صفحه 2 از 44 نخست 123412223242 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: به شهدا بگو ... حرفای دلت رو ... دلتنگی هات رو ...

  1. #11
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    9,030
    مورد تشکر
    11,641 پست
    حضور
    3 روز 9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    89

    ای شهیدان...




    ای شهیدان!

    ما بعد از شما هيچ نكرديم!!!

    لباس هاي خاكي تان را در ميدان هاي مين

    و لابه لاي سيم خاردارها رها كرديم

    عهدمان را شكستيم

    و دعاي عهد را فراموش كرديم

    زمان ندبه و سمات را گم كرديم.

    شربت هاي صلواتي را با نسيان بر زمين ريختيم و به عطش خنديديم.

    بر تصاوير نوراني تان روي ديوارهاي شهر رنگ غفلت پاشيديم و پوستر تبليغاتي نصب كرديم.

    تاول شيميايي را از ياد برديم و غيرت ها را به بهايي اندك فروختيم...

    عشق را به بازي گرفتيم و از خونهايتان به راحتي گذشتيم...

    اما باز هم اميدي هست!!!

    آري ! تا ولايت هست هنوز اميد داريم

    ویرایش توسط گل نرگس : ۱۳۸۸/۰۹/۰۱ در ساعت ۰۶:۲۳
    شهدا شمع محفل دوستانند، شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان "عند ربهم یرزقون" اند و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" پروردگارند.
    امام خمینی (ره)




  2. #12

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3
    مورد تشکر
    10 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بهای بهشت کالای عشق است یعنی خون
    قسمتی از وصبت نامه شهید باغانی بود که الان داشتم می خوندم
    فقط باید بگم جز شرمندگی درمقابل شهدا چیز دیگری نداریم در قیامت اگر ازما سوال کنند که چه کرده ایم در برابر خون اونا چی جواب بدیم


  3. #13

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3
    مورد تشکر
    10 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ویرانه نه آن است كه جمشید بنا كرد
    ویرانه نه آن است كه فرهاد فرو ریخت
    ویرانه دل ماست كه هر جمعه به شوقت
    صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ریختبه شهدا بگو ... حرفای دلت رو ... دلتنگی هات رو ...

    اللهم عجل لولیک الفرج



  4. #14

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3
    مورد تشکر
    10 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    قابل توجه
    قسمتي از وصيت نامه سردار شهيد حميد باکري
    زماني فرا مي رسد که جنگ تمام مي شود و رزمندگان امروز به سه دسته تقسيم مي شوند:


    ۱.دسته اي به مخالفت با گذشته خود بر مي خيزند و از گذشته خود پشيمان مي شوند.

    ۲.دسته اي راه بي تفاوت مي گزينند و در زندگي مادي خود غرق مي شوند و همه چيز را

    فراموش مي کنند.

    ۳.دسته سوم به گذشته خود وفادار مي مانند و احساس مسئوليت مي کنند که از شدت

    مصائب و غصه ها ،دق خواهند کرد.

    پس از خدا بخواهيد که با وصال شهادت از عواقب زندگي بعد از جنگ در امان بمانيد.


  5. #15

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    1,016
    مورد تشکر
    2,020 پست
    حضور
    27 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    28
    گالری
    42



    نقل قول نوشته اصلی توسط گل نرگس نمایش پست
    ای شهیدان!

    ما بعد از شما هيچ نكرديم!!!

    لباس هاي خاكي تان را در ميدان هاي مين

    و لابه لاي سيم خاردارها رها كرديم

    عهدمان را شكستيم

    و دعاي عهد را فراموش كرديم

    زمان ندبه و سمات را گم كرديم.

    شربت هاي صلواتي را با نسيان بر زمين ريختيم و به عطش خنديديم.

    بر تصاوير نوراني تان روي ديوارهاي شهر رنگ غفلت پاشيديم و پوستر تبليغاتي نصب كرديم.

    تاول شيميايي را از ياد برديم و غيرت ها را به بهايي اندك فروختيم...

    عشق را به بازي گرفتيم و از خونهايتان به راحتي گذشتيم...

    اما باز هم اميدي هست!!!

    آري ! تا ولايت هست هنوز اميد داريم
    ای شهیدان ، ما شما را هنوز از یاد نبرده ایم...
    زمزمه های نیمه شب و مردانگی های روزتان را از یاد نبرده ایم...
    چهره های معصومانه و سکوت مظلومانه تان را از یاد نبرده ایم.......
    «عاشورا»ی صبح و «جامعه کبیره» شبهایتان را از یاد نبرده ایم...
    عشق ولایت و شور شهادت را از یاد نبرده ایم...
    نماز حسینی(ع) و جهاد خمینی(ره) را از یاد نبرده ایم...
    آری ای شهید ،،،
    عهدی دیگر با خدای خویش تازه می کنیم که تا کرانه های تاریخ ، تا واپسین مرگ ، تا قیام قیامت دست از دامان مولای خویش «حسین بن علی(ع)» نکشیم و تا آخرین لحظه زندگی و تا آخرین قطره خون رهبر عزیز و مقتدای فاطمی خود «سید علی حسینی خامنه ای« را تنها نگذاریم...

    آن روزها دروازه شهادت داشتیم و حالا معبری تنگ ، برای شهید شدن هنوز هم فرصت هست ، دل را باید صاف کرد.
    حضرت امام خامنه ای

    اینجا "فضای مجازی" نیست، فضای بازی گلوله هاست و باز هم وبلاگ حاجی بخشی دارد در سه راهی شهادت آتش می گیرد. دیروز عده ای اجازه دادند "علــی(ع)" در "فضای کوفه" تنها بماند اما ما نمی گذاریم "سید عــــلی" حتی در "فضای سایبر" تنها بماند...

    هر عمامه به سری که از رهبر مکرم فاصله بگیرد لعنت خدا برش باد.
    آیت الله شهید سید عبدالحسین دستغیب


  6. #16
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    9,030
    مورد تشکر
    11,641 پست
    حضور
    3 روز 9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    89

    دل هایی خونین




    بال های خسته


    پرهای شکسته


    دل هایی خونین


    سجاده های خاک گرفته


    گله هایی در خواب


    دل هایی گمشده


    و مجالی که نیست !


    گاز خردل


    سرفه هایی سنگین


    و یارانی که


    هزاران سال بعد


    طعمه باستان شناسانند


    غربتی غریب


    کوچه پس کوچه هایی دلتنگ


    شهری دل مرده


    با سنگفرشی اسیر


    گرفتار بازندگانی


    نا آشنا با زندگان


    و شهدایی تفحص شده


    که در معراج شهر


    دلتنگ و بی قرار


    رمل های فکه و قتلگاه و راه خون


    و آرزویی غریب


    که کاش تفحص نمی شدند


    به حرف تو رسیدم


    ای دوست !


    کاش تفحص نمی شدم

    شهدا شمع محفل دوستانند، شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان "عند ربهم یرزقون" اند و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" پروردگارند.
    امام خمینی (ره)




  7. #17

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    757
    مورد تشکر
    2,950 پست
    حضور
    1 روز 20 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    39
    آپلود
    3
    گالری
    5



    شهادت نردبان آسمان بود
    شهادت آسمان را نردبان بود

    چرا برداشتند اين نردبان را؟
    چرا بستند راه آسمان را؟

    مرا پايي به دست نردبان بود
    مرا دستي به بام آسمان بود

    تو بالا رفته اي من در زمينم
    برادر رو سياهم شرمگينم

    ای شهید ، ای آنکه بر کرانه‌ی ازلی و ابدی وجود برنشسته‌ای،
    دستی بر آر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون کش

    *****************

    إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ
    http://kalem-tayeb.ir


  8. #18

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    767
    مورد تشکر
    3,316 پست
    حضور
    2 روز 10 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    2



    سلام بر استاد قلم:شهید مرتضی آوینی

    یادت هست روزگاری در مورد دوستانت گفته بودی که بر کرانه ی ازلی وابدی وجود نشسته اند . حالا خودت هم در آن لا زمان و لامکان تاریخ نشسته ای و ماهم خوب در بطن تاریخ غوطه وریم . .
    خوب به روز مرگی افتاده ایم وخوب شما را یادمان رفته خیلی بیشتر به همان عادات سخیفه دل بسته شده ایم ،آنقدر که ترک آن عادات سخیفه برایمان سخت است .
    سید مرتضی !!!
    یادت هست چقدر سخت می کوشیدی که لیبرالیسم و روشنفکری بر تار وپود هنر و تفکر این مرز و بوم سایه نگستراند؟ حالا کجایی تا ببینی حتی خودمان هم مبلغان سرسخت لیبرالیسم شده ایم . حتی گاهی می توان درک رفتارهای همان دشمنانی که سخت کوشیدی تا دستانشان رو شود را نداریم .
    یادت هست چقدر گفتی ((وای بر ما اگر اجازه دهیم که روشنفکران وارث انقلاب شوند ))*حالا گاهی خیلی مفتخریم که فلان روشنفکر غرب زده که هیچ دردی از مردمان این مرز و بوم را نمی فهمد برایمان در فلان نشریه هورایی بکشد . حالا مصاحبه ی آدم هایی با برداشتهای عجیب و غریب از انقلاب در نشریات و صدا و سیما – همانی که حضرت امام ( ره) روزگاری آن را دانشگاه خواند – بسیار زیاد شده . آدم هایی که مثل قارچ روئیده اند و نسل های جدید انقلاب فکر می کنند که اینها همه کاره انقلاب بوده اند .
    می بینی سید ! خوب حرفهای شما و دوستانتان و پیر و مقتدایمان ـ همان پیرمرد دوستداشتنی جماران ــ را گوش داده ایم .
    کلی از جملات شما را حفظ کرده ایم و بسیاری بیشتر از آنها را بر در و دیوار کوبیده ایم . خیالت راحت باشد کتابهایت چندین بار تجدید چاپ شدند . اما هیچ گاه درست بررسی نشد . اندیشه ات انگاری برای عده ی زیادی واپس گرا بوده است . چون هیچ کس کاری به کار اندیشه ات ندارد ، در عوض همه جا عکسی از تو را با ذکر جمله ای نوشته اند .
    دلتنگ صدایت شده ام . . . . .
    دیگر چه می خواهی سید ؟؟!!!
    این همه بعد از شما کار کرده ایم کافی نیست ؟؟!!
    خداحافظ سید .
    دعا کن خدا ما را هم از شر خودمان حفظ کند .

    محبت و عشق واقعی ،خود زاییده شناخت و معرفت است،ناگهانی و تک بعدی نیست،حاصل تدریج است و به موازات رشد و تحول آدمی و اعتلای معرفت و بینش نسبت به محبوبها و مطلوبها صد چندان می شود.



  9. #19

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    35
    مورد تشکر
    87 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خیلی ها جنگ کشورهای خارجی رو مصیبت می دونند.ای کاش جنگ خارجی بود .ولی مردم خودمون به جون هم نمیوفتادند.مصیبت واقعی اینه.چه قدر دلم میگیره که تو جنگ ایرا ن و عراق نبودم و شهید نشدم.خوش به حالتون شهدا که رفتید و این روزهارو ندیدید.خدا می خواست غصه نخورید و نبینید روزهایی رو که بعضی از مردم پشت به ولایت و رهبری و انقلاب و جمهوری اسلامی(ارزشهای شهدا )و برادری با هموطناشون میکنند.در عوض با آمریکا و اسرائیل که شهدا ازشون متنفر بودند،برادری می کنند .ای شهدا واسه ظهوردعا کنید.این دوران دوران خیلی غمناکیه


  10. #20
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    9,030
    مورد تشکر
    11,641 پست
    حضور
    3 روز 9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    89

    ای شهید، ای عزیز




    شهر ها گسترده در بازوان بی قراری ، فریاد و التهاب ؛ در بین کوچه های پر ازدحام رسیدم به کوچه ایی ، که در ورودی کوچه نوشته بود ، کوچه شهید ...

    یادم آمد حکایت پرحماسه جنگ ، بغض کهنه ، حکایت مردان مرد ، ستاره های یکرنگی و صفا ... دلم شروع به سرودن می کند ، باید شعری گفت ، خونین و خاکی از جنس عجز ما در برابر زندگی و فریب هایش ؟! وضعیت خطر ! سکوت دلگیر غروب ، اما ستاره ها همچنان در بالای شهر راه را می نمایانند.

    زیباترین گل های عالم ، سینه سرخان سبکبال ، که در آن روزهای سرد عاشق ترین بودید ! حضرت حق از میان خیل بنی آدم شما را برگزید ، که شاگردان ممتاز مدرسه عشق حسین (ع) بودید.

    ای شهید ! ما در در شهر در میان دغدغه های ریز و درشت ، در زیر خروارها آرزو ، بین عادت ها گم شده ایم ! و هر روز به انتها می رسیم ، اما تو رو به دروازه عروج ایستاده ایی ، به سرسبزی نخل ایثار ، سربند سرخ شهادت بر پیشانی.

    بازگو روایت روایت چفیه های خاموش زمان ما را که روزی شاهد عرق جبین ها و پیشانی های به خاک سائیده بودند ، روایت عروج ستاره ها را از میان خاکریز ها و سنگرها.

    ای شهید ! تو در کدام دسته - خط ، تو در کدام جناح فعالیت
    می کردی که چنین برگزیده شدی و مشهور شدی در وسعت کهکشان؟

    وقتی در ازدحام آیینه ها تشیع ات می کردند ، یک تابلوی دیگر روی ویرانی دلهای غریب برپا شد ، اما چه حیف رازهایت را با خودت بردی ! می دانم در کدام آسمان دلت لانه کرده است ، گرچه خیلی ها فراموش کارند ، اما بدان تاریخ نامت را در صدر دفتر عشاق ثبت خواهد کرد.

    ای عزیز ! دیوارهای دلم پر از عکس لاله های سرخ گمنامی است که هر وقت در میان رنگ های بی رنگ شهر گم می شوم سری به تابلوی لاله های سرخ می زنم.

    اینجا خبر همیشه فراوان است . خبر از قتل ، غارت ، پول و طلا و ارز و سود ... اما خبر از گمنام های آشنای شهر و دیارمان نیست !

    کسانی که مایه عزت این دیار شدند.


    همچنان ایستاده ام سرکــوچه شهیـــد ...



    بی اختیــار و خستـــه از همهمه شهــــر



    می پیمودم خیابان را ...

    شهدا شمع محفل دوستانند، شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان "عند ربهم یرزقون" اند و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" پروردگارند.
    امام خمینی (ره)




صفحه 2 از 44 نخست 123412223242 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود