جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مقام زن در کتاب مقدس

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    245
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    1
    گالری
    0

    مقام زن در کتاب مقدس




    1- برتری بی چون و چرای مرد بر زن

    « اما می خواهم شما بدانید که سر هر مرد مسیح است وسر زن مرد» (رسالهء پولس، اول قرنتیان 11 : 3 ) زنان از مسيح محرومند.

    2- مرد جلال خداست و زن جلال مرد !

    « زیرا که مرد را نباید سر خود را بپوشد چونکه او صورت و جلال خداست اما زن جلال مرد است !» (رساله ء پولس اول قرنتیان 11 : 7) فقط مردان مي توانند جلال خدا باشند.

    3- برتری مردان بر زنان ، همچون برتری مسیح بر کلیسا

    « شوهر سر زن است چنانکه مسیح نیز سر کلیسا» (افسسیان 5 :۲۳)

    4- زن باید مطیع مرد باشد همانگونه که ما مطیع خدا هستیم !

    «ای زنانشوهران خود را اطاعتکنید چنانکه خداوند را » !!! (افسسیان 5 : 22)

    « همچنانکه کلیسا مطیع مسیحاست همچنین زنان نیز شوهران خود را در هر امریباشند» (افسسیان 5 : 24)

    5- زن یکبار فریب خوردپس دیگر ساکت باشد و تعلیم ندهد :

    « و زن را اجازت نمی دهم كه تعلیم دهد......بلكه در سكوت بماند زیراكه آدم اول ساخته شد و بعد حو‌ّا و آدم فریب نخورد بلكه زن فریب خورد »

    نتیجه اینکه به دو دلیل زن حق تعلیم ندارد : 1 - دوم خلق شد 2او بود که فریب خورد .همه كاسه كوزه ها سر زن شكست . وقتی در ابتدای پیدایش انسان آدم و حوا گنا كردند خداوند برای هر یك جریمه ای مقرر كرد

    « و به زن گفت: درد و حمل تو را بسیار افزون گردانم با درد ، فرزندان خواهی زایید و اشتیاق تو به شوهرت خواهد بود واو بر تو حکمرانی خواهد کرد » (سفر پیدایش باب 3)

    7- زنان برای مردان آفریده شدند !

    « و نیز مرد بجهت زن آفریده نشد بلکه زن برای مرد » (قرنتیان 11 : 9) زنان خلقت مستقلي ندارند و فقط وسيله اي براي مرد هستند.
    8- رستگاری زن در گروی زاییدن !

    « آدم فریب نخورد بلكه زن فریب خورده اما به زاییدن رستگار خواهد شد«
    9- فروختن دختر به عنوان کنیز !

    یكی از احكام كه در عهد عتیق ذكر شده احكام فروختن دختر به عنوان كنیز است و برای آن قوانینی وضع نموده اند و مسیحیان این احكام را از جانب خداوند میدانند (سفر خروج ۲۱ : ۷)
    10- زنان ؛ ناپاک !

    مطابق کتاب مقدس زن پس از دو بار طلاق ناپاک می شود ! (تثنیه 24 : 4)
    زنی که حیض می بیند ؛ تا هفت روز ناپاک است و اگر کسی هم به او دست بزند ناپاک می شود !
    « و اگر زنی جریان دارد! و جریانی که در بدنش است خون باشد هفت روز در حیض خود بماند و هر که او را لمس کند تا شب نجس باشد ! و بر هر چیزی که در حیض خود بخوابد نجس باشد و بر هر چیزی بر آن بنشیند نجس باشد و هر که بستر او را لمس کند رخت خود را بشوید و با آب غسل کند و تا شب نجس باشد. و هر که چیزی را که او بر آن نشسته بود لمس کند رخت خود را بشوید و با آب غسل کند و تا شب نجس باشد. و اگر آن بر بستر باشد یا بر هر چیزی که او بر آن نشسته بود چون آن چیز را لمس کند تا شب نجس باشد. و اگر مردی با او هم بستر شود و زن حایض باشد، مرد تا هفت روز نجس خواهد بود و هر بستری که بر آن بخوابد نجس خواهد بود » (سفر لاویان، باب 15، شماره 19 تا آخر)

    آیا براستی زنان در هر ماه یک هفته را باید نجس باشند و هیچ کس هم به ایشان دست نزند ؟، بستری که بر آن می خوابد و هر جایی که بر آن می نشیند نجس می­شود؟ !!! آیا این همان کرامت زن است ?

    البته احتمالا عده ای شروع به مقایسه با دین اسلام می کنند بنده به دنبال مقایسه نیستم و اگر کارشناسان خواستند می توانند این کار را بکنند فقط خواستم عرض کنم مسیحیت هم آن طور که تصور می شود نیست


    ویرایش توسط حبیب الله313 : ۱۳۸۸/۰۸/۲۱ در ساعت ۰۷:۲۳

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    83
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    اولا اينكه چيزي كه در تثنيه آمده يعني در تورات نوشته شده د انجيل منسوخه شريعت براي مسيحيان برداشته شده . پس تورات و انجيلو فرق قائل بشيد بينشون لطفا ! دوما معاني استفاده اي برخي عبارات كه به صورت مثل آمده رو بايد درك كرد نه ظاهر رو . مثلا در مورد سر بودن و..من در سايتي مطلبي خوندم واقعا لذت برم دقيقا اين مطالبو باز كرده بود پيداش كنم ميزارم . و نيز آنچه معلوم است بحث به كنيزي بردن زنان در اسلام است كه در جنگها زنان قوم شكست خورده ميشدند كنيز مسلمانان و بدون عقد نكاح همبستر آنان !!! و بخاطر داشته باشيد مادر امام زمان نيز به صورت كنيز دستگير شد !! و به نام نرجس فروخته شد و... اين قانون اسلامه و نيز عيسي و طرفداري از زنان
    دورنماي طرفداري از حقوق زنان: عيسي از مدافعين طرفداري از زنان و حقوق زنان بود.
    به نوشتة مارلين آدامسون

    ناظرين طرفداري از حقوق زنان، اغلب از مذاهب مختلف به خاطر رفتاري كه با زنان دارند انتقاد ميكنند. در اين خصوص حق كاملاً با آنان است. ميتوان به مثالهايي از تجاوز مذهبي به حقوق زنان اشاره كرد كه چه در ايالات متحده و چه در سطح بينالمللي رواج دارد. آنچه كه ناظرين طرفداري از حقوق زنان در نظر نميگيرند اين است كه عيسي يكي از مهمترين متحدين طرفداري از حقوق زنان بوده است.

    به تمدن و فرهنگ خاورميانه در دورة عيسي بنگريد. عالمين يهودي با اين كلمات جلسات خود را در معبد آغاز ميكردند: «خداوندا، من بسيار خوشبخت هستم زيرا كه مرا زن نيافريدي.» زنان از مذهب محروم بودند و كنار گذاشته ميشدند و به ندرت در خفا تورات به آنان تعليم داده ميشد. در حالي كه عيسي تعداد بسياري از زنان را به طور علني جزو شاگردان خود به حساب ميآورد و با اين كار موجب برانگيخته شدن خشم رهبران يهودي ميشد. عيسي به تودههاي مردم چه زن و چه مرد تعليم ميداد، زنان و مردان را به يك اندازه شفا ميداد و به يك اندازه براي آنان معجزه ميكرد. در آن زمان، عيسي با تبعيضهاي موجود بين زنان و مردان در ارتباط با قوانين اجتماعي نيز مبارزه ميكرد. قانوني وجود داشت كه به مردان اجازه ميداد به هر دليلي زن خود را طلاق دهند. براي مثال اگر شام سر موقع آماده نبود، مرد اجازه داشت زن خود را طلاق دهد. تصورش را بكنيد كه اين قانون تا چه اندازه ناامني ايجاد كرده و ظلم و ستم را در حق زنان روا ميداشت. همانطور كه انتظار ميرود زن هرگز اجازه نداشت شوهر خود را طلاق دهد. اما عيسي اعلام نمود كه زن و مرد هر دو حق آن را دارند تا از يكديگر جدا شوند، اما فقط در صورت زنا. عيسي فرمود كه حتي در صورت زنا نيز طلاق خارج از نقشه و مقصودي است كه خداوند در خصوص ازدواج در نظر گرفته است.

    قانون ديگري كه در آن دوره رواج داشت سنگسار كردن زنان و مرداني بود كه در حين زنا دستگير ميشدند. اين مجازات اغلب اوقات در خصوص مردان ناديده گرفته ميشد و مجازات تنها در خصوص زنان اجرا ميگرديد. همه ميخواستند بدانند كه عيسي در مورد زني كه زنا كرده است چه واكنشي نشان خواهد داد. يك روز چندين مرد زني را كشان كشان نزد عيسي آوردند. آنان زن را هنگام همخوابگي با مردي دستگير كرده بودند. شايد هم آن مرد يكي از دوستان خودشان بود. آنها از عيسي خواستند تا براي سنگسار كردن آن زن رضايت خود را اعلام كند. آنان ميدانستند كه عيسي را در موقعيت بدي قرار دادهاند و كارت برنده در دستشان است. اگر عيسي نسبت به آن زن زناكار رحم و شفقت نشان ميداد، پس معلوم ميشد كه او شخصي غير موثر است و در ضمن دشمن قانون آنها به حساب ميآمد. از طرفي اگر زن را سنگسار ميكرد، رفتار او مخالف منش محترمانة وي نسبت به زنان محسوب ميگرديد و لذا هر آنچه كه دربارة رحم و بخشش تعليم داده بود، خود نقض ميكرد.

    عيسي رو به آنان كرده فرمود: «هر كه از شما گناه ندارد، اول بر او سنگ اندازد.» احتمالاً اين اظهار عيسي، و حضور وي باعث شد تا جمع مردان حاضر تحت تاثير قرار گيرند. آنها يكي يكي از آنجا دور شدند. عيسي رو به زن نادم نموده و گناهان وي را كاملاً بخشيد، طوري كه تنها خداوند قادر است ببخشد.

    فيليپ يانسي، كه يك نويسنده است، اينگونه توضيح ميدهد: «عيسي حكمت و معرفتي را كه در زمان وي پسنديده و مقبول بود، براي زنان و مردم ستمديده دگرگون ساخت. مطابق با گفتة محقق كتاب مقدس، والتر وينك، در هر چهار انجيل، عيسي هنگام مواجهه و رويارويي با زنان، آداب و رسوم زمان خود را در هم ميشكست.»

    بنابراين متوجه ميشويم كه چرا زنان، عيسي را دوست داشتند. زماني كه اغلب حواريون عيسي براي نجات جان خود فرار كرده بودند، اين زنان بودند كه در پاي صليب در كنار وي ايستادند. همچنين پس از مصلوب شدن و قيام، عيسي اولين بار خود را به زنان آشكار نمود. اين واقعاً جالب توجه است. قيام عيسي، شهادت و گواهي بود بر تمامي اظهاراتي كه وي در ارتباط با خداوند بودن خود بيان مينمود. اگرچه زنان در فرهنگ و تمدن آن زمان جايگاه كوچكي داشته و به عنوان سخنگويان مذهبي هيچ اختياري نداشتند، اما عيسي اين نقش را به زنان سپرد تا رفته و ديگران را از قيام او مطلع سازند. چرا؟ شايد به اين دليل كه عيسي ميخواست اين حقيقت را استوار سازد كه او به خاطر گناهان زنان و مردان به اين جهان آمد تا جان خود را فدا سازد. شايد عيسي ميخواست زنان و مردان بدانند كه او مايل است بخشش كامل گناهان را به آنان عطا كند و قادر است تا آنان را هدايت كرده، و آرامش و حيات ابدي را به آنها بدهد.

    اگر مايل هستيد تا دربارة چگونگي تاثير متقابلي كه عيسي در ارتباط با زنان داشت بخوانيد، و مايليد بدانيد كه عيسي دربارة حيات ابدي چه فرمود، «انجيل يوحنا» باب يازدهم را از كتاب مقدس مطالعه كنيد
    ویرایش توسط حبه انگور : ۱۳۸۸/۰۸/۲۲ در ساعت ۰۰:۵۸

  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    964
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط حبیب الله313 نمایش پست

    10- زنان ؛ ناپاک !


    مطابق کتاب مقدس زن پس از دو بار طلاق ناپاک می شود ! (تثنیه 24 : 4)




    زنی که حیض می بیند ؛ تا هفت روز ناپاک است و اگر کسی هم به او دست بزند ناپاک می شود !



    « و اگر زنی جریان دارد! و جریانی که در بدنش است خون باشد هفت روز در حیض خود بماند و هر که او را لمس کند تا شب نجس باشد ! و بر هر چیزی که در حیض خود بخوابد نجس باشد و بر هر چیزی بر آن بنشیند نجس باشد و هر که بستر او را لمس کند رخت خود را بشوید و با آب غسل کند و تا شب نجس باشد. و هر که چیزی را که او بر آن نشسته بود لمس کند رخت خود را بشوید و با آب غسل کند و تا شب نجس باشد. و اگر آن بر بستر باشد یا بر هر چیزی که او بر آن نشسته بود چون آن چیز را لمس کند تا شب نجس باشد. و اگر مردی با او هم بستر شود و زن حایض باشد، مرد تا هفت روز نجس خواهد بود و هر بستری که بر آن بخوابد نجس خواهد بود » (سفر لاویان، باب 15، شماره 19 تا آخر)


    آیا براستی زنان در هر ماه یک هفته را باید نجس باشند و هیچ کس هم به ایشان دست نزند ؟، بستری که بر آن می خوابد و هر جایی که بر آن می نشیند نجس می­شود؟ !!! آیا این همان کرامت زن است ?
    درتایید فرمایشات علمی جناب حبیب الله313 ،
    کشیشان اروپایی، زن را به نام‌های «سقوط مرد» و «گناه طغیان شیطان» می‌نامیدند.[1]‌
    هانری هشتم، پادشاه انگلستان حکمی صادر کرد که بر اساس آن،زنان، دزدان و ارواح خبیثه حق نداشتند کتاب مقدس را لمس کنند.[2]
    بدنبال آموزه های کلیسا و کشیشان که حقوق زن را نادیده میگرفتند، در این حکم زن با دزدان و ارواح خبیثه در یک مرتبه قرار داده شده است!!

    -------------------
    1-علی زمانی خلخالی، زن از دیدگاه اسلام، انتشارات قرآن، ص 28.
    2-محمدرضا جلیلی، جایگاه زن در اسلام و یهودیت، انتشارات دستان، ص 36


    نقل قول نوشته اصلی توسط حبه انگور نمایش پست
    اولا اينكه چيزي كه در تثنيه آمده يعني در تورات نوشته شده د انجيل منسوخه شريعت براي مسيحيان برداشته شده . پس تورات و انجيلو فرق قائل بشيد بينشون لطفا !

    مسیحیان طبق آیه 17 باب 5 انجیل متی باید از تورات تبعیت کنند چرا که در آنجا آمده است :

    عیسی فرمود : گمان مبرید که آمده ام تا تورات یا صحف انبیاء را باطل نمایم بلکه تا تمام کنم زیرا هر آینه به شما میگویم تا آسمان و زمین زائل نشود،همزه یا نقطه ای از تورات هرگز زائل نخواهد شد تا همه تورات واقع شود . پس هرکه یکی از این احکام کوچکترین را بشکند و به مردم چنین تعلیم دهد ، درملکوت آسمان کمترین شمرده شود. اما هر که بعمل آورد و تعلیم نماید ، او در ملکوت آسمان بزرگ خوانده خواهدشد.



  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    83
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    شریعت داوری را با خود به همراه دارد زیرا گناه توسط خدا داوری میشود و شریعت گناهان ما را به ما نشان میدهد و نیز عیسی مسیح رهایی از این داوری را برای ما به ارمغان می آورد



    اينكه عیسی فرمود : گمان مبرید که آمده ام تا تورات یا صحف انبیاء را باطل نمایم بلکه تا تمام کنم . بله . باطل نشده همچون آياتن قرآن تمام شدن يعني ناسخ و منسوخ كه در قرآن هم هست . پس تكميل شدن آن . البته بايد بگم زن حيض در اسلام نيز همچون تورات (نه انجيل ) زماني كه حيض هستند نميتوانند در حرم ائمه يا مساجد بمانند . يا لمس كنند آيات قرآن را .ضمنا بايد بگم آنچه نوشته شده زن پس از دو طلاق ناپاك است يعني حرام است . متن اصلي عبري و ترجمه شريف رو نيگاه كنيد ميفهميد اين در اسلامم هست . بعد از طلاق هاي متعدد زن بر مرد حرام ميشود كه اين تاپيكم بهتون پيشنهاد ميكنم!!http://www.askquran.ir/showthread.php?t=2399&p=208925
    شریعت داوری را با خود به همراه دارد زیرا گناه توسط خدا داوری میشود و شریعت گناهان ما را به ما نشان میدهد و نیز عیسی مسیح رهایی از این داوری را برای ما به ارمغان می آورد
    "بلکه کتاب همه چیز را زیر گناه بست تا وعده ای که از ایمان به عیسی مسیح است ایمانداران را عطا شود.اما قبل از امدن ایمان زیر شریعت نگاه داشته بودیم و برای ان ایمانی که میبایست مکشوف شود.بسته شده بودیم.پس شریعت لالای ما شد تا به مسیح برساند تا از ایمان عادل شمرده شویم.لیکن چون ایمان امد دیگر زیر دست لالا نیستیم"غلاطیه فصل 3آیات ۲۲تا ۲۴
    ویرایش توسط حبه انگور : ۱۳۸۸/۰۸/۲۲ در ساعت ۰۰:۰۸

  8. تشکر


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    964
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط حبه انگور نمایش پست
    شریعت داوری را با خود به همراه دارد زیرا گناه توسط خدا داوری میشود و شریعت گناهان ما را به ما نشان میدهد و نیز عیسی مسیح رهایی از این داوری را برای ما به ارمغان می آورد



    اينكه عیسی فرمود : گمان مبرید که آمده ام تا تورات یا صحف انبیاء را باطل نمایم بلکه تا تمام کنم . بله . باطل نشده همچون آياتن قرآن تمام شدن يعني ناسخ و منسوخ كه در قرآن هم هست . پس تكميل شدن آن . البته بايد بگم زن حيض در اسلام نيز همچون تورات (نه انجيل ) زماني كه حيض هستند نميتوانند در حرم ائمه يا مساجد بمانند . يا لمس كنند آيات قرآن را .
    شریعت داوری را با خود به همراه دارد زیرا گناه توسط خدا داوری میشود و شریعت گناهان ما را به ما نشان میدهد و نیز عیسی مسیح رهایی از این داوری را برای ما به ارمغان می آورد
    "بلکه کتاب همه چیز را زیر گناه بست تا وعده ای که از ایمان به عیسی مسیح است ایمانداران را عطا شود.اما قبل از امدن ایمان زیر شریعت نگاه داشته بودیم و برای ان ایمانی که میبایست مکشوف شود.بسته شده بودیم.پس شریعت لالای ما شد تا به مسیح برساند تا از ایمان عادل شمرده شویم.لیکن چون ایمان امد دیگر زیر دست لالا نیستیم"غلاطیه فصل 3آیات ۲۲تا ۲۴
    بنظرمیرسد مطالبی که تاکنون نوشتید هیچ کدام جوابی در رد مطالب مستند پست اول این تاپیک نبود و متاسفانه برخی از مطالبی که نوشته ایدمطالب نامرتبط به موضوع زن در کتاب مقدس هست که هرکدام جواب خود رادارد اما تمایل ندارم موضوع تاپیک منحرف شود اگر همان مطالب را در تاپیک جداگانه بنویسیدحاضرم جواب برداشتهای اشتباهتان را آنجا بدهم.

    اولا:نسخ در قرآن و... بمعنای ابطال احکام گذشته نیست بلکه همانطور که شما گفتید «اتمام» زمان حکم قبلی است. تا اینجا هر دوتقریبا مشترک هستیم.

    ثانیا:
    1)ولی شما ابتدا گفتید این احکام جدید «اتمام» است وبعد یک مطلب کمی مبهم از کتاب مقدس آوردید که عیسی آمد تا رهایی از این داوری را به ارمغان آورد ، پس بالاخره حضرت عیسی اتمام شریعت کرد یا اطلاق از شریعت؟!

    2)آیا خودعیسی مسیح (ع) که دستور بالا را داد نمیدانست که تورات فقط برای رسیدن به ایمان است و دیگر زیر دست لالا نیستید...؟!


    ثالثا: نسخ (به هر معنا که باشد) نسخ حکمی است شبیه حکم قبلی که با حکمت واضع حکم ناسازگار نیست. مثلا سمت قبله به طرف بیت المقدس بود بعدا به سمت کعبه برگشت واین خود حکمت داشته که اتفاقا درهمان آیات قرآن حکمتش ذکر شده ولی آیا مسئله ی زنان در کتاب مقدس به این معنا حکمت داشته؟!

    مثالی میزنم:
    اگر شخص x خبر بدهد که حاکمی(دارای صفت حکمتی) به یک مامور گفته برو به مردم بگو فلانی از حیوان هم بدتر است اصلا بااو معاشرت نکنیدو بعدچندسال به مامور دیگری گفته برو به مردم بگو آنچه را که مامورقبلی درمورد فلانی گفته بود راست نبوده و اتفاقا برعکس آدم بسیارخوبی است آیا دراینصورت یا باید درحکمت آن حاکم شک کرد-که حکمت حاکم برایتان یقینی شده و مسلما شک نمیکنید- یااینکه شخص x خبر را جعل کرده است؟!



    نتیجه:
    ما اعتقاد داریم که شریعت راستین حضرت عیسی (ع) زنان را تکریم می کرد و شریعت راستین حضرت موسی (ع) به زنان با کرامت انسانی نگاه می کرد ولی انحرافات ایجادشده توسط افرادبعداز ایشان موجب این عقاید انحرافی شده است که بر پایین بودن جایگاه زن نسبت به مرد صحه میگذارد.
    ویرایش توسط .:تسنیم:. : ۱۳۸۸/۰۸/۲۱ در ساعت ۱۶:۳۱


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    1,002
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    11 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0



    مثلا در مورد سر بودن و..من در سايتي مطلبي خوندم واقعا لذت برم دقيقا اين مطالبو باز كرده بود پيداش كنم ميزارم . و نيز آنچه معلوم است بحث به كنيزي بردن زنان در اسلام است كه در جنگها زنان قوم شكست خورده ميشدند كنيز مسلمانان و بدون عقد نكاح همبستر آنان !!! و بخاطر داشته باشيد مادر امام زمان نيز به صورت كنيز دستگير شد !! و به نام نرجس فروخته شد و... اين قانون اسلامه و نيز عيسي و طرفداري از زنان
    با درود و احترام خدمت شما دوست عزیز

    یک توصیه ، در اینجا در این تایپیک درباره مقام زن در کتاب مقدس بنویسید و اگرخواستید درباره حقوق زن در اسلام بحث کنید یک تایپیک جداگانه بگذارید

    نرجس خاتون همانطور که میدانید و خیلی مشهور است از اسرای جنگی و کنیزان رومی بوده است ...

    اما ازدواج با کنیز ، که پیش از این اساتید فکر کنم در همین سایت مفصلا این مبحث را موشکافی و باز کرده اند :

    رابطۀ زن و شوهر بودن یک رابطۀ اعتباری است و نه یک امر حقیقی. در اسلام یکی از راههای برقراری این رابطه، خواندن «صیغۀ عقد» است. یکی دیگر از سببهای برقراری این رابطه مالکیت است ولی دارای شروط زیر است:

    ۱. مالك، كنيزش را به ازدواج شخص ديگر درنياورده باشد.
    ۲. مالك،كنيز را به ديگرى نبخشيده باشد.
    ۳.اگر كنيز با شخصِ ديگرى ازدواج كرده باشد يا اورا به ديگرى بخشيده باشند، پس از سپرى شدن مدّت زمان عده‏ى طلاق با شوهرش يا تمامشدنِ زمان بخشش، مجدداً كنيز بر مالكش حلال مى‏شود.
    ۴. كنيز در حالِ گذراندن ايّامعدّه (عدّه‏ى طلاق از شوهر قبلى‏اش) يا ايام استبراء (در آنجا كه محلّل واقع شده)،نباشد.
    ۵. قبلًا پدر مالك كنيز با كنيز، نزديكى نكرده باشد.
    ۶. كنيز، بين چند صاحبمشترك نباشد.
    ۷. قبلًا فرزند مالك كنيز با او نزديكى نكرده باشد.
    ۸. كنيز بامولايش قرارداد نبسته باشد كه پول خود را بدهد تا آزاد شود (در اصطلاح مُكاتَبنباشد).
    ۹. كنيز، كاملًا تحت تصرّف مالك باشد.

    نظر به اینکه اسلام علیرغم برداشتن بسیاری از احکام سنگین بردگی برخی از آنها را سر جایشان باقی گذاشت، کنیز و برده حق این را نداشتند که بدون اذن مالک ازدواج کنند و این فرمان بدون شک برای کنیزان مفیدتر بود زیرا اگر صاحب بدانها نظر داشت نمیگذاشت با کسی هم ازدواج کنند و این باعث آزار بیشتر آنان میشد ولی چنانکه در بالا آمد اگر کنیز با کسی ازدواج میکرد صاحبش دیگر حق نزدیکی با وی را نداشت. ضمن اینکه اگر کنیز برای صاحبش بچه میاورد آزاد بود پس این حق نزدیکی برای خود کنیز هم عواقب مثبتی داشت.

    در ضمن کنیز مجبور نبود حتما به نزدیکی با صاحب خود تن در دهد بلکه میتوانست طبق بند(۸) که در قرآن آمده است برای آزادی با صاحب خود قرارداد ببندد و حق آزادی خویش را با کار کردن بپردازد.

    ادامه دارد





اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود