صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: کنترل زبان یکی از مهمترین مسائل در سیر و سلوک ( مهم مهم مهم)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    500
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0

    کنترل زبان یکی از مهمترین مسائل در سیر و سلوک ( مهم مهم مهم)




    کلام

    شیخ طوسی از پیامبر اکرم (ص) نقل میکند که آن حضرت فرمودند:

    ( در غیر یاد خدا زیاد سخن نگویید زیرا سخن زیاد در غیر یاد خدا سبب قساوت قلب میشود چه اینکه دورترین مردم از خدا کسی است که قساوت قلب داشته باشد)

    جناب آقای علی محیطی در کتاب صراط سلوک در مورد مجلس درس حضرت علامه میفرمایند:

    ((حضرت استاد (دام عزه) به حق عامل به این دستور العمل هستند سنجیده و کم ولی عمیق سخن میگفتند. در درس از سخنان حاشیه ای و زینت بخش پرهیز می نموده و گزیده گوی بودند و نغز پرداز و حقیقتا مصداق این شعر که:

    کم گوی و گزیده گوی چون در تا ز اندک تو جهان شود پر

    یکی از درسهای بزرگی که از سال ها حضور در محضر حضرت استاد علامه حسن زاده آملی(دام عزه العالی) گرفتیم سکوت و کم گویی ایشان بود با آمدن حضرت استاد به محل درس هاله ای از سکوت بر مجلس حکم فرما می شد و تا آغاز رسمی درس این چند دقیقه مجلس سکوت بود.))

    حضرت استاد میفرمایند: دهان باب الله است صادرات و وارداتش را کنترل کنید دهان گوش جان است سعی کنید چانه تان را عقل بچرخاند.( صراط سلوک)

    دوستان ما باید صمت(سکوت) رو بیاموزیم همونطور که سخن گفتن رو یاد گرفتیم. چرا هر چیزی و که به ذهنمون میاد به زبون میاریم تو روایات اومده که کسی که حرف زیاد میزنه خطا و اشتباهش هم زیاد میشه و کسی که اشتباهاتش زیاد بشه دلش میمیره.

    تا الان اگه دل خودمون رو نکشته باشیم جای شکر داره. هر کلام بیهوده که از دهان خارج میشه عبد رو تو 5 توقفگاه متوقف میکنه. دیگه خودتون از پرسش و پاسخ های اون توقفگاه ها انشا الله آگاهید.

    حضرت آقا در مورد استاد خودشان مرحوم علامه طباطبایی (قدس سره) میفرمودند که هرگاه کسی با ایشان به مسافرت میرفت تا از حضرت علامه سوالی نمی کرد علامه با احدی سخن نمی گفت.(صراط سلوک)

    روزی حضرت استاد ( دام عزه) در محفل درس فرمودند:

    یکی از دوستان میگفت در مراقبتی که داشتم مکاشفه ای روی داد به حضور حضرت رسول الله العظم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) شرفیاب شدم از آن حضرت ذکر خواستم فرمودند: من به شما ذکر سکوت میدهم.( نکته 320 کتاب هزار و یک نکته و انسان در عرف عرفان ص 26 )



    سروران من همه ما آرزو داریم خدمت یک عارف واصل برسیم و ازش دستور العمل بگیریم. از پیامبر که بالا تر نداریم اگه دستور العمل میخواید همین جمله پیامبر کافیه . سکوت و سکوت.اللهم ارزقنا

    سکوت باعث میشه انسان توجهش از دیگران به خودش متمرکز بشه و به جای دیدن عیوب دیگران عیب های خودش و بشناسه و در صدد اصلاح بر بیاد.



    حضرت امام خمینی نیز تو یکی از دستور العمل هایشان فرمودند:

    ((دخترم ! آفات زیاد بر سر راه است . هر عضو ظاهر و باطن ما آفتها دارد که هر یک حجابی است که اگر از آنها نگذریم به اول قدم سلوک الی الله نرسیدیم ....

    به بعض آفات این عضو کوچک واین زبان سرخ که سرسبز بر باد دهد و آن گاه که ملعبه شیطان است و آلت دست او جان و روح و فواد را تباه کند اشاره می کنم :ازاین دشمن بزرگ انسانیت و معنویت غافل مشو. گاهی که در جلسات انس با دوستان هستی خطاهای بزرگ این عضو کوچک را آن قدر که می توانی شمارش کن و ببین با یک ساعت عمر توکه باید صرف جلب رضای دوست شود چه می کند و چه مصیبتها به بار می آورد که یکی از آنها: غیبت برادران و خواهران است ....



    دخترم ! نگاهی کوتاه به آنچه درباه غیبت و آزار مومنین و عیب جویی و کشف سر آنان و تهمت آنان وارد شده دلهایی را که مهر شیطان بر آنها نخورده می لرزاند و زندگی را برانسان تلخ می کند.

    اینک برای علاقه ای که به تو و احمد دارم توصیه می کنم از آفات شیطانی خصوصا آفتهای بسیار زبان خودداری کنید و همت به نگهداری آن کنید.البته در آغاز قدری مشکل است لکن با عزم واراده و تفکر در پی آمدهای آن آسان می شود.از تعبیر بسیار تعبیر کننده سرزنش دهنده قرآن کریم عبرت بگیر که می فرماید :

    ولا یغتب بعضکم بعضا ایحب احدکم ان باکل لحم اخیه میتا.))



    کلام امام آنقدر واضح هست که احتیاج به هیچ توضیحی نداره . بهتره از مرحوم آیت الله مجتهدی هم یادی کنیم که بنده در زمان حیاتشون خیلی نسبت به ایشون ارادت داشتم.

    قسمتی از درس اخلاق آیت الله مجتهدی:

    (( ‏صمت يعني سكوت. حرف‏هايي كه فايده ندارد، نزن. روايت شده است كه در ‏جنگ احد، يكي از اصحاب پيامبر اسلام (صلي‏الله‏عليه‏وآله) پسري داشت كه ‏شهيد شد، و آن پسر از گرسنگي سنگي را به شالي بسته و به شكم خود ‏محكم بسته بود (تا كمتر احساس ضعف و گرسنگي كند) و چون مادر بر ‏شهادت او مطلع شد، بر بالين او آمده و نشست و خاك از رخسار او پاك مي‏كرد ‏و مي‏گفت: اي پسرم! بهشت بر تو گوارا باد. حضرت رسول (صلي‏الله‏عليه‏وآله) ‏فرمودند: تو چه مي‏داني كه مي‏گويي بهشت بر او گوارا باد (شايد اهل بهشت ‏نباشد). شايد عادت به سخنان بي‏فايده داشته است.

    خداوند متعال مي‏فرمايد: «ما يَلفِظُ مِن قَولٍ إلا لَدَيهِ رَقيبٌ عَتِيدٌ»؛ هيچ ‏كلامي از دهان شما بيرون نمي‏آيد، مگر اين كه نگهباني آماده است و آن را ‏ضبط مي‏كند.‏

    نقل مي‏كنند: طلبه‏اي از دنيا رفت، چون او را در خواب ديدند، پرسيدند: حالت ‏چطور است؟. او گفت: مواظب اعمال و گفته‏هاي خود باشيد؛ زيرا حساب و كتاب ‏خدا بسيار دقيق است. يك روز كه باران مي‏باريد، من گفتم: به به عجب باران ‏به موقعي! هنوز سر آن يك جمله گرفتارم و به من مي‏گويند: مگر ما باران ‏بي‏موقع هم داشته‏ايم؟‏



    حضرت علي (عليه‏السلام) فرمودند: «ايّاكَ وَ فُضُولَ الكَلامِ فَإنَّه يُظهِرُ مِن عُيُوبِكَ ‏ما بَطَنَ وَ يُحَرِّكُ عَلَيكَ مِن أَعدائِكَ ما سَكَنَ»؛از حرف زائد و بيهوده دوري كن؛ ‏چرا كه عيوب پنهان تو را آشكار مي‏كند و دشمنان تو را، كه با تو كاري ندارند، بر ‏عليه تو تحريك مي‏كند.‏

    وقتي ما طلبه بوديم، همين كه چند نفر جمع مي‏شديم، هم مباحثم مرحوم ‏حاج شيخ محمود تحريري مفاتيح را دست يكي از رفقا كه صداي خوبي داشت، ‏مي‏داد و مي‏گفت: از مناجات خمسه عشر بخوان. اين مناجات باعث مي‏شد ‏كه از سخنان بيهوده خودداري كنيم.‏

    شخصي نزد آيت الله العظمي سيد احمد خوانساري (ره) آمد و يك ساعت با ‏آقا صحبت كرد. آقا فقط با يك بله جواب او را دادند. بعضي علوم هستند كه ‏جز از راه سكوت نمي‏شود به آن‏ها رسيد. غرض اين كه حرف‏هاي زائد را از ‏كلامت خارج كن و هر حرفي را كه نمي‏داني، نگو و آن چه را هم مي‏داني، ‏همه‏اش را نگو و ضمنا به هر كس هم نگو. مخفي نماند كه سخن گفتن ‏بي‏فايده وقتي است كه سخني بگويي كه اگر آن را نگويي، ضرري به دين و ‏دنياي تو نمي‏رسد و گفتن آن نيز نفعي براي هيچ كس نداشته باشد.‏))

    خداوند متعال این مرد عرشی و رحمت کنه . رفقا لطف کنند فاتحه ای برای روح آن بزرگوار قرائت کنند که انشا الله دعای خیر آن بزرگوار شامل حال همه ما بشه .

    علماي اخلاق گفته اند: زبان پربرکت ترين عضو بدن، و مؤثرترين وسيله طاعت و هدايت و اصلاح است ، و در عين حال خطرناکترين و پرگناهترين عضو بدن محسوب مي شود، تا آنجا که حدود سي گناه کبيره از همين عضو کوچك صادر مي گردد.

    قانون طبیعت اینجوریه که اون چیزی که ما رو زودتر به اعلی علیین میرسونه همون چیز هم زودتر ما رو به اسفل سافلین سقوط میده. تنها عقل میتونه از این شمشیر دو لبه خوب استفاده کنه.

    چند حدیث زیبا هم برای زینت بخشی مبحث برای دوستانم مینویسم انشا الله که عامل باشیم.

    در حديثي از پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله مي خوانيم: لا يستقيم ايمان عبد حتي يستقيم قلبه و لايستقيم قلبه حتي يستقيم لسانه: ايمان هيچ بنده اي از بندگان خدا به راستي نميگرايد مگر اينكه قلبش مستقيم گردد، و قلبش مستقيم نمي شود مگر اينكه زبانش درست شود.

    حديث ديگري از همان حضرت صلي الله عليه و آله آمده است: المسلم من سلم المسلمون من لسانه و يده؛ مسلمان آني است که مسلمانان از دست و زبان او آسوده باشند.

    سرورانم به این حدیث زیبا خوب دقت کنید و از ظاهر این حدیث عرشی به سر و باطنش دست پیدا کنید و در ظاهرش نمونید.

    از امام سجاد عليه السلام آمده است که زبان هر انساني همه روزصبح از اعضاي ديگر احوالپرسي مي کند و مي گويد: کيف اصبحتم؟! چگونه صبح کرديد؟ همه آنها درپاسخ اين اظهار محبت زبان مي گويند: بخير ان ترکتنا؛ حال ما خوب است اگر تو بگذاري! سپس اضافه مي کنند: تو را به خدا سوگند ما را رعايت آن، انما نثاب بك و نعاقب بك؛ ما به وسيله تو ثواب مي بينيم و يا مجازات مي شويم.

    پیامبر عظیم الشان اسلام به خوبی از تاثیر گذاری سخن در سعادت و شقاوت سالکان اطلاع داشتند و بر همین اساس وصیت همیشگیشون این بود:

    ما جلس رسول الله صلي الله عليه و آله علي هذا المنبر قط الا تلا هذه الاية: يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله وقولوا قولا سديدا؛ هرگز پيامبر بر منبرش ننشست مگر اينكه اين آيه را تلاوت فرمود: اي کساني که ايمان آورده ايد تقواي الهي را پيشه کنيد و سخن حق و درست بگوئيد.

    در حديثي از پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله مي خوانيم:

    خداوند متعال به فرزندان آدم مي گويد:

    يابن آدم! ان نازعك لسانك فيما حرمت عليك فقد اعنتك عليه بطبقتين فاطبق، و ان نازعك بصرك الي بعض ما حرمت عليك فقد اعنتك عليه بطبقتين فاطبق...؛

    اي فرزند آدم! اگر زبانت خواست تو را وادار به حرام کند، من دو لب را براي جلوگيري از آن در اختيار تو قرار داد ه ام، لب را فرو بند، و اگر چشمت بخواهد تو را به سوي حرام ببرد من پلكها را در اختيار تو قرارداده ام، آنها را فرو بند!...

    اين داستان نيز از لقمان معروف است ، در آن هنگام که به صورت برده اي براي آقايش کار مي کرد، روزي به او گفت: گوسفندي براي من ذبح کن و دو عضو که بهترين اعضاي آنست براي من بياور.

    او گوسفندي را ذبح کرد و زبان و دل آن را براي وي آورد.

    چند روز ديگر همين دستور را به او داد منتها گفت، دو عضو که بدترين اعضاي آن است براي من بياور لقمان بار ديگر گوسفندي را ذبح کرد و همان زبان و دل را براي او آورد، او تعجب کرد و از اين ماجرا سؤال کرد، لقمان در پاسخ گفت: قلب و زبان اگر پاك باشند از هر چيز بهترند، و اگر ناپاك شوند از همه چيز خبيثتر و بدتر!

    حضرت علي عليه السّلام فرمود:

    ...و در ميان عبادات و طاعاتي که از اعضاء و جوارح انسان سر مي زند عبادتي کم زحمت تر و در عين حال گرانبهاتر نزد خدا از سخن وجود ندارد البته در صورتي که کلام براي رضاي خدا و به قصد بيان رحمت و گسترش نعمتهاي او باشد، زيرا بر همه مشهود است که خداوند ميان خود و پيامبرانش جهت کشف اسرار و بيان حقايق و اظهار علوم پنهاني خود چيزي را جز کلام واسطه قرارنداده و وحي و تفهيم مطالب به وسيله کلام صورت گرفته است، چنانكه ميان پيامبران و مردم نيزوسيله اي جز سخن براي ابلاغ رسالت وجود ندارد. از اينجا روشن مي شود که سخن بهترين وسيله وظريف ترين عبادت است و همچنين هيچ گناهي نزد خداوند سنگين تر و به کيفر نزديكتر و پيش مردم نكوهيده تر و ناراحت کننده تر از سخن نيست.

    اصولا يكي از نشونه هاي انسان عاقل آن است که بيجا سخن نميگه، زيرا زبون بيان کننده ميزان عقل آدميه، چنانكه اميرمؤمنان عليه السّلام فرمود:

    «. تَكلّمُوا، تُعْرَفُوا فإنَّ الْمرْءَ مخْبوءٌ تحْت لِسانِهِ »

    سخن بگوييد تا شناخته شويد چرا که انسان در زير زبان خود پنهان است.

    و به قول شاعر:

    تا مرد سخن نگفته باشد عيب و هنرش نهفته باشد

    به هر حال، انسان عاقل و دورانديش اول فكر مي کنه بعد سخن مي گه.

    اميرمؤمنان عليه السّلام فرمود:

    «. لسانُ الْعاقل وراءَ قلْبِهِ و قلْب الْأَحْمق وراءَ لسانِهِ »

    زبان عاقل در پشت قلب او جاي دارد و قلب احمق پشت زبان اوست.

    مرحوم سيّد رضي وقتی که اين جمله رو در نهج البلاغه نقل مي کنه مي فرماید: اين جمله از کلمات شگفت انگيز و پرارزش مولا اميرالمؤمنين عليه السّلام است و مقصود اين است که انسان عاقل زبان خود را پيش از مشورت کردن و انديشيدن به سخن نمي گشايد، ولي احمق قبل از اينكه فكر و انديشه کند سخن مي گويد.

    بنابراين، گويي زبان عاقل دنباله رو قلب اوست ولي قلب احمق از زبانش تبعيت مي کند.

    رفقا اگه در این رابطه زیاد پرچونگی کردم شما ببخشید چون این اصل یکی از مهمترین اصولی هست که باید همه بهش عمل کنیم و هرچی در موردش مطالعه کنیم بازم کمه.

    جمع بندی: کم گوی و گزیده گوی چون در تا ز اندک تو جهان شود پر

    دستور العمل عملی:

    برای کنترل زبان دفتر چه یادداشت کوچیکی و تهیه کنیم و همیشه همراه خودمون نگهش داریم. ساعات شبانه روز رو در سمت راست برگه یادداشت کنیم و ساعت به ساعت از خودمون حساب بکشیم . اگه حتی یک کلمه بیهوده گفتیم خودمون رو بازخواست کنیم و اگه کلام به جا گفتیم خدا رو شکر کنید.

    رفقا برای خودمون یه تنبیه در نظر بگیریم. مثلا بگیم به ازای هر کلام نا مربوط و لغو 10 بار استغفار میکنم یا مثلا 2 رکعت نماز میخونم.

    ببینید زیاد به خودمون فشار نیاریم ولی زیاد هم شل نگیریم.

    تنبیه رو حتما برای خودمون در نظر بگیریم چون تلخی این تنبیه همیشه زیر زبونمون میمونه و باعث میشه بهتر خودمون رو کنترل کنیم.

    اوایل خیلی سخته ولی من قول میدم بعد از 2 الی 3 ماه پیشرفت خیلی خوبی میکنید.

    استقامت یادتون نره.

    و من الله توفیق


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    500
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    هو

    خوب دوستان نظر شما چیست؟؟؟؟

    ایا زبانتان تحت کنترل عقلتون هست؟؟؟؟؟

    ایا تا الان تلاش کردید زبانتون رو کنترل کنید؟؟؟

    خوب حاصل تجربیاتتون رو برای دوستانتون بازگو کنید

    فی امان الله


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    500
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    25- بخوانم از برايت داستانى كه پيش آمد براى من زمانى
    26- شبى در ابروى خويش بستم به كنج خانه در فكرت نشستم
    27- فرو رفتم در آغاز و در انجام كه تا از خود شدم آرام و آرام
    28- بديدم با نخ و سوزن لبانم همى دوزند و سوزد جسم و جانم
    29- بگفتند اين بودكيفر مر آنرا رها سازد به گفتارش زبانرا
    30- چو اندر اختيار تو زبانت نمى باشد بدوزند اين لبانت
    31- از آنحالت چنان بيتاب گشتم كه گويى گويى از سيماب گشتم
    32- زحال خويش ديدم دوزخى را چشيدم من عذاب برزخى را


    دفتر دل


    علامه حسن زاده آملی


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۶
    نوشته
    174
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط m.abdangchi نمایش پست
    هو

    خوب دوستان نظر شما چیست؟؟؟؟

    ایا زبانتان تحت کنترل عقلتون هست؟؟؟؟؟ سعی کردم باشه!

    ایا تا الان تلاش کردید زبانتون رو کنترل کنید؟؟؟ بله فکر کنم هر مسلمانی این کار رو باید بکنه و فقط مربوط به عرفا نیست،اگرچه برای آنها دقیق تره!

    خوب حاصل تجربیاتتون رو برای دوستانتون بازگو کنید راستش تجربه خاصی الان مد نظرم نسیت فقط یه مسئله در مورد من هست :من دوست ندارم آدم کم حرفی باشم!!!!!البته پر حرفی زیاد رو هم دوست ندارم ولی کلا"آدم بگوبخندی هستم ....البته در مورد موارد غیبت و سایر گناهان زبانی حساسم ولی دوست ندارم با دیگران که هستم زیاد سکوت کنم!!!!!بنظر شما اشکال داره؟!

    فی امان الله
    یه سوال دیگه هم دارم:آیا باید حتما"راه عرفان را رفت؟
    منظورم اینه که بدون رفتن از این مسیر نمیشه دل خدا رو بدست آورد؟
    آیا مسیر عرفان برای خانمها و آقایان یکیه؟


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۷
    نوشته
    1,346
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    21
    آپلود
    0
    گالری
    42



    کم گوی و گزیده گوی چون دُُُر ...تا زاندک تو جهان شود پر
    گیرم که بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده ای
    پرواز را علامت ممنوع می زنید
    با جوجه های نشسته در آشیان چه می کنید؟

  7. تشکرها 3


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    500
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط maryam2 نمایش پست
    یه سوال دیگه هم دارم:آیا باید حتما"راه عرفان را رفت؟
    منظورم اینه که بدون رفتن از این مسیر نمیشه دل خدا رو بدست آورد؟
    آیا مسیر عرفان برای خانمها و آقایان یکیه؟:moshtagh:


    سلام علیکم

    راه عرفان راه بندگی است و جز طریق بندگی نمیتوان به رضایت او دست یافت.

    صراط مستقیم انسانی طریق بندگی است و زن و مرد هر دو انساننند و هر دو از یک جا امده و به یم جا رهسپارند.

  9. تشکرها 2


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    500
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    از صحبت اغيار گذشتيم علي الله

    ما از همه جز يار گذشتيم علي الله

    شد وعده ديدار من و يار شب تار

    از خواب شب تار گذشتيم علي الله

    خاکم به سر ار جز به وصالش بنهم سر

    از جنت و از نار گذشتيم علي الله

    از زهد ريايي که بود شيوه ي خامان

    ما سوخته يکباره گذشتيم علي الله

    در اهل زمانه دل بيدار نديديم

    زين مردم بيمار گذشتيم علي الله

    چشم طمع از مال جهان پاک ببستيم

    از اندک و بسيار گذشتيم علي الله

    از حرف نديديم بجز تيرگي دل

    ناچار ز گفتار گذشتيم علي الله

    حق راست انا الحق حسنا گر چو حلاج

    از بيم سر دار گذشتيم علي الله

    آيت الله علامه حسن زاده آملي
    شهريور 1348 هجري شمسي

    ویرایش توسط (bidel) : ۱۳۸۸/۰۸/۲۷ در ساعت ۱۲:۳۱
    هیچ


  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    500
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اوصاف اولياء الله

    رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: ((هر كس خدا و عظمت او را بشناسد، دهانش را از سخن ، و شكمش را از طعام ، باز دارد و خود را به نماز و روزه مشغول سازد)).
    پس مردم گفتند: پدر و مادرمان به فدايت ! اى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ! آيا اين گونه اشخاص ، از اولياى خدايند؟

    فرمود: ((اولياى خدا سكوت كنند، و سكوتشان تفكر باشد، و سخن گويند و سخنشان ذكر باشد، و نظرشان عبرت است ، و نطق كنند نطقشان حكمت باشد. راه رفتنشان ميان مردم بركت است . اگر خداى براى آنان اجلى مقرّر نفرموده بود، از ترس عذاب و شوق به ثواب ، ارواحشان در اجسادشان نمى گنجيد)).

    منبع: رساله لقاءالله ، ص 198.

    هیچ

  12. تشکر


  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    11,935
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    33 روز 6 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    406
    آپلود
    94
    گالری
    278




    ممنون از مطالب مفیدتون

    فکر کنم این تایپیک هم در این رابطه مفید باشه

    ** سکوت آرامبخش خرد * *


    ماهی ها از تلاطم دریا به خدا شکایت بردند

    و

    چون دریا آرام شد خود را اسیر تور صیادان یافتند.

    تلاطم های زندگی حکمتی از جهان هستی است...

    پس از خدا بخواهیم دلمان آرام باشد نه اطرافمان


  14. تشکر


  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    500
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    الهی آن خواهم که هیچ نخواهم

    هیچ

  16. تشکرها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود