صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا مسلماني از اسلام فاصله گرفته است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    329
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    13 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مطلب چرا مسلماني از اسلام فاصله گرفته است؟




    بنام مهربانترينم ...
    سلام
    بنظر شما چرا مسلماني از اسلام فاصله گرفته است ؟
    چرا خيلي از ما تنها اسم مسلمان را بر خود نهاده ايم
    ادعاي مسلماني مي كنيم
    اما واقعا اسلام را رعايت نمي كنيم
    رفتار اسلامي نداريم ؟
    انديشه ي اسلامي نداريم
    يا دين را گلچين كرده ايم و هرچه به نفع بود
    رعايت كرديم و بزرگ جلوه داديم
    و هر چه به ضرر بود
    كوچك شمرديم و رعايت نكرديم
    نظر شما چيه ؟

    مزرعه را ملخ ها خوردند و ما برای کلاغ ها مترسک ساختیم ...
    این بود
    ... آغاز جهالت ما ...!!!



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    سلام




    سلام دوست عزیز

    شما در مطلبی که عنوان کردید ذکر کردید مسلمان نه مومن

    به اعتقاد من مسلمان کسی هست که خدا را قبول کرده اما هیچ یک از دستورات الهی را اجرا نمی کند. مومن کسی است که خدا را پذیرفته و از تمام دستورات الهی را اطاعت می کند
    بعضی خلفای بعد از رسول خدا مسلمان شدند عبادت می کردند، اما مومن بودند؟

    او در ظاهر خدا را پرستش می کرد و در باطن او را انکار می کرد دسته ای از مسلمانان نیز به همین صورت هستند. انها خدا را در ظاهر پرستش می کنند ولی در باطن ایات و کلام او را انکار
    می کنند .

    پس از مسلمانان انتظاری نیست شما به دنبال مومنان بگردید.
    ویرایش توسط طارق : ۱۳۸۸/۱۱/۰۸ در ساعت ۰۳:۰۴

  4. تشکرها 3


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    142
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    از تیتر موضوع و توضیحاتی که درباره آن داده اید به خوبی شما می توان پی برد
    و گویا جواب این سوال را به خوبی می دانید
    زیرا
    از قرآن گفته اید اما به زبان انسانی


  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    203
    تشکر:
    1
    حضور
    6 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    چون فکر نمیکنیم.
    اي منتظران گنج نهان مي آيد

    آرامش جان عاشقان مي آيد

    بر بام سحر طلايه داران ظهور

    گفتند که صاحب الزمان مي آيد

    اللهم عجل لولیک الفرج


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    83
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    35
    آپلود
    1
    گالری
    0

    شاد




    سلام
    کسی که اسم مسلمانی رو یدک می کشه عاشق خدا نیست و به دنبال شناخت و درک او نمیره.
    کسی که اسم مسلمانی رو یدک می کشه حلالشو حروم و حرومشو حلال می کنه.



    نقل قول نوشته اصلی توسط deyaryar نمایش پست
    سلام دوست عزیز

    شما در مطلبی که عنوان کردید ذکر کردید مسلمان نه مومن

    به اعتقاد من مسلمان کسی هست که خدا را قبول کرده اما هیچ یک از دستورات الهی را اجرا نمی کند. مومن کسی است که خدا را پذیرفته و از تمام دستورات الهی را اطاعت می کند
    عمر مسلمان شد عبادت می کرد اما مومن بود؟

    او در ظاهر خدا را پرستش می کرد و در باطن او را انکار می کرد دسته ای از مسلمانان نیز به همین صورت هستند. انها خدا را در ظاهر پرستش می کنند ولی در باطن ایات و کلام او را انکار
    می کنند .

    پس از مسلمانان انتظاری نیست شما به دنبال مومنان بگردید.


    ممنون
    ویرایش توسط Arezou_M : ۱۳۸۸/۱۱/۰۶ در ساعت ۲۲:۳۱

  9. تشکر


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,487
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    4 روز 12 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    1164
    آپلود
    119
    گالری
    2



    سلام
    چقدر نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدن ها است كه به این مردم، آسایش و خوشبختی بخشیده است !!! مگر نمی دانی بزرگ ترین دشمن آدمی فهم اوست؟
    جواب را می تونید در این امضا بیابید
    آفت دين سه چيز است، داناى بد كار و پيشواى ستم كار و مجتهد نادان‏
    حرکت کشتی نجات آدمیان احتیاجی به دریا ندارد.این کشتی روی قطره اشکی مقدس که برای حسین بن علی ریخته می شود می گذرد.علامه جعفری

  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,054
    تشکر:
    1
    حضور
    8 روز 19 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    1



    معمولا قصه ها را می گویند تا انسان خوابش ببرد ؛ اینبار بیاییم قصه ای بگوئیم که بیدار شویم :

    --------------------------------


    'خواجه نصیر الدین ' دانشمند یگانه ی روزگار در بغداد مرا درسی آموخت که همه ی درس بزرگان در همه ی زندگانیم برابر آن حقیر می نماید و آن این است :

    در بغداد هرروز بسیار خبرها می رسید از دزدی , قتل و تجاوز به زنان در بلاد مسلمانان که همه از جانب مسلمانان بود . روزی خواجه نصیر الدین مرا گفت می دانی از بهر چیست که جماعت مسلمان از هر جماعت دیگر بیشتر گنه می کنند با آنکه دین خود را بسیار اخلاقی و بزرگمنش می دانند ؟

    من بدو گفتم : بزرگوارا همانا من شاگرد توام و بسیار شادمان خواهم شد اگر ندانسته ای را بدانم .
    خواجه نصیر الدین فرمود :

    ای شیخ تو کوششها در دین مبین کرده ای و اصول اخلاق محمد که سلام خدا بر او باد را می دانی . و همانا محمد و جانشینانش بسیار از اخلاق گفته اند و از بامداد که مومن از خواب بر می خیزد تا شبانگاه, راه بر او شناسانده شده است
    اما چه سری است که هیچ کدام از ایشان ذره ای بر اخلاق نیستند و بی اخلاق ترین مردمانند وآنکه اخلاق دارد نه از مسلمانی اش که از وجدان بیدار او است.
    من بسیار سفرها کرده ام و از شرق تا غرب عالم و دینها و آیینها دیده ام . از 'غوتمه ( بودا ) 'در خاورزمین تا 'مانی ایرانی' در باختر زمین که همانا پیروانشان چه نیکو می زیند و هرگز بردشمنی و عداوت نیستند
    آنها هرگز چون مسلمانان در اخلاقشان فرع و اصل نیست و تنها بنیان اخلاق را خودشناسی می دانند و معتقدند آنکه خود را بشناسد وجدان خود را بیدار کرده و نیازی به جزئیات اخلاقی همچون مسلمانان ندارد
    اما عیب اخلاق مسلمانی چیست ای شیخ ؟
    در اخلاق مسلمانی هر گاه به تو فرمانی می دهند , آن فرمان ' اما ' و ' اگر ' دارد .
    در اسلام تو را می گویند :
    دروغ نگو ... اما دروغ به دشمنان اسلام را باکی نیست
    غیبت مکن ... اما غیبت انسان بدکار را باکی نیست
    قتل مکن ... اما قتل نامسلمان را باکی نیست .
    تجاوز مکن ... اما تجاوز به نامسلمان را باکی نیست .
    و این ' اماها ' مسلمانان را گمراه کرده و هر مسلمان به گمان خود دیگری را نابکار و نامسلمان مي شمرد !

    ------------------------


    قصه ما تموم شد !

    ویرایش توسط خالد بن ولید : ۱۳۸۸/۱۱/۰۷ در ساعت ۰۶:۴۳


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    432
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط سیف الاسلام نمایش پست
    معمولا قصه ها را می گویند تا انسان خوابش ببرد ؛ اینبار بیاییم قصه ای بگوئیم که بیدار شویم :



    --------------------------------

    'خواجه نصیر الدین ' دانشمند یگانه ی روزگار در بغداد مرا درسی آموخت که همه ی درس بزرگان در همه ی زندگانیم برابر آن حقیر می نماید و آن این است :

    در بغداد هرروز بسیار خبرها می رسید از دزدی , قتل و تجاوز به زنان در بلاد مسلمانان که همه از جانب مسلمانان بود . روزی خواجه نصیر الدین مرا گفت می دانی از بهر چیست که جماعت مسلمان از هر جماعت دیگر بیشتر گنه می کنند با آنکه دین خود را بسیار اخلاقی و بزرگمنش می دانند ؟

    من بدو گفتم : بزرگوارا همانا من شاگرد توام ...
    ...
    و این ' اماها ' مسلمانان را گمراه کرده و هر مسلمان به گمان خود دیگری را نابکار و نامسلمان مي شمرد !

    ------------------------


    قصه ما تموم شد !
    به نام خداوند منان که رسوا کننده دشمنان اسلام است

    دوستان!

    متنی که این دوست نا آگاه در اینجا نقل کرده است در اکثر سایت ها و وبلاگ های اسلام ستیز آمده است که از یکدیگر کوکورانه تقلید و کپی کرده اند و کمتر به منبع آن اشاره کرده اند.
    آن عده ای که به منبع آن اشاره کرده اند، نوشته اند: "اسرار اللطیفه و الکسیله"!

    بعضی هم این نام را به فردی به نام "ابوالحسن کسلانی" نسبت داده اند!

    در حالیکه نه چنین کتابی موجود است و نه چنین شخصی! و این متن کلاً ساخته و پرداخته ذهن کثافت پرور اسلام ستیزان است.

    این متن را هم از سایت یاسین مدیا بخوانید:
    "متنی که در سؤال شما آمده است بخشی از یک کتاب طنز به نام "اسرار اللطیفه و الکسیله" اثر فردی به نام "ابوالحسن کسلانی" است که علی رغم جسجوهای فروان ما در کتب اعلام و کتابشناسی های معتبر علمای شیعه (نظیر 1- «الذريعة إلى تصانيف الشيعة» تأليف شيخ آقا بزرگ تهرانى در 25 جلد،2- «أعيان الشيعة» تأليف سيد محسن امين در 11 جلد،3- «موسوعة طبقات الفقهاء» تأليف شيخ جعفر سبحانى در 15 جلد،4- «مستدركات أعيان الشيعة» تأليف سيد حسن امين در 7 جلد، 5- «أمل‏الآمل» تأليف شيخ حرّ عاملى در 2 جلد) اثری از این کتاب و نویسنده آن نیافتیم. با اینکه اگر چنین فردی از شاگردان خواجه نصیر الدین طوسی (از علمای قرن هفتم هجری) بود قطعاً نام و کتاب او در یکی از کتب بالا منعکس و ثبت شده بود. بنا بر این کتاب و نویسنده آن شناخته شده نیستند و اصل وجود چنین فردی و انتساب چنین کتابی به او به عنوان یکی از یاران و شاگردان خواجه نصیرالدین طوسی ثابت نشده و به هیچ وجه قابل استناد نیست و نمی توان آن را به خواجه نصیر الدین طوسی مستند دانست. بلکه باید دید انگیزه نویسنده از نوشتن این کتاب طنز چه بوده است. برای آگاهی از نظرات خواجه نصیر الدین طوسی باید به کتاب هایی که ایشان در زمینه اخلاق نگاشته اند (نظیر اخلاق‌ ناصري، اوصاف‌ الاشراف، الادب‌ الوجيز للولدالصغير و...) مراجعه کرد."

    علاوه بر این آیه قرآن انتشار چنین نسبت هایی را بر ما حرام کرده است و برای این کار عذابی درناک وعده داده است: "إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَن تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ" (نور 19)
    ویرایش توسط طارق : ۱۳۸۸/۱۱/۰۸ در ساعت ۰۳:۴۳ دلیل: جسارتا-تبدیل لغت نادان به ناآگاه


  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    448
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 دقیقه
    دریافت
    90
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بنام مهربانترينم ...
    سلام
    بنظر شما چرا مسلماني از اسلام فاصله گرفته است ؟
    چرا خيلي از ما تنها اسم مسلمان را بر خود نهاده ايم
    ادعاي مسلماني مي كنيم
    اما واقعا اسلام را رعايت نمي كنيم
    رفتار اسلامي نداريم ؟
    انديشه ي اسلامي نداريم
    يا دين را گلچين كرده ايم و هرچه به نفع بود
    رعايت كرديم و بزرگ جلوه داديم
    و هر چه به ضرر بود
    كوچك شمرديم و رعايت نكرديم
    نظر شما چيه ؟

    مِنَ الَّذِینَ هَادُوا یحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَیقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَینَا وَاسْمَعْ غَیرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَیا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِی الدِّینِ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانْظُرْنَا لَكَانَ خَیرًا لَهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَكِنْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلَا یؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِیلًا«النساء/46»
    برخی از کسانی که یهودی اند، حقایق [کتاب آسمانی] را [با تفسیرهای نابجا و تحلیل های غلط و ناصواب] از جایگاه های اصلی و معانی حقیقی اش تغییر می دهند، و [به زبان ظاهر به پیامبر] می گویند: [دعوتت را] شنیدیم و [به باطن می گویند:] نافرمانی کردیم و [از روی توهین به پیامبر بر ضد او فریاد می زنند: سخنان ما را] بشنو که [ای کاش] ناشنوا شوی. و با پیچ و خم دادن زبان و آوازشان و به نیّت عیب جویی از دین [به آهنگی، کلمه] راعنا [را که در عربی به معنای « ما را رعایت کن » است، تلفظ می کنند که برای شنونده، راعنا که مفهومی خارج از ادب دارد، تداعی می شود]. و اگر آنان [به جای این همه اهانت از روی صدق و حقیقت] می گفتند: شنیدیم و اطاعت کردیم و [سخنان ما را] بشنو و ما را مهلت ده [تا معارف اسلام را درک کنیم] قطعاً برای آنان بهتر و درست تر بود، ولی خدا آنان را به سبب کفرشان لعنت کرده، پس جز عده اندکی ایمان نمی آورند.


    سلام :
    برخی از دوستان اشاره فرمودند که ما در واقع مسلمان هستیم ولی مومن نیستیم این مطلب صحیح نیست اول باید دید مسلم ومسلمان معنیش چیست معنی مسلم یعنی تسلیم بودن یعنی ممکن است کسی مومن باشد ولی مسلم نباشد به متن آیه توجه فرمایید بنی اسرائیل ایمان دارند ولی معکوس عمل میکنند یعنی مفهوم را به نفع خود برمیگردانند مانند روز سبت که برای فرار از فرمان خدا انرا به نفع خود تعبیر نمودند در واقع این مسمانی نیست که ما داریم و در واقع ما بنی اسرائیل دوم هستیم وخدا بفریاد مابرسد .

    خدایا مرا آن ده که آن به

  14. تشکر


  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,054
    تشکر:
    1
    حضور
    8 روز 19 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    1



    سلام و درود بر دوستان و از جمله جناب پاسخگوی قرآنی عزیز :

    از اینکه با آوردن این حکایت شما را بر آشفته کردم عذر می خواهم !


    و اما جوابیه مطلب کارشناس قرآنی عزیز :

    ----------------------

    فرض می گیریم که ابوالحسن کسلانی وجود خارجی ندارد . چرا از قسمت دوم حکایت که به بیان علت انحراف مسلمانان از منویات دین و صاحب دین است سخنی مطرح نکردید؟

    1- هر کس دروغ بگوید چه به دوست و چه دشمن ؛ گناه کرده است ؛ این هم شاهد از صدر اسلا م! (خدعه به غیر مسلمان هم در فقه شیعه جایز نیست !)


    2- یا کشتن انسان بی گناه حرام است این هم دلیل و بینه از صدر اسلام !!


    3- زنا بد است و تصاحب زن مسلمان و غیر مسلمان بدون اجازه اش تجاوز به عنف است واین هم شاهدش از صدر و ذیل تاریخ اسلام ! و تمامی شایعات مبنی بر ورود سیصد هزار زن و بچه اسیر ایرانی به مدینه و موالی و ام ولد و ... در زمان عمر نیز همه افترا است !



    اگر امام علی می خواست مانند بسیاری از مسلمین فکر کند و مصلحت اندیشانه عمل کند حکومتش بسیار بیشتر از5/4 سال طول می کشید و خیلی ها هم از ایشان راضی می بودند و فرزندانش هم با این وضع شهید نمی شدند ! پس ایشان مصلحت اندیش نبود بلکه حقیقت و اصول دینش برایش مهمتر از مصلحت حال بود و یا امام حسین با یک بیعت ساده و ظاهری می توانستند جان خود و خاندانش را بیمه کند اما نکرد ؛ چرا؟ چون حقیقت را فدای مصلحت نکردند !

    -----------------

    اما برخی حقایق در اسلام هستند که قابل نقد و انتقاد است که در این حکایت هم آمده است که باید مشخص شود که صاحب دین نظرش راجع به آنها چه بوده واگر در جاهائی نسبی عمل می شده است ترمیم و یا اصلاح گردد ! و توصیه به عمل به حقیقت در هر شرایطی گردد.
    و بالاخره صدای خود مسلمین هم در می آید !

    -------------------------------



    سیف ال...

    ویرایش توسط طارق : ۱۳۸۸/۱۱/۰۸ در ساعت ۰۳:۴۸

  16. تشکرها 3


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود