صفحه 1 از 15 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عاشق مسيحم، ولي چرا مسيحي نيستم؟ (نقد مسیحیت داغ داغ)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10

    عاشق مسيحم، ولي چرا مسيحي نيستم؟ (نقد مسیحیت داغ داغ)




    با سلام من میخوام جواب این سوال رو با مدد خداوند و کمک شما عزیزان بدم
    البته قبلش عنوان کنم که من قصد توهین به هیچ دینی رو ندارم فقط دلیل این مطلب که چرا ما ایرانیا مسیحی نیستیم رو میخوام براتون بگم
    عاشق مسيحم، ولي چرا مسيحي نيستم؟



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10

    مایکل جکسون Michael Jackson سلطان موسیقی پاپ، مسلمان شد و درگذشت




    [IMG]file:///C:/Documents%20and%20Settings/313/Desktop/askquran/هزارسوال‌ساده‌اماعاشقانه ‌ازدوستان‌مسيحي_files/insync_1_221108.cpeikrxsuxkccwc0wksc0os4s.6ylu316a o144c8c4woosog48w.th.jpg[/IMG]

    مایکل جکسون خواننده پر آوازه و سلطان موسیقی پاپ که از مسیحیت به اسلام تغییر دین داده بود ، در سن پنجاه سالگی ایست قلبی کرد و سه ساعت بعد در گذشت.

    در مورد سابقه این شخص برجسته که در حال حاضر مرگ وی تمام خبرگزاری های دنیا را به خود مشغول کرده است ، اما و اگر های زیادی وجود دارد. بیشتر تحلیل گران ، مسلمان شدن وی را قبول دارند ، ولی اندکی هم به دلیل ظاهر و شخصیت خاص وی ترجیح می دهند که خبر اسلام آوردنش را انکار نمایند. حال آن که خداوند به ظاهر حکم نمی راند و امیدواریم مهربانیش حتی مایکل جکسون مسلمان شده را هم غرق در رحمت کند. مایکلی که سمبل گناه بود با اشعار اخیرش امر به معروف می کرد و بسیار هم اثر گذار.

    انچه مشهور است این است که وی مسلمان شده است. قراین بسیاری هم بر آن وجود دارد که این ادعا را تثبیت می کند. از جمله این که چندین بار خودش به این نکته اشاره کرده است. همچنین آهنگ مشهوری را نیز به نام Give thanks to Allah خوانده است که در ادامه متن لینک دانلود آن را قرار می دهم .


    علاوه بر این ها در چند سال اخیر جکسون نام کوچکش را به میکائیل تغییر داده بود و خودش می گفت که به خاطر مسلمان شدنش چنین کرده است.
    میکائیل جکسون در ۱۷ دسامبر ۲۰۰۳ در یک مهمانی در خانه دوستش به دین اسلام مشرف شده بود . به نقل از روزنامه دیلی تلگراف یکی از دوستان مایکل می گوید:
    وقتی که مایکل مراسم را به جا می‌آورد روی زمین نشسته بودم و کلاه کوچکی روی سرم گذاشته بودم. مایکل یکی از آلبوم‌هایش را در همین مهمانی تغییر دین ضبط کرده بود. در خانه ای که متعلق به یکی از دوستانش به نام “استیو پارکو” نوازنده کیبرد همان آلبوم ، بود.

    جالب آن که شاعران ترانه های مایکل جکسون نیز قبلا مسلمان شده بودند . یکی از آن ها ترانه‌سرای کانادایی “دیوید وارنس‌بای” بود و دیگری “فیلیپ بوبال” تهیه کننده برنامه های مایکل که قبلاً هر دو مسلمان شده‌ اند. ظاهرا مایکل جکسون چنان که خودش اظهار کرده بوده ، تحت تاثیر اعتقادات همین دو نفر و اطرافیانشان به اسلام متمایل شده بوده است.

    طبق گفته فاکس نیوز ، پیش از این ها نیز برادر مایکل به نام “جرمن فرایدی“ که در سال ۱۹۸۹ مسلمان شده بوده ، به مایکل پیشنهاد اسلام را می دهد. وی می گوید : وقتی من از مکه بازگشتم به او کتاب‌های زیادی دادم و او نیز سوالات بیشتری از دین من پرسید و من به او گفتم که این دین، دین “آرامش و زیبایی” است. او همه چیز را مطالعه می‌کرد و به من افتخار می‌کرد چون من چیزی را پیدا کرده‌بودم که آرامش و مقاومت درونی می‌داد.
    این اواخر مایکل جکسون اکثر اوقات خود را در بحرین می گذراند.
    آلبوم ‌های مایکل جکسون در طول حیات‌اش فروشی بالغ بر ۷۵۰ میلیون دلار داشته است.


    سایت رسمی مایکل جکسون : http://www.michaeljackson.com


    دانلود آهنگ تشکر از خدا (Give thanks to Allah) ، از مایکل جکسون به همراه متن کامل شعر ترانه آن .


    خیلی زیباست. حتما گوش کنید.

    متن آهنگ همراه با ترجمه :
    Give thanks to Allah
    سپاس گویید الله را
    For the moon and the stars
    برای ماه و ستارگان

    Praise Him all day for what is and what was
    ستایشش کنید همه وقت برای آنچه هست و آنچه بود

    Take hold of your Iman
    ایمانتان را استحکام بخشید

    Don’t give in to Shaitan
    تسلیم شیطان نشوید

    Oh you who believe please give thanks to Allah
    ای اهل ایمان سپاس گویید الله را

    الله غفور
    الله است غفور (بخشنده)
    الله رحیم
    الله است رحیم (بخشایشگر)
    الله یحب المحسنین
    الله دوست دارد محسنین را (نیکوکاران)

    و خالقنا
    و خالق ماست
    و رازقنا
    و روزی رسان ماست
    و هو علی کل شیء قدیر
    اوست بر همه چیز توانا

    Allah is Ghafor
    الله است غفور
    Allah is Rahim
    الله است رحیم
    Allah is the one who loves the Mohsinin
    الله است آن که دوست دارد محسنین را

    He is our creator
    اوست خالق ما
    He is our sustainer
    اوست حامی ما
    And he is the one who has power over all
    و خداوند بر همه چیز تواناست
    Give thanks to Allah
    سپاس گویید الله را
    For the moon and the stars
    برای ماه و ستارگان

    Praise Him all day for what is and what was
    ستایشش کنید همه وقت برای آنچه هست و آنچه بود

    Take hold of your Iman
    ایمانتان را استحکام بخشید

    Don’t give in to Shaitan
    تسلیم شیطان نشوید

    Oh you who believe please give thanks to Allah
    ای اهل ایمان سپاس گویید الله را
    الله غفور
    الله است غفور (بخشنده)
    الله رحیم
    الله است رحیم (بخشایشگر)
    الله یحب المحسنین
    الله دوست دارد محسنین را (نیکوکاران)

    و خالقنا
    و خالق ماست
    و رازقنا
    و روزی رسان ماست
    و هو علی کل شیء قدیر
    اوست بر همه چیز توانا

    Allah is Ghafor
    الله است غفور
    Allah is Rahim
    الله است رحیم
    Allah is the one who loves the Mohsinin
    الله است آن که دوست دارد محسنین را

    He is our creator
    اوست خالق ما
    He is our sustainer
    اوست حامی ما
    And he is the one who has power over all
    و خداوند بر همه چیز تواناست
    ترجمه : گروه ترجمه موسسه نشید




    اطلاعات بیشتر در باره جزئیات زندگی جکسون را می توانید از مقاله زیر که به طور مختصر از تولد تا مرگ وی را در بر می گیرد، به دست بیاورید:

    Michael Joseph Jackson (August 29, 1958 – June 25, 2009) was an American recording artist, entertainer and businessman. The seventh child of the Jackson family, he made his début to the professional music scene at the age of 11 as a member of The Jackson 5 in 1969, and began a solo career in 1971 while still a member of the group. Referred to as the “King of Pop[2] in subsequent years, his 1982 album Thriller is the world’s best-selling record of all time[3] and four other solo studio albums are also among the world’s best-selling records: Off the WallBad (1987), Dangerous (1991) and HIStory (1995). (1979),
    In the early 1980s, he became a dominant figure in popular music and the first African Americancrossover following on MTV. The popularity of his music videosBeat It“, “Billie Jean” and Thriller — widely credited with transforming the music video from a promotional tool into an art form — helped bring the relatively new channel to fame. Videos such as “Black or White” and “Scream” made Jackson an enduring staple on MTV in the 1990s. With stage performances and music videos, Jackson popularized a number of physically complicated dance techniques, such as the robot and the moonwalk. His distinctive musical sound and vocal style influenced many hip hop, pop and contemporary R&B artists. While Jackson was a member of Generation Jones [4][5], he had an impact on multiple generations. entertainer to amass a strong airing on MTV, such as “
    Jackson donated and raised millions of dollars for beneficial causes through his foundation, charity singles and support of 39 charities. Other aspects of his personal life, including his changing appearance and behavior, generated significant controversy, damaging his public image. Though he was accused of child sexual abuse in 1993, the criminal investigation was closed due to lack of evidence and Jackson was not charged. The singer had experienced health concerns since the early 1990s and conflicting reports regarding the state of his finances since the late 1990s. Jackson married twice and fathered three children, all of which caused further controversy. In 2005, Jackson was tried and acquitted of further sexual abuse allegations and several other charges.
    One of the few artists to have been inducted into the Rock and Roll Hall of Fame twice, his other achievements include multiple Guinness World Records — including one for “Most Successful Entertainer of All Time”—۱۳ Grammy Awards, 13 number one singles in his solo career — more than any other male artist in the Hot 100 era and the sale of 750 million records worldwide.[6]successful career, made him a part of popular culture for almost four decades. Jackson’s highly publicized personal life, coupled with his
    Michael Jackson died on June 25, 2009, aged 50.[7] The specific cause of death is yet to be determined.[2] Before his death, Jackson had announced a 50-date sell-out This Is It comeback tour, in London, England.[8].


    اینجا هم می توانید از اسلام مایکل بخوانید :



    Jacko Wacko is at it again. The King of pop manages to make waves in the media for his bizarre lifestyle. This time Michael Jackson has reportedly converted to Islam.

    Michael Jackson is now ‘Mikaeel’, name of one of the angels of Allah. The 50-year old legend wore the traditional Islamic attire as he pledged his allegiance to the Koran at a friend’s home in Los Angeles. He rejected the name ‘Mustafa’, which means “the chosen one,” the source added.

    The Pop star, who was raised a Jehovah’s Witness, showed interest in Islam after discussing the religion with a music producer and songwriter on his new album - both of whom were converts to Islam, says reports. “They began talking to him about their beliefs, and how they thought they had become better people after they converted. Michael soon began warming to the idea,” a source said. “An Imam was summoned from the mosque and Michael went through the shahada, which is the Muslim declaration of belief. Jacko rejected an alternative name, Mustafa meaning “the chosen one,” the source added.
    He was joined for celebration by British singer Yousef Islam, 60, who was called Cat Stevens until he famously converted. However, Jacko is currently faced with charges against him by Sheikh Abdulla bin Hamad Al Khalifa, second son of the King of Bahrain. Reportedly Sheikh Abdulla had lend 7 million dollars to the singer after he faced the child molestation trial.

    Wacko Jacko believed it was a ‘gift’ to him, while Abdullah claims Jackson had promised to return the money back.


    لینک های بیشتر درباره اسلام آوردن مایکل:
    http://www.nypost.com/seven/11202008/news/nationalnews/michael_jackson_converts_to_islam_139892.htm
    http://www.religionnewsblog.com/17555/michael-jackson-islam
    http://blog.beliefnet.com/cityofbrass/2009/06/michael-jackson-and-the-muslim.html
    http://latimesblogs.latimes.com/comments_blog/2009/06/michael-jackson-dead-muslim-islam-allah.html


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10

    من محمد را دوست ندارم!




    من محمد را دوست ندارم!
    كودك بيچاره به زور جلوي خودش را گرفته بود تا گريه‌اش نگيرد. با ناراحتي و غمي سنگين مرتب اين جمله را تكرار مي‌كرد. مادر كه باورش نمي‌شد با شگفتي تمام به چشمان پسرك خردسالش خيره شده بود.
    مادر: ببينم تو امروز توي مهد كودك چه كار كردي؟ چي شده؟
    كودك: مامان ... من محمد را دوست ندارم!
    مادر: محمد ديگه كيه؟
    كودك: پيامبر ما مسلمان‌ها.
    مادر كه تازه متوجه شده بود منظور اين كودك بي‌نوا از محمد ، همان پيامبر عزيز اسلام است‌،‌ به صورت خود زد و گفت: خدا مرگم دهد. بگو ببينم چرا اين حرف را مي‌زني؟
    كودك: براي اين كه به من شكلات نمي‌دهد!
    مادر با تعجب: تو پيامبر اسلام را مگر ديده‌اي كه بهت شكلات نداده است؟
    كودك: نه ولي امروز خانم مربي ما گفت كه روح محمد به مدرسه ما مي‌آيد. مسيح هم مي‌آيد. آن وقت شما ببينيد كه كدامشان شما را بيشتر دوست دارند.
    خانم مربي از بچه‌ها خواست چشم‌هاشان را ببندند و سرهايشان را روي ميز بگذارند... بچه‌ها هم همين كار را كردند.. بعد گفت الان محمد مي‌آيد و آن وقت ببينيد براي كدام‌يك از شما هديه مي‌آورد! يه كم كه گذشت گفت چشم‌هايتان را باز كنيد.. ولي ما وقتي كه چشم‌هايمان را باز كرديم او هيچ چيزي برايمان نياورده بود...
    بعد دوباره گفت چشم‌هايتان را ببنديد. الان مسيح مي‌خواهد بيايد. بعد از اين كه مسيح آمد ما چشم‌هايمان را بازكرديم. مسيح براي همه مسيحي‌ها يك شكلات روي ميز گذاشته بود ...
    و كودك بيچاره ديگر نتوانست تحمل كند و زد زير گريه...

    مادر كودك فوق در حالي كه به راديو قرآن زنگ زده بود و هق هق گريه امانش را بريده بود ماجرايي كه براي پسرك خردسالش رخ داده بود را تعريف مي‌كرد.
    وي مي‌گفت : ما يك خانواده آبرودار و متدين هستيم . احساس مي‌كنيم لطمه بدي به ما وارد شده است.
    من چگونه اين فكر را از سر فرزندم بيرون كنم . بچه من انقدر كوچك است كه هنوز فرصت ياددادن احكام و آموزه‌هاي اسلامي به وي را نداشته‌ام!

    صرف نظر از اشتباه بزرگي كه اين مادر مسلمان مرتكب شده و فرزندش را به يك مهد كودك مربوط به مسيحيان فرستاده ، آيا به نظر شما اين روش‌ تبليغي ولو اين كه در يك كشور شاخ آفريقا رخ داده باشد، درست است؟
    اين نوع تبليغات مسيحيت چه پيامي را براي شما دارد؟



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10

    مبالغه‌گويي در كتاب مقدس




    يكي از اصولي كه بايد در رهبران ديني متجلي باشد اين است كه در راه هدايت بشر تمام آنچه هست را بگويند و از هر گونه مبالغه‌ يا حتي كم‌گويي پرهيز نمايند.


    يوحنا در انجيل خود در فصل بيست و يك، آيه بيست و پنج نوشته است: و ديگر كارهاي بسيار عيسي بجا آورد كه اگر فرداً فرداً نوشته شود گمان ندارم كه جهان هم گنجايش نوشته‌ها را داشته باشد.
    صرف نظر از آيات قبل ، هر كس اين آيه را بخواند مي‌پندارد كه منظور يوحنا كليه معجزات ، كرامات و تاريخ زندگي حضرت مسيح عليه‌السلام است . ولي در آيه فوق يوحنا دارد به معجزاتي اشاره مي كند كه بعد از رستاخيز مسيح در مدت چهل روز توسط ايشان صورت گرفته است. چنان كه در سفر اعمال رسولان در فصل يك آيه سه به اين مدت اشاره شده است.
    خوب . اكنون ما فرض مي‌كنيم كه در اين چهل روز (در آن پنج شش مرتبه اي كه مسيح ظهور كرد) ،‌ به طور ميانگين روزي ده معجزه از آن حضرت صادر شده‌ باشد . يعني حداكثر مي‌شود شصت معجزه... .
    به نظر شما براي شصت معجزه يا حتي چند ده برابر آن مثلا ششصد معجزه آيا درست است كه چنين عبارت اغراق آميزي گفته شود:
    و ديگر كارهاي بسيار عيسي بجا آورد كه اگر فرداً فرداً نوشته شود گمان ندارم كه جهان هم گنجايش نوشته‌ها را داشته باشد.

    از كجا مي‌توانيم مطمئن شويم كه يوحنا در ساير آياتي كه نوشته است ، اغراق نگفته و نوشته‌هايش افراط آميز نيست؟


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10

    چگونه ممكن است خداوند به بشر فرمان ‌دهد كه بت بپرستند؟




    سفر حزقيال فصل بيستم آيه سي و نه‌‌ كتاب مقدس را بخوانيد:

    .” 39 اما به شما اي خاندان اسرائيل سلطان تعالي يهُوَه چنين ميگويد: “همه شما نزد بتهاي خود رفته آنها را عبادت كنيد. ليكن بعد از اين البته مرا گوش خواهيد داد. و اسم قد‌ّوس مرا ديگر با هدايا و بتهاي خود بي‌عصمت نخواهيد ساخت.

    من خودم حدس مي زنم كه اين آيه تعبيري كنايه آميز داشته باشد اما قانعم نمي كند . پاسخي استوار و محكم‌ مي‌خواهم.


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10

    کتاب‌هاي جنگ‌هاي يهوه و ياشَر کجا رفته‌اند؟




    کتاب‌هاي جنگ‌هاي يهوه و ياشَر کجا رفته‌اند؟ مگر کلام خدا نبوده‌اند پس چرا خبري از آن ها نيست ؟ چگونه از دست رفته اند؟
    در سفر اعداد فصل بيست و يک آيه چهارده و پانزده آمده است: از اين جهت در کتاب جنگهاي يهُوَه گفته ميشود: “واهيب در سوفه و واديهاي ارنون و رودخانه واديهايي که بسوي مسکن عار متوجه است و بر حدود موآب تکيه ميزند.”
    در سفر يوشع فصل ده آيه سيزده نيز مي‌خوانيم:‌پس آفتاب ايستاد و ماه توقف نمود تا قوم از دشمنان خود انتقام گرفتند. مگر اين در کتاب ياشَر مکتوب نيست که آفتاب در ميان آسمان ايستاد و قريب به تمامي روز به فرو رفتن تعجيل نکرد.
    دوم سموئيل فصل يک آيه هجده نيز مي‌نويسد: و امر فرمود که نشيد قوس را به بني‌يهودا تعليم دهند. اينک در سِفر ياشَر مکتوب است: … .

    سوال اين است که اگرکتاب هاي مورد اشاره وحي الهي نيستند ، پس چرا کتابي الهي که کامل است به کتابي ناقص و بشري ارجاع مي‌دهد. ممکن است کسي پاسخ دهد که اين کتاب‌ها قبلا بوده ولي اکنون در دسترس ما نيستند. خوب اگر اين گونه است ،‌ چطور خداوند به کلامي از بشر استشهاد مي‌کند در حالي که خودش مي‌داند اين کتاب از دسترسي بشر خارج خواهد شد؟
    نويسنده معروف مسيحي جيمز هاکس در قاموس کتاب مقدس ذيل حرف ي در توضيح واژه ياشر(Jasher : ?????? (jâsâr) ) مي‌نويسد:
    کتاب مفقودي است که‏ از قرار معلوم مجمع القصائد بوده است و 2دو مرتبه در کتاب مقّدس بدان اشاره رفته‏ است يوش 10:13 2 سمو 10:18.


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10

    اگر مسيح خداست پس چرا از فرشتگان قدرت مي‌گيرد؟




    در انجيل لوقا فصل بيست و دو در وصف قدرت خدايي مسيح ،‏ در آيات زير آمده است :‌
    41 و او از ايشان به مسافت پرتاب سنگي دور شده به زانو درآمد و دعا کرده گفت: 42 “اي پدر اگر بخواهي اين پياله را از من بگردان ليکن نه به خواهش من بلکه به ارادة تو.” 43 و فرشته‌اي از آسمان بر او ظاهر شده او را تقويت مي‌نمود. 44 پس به مجاهده افتاده به سعي بليغ‌تر دعا کرد چنانکه عرق او مثل قطرات خون بود که بر زمين مي‌ريخت.
    اگر مسيح عليه السلام خداست ، پس چطور است که براي تقويت او بايد از آسمان فرشته نازل شود و خود توان کافي ندارد؟ ممکن است کسي در پاسخ بگويد اين فرشته آمده است تا جنبه انساني مسيح عليه السلام را نيرو ببخشد. اين پاسخ نيز صحيح نخواهد بود . چرا که اولا آيه مورد بحث به صورت مطلق آمده است و چنين قيدي در آن نيست. ثانيا مگر مسيح به قول شما دو جنبه ندارد؟ خوب چرا بعد لاهوتي مسيح بعد انساني او را تقويت نمي کند و براي اين تقويت نياز دارد تا فرشته اي بيايد و چنين عملي را انجام دهد؟

    تفسير آيه مورد بحث اشاره ، مانند اين است که بگوييم شخص بسيار نيرومندي مي خواهد يک سنگ يک کيلوگرمي را بردارد ولي نمي تواند لذا به يک مورچه نياز دارد تا بيايد و او را تقويت نمايد.


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10

    چرا رهبران مسيحي اين روزها راحت مي خندند؟




    چرا رهبران مسيحي اين روزها راحت مي‌خندند؟ مطمئن باشيد كه آن‌ها نيز جسدهاي غرقه به خون كودكان و زنان بي گناه غزه را تماشا كرده‌اند!



    [IMG]file:///C:/Documents%20and%20Settings/313/Desktop/askquran/هزارسوال‌ساده‌اماعاشقانه ‌ازدوستان‌مسيحي_files/3150_243643074_7debc4afd5.jpg[/IMG]
    از آنجا که روم و واتیکان مرکز عقیدتی مسیحیت می باشد، صهيونيست ها براي جلب حمايت‌هاي واتيكان تلاش‌هاي بسياري كرده‌اند و موفق نيز شده‌اند.
    در این مورد ” تئو دور هرتسل ” خود شخصاً به سال 1903 با پاپ پیوس دهم ملاقات کرد و در حالیکه تشکیل دولت یهودی هنوز یک مساله کاملا سری بود با نامبرده در این مورد به گفتگو پرداخت.
    کریستوفر سایکس در کتابش به نام Tom- Studien in Uirtue که در سال 1953 تالیف کرده است ، با استفاده از نوشته ها و گزارش های پدرش مارکس سایکس و امضاءکننده قرارداد سایکس- بیکو ، روایت ملاقات تئودور هرتسل با پاپ پیوسی دهم و مقایسه آن با ملاقات ” سوکولوف” با ” پاپ بندیکت پانزدهم ” را نقل می کند که نشان دهنده تلاش صهیونیزم برای نفوذ در واتیکان و سر انجام موافقت آنان در این امر مهم می باشد.
    در داخل واتیکان و در درون تشکیلات پاپ ” مارک سایکس ” ، وسط سفارت انگلستان در روم مقدمات ملاقات ” سوکولوف” با ” پاپ بندیکت پانزدهم” را فراهم ساخت.
    بندیکت در این ملاقات اطلاعات فراوانی از موقعیت فلسطین و وسعت زمین های یهودیان در آنجا ، و برنامه صهیونیست ها در مورد اماکن مقدسه و مهاجرت یهودیان به فلسطین به دست می آورد و از علاقه اروپائیان به سکونت یهود در فلسطین آگاهی می یابد و ضمن موافقت با خواسته های ” سوکولوف” می گوید : امیدوارم شما همسایگان خوبی برای ماباشید، و بدین گونه از تشکیل حکومت اسرائیل بزرگ به طوریکه همسایه روم بشود حمایت می کند.
    پاپ” بندیکت ” نیز ملاقاتی با” وایز من” در مورد وعد بالفور داشته که همکاری یهود با واتیکان را در تصاحب اراضی قدس شریف نشان می دهد. ” وایز من ” در روم ملاقات هایی با وزیر خارجه ایتالیا کاردینال ” غسباری ” نیز داشته است.
    اکنون بعد از گذشت 77 سال ، نفوذ موسسات صهیونیستی در تشکیلات واتیکان بیشتر گسترده شده است . صهیونیست ها هم اکنون در ترجمه های عهدین دست اندرکار می باشند، نشریات واتیکان و نشریات کلیسا ها بیشتر صبغه یهودی دارد. بزرگترین چاپ خانه های تهیه کتب و جزوات تبلیغی کلیسا با رنگ یهودیت عرضه می شود ، « و آخرین خبر در زمینه نفوذ صهیونیزم در واتیکان این است که در روز 26 مرداد 1373 سفیر پاپ در ” تل آویو ” مستقر شد و رابطه سیاسی بین واتیکان و اسراییل برقرار گردید و اين رابطه تا كنون ادامه يافته است.»
    صهیونیزم در مراکز کاتولیکی جهان که از ایتالیا و واتیکان سازماندهی می شوند نفوذ و حضور آشکار دارند، هم اکنون در کانال 2 تلویزیون دولتی ایتالیا بطور مستمر و هفتگی زبان عبری تدریس شده ،اصول مذهب یهود تعلیم داده می شود ، بسیاری از کاردینال ها و کشیش ها اکنون به مبلغین یهود تبدیل شده اند، در چاپ های اخیر انجیل سعی می شود تا چهره یهود اصلاح شود ، در این مورد اسقف جان بیکر از شخصیت های بلند پایه کلیسای انگلستان گفته است: باید قسمت های معیوب عهد جدید اصلاح شود، چرا که منظور از قسمت های معیوب ، مواردی است که شامل مظالم یهود از جمله اقدام آنان در قتل حضرت عیسی می باشد.
    اكنون اميدوارم با مطالعه اين تاريخچه مختصر از رابطه واتيكان با صهيونيزم فهميده باشيد كه چرا رهبران مسيحي اين روزها راحت مي‌خندند؟ مطمئن باشيد كه آن‌ها نيز جسدهاي غرقه به خون كودكان و زنان بي گناه غزه را تماشا كرده‌اند!



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10



    گياه بدون نور؟!
    نوشته شده در شنبه بیستم آبان 1385 ساعت 7:39 شماره پست: 75
    در ماجراهاي روز سوم آفرينش آمده است : و خدا گفت زمين نباتات بروياند علفي كه تخم بياورد و درخت ميوه‏اي كه موافق جنس خود ميوه آورد كه تخمش در آن باشد بر روي زمين و چنين شد(11 :1) و زمين نباتات را رويانيد علفي كه موافق جنس خود تخم آورد و درخت ميوه داري كه تخمش در آن موافق جنس خود باشد و خدا ديد كه نيكو است ( پيدايش 12:1 )
    از طرف ديگر مي بينيم در ماجراهاي روز چهارم آمده است : و خدا گفت نيرها در فلك آسمان باشند تا روز را از شب جدا كنند و براي آيات و زمانها و روزها و سالها باشند(14 :1) و نيرها در فلك آسمان باشند تا بر زمين روشنايي دهند و چنين شد(15 :1)
    به عبارت ديگر خورشيد بعد از آفرينش درخت و رستني ها ، خلق شد. حال اين ترتيب غير منطقي چگونه ممكن است ؟ مگر گياهان به نور خورشيد نياز ندارند، پس چطور گياهان قبل از خورشيد آفريده شدند ؟!
    چه نيازي به باران بود؟
    نوشته شده در شنبه بیستم آبان 1385 ساعت 15:53 شماره پست: 76
    در باب دوم سفر پيدايش آمده است : و هيچ نهال صحرا هنوز در زمين نبود و هيچ علف صحرا هنوز نروييده بود زيرا خداوند خدا باران بر زمين نبارانيده بود و آدمي نبود كه كار زمين را بكند(5 پيدايش 2).
    خداوند در علت نبودن نهال و علف مي فرمايد : « زيرا خداوند خدا باران بر زمين نبارانيده بود » . سوال اين است كه در آن مرحله تمام زمين آكنده از آب بود و براي رويش گياهان چه نيازي به باران بود ؟!
    تاريخ ميلاد مسيح عليه السلام دقيقا چه روزي است ؟
    نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم آبان 1385 ساعت 6:43 شماره پست: 77
    چرا براي جشن ميلاد مسيح عليه السلام (يعني همان كريسمس يا نوئل ) 25 دسامبر را انتخاب نموده ايد ؟ نظر كتاب مقدس (در متي ، لوقا و مرقس) در اين باره چيست ؟ چرا اناجيل در سال تولد مسيح با يكديگر اختلاف دارند ؟ مشتاقم ريشه تاريخي اين تاريخ تولدي كه الان در بين مسيحيان جاري است را بدانم .
    چگونه خداوند كسي را براي انجام كاري كه نمي داند بد است ، مجازات می كند ؟
    نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385 ساعت 7:27 شماره پست: 78
    به نظر شما آيا ممكن است كه خداوند كسي را براي انجام كاري كه نمي داند بد است ، مجازات كند ؟ شما مسيحيان مي فرماييد كه خداوند خود يا فرزندش را به خاطر گناهي كه آدم مرتكب شد ، فدا كرد . اين در حالي است كه اساسا آدم عليه السلام نمي دانست كارش گناه است. زيرا درختي را كه از آن خورد درخت معرفت نيك و بد بود و پيش از استفاده از آن درخت، آدم عليه السلام به نيك و بد شناختي نداشت تا بفهمد كدام كار خوب است و كدام بد.
    اما از درخت معرفت نيكو بد زنها نخوري زيرا روزي كه از آن خوردي هر آينه خواهي مرد(17 پيدايش 2)
    و خداوند خدا گفت همانا انسان مثل يكي از ما شده است كه عارف نيك و بد گرديد اينك مبادا دست خود را دراز كنند و از درخت حيات نيز گرفته بخورد و تا به ابد زنده ماند(21 پيدايش 3)
    لازمه اعتقاد شما اين است كه خداوند انسان ها را به خاطر انجام كارهايي كه نمي دانند خوب است يا بد ، مجازات كند . نظر شما چيست؟
    خدا خدا را به خدا مسح نمود!
    نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385 ساعت 17:32 شماره پست: 79
    وقتي پطرس از مسيح عليه السلام سخن به ميان مي آورد ، چنين مي گويد : يعني عيسي ناصري را كه خدا او چگونه به روح‏القدس و قوّت مسح نمود كه او سير كرده اعمال نيكو بجا مي‏آورد و همه مقهورين ابليس را شفا مي‏بخشيد زيرا خدا با وي مي‏بود(38 كتاب اعمال رسولان 10)

    مي دانيم كه يكي از بنيان هاي عقيدتي مسيحيت تثليث است. بر اين اساس روح القدس همان خداست . بنا بر اين محتواي آيه اي كه ذكر كرديم چنين مي شود : خدا خدا را به خدا مسح نمود. سوال اين است كه مسح كننده و مسح شونده و آن كه به وسيله او مسح كرده اند چگونه مي توانند به طور همزمان يك ذات باشند؟!
    آیا حذف نشانه تحریف نیست؟
    نوشته شده در جمعه بیست و ششم آبان 1385 ساعت 8:51 شماره پست: 80

    در انجيل متي آمده است : آنگاه سخني كه به زبان ارمياي نبيّ گفته شده بود تمام گشت : سي پاره نقره را برداشتند بهاي آن قيمت كرده شده كه بعضي از بني اسرائيل بر او قيمت گذاردند(9 انجيل متّي 27)
    عبارت مزبور كه از زبان ارميا جاري شده در كجاي سفر إرمياي نبي آمده است ؟ من هر چه گشتم نيافتم . پژوهشگران مسيحي نيز در اين باره زياد گشته اند و چيزي نيافته اند . علت چيست ؟ آيا مترجمان آن را جا انداخته اند يا فراموش شده است يا .. ؟ البته در خود سفر إرميا مي خوانيم : چگونه مي‏گوئيد كه ما حكيم هستيم و شريعت خداوند با ما است(7 ارمياء نبيّ 8) بتحقيق قلم كاذب كاتبان به دروغ عمل مي‏نمايد(8 ارمياء نبيّ 8)
    به جسم در آمدن خداوند صفت كمال است يا صفت نقصان؟
    نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آبان 1385 ساعت 5:51 شماره پست: 81
    اگر بفرماييد صفت كمال است ، معنايش چنين است كه خداوند قبل از اين كه در وجود مسيح تجسد يابد ، ناقص بوده است و همه مي دانيم كه چنين چيزي ضرورتا باطل است . صرف نظر از باطل بودن اين مطلب ، قديم بودن خدا ، اقتضا مي كند كه صفات او نيز قديم باشد . حال آن كه بر اساس عقيده تجسد ، خداوند صفت جديدي يافته است .
    اگر بفرماييد صفت نقصان است ، در اين صورت به واقعيت اشاره كرده و سخن درستي را بر زبان رانده ايد اما همچنان مشكل اساسي وجود دارد و آن اين كه خداوند از چنين ويژگي مبري است . هرگز و به هيچ وجه ، هيچ صفت نقصاني در خداوند راه ندارد.
    توجيه اين مساله چگونه است ؟ مشتاقم نظر شما را بدانم .
    داستان اين تصاوير و تمثال هايي كه بر در وديوار كليساها وجود دارد، چيست ؟
    نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آبان 1385 ساعت 6:26 شماره پست: 82
    در سفر تثنيه آمده است : به جهت خود صورت تراشيده يا هيچ تمثالي از آنچه بالا در آسمان يا از آنچه پائين در زمين يا از آنچه در آبهاي زير زمين است مساز(8 تثنيه 5) آنها را سجده و عبادت منما زيرا من كه يهوه خداي تو هستم خداي غيورم و ... (9 تثنيه 5)
    در باب چهارم از همين سفر آمده است : پس خويشتن را بسيار متوجه باشيد زيرا در روزي كه خداوند با شما در حوريب از ميان آتش تكلم مي‏نمود هيچ صورتي نديديد(15 تثنيه 4) مبادا فاسد شويد و براي خود صورت تراشيده يا تمثيل هر شكلي از شبيه ذكور يا اناث بسازيد(16 تثنيه 4) يا شبيه هر بهيمه‏اي كه بر روي زمين است يا شبيه هر مرغ بالدار كه در آسمان مي‏پرد(17 تثنيه 4) يا شبيه هر خزنده‏اي بر زمين يا شبيه هر ماهي‏اي كه در آبهاي زير زمين است(18 تثنيه 4)
    در سفر لاويان نيز مي خوانيم : براي خود بتها مسازيد و تمثال تراشيده و ستوني به جهت خود بر پا منماييد و سنگي مصور در زمين خود مگذاريد تا به آن سجده كنيد زيرا من يهوه خداي شما هستم(1 لاويان 26)

    به نظر شما كدام يك درست است ؟ آنچه كتاب مقدس مي گويد يا آنچه در كليساها مورد عمل قرار مي گيرد؟ كتاب مقدس مي گويد هيچ تمثالي را نسازيد و صورت (تصوير) نتراشيد اما در كليساها تمثال تراشي و صورت سازي يكي از كارهاي مقدس است ؟! كدام يك خواسته خداوند است ؟ حتي شنيده ام برخي در مقابل اين تصاوير سجده مي كنند و آن را مي پرستند . فلسفه اين تقدس ها و پرستش ها چيست؟
    از اينها چه مي دانيد ؟
    نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385 ساعت 6:51 شماره پست: 83
    مترجم هر يك از اناجيل چه كسي بوده ؟ سطح علمي ، واژه شناسي و تسلط وي به زبان مبدأ و مقصد در چه حد بوده ؟ ميزان خدا ترسي و تخصص وي در دين چقدر بوده است ؟ مرد بوده يا زن؟ به اطلاعات جامعي نياز دارم . در هيچ كتابي نيافتم . شما خودتان اين اطلاعات را از كجا به دست مي آوريد ؟ به من هم بگوييد . متشكرم .
    منظور پطرس از جمله : « هرگاه مردنم با تو لازم افتد تو را هرگز انكار نكنم » چیست؟
    نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385 ساعت 7:0 شماره پست: 84
    اين آيه ها را از انجيل مرقس به دقت بخوانيد : عيسي ايشان را گفت همانا همه شما امشب در من لغزش خوريد زيرا مكتوبست شبان را مي‏زنم و گوسفندان پراكنده خواهند شد(27 انجيل مرقس 14) امّا بعد از برخاستنم پيش از شما به جليل خواهم رفت(28 انجيل مرقس 14) پطرس به وي گفت هرگاه همه لغزش خورند من هرگز نخورم(29 انجيل مرقس 14) عيسي وي را گفت هر آينه به تو مي‏گويم كه امروز در همين شب قبل از آنكه خروس دو مرتبه بانگ زند تو سه مرتبه مرا انكار خواهي نمود(30 انجيل مرقس 14) ليكن او به تأكيد زيادتر مي‏گفت هرگاه مردنم با تو لازم افتد تو را هرگز انكار نكنم و ديگران نيز همچنان گفتند(31 انجيل مرقس 14)
    به عبارت « هرگاه مردنم با تو لازم افتد تو را هرگز انكار نكنم » دقت كنيد. منظور پطرس از اين جمله چيست؟ اين جمله دليل بر اين است كه شاگردان مسيح عليه السلام مي دانستند مسيح عليه السلام انسان است و خدا نيست . لذا او نيز در معرض مرگ قرار دارد. چگونه ممكن است كسي براي خدايي كه حي لا يموت است چنين عبارتي را بر زبان بياورد.
    شما اين جمله پطرس را چگونه تفسير مي كنيد ؟
    آيا فرشتگان مي خورند و مي آشامند ؟
    نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385 ساعت 20:51 شماره پست: 85
    همه اديان اتفاق نظر دارند كه فرشتگان موجوداتي ناسوتي و زميني نيستند ، لذا مانند ما نه مي خورند و نه مي آشامند . اما در كتاب مقدس در داستان حضرت ابراهيم عليه السلام آمده است :
    پس ابراهيم به خيمه نزد ساره شتافت و گفت سه كيل از آرد ميده به زودي حاضر كن و آن را خمير كرده گردها بساز(7 پيدايش 17) و ابراهيم به سوي رمه شتافت و گوساله نازك خوب گرفته به غلام خود داد تا بزودي آن را طبخ نمايد(8 پيدايش 17) پس كره و شير و گوساله را كه ساخته بود گرفته پيش روي ايشان نهاد و خود در مقابل ايشان زير درخت ايستاد تا خوردند(9 پيدايش 17) ...
    همان طور كه خوانديد بر اساس كتاب مقدس فرشتگان هم مي خورند و هم مي آشامند. فرشتگان از جنس روحند نه جسم دنيايي . آيا واقعا چنين ماجرايي كه در كتاب مقدس آمده است ، ممكن است ؟!
    كاهني كه يهوديان او را در خانه خداوند كشتند ، چه كسي بود ؟
    نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385 ساعت 8:51 شماره پست: 86

    1- پس روح خدا زكريّا ابن يهويا داع كاهن را ملبّس ساخت و او بالاي قوم ايستاده به ايشان گفت خدا چنين ميفرمايد(18 دوم تواريخ ايام 24) شما چرا از اوامر يهوه تجاوز مي‏نمائيد پس كامياب نخواهيد شد( 19دوم تواريخ ايام 24) چون كه خداوند را ترك نموده‏ايد او شما را ترك نموده است(20 دوم تواريخ ايام 24) و ايشان بر او توطئه نموده او را به حكم پادشاه در صحن خانه خداوند سنگسار كردند(21 دوم تواريخ ايام 24)

    2- تا همه خونهاي صادقان كه بر زمين ريخته شد بر شما وارد آيد(34 انجيل متّي 23) از خون هابيل صديق تا خون زكريّا ابن برخيا كه او را در ميان هيكل و مذبح كشتيد(35 انجيل متّي 23) هر آينه به شما مي‏گويم كه اين همه بر اين طايفه خواهد آمد(36 انجيل متّي 23) ...

    3- در ماه هشتم از سال دوّم داريوش كلام خداوند بر زكريّا ابن بركيّا ابن عدّوي نبيّ نازل شده گفت(1 زكريّاي نبيّ 1) خداوند ...


    در اينجا كدام يك از نويسندگان كتاب مقدس نام او را اشتباه آورده اند و كدام يك درست : زكريا بن يهويا يا زكريا بن بركيا يا برخيا ؟ از كجا بفهميم كدام يك درست است؟ وحي خداوند كدام است ؟


    بت در دين شما چه جايگاهي دارد ؟
    نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر 1385 ساعت 11:40 شماره پست: 87
    ايشان گفتند چه قرباني جرم براي او بفرستيم گفتند بر حسب شماره سروران فلسطينيان پنج خراج طلا و پنج موش طلا زيرا كه بر جميع شما و بر جميع سرداران شما بلا يكي است(4 سموئيل 6) پس تماثيل خراجهاي خود و تماثيل موشهاي خود را كه زمين را خراب مي‏كنند بسازيد و خداي اسرائيل را جلال دهيد كه شايد دست خود را از شما و از خدايان شما و از زمين شما بردارد(5 سموئيل 6
    شكل اين تمثال ها چگونه بوده است ؟ حكمت اين كه تمثال هاي موش و ... از طلا بسازند ، چيست ؟ به نظر شما دستور ساخت تمثال و بت هاي طلا از سوي خداوند كمي عجيب نيست ؟ چگونه خداوند با بت جلال مي يابد ؟ راستي شما داستان گوساله سامري را شنيده ايد ؟ نظرتان چيست؟
    چگونه سه روز قبلي آمدند و تمام شدند و چطور روز چهارم رسيد؟!
    نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر 1385 ساعت 17:16 شماره پست: 88
    در كتاب مقدس آمده است كه خداوند خورشيد و ماه را در روز چهارم آفريد تا شب را از روز جدا كنند و بر زمين روشنايي دهند. سوال : بدون اين كه هنوز خورشيد و ماه آفريده شوند ، چگونه سه روز قبلي آمدند و تمام شدند و چطور روز چهارم رسيد؟!
    و شام بود و صبح بود روزي سيم 13 )پيدايش ( 1 و خدا گفت نيرها در فلك آسمان باشند تا روز را از شب جدا كنند و براي آيات و زمانها و روزها و سالها باشند14 )پيدايش1) ونيرها در فلك آسمان باشند تا بر زمين روشنايي دهند و چنين شد15 )پيدايش1)
    خداوند چه زماني نور را آفريد ؟ در همان روز اول يا در روز چهارم ؟
    نوشته شده در پنجشنبه دوم آذر 1385 ساعت 5:38 شماره پست: 89
    اين نورهايي كه خداوند آنها را در روز چهارم آفريد، تا شب را از روز جدا كنند و بر زمين روشنايي دهند، را چگونه تفسير مي كنيد؟ چه بودند و كي آفريده شدند؟
    در ابتدا خدا آسمانها و زمين را آفريد (1 ) و زمين تهي و باير بود و تاريكي بر روي لجه و روح خدا سطح آبها را فرو گرفت(2) و خدا گفت روشنايي بشود و روشنايي شد(3) و خدا روشنايي را ديد كه نيكو است و خدا روشنايي را از تاريكي جدا ساخت(4) و خدا روشنايي را روز ناميد و تاريكي را شب ناميد و شام بود و صبح بود روز اول(5) و خدا گفت فلكي باشد در ميان آبها و آبها را از آبها جدا كند(6) و خدا فلك را بساخت و آبهاي زير فلك را از آبهاي بالاي فلك جدا كرد و چنين شد(7 ) و خدا فلك را آسمان ناميد و شام بود و صبح بود روزي دوم(8 ) و خدا گفت آبهاي زير آسمان در يك جا جمع شود و خشكي ظاهر شود و چنين شد(9 ) و خدا خشكي را زمين ناميد و اجتماع آبها را دريا ناميد و خدا ديد كه نيكو است(10 ) و خدا گفت زمين نباتات بروياند علفي كه تخم بياورد و درخت ميوه‏اي كه موافق جنس خود ميوه آورد كه تخمش در آن باشد بر روي زمين و چنين شد(11 ) و زمين نباتات را رويانيد علفي كه موافق جنس خود تخم آورد و درخت ميوه داري كه تخمش در آن موافق جنس خود باشد و خدا ديد كه نيكو است(12 ) و شام بود و صبح بود روزي سيم(13 ) و خدا گفت نيرها در فلك آسمان باشند تا روز را از شب جدا كنند و براي آيات و زمانها و روزها و سالها باشند(14 ) و نيرها در فلك آسمان باشند تا بر زمين روشنايي دهند و چنين شد(15 ) و خدا دو نير بزرگ ساخت نير اعظم را براي سلطنت روز و نيز اصغر را براي سلطنت شب و ستارگان را(16 ) و خدا آنها را در فلك آسمان گذاشت تا بر زمين روشنايي دهند(17 ) و تا سلطنت نمايند بر روز و بر شب و روشنايي را از تاريكي جدا كنند و خدا ديد كه نيكو است(18 ) و شام بود و صبح بود روزي چهارم (سفر پيدايش 1: 1-19 ).
    به عبارت ديگر خداوند چه زماني نور را آفريد تا روز را از شب جدا كند ؟ در همان روز اول آفريد (پيدايش 1:3-5 ) يا در روز چهارم ( پيدايش 14:1)؟
    خداوند كي درخت را آفريد؟
    نوشته شده در جمعه سوم آذر 1385 ساعت 15:28 شماره پست: 90
    روز پنجم : و خدا گفت همانا همه علفهاي تخم داري كه بر روي زمين تمام زمين است و همه درختهايي كه در آنها ميوه درخت تخم دار است به شما دادم تا براي شما خوراك باشد(29 پيدايش 1)

    بعد از روز هفتم : و هيچ نهال صحرا هنوز در زمين نبود و هيچ علف صحرا هنوز نروييده بود زيرا خداوند خدا باران بر زمين نبارانيده بود و آدمي نبود كه كار زمين را بكند(5 پيدايش 2)
    كدام يك صحيح است؟
    پدر پدر ، پسر پسر يا پدر پسر؟
    نوشته شده در چهارشنبه دوم اسفند 1385 ساعت 11:11 شماره پست: 91
    به رياضي‌دان برجسته‌اي گفتند: سه دايره بكش؛ به طوري كه تمام ويژگي‌هاي آن با هم برابر باشد: همه در يك نقطه از زمين، با اندازه مشخص، با ضخامت يكسان، با مساحت برابر و فاصله‌ي همه از لبه كاغذ يك سانتيمتر. حتي همه را وقتي بكش كه روح مهربانانه‌اي داري و... خلاصه در تمام مشخصات بايد با هم يكي باشند. گفت: چشم. يك‌شنبه بياييد و ببينيد.
    يك‌شنبه شد. وقتي مردم براي مشاهده رفتند، ديدند، فقط يك دايره كشيده. گفتند: پس بقيه دايره‌‌ها چي شد؟ گفت: اگر قرار باشد هر سه دايره در تمام ويژگي‌ها همانند باشند، هر سه بر يكديگر منطبق خواهند شد. در حقيقت شما يك دايره بيشتر از من نخواسته‌ايد. در صورتي سه دايره خواهيد داشت كه دايره‌ها، در مشخصات با هم متفاوت باشند.
    به دوستي مسيحي گفتم: شما سه خدا را مي‌پرستيد؟ برآشفت و گفت: نه، ما خداي يگانه را مي‌پرستيم. اما اين خداي يگانه سه أقنوم دارد كه در تمام صفات با يكديگر شريك هستند. به ياد دايره‌ها افتادم.
    اگر سه أقنوم يا خداي پدر، پسر و روح القدس، در تمام ويژگي‌ها با هم يكي باشند، ديگر سه تا نخواهند بود. بلكه يك خدا هستند. در اين صورت شما مي‌توانيد نام آنها را بر يكديگر اطلاق كنيد. به پدر بگوييد، پسر، به روح‌القدس بگوييد، پدر و به پسر بگوييد، پدر. اما چرا نام اين سه، هميشه ثابت است؟
    اگر يكي پدر است و ديگري پسر، پس معلوم است، در يك جايي با هم تفاوت دارند؟ اين تفاوت در چيست؟ البته فرقي هم نمي‌كند. هر چه باشد، چيزي است كه خدا يا اقنوم ديگر ندارد و اين نقص در خداوندي است. آيا شما خداوند را ناقص مي‌دانيد؟ نه! آيا شما فقط سه خدا داريد؟ نه! آيا فقط به يك خدا معتقديد، بدون تثليث؟ نه! آيا... . نظر شما نسبت به دايره‌ها چيست؟

    فقط یک آیه صریح می خواهم!
    نوشته شده در شنبه دوازدهم اسفند 1385 ساعت 13:15 شماره پست: 92


    آيا در كتاب مقدس از تثليث (سه‌گانگي خدا در عين يگانگي‌اش) هم سخني به ميان آمده است؟ هر چه گشتم، كمتر يافتم؟ ممنونم اگر به طور مستند مرا راهنمايي فرماييد. البته ببخشيد. يافتم. همين الان يافتم:
    اي اسرائيل بشنو: يَهوِه خداي ما يَهوِه واحد است.تثنيه 6: 4
    من هستم يَهُوَه خداي تو ... تو را خدايان ديگر غير از من نباشد. خروج 20: 2 ، 3.
    من يهُوَه هستم و ديگري نيست و غير از من خدائي ني. اشعيا 45: 5
    تو که اسمت يهُوَه مي‌باشد ، به‌تنها بر تمامي زمين متعال هستي. مزمور 83: 18.
    پولس در نامه به غلاطيان: خدا يک است.غلاطيان3: 20؛ همچنين رك:1قرنتيان8: 4 – 6.
    متأسفم. اين آيات همه بر وحدانيت خداوند دلالت داشتند. در مقاله‌اي ديدم موارد فراواني را از اين دست برشمرده بود. اما من آيات تثليث را مي‌خواستم، نه اينها را. آياتي كه به روشني بر تثليث دلالت كند.
    در اسلام كه بر پايه توحيد بنا شده است، سرتاسر قرآن و روايات، آكنده است از آيات توحيد: قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ [إخلاص : 1]؛ اما چرا در مسيحيت، كه يكي از بنيان هاي عقيدتي آن تثليث است، در كتاب مقدس، حتي يك آيه هم در تبيين صريح و تاييد تثليث وجود ندارد؟
    تثليث و خداوندگاري مسيح براي نخستين بار در شوراي نيقيه تصويب شد. در پي اختلاف شديدي كه بين دو رهبر برجسته مسيحي آريوس و آتانياسوس صورت گرفت، كنستانتين آنان را همراه با سيصد كشيش برجسته در نيقيه تركيه، گرد هم آورد. آنان آريوس را به كناري نهادند و عقيده تثليث و خداوندگاري مسيح را در دنياي سياست، به تصويب رساندند و مخالفان را كشتند.
    كاش ما هم در شورا بوديم و مي پرسيديم: چگونه بر خلاف آنچه در كتاب مقدس آمده است، ميليون‌ها انسان بايد پيرو عقيده‌اي باشند كه به دستور يك پادشاه بوده و آن هم تنها به تصويب 303 نفر، رسيده است؟ من اجازه نمي‌دهم ديگران هر چه را كه بخواهند برايم عقيده كنند. شما چطور؟

    بیچاره شریعت
    نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند 1385 ساعت 12:47 شماره پست: 93
    ‌گفت: لعنت بر هر كس كه شريعت را به جا نياورد. لعنت بر كسي كه كلمات شريعت را اثبات ننمايد و شريعت را رد كند.
    يكي جواب داد: لعنت بر كسي كه بخواهد با شريعت، نماز، روزه و احكام شرعي نجات يابد. ايمان كافي است و خداوند متشرعان را لعنت كند!
    متحير ماندم چه كنم. بالاخره اهل شريعت(انجام احكام شرعي) باشم يا نباشم؟ با خودم گفتم: هر چه مولايم مسيح بگويد، همان درست است. هر چه باشد، مسيح عليه‌السلام از حواريون و حتي آنان كه حواري هم نبوده‌اند، بالاتر و قابل اعتمادتر است. از مسيح پرسيدم: مولاي من، شما اصلا براي چه آمديد؟ به من، شما و همه مردم فرمود:
    گمان مبريد آمده‌ام تا تورات يا صُحُف انبيا را باطل سازم‌؛ نيامده‌ام تا باطل نمايم‌، بلکه تا تمام کنم‌. زيرا هر آينه به شما مي‌گويم: تا آسمان و زمين زايل نشود، همزه يا نقطه‌اي از تورات هرگز زايل نخواهد شد، تا همه واقع شود.
    گفتم: سرورم، نمي‌ترسيد بعد از شما شريعت را از دين شما بردارند؟ فرمود:
    متي 5: 17-19: هر کس (حتي) يکي از اين احکامِ کوچکترين، را بشکند و به مردم چنين تعليم دهد، در ملکوت آسمان کمترين شمرده شود.
    گفتم: ولي بعضي‌ها مي‌گويند: اگر كسي بخواهد با شريعت نجات يابد، ملعون است. اكنون من براي اين كه نجات پيدا كنم و به زندگي ابدي دست يابم، چه كنم؟ شريعت را كنار بگذارم؟ فرمود:
    اگر بخواهي داخل حيات (زندگي ابدي) شوي، احكام(شريعت) را نگاهدار.
    دوباره به كتاب مقدس مراجعه كردم، تا ببينم مسيحِ مهربانم خود براي انجام شريعت چه كارهايي را انجام داده است؟ ديدم از همان ابتداي تولد مباركش، در آغوش شريعت بوده است: مراسم تطهير و قرباني برايش به جا آورده‌اند.. من نگويم بهتر است. خواندن متن آيات لطف ديگري دارد:
    و چون روز هشتم وقت ختنة طفل رسيد او را (ختنه كرده) عيسي نام نهادند. چون ايام تطهير ايشان برحسب شريعت موسي رسيد، او را به اورشليم بردند.. چنان‌كه در شريعت يهُوَه مكتوب است.. (والدينش مسيح را به اورشليم بردند) تا قرباني گذرانند چنانكه در شريعت يهُوَه مقر‌ّر است.. .. والدينش آن طفل يعني عيسي را آوردند تا رسوم شريعت را به‌جهت او به‌عمل آورند ... چون تمامي رسوم شريعت يهُوَه را به پايان برده بودند به شهر خود ناصرة جليل مراجعت كردند. (لوقا 2 : 21-23 )
    مسيح در اول صبح قيام کرد و خارج شد و به مکاني پست رفت تا در آنجا نماز گذارد (مرقس16:1 ) ... بعد از آن‌که جمعيت منصرف شد مسيح به تنهايي بالاي کوه رفت تا نماز گذارد (متی 23:14 ) و نيز فرمود : سزاوار است که در هر مکاني نماز گذاريد به مانند ريا کاران نباشيد. (متی 41:26)
    آن‌گاه عيسي به دست روح به بيابان برده شد، تا ابليس او را تجربه نمايد، و چون چهل شبانه روز روزه داشت، آخر گرسنه شد. (متي4: 1و 2 )
    شما بايد ده يك(زكات) را بدهيد... .متي 23 : 23.
    پيشتر كه با دوستي مسيحي گفتگو داشتم، ديدم عهد عتيق را به عنوان كتاب مقدس خود قبول دارد، اما شريعت موسي كه در آن كتاب آمده است را، نه. مي‌گفت: شريعت موسي در عهد عتيق، ناقص بود و زمانش سپري شد. آن شريعت فقط براي اين بود كه زمينه را براي آمدن مسيح فراهم كند. مدتي گذشت تا اين كه آيات فوق را در عهد جديد خواندم. از خودم پرسيدم: موسي مي‌خواست با شريعت، زمينه را براي عيسي فراهم كند. عيسي با شريعت، مي‌خواست زمينه را براي چه كسي فراهم كند؟ نجات من؟ نجات شما؟ نجات خودش؟ و اصلا چرا فرمود : ملعون باد کسي که کلمات اين شريعت را اثبات ننمايد تا آن را به جا نياورد؟


    آمد و رفت .. شما تشريف نداشتيد!
    نوشته شده در پنجشنبه نهم فروردین 1386 ساعت 10:11 شماره پست: 94
    آنان همگي نشسته بودند، در انتظار پيامبري كه وعده آمدنش را از پيش شنيده بودند. اصلاً براي چه اين همه در تاريخ آمده است، يهوديان و مسيحيان پيوسته از كشورهاي مختلف، از فرسنگ‌ها آن‌طرف‌تر، و البته بدون هواپيما و قطار، مي‌آمدند تا از پيامبر اسلام سوالاتي كنند ببينند، همان شخص موعود هست يا نه؟ لابد در كتاب مقدس خبرهايي بوده و هست، البته فقط زمزمه آن در گوش‌هاي سالم أثر داشته. بشارت‌ها در كتاب مقدس فراوانند، برخي صريح و برخي با وجود قراين. خيلي‌ها به دليل وجود همين بشارت‌ها مسلمان شده‌اند. به دوستي مسيحي گفتم : در اين باره تحقيق كن. و مطمئن باش در هر صورت به نتيجه مي‌رسي: يا اين كه همه اين‌ها ساخته و پرداخته مسلمانان است و دروغ، كه در اعتقاد فعلي خودت راسخ‌تر خواهي شد و چه بهتر. يا اين كه اين‌ها راست‌هايي است كه در لفاف توجيهات نادرست مفسران كتاب مقدس پنهان شده است و...آن وقت دريچه‌اي از دنيايي جــديـد به رويت باز خواهد شد. خلاصه چيزي از دست نمي‌دهي. نمونه: (يوحنا 19:1-25)
    و اين است شهادت يحيي در وقتي كه يهوديان از اورشليم كاهنان و لاويان را فرستادند، تا از او سؤال كنند، كه تو كيستي، كه معترف شد و انكار ننمود. بلكه اقرار كرد كه من مسيح نيستم. آن‌گاه از او سؤال كردند: پس چه، آيا تو الياس هستي؟ گفت: نيستم. آيا تو آن نبيّ هستي؟ جواب داد: ني. آن‌گاه بدو گفتند: ... اگر تو مسيح و الياس و آن نبيّ نيستي، پس براي چه تعميد مي‏دهي؟
    از آيات فوق چه مي‌فهميد؟ مگر اين نيست كه يهوديان در انتظار سه شخصيت بودند؟ سه راهبري كه فقط اينان مي‌توانند انسان‌ها را پاك كنند: يكي مسيح كه آمد و رفت ؛ ديگري الياس يا همان يحيي كه خود بحث مفصلي دارد؛ مي‌ماند <آن نبي>. <آن نبي> هم تا زمان مسيح نيامده بود و ايمانداران در انتظارش بودند. <آن نبي> كه بود؟ يحيي كه نبود. مسيح هم كه نبود. روح القدس هم نبود. پس چه كسي بود، كه مسيح هم آمد و او هنوز نيامده بود؟
    معماي جالبي است، نه؟! اين سؤال هميشه در ذهن مردم در عهد مسيح، گوشه‌اي را به خود اختصاص داده بود؛ به طوري كه وقتي مسيح عليه‌السلام براي نخستين بار آمد، گفتند: آيا اين مسيح است يا همان <آن نبي>؟ ببينيد:
    و نيز وقتي مسيح در جليلي ندا کرد ... مردم اختلاف کردند که او کيست؟ ... آن‌گاه بسياري از آن گروه چون كلام(او) را شنيدند، گفتند: در حقيقت اين شخص <همان نبيّ> است(يوحنّا7: 40) و بعضي گفتند: او مسيح است.
    شما موسي هستيد يا عيسي؟ نمي‌توانيد بگوييد هم موسي و هم عيسي. اگر موسي باشيد، پس ديگر عيسي نيستيد. اگر مسيح عليه‌السلام هم، مسيح باشد، پس <آن نبي> نيست. پس <آن نبي> كيست؟

    مطمئن باشيد خداوند صالح است!
    نوشته شده در شنبه هشتم اردیبهشت 1386 ساعت 11:16 شماره پست: 95
    كاري به پدر يا پسر بودنش ندارم؛ اما اگر واقعا مسيح عليه‌السلام خداوند است ، پس چرا خود صلاحيت خدا بودنش را نفي كرده است ؟
    ناگاه شخصي آمده وي را گفت: اي استاد نيكو و صالح ( good= αγαθος)، چه عمل نيكو كنم تا حيات جاوداني يابم (انجيل متّي 19:16 ). وي را گفت: از چه سبب مرا صالح گفتي و حال آن‌كه كسي نيكو و صالح نيست، جز خدا؛ ليكن اگر بخواهي داخل حيات شوي احكام را نگاه دار(انجيل متّي19:17 ).
    اگر مسيح عليه‌السلام آن‌گونه كه كتاب مقدس مي‌گويد، صالح نيست، پس خدا هم نيست. زيرا كه از صفات قطعي خداوند آن است كه صالح و سرچشمه نيكويي‌ها باشد. با توجه به نفي صلاحيت مذكور، چه معياري براي خداوندگاري مسيح عليه‌السلام وجود دارد؟ از سوي ديگر انسان‌هاي ديگري قبل و بعد از مسيح بوده‌اند كه كتاب مقدس آن‌ها را مردماني صالح دانسته است(رك: انجيل لوقا باب 23 آيه 50 و 22 اعمال رسولان باب 11 آيه 22 تا 24). چطور آنان صالحند؛ اما مسيح كه معلم و خداي آنان است، خود اعتراف مي‌كند صالح نيست؟! معلوم مي‌شود نفي صلاحيت ايشان از روي تواضع نبوده و نيك بودن خويش را نيز نفي نكرده است؛ بلكه صلاحيت خدا بودن را از خود رانده است. پس مي‌توان نتيجه گرفت كه مسيح عليه‌السلام بشري بود، صالح و نيكوتر از همگان؛ اما نفي صلاحيتش در اين بوده كه خداوند نبود. درست است؟

    هنوز دارد می نویسد!
    نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386 ساعت 8:33 شماره پست: 96
    هايرومكس و يبّوق با دلي سنگين از تلخ و شيرين تاريخ، غصه ها را قصه مي كنند، مي نالند، گاه از خشم، ناله‌ها را بر فرق سنگ ها مي كوبند و مي خروشند و مي روند. شاهد وفات موسي بوده‌اند و عبور يوشع و تعميد عيسي و... اكنون يكي شده‌اند با نام نهر اردن و هنوز هم زيبايند و جاري.
    رود اردن غمگين بود، چون موسي پيامبر خدا در كرانه شرقي وي، سر بر آغوش خاك نهاد و از دنيا رفت.
    ..بعد از وفات موسى..خداوند يوشع بن نون خادم موسى را خطاب كرده گفت: موسى بنده من وفات يافته است. پس الان برخيز و از اين اردن عبور كن... بامدادن يوشع به‌زودى برخاسته او و تمامى بنى اسرائيل از شطّيم روانه شده، به اردنّ آمدند و قبل از عبور كردن، در آنجا منزل گرفتند.
    پس يوشع، جانشين موسي از رود گذشت و موسي عليه السلام از آن عبور نكرد، چنان كه موسي خود فرموده است:
    و خداوند به من گفته است كه از اين اردن عبور نخواهى كرد.
    مسيحيان همه با هم مي‌گويند: نويسنده تورات و از جمله تثنيه خود حضرت موسي است؛ اما در كتاب مقدس در نخستين آيه سفر تثنيه مي‌خوانيم:
    اين است سخنانى كه موسى به آن‌طرف اردن در بيابان عربه، مقابل سوف در ميان فاران و توفل و لابان و حفيروت و دى ذهب با تمامى اسرائيل گفت.
    نويسنده اين جمله بايد از رود اردن گذر کرده باشد، تا بتواند بگويد <آن طرف رود اردن>؛ در حالي که موسي خود فرمود بدان سو نمي‌رود و در همين سوي شرقي جان سپرد. پس اين چه كسي است كه دارد تورات را به نام موسي مي‌نويسد؟!
    <!--[if !supportLineBreakNewLine]-->
    <!--[endif]-->
    مسيح چه كسي ر ا مي پرستيد؟
    نوشته شده در دوشنبه هشتم مرداد 1386 ساعت 16:23 شماره پست: 97

    همه‌ي کارهايش خوب بود به جز يک کار؟ اخلاقش! منشش! محبتش! همه خوب و عالي. اما حيف كه مسيح عليه‌السلام در عبادت خداوند کاهلي مي‌کرد. زياد اهل عبادت نبود! بي‌حال بود. ناگهان رگ‌هاي گردن بيرون زد و ايمانداران وفادار، هر يك به نوعي به دفاع از مسيح مهربان پرداختند. خير، مسيح در عبادت خداوند بهترين بود. كتاب مقدس پر است از مواردي كه به روشني مي‌گويد، مسيح عليه‌السلام عبادت مي‌كرد: كو؟ نشانت مي‌دهم. چشمانت را باز كن و ببين:
    روزه مي‌گرفت: ... و چون چهل شبانه روز روزه داشت، آخر گرسنه شد ... (متي4: 1و 2).
    خدا را سجده مي‌کرد: ... آن‌گاه عيسي وي را گفت: <... مكتوب است كه خداوند، خداي خود را سجده كن و او را فقط عبادت نما> (متي4: 9-10).
    به درگاه خداوند دعا و در خواست مي‌کرد: و نزديك به ساعت نهم، عيسي به آواز بلند صدا زده گفت: "ايلي ايلي لما سَبَقتَني" يعني الهي الهي مرا چرا ترك كردي. (متي27: 46).
    پس قدري پيش رفته، به روي در افتاد و دعا كرده، گفت: اي پدر من، اگر ممكن باشد، اين پياله از من بگذرد، ليكن نه به خواهش من، بلكه به إراده‌ي تو . (متي26: 39).
    بامدادان، قبل از صبح برخاسته، بيرون رفت و به ويرانه‌اي رسيده، در آنجا به دعا مشغول شد. (مرقس1: 35).
    براي خداوند خود خضوع مي‌کرد: و اما زماني كه همه مطيع وي شده باشند، آن‌گاه خود پسر هم مطيع خواهد شد؛ او را كه همه چيز را مطيع وي گردانيد، تا آن‌كه خدا كلّ در كلّ باشد. (نامه‌ي اول پولس به قرنتيان15: 28).
    خداوند را شكر مي‌كرد : عيسي چشمان خود را بالا انداخته، گفت: اي پدر، تو را شكر مي‌كنم كه سخن مرا مي‌شنوي. (يوحنّا11: 41).
    خيلي زيباست كه مسيح عليه‌السلام اين همه عبادت مي‌كرد، اما براي چه كسي؟ خدا؟ خودش؟ هر دو؟ هيچ يك؟ خودش را مي‌پرستيد؟ بنده بود و ديگري را مي‌پرستيد؟ و سال‌ها از عمر اين سؤال ها مي‌گذرد.
    كتاب مقدس را چه كسي نوشته است؟
    نوشته شده در شنبه پانزدهم دی 1386 ساعت 19:34 شماره پست: 98
    كتاب مقدس را چه كسي نوشته است؟

    بعد از پرس‌و‌جو دانستم كه دوستان مسيحي نيز در نويسندگان بيشتر قسمت‌هاي آن اختلاف نظر دارند. رفتم به دنبال اتفاق نظرها، كه البته آن را اتفاق هم نمي‌توانيد ناميد، ولي به هر حال نظر اكثريت است، ديگر! و محترم. پرسيدم: تورات يا همان أسفار پنجگانه از كيست؟ گفتند: موسي عليه‌السلام خود آن را نگاشته.
    از پيدايش شروع كردم به خواندن. با علاقه ادامه دادم تا ببينم موسي، پيامبر بزرگ بني‌اسرائيل، براي ما از سوي خداوند چه كلامي را هديه آورده است. خواندم و خواندم تا رسيدم به تثنيه 34 : 5 و6. و خواندم. دوباره خواندم. خداي من، مگر اين‌ها را موسي عليه‌السلام ننوشته، پس چرا همچنان دارد مي‌نويسد...جزئياتِ حوادثِ بعد از مرگش را!
    پس موسي بنده خداوند مرد. و او را در زمين موآب در مقابل بيت فعور در دره دفن كرد، و أحدي قبر او را تا امروز ندانسته است. موسي چون وفات يافت صد و بيست سال داشت و نه چشمش تار و نه قوتش كم شده بود و بني اسراييل براي موسي در عربات موآب، سي روز ماتم گرفتند. پس روزهاي ماتم و نوحه‌گري براي موسي سپري گشت. و(بني اسراييل) يوشع بن نون ...را اطاعت كردند...نبي‌اي مثل موسي تا به حال در اسراييل بر نخواسته است كه خداوند او را رو به‌رو شناخته باشد. (تثنيه 34 : 5-10).
    عجـــــــــب! و چه اتفاقي!؟ البته در نظر. چگونه ممكن است موسي عليه‌السلام درباره خودش بنويسد: <أحدي قبر او را تا امروز ندانسته است.>؟!



  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10



    به نظر شما اشكال در گيرنده است يا فرستنده؟
    نوشته شده در جمعه هفتم مهر 1385 ساعت 22:16 شماره پست: 50
    متي مي گويد : پس تمام طبقات از ابراهيم تا داود چهارده طبقه است و از داود تا جلاي بابل چهارده طبقه و از جلاي بابل تا مسيح چهارده طبقه(17 انجيل متي 1)
    گفته متي آنچه را كه در اخبار روزگار اول يا تواريخ اول آمده است ، نقض مي كند. آنجا آمده است كه نسل هاي قسم دوم ، 18 طبقه هستند . متي اين موارد را جا انداخته است : يوآش(تواريخ اول 3: 12) ، أمصيا (تواريخ اول 3: 12) ، عزريا (تواريخ اول 3: 16) ، يهوياقيم و فدايا (تواريخ اول 3: 19) .
    چطور خداوند فراموش كرده است اين اسامي را به متي وحي نمايد ؟ اصلا چرا خداوند اين نام ها را فراموش كرده است ؟ مگر نمي دانيد كه خداوند فراموش نمي كند ؟! مگر نمي دانيد كه خداوند راستگوست و جز به راستي سخن نمي گويد؟
    من يهوه به عدالت سخن مي‏گويم و چيزهاي راست را اعلان مي‏نمايم(19 اشعياء نبيّ 45)
    پس بدان كه يهوه خداي تو او است خدا(9 تثنيه 7) خداي امين كه عهد و رحمت خود را با آناني كه او را دوست مي‏دارند و اوامر او را بجا مي‏آورند تا هزار پشت نگاه مي‏دارد(10 تثنيه 7)
    خدا انسان نيست كه دروغ بگويد(28 اعداد 23) و از بني آدم نيست كه به اراده خود تغيير بدهد(29 اعداد 23) آيا او سخني گفته باشد و نكند(30 اعداد 23) يا چيزي فرموده باشد و استوار ننمايد(31 اعداد 23)
    چرا متي از ترتيبي كه بر شمرده ، پنج نسل را از از بين داوود وسبي بابلي حذف كرده است؟ ر.ك : متى 1: 6-11.
    آيا خودش اين نام ها را حذف كرده يا اين كه خداوند به او وحي نموده است ؟ اگر خداوند وحي كرده است ، پس چرا در كتاب نخست خود همين گونه وحي نكرده است ، البته در صورتي كه اين كتاب از آن خداوند باشد ؟! شايد بگوييد كه خداوند كلام خود را در عهد جديد نسخ كرده است . اگر نسخ كرده پس چرا خودش گفته آمده تا آن را مورد تاكيد قرار دهد نه اين كه نابودش كند :
    گمان مبريد كه آمده‏ام تا تورات يا صحف انبياء را باطل سازم نيامده‏ام تا باطل نمايم بلكه تا تمام كنم(17 انجيل متي 5) زيرا هر آينه به شما مي‏گويم تا آسمان و زمين زايل نشود همزه يا نقطه از تورات هرگز زايل نخواهد شد تا همه واقع شود(18 انجيل متي 5) پس هر كه يكي از اين احكام كوچترين را بشكند و به مردم چنين تعليم دهد در ملكوت آسمان كمترين شمرده شود امّا هر كه بعمل آورد و تعليم نمايد او در ملكوت آسمان بزرگ خوانده خواهد شد(19 انجيل متي 5)
    تهمت زنای مسیحیان به مریم علیها سلام پاکترین بانوی جهان
    نوشته شده در یکشنبه نهم مهر 1385 ساعت 11:13 شماره پست: 51
    چرا در عهد جديد عيسي را به نام مادرش يعني فرزند مريم (ابن مريم) نخوانده اند ، تا بر پاكي و عفاف مادرش تاكيد نمايند ؟! چرا به جاي آن گفته اند فرزند يوسف (ابن يوسف) ؟! چرا نويسندگان اناجيل به مريم عليها سلام تهمت زنا زده اند ؟! به طوري كه حتي لوقا دو بار تهمت زده است :
    چون ايشان او را ديدند مضطرب شدند پس مادرش به وي گفت اي فرزند چرا با ما چنين كردي اينك پدرت و من غمناك گشته تو را جستجو مي‏كرديم(48 انجيل لوقا 2)
    و خود عيسي وقتي كه شروع كرد قريب به سي ساله بود و حسب گمان پسر يوسف بن هالي بود(23 انجيل لوقا 3)
    عبارت (حسب گمان) در نسخه هاي اصلي وجود ندارد . به اين دليل كه معمولا آن را داخل پرانتز يا با قلمي متفاوت مي نويسند. چون مطلبي توضيحي و حاشيه اي بوده است . به مرور مترجمان و دست اندر كاران كتاب مقدس اين پرانتز ها را حذف كرده اند و اين دو واژه بخشي از متن اصلي كتاب مقدس شده است . جالب آن كه تفسير تطبيقي كتاب مقدس ص 2075 مي نويسد : يوسف "پدر رسمي يسوع بوده است نه پدر حقيقي" . نويسندگان كتاب مقدس با اين تهمت خود در حقيقت مسيح عليه السلام را آزرده اند .
    برخي از ترجمه هاي اين واژه را از سايت e-sword براي شما مي آوريم :
    Luk 3:23 And Jesus himself, when he began to teach, was about thirty years of age, being the son (as was supposed) of Joseph, the son of Heli, (ASV)
    Luk 3:23 And Jesus at this time was about thirty years old, being the son as it seemed of Joseph, the son of Heli,(BBE)
    Luk 3:23 When Jesus began to preach, he was about thirty years old. Everyone thought he was the son of Joseph. But his family went back through Heli, (CEV)دقت كنيد. اين مترجم عبارت مزبور را جزء متن به حساب آورده است.
    Luk 3:23 Und er selbst, Jesus, begann ungefنhr dreißig Jahre alt zu werden, und war, wie man meinte, ein Sohn des Joseph, des Eli, (GEB)
    Luk 3:23 Und Jesus war, da er anfing, ungefنhr dreißig Jahre alt, und ward gehalten für einen Sohn Josephs, welcher war ein Sohn Eli's, (GLB)
    Luk 3:23 And2532 Jesus2424 himself846 began756 to be2258 about5616 thirty years of age5144, 2094 being5607 (as5613 was supposed)3543 the3588 son5207 of Joseph,2501 which was the son of Heli,2242 (KJV)
    23 Jesus, when he began his ministry, was about thirty years of age, being the son (as was supposed) of Joseph, the son of Heli, (ESV)
    http://bible.crosswalk.com/OnlineStudyBible/bible.cgi?word=Luke+3&section=0&version=esv&new=1& oq=&NavBook=lu&NavGo=3&NavCurrentChapter=3
    " 23 And Jesus Himself had become about thirty years of age, being (as was supposed) the son of Joseph, who was the son of Heli, (Third Millennium Bible)
    http://bible.crosswalk.com/OnlineStudyBible/bible.cgi?word=Luke+3§ion=0&version=tmb&new=1&oq= &NavBook=lu&NavGo=3&NavCurrentChapter=3
    مسيح عليه السلام از كدام نسل است؟
    نوشته شده در سه شنبه یازدهم مهر 1385 ساعت 17:57 شماره پست: 52
    متي مي گويد كه مسيح عليه السلام از نسل سليمان بن داوود است (1: 6-7) و لوقا معتقد است(3: 31) عيسي از نسل ناتان بن داوود است .
    و خود عيسي وقتي كه شروع كرد قريب به سي ساله بود و حسب كمال خلق پسر يوسف بن هالي(23 انجيل لوقا 3) بن متّات بن لاوي بن ملكي بن ينّا ابن يوسف(24 انجيل لوقا 3) بن متّاتيا ابن آموس بن ناحوم بن حسلي ابن نجّي(25 انجيل لوقا 3) بن مأت بن متاتيا ابن شمعي ابن يوسف بن يهودا(26 انجيل لوقا 3) ابن يوحنّا ابن ريسا ابن زروبابل بن سألتيئيل بن نيري(27 انجيل لوقا 3) ابن مالكي ابن ادّي ابن قوسام بن ايلمودام بن عير(28 انجيل لوقا 3) بن يوسي ابن ايلعاذر بن يوريم بن متّات بن لاوي(29 انجيل لوقا 3) ابن شمعون بن يهودا ابن يوسف بن يونان بن ايلياقيم(30 انجيل لوقا 3) بن مليا ابن مينان بن متّاتا ابن ناتان بن داود(31 انجيل لوقا 3)
    بالاخره عيسي عليه السلام فرزند كيست ؟ خدا ؟ سليمان بن داوود ؟ ناتان بن داوود ؟ يا اصلا هر كس كه شما بفرماييد؟!
    چرا بايد خداوند بره باشد؟
    نوشته شده در سه شنبه یازدهم مهر 1385 ساعت 18:1 شماره پست: 53
    چرا شما مسيحيان مي گوييد ، خداوند چوپان و شبانِ گوسفند يا برّه (گوسفند ماده) است ؟ منظورتان چيست؟
    براي نمونه يوحنا از زبان مسيح مي نويسد : من شبان نيكو هستم شبان نيكو جان خود را در راه گوسفندان مي‏نهد (11 انجيل يوحنّا 10)
    حال آن كه در مكاشفه يوحنا آمده است : ايشان با برّه جنگ خواهند نمود و برّه بر ايشان غالب خواهد آمد زيرا كه او ربّ‏الارباب و پادشاه پادشاهان است و آناني نيز كه با وي هستند كه خوانده شده و برگزيده و امينند(14 مكاشفه يوحنّاي رسول 17)
    اگر منظورتان دوستي و انعطاف و لطافت است به اين دليل كه پروردگار عشق و دوستي است ، در اين صورت مي پرسم آيا عاقلانه است كه خشم برّه آنچنان هراس بيافريند كه اركان زندگي ستمگران را به لرزه در آورد، در حدي كه به ژرفاي غارها پناه ببرند و مخفي گردند؟ همان گونه كه خود كتاب مقدس گفته است :
    و پادشاهان زمين و بزرگان و سپه سالارن و دولتمندان و جبّاران و هر غلام و آزاد خود را در مغاره‏ها و صخره‏هاي كوهها پنهان كردند(15 مكاشفه يوحنّاي رسول 6) و به كوهها و صخره‏ها مي‏گويند كه بر ما بيفتيد و ما را مخفي سازيد از روي آن تخت نشين و از غضب برّه (16 مكاشفه يوحنّاي رسول 6)
    اگر هم منظورتان قدرت و جبروت خداست ، در اين صورت اين چه تناسبي با برّه دارد ؟! خوب حيوان ديگري را نام مي برديد، مثلا شير را ؟! كجا ديده ايد كه برّه مظهر قدرت باشد؟!
    آیا این گونه باید شبانی کرد؟
    نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385 ساعت 10:18 شماره پست: 54
    كتاب مقدس به مسيح نسبت مي دهد كه گفته است : من شبان نيكو هستم شبان نيكو جان خود را در راه گوسفندان مي‏نهد (11 انجيل يوحنّا 10)
    آيا به نظر شما عاقلانه است كه وقتي چوپاني مي بيند گرگ به گوسفندي حمله كرده است ، خود را قرباني كند تا گرگ گوسفند را رها كرده و چوپان را بخورد و به بقيه گوسفندها كاري نداشته باشد؟! البته در دو حالت اين كار ممكن است : يكي اين كه چوپان ديوانه باشد و ديگري اين كه چوپان بخواهد خودكشي كرده و با اين كار از صاحب گوسفندان انتقام بگيرد. البته تنها در مسيحيتي كه مدعي است عقلش بيشتر از اسلام است چنين چيزي ممكن است !!
    کشیشان باید کشته شوند !
    نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385 ساعت 10:27 شماره پست: 55
    بر اساس شريعت و احكام عهدين قديم و جديد ، كشيشان بايد كشته شوند . چون روز شنبه را بزرگ نمي شمارند و كسي كه بزرگداشت اين روز را نقض كند بر اساس حكم تورات بايد به قتل برسد. نظر شما چيست ؟ مگر احكام گذشته خداوند نسخ شده است كه بدان عمل نمي كنند ؟
    و كساني كه او را يافتند كه هيزم جمع مي‏كرد او را نزد موسي و هارون و تمامي جماعت آوردند(30 اعداد 15) و او را در حبس نگاه داشتند زيرا كه اعلان نشده بود كه با وي چه بايد كرد(31 اعداد 15) و خداوند به موسي گفت اين شخص البته كشته شود تمامي جماعت او را بيرون از لشكرگاه آورده او را سنگسار كردند و بمرد چنانكه خدا به موسي امر كرده بود(32 اعداد 15)
    گياه خشك شد و گل پژمرده گرديد لكن كلام خداي ما تا ابدالآباد استوار خواهد ماند(8 اشعياء نبيّ 40)
    گمان مبريد كه آمده‏ام تا تورات يا صحف انبياء را باطل سازم نيامده‏ام تا باطل نمايم بلكه تا تمام كنم(17)(11 انجيل متي 5) زيرا هر آينه به شما مي‏گويم تا آسمان و زمين زايل نشود همزه يا نقطه از تورات هرگز زايل نخواهد شد تا همه واقع شود(18)(12 انجيل متي 5) پس هر كه يكي از اين احكام كوچترين را بشكند و به مردم چنين تعليم دهد در ملكوت آسمان كمترين شمرده شود امّا هر كه بعمل آورد و تعليم نمايد او در ملكوت آسمان بزرگ خوانده خواهد شد(19 انجيل متي 5)
    آسمان و زمين زايل مي‏شود ليكن سخنان من زايل نخواهد شد(33 انجيل لوقا 21)
    حتي مسيح عليه السلام براي دفاع از ناموس به كاتبان و فريسيان حمله كرده و گفته است : واي بر شما اي كاتبان و فريسيان رياكار كه نعناع و ثبت و زيره را عشر مي‏دهيد و اعظم احكام شريعت يعني عدالت و رحمت و ايمان را ترك كرده‏ايد( انجيل متّي 23)
    خدای نجات بخش یا نابود کننده ؟!
    نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مهر 1385 ساعت 15:2 شماره پست: 56
    مسيح آمده است تا نابود كند يا اين كه نجات ببخشد؟
    نجات دهد : لوقا : آنگاه روي گردانيده بديشان گفت نمي‏دانيد كه شما از كدام نوع روح هستيد(55 انجيل لوقا 9) زيرا كه پسر انسان نيامده است تا جان مردم را هلاك سازد بلكه تا نجات دهد پس به قريه ديگر رفتند(56 انجيل لوقا 9)
    نابود كند : لوقا: من آمدم تا آتشي در زمين افروزم پس چه مي‏خواهم اگر الآن در گرفته است(49 انجيل لوقا 12) امّا مرا تعميديست كه بيايم و چه بسيار در تنگي هستم تا وقتي كه بسر آيد(50 انجيل لوقا 12) آيا گمان مي‏بريد كه من آمده‏ام تا سلامتي بر زمين بخشم ني بلكه به شما مي‏گويم تفريق را(51 انجيل لوقا 12) زيرا بعد از اين پنج نفر كه در يك خانه باشند دو از سه و سه از دو جدا خواهند شد(52 انجيل لوقا 12) پدر از پسر و پسر از پدر و مادر از دختر و دختر از مادر و خارسو از عروس و عروس از خارسو مفارقت خواهند نمود(53 انجيل لوقا 12).
    نابود كند : متي : گمان مبريد كه آمده‏ام تا سلامتي بر زمين بگذارم نيامده‏ام تا سلامتي بگذارم بلكه شمشير را(32 انجيل متّي 10) زيرا كه آمده‏ام تا مرد را از پدر خود و دختر را از مادر خويش و عروس را از مادر شوهرش جدا سازم(33 انجيل متّي 10)
    نابود كند : لوقا : و هنگامي كه جمعي كثير همراه او مي‏رفتند روي گردانيده بديشان گفت(25 انجيل لوقا 14) اگر كسي نزد من آيد و پدر و مادر و زن و اولاد و برادران و خواهران حتّي جان خود را نيز دشمن ندارد شاگرد من نمي‏تواند بود(26 انجيل لوقا 14) و هر كه صليب خود را برندارد و از عقب من نيايد نمي‏تواند شاگرد من گردد(27 انجيل لوقا 14) زيرا كيست از شما كه صليب بناي برجي داشته باشد و اوّل ننشيند تا برآورد خرج آن را بكند كه آيا قوّت تمام كردن آن دارد يا نه(28 انجيل لوقا 14)
    نابود كند : متي : زيرا كه خصي‏ها مي‏باشند كه از شكم مادر چنين متولّد شدند و خصي‏ها هستند كه از مردم خصي شده‏اند و خصي‏ها مي‏باشند كه به جهت ملكوت خدا خود را خصي نموده‏اند) انجيل متّي 19) آنكه توانائي قبول دارد بپذيرد(12 انجيل متّي 19)
    نابود كند : يوشع : و هر آنچه در شهر بود از مرد و زن و جوان و پير حتي گاو و گوسفند و الاغ را به دم شمشير هلاك كردند(21 يوشع 6) .... (22-3 يوشع6) و شهر را با آنچه در آن بود به آتش سوزانيدند ...(24 يوشع 6)
    نابود كند : يوشع: پس يوشع تمامي آن زمين يعني كوهستان و جنوب و هامون و وادي ها و جميع ملوك آنها را زده كسي را باقي نگذاشت و هر ذي نفس را هلاك كرده چنان كه يهوه خداي اسرائيل امر فرموده بود(37 يوشع 10) و يوشع ايشان را از قادش برنيع تا غزه و تمامي زمين جوشن را تا جبعون زد(38 يوشع 10) و يوشع جيمع اين ملوك و زمين ايشان را در يك وقت گرفت زيرا كه يهوه خداي اسرائيل براي اسرائيل جنگ مي‏كرد(39 يوشع 10) و يوشع با تمامي اسرائيل به اردو در جلجال مراجعت كردند(40 يوشع 10)
    نابود كند : يوشع: و يوشع در آن وقت برگشت و حاصور را گرفته ملكش را با شمشير كشت زيرا حاصور قبل از آن سر جميع آن ممالك بود(10 يوشع 11) و همه كساني را كه در آن بودند به دم شمشير كشته ايشان را بالكل هلاك كرد به طوري كه موسي بنده خداوند امر فرموده بود(11 يوشع 11)
    نابود كند : پادشاهان دوم: و چون به سامره رسيد تمامي باقي ماندگان اخآب را كه كه در سامره بودند كشت به حدّيكه اثر او را نابود ساخت بر حسب كلاميكه خداوند به ايليّا گفته بود(16 دوم‏پادشاهان 10)
    نابود كند : تاريخ روزگاران اول: و خلق آنجا را بيرون آورده ايشانرا به ارّه‏ها و چومهاي آهنين و تيشه‏ها پاره پاره كرد و داود بهمين طور با جميع شهرهاي بني عمّون رفتار نمود پس داود و تمامي قوم باورشليم برگشتند (3 اول تواريخ ايام 20)
    نابود كند : حزقيال: و خداوند به او گفت از ميان شهر يعني از ميان اورشليم بگذر و بر پيشاني كساني كه به سبب همه رجاساتي كه در آن كرده مي‏شود آه و ناله مي‏كنند نشاني بگذار(3 حزقيال 9) و به آنان به سمع من گفت كه در عقب او از شهر بگذريد و هلاك سازيد و چشمان شما شفقت نكند و ترحم منماييد(4 حزقيال 9) پيران و جوانان و دختران و اطفال و زنان را تماما به قتل رسانيد اما به هر كسي كه اين نشان را دارد نزديك مشويد و از قدس من شروع كنيد پس از مردان پيري كه پيش خانه بودند شروع كردند (5 حزقيال 9) و به ايشان فرمود خانه را نجس سازيد و صحن را از كشته‏گان پر ساخته بيرون آييد)حزقيال 9)پس بيرون آمدند و در شهر به كشتن شروع كردند(6 حزقيال 9)
    نابود كند : مزامير: اي دختر بابل كه خراب خواهي شد( مزمور 137) خوشا به حال آنكه به تو جزا دهد( مزمور 137) چنانكه تو به ما جزا دادي(8 مزمور 137) خوشا به حال آنكه اطفال تو را بگيرد) مزمور 137) و ايشان را به صخره‏ها بزند(9 مزمور 137)
    نابود كند : هوشع: سامره متحمّل گناه خود خواهد شد زيرا به خداي خود فتنه انگيخته است( 15هوشع نبيّ 13) ايشان به شمشير خواهند افتاد و اطفال ايشان خورد و زنان حامله ايشان شكم دريده خواهند شد(16 هوشع نبيّ 13)
    لوقا : امّا آن دشمنان من كه نخواستند من بر ايشان حكمراني نمايم در اينجا حاضر ساخته پيش من بقتل رسانيد(27 انجيل لوقا 19)
    نابود كند : مكاشفه يوحنا : و اولادش را به قتل خواهم رسانيد آنگاه همه كليساها خواهند دانست كه منم امتحان كننده جگرها و قلوب و هر يكي از شما را بر حسب عمالش خواهم داد (23 مكاشفه يوحنّاي رسول 2) ...
    نابود كند : مكاشفه يوحنا : و اگر كسي بخواهد بديشان اذيّت رساند آتشي از دهانشان بدر شده دشمنان ايشان را فرو مي‏گيرد و هر كه قصد اذيّت ايشان دارد بدينگونه بايد كشته شود(5 مكاشفه يوحنّاي رسول 11)
    ديديم كه يك بار نجات مي دهد و ده ها بار تخريب مي كند و نابود مي سازد و با خشونت فراوان قتل عام مي كند !
    دوستان مسيحيم ! آيا خداوند عهد جديد شما همان خداوند محبتي است كه در عهد قديم آمده و اين فرمان ها را صادر مي كند ؟
    آيا واقعا فكر مي كنيد چنين خدايي كه محيط زيست را ويران مي كند و كشتارهاي دسته جمعي به راه مي اندازد ، همان خداي محبت است ؟
    آيا شما عزيزان كه مي فرماييد خدايتان خداي محبت است ، اين فراز هاي كتاب مقدس را مطالعه نمي كنيد ؟ بر چه اساسي مي گوييد كه وي خداوند محبت است ؟
    به نظر شما آيا بين شيوه پروردگارتان با شيوه شيطان در نابود سازي بشر ، تفاوتي هم وجود دارد ؟
    چگونه عقل خود را مجاب مي كنيد كه به رحماني و از روي محبت بودن كارهاي خدايتان ايمان بياورد . كارهايي مانند كشتن شيرخوارگان و كودكان و زنان و ... ؟!
    به نظر شما آيا ويژگي هاي اين خداوندي كه در كتاب مقدستان آمده ، مقداري با شخصيت هايي همچون شارون و اولمرت و بوش و امثال اينها كه دستشان به خون بيگناهان آلوده است، شباهت ندارد ؟



    وضعیت خانوادگی مسیح علیه السلام چگونه بوده است ؟
    نوشته شده در جمعه بیست و یکم مهر 1385 ساعت 14:1 شماره پست: 57
    حضرت مريم عليها سلام نامزد چه كسي بوده است ؟ به عبارت ديگر وضعيت خانوادگي خداوند چگونه بوده ؟
    در (متى 1: 18) آمده كه نامزد يوسف بن يعقوب بوده و سپس با وي ازدواج كرده است.
    در(لوقا 3: 23) نيز آمده كه نامزد يوسف بن هالي بوده و سپس با او ازدواج كرده است .
    آيا مريم عليها سلام همسر خداوند بوده و مسيح را به دنيا آورده است يا همسر يكي از اينان و سپس به پاكدامني مسيح را به دنيا آورده ؟
    تفسير اين آيه چيست ؟ اگر اين نيست نجّار پسر مريم و برادر يعقوب و يوشا و يهودا و شمعون و خواهران او اينجا نزد ما نمي‏باشند و از او لغزش خوردند(3 انجيل مرقس 6)
    نحوه خبر از تولد مسيح عليه السلام
    نوشته شده در شنبه بیست و دوم مهر 1385 ساعت 13:16 شماره پست: 58

    حالت و نام آن شخصي كه فرشتگان بر او نازل شدند تا آمدن مسيح عليه السلام را به او نسبت بدهند ، در انجيل هاي متي و مرقس به صورت متفاوتي آمده است . در متي آمده است كه وي يوسف بود و در خواب به او گفتند (متى 1: 24) و در لوقا آمده مريم بود و در بيداري. البته به بيداري مريم تصريح نشده اما وقتي مي بينيم كه در لوقا مريم فرشتگان را مي بيند و آنها به او سلام مي كنند(لوقا 1: 29 و 28) ، پس نتيجه مي گيريم كه در بيداري بوده است.
    سوال اين است كه آيا اين دو انجيل در صدد بيان يك مطلب بوده اند اما اشتباه كرده اند (كه در اين صورت همان مساله معروف تحريف پيش مي آيد) يا اين كه هر دو روايتي متفاوت از دو موضوع مختلف را ارائه مي دهند . اگر دومي است ، پس چرا هر يك بخشي از داستان را فرو نهاده اند؟ علاقمندم بيشتر بدانم .
    آيا مسيح عليه السلام خودش به مصلوب شدنش راضي بود ؟
    نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم مهر 1385 ساعت 11:58 شماره پست: 59
    آيا مسيح عليه السلام خودش به مصلوب شدنش راضي بود ؟
    بنا بر ديدگاه شما ايمانداران مسيحي ، ايشان با خرسندي و رضايت خود به دنيا آمد تا بر فراز صليب كشته شود . او به صليب كشيده شد تا ميان انسان و خداوند صبح برقرار نمايد . مسيح خويشتن را با خون خود فدا نمود ، تا انسان را از گناه پدرش آدم نجات بخشد .
    من وقتي انجيل را مطالعه مي كنم مطالبي را مي بينم كه با اين ديدگاه بسيار متفاوت است و كاملا عكس اين مطلب را مي گويد : بنا بر متن اناجيل مسيح عليه السلام به مصلوب شدن خودش راضي نبود. آن حضرت دعا مي خواند و به درگاه خداوند استغاثه مي كرد تا از او را از شر دشمنانش برهاند در حدي كه دانه هاي عرق او همچون قطره هاي خون بر زمين جاري مي شد . او قبل از اين كه دستگير شود و به صليب كشيده شود پيوسته دعا مي كرد .
    آنگاه عيسي با ايشان به موضعي كه مسمّي به جتسيماني بود رسيده به شاگردان خود گفت در اينجا بنشينيد تا من رفته در آنجا دعا كنم(36 انجيل متّي 26) و پطرس و دو پسر زبدي را برداشته بي‏نهايت غمگين و دردناك شد(37 انجيل متّي 26) پس بديشان گفت نفس من از غايت الم مشرف به موت شده است در اينجا مانده با من بيدار باشيد(38 انجيل متّي 26) پس قدري پيش رفته بر وي در افتاد و دعا كرده گفت اي پدر من اگر ممكن باشد اين پياله از من بگذرد ليكن نه به خواهش من بلكه به اراده تو(39 انجيل متّي 26) و نزد شاگردان خود آمده ايشان را در خواب يافت و به پطرس گفت آيا همچنين نمي‏توانستيد يكساعت با من بيدار باشيد(40 انجيل متّي 26) بيدار باشيد و دعا كنيد تا در معرض آزمايش نيفتيد روح راغبست ليكن جسم ناتوان(41 انجيل متّي 26) و بار ديگر رفته باز دعا نموده گفت اي پدر من اگر ممكن نباشد كه اين پياله بدون نوشيدن از من بگذرد آنچه اراده توست بشود(42 انجيل متّي 26) و آمده باز ايشان را در خواب يافت زيرا كه چشمان ايشان سنگين شده است(43 انجيل متّي 26) پس ايشان را ترك كرده رفت و دفعه سيّم به همان كلام دعا كرد(44 انجيل متّي 26) ...
    مانند همين سخن با تفاوت هايي در (مرقس 14: 32-39) و(لوقا 22: 41-44) نيز آمده است .
    حال سوال اين است كه بالاخره مسيح عليه السلام به مصلوب شدن خودش راضي بود يا نبود ؟ آيا آنچه را كه شما مي گوييد(راضي بود) درست است يا آنچه را كه كتاب مقدس بدان تصريح مي كند(راضي نبود) ؟
    سابقه گمشده تثليث كجاست؟
    نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385 ساعت 14:34 شماره پست: 60
    آيا قبل از ديانت پولس هم، پيامبران بزرگ به تثليث (سه گانگي خدا در عين يگانگي اش) ايمان داشتند؟ به چه دليل ؟ لطفا پاسخ خود را با متن كتاب مقدس و به طور مستند ارائه فرماييد. متشكرم.
    آيا مرد حق دارد دخترش را بفروشد ؟ بر اساس كتاب مقدس ظاهرا بلي.
    نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385 ساعت 19:50 شماره پست: 61

    آيا مرد حق دارد دخترش را بفروشد ؟ بر اساس كتاب مقدس ظاهرا بلي.

    ظاهرا كتاب مقدس اين حق را به مرد مي دهد . در سفر خروج باب 21 آيه 7 آمده است :
    اما اگر شخصي دختر خود را به كنيزي بفروشد مثل غلالمان بيرون نرود(7 خروج 21)
    آيا مار هر روز بايد خاك بخورد؟!
    نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مهر 1385 ساعت 15:55 شماره پست: 62
    آيا غذاي هر روز مار خاك است؟!
    در كتاب مقدس آمده است : پس خداوند خدا به مار گفت چونكه اين كار كردي از جميع بهايم و از همه حيوانات صحرا ملعون‏تر هستي بر شكمت راه خواهي رفت و تمام ايام عمرت خاك خواهي خورد(13 پيدايش 3)
    نمي دانم از نظر علمي چنين چيزي ثابت شده است يا نه . آنچه در منابع علمي ديده ام اين بوده كه مارها بيشتر به حشرات و حيوانات كوچك و گاه بزرگ علاقمندند و آنها را شكار مي كنند . اگر دوستان مسيحيم در اين مورد نظري دارند مشتاقم بدانم . البته به صورت مستند . يعني اگر در كتابي علمي و مرجع ، آمده باشد كه غذاي مار خاك است آن را با آدرس ذكر كنند .
    در بني اسرائيل نه عقيم هست و نه نازا و نه بيمار حتي در بين حيواناتشان؟!
    نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مهر 1385 ساعت 15:57 شماره پست: 63
    از همه قوم‏ها مبارك‏تر خواهي شد و در ميان شما و بهايم شما نر يا ماده نازاد نخواهد بود(15 تثنيه 7) و خداوند هر بيماري را از تو دور خواهد كرد و هيچكدام از مرض‏هاي بد مصر را كه مي‏داني بر تو عارض نخواهد گردانيد بلكه بر تمامي دشمنانت آنها را خواهد آورد(16 تثنيه 7) ... .
    به نظر شما اين مطلب كه در كتاب مقدس آمده است ، چقدر صحت دارد؟!
    اگر مسيح عليه السلام بنا بر ديدگاه شما خداوند است ، پس چرا خودش آنان را نبخشيد؟
    نوشته شده در سه شنبه دوم آبان 1385 ساعت 11:58 شماره پست: 64
    عيسي گفت اي پدر اينها را بيامرز زيرا كه نمي‏دانند چه مي‏كنند پس جامه‏هاي او را تقسيم كردند و قرعه افكندند(34 انجيل لوقا 23)
    اگر مسيح عليه السلام خداست ، پس چگونه شيطان از خدا مي خواهد كه در برابرش سجده نمايد ؟!
    نوشته شده در چهارشنبه سوم آبان 1385 ساعت 10:13 شماره پست: 65
    و ابليس بدو گفت جميع اين قدرت و حشمت آنها را به تو مي‏دهم زيرا كه به من سپرده شده است و به هر كه مي‏خواهم مي‏بخشم(6 انجيل لوقا 4) پس اگر تو پيش من سجده كني همه از آن تو خواهد شد(7 انجيل لوقا 4) عيسي در جواب او گفت اي شيطان مكتوب است خداوند خداي خود را پرستش كن و غير او را عبادت منما(8 انجيل لوقا 4)
    چگونه خداوند سمت راست خود مي نشيند؟!
    نوشته شده در پنجشنبه چهارم آبان 1385 ساعت 10:32 شماره پست: 66
    و خداوند بعد از آنكه به ايشان سخن گفته بود بسوي آسمان مرتفع شده به دست راست خدا بنشست(19 انجيل مرقس 16)
    روح القدس برتر است يا خداي پسر؟
    نوشته شده در جمعه پنجم آبان 1385 ساعت 9:18 شماره پست: 67
    و هر كه سخني بر خلاف پسر انسان گويد آمرزيده شود امّا هر كه به روح‏القدس كفر گويد آمرزيده نخواهد شد(10 انجيل لوقا 12)
    اين تفاوت براي چيست ؟
    چه كسي خداوند را از مرگ برخيزاند ؟
    نوشته شده در شنبه ششم آبان 1385 ساعت 9:2 شماره پست: 68
    در اعمال رسولان آمده است : پس همان عيسي را خدا برخيزانيد و همه ما شاهد بر آن هستيم(32 كتاب اعمال رسولان 2)
    كه خدا دردهاي موت را گسسته او را برخيزانيد زيرا محال بود كه موت او را در بند نگاه دارد(24 كتاب اعمال رسولان 2)
    به نظر شما آيا اين نمي تواند قرينه اي بر اين مطلب باشد كه حتي بنا بر آموزه هاي خودتان مسيح عليه السلام خدا نيست و خود بنده اي است از بندگان خدا؟
    بي خبري مسيح عليه السلام در كتاب مقدس
    نوشته شده در یکشنبه هفتم آبان 1385 ساعت 7:16 شماره پست: 69
    عيسي ايشان را گفت هر آينه به شما مي‏گويم شما كه مرا متابعت نموده‏ايد در معاد وقتي كه پسر انسان بر كرسي جلال خود نشيند شما نيز به دوازده كرسي نشسته بر دوازده سبط اسرائيل داوري خواهيد نمود(28 انجيل متّي 19)
    مگر يهودا خيانت نكرد ؟ پس چگونه مسيح عليه السلام شهادت مي دهد كه يهوداي خائن نيز در زمره اين دوازده تن باقي خواهد ماند و بر كرسي خواهد نشست ؟! آيا مسيح عليه السلام از سر انجام يهودا و اين كه به او خيانت مي كند، بي خبر بود ؟



صفحه 1 از 15 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود