صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ادب مع الله یکی از واجبات سیر و سلوک ( مهم بخولنید)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    500
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0

    عصبانی ادب مع الله یکی از واجبات سیر و سلوک ( مهم بخولنید)




    ادب مع الله

    ادب مع الله یعنی رعایت کردن ادب در محضر خداوند سبحان. سالک باید در همه حال در محضر حق متعال رعایت ادب کند و چه در عبادات و چه در غیر عبادات به خودش اجازه ندهد که کوچکترین بی ادبی در پیشگاه حقیقت نظام هستی از خویش بروز دهد.

    همانطور که در پست های قبلی خدمتتان عرض کردم دومین درسی که عزیزانم باید در سیر علمی خودشان مطالعه کنند ادب مع الله است. استاد صمدی در 27 جلسه این اصل بسیار مهم را به صورت شایسته ای تدریس فرمودند . بنده هم در حد ظرفیت این پست و همچنین بضاعت ناچیز خودم مطالبی و خدمتتون عرض میکنم انشا الله مقدمه ای باشد برای مطالعات بیشتر شما دوستان عزیز.

    اگر سرورانم مایل باشند که در این مورد بیشتر مطالعه کنند به نکات 778-777-757 از کتاب شریف هزار و یک نکته و همچنین رساله نور علی نور در ذکر و ذاکر و مذکور از آثار پر ارزش حضرت علامه حسن زاده آملی مراجعه بفرمایند. مطالب ذیل از منابع مختلفی گرد آوری شده : صراط سلوک- شرح دیوان حضرت علامه- زندگی نامه آیت الله قاضی.

    حضرت عیسی روح الله و کلمة الله میفرمایند:

    نگویید علم در آسمان است و چه کسی قادر خواهد بود به آسمان صعود کند و آنرا بیاورد. یا در دل زمین است و چه کسی میتواند به اعماق زمین رفته و آنرا بیاورد. بلکه علم در قلوب شما سرشته شده است بیایید و در حضور حضرت حق به آداب ملائکه متادب شده و به اخلاق صدیقین متخلق گردیده تا علم حقیقی در جانتان آشکار شود و سر تا پای وجودتان را فراگیرد.

    امام جواد میفرمایند:

    هرگاه دو نفر را مقایسه کنیم آنکه ادبش بیشتر باشد نزد خدا برتر است . سوال شد یابن رسول الله ادب با مردم را می دانیم و برتری آن برایمان واضح است اما ادب با خدا چگونه است؟

    امام (ع) فرمودند: قرآن را تلاوت کند آنگونه که نازل شده است احادیث ما را روایت کند آنگونه که که ما گفته ایم و خدا را بخواند بدون اینکه از خدا طلبکار باشد( و خود را مدیون خدا بداند) ( ارشاد القلوب دیلمی باب 49 باب ادب مع الله)

    و روایت شده است خداوند متعال در بعضی کتاب های آسمانیش می فرمایند:

    ای بنده من آیا سزاوار است وقتی با من سخن میگویی به چپ و راست نگاه کنی در حالی که اگر بنده ای مثل خودت با تو سخن بگوید و اینگونه رفتار کند رهایش میکنی.

    بهتر است برای اینکه این اصل مهم برای شما دوستان خوب روشن شود نمونه هایی از رعایت ادب توسط انبیای الهی را به عنوان شاهد ذکر کنیم.

    نمونه هایی از ادب پیامبران الهی با خداوند

    ادب حضرت ایوب:

    ایشان از روی ادب عرضه میدارد که خدایا بلا و مشکلات به من روی آورده است و تو بخشنده ترین بخشندگانی . ایشان از دوجهت ادب ورزیده اند:

    1) نگفت که خدایا تو مرا گرفتار بلا کرده ای بلکه گفت بلا به من روی آورده است

    2) نگفت ارحمنی( خدایا به من رحم کن) بلکه به صورت کنایه گفت خدایا تو بخشنده ترین بخشدگانی و دلیل این امر آن بود که خواست مقام صبر در بلا را حفظ کرده باشد.

    ادب حضرت ابراهیم:

    ایشان به خداوند گفتند وقتی من مریض شدم خدا مرا شفا میدهد و نگفت مرا مریض کردی پس شفا بده.

    ادب حضرت آدم:

    ایشان و همسرشان نیز در سخن گفتن با خداوند رعایت ادب را نمودند و اینگونه گفتند: خدایا ما به خویش ظلم کردیم و اگر تو ما را نبخشی و به ما رحم نکنی جزء زیانکاران خواهیم بود.

    در مقابل ابلیس بی ادب میگوید: خدایا چون تو مرا گمراه کردی من هم در مسیر و صراط مستقیم بندگانت قرار میگیرم و آنها را به انحراف می کشانم.

    پس دوستان بیاییم به آداب پیامبران متادب بشویم نه به اخلاق شیطان بی ادب و ملعون.

    برای تبرک خاطره ای هم از یکی از اساتید حضرت علامه نقل میکنیم انشا الله راه گشا باشد.

    از مرحوم آیت الله سید علی آقا قاضی(ره)، افراد بسیاری از تلامذه ایشان نقل کردند که ایشان بسیار در وادی السلام نجف برای زیارت اهل قبور می رفت و زیارتش دو و سه و چهار ساعت به طول می انجامید و در گوشه ای می نشست به حال سکوت؛ شاگردها خسته می شده و بر می گشتند و با خود می گفتند:استاد چه عوالمی دارد که اینطور به حال سکوت می ماند و خسته نمی شود.

    عالمی بود در طهران، بسیار بزرگوار و متقی و حقاً مرد خوبی بود؛ مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد تقی آملی(ره)، ایشان از شاگردان سلسه اول مرحوم قاضی در قسمت اخلاق و عرفان بوده اند. ایشان استاد حضرت علامه حسن زاده آملی نیز بودند. از قول ایشان نقل شد که: من مدتها میدیدم که مرحوم قاضی دو، سه ساعت در وادی السلام می نشینند. با خود گفتم: انسان باید زیارت کند و برگردد و به قرائت فاتحه ای روح مردگان را شاد کند؛ کارهای لازم تر هم هست که باید به آنها پرداخت.این اشکال در دل من بود اما به احدی ابراز نکردم، حتی به صمیمی ترین رفیق خود از شاگردان استاد.
    مدت ها گذشت و من هر روز برای استفاده از محضر استاد به خدمتش می رفتم، تا آنکه از نجف اشرف عازم بر مراجعت به ایران شدم ولیکن در مصلحت بودن این سفر تردید داشتم؛ این نیت هم در ذهن من بود و کسی از آن مطلع نبود. شبی بود می خواستم بخوابم، در آن اتاقی که بودم در طاقچه پایین پای من کتاب بود، کتابهای علمی و دینی؛ در وقت خواب طبعاً پای من به سوی کتابها کشیده می شد. با خود گفتم برخیزم و جای خواب خود را تغییر دهم، یا نه لازم نیست؛ چون کتابها درست مقابل پای من نیست و بالاتر قرار گرفته، این هتک احترام به کتاب نیست.در این تردید و گفتگوی با خود بالأخره بنا بر آن گذاشتم که هتک نیست و خوابیدم. صبح که به محضر استاد مرحوم قاضی رفتم و سلام کردم، فرمودند: علیکم السلام، صلاح نیست شما به ایران بروید و پا دراز کردن به سوی کتابها هم هتک احترام است. بی اختیار هول زده گفتم: آقا! شما از کجا فهمیده اید، از کجا فهمیده اید؟! فرمود: از وادی السلام فهمیده ام! »

    خداوند این مرد الهی را مشمول رحمت خاصه خودش فرماید و ما را نیز به دست عارفی کتل طی کرده بسپارد تا به دست او به اخلاقیات ملائک متادب گردیم.الهی آمین



    حضرت علامه در رباعی زیبایی میفرمایند:

    سرمایه راهرو حضور و ادب است

    انگاه یکی همت و دیگر طلب است

    ناچار بود راهرو این چار اصول

    ورنه به مراد دل رسیدن عجب است

    مولوی در این باره چه زیبا سروده:

    از خدا جوییم توفیق ادب

    بی ادب محروم شد از لطف رب

    بی ادب تنها نه خود را داشت بد

    بلکه آتش بر همه آفاق زد



    در پایان هم مطالبی را در مورد ادب مع الله از شرح دیوان استاد برای شما سروران به عنوان حسن ختام ذکر میکنیم تا انشا الله جرقه ای باشد برای مراجعه شما دوستان به این دیوان اشعار ( دفتر دل) با ارزش.



    حضرت علامه حسن زاده آملی در بخش ادب مع الله از حضرت آيه الله آقا محمد حسن الهى طباطبايى نقل مى فرمايد كه فراوان مرا توصيه به مراقبت و حضور و ادب مع الله و محاسبه نفس مى فرمود.
    گرت حفظ ادب باشد مع الله



    شوى از سر سر خويش آگاه


    در بيت بيست و يكم گفته آمد كه : ترا خود سر سر تو است قاضى . شايد كسى بپرسد كه چگونه مى شود از سر سر خويش آگاه شد؟ جواب اين است كه با مراعات ادب مع الله مى شود به اين امر مهم دست يافت .
    ادب الله :
    اين بيت ناظر است به حديثى منقول از عيسى روح الله كه فرمود:لا تقولوا العلم فى السماء من يصعد فياتى به و لا فى تخوم الارض من تنزل فياءتى به ، العلم مجبول فى قلوبكم تادبوا بين يدى الله بآداب الروحانيين و تخلقوا باخلاق الصديقين يظهر من قلوبكم حتى يعطيكم و يغمركم .
    ادب مع الله تعالى به اقتداء به آداب او و آداب پيامبرش صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام است و اين اقتدا همان عمل به طاعت او و حمد خداوند در سختى ها و صبر بر بلا است .
    ادب مع الله را در عرفان و نزد عرفاى بالله جايگاه خاص است كه برگرفته شده از لسان اولياى الهى و سفراى خداوند است .
    از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: ادبنى ربى و احسن تاءديبى :عبد در ادب مع الله ، كمالات را به حق اسناد مى دهد و نقائص ‍ را به خويش ؛ كه در اين صورت حق سپر عبد در كمالات مى شود و عبد سپر حق در نقائص مى گردد.لا فرق بينك و بينها الا انهم عبادك و خلقك

    از مراقبت و دوام آن و از حياء نسبت به حق تعالى ، ادب مع الله حاصل مى شود اين ادب مع الله علت مى شود براى توجه عبد به سرائر وجوديش كه يوم تبلى السرائر وى قيام مى كند، تا از آنچه در سر سر خود دارد آگاهى يابد. (در مورد ادب مع الله به لطيفه 120 مآثر آثار ج 2 و جلد ششم تفسير قيمه الميزان ذيل كريمه 116 از سوره مائده مراجعه بفرماييد(.
    بر آن مى باش تا با او زنی دم
    چه مى گويى سخن از بيش و ازكم


    ادب مع الله اقتضا مى كند كه از او جز او را نخواهى كه اين عبادت احرار و احباب است ، مثل دعاى سحر كه در آن بها و جمال و جلال و عظمت و نور و رحمت و علم و شرف است و حرفى از حور و غلمان نيست كه اگر بهشت شيرين است ، بهشت آفرين شيرين تر است .
    متاءدب به آداب الهى را مقام رضا است كه پسندد آنچه را جانان پسندد در ادب مع الله بايد فرق بين ايجاد و اسناد را نهاد كه ايجاد از ذات حق تعالى است كه وانه هو اضحك و ابكى و انه هو امات واحيى و انه هو اغنى و اقنى ولى بايد اسناد به عبد باشد كه )) بحول الله و قوته (( است اما )) اقوم واقعد ((.
    و عمده در ادب با خدا امر وقايه است كه )) الخير بيديك و الشر ليس اليك (( عبد خود را وقايه حق تعالى قرار دهد تا به تقواى خاص متصف شود كه اتقاى از اسناد كمالات و افعال و صفات به خودشان است .
    از حضرت خليل حق بشنو:
    الذى خلقنى فهو يهدين و الذى هو يطعمنى و يسقين ، و اذا مرضت فهو يشفين كه بيمارى را به خود نسبت مى دهد و شفا و هدايت و اطعام و سقى و امانة و احيا را به حق تعالى .
    از حضرت يونس عليه السلام بيآموز كه فرمود :لا اله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمين
    چنانكه هيچ امرى بى سبب نيست
    حصول قرب را غير ادب نيست


    سبب حصول قرب الى الله همان ادب با خدا است ، زيرا ادب مع الله موجب مراعات حدود شرعيه الهى مى گردد و اين مراعات موجب قرب مى گردد كه قرب ، وصال را در پى دارد.
    و اين قرب موجب مى شود كه عبد به تقواى اخص از كمال برسد كه اتقاى از اثبات وجود غير با حق سبحانه به حسب ذات و صفت و فعل است كه قبل از وصول به مقام جمع است .
    ادب آموز نبود غير قرآن
    كه قرآن ماءدبه است از لطف رحمان


    ناظر به حديث شريفى است كه جناب سيد مرتضى علم الهدى در امالى از حضرت رسول الله صلى الله عليه و آله نقل كرده است : ان هذا القرآن ماءدبه الله فتعلموا ماءدبته ما استطعتم و ان اصفر البيوت لبيت - لجوف خ ل - اصفر من كتاب الله
    ماءدبه به كسر دال فرهنگستان و ادبستان است ادب نگاهداشت حد هر چيز است و تقويم راست و درست ايستاندن است يعنى قرآن براى ادب و تقويم انسان است .
    از اين ادب و دستور الهى ادب فرا بگيريد و حد انسانى خودتان را حفظ كنيد و نگاه بداريد و بدين دستور خودتان را راست و درست به بار بيآوريد و به فعليت برسانيد.



    والسلام علیکم


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    500
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    هو



    نظر شما دوستان چیه؟؟؟؟؟؟؟


    اهمیت ادب نگه داشتن در پیشگاه حق چقدره؟؟؟؟

    ایا خودتون رو مودب میدونید؟؟؟؟/


    نظراتتون رو برای استفاده دوستان بنویسید

    فی امان الله


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    500
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0





    گرت حفظ ادب باشد مع الله

    شوى از سرسر خويش آگاه


    بر آن مى باش تا با او زنى دم

    چه ميگويى سخن از بيش و از كم


    چنانكه هيچ امرى بى سبب نيست

    حصول قرب را غير ادب نيست


    ادب آموز نبود غير قران

    که قران مادبه است از لطف رحمان


    بيازين مادبه بر گير لقمه

    نيابى خوشتر از اين طعمه طعمه


    طعام روح انسان است قران

    طعام تن بود از آب و از نان


    نگر در سوره رحمن كه انسان

    بود در بين دو تعليم رحمان


    گر انسانى بقرانى معلم

    بيان تست رحمانى مسلم


    لبانت را گشا تنها بيادش

    هر آنچه جز بيادش ده ببادش


    چو مردان حقيقت باش يك رو

    خدا گو و خدا جو و خدا جو


    سقط گفتن چو بر تو چيره گردد

    تر آئينه دل تيره گردد


    چو دل شد تيره آثار تو تيره است

    چو سر باب و فرزند و بنيره است


    اگر اندر دلت ريب و شكى نيست

    صراط مستقيم بيش از يكى نيست


    ترا قران بدين آيين اقوم

    هدايت مى كند و الله اعلم



    دفتر دل

    علامه حسن زاده آملی

    ویرایش توسط (bidel) : ۱۳۸۸/۰۸/۲۵ در ساعت ۱۶:۰۹


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    500
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    الهی ! به حقّ خودت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرينت نورم ده .



    حيا در حضور خدا

    روايت است كه روزى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نزد چوپان گوسفندانش ‍ رفت ، (حضرت مشاهده نمود كه ) چوپان ، لباسش را درآورده بود. چون پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را ديد، لباسش را بر تن نمود. حضرت صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: ((برو! ما نيازى به چوپانى تو نداريم ، چون ما خاندانى هستيم كه كسى را كه ادب خدا نگاه ندارد و در خلوت از او حيا ننمايد، به كار نمى گيريم )).


    منبع: رساله لقاء الله ، ص 194 - 193.


    دار حضور و ادب همت و انگه طلب

    وقف مر این چار کن یکسره اوقات را

    هیچ

  6. تشکرها 2


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    500
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اوصاف اولياء الله

    رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: ((هر كس خدا و عظمت او را بشناسد، دهانش را از سخن ، و شكمش را از طعام ، باز دارد و خود را به نماز و روزه مشغول سازد)).
    پس مردم گفتند: پدر و مادرمان به فدايت ! اى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ! آيا اين گونه اشخاص ، از اولياى خدايند؟

    فرمود: ((اولياى خدا سكوت كنند، و سكوتشان تفكر باشد، و سخن گويند و سخنشان ذكر باشد، و نظرشان عبرت است ، و نطق كنند نطقشان حكمت باشد. راه رفتنشان ميان مردم بركت است . اگر خداى براى آنان اجلى مقرّر نفرموده بود، از ترس عذاب و شوق به ثواب ، ارواحشان در اجسادشان نمى گنجيد)).

    منبع: رساله لقاءالله ، ص 198.




    مراعات کننده نکات فوق مودب است به اداب الهی.

    هیچ

  8. تشکرها 2


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    500
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    الهی، دست با ادب دراز است و پای بیادب؛ «یا باسطَ الیَدَیْنِ بالرَحمه، خُذ بِیَدی »
    هیچ


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    11,935
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    33 روز 6 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    406
    آپلود
    94
    گالری
    278




    مولا علی (ع) :

    ای مومن ! علم و ادب قیمت و بهای توست ، پس در به دست آوردن آنها تلاش کن ، هرچه علم و ادب تو زیادتر گردد ارزش و عظمت تو بیشتر میشود ، توسط علم و آگاهی به طرف خدا راهنمایی میشوی و به واسطه ادب بهتر میتوانی در خدمت پروردگارت قرار گیری و بنده به واسطه ادب خدمت میتواند ولایت و قرب الهی را به دست آورد ، پس نصیحت را بپذیر تا از عذاب الهی نجات یابی.

    مشکاة الانوار ، روضة الواعظین


    ماهی ها از تلاطم دریا به خدا شکایت بردند

    و

    چون دریا آرام شد خود را اسیر تور صیادان یافتند.

    تلاطم های زندگی حکمتی از جهان هستی است...

    پس از خدا بخواهیم دلمان آرام باشد نه اطرافمان



  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    500
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط niyayesh نمایش پست

    مولا علی (ع) :

    ای مومن ! علم و ادب قیمت و بهای توست ، پس در به دست آوردن آنها تلاش کن ، هرچه علم و ادب تو زیادتر گردد ارزش و عظمت تو بیشتر میشود ، توسط علم و آگاهی به طرف خدا راهنمایی میشوی و به واسطه ادب بهتر میتوانی در خدمت پروردگارت قرار گیری و بنده به واسطه ادب خدمت میتواند ولایت و قرب الهی را به دست آورد ، پس نصیحت را بپذیر تا از عذاب الهی نجات یابی.

    مشکاة الانوار ، روضة الواعظین
    سلام علیکم

    بسیار زیبا بود

    ممنون و متشکرم

    هیچ


  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331

    ღ•*♥*•ღ ادب در گفتار ღ•*♥*•ღ




    بسمه تعالی

    موضوع:


    ღ•*♥*•ღ ادب در گفتار ღ•*♥*•ღ


    إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى‏ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظِيمٌ (سوره حجرات آيه 3)


    همانا كسانى كه نزد پيامبر (از روى ادب و احترام) صدايشان را پايين مى‏آورند، آنان كسانى هستند كه خدا دلهايشان را براى (پذيرش) تقوا آزمايش (و آماده) كرده وآمرزش وپاداش بزرگ مخصوص آنها است.



    اين آيه ادب سخن گفتن با رسول خدا را بيان مى‏كند، در اينجا مناسب است به دستوراتى كه اسلام براى نوع سخن و گوينده و چگونگى بيان او دارد، اشاره كنيم:


    1. سخن بايد واقعى و حقيقى باشد. «بِنَباءٍ يَقين»(1)

    2. گفتار بايستى دل پسند باشد. «الطّيّب مِن القَول»(2)

    3. سخن بايد رسا و شفّاف باشد. «قَولاً بَليغاً»(3)

    4. گفتار بايد نرم بيان شود. «قولاً لَينّاً»(4)

    5. سخن بايد بزرگوارانه بيان شود. «قَولاً كريماً»(5)

    6. سخنى باشد كه پذيرش و عمل آن آسان باشد. «قَولاً مَيسوراً»(6)

    7. در گفتار هيچ گونه لغو و باطلى نباشد. «اِجتَنِبوا قَول الزّور»(7)، «عن اللَّغو مُعرضون»(8)

    8. گفتار بايد همراه با كردار باشد وگرنه قابل سرزنش است. «لِمَ تَقولون مالا تَفعلون»(9)


    ------------

    1) نمل، 22.
    2) حج، 24.
    3) نساء، 63.
    4) طه، 44.
    5) اسراء، 23.
    6) اسراء، 28.
    7) حج، 30.
    8) مؤمنون، 3.
    9) صفّ، 2.


    برگرفته از کتاب پرتویی از نور مولف : حجت الاسلام قرائتی



    ادب مع الله یکی از واجبات سیر و سلوک ( مهم بخولنید)



  13. تشکرها 3


  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    تصوری که پیامبران،ائمه اطهار علهیم السلام و اولیاءالله نسبت به ذات اقدس اله دارند با آن چه بعضی از مردم دارند بسیار متفاوت است. این تفاوت را می توان در نحوه تکلم و دعای ایشان با خداوند متعال دریافت. در نظر ایشان خداوند به عنوان خالق و رب انسان فاعل تام بوده و هرآن چه به عنوان عیوب و نواقص تلقی می باشد، مربوط به قابلیت انسانهاست. هم چنین ضمن دعا ایشان کمال ادب را در مقابل خدا رعایت کرده و با علم و معرفت به مقام خدا از او درخواست می نمایند.در آیات کریمه قرآن می توان ادب فراوان این بزرگان را نسبت به خداوند دریافت:
    سوره مبارکه مریم
    ذِكْرُ رَحْمَةِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا «2» إِذْ نَادَى رَبَّهُ نِدَاء خَفِيًّا «3» قَالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَاشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْبًا وَلَمْ أَكُن بِدُعَائِكَ رَبِّ شَقِيًّا «4» وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوَالِيَ مِن وَرَائِي وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا فَهَبْ لِي مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا «5»

    ياد رحمت پروردگارت بر بنده اش زكرياست«2» هنگامي كه پروردگارش را با دعايى پنهان خواند«3»گفت: پروردگارا! به راستى استخوانم سست شده و (موىِ) سرم از پيرى سپيد گشته و پروردگارا هيچ گاه درباره دعا به پيشگاهت محروم و بى بهره نبودم«4» و همانا من پس از خود از خويشاوندانم بيمناكم و همسرم نازا بوده است، پس مرا از سوى خود فرزندى عطا كن«5»
    در مورد آیه 3 بعضى گفته اند:عنايت در تعبير به نداء اين است كه حضرت زكريا خود را از خدا دور تصور كرده و خواسته است رعايت اين ادب را بكند كه گناهان و بديهايش او را از خدا دور كرده است، همچنان كه حال هر كسى كه از عذاب خدا بترسد همينطور است كه خود را دور مى بيند.
    در آیه بعد در بیان حضرت زکریا كلمه «رب» جلوتر آورده شده که براى استرحام بوده و خواسته در مقدمه دعا، درياى رحمت خدا را به خروش آورد و بعد دعا كند.
    از «قال رب إنی...» تا «وکانت امرأتی عاقرا» آن جناب براى دعاى خود زمينه چينى هايى كرده است که به دو بخش بر مى گردد: اول اينكه خداى عز و جل او را در طول زندگيش ‍ و تا روزى كه پيرى سالخورده شده به استجابت دعا عادت داده . دوم اينكه او از ورثه بعد از مرگش مى ترسد، چون همسرش عاقر است. (ترجمه تفسیر شریف المیزان؛ جلد 14) پس از زمینه چینی ایشان دعای خود را بیان می کند که «فهب لی من لدنک ولیا».
    ملاحظه می شود که این خواسته به شیوه تحکمی نبوده واز خدا در خواست بخشش ولی از نزد خودش به او شده است.



    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود