جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تفسير آياتي از سوره غاشيه

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۶
    نوشته
    141
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تفسير آياتي از سوره غاشيه




    قرآن در مورد ضریع (غذای جهنمیان)می فرماید لا یسمن.
    مگر چاقی خوبه؟

  2.  

  3. #2
    baquran

    نقل قول : مگر چاقی خوبه؟





    لَّيْسَ لَهُمْ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٍ [الغاشية : 6] لَا يُسْمِنُ وَلَا يُغْنِي مِن جُوعٍ [الغاشية : 7]

    خير چاقي خوب نيست . مي دانيم كه چاقي حاصل افزوده شدن چربي هاي اضافه در بدن است . كسي چاق مي شود كه ميزان كالري دريافتي وي از غذاها بيش از كالري مصرفي او باشد . لذا كالري هاي اضافه به صورت چربي در بدن او ذخيره مي گردد. مراد ايه كريمه اين است كه ضريع كه همان غذاي خاص جهنميان است ، نه كالري به بدن گنهكاران مزبور مي افزايد تا چاق شوند و نه گرسنگي آنان را برطرف مي سازد. خاري تلخ و بدبو و سمي است كه جهنميان از شدت گرسنگي مجبورند بخورند و هيچ خاصيتي جز عذاب براي آنان ندارد . خداوند به ما رحم كند .

    " آنها طعامى جز ضريع ندارند" (لَيْسَ لَهُمْ طَعامٌ إِلَّا مِنْ ضَرِيعٍ).
    در اينكه" ضريع" چيست؟ مفسران تفسيرهاى گوناگونى دارند:
    بعضى گفته‏اند: نوعى خار است كه به زمين مى‏چسبد، هنگامى كه تر باشد قريش آن را" شبرق" مى‏ناميدند، و هنگامى كه خشك مى‏شد آن را " ضريع" مى‏گفتند، گياهى است سمى كه هيچ حيوان و چهارپايى به آن نزديك نمى‏شود «1».
    " خليل" از علماى لغت مى‏گويد:" ضريع":" گياه سبز بدبويى است كه از دريا بيرون مى‏افتد".
    " ابن عباس" گفته است:" درختى است از آتش كه اگر در دنيا باشد زمين و هر چه را بر آن است مى‏سوزاند"! ولى در حديثى از پيغمبر اكرم ص مى‏خوانيم:" ضريع چيزى است كه در آتش دوزخ، شبيه خار، تلخ‏تر از صبر، و متعفن‏تر از مردار، و سوزنده‏تر از آتش، خداوند آن را ضريع نام نهاده است" (الضريع شى‏ء يكون فى النار يشبه الشوك، اشد مرارة من الصبر، و انتن من الجيفة، و احر من النار، سماه اللَّه ضريعا
    ). بعضى نيز گفته‏اند:" ضريع" طعامى است ذلت آفرين كه دوزخيان براى رهايى از آن به درگاه خدا تضرع مى‏كنند «2» (فراموش نكنيم كه ماده" ضرع" به معنى ضعف و ذلت و خضوع است) «3» اين تفسيرها با هم منافاتى ندارد و ممكن است در معنى اين واژه جمع باشد.
    سپس مى‏افزايد:" نه آنها را فربه مى‏كند و نه گرسنگى را فرو مى‏نشاند" (لا يُسْمِنُ وَ لا يُغْنِي مِنْ جُوعٍ).
    مسلما چنين غذايى براى تقويت جسم و فرونشاندن گرسنگى نيست، غذايى است گلوگير كه خود نوعى عذاب است، چنان كه در آيه 13 مزمل مى‏خوانيم:
    وَ طَعاماً ذا غُصَّةٍ وَ عَذاباً أَلِيماً:" نزد ما غذاهايى است گلوگير و عذابى است دردناك"! آنها كه در اين دنيا انواع غذاهاى لذيذ و چرب و شيرين را از طريق ظلم و تجاوز به حقوق ديگران فراهم كردند، و آنها كه اجازه ندادند محرومان جز از غذاهاى گلوگير و ناگوار استفاده كنند، بايد در آنجا غذايى داشته باشند كه" عذاب اليم" آنها گردد.
    البته همانگونه كه بارها گفته‏ايم نه نعمتهاى بهشتى، و نه عذابهاى دوزخى را مى‏توان براى ما محبوسان زندان دنيا توصيف كرد، اينها همه اشاراتى است و تنها شبحهايى است كه از دور مى‏بينيم.

    __________________________________________________
    (1)" تفسير قرطبى" جلد 10 صفحه 7119.
    (2)" همان مدرك" صفحه 7120.
    (3) بحث ديگرى در باره غذاى دوزخيان كه گاه قرآن از آن به" ضريع" و گاه به" زقوم" و گاه به" غسلين" ياد كرده و تفاوت ميان اين تعبيرات در جلد 24 تفسير نمونه صفحه 471 ذيل آيه 36 سوره حاقه آمده است.

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    27
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نقل قول : مگر چاقی خوبه؟




    نقل قول نوشته اصلی توسط quran نمایش پست
    لَّيْسَ لَهُمْ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٍ [الغاشية : 6] لَا يُسْمِنُ وَلَا يُغْنِي مِن جُوعٍ [الغاشية : 7]

    خير چاقي خوب نيست . مي دانيم كه چاقي حاصل افزوده شدن چربي هاي اضافه در بدن است . كسي چاق مي شود كه ميزان كالري دريافتي وي از غذاها بيش از كالري مصرفي او باشد . لذا كالري هاي اضافه به صورت چربي در بدن او ذخيره مي گردد. مراد ايه كريمه اين است كه ضريع كه همان غذاي خاص جهنميان است ، نه كالري به بدن گنهكاران مزبور مي افزايد تا چاق شوند و نه گرسنگي آنان را برطرف مي سازد. خاري تلخ و بدبو و سمي است كه جهنميان از شدت گرسنگي مجبورند بخورند و هيچ خاصيتي جز عذاب براي آنان ندارد . خداوند به ما رحم كند .

    " آنها طعامى جز ضريع ندارند" (لَيْسَ لَهُمْ طَعامٌ إِلَّا مِنْ ضَرِيعٍ).
    در اينكه" ضريع" چيست؟ مفسران تفسيرهاى گوناگونى دارند:
    بعضى گفته‏اند: نوعى خار است كه به زمين مى‏چسبد، هنگامى كه تر باشد قريش آن را" شبرق" مى‏ناميدند، و هنگامى كه خشك مى‏شد آن را " ضريع" مى‏گفتند، گياهى است سمى كه هيچ حيوان و چهارپايى به آن نزديك نمى‏شود «1».
    " خليل" از علماى لغت مى‏گويد:" ضريع":" گياه سبز بدبويى است كه از دريا بيرون مى‏افتد".
    " ابن عباس" گفته است:" درختى است از آتش كه اگر در دنيا باشد زمين و هر چه را بر آن است مى‏سوزاند"! ولى در حديثى از پيغمبر اكرم ص مى‏خوانيم:" ضريع چيزى است كه در آتش دوزخ، شبيه خار، تلخ‏تر از صبر، و متعفن‏تر از مردار، و سوزنده‏تر از آتش، خداوند آن را ضريع نام نهاده است" (الضريع شى‏ء يكون فى النار يشبه الشوك، اشد مرارة من الصبر، و انتن من الجيفة، و احر من النار، سماه اللَّه ضريعا
    ). بعضى نيز گفته‏اند:" ضريع" طعامى است ذلت آفرين كه دوزخيان براى رهايى از آن به درگاه خدا تضرع مى‏كنند «2» (فراموش نكنيم كه ماده" ضرع" به معنى ضعف و ذلت و خضوع است) «3» اين تفسيرها با هم منافاتى ندارد و ممكن است در معنى اين واژه جمع باشد.
    سپس مى‏افزايد:" نه آنها را فربه مى‏كند و نه گرسنگى را فرو مى‏نشاند" (لا يُسْمِنُ وَ لا يُغْنِي مِنْ جُوعٍ).
    مسلما چنين غذايى براى تقويت جسم و فرونشاندن گرسنگى نيست، غذايى است گلوگير كه خود نوعى عذاب است، چنان كه در آيه 13 مزمل مى‏خوانيم:
    وَ طَعاماً ذا غُصَّةٍ وَ عَذاباً أَلِيماً:" نزد ما غذاهايى است گلوگير و عذابى است دردناك"! آنها كه در اين دنيا انواع غذاهاى لذيذ و چرب و شيرين را از طريق ظلم و تجاوز به حقوق ديگران فراهم كردند، و آنها كه اجازه ندادند محرومان جز از غذاهاى گلوگير و ناگوار استفاده كنند، بايد در آنجا غذايى داشته باشند كه" عذاب اليم" آنها گردد.
    البته همانگونه كه بارها گفته‏ايم نه نعمتهاى بهشتى، و نه عذابهاى دوزخى را مى‏توان براى ما محبوسان زندان دنيا توصيف كرد، اينها همه اشاراتى است و تنها شبحهايى است كه از دور مى‏بينيم.

    __________________________________________________
    (1)" تفسير قرطبى" جلد 10 صفحه 7119.
    (2)" همان مدرك" صفحه 7120.
    (3) بحث ديگرى در باره غذاى دوزخيان كه گاه قرآن از آن به" ضريع" و گاه به" زقوم" و گاه به" غسلين" ياد كرده و تفاوت ميان اين تعبيرات در جلد 24 تفسير نمونه صفحه 471 ذيل آيه 36 سوره حاقه آمده است.
    بسم الله الرحمن الرحيم
    با عرض سلام خدمت دوستان اين جانب نكته اي به ذهنم آمده كه مي گويم و براي تكميل بحث از نظر اساتيد استفاده مي كنيم .
    من فكر مي كنم اين از ضرب المثل هاي قرآني است و در ضرب المثل نبايد معني ظاهري آن را گرفت مثلا وقتي ما در ايران مي گوييم خوبي ، سالمي ، دماغت چاقه ؟ اين اصطلاح دماغت چاقه به اين معني نيست كه ما به دماغ چاغ علاقه داريم و يا دعا مي كنيم دماغ دوستمان چاق شود .

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود