جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بر باد رفته !

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    539
    تشکر:
    1
    حضور
    53 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1

    بر باد رفته !




    آرزوهاي بر باد رفته بر باد رفته !
    از نگاه مرحوم نراقي
    بیا كه قصر امل سخت سست بنیاد است
    به فكر باش كه بنیاد عمر بر باد است
    مجو درستى عهد از جهان سست نهاد
    كه این عجوزه، عروس هزار داماد است



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    539
    تشکر:
    1
    حضور
    53 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1



    چون جاهل، اعتماد مى‏كند بر جوانی خود و با وجود دوران جوانی، مرگ خود را دور می پندا‏رد. و بیچاره مسكین ملاحظه نمى‏نماید كه اگر اهل شهرش را بشمارند صد یك آن پیر نیستند و پیش از آمدن زمان پیرى به چنگ گرگ أجل گرفتار گشته‏اند. تا یك نفر پیر می ‏میرد هزار كودك و جوان مرده. و یا تكیه بر صحت حال عمومی خود می نماید و بعید می داند كه مرگ ناگهانی، گریبان او را بگیرد. و غافل می ‏شود از اینكه مرگ ناگهانی چه بعدی دارد. چه بسیار صاحبان بدن قوی كه به مرگ ناگهانی از دنیا رفتند. اگر بر فرض مرگ ناگهانی بعید باشد امّا بیماری ناگهانی كه بعید نیست، و هر مرضى ناگهانی عارض مى‏شود. و چون مرض بر بدن رسید، مرگ استبعاد ندارد.
    پیوند عمر بسته به موئیست هوش دار غمخوار خویش باش، غم روزگار چیست مرگ، پیرى و جوانى نمى‏شناسد. شب و روز نمى‏داند. و سفر و غیر سفر نزد او یكسان است. بهار و خزان و زمستان و تابستان، برای او تفاوت نمى‏كند. نه آن را وقتى است خاص، و نه زمانى است مخصوص.
    ناگهان بانگى برآمد خواجه مرد.
    و جاهل از این‏ها غافل. هر روز چندین تابوت طفل و جوان را مى‏برند و به تشییع جنازه دوستان و آشنایان مى‏روند و جنازه خود را هیچ به یاد نمی آورند.‏



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    539
    تشکر:
    1
    حضور
    53 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1



    محبّت دنیاى پست و أنس به لذتهای گذرا است، زیرا انسان چون انس به شهوات و لذّات گرفت و در دل او دوستى مال و منال و أولاد و عیال و خانه و مسكن و املاك و مركبها(وسایل نقلیه) و غیر این‏ها جای گیر شد، و جدایی از آنها بر او دشوار گردید دل او به زیر بار فكر مردن نمى‏رود. و از تصوّر مرگ خود، نفرت مى‏كند. و اگر گاهى به خاطر او خطور كند خود را به فكر دیگر مى‏اندازد. و از مشاهده كفن و كافور كراهت مى‏دارد. بلكه دل خود را پیوسته به فكر زندگانى دنیا مى‏اندازد. و خود را به امید و آرزو تسلّى مى‏دهد. و از یاد مرگ غفلت مى‏ورزد. و تصوّر نزدیك رسیدن آن را نمى‏كند. و اگر احیانا یاد آخرت و اعمال خود افتاد و مردن خود را تصوّر نمود، نفس أمّاره و شیطان او را به وعده فریب مى‏دهد.
    پس مى‏گوید كه: امر پروردگار دراز است و هنوز تو در اوّل عمرى، حال چندى به كامرانى و خوشگذرانی و جمع اسباب دنیوى مشغول باش تا بزرگ شوى در آن وقت توبه كن و مهیّاى كار آخرت شو. چون بزرگ شد گوید: حال جوانى، هنوز كجاست تا وقت پیرى، چون پیر شوى توبه خواهى كرد و به اعمال صالحه خواهى پرداخت. و اگر به مرتبه پیرى رسید با خود گوید: ان شاء اللّه این خانه را تمام كنم، یا این مزرعه را آباد نمایم، یا این پسر را داماد كنم، یا آن دختر را برایش بگیرم بعد از آن دست از دنیا مى‏كشم و در گوشه‏اى به عبادت مشغول مى‏شوم. و هر شغلى كه تمام مى‏شود باز شغلى دیگر روى مى‏دهد. و همچنین هر روز را امروز و فردا مى‏كند تا ناگاه مرگ، گلوى او را بى‏گمان مى‏گیرد و وقت كار مى‏گذرد.



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    539
    تشکر:
    1
    حضور
    53 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1



    او را در قبر تنهابر باد رفته ! خواهند گذاشت و به میان مال و اسباب اندوخته او خواهند افتاد. بر باد رفته !بر باد رفته !
    این سیل متّفق بكند روزى این درخت وین باد مختلف بكشد روزى این چراغ و تأمّل كند كه شاید تخته تابوت او امروز در دست نجّار باشد. یا كفن او از دست گازر (رختشوى‏) بر آمده باشد. و خشت لحد او از قالب در آمده باشد. پس چاره در كار خود كند و با خود گوید:
    كاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش كى روى ره، ز كه پرسى، چه كنى، چون باشى‏ بر باد رفته !بر باد رفته !



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    185
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    گاه انقدر خدا نزدیک است

    ...و حضورش را حس می کنیم

    که تمام هستی...مثل یک نقاشی کمرنگ

    در میان مه گم می شود...

    یاد آن ایام بخیر...


    از انسانها غمي به دل نگير؛ زيرا خود نيز غمگين اند؛ با آنکه تنهايند ولي از خود ميگريزند زيرا به خود و به عشق خود و به حقيقت خود شک دارند؛ پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند...!


    **دکتر علي شريعتي**


    Don’t be upset from people, because they are upset too, they are alone but they run away from themselves because they are in doubt about themselves & about their love &their fact, so love then even when they don’t love you…

  7. تشکرها 5


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    185
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ببینید چه جمله هایه قشنگین

    زندگی در اوج درد یعنی مبارزه...بر باد رفته !

    شادی در اوج غم یعنی توکل...بر باد رفته !
    و شکر گذاری در اوج رنج یعنی ایـــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــمان...بر باد رفته !

    از انسانها غمي به دل نگير؛ زيرا خود نيز غمگين اند؛ با آنکه تنهايند ولي از خود ميگريزند زيرا به خود و به عشق خود و به حقيقت خود شک دارند؛ پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند...!


    **دکتر علي شريعتي**


    Don’t be upset from people, because they are upset too, they are alone but they run away from themselves because they are in doubt about themselves & about their love &their fact, so love then even when they don’t love you…

  9. تشکرها 3


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    539
    تشکر:
    1
    حضور
    53 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1



    بدان كه: معالجه مرض آرزوهای طولانی، یاد مرگ و خیال مردن است، زیرا یاد مرگ، آدمى را از دنیا دلگیر و دل را از دنیا سیر مى‏سازد.
    و از این جهت حضرت پیغمبر - صلّى اللّه علیه و آله - فرمود: «بسیار یاد آورید شكننده لذّتها را. عرض كردند: یا رسول اللّه آن چیست؟ فرمود: مرگ است، و هیچ بنده‏اى نیست كه حقیقت آن را یاد كند مگر اینكه وسعت دنیا بر او تنگ مى‏شود. و اگر سختی و دردی دارد و دل او به سبب کاری از دنیا تنگ شده است گشاده مى‏گردد».

    منبع :
    http://www.andisheqom.com/Files/raza...=4&subid=29797

  11. تشکرها 2


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    539
    تشکر:
    1
    حضور
    53 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1



    خود را چنان فرض كن كه: به عالم آخرت رفته‏اى و از پروردگار خود درخواست نموده‏اى كه تو را به دنیا برگرداند. و سؤال تو را پذیرفته و تو را دوباره به دنیا فرستاده است. ببین كه چه خواهى كرد و چه عمل از سر خواهى گرفت». پس فرمود: «اى عجب از قومى كه از اوّل تا به آخر ایشان را گرفته‏اند و محبوس ساخته‏اند و نداى كوچ رحیل ایشان بلند شده و ایشان مشغول بازى هستند». ابو بصیر به خدمت آن حضرت شكایت كرد از وسواسى، كه او را در امر دنیا عارض مى‏شد. حضرت فرمود: «اى أبو محمد یاد آور زمانى را كه بندهاى اعضاى تو در قبر از یكدیگر جدا خواهد شد و دوستان تو، تو را در قبر خواهند گذاشت و سر آن را خواهند پوشید و تو را تنها در آنجا خواهند گذاشت و به خانه‏هاى خود برخواهند گشت و كرم از سوراخهاى بینى تو بیرون خواهد آمد و مار و مور زمین گوشت بدن تو را خواهند خورد. و هرگاه این معنى را متذكّر شوى امور دنیا بر تو سهل و آسان خواهد شد.
    أبو بصیر مى‏گوید: به خدا قسم كه هر وقت غم و اندوهى از امر دنیا به من مى‏رسید چون به فكر این‏ها مى‏افتادم از آن فارغ مى‏شدم و دیگر از براى من غصه از امر دنیا باقى نمى‏ماند».


    منبع :
    http://www.andisheqom.com/Files/raza...=4&subid=29797


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود