صفحه 1 از 7 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: وجود مطلق یعنی چه؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,957
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0

    وجود مطلق یعنی چه؟




    ..سلام من سوالی در مورد اینکه چگونه میتوان به اینکه خداوند وجود مطلق داره رو براییکی که دچار شک شده اثبات کرده
    با سلام به شما دوست گرامی....
    در فلسفه وعرفان دو تعبیر برای وجود خداوند هست
    موضوع فلسفه : وجود مطلق هست.
    موضوع عرفان : مطلق وجودهست.
    در تعبیر فلسفی وعقلی ... به زبان ساده و منظم ... چند مقدمه رابیان میکنم...
    1- ما وجود داریم
    2- اطراف ما موجوداتی هستند
    3- ما به حکم انسان بودن وعقل داشتن باید درباره وجود خود و محیط اطراف خود بیندیشیم ..که از کجا آمده ایم ؟چرا؟ وبه کجا خواهیم رفت؟
    حال ببینید: وجوداتی که درخارج هستنداز نظر عقلی از دو حال بیرون نیستند یا واجب الوجود است یا ممکن الوجود..
    واجب الوجود: وجود مطلق را گویند یعنی وجودی که از هر جهت بدون قید و بند ترکیب است وبسیط محض است ...بسیط الحقیقه کلها...
    ممکن الوجود: آن ماهیتی است که نسبتش به وجود وعدم یکسان است .. یعنی اگر علت وجودی اش پیدا شود موجود میشود واگر علتش نیاید همچنان معدوم است.
    حال ببینید: علت وجود ممکن الوجود نمیتواند خودش باشد ونمیتواند وجودی مثل خودش (ممکن الوجود دیگر) باشد
    اما اینکه نمیتواند خودش علت خودش باشد:زیرا لازمه اش اینه که خودش که معلول هست همزمان علت خودش باشد این محال عقلی است چون تقدم شی برنفس پیش میاد.
    اما اینکه نمیتواند معلول، علت مثل خودش باشد :زیرا اون علت هم مثل این معلول ممکن الوجود است وهیچ امتیازی ندارد که یک ممکن الوجود علت ممکن الوجود دیگر باشد. دراین صورت لازمه اش تقدیم بلا ترجیح پیش میاد که اینم محال عقلی است.
    بنابراین از نظر عقلی تنها یک راه میماند وآن اینکه موجود ممکن ، نیاز به علت واجب مطلق دارد یعنی واجب بدون قید وبند ترکیب.بعبارت دیگر یک وجود است با تشکیک یعنی درهستی یک وجود واجب داریم که علت بقیه وجودات ممکن هست.
    اما در تعبیر عرفانی : مطلق الوجود هست... دراینجا برخلاف تعبیر فلسفی ..حتی قید اطلاق هم ندارد....
    بلکه یک وجود حقه درعالم هستی بیش نیست ... بقیه همه مظهر اویند و نماد و آیکن و آینه ظهور صفات و کمال خدا هستند...
    یک مثال ساده : وقتی شما به آیینه نگاه میکنید ... وجود شما درآیینه هم هست اما درحقیقت آنچه درایینه دیده میشود وجود دیگری غیر از شما نیست... خودتان هستید وبس . ولی وجود آیینه ای شما فقط شما را نشان میدهد نه اینکه وجود مستقلی باشد درمقابل شما..
    بتعبیر علمی:
    وجود درفلسفه :وجود المطلق است: لا بشرط قسمی است. یعنی مقابل ومباین دارد. وتمایزخدا با ممکنات ازنوع تقابل تباین است.(دوسویه است مثل تقابل انسان با حیوان)
    وجود درعرفان: مطلق الوجوداست: لا بشرط مقسمی است.یعنی مقابل ندارد.بلکه یکتاست..تمایز خدا با ممکنات بالشمول والاحاطه است نه به تقابل ! (یک سویه هست مثل تمایز 90 با 100 که هر چه را 90 دارد 100 هم دارد اما عکسش درست نیست)
    هر چه همه موجودات دارند خدا آن راداراست اما آنچه خدا دارد موجودات ممکن ندارند!!

    پس همه موجودات مظهر حق تعالی هستندو نه وجودی درمقابل خداوند
    وتمام سخن درعرفان دو چیز است ... توحید چیست؟ وموحد کیست؟ واین پاسخ که توحید یعنی درهستی یکی بیش نیست. وموحّد یعنی اعتقاد به اینکه لا موثر فی الوجود الا الله... دروجود تنها یک صاحب اثر هست وآن خداست..... واین توحید خالص است که قرآن میفرماید: : هو الاول والاخر والظاهر والباطن وهو بکل شی علیم (سوره حدید آیه 3)
    او (خدا) اول وآخر وظاهر وباطن است ... وقتی چنین باشد جایی برای دومی شدن کسی یا آخر شدن کسی یا طاهر وباطن شدن کسی بغیر او نیست .... که الله الصمد خداوند پر است ..یعنی همه هستی را خدا ازوجوش پر نموده جایی نیست برای غیر او پس غیر اویی نیست.. جز اینکه همه مظهر اویندلذا فرمود وهو بکل شی علیم ..او به هر چیز احاطه علمی دارد.... موفق باشید.
    ویرایش توسط hoseintabar : ۱۳۸۸/۰۸/۱۴ در ساعت ۰۹:۱۴
    الهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    767
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    18 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    47



    نقل قول نوشته اصلی توسط hoseintabar نمایش پست
    حال ببینید: وجوداتی که درخارج هستنداز نظر عقلی از دو حال بیرون نیستند یا واجب الوجود است یا ممکن الوجود..
    به چه دلیل میفرمایید که موجودات یا ممکن الوجود هستند یا واجب الوجود؟
    بعبارت دیگر چه دلیلی دارید که موجودات دارای دو قسم وجود هستند؟
    اینرا یا به حکم وجدانیات میگویید یا بنا به استدلال عقلی میگویید یا بنا به تجربه. لطفا بفرمایید که شما چگونه علم به تقسیم بندی پیدا میکنید؟
    فرمودید "از نظر عقل"؛ اما عقل چنین تمایزی در "وجود" و "هستی" نمی شناسد.
    همچنین بفرمایید که اساسا دلیل این تقسیم بندی چیست؟ معمولا ما با هدف خاصی موجودات و پدیده ها را تقسیم بندی میکنیم؛ در اینمورد هدف چیست؟

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    641
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    84
    آپلود
    9
    گالری
    66

    شاد دخالتی کوتاه در پرانتز




    با او

    سلام

    از دخالت یکدفعه میان بحثتان ، عذر خواهی می کنم.
    منتها در مورد آخرین سوال جناب خرد بین اینکه :

    1. این تقسیم بندی نه تجربی است و نه وجدانی. حصر عقلی است. حالت دیگری برایش متصور نیست. مثل اینکه بگوییم انسان یا نجار است یا نجار نیست. حالت سومی ندارد. تقسیم عقلی است. اینجا هم، باشنده یا وجود مطلق است یا وجود مطلق نیست. به اولی واجب الوجود و به دومی ممکن الوجود می گوییم.

    2.در مورد هدف این تقسیم بندی هم اینکه هدف ،تعیین کمیت باشنده ، از آن جهت که هست، می باشد. یعنی مشخص کردن جایگاه باشنده، در تقسیمات کمیت وجودی که در بالا مطرح شده. در تقسیم بندی های کمیتی وجود ، باشنده در کدام طبقه قرار می گیرد؛ برای شناخت خود او و غیر او.

    باز هم دخالت بنده را می بخشید.در ادامه ،نظاره گر ادامه ی بحث دو بزرگوار هستم.
    زیاده عرضی نیست.
    دردمند و سربلند

    طارق

    ویرایش توسط طارق : ۱۳۸۸/۰۸/۱۴ در ساعت ۰۰:۵۸
    اي حيوان ناطق بدان:
    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را
    و بدان فرودگاه شيطان خودبيني و تكبر است براي همين است كه شيطان به عزّت خدا قسم خورد همه را اغوا كند جز مخلَصين را و ويژگي انسان با اخلاص آن است كه آنقدر محو جمال و جلال خداست كه نه در فكر و نه در عمل هيچ توجهي به خويش ندارد.
    رابطه ي عكس ميان توجّه به خدا و تكبر بسيار مهم است در مسير سعادت انسان.

    [SIGPIC][/SIGPIC]


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,957
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    به چه دلیل میفرمایید که موجودات یا ممکن الوجود هستند یا واجب الوجود؟ بعبارت دیگر چه دلیلی دارید که موجودات دارای دو قسم وجود هستند؟
    . بادرود جناب خردبین گرامی
    {البته این پاسخ در پرسشی بود که مدیر سایت از کاربری گرفته ودربخش ویژه پاسخگویان آمده بود ...و چون بعضی کاربرا گفتند مایلند بخونند اینجا تاپیک کردم....}
    این تقسیم وجود از نظر فلسفی به واجب وممکن به حصر عقلی است... اگر به متن دوباره مطالعه فرمایید میبینید که شما هر چقدر فکر کنید ...
    اولا : میبینید وجوداتی دراطراف خود داریم مثل وجود خودمون.
    ثانیا: در عالم اطراف وخارج ازذهن خودمان دو نوع وجود بیشتر پیدا نمیکنید....
    1- یا وجودی که باید باشد.... 2- یا وجودی که ممکن است باشد (اگرعلتش پیدا شود ) ویا ممکن است نباشد) اگر علتش پیدا نشود) قسم سومی نداریم قطعا....
    اگر شما قسم دیگری دارید بفرمایید
    ....فرمودید "از نظر عقل"؛ اما عقل چنین تمایزی در "وجود" و "هستی" نمی شناسد.

    1- لطفا عقل را تعریف کنید تا بدانیم چرا عقل تمایزی نمیبیند؟

    2- به چه دلیل ؟؟
    الهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    767
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    18 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    47



    نقل قول نوشته اصلی توسط طارق نمایش پست
    1. این تقسیم بندی نه تجربی است و نه وجدانی. حصر عقلی است. حالت دیگری برایش متصور نیست. مثل اینکه بگوییم انسان یا نجار است یا نجار نیست. حالت سومی ندارد. تقسیم عقلی است. اینجا هم، باشنده یا وجود مطلق است یا وجود مطلق نیست. به اولی واجب الوجود و به دومی ممکن الوجود می گوییم.

    با تشکر از پاسخگویی شما.


    اینکه میفرمایید تقسیم بندی شما از حصر عقلی می آید، دلیل کافی برای این نیست که الزاما این تقسیم بندی و دو وجه آن عینا در خارج هم موجود باشند. اساسا سوال میشود که آیا حصر عقلی میتواند مقدمه ی اثباتی برای وجود خارجی باشد یا نه؟
    مثلا اگر ما بگوییم که یک موجود، یا «اسب تک شاخ است»، یا «اسب تک شاخ نیست»، به لحاظ منطقی کاملا صحیح است. اما اگر بخواهیم از این گفته ی منطقی نتیجه بگیریم که در عالم خارج هم موجوداتی وجود دارند که اسب تک شاخ هستند و هم موجوداتی هستند که غیر اسب تک شاخ هستند، نتیجه ای اشتباه است.

    ضمن اینکه فرمایش شما در مورد اینکه یک نفر یا نجار است یا نجار نیست، در اینجا صحیح نمیباشد. این مثال دو وجه میتواند داشته باشد:

    1- یا ما از قبل بنا به تجربه میدانیم که انسانها دو دوسته اند (نجار یا غیر نجار) و بعد صرفا این دانسته ی خودمان را بر زبان می آوریم. در اینحالت ما بر اساس تجربه تقسیم بندی انجام داده ایم. اما در مورد وجود ممکن و وجود واجب، چنین تجربه ای را از آن نداریم. بلکه ما در سرتاسر زندگی خودمان همواره با «موجودات» سر و کار داریم و هرگز و هرگز با خود «وجود» سرکار نداریم و اساسا «وجود» و «هستی» نمیتواند موضوع تجربه قرار بگیرد.

    2 - یا اینکه ما بنا به این اصل که هر چیزی یا «الف» است یا «غیر الف» است عمل کنیم(هر چیزی یا A است یا «A!»). در اینحالت ما چیزی بجز یک این-همانگویی منطقی انجام نداده ایم (مانند این است که بگوییم «الف، الف است»). مسلما هر چیزی یا الف است، یا الف نیست. و به زبان آوردن این واقعیت، متضمن هیچ دانش جدیدی در مورد الف نیست. اینکه ما بگوییم هر وجودی یا «ممکن الوجود» است یا «غیر ممکن الوجود» (واجب الوجود)، هیچگونه دانش جدیدی در مورد «وجود» و «هستی» و «موجودات» به ما نمیدهد و بی حاصل است.
    و همچنین این حصر هرگز بدان معنا نیست که الزاما در خارج هم «واجب الوجود» داشته باشیم.


    نقل قول نوشته اصلی توسط طارق نمایش پست
    2.در مورد هدف این تقسیم بندی هم اینکه هدف ،تعیین کمیت باشنده ، از آن جهت که هست، می باشد. یعنی مشخص کردن جایگاه باشنده، در تقسیمات کمیت وجودی که در بالا مطرح شده. در تقسیم بندی های کمیتی وجود ، باشنده در کدام طبقه قرار می گیرد؛ برای شناخت خود او و غیر او.


    اینکه شما فرمودید که هدف این تقسیم بندی، "مشخص کردن جایگاه باشنده، در تقسیمات کمیت وجودی" است، نمیتواند صحیح باشد. چون ما اساسا نمیتوانیم در مورد «وجود» و «هستی» جایگاه تعیین کرده و آنرا تقسیم بندی کنیم. چون هیچگاه با خود «وجود» سرکار نداریم. شما مجبورید برای آنکه موجودات را در این طبقه بندی وجودی قرار بدهید، بر اساس تعاریفی که خودتان میسازید عمل کنید. نه بر اساس واقعیت امر در جهان هستی و نه بر اساس حقیقت وجودی موجودات.

    من فکر میکنم که این تقسیم بندی هدفی غیر از هدف معرفت شناسانه و فلسفی داشته باشد.



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    767
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    18 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    47



    نقل قول نوشته اصلی توسط hoseintabar نمایش پست
    . بادرود جناب خردبین گرامی:gol:
    {البته این پاسخ در پرسشی بود که مدیر سایت از کاربری گرفته ودربخش ویژه پاسخگویان آمده بود ...و چون بعضی کاربرا گفتند مایلند بخونند اینجا تاپیک کردم....}
    این تقسیم وجود از نظر فلسفی به واجب وممکن به حصر عقلی است... اگر به متن دوباره مطالعه فرمایید میبینید که شما هر چقدر فکر کنید ...
    اولا : میبینید وجوداتی دراطراف خود داریم مثل وجود خودمون.
    ثانیا: در عالم اطراف وخارج ازذهن خودمان دو نوع وجود بیشتر پیدا نمیکنید....
    1- یا وجودی که باید باشد.... 2- یا وجودی که ممکن است باشد (اگرعلتش پیدا شود ) ویا ممکن است نباشد) اگر علتش پیدا نشود) قسم سومی نداریم قطعا....
    اگر شما قسم دیگری دارید بفرمایید:moshtagh:
    در مورد حصر عقلی در بالا نظرم را گفتم.
    اما در عبارت شما یک تناقض و اشتباه مهلک وجود دارد!
    شما ابتدا فرمودید که این تقسیم بندی بنا به حصر عقلی است، اما در ادامه رویکرد «تجربه گرایانه» را اتخاذ کردید!
    یعنی فرمودید که "وجوداتی دراطراف خود داریم ... " و "در عالم اطراف وخارج ازذهن خودمان دو نوع وجود بیشتر پیدا نمیکنید".خوب اینها نشان میدهند که شما روش تجربه را برای پی بردن به این تقسیم بندی اتخاذ کردید. یعنی فرمودید که ما با دیدن موجودات اطراف خودمان به دو دسته گی آنها پی میبریم. این رویه با ادعای اول شما در مورد عقلی بودن محض این تقسیم منافات دارد.

    من قسم سومی نمیشناسم. بلکه من فقط یک قسم وجود میشناسم و آن یک قسم هم نیازمند تقسیم بندی دیگری نمیباشد. اساسا هیچ دلیلی نمیبینم که بخواهم «وجود» را به ممکن و واجب تقسیم کنم. جز اینکه بخواهم این-همانگویی بی حاصل بکنم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط hoseintabar نمایش پست
    1- لطفا عقل را تعریف کنید تا بدانیم چرا عقل تمایزی نمیبیند؟
    2- به چه دلیل ؟؟
    خوب سوال را با سوال جواب نمیدهند. اگر قرار باشد که مواضع مان را تغییر بدهیم، من هم میتوانم از شما سوال کنم که برای من «هستی» را تعریف کنید!؟

    شما اول بگویید که هستی یعنی چه تا بعد برسیم به اینکه آیا یک قسم هستی داریم یا دو قسم هستی داریم!

    اما جواب اینکه چرا عقل تمایزی نمیبیند، این است که عقل هرگز با «وجود» سرو کار ندارد. بلکه با «هستنده» ها و «موجودات» سر و کار دارد.


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    4 روز 6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باسلام بر دوستان گرامی

    کار کرد عقل تجزیه وتحلیل عالم مادی وفراوری جهان پیرامون انسان به وسیله ی ابزار حسی وتبدیل ان به نوعی حس تجربی قابل انتقال به دهن است.
    دهن پس ازپردازش اگر توانست تجزیه وتحلیل عقل را به تجربه تبدیل کند وبه یکی از بایگانیهای علم حضوری بسپارد یعنی ان تجربه جایگاه خودش رادر
    (من شخصی فرد )بیابد/ان پردازش عقلی را فرد به صورت نوعی معرفت از
    محیط پیرامون دریافت میکند وشخصیت انحصاری فردیا همان وجود حقیقی
    یا وجودروحانی فردمطالب رابه عینه یاحداقل به میزان دریافت حس تجربی اش با درجات مختلفی از وضوح میتواند درک کند . ومطلب مهم در حقیقت انسان درک او از بودن وهستی است تا بتواند پس از ان اراده کنداین درک را درچه جهتی هدایت نماید .
    نمونه های ان را میتوان در دو گروه افراطی اندیشه های طالبانی واندیشه های فرویدیسمی در نظر گرفت .
    اما اسلام راه میانه را پیشنهاد میکند راه مستقیم که طبق نص صریح قران به هدایت - بهشت و جوار حق منتهی میشود.
    هدف اسلام چیست از این همه تاکید بر شناخت وگام نهادن در این راه؟
    هدف از اینکه فقط دستورات خالق را باید اجرا کرد چیست؟
    در پاسخ یک کلام : چون افریده پس مالک است/ به رموز مخلوقش اگاه است / ضغفها وقوتش را میشناسد /مخلوقش درتمام امور به او وابسته است/ اگر لحظه ای نباشدهستی معنایش را از دست میدهد /به همین دلایل وجودش ضروری و واجب است .
    گدشته از عقل و تجزیه و تحلیل هایش انسان دارای یک فطرت هم هست که قلب سخنگوی این فطرت میباشد.
    انسان با قلب خودعلم حضوری درونی خود رامورد تجزیه وتحلیل قرار میدهد
    پس عقل تجزیه گر مادی وقلب تجزیه گر معنوی انسان است(اینها را همه ی انسانهامیفهمند وحس میکنند) پس بدیهی است.

    حال وجود در عالم امکان میتواند 3 قسم وشکل داشته باشد:
    1-واجب الوجود_که مافوق هستی است _اما فطرت وعقل توافق کرده اند نباشد نیستی حاکم است .
    2- ممکن الوجود _ تجلی هستی _که به واجب الوجود وابسته است یعنی
    وجودش در هر لحطه ملحق به امکان است برای اینکه باشد یا نباشد .
    3-ممتنع الوجود _ تجلی نیستی وقدرت توهمات انسان است . مثل سیمرغ
    در مورد وجود مطلق وغیر وابسته ی خداوند در قران ایاتی داریم که به اثبات مطلب کمک میکند.
    ایه ی 65 سوره ی عنکبوت که خدا جویی را امری فطری میداند ومیفرماید هرگاه در کشتی میان دریاها(وحوادث ان ) قرار گیرند ازصمیم قلب خدا را میخوانندولی تا به خشکی میرسند (از سر غفلت یا لجاجت)خدارا فراموش
    میکنند.پس انچه را که انسان حتی کافران در لحظات دشوار بی پناهی به صورت نا خود اگاه مورد خطاب برای یاری قرار میدهد همان وجود مطق خدایی است.

    ......................................... حق یارتان .......................................





  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    213
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط hoseintabar نمایش پست
    با سلام به شما دوست گرامی....:gol:
    در فلسفه وعرفان دو تعبیر برای وجود خداوند هست
    موضوع فلسفه : وجود مطلق هست.
    موضوع عرفان : مطلق وجودهست.
    در تعبیر فلسفی وعقلی ... به زبان ساده و منظم ... چند مقدمه رابیان میکنم...
    1- ما وجود داریم
    2- اطراف ما موجوداتی هستند
    3- ما به حکم انسان بودن وعقل داشتن باید درباره وجود خود و محیط اطراف خود بیندیشیم ..که از کجا آمده ایم ؟چرا؟ وبه کجا خواهیم رفت؟
    حال ببینید: وجوداتی که درخارج هستنداز نظر عقلی از دو حال بیرون نیستند یا واجب الوجود است یا ممکن الوجود..
    واجب الوجود: وجود مطلق را گویند یعنی وجودی که از هر جهت بدون قید و بند ترکیب است وبسیط محض است ...بسیط الحقیقه کلها...
    ممکن الوجود: آن ماهیتی است که نسبتش به وجود وعدم یکسان است .. یعنی اگر علت وجودی اش پیدا شود موجود میشود واگر علتش نیاید همچنان معدوم است.
    حال ببینید: علت وجود ممکن الوجود نمیتواند خودش باشد ونمیتواند وجودی مثل خودش (ممکن الوجود دیگر) باشد
    اما اینکه نمیتواند خودش علت خودش باشد:زیرا لازمه اش اینه که خودش که معلول هست همزمان علت خودش باشد این محال عقلی است چون تقدم شی برنفس پیش میاد.
    اما اینکه نمیتواند معلول، علت مثل خودش باشد :زیرا اون علت هم مثل این معلول ممکن الوجود است وهیچ امتیازی ندارد که یک ممکن الوجود علت ممکن الوجود دیگر باشد. دراین صورت لازمه اش تقدیم بلا ترجیح پیش میاد که اینم محال عقلی است.
    بنابراین از نظر عقلی تنها یک راه میماند وآن اینکه موجود ممکن ، نیاز به علت واجب مطلق دارد یعنی واجب بدون قید وبند ترکیب.بعبارت دیگر یک وجود است با تشکیک یعنی درهستی یک وجود واجب داریم که علت بقیه وجودات ممکن هست.
    اما در تعبیر عرفانی : مطلق الوجود هست... دراینجا برخلاف تعبیر فلسفی ..حتی قید اطلاق هم ندارد....
    بلکه یک وجود حقه درعالم هستی بیش نیست ... بقیه همه مظهر اویند و نماد و آیکن و آینه ظهور صفات و کمال خدا هستند...
    یک مثال ساده : وقتی شما به آیینه نگاه میکنید ... وجود شما درآیینه هم هست اما درحقیقت آنچه درایینه دیده میشود وجود دیگری غیر از شما نیست... خودتان هستید وبس . ولی وجود آیینه ای شما فقط شما را نشان میدهد نه اینکه وجود مستقلی باشد درمقابل شما..
    بتعبیر علمی:
    وجود درفلسفه :وجود المطلق است: لا بشرط قسمی است. یعنی مقابل ومباین دارد. وتمایزخدا با ممکنات ازنوع تقابل تباین است.(دوسویه است مثل تقابل انسان با حیوان)
    وجود درعرفان: مطلق الوجوداست: لا بشرط مقسمی است.یعنی مقابل ندارد.بلکه یکتاست..تمایز خدا با ممکنات بالشمول والاحاطه است نه به تقابل ! (یک سویه هست مثل تمایز 90 با 100 که هر چه را 90 دارد 100 هم دارد اما عکسش درست نیست)
    هر چه همه موجودات دارند خدا آن راداراست اما آنچه خدا دارد موجودات ممکن ندارند!!

    پس همه موجودات مظهر حق تعالی هستندو نه وجودی درمقابل خداوند
    وتمام سخن درعرفان دو چیز است ... توحید چیست؟ وموحد کیست؟ واین پاسخ که توحید یعنی درهستی یکی بیش نیست. وموحّد یعنی اعتقاد به اینکه لا موثر فی الوجود الا الله... دروجود تنها یک صاحب اثر هست وآن خداست..... واین توحید خالص است که قرآن میفرماید: : هو الاول والاخر والظاهر والباطن وهو بکل شی علیم (سوره حدید آیه 3)
    او (خدا) اول وآخر وظاهر وباطن است ... وقتی چنین باشد جایی برای دومی شدن کسی یا آخر شدن کسی یا طاهر وباطن شدن کسی بغیر او نیست .... که الله الصمد خداوند پر است ..یعنی همه هستی را خدا ازوجوش پر نموده جایی نیست برای غیر او پس غیر اویی نیست.. جز اینکه همه مظهر اویندلذا فرمود وهو بکل شی علیم ..او به هر چیز احاطه علمی دارد.... موفق باشید.
    با عرض سبلام وتشکر فراوان بالاخره یکی را در این کانون دیدیم که از فلسفه بگوید لازم به تذکر است که فکر می کنم آنچه که نظر فلاسفه دانستید (وجود مطلق) نظر فلاسفه مشاء است اما حکمت متعالیه نظرش تقریبا مانند نظریه عرفان(مطلق وجود) است درسته؟

    مردان و زنان باايمان، ولىّ (و يار و ياور) يكديگرند امر به معروف، و نهى از منكر مى‏كنند نماز را برپا مى‏دارند و زكات را مى‏پردازند و خدا و رسولش را اطاعت مى‏كنند بزودى خدا آنان را مورد رحمت خويش قرار مى‏دهد خداوند توانا و حكيم است‏
    ترجمه سوره توبه آيه 71


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,957
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    در مورد حصر عقلی در بالا نظرم را گفتم.
    اما در عبارت شما یک تناقض و اشتباه مهلک وجود دارد!
    شما ابتدا فرمودید که این تقسیم بندی بنا به حصر عقلی است، اما در ادامه رویکرد «تجربه گرایانه» را اتخاذ کردید!.....
    احتراما... جناب خردبین .. این که تناقض نیست بزرگوار!!! ببینید:معنی بحصر عقلی ... این نیست که از نظر غیر عقل وجود تقسیمی ندارد.... بلکه بحصر عقلی همانطوریکه توضیح دادم یعنی از نظر عقلی ما دو وجود بیشتر نداریم ...همین واین منافات ندارد که بگیم مثلا از نظر نقلی یا تجربی یا...نیز دو نوع وجود بیشتر نداریم.... آنچه مهم است اینه که خودتان هم قبو ل نمودید ما نوع سومی از وجود -درفلسفه مشاء نداریم- ....
    من قسم سومی نمیشناسم. .... بلکه من فقط یک قسم وجود میشناسم...
    خوب خدا راشکر ... نظر عرفانی را هم درپست اول ذکر نمودم.... شاید بسطش دراین تاپیک عمومی مجال نباشد... ولی اگر مایل بودید چشم..
    .
    الهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,957
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    ... خوب سوال را با سوال جواب نمیدهند. اگر قرار باشد که مواضع مان را تغییر بدهیم، من هم میتوانم از شما سوال کنم که برای من «هستی» را تعریف کنید!؟
    شما اول بگویید که هستی یعنی چه تا بعد برسیم به اینکه آیا یک قسم هستی داریم یا دو قسم هستی داریم!
    هدفم از سوال نمودم دراین گونه موارد اینه که نظر مشترک خود درمورد موضوع بحث رابدانیم تا برآن اساس بجلو بریم.... والا اگر از کلمه دونوع برداشت داشته باشیم... هیچگاه به هدف نمیرسیم...
    دوست ارجمند جناب خردبین.... هستی همان وجود است.... و وجود یا هستی ذاتی وضروری است وضروریات دیگر تعریف ندارند.... چون درتعریف معرِّف(تعریف کننده) بایداجلی واقدم واعرف از معرّف (تعریف شونده) باشد ... در اینجا همه امور را با هستی تعریف میکنیم ولی هیچ چیزی نیست که هستی را تعریف کنه... چون هستی پیداست.... اما تعریفی که درکتب فلسفی هست ...از نوع شرح الاسمی است... مثل تعریف واجب الوجود ... کسی میتونه واجب الوجود را تعریف کنه که بر او احاطه داشته باشه درحالی که هیچ موجودی بر واجب احاطه ندارد... پس تعریف شرح الاسمی است...
    لذا استادی داریم بنقل از استادش میفرمود: وجود یا هستی یعنی این: جناب خردبین دستت را بالا بگیر..حالا بنداز پائین...این یعنی هستی....حالا دستت را به بالا ببر .. این یعنی نیستی....
    اما جواب اینکه چرا عقل تمایزی نمیبیند، این است که عقل هرگز با «وجود» سرو کار ندارد. بلکه با «هستنده» ها و «موجودات» سر و کار دارد.
    دوست عزیز خردبین گرامی... فکر میکنم اینجا را دیگه باید به کتب فلسفی مراجعه بفرمایید. یا لا اقل پست اولم را همینجا خوب بخونید: اجمالا ببینید ... فلسفه دراصطلاح ،امور عقلی کلی را میگویند..... یعنی هر چیزی که با عقل سرو کار دارد لذا فلسفه یعنی حکمت وحکمت نیزازعقل بر می خیزد...
    حال توجه بفرما.... موضوع فلسفه : وجود است.. وجود یعنی همان هستی یا موجود همین. چطور واز کجا میگید عقل با وجود سرو کارندارد...
    درحالی که هین بالا فرمودین.. نوع سومی از وجود سراغ ندارید ...خوب
    با کدام قوة فهمیدید که نوع سومی از وجود نیست جزباعقل وخرد؟!
    درضمن هنوز این سوال راپاسخ نداده که : لطفا عقل را تعریف کنید
    چگونه میگید عقل تمایز نمیبیند...؟!!میتونید به کتب بزرگان فلسفه مانند اسفارالاربعه ج1 در تعریف وجود مراجعه نمایید.ویا کتابهای روان والبته عمیق بدایة الحکمة نهایه الحکمة... موفق باشید
    ویرایش توسط hoseintabar : ۱۳۸۸/۰۸/۱۴ در ساعت ۱۵:۲۰
    الهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد


صفحه 1 از 7 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود