جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا رسالت تمام شده است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تعجب آیا رسالت تمام شده است؟




    ایا رسالت تمام شده است اگر جواب مثبت است چرا خداوند در قران کریم می فرماید من هیچ قومی را هلاک نخواهم کرد تا رسولی بین انها نفرستم نگفته است کتابی گفته است رسولی متشکرم

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    رسالت به آن معنای فرستادن کتاب و رسولی جدید آری!
    به پایان رسیده است...اما رسالت به معنای هدایت بشر به سمت سعادت خیر!
    بر عهدی حضرت حجت است(عجل الله ) می باشد و در زمان غیبتشان بر عهده علما و راویان حدیث...
    کتاب فی نفسه و خود به خودی شرط لازم است ولی کافی نیست...رسولی مسلط می خواهد و آشنا به محتویات تا آن را برای انسان شرح دهد و تفسیر کند!



    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط fereshteh parastesh نمایش پست
    ایا رسالت تمام شده است اگر جواب مثبت است چرا خداوند در قران کریم می فرماید من هیچ قومی را هلاک نخواهم کرد تا رسولی بین انها نفرستم نگفته است کتابی گفته است رسولی متشکرم

    آیات مرتبط:


    «وَ ما كُنَّا مُعَذِّبينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولاً»؛ و ما هرگز (قومى را) مجازات نخواهيم كرد، مگر آنكه پيامبرى مبعوث كرده باشيم (تا وظايفشان را بيان كند.) (اسراء، 15)

    «وَ ما أَهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ إِلاَّ وَ لَها كِتابٌ مَعْلُومٌ»؛ ما اهل هيچ شهر و ديارى را هلاك نكرديم مگر اينكه اجل معيّن (و زمان تغيير ناپذيرى) داشتند! (حجر، 4)

    «وَ ما أَهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ إِلاَّ لَها مُنْذِرُونَ»؛ ما هيچ شهر و ديارى را هلاك نكرديم مگر اينكه انذاركنندگانى (از پيامبران الهى) داشتند. (شعراء، 208)


    می بینیم که در این آیات، خداوند هلاکت و عذاب را بعد از فرستادن رسول، کتاب و انذار دهنده قرار داده است تا بر همگان حجت تمام شده باشد:

    «لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ»؛ تا حجتى براى مردم بر خدا باقى نماند، (و بر همه اتمام حجت شود). (نساء، 165)

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  7. تشکر


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    «وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا» (اسراء، 15)


    از ظاهر سياقى كه در اين آيه و آيات قبل و بعد دارد بر مى‏آيد كه مراد از "تعذيب" [عذاب] تعذيب دنيوى و عقوبت استيصال باشد.

    كلمه "رسول" نيز مؤيد اين احتمال است، چون مى‏توانست از آن مبعوث به "نبى" تعبير كند، و بفرمايد: "حتى نبعث نبيا" .

    فرق ميان "رسول" و" نبى" این است كه رسالت منصب خاصى است الهى كه مستلزم حكم فصل در امت است، و حكم فصل عبارت است از عذاب استيصال و يا تمتع و بهره‏مندى از زندگى تا مدتى معين.

    پس اين كه در آيه تعبير به رسول كرده، مؤيد اين است كه مراد از تعذيب [عذاب] تعذيب دنيوى است نه اخروى و مطلق تعذيب.

    در اين آيه خداوند به رحمت واسعه و عنايت كامله‏اش يك عذاب را كه همان عذاب استيصال دنيوى باشد مقيد به قيدى كرده، و آن اين است كه "بعد از بعث رسول و انذار او" باشد، هر چند مى‏توانست اين قيد را نياورد، و ليكن به خاطر رحمت و رأفتش به زبان پيامبر بندگانش را تا نهايت درجه، موعظه نموده و حجت را بعد از تمام شدنش كاملتر مى‏كند آن وقت اگر باز هم به گمراهى خود ادامه دادند عذاب را مى‏فرستد.

    بنا بر اين جمله «ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ» معنايش "واقع نشدن" آن است، نه "جايز نبودن" آن.

    بنا بر اين آيه شريفه در مقام اين نيست كه حكم عقل را كه مى‏گويد: "عقاب بدون بيان جايز نيست" امضاء كند، بلكه كاشف از اقتضايى است كه عنايت و رحمت خداوندى دارد، و آن اين است كه هيچ قومى را (هر چند مستحق عذاب باشند) به عذاب استيصال دچار نكند مگر بعد از آنكه رسولى به سويشان گسيل دارد تا حجت را بر ايشان مؤكد و تمامتر نموده و با بيانهايى پى در پى گوشزدشان كند.

    علامه طباطبایی در ادامه در مورد مؤاخذه و عذاب اخروی می آورد:
    و اما اصولى كه عقل آدمى آن را درك مى‏كند، و مسائلى كه (مانند توحيد و نبوت و معاد) كه از ضروريات عقل است در آنها هيچ حاجتى به نبوت و رسالت نيست، بلكه عقل خودش به تنهايى پذيرندگان آنها را مستحق ثواب و منكرين آنها را مستوجب عقاب مى‏داند.

    __________
    (ر.ک: ترجمه الميزان، ج ‏13، ص 78 و 79)


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  9. تشکر


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    «وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا» (اسراء، 15)


    ما هيچ كس را دچار عذاب نخواهيم كرد، مگر اينكه پيامبرى بفرستيم و اتمام حجت كنيم و راه عذر و بهانه را ببنديم. اين خود دليل عدالت پروردگار است.

    پاره‏اى از امور، بايد به وسيله پيامبران به مردم گفته شود و جنبه دينى دارند، لكن پاره‏اى از امور، جنبه عقلى دارند و مردم به وسيله عقل خود مى‏توانند تشخيص دهند و به نيكى و بدى آن ها پى برند. كيفر مردم در برابر اين دسته از امور، آن هم در دنيا، خلاف عدالت خدا نيست، لكن لحن آيه، عموميت دارد و نشان مى‏دهد كه: بدون فرستادن پيامبران، خداوند مردم را نه در برابر امور شرعى كيفر مى‏دهد و نه در برابر امور عقلى. نه در دنيا و نه در آخرت.

    بيشتر مفسران قرآن مى‏گويند: مقصود اين است كه خداوند، پيش از بعثت پيامبران نه در دنيا كسى را عذاب مى‏كند و نه در آخرت.

    بديهى است كه بعثت پيامبران براى بيان امورى است كه عقل مردم از ادراك آنها قاصر است، بنا بر اين، آيه، اختصاص دارد به امورى كه جنبه شرعى دارد، نه امور عقلى، زيرا امور عقلى از قبيل ايمان به خدا، اگر ترك شوند، در برابر آن ها كيفر، جايز است، هر چند پيامبرى از جانب خداوند، مبعوث نشود.

    البته اين مطلب، در صورتى صحيح است كه ـ بنا به گفته بعضى ـ امور عقلى و شرعى را بتوانيم از يكديگر جدا كنيم.

    وانگهى گروهى از محققان گويند: اگر چه كيفر، در برابر اين امور، جايز است، ليكن خداوند پيش از ارسال پيامبران، از راه فضل و كرم و احسان، كسى را در برابر ترك امور عقلى كيفر نمى‏دهد.

    خلاصه اين كه خداوند پيش از فرستادن پيامبران كسى را كيفر نمى‏دهد، بلكه بايد پيامبران بيايند و حقايق را براى مردم روشن كنند و آن چه را مردم با عقل خود تشخيص مى‏دهند، به سمع آن ها برسانند، تا اعتقاد آن ها كامل شود و شك و ترديد از ميان برود. اين آيه، همين مطلب را بيان مى‏كند.

    از آيه برنمى‏آيد كه اگر خداوند پيامبرى نفرستاد، نيكو نيست كه مردم بدكار را كيفر دهد، مگر اين كه فرض كنيم كه در بعثت پيامبر، لطفى است، زيرا در اين صورت، سزاوار نيست كه خداوند كسى را عقاب كند، مگر اين كه لطف خود را ـ به وسيله بعثت پيامبر ـ شامل حال او گرداند و عذر او را بدين وسيله، قطع كند.

    ______________
    (مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‏6، ص 623)


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  11. تشکر


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بنابر این:

    با توجه به آیات قرآن و مطالب مفسران، روشن می شود که:

    1. خداوند حجت های دیگری برای انسانها قرار داده است.

    2. این به معنای جایز نبودن مجازات گناهکاران، قبل از آمدن پیامبران نیست، بلکه لطفی است که خداوند بر بندگان فرموده است.

    3. پس از پیامبر خاتم، خداوند متعال امامت را در ادامه رسالت قرار داده است، و این تا قیامت ادامه دارد.

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  13. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود