمده كه فرمودند: «چون نمازگزار به ركوع رفت خداوند تبارك و تعالى خطاب به فرشتگان مى فرمايد: اى ملائكه من آيا نمى بينيد بنده نمازگزار چگونه براى بزرگى و عظمت من تواضع مى كند؟ شما را گواه مى گيرم كه هر آينه او را در دار كبريائى و جلال خودم بزرگ سازم»( بحار الانوار، ج82 ص221).

    هر چند كه قرب كامل در سجده حاصل مى شود ولی تا موقعی كه ادب خضوع در ركوع كامل نگردد، قرب مطلق بدست نمی آید چون نقص در هر جزئى به كل سرايت مى كند. چنانچه از پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) نقل شده كه: «هركس كه وضو و ركوع و خشوعش در نماز كامل نباشد نمازش ناقص است»( جامع احاديث الشيعه، ج4 ص44).

    و خلاصه كلام در فلسفه ركوع اين است كه هيچ بنده اى براى خدا به حقيقت ركوع نكند مگر آن كه خداوند تعالى او را به نور جمال خويش بيارايد و در سايه كبريائى خود در آورد و جامه برگزيدگانش بپوشاند.

    ركوع مرحله اوّل است و سجود مرحله دوّم، هركس كه معنى و حقيقت اوّلى را به جاى آورد شايستگى دوّمى را يافته. پس بايد كه ركوع با خضوع و خشوع كامل باشد تا سجده به تَبَع آن كامل گردد.
    ویرایش توسط صدید : ۱۳۸۸/۰۹/۱۷ در ساعت ۱۹:۵۱

  7. تشکرها 2


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۶
    نوشته
    240
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سجده:

    سجده سر بر آستان قدس ربوبى سائيدن است و چشم از خويشتن بستن، سر بر خاك نهادن و خود را حقير شمردن.

    روح سجده رهايى دل از امور مادى فانى، و قطع اميد از علائق دنيوى است. و حقيقت سجود اتصال به معبود است و وصال به مقام محمود.

    نزديك ترين حالت عبد به مولى و بهترين حالت قرب به خداست (سوره علق، آيه 19)
    و امّا سرّ سجده آنچنانچه از روايات بر مى آيد اين است كه انسان در مقابل معبودش ادعاى هرگونه تكبر و خودبينى را نفى و همه عظمت و كبريائى را از آن او مى داند. خود را وابسته و خداى خويش را ذاتى مستقل به حساب مى آورد. با اين حالت به خدا گويد كه بندگى هيچ قدرتى بر گردنم نيست و در مقابل هيچ قدرتمندى جز تو خضوع نكرده و سر فرود نمى آورم.

    عبوديت ديگران را از خود نفى و روح بندگى تو را در سردارم. براى من يقين حاصل است كه وجودم از آن توست و اگر رفعت و كمالى باشد از جانب توست.

    اصل آدمى از خاك است و برگشت او به خاک، پس من به امر تو، پیشانی خويش را كه سلطان نفس در آن ظهور دارد به زمين میسايم و با شكستن هواى نفس، علوّ مقام را از تو طلب دارم.

    و با توجه به این اسرار نهفته در سجود است كه هيچ سجده اى بدون رفعت در مقام بندگى نيست و هرگز زيان نبرد آن كه حقيقت آن را درك نمود و گفته شد كه: «اگر نمازگزار بداند در حال سجده چه اندازه مشمول جلال الهى است هرگز راضى نمى شود كه سر از سجده بردارد»( بحار الانوار، ج82 ص207).

    از امام صادق(عليه السلام) روايت است كه مردى پيش پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) آمد و گفت: يارسول الله! گناهان من بیشمار است و عمل نيك من اندك. پيامبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمودند: سجده فراوان بجاى آور، زيرا سجده گناهان را دور می سازد چنانچه باد برگ درختان را مى ريزد»( بحار الانوار، ج85 ص162).

    از امام على(عليه السلام) درباره فلسفه و سجده سئوال شد فرمودند: «سجده اوّل به اين معناست كه خدايا اصل ما از خاك است. و معناى سر برداشتن از سجده اين است كه خدايا! ما را از خاك خارج كردى. و معناى سجده دوم اين است كه خدايا دوباره ما را به خاك بر مىگردانى. و سربرداشتن از سجده دوم به معناى اين است كه خدايا يك بار ديگر در قيامت از خاك بيرونمان خواهى كرد»( المحجه البيضاء، ج1 ص391).

    پس سجده به معناى يادآورى و تذكر نفس به مبدأ و معاد است و ترك آن به معناى فراموشى و دورى از مبدأ و معاد.


    «اَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یسْجُدُ لَهُ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِی الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ وَکَثِیرٌ مِنَ النَّاسِ...»؛ آیا نمی‌بینی که هر آنچه در آسمانها و در زمین است و خورشید و ماه و ستارگان و کوهها و درخت و جانوران و بسیاری از مردم،‌برای خدا سجده می‌کنند.( حج، آیه 18)

    چرا ما همسو با همة کائنات، بر خدا سجده نکنیم. در سجده، تسبیح خدا می‌گوییم و او را از هر نقص بشری و از هر آنچه به ذهن آید و تصور شود، منزه و مبرّا می‌دانیم.
    ویرایش توسط صدید : ۱۳۸۸/۰۹/۱۷ در ساعت ۱۹:۵۳

  9. تشکرها 2


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,017
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    3




    در مورد سجده در حديثى از اميرالمومنين(عليه السلام) علت دو سجده چنين بيان شده است كه تاويل سجده اول آن است كه خدايا ما را از خاك خلق كردى (اشاره به آيه منها خلقناكم) و تاويل سجده دوم اين است كه دوباره ما را به خاك بر ميگردانى (اشاره به دنباله آيه و فيها نعيدكم).
    و معنى سربرداشتن از سجده دوم اين است كه در روز حشر دوباره ما را از اخرى). و يا در مورد فلسفه
    خاك بيرون خواهى كشيد (و منها نخرجكم)
    و حكمتهاى ركوع ميتوان به موارد زير اشاره كرد:
    1 بهترين حالت تعظيم و بزرگداشت خدا ; (ركوع، نمايشگر و نمودار خضوع انسان در برابر قدرتى است كه او را فراتر از خود ميداند و مسلمان چون خدا را برترين قدرتها ميداند، در برابر او ركوع ميكند و چون هيچ موجودى جز خدا را، برتر و فراتر از انسانيت خود نميداند، در برابر هيچ كس و هيچ چيز ديگر سر خم نميكند)). (از ژرفاى نماز، ص5).
    2 زيباترين خضوع و فروتنى، ركوع و خم شدن در برابر آفريدگار هستى، با شكوهترين و زيباترين حالت تواضع و خضوع انسان است.
    ركوع، سراسر تواضع، تذلل، فروتنى، خاكسارى، سرسپارى، فرمانبردارى، شكستگى و... است.
    3 دورى از تكبر، منيت و خود خواهى، نمازگزار - در هر مقام و منزلتى - در برابر خداى خود سر فرود ميآورد و بدين وسيله، روحيه بزرگ پندارى و خودخواهى را از خود ميزدايد و خويشتن را از دام هولناك تكبر، منيت، غرور و خود فريفتگى مى رهاند.


  11. تشکرها 3


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    فلسفه قيام
    علامه ملا محمد مهدي نراقي در كتاب علم‏اخلاق‏اسلامى (ترجمة كتاب جامع السعادات) ج 4 صفحه 439 مي‌فرمايد:
    حقيقت قيام عبارت از ايستادن در پيشگاه پروردگار براى اداء حق عبوديت و بندگى او و جلب خيرات پروردگارى، و انس گرفتن با او و لذت بردن به مخاطبات و گفتگوى با او در كلام، و بمناجات با او در دعا، و چاره كار براى توقف طولانى خود در روز قيامت و دفع هول و هراسى كه در انتظار انسان هست ميباشد، و ميبايست كه انسان از اينكه در نماز ميبايست بر هر دو پا بايستد به اين حقيقت پى ببرد كه مسلمان بايد در مقام خوف و رجاء باشد و از پائين افكندن سر در هنگام نماز، الزام قلب را بر تذلل و خشوع و تواضع و دورى از رياست طلبى و خود بزرگ بينى فهم نمايد، و بداند كه در فرداى قيامت او را در پيشگاه ذات اقدس حق ايستادنى است كه چگونگى آن را اين ايستادن تعيين ميكند، و لذا سزاوار است كه انسان آنچه در توان دارد در تصحيح قيام نماز خود، بكار گيرد و بداند كه تمام پنهانى‏ها و خاطرات و ضمايرش نزد حضرت حق مكشوف و آشكار است، و پروردگار حتى به چيزهائى كه خود از آن بى‏خبر است و در باطن او است آگاه است.
    ویرایش توسط مجیب : ۱۳۹۰/۰۸/۰۸ در ساعت ۱۵:۰۱


    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن

  13. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود