صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: رفاقت 11 ساله

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۶
    نوشته
    18
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تعجب رفاقت 11 ساله




    سلام.من دختري هستم 27ساله وبسيار تنها.از شما خواهش ميكنم منو راهنمايي كنيد.حدود 11 سال پيش با پسري آشنا شدم كه 4 سال از من بزرگتره.و اين آشنايي 11 سال طول كشيده.او چند بار به خواسنگاري من اومده وخانواده من با اين ازدواج به شدت مخالفت ميكنن، ،در تحقيقات گفتن كه اون مشروب خور و...هست ،در اين مدت 2 بار از او خيانت ديده ام ،اما بعد از اين اتفاقات به شدت ابراز پشيماني كرد.ولي اون خيلي به من محبت ميكنه محبت واقعي از همه نظر.من خانواده ي مذهبي دارم.الان 3 ساله كه صيغه خونديم ولي از اين نظر خدارو شكر مشكلي ندارم.دل كندن از اون كه بسيار با محبت هست برام خيلي سخته،هميشه به من ميگه خدا تورو فرستاده تا منو نجات بده. به نظر شما عزيزان قراني چه كنم؟خودم ميدونم كه اون به من نميخوره ولي تو اين سالها خيلي دعا كردم اين رابطه تمام بشه يا به ازدواج برسه ولي به هيچ كدام نرسيدم،من راضيم به رضاي خدا،اگر جدايي هم باشه خدا خودش تحملشو بده،ولي نميدانم چرا اينطور مانده ام ودعايم مستجاب نشده .اون هميشه ميخواد خودشو شبيه من بكنه از زيارت آمدن با من تا نماز جماعت خواندن...ولي آخرش چيمنتظر ياري شما هستم.ممنون


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    با سلام خدمت شما کاربر عزیز!
    خوش امدید.
    از اینکه سایت ما رو برای مطرح کردن مشکل خود انتخاب کردید بی نهایت خوشحال و خرسندیم.
    در مورد سئوالتون بایستی عرض کنم که به نظر من زندگی صحبت یه روز و دو روز نیست.صحبته یک عمر زندگی و تکیه به یک مرد است.
    شما باید خودتون تصمیم بگیرید.
    می دونید زندگی همش عشق و علاقه و محبت بین زوجین نیست.زن و مرد باید بتونن همدیگرو ساپورت و پشتیبانی کنن از هر جهت...
    نکته مهمتر اینکه اگر شما بخوای زندگیتونو صرف تربیت دینیه همسرتون کنید پس کی می خوایید زندگی کنید؟(البته این نظره بنده است)


    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....





  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۶
    نوشته
    1,183
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    عزیزم چرا خونواده شما مخالفت کردن ؟ یعنی صیغه شما بدون اطلاع خانواده هستش ؟ چون فرموده بودید با این ازدواج مخالفن ، پس قطعا تن به صیغه شما و ایشون نمی دن،بعضی از دختر خانم ها نمی دونن که اگه پدر یا ولی اطلاع یا رضایت نداشته باشه صیغه باطل هستش .
    ببخشید گفتم شاید اطلاع نداشته باشید قصد بی ادبی نداشتم
    شاید هنوز صلاحیتش رو نداره ، آخه بعضی از این آقایون یا خانم ها فرق نمی کنه زیادی خوش خوراکن ، شاید چون شما رو می شناسه که دختر نجیبی هستی و می تونی زندگیش رو سالم اداره کنی دست از سره شما برنمی داره ، خودش هر کاری دلش خواست بکنه ولی از اون طرف مطمئن باشه که شما تو خونه نشستی و بهش خیانت نمی کنی ، خوش دل تر از شما گیر نیاورده
    خانواده شما هم چون از دره احساس وارد نمی شن متوجه می شن که به صلاحت نیست و لیاقت بالا ترین ها رو دارین
    پس سعی کنید دلتون رو به خدا بسپرید و خودتون کار رو تموم کنید و بهش بگید نمی خوامت
    شاید به خیانت عادت کرده باشه ، اگه باز خیانت کرد چی ؟ پس نذار یکی دیگه برای زندگیت تصمیم بگیره عزیزم
    هر وقت هم هواش رو کردی بیا توی کانون اگه منوقابل دونستی سنگ صبورت میشم
    مهدیا کعبه شد از تاب تو بی تاب بتاب


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    موافقم!
    عقل حکم می کنه اصلا ریسک نکنید و بی خیاله ازدواج بشید.
    عشق حکم می کنه که برید سرغش و باهاش ازدواج کنید.
    این که دوسش دارد و نمی تونید ازش جدا شید و تنهاش بذارید رو درک می کنم ولی زندگی آینده خیلی فراز و نشیب داره...چه تضمینی داره پس فردا که تو زندگی به یک مشکله بزرگ بر خوردید نره دوباره سرغه مشروب؟!
    با توجه به اینکه کاملا ارامش دهنده است برای او..
    شما باید با خودتون کنار بیایید جناب rana!
    اگر نمی خوایید ، پای همه چیز به ایستید و داد بزنید که نمی خوام.اما اگر رفتید و گرفتید و تموم شد پس فردا دیگه حقه اعتراض به شرایطه موجود رو ندارید...
    ضمنا یه نکته!
    آدما معمولا موقع ازدواج از رو دلشون تصمیم می گیرن در حالی که زندگی یک پروسه کاملا عاقلانه است و به قول گفتنی عشق آب و نون نمی شه...
    پس لطفا عاقلانه تصمیم بگیرید نه عاشقانه...
    یا علی مددی
    ویرایش توسط .:MONTAZER:. : ۱۳۸۶/۱۱/۱۱ در ساعت ۰۰:۰۵


    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....





  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۶
    نوشته
    18
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام،ممنونم از ياري شما عزيزان.ولي من به اون عادت كردم اگر بخواهم كنارش بذارم افسردگي ميگيرم . با اين چه كنم ...كمكم كنيد.برام دعا كنيد از اين وضع نجات پيدا كنم.:salavat:
    ویرایش توسط rana** : ۱۳۸۶/۱۱/۱۱ در ساعت ۱۸:۰۸

  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,032
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    رعنا جان سلام

    یازده سال زمان زیادی برای شناخت ، امتحان ، انتخاب و البته دلبستگیه ...
    شما مطمئن هستین که به این آقا علاقمندید ؟ یعنی علاقه شما به ایشون بخاطر تنهاییتون نیست و همینطور از سر عادت نیست ؟ خب البته عواطف شما برای من هم قابل درکه و هم قابل احترام و...در خور بحث .
    ببینید همه دختر خانم ها وقتی براشون خواستگار میاد ، خودشون و خونوادشون به آب و آتیش میزنن تا طرف رو خوب بشناسن و مطمئن بشن مشکلی نداره و مساله ای وجود نداره که بخواد از اونها مخفی کنه ولی در مورد این آقا وضع فرق میکنه ، شما به عیوب ایشون واقفید اما بهشون علاقمندید خب باید توقعات خودتون از زندگی آیندتون رو یک طرف بذارید و توانایی ها و خلقیات ایشون رو در طرف دیگه و بعد بسنجید که این دو کفه تا چه حد میتونن با هم توازن داشته باشن .
    معادله ساده دیگری رو که باید پیش خودتون حل کنید اینه :
    یازده سال، دو خیانت ، یک عمر ، چقدر ؟
    رعنای عزیز لطفا به این لینک هم مراجعه کنید :
    http://www.askquran.ir/showthread.php?p=1240#post1240
    و ببینید که یک مرد الکلی په مصائبی رو میتونه برای خانواده و فرزندانش ببار بیاره .
    یکی از مشاوران مجرب خانواده می گفت : جوونها وقتی در موقعیت انتخاب همسر قرار میگیرن ، به این مساله هم فکر کنند که آیا از طرف فرزندان آیندشون وکالت دارن چنین پدر یا مادری رو برای اونها انتخاب کنند؟
    آیا شما می تونید پاسخ فرزندانتون رو بدید در حالی که میدونید ایشون اونقدرشرب خمر داشته که موقع تحقیق اطرافیان اون رو مطرح کردن ؟
    لطفا به این آدرس هم مراجعه کنید و ببینید با چه مردانی نباید ازدواج کرد :
    http://www.askquran.ir/showthread.php?p=7013#post7013
    شما میگین که خیلی تنها هستین ، مطمئن بشید که تنهایی شما با مردی که دو بار خیانت کرده تداوم نداره و بعد انتخاب کنید .
    خوشبینانه ترین صورت مساله اینه که ایشون تغییر کرده و از خیانت و مشروب خوری و... توبه کرده و پشیمونه ، محبتش به شما حقیقیه و شما باعث نجات ایشون شدید ، به شما برای تداوم این وضعیت نیاز دارن و آینده مطلوبی هم پیش روی شماست .
    و واقعبینانه ترین صورت مساله هم اینه که بازگشت به موارد ناهنجار وجود داره و ایشون هم در سن 31 سالگی وفادار تر از شما رو در خیانت هاش پیدا نکرده و الان هم برای جلب نظر شما یکسری کارها رو انجام میده ، رعنا جان اگر این موارد روزی خدای ناکرده واقعیت داشته باشه موجبات افسردگی شما رو فراهم نمی کنه ؟
    این واقعا یه ریسکه .

    و اما موضوع دلبستگی و علاقه شما به ایشون باز هم جای بحث داره ...



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,957
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خندیدن رفاقت




    .....ولي نميدانم چرا اينطور مانده ام ودعايم مستجاب نشده
    نقل قول نوشته اصلی توسط rana** نمایش پست
    سلام،ممنونم از ياري شما عزيزان.ولي من به اون عادت كردم اگر بخواهم كنارش بذارم افسردگي ميگيرم . با اين چه كنم ...كمكم كنيد.برام دعا كنيد از اين وضع نجات پيدا كنم.:salavat:
    با سلام به شما دوست خوب
    اولا همین که شما از خدا خواستید کمکتان کند و خداوند نیز شما را به این کانون و دوستان ما برای راهنمایی معرفی نمود نشون میده دعات تا اینجا مستجاب شده.
    ثانیا اگر واقعا از دوستان راهنمایی خواستید دیگه اون ذهنیات سابق مانند عادت کردن و.. را دوربریزید و روی توصیه های این عزیزان فکر کنید که اگر به درد زندگی شما دراین دنیا خورد به آن عمل کنید .
    به نظرم تنها راه نجات شما اینه که گذشته را فراموش کنید و فقط درسی بگیرید برای آینده و برای آینده بقول دوستمون منتظر عاقلانه تصمیم بگیرید . به نظرم اگه به کسی علاقه دارید اول ببینید او هم به شما علاقه دارد یا خیر ؟
    و چگونه کسی به شما علاقه داره و لی بدنبال دیگری هم هست ؟!!شاید شما دامی باشید برای رسیدن او به هوسهای نفسانی دیگه اش . پیشنهاد میدم به اوبگویید اگر به شما علاقه دارد فقط شما را بخوادو بس. (والبته رفاقت 11 ساله شما با یک غریبه بنظرم زیادبودولی فراموش کنید. )
    و اما افسردگی دواش فقط یاد خداست و بس - الا بذکر الله تطمئن القلوب.فقط یاد خدا قلبها را آرامش میدهد. (سوره رعد آیه 28)
    موفق باشید.
    الهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد

  9. تشکرها 3


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۶
    نوشته
    1,188
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    رعنای گلم سلام
    مطالبت رو خیلی بالا پایین کردم و با هزاران پرونده ی دادگستری مقایسه کردم
    هر موقع واقعا خواستی تصمیم قطعی بگیره و پاش وایسی بیا ببرمت زنهایی رو که امروز تو دیروز اونا و امروز اونا فردای توئه نشونت بدم شاید برات بهتر جا بیفته که انتخاب فقط با عقل کار داره و اونی که با عشق مربوط میشه زندگی بعد از انتخابه
    یه نگاه به سرتاپات بکن
    ببین تو افرینش خدا حکمتی وجود داشته که ترتیب اندامت اینطوریه
    ببین سرت از همه ی اندامت بالا تره بعد پایین تر از اون قلبته
    خوب این یعنی چی؟ یعنی هر موقع عقلت تایید کرد بعد به دلت نگاه کن ببین چی میگه
    به افسردگیشم فکر نکن چون افسردگی برعکسش خیلی بیشتره
    اون لحظه ای رو ببین که تو دادگاهها داری دنبال حق بچه هات میدوی
    اون لحظخ ای که از خجالت شکستت خودت رو از نگاه همه پنهان میکنی
    اون لحظه ای رو که همه ی همسنات دارن پیشرفت میکنن و تو به خاطر انتخاب غلطت داری درجا میزنی یا حتی داری عقبی میری و هزارتا لحظه ی تحقیر امیز و نفرت انگیز دیگه
    اگه باور نداری من حاظرم تمام نمونه هاشو بهت نشون بدم
    به هر حال خودت میدونی ماشاالله دیگه از سن وسال بچگیتم گذشته و عاقلی
    دو تا شعر برات مینویسم خیلی خیلی روشون فکر کن


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۶
    نوشته
    1,188
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    امروز بدان مصلحت خویش که فردا
    دانی و پشیمان شوی و سود ندارد


  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۶
    نوشته
    1,188
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    چرا عاقل کند کاری
    که باز ارد پشیمانی

    چرا؟؟؟

    فقط به خاطر عشقی که امروز هست و فردا معلوم نیست باشه؟؟؟؟؟
    ویرایش توسط yeganeh : ۱۳۸۶/۱۱/۱۲ در ساعت ۱۸:۲۷


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود