صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: """درسهايي از علامه طباطبائي""""

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    870
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    5 روز 1 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    90
    آپلود
    6
    گالری
    0

    """درسهايي از علامه طباطبائي""""




    """درسهايي از علامه طباطبائي""""

    باسلام
    هرساله روزهاي پاياني آبان ماه براي ما تداعي كننده وداع با بزرگاني است كه هيچ گاه تاريخ امثال آنان را ديگر نخواهد ديد ازجمله اين بزرگان علامه سيد محمد حسين طباطبائي صاحب تفسير گرانقدر الميزان مي باشد.

    در ابتدا مختصري از زندگي ايشان نقل مي شود و سپس پند و اندرز هايي از ايشان را يادآوري مي كنم.

    """درسهايي از علامه طباطبائي""""
    ولادت

    روزهای ماه ذیحجه 1321 ق یکی پس از دیگری می گذشت و دل های شیفتگان بیت اللّه در هوای حرم با صفای الهی لبیک عشق سر می داد. یاد عرفات و نام مشعر، الهام بخش مناجات با پروردگار و راز و نیاز با خالق هستی بود. ناگهان کعبه کرامت الهی چهره ای نورانی را در آغوش پدر و مادری مهربان نهاد. گویی بار دیگر زمزمِ لطفِ خداوندی رخ نشان داده بود. آری طفلی دیده به جهان گشود که نور سیادت بر سیمای بلورینش آینده ای روشن را خبر می داد. نام او را «محمدحسین» نهادند. خاندان محمدحسین، خانواده ای اصیل بوده که همواره پرچم هدایت و رهبری انسان ها را در دست داشته و شهر تبریز از نام آنان لبریز بوده است.
    دوران کودکی و آغاز تحصیل

    دوران کودکی محمدحسین طباطبایی با طوفان حوادث و بلا همراه بود. بیش از پنج بهار از عمر عزیزش نگذشته بود که مادر مهربان و با فضیلت خود را از دست داد. اندوه بی مادری او را رها نکرده بود که گرد یتیمی بر وجودش سنگینی کرد و از دیدن روی پدر بزرگوارش محروم شد. او همراه با برادر کوچک تر خود تنها ماند امّا همواره دست لطف خداوندی سایه بان مرحمتی بر سر او بود. مدت زیادی از تحصیل او نمی گذشت که علاوه بر قرآن مجید، کتاب های گلستان، بوستان، اخلاق مصوّر، تاریخ معجم، نصاب الصبیان، ارشاد الحساب و دیگر کتاب های متداول در مدارس آن روز را فرا گرفت. صرف و نحو و معانی و بیان را نزد استاد خویش، مرحوم شیخ محمدعلی سرابی، آموخت و پس از آن با گامی بلند و همّتی فراتر، دروس عالیِ فقه، اصول، فلسفه و کلام را در زادگاه خود نزد استادان آن خطه فرا گرفت.
    حکایت علامّه درباره تحصیل

    با سپری شدن دوران سخت کودکیِ سیدمحمدحسین طباطبایی، شکوفه های رشد و تکامل بر شاخسار وجود وی نمایان شد. وی از سال 1297 تا 1304 ش دانش های بسیاری آموخت. در این مدت، تمامی درس های مربوط به سطح را فرا گرفت و با عشق و علاقه فراوان کتاب های مربوط به ادبیات، فقه، اصول، کلام و معارف اسلامی را آموخت. او خود از آن روزگار چنین حکایت می کند: «در اوایل تحصیل که به نحو و صرف اشتغال داشتم علاقه زیادی به ادامه تحصیل نداشتم و از این روی هرچه می خواندم نمی فهمیدم... پس از آن یک بار عنایت خدایی دامن گیرم شده، عوضم کرد. در خود یک نوع شیفتگی و بی تابی نسبت به تحصیل کمال حسّ نمودم، به طوری که از همان روز تا پایان تحصیل که تقریبا هیجده سال طول کشید، هرگز نسبت به تعلیم و تفکر، احساس خستگی و دل سردی نکردم و زشت و زیبای جهان را فراموش کردم... بسیار می شد ـ به ویژه در بهار و تابستان ـ که شب را تا طلوع آفتاب با مطالعه می گذراندم...».
    سفر به نجف اشرف

    علامه طباطبایی به تحصیل دانش و کمال علاقه زیاد داشت و همین عشق به تحصیل و تکامل وی را بر آن داشت که از شهر خود به سوی حوزه علمیه نجف اشرف هجرت کند تا از شراب عشق مولایش حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام جامی بنوشد و طریق معرفت و راه رستگاری را بهتر و بیشتر بپیماید. او با اوّلین نگاه به حرم با صفای مولای پرهیزگاران، علی علیه السلام ، می فرماید: «یا علی! من برای ادامه تحصیل به محضر شما شرفیاب شده ام، ولی نمی دانم چه روشی پیش گیرم... از شما می خواهم که در آنچه صلاح است، مرا راهنمایی کنید». چند روزی نمی گذرد که لطف الهی شامل حال علامّه می شود و شخصیت وارسته ای چون حاج میرزا علی آقای قاضی رحمه الله به سراغ وی آمده، می گوید: «کسی که به قصد تحصیل به نجف می آید، خوب است علا وه بر تحصیل، از فکر تهذیب خود غافل نماند». بدین ترتیب کیمیای وجود مرحوم قاضی، روح علامّه را دگرگون می سازد و برنامه ای روشن و نورانی برای آینده او ترسیم می کند.
    استادان علامه

    مفسر گران قدر شیعه، علاّمه طباطبایی، مدت یازده سال در کنار مرقد مطهر بزرگ مرد حماسه و ایمان، حضرت علی علیه السلام ، کسب فیض کرد و از ذخایر گران سنگ آن حوزه بهره برد. علامّه بیشترین استفاده را از فرصت به دست آمده نمود و فقه، اصول، فلسفه، ریاضیات و رجال را از محضر استادان بزرگ حوزه نجف فرا گرفت. استادان به نام و معماران علمی و معنوی علامّه طباطبایی در حوزه نجف عبارت بودند از: آیت اللّه نایینی، سیدابوالحسن اصفهانی، سید حسین بادکوبه ای، سید ابوالقاسم خوانساری، آیت اللّه حجّت، حاج میرزا علی ایروانی و میرزا علی اصغر مالکی. سرسلسله استادان علامّه مرحوم قاضی بود؛ شخصیتی که «سیدمحمدحسین» را «علامّه» ساخت و جام وجود این انسان پاک طینت و بلنداندیش را جرعه های حیات ابدی و معنویت جاودانه بخشید. خود علامّه درباره استادش مرحوم قاضی چنین می گوید: «ما هرچه داریم... از مرحوم قاضی داریم؛ چه آنچه را که در حال حیاتش از او تعلیم گرفتیم و از محضرش استفاده کردیم و چه طریقی که خودمان داریم و از مرحوم قاضی گرفته ایم».
    اوّلین غنچه های المیزان

    علامّه طباطبایی رحمه الله پس از سال ها اندوختن معارف دینی در سال 1314 ش از حوزه علمیه نجف به زادگاه خویش بازگشت. دوران تلخ کامی و دوری از مهد دانش از این زمان شروع شد، امّا مدتی نگذشت که لطف خفّی الهی چهره خود را از پس سراپرده حکمت خداوندی نشان داد.
    کار تدریس و تحقیق شروع شد و اوّلین غنچه های المیزان بر شاخسار وجود علامّه رویید.
    دعوت دولت آمریکا از علاّمه

    علامّه طباطبایی رحمه الله در عصر خود یکی از شخصیت های شهیر و خوش نام به شمار می رفت. هر روز که سپری می شد ابعاد علمی و چهره چشم گیر وی بیشتر از گذشته نمایان می شد. شعاع شخصیت این استاد فرزانه به داخل کشور محدود نبود و اندیشمندان بسیاری را از خارج کشور به سوی خویش کشاند. این عظمت بدان جا انجامید که دولت آمریکا از طریق شاه ایران از علامّه دعوت رسمی کرد تا در دانشگاه های آن کشور فلسفه شرق تدریس نماید. روح بلند و بینش کم نظیر علامّه دست رد به آن همه اصرار زد. او زندگی محقّرانه در قم و جلسات درس و حشر و نشر با طلاّب و تربیت شاگردان فاضل را بر تمامی ظواهر فریبنده ترجیح داد.
    شروع درس تفسیر و فلسفه

    علامّه طباطبایی در مدت اقامت خود در حوزه علمیه قم از فرصت های پیش آمده به طور کامل استفاده نمود. او نیازهای جامعه را سنجید و بر طبق آنها، برنامه ای منظم و کارآمد تنظیم کرد. تفسیر و فلسفه درس هایی بود که بر اساس احساس وظیفه شروع شد و تعجب بسیاری را برانگیخت؛ چرا که تدریس تفسیر دانشی دور از تحقیق تلقی می شد. امّا پشتکار و اخلاص علامّه کار را بدان جا رساند که المیزان حاصل سال های تلاش و تدریس گردید. درس فلسفه نیز در آن ایّام خوش نام نبود. از این رو تلاش های بسیاری برای تعطیل کردن این درس به انجام می رسید، امّا رفتار مؤدبانه استاد و برخورد مهربانانه آیت اللّه بروجردی ابرهای تیره سوء تفاهم را کنار زد و تلاش های غیر منطقی را بی اثر ساخت. تشکیل جلسات عمومی و خصوصی این عالم فرهیخته و حضور شاگردان اندیشمندی چون آیت اللّه مطهری باعث به نقد کشیدن و بررسی فلسفه های غربی ـ مخصوصا ماتریالیسم و یالکتیک ـ گردید و آثار و برکات جاودانه ای در تدوین کتب فلسفی به همراه آورد.
    علاقه و محبت مردم به علاّمه

    رسیدگی به ضعیفان، دستگیری از مستمندان و تلاش در پی رفع گرفتاری نیازمندان از صفات بارز علامّه طباطبایی رحمه الله بود. او چون پدری دل سوز، به بسیاری از یتیمان درمانده محبت می کرد و آنان را از هدایای خویش بهره مند می ساخت. قدرت معنوی، نفوذ کلام، پیوند با مردم و شجاعت علامّه در برابر ستم کیشان، از وی شخصیتی محبوب و پرآوازه ساخته بود.
    علامّه طباطبایی رحمه الله در قلب همه جای داشت به گونه ای که علاقه و محبت درونی مردم به این اندیشمند سترگ و مفسر گران مایه در تمام حالات کاملاً هویدا بود.
    اخلاق قرآنی

    علاّمه طباطبایی رحمه الله مرد عبادت و نجوا با آفریدگار هستی و اسوه ای اخلاقی بود. او از مرز مراعات واجبات و مستحبات پا فراتر نهاده و خود را مقیّد به ترک اولی کرده بود. همواره ذکر الهی بر لب داشت و هیچ وقت از توجه به حضرت حق غافل نمی شد. «اخلاق ایشان اخلاقی قرآنی بود... هر آیه ای که خداوند در قرآن نصب العین انسان کامل می داند ما در حد انسانی که بتواند مبین و مفسر قرآن باشد در این مرد بزرگ می یافتیم. مجلس ایشان، مجلس ادب اسلامی و خلق الهی بود و ترک اولی در ایشان کم تر اتفاق می افتاد. نام کسی را به بدی نمی برد. بدِ کسی را نمی خواست و سعی می کرد خیر و سعادت همگان را مسئلت کند.»
    رفتار علامّه در منزل

    دختر علامه طباطبایی رفتار پدر را در میان خانواده این گونه توصیف می کند: اخلاق و رفتار ایشان در منزل «محمدی» بود. هرگز عصبانی نمی شدند و هیچ وقت صدای بلند ایشان را در حرف زدن نشنیدم. در عین ملایمت، بسیار قاطع و استوار بودند و مقیّد به نماز اوّل وقت، بیداری شب های ماه رمضان، قرائت قرآن با صدای بلند و نظم در کارها بودند. دست رد به سینه کسی نمی زدند و این به سبب عاطفه شدید و رقت قلب بسیار ایشان بود... بسیار کم حرف بودند. پرحرفی را موجب کمی حافظه می دانستند. بسیار ساده صحبت می کردند، به طوری که گاهی آدم گمان می کرد این یک فردِ عادی و عامی است... می گفتند شخصیت را باید خدا بدهد و با چیزهای دنیوی هرگز انسان شخصیت کسب نمی کند... آرام و صبور با مسایل برخورد می کردند... رفتارشان با مادرم بسیار احترام آمیز و دوستانه بود. همیشه طوری رفتار می کردند که گویی مشتاق دیدار مادرم هستند. ما هرگز بگومگو و اختلافی بین آن دو ندیدیم».
    رابطه دوستانه امام و علاّمه

    از دیرزمان ارادت بسیاری بین علامّه طباطبایی و حضرت امام خمینی رحمه الله برقرار بوده است؛ چرا که هر دو از هوا و هوس به دور بودند و نسبت به یکدیگر احترام می گذاشتند. «رابطه دوستانه آن دو بزرگوار از قدیم برقرار و علامّه نسبت به حضرت امام احترام قائل بود. وی نسبت به اوضاع جامعه بسیار ناراضی و از شاه و رژیم او منزجر بود. یک بار به ایشان گفته شد که شاه تصمیم گرفته است دکترای فلسفه به شما بدهند. ایشان خیلی ناراحت شدند و اعلام کردند به هیچ وجه تن به قبول چنین چیزی نخواهند داد... و در پایان، پس از اصرار زیادِ رئیس دانشکده الهیات آن زمان گفتند: «من از شاه هیچ ترسی ندارم و حاضر به قبول دکترا نیستم».
    پاسخ به شبهات

    توجه به جهان اسلام و بررسی وضعیت حال و آینده مسلمانان از نشانه های بارز مفسر و فیلسوف فرزانه، مرحوم علامه طباطبایی رحمه الله بود. او در سال های دهه بیست و سی نقش حساسی در هدایت جامعه داشت. با هجوم شبهاتِ دشمنان دین و اهل بیت عصمت و طهارت علیه السلام سلاح قلم به دست گرفت و در برابر توطئه های فرهنگی معاندان مردانه ایستاد و زیرکانه شبهات را پاسخ گفت و فلسفه مادی و افکار غربی را پوچ و بی مقدار جلوه داد. هدایت گروه های مختلف جامعه، به ویژه جوانان، کار کم نظیری بود که «علامّه» یارای آن را داشت و به خوبی از عهده آن برآمد. پس از رحلت آیة اللّه بروجردی رحمه الله حکومت اسلامی موضوع درس علامّه گردید و مقالاتی در این زمینه نگاشت و در آن ها توانایی حکومت اسلامی را در اداره جامعه اثبات کرد.
    خصوصیات اخلاقی علاّمه

    آیت اللّه ابراهیم امینی که مدت سی سال با علامّه طباطبایی مأنوس بوده و افتخار شاگردی علامّه را دارد، درباره خصوصیات اخلاقی آن اندیشمند کم نظیر جهان تشیع چنین نوشته است: «علامّه انسانی وارسته، مهذّب، خوش اخلاق، مهربان، عفیف، متواضع، مخلص، بی هوا و هوس، صبور، بردبار، شیرین و خوش مجلس بود. من در حدود سی سال با استاد حشر و نشر داشتم... به یاد ندارم که در طول این مدت حتی یک بار عصبانی شده باشد و بر سر شاگردان داد بزند یا کوچک ترین سخن تند یا توهین آمیزی را بر زبان جاری سازد. خیلی آرام و متین درس می گفت و هیچ گاه داد و فریاد نمی کرد. خیلی زود با افراد انس می گرفت و صمیمی می شد... گاهی که به عنوان استاد مورد خطاب قرار می گرفت می فرمود: «این تعبیر را دوست ندارم. ما این جا گرد آمده ایم تا با تعاون و هم فکری، حقایق و معارف اسلامی را دریابیم».
    شاگردان علاّمه

    علامّه طباطبایی رحمه الله در مدت عمر گران مایه خود خدمات ارزنده ای به عالم تشیع تقدیم کرده. وی پس از کسب علوم عالی، بر کرسی تدریس نشست و با کمال دقت و حوصله مسائل و مباحث علمی را به شاگردان خویش تعلیم داد. در پای درس این اندیشمند پرآوازه جویندگان خوش استعدادی می نشستند و از نور علم و معرفت دل های خود را جلا می دادند. شهید مرتضی مطهری، شهید سیدمحمّد حسینی بهشتی، امام موسی صدر، آیت اللّه ناصر مکارم شیرازی، شهید محمد مفتح، آیت اللّه محمدتقی مصباح یزدی، آیت اللّه حسن حسن زاده آملی، آیت اللّه عبداللّه جوادی آملی، آیت اللّه ابراهیم امینی و ده ها نفر از بزرگان و فرهیختگان کنونی حوزه های علمیه شیعه از جمله شاگردان علامه طباطبایی رحمه الله می باشند.
    تألیفات گران سنگ علامّه

    علامّه طباطبایی رحمه الله در دوران حیات ارزشمند خویش، به رغم فرصت کم و مشاغل زیاد، توانست آثار ماندگاری از خویش به یادگار بگذارد، که تفسیر گران سنگ المیزان به دلیل اهمیت فوق العاده آن بیش از همه مورد توجه اندیشمندان و پژوهشگران قرار گرفته است. این اثر ماندگار ثمره بیست سال تلاش شبانه روزی علامّه است. نقطه آغازین این تألیف به برکت ژرف نگری در روایات بحارالانوار بود. علامّه سبک این تفسیر را از مرحوم قاضی آموخت و در قم عملی ساخت. دیگر اندوخته های علمی و تألیفات گران سنگ علامّه که به نسل های پس از خویش هدیه کرده است عبارتند از: بدایة الحکمة، نهایة الحکمة، اصول فلسفه و روش رئالیسم، حاشیه بر کفایة، شیعه در اسلام، خلاصه تعالیم اسلام، روابط اجتماعی در اسلام، بررسی های اسلامی، آموزش دین، سُنَن النبی، لُبّ اللّباب، حاشیه بر اسفار و... که هریک به سان مشعلی فروزان می درخشند و مایه هدایت طالبان حقیقت می باشند.
    وفات علاّمه

    بیست و چهارم آبانماه 1360 ش بود که خبر وفات مفسر بزرگ و اندیشمند سترگ، علامه طباطبایی به گوش همگان رسید. این خبر اندوهبار، امت خداجو و فضلا و دانشوران حوزوی را آشفته ساخت. حضرت امام خمینی رحمه الله ضمن اظهار هم دردی، با برپایی مجلس ختم برای مرحوم علاّمه، این ضایعه اسفناک را تسلیت گفتند و در پی آن دیگر مراجع و شخصیت های علمی، مذهبی و اجتماعی در این ما تم جانکاه به سوگ نشسته، مراسم بسیاری برپا کردند.


    منبع سايت HAWZAH.net

    ویرایش توسط The Praises to God : ۱۳۸۸/۰۸/۲۴ در ساعت ۱۶:۲۷
    هستی در آنجاست که مردمان نیستی می انگارند...!
    شهید آوینی
    ما عاقلانه فكر مي كنيم وعاشقانه عمل مي كنيم
    شهيد سيدحسين علم الهدي
    http://www.askquran.ir/picture.php?a...pictureid=6083
    سخنان آقا در مورد ازدواج


    حرف آخر:
    مرنج و مرنجان!
    همین




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    870
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    5 روز 1 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    90
    آپلود
    6
    گالری
    0



    نسخه 20 روزه


    محضر مبارك حضرت آيت الله العظمي جناب آقاي طباطبائي ،سلام عليكم ورحمت الله و بركاته .
    جواني هستم 22 ساله كه تنها ممكن است شما باشيد به اين سوال من پاسخ گوييد در محيط وشرايطي زندگي مي كنم كه هواي نفس وآمال بر من تسلط فراوان دارند و مرا اسير خود ساخته اند وسبب باز ماندن من از حركت به سوي الله شده اند درخواستي كه از شما دارم اين است كه بفرماييد بدانم به چه اعمالي دست بزنم تا بر نفس مسلط شوم واين طلسم شوم را كه همگان گرفتار آنند بشكنم وسعادت برمن حكومت كند ؟
    لطفا نصيحت نمي خواهم بلكه دستورات عملي براي پيروزي لازم دارم .(23/10/55)
    السلام عليكم
    براي موفق شدن ورسيدن به منظوري كه در نامه مرقوم داشته ايد ،لازم است همتي برآورده و توبه اي نموده به مراقبه و محاسبه بپردازيد .
    به اين نحو كه هر روز كه هنگام صبح از خواب بيدار مي شويد،قصد جدي كنيد كه در هر عملي كه پيش مي آيد رضاي خدا را مراعات خواهم نمود ،آن وقت در سر هركاري كه خواهيد انجام دهيد نفع آخرت را منظور خواهيد داشت به طوري كه اگر نفع اخروي نبود،انجام نخواهيد داد و وقت خواب چهار،پنج دقيقه در كارهايي كه روز انجام داده ايد فكر كرده و يكي يكي از نظر خواهيد گذرانيد .
    هر كدام مطابق رضاي خدا انجام يافته شكر بكنيد وهركدام تخلف شده استغفار .اين رويه را هر روز ادامه دهيد.اين روش گرچه در ابتدا سخت است ودر ذائقه نفس ،تلخ ولي كليد نجات ورستگاري هست و هر شب پيش از خواب اگر توانستيد سورمسبحات (حديد-حشر-صف-جمعه-تغابن)را بخوانيد واگر نتوانستيد تنها سوره حشر را بخوانيد و پس از بيست روز ،حالات خود را براي بنده بنويسيد .
    ان شا الله موفق خواهيد بود
    والسلام عليكم






    هستی در آنجاست که مردمان نیستی می انگارند...!
    شهید آوینی
    ما عاقلانه فكر مي كنيم وعاشقانه عمل مي كنيم
    شهيد سيدحسين علم الهدي
    http://www.askquran.ir/picture.php?a...pictureid=6083
    سخنان آقا در مورد ازدواج


    حرف آخر:
    مرنج و مرنجان!
    همین




  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    641
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    84
    آپلود
    9
    گالری
    66

    شاد علامه و ما ادرک ما علامه؟




    با او

    سلام علیکم و رحمه الله و انواره

    اولا لازم است از سرکار سلیا تشکر کنم برای این تاپیک زیبا و مدون در مورد دریای بی کران علم و معرفت و معنویت ، حضرت علامه طباطبایی (ره) که تقریبا در ایام سالروز ایشان یعنی 24 آبان ماه تاسیس کردند.

    ثانیا چند نکته ای که البته گزینشی از هزاران نکته از زندگی آن مرد نورانی است نقل می کنم؛

    ابعاد شخصیتی علمی و عملی علامه بسیار گسترده است که اگر بخواهیم به اکثر آنها بپردازیم ، شاید بخشی از آن ابعاد به شرح ذیل باشد :
    ابعاد :علمی(علوم دینی و حوزوی)-فکری-معنوی و عرفانی-زندگی شخصی و خانوادگی-فنی و کشاورزی-هنری-ادبی-تخصص ایشان درعلوم دیگر از جمله ریاضی و هندسه و نجوم و علوم غریبه و...-ورزشی و....

    من خیلی کوتاه به بعضی از اینها اشاره می کنم؛

    مثلا در بعد ادبی ، ایشان شاعر و ادیب توانایی بودند.چه در عربیو چه در فارسی.چنان که جالب است بدانید به جهت قرابت زیاد زبان عربیو فارسی شمابعید است در فارسی شعری پیدا کنید که کلمه ی عربی در آن نباشد. ولی علامه یک شعری دارند که چنین شروع میشه : همی گویم و گفته ام بار ها*بود کیش من مهر دل دار ها و.....
    علامه در این شعر نسبتا طولانی،یک کلمه ی عربی به کار نبرده اند.
    یکی از شاگردانشان نقل کرده که یک بار با دو داماد علامه و خود علامه از سبزوار به سمت تهران می آمده اند.در ماشین بنا می شود که مشاعره کنند. قرار میشه که علامه به تنهایی در یک طرف و آن سه نفر که هر سه هم از علما و فضلا و اهل مطالعه بودند ،در طرف دیگر باشند.این شاگرد میگه که ما سه نفر نتوانستیم از پس علامه بر بیاییم ، و از تسلط ایشان به ادبیات و حافظه شان در حفظ اشعار متعجب ماندیم.و جالب تر اینکه وقتی نوبت به علامه می رسید ،گرچه گفتن یک بیت کفایت می کند، ولی علامه هر بار نوبتشان می رسید با آن حرفی که باید بیتی می گفتند، نه تنها یک بیت بلکه با دو ،سه بیت شعر ما را مجاب می کردند.

    *********************************

    یا مثلا علامه بسیار دید گسترده و جهانی داشته و بروز عمل می کردند.پسرشان به بنده می گفت که زمان نوشتن تفسیر المیزان ،ایشن یک بار به یک آمار جهانی در یک موضوع نیاز داشت،(برای آنکه هم بروز باشد و هم تفسیر جهانی اش مورد قبول همه ی جوامع واقع شود)، علامه نامه می نویسند به یونسکو و آخرین آمار جهانی را در اون موضوع در خواست می کنند و جوابشان بعد از مدتی از یونسکو می آد.

    *********************************

    یا برای مثال پسرشان آقای سید عبدالباقی طباطبایی می فرمودند که علامه سبکی را در کشاورزی پیاده می کردند که با شیوه های کشاورزی امروزی برابری می کند. چهل سال قبل.علامه برای کاشت،یک الی دو متر خاک زمین را حتما زیر و رو می کردند و فاصله ی قانونی بین کاشت درختان رو لحاظ می کردند.

    *********************************

    علامه (به نقل اگر اشتباه نکنم) دخترشان خانم نجمه السادات طباطبایی ، علامه در خانه هیچ وقت حیوانی را مثلا پشه یا مگس را نمی کشتند.اگر هم مزاحمت داشت،با چادر می گرفتند و می بردند بیرون منزل و رها می کردند.

    همسرشان در یک مصاحبه ای در همین دو هفته ی پیش می گفتند که :
    یک بار بچه گربه ای در چاه منزلمان افتاده بود چند روزی صدا می کرد.می گفتند علامه به محض اینکه فهمیدند ،فرستادند کارگر و اینها بیان، در چاه رو هر طور شده بزنند و باز کنند.بعد علامه در سبدی گوشت میزاری و سبد رو با طنابی می فرسته پایین.گربه به هوای گوشت می پره توی سبد و علامه بیرون می آردش.و دوباره میگند و کارگر ها و اینها در چاه رو می بندند.

    بله چون علامه به حیوان هم و هر چیزی نه به چشم صرفا یک حیوان بلکه به چشم آیه و نشانه ی خدا نگاه می کردند برای همین عاشق واقعی ، عاشق نشانه ی معشوقش هم هست.علامه عاشق خدا بود ، پس به نشانه های خدا در زمین از جمله حیوانات که تازه حیات هم دارند،و... هم عشق می ورزید.

    *********************************
    همچنین همسرشان می گفتند :
    علامه بسیار منظم بود.لباس هایش را خیلی دقیق مرتب تا می کرد و کناری می گذاشت و حتی علامه جورابشان را هم اتو می کردند.همسرشان میگه پرسیدم ،جوراب که دیگه اتو نمی خواد. بعد میگن علامه گفت که : نخیر.(اگر ظاهر نامنظم و شلخته باشه این نا منظمی و شلختگی به باطن هم سرایت می کنه و زمینه ی گناه ایجاد میشه)و شیطان تصرف می کنه.


    *********************************

    تفسیر ایشان را اگر شهید مطهری میگویند که : می توانم ادعا کنم المیزان بهترین تفسیری است که چه در شیعه و چه در سنی از صدر اسلام تا به حال نوشته شده است. چونکه واقعا تفسیر فوق العاده ابر بَشَری است.یکی از ویژگی های بارزش این است که مانند تفاسیر قبلی تک بُعدی نیست.یعنی نه صرفا عقلی و نه صرفا اجتماعی است و نه صرفا... . بلکه ایشان آیه را تفسیر می کنند آنهم آیه را با آیه ی دیگری از خود قرآن تفسیر می کنند. بعد از تفسیر، بحث روایی می کنند. و در جای جای تفسیرشان ، به جهت نیاز موضوع ، بحث عقلی،علمی،تاریخی،اجتماعی، اخلاقی و عرفانی و ... هم می کنند.یعنی تفسیر المیزان ، یک تفسیر چند بعدی است.



    ************************************************

    واقعا حیف که بیش از این حال و توان تایپ کردن ندارم تا از عظمت این شخصیت بیشتر بگویم. اگر بعدا توفیقی بود ان شا الله ، مطالب دیگری نقل میکنم.


    الحمد لله الذی جعلنا من المتمسّکین بولایه امیرالمومنین
    زیاده عرضی نیست.
    التماس دعا

    طارق

    ویرایش توسط طارق : ۱۳۸۸/۰۸/۲۷ در ساعت ۰۴:۱۱
    اي حيوان ناطق بدان:
    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را
    و بدان فرودگاه شيطان خودبيني و تكبر است براي همين است كه شيطان به عزّت خدا قسم خورد همه را اغوا كند جز مخلَصين را و ويژگي انسان با اخلاص آن است كه آنقدر محو جمال و جلال خداست كه نه در فكر و نه در عمل هيچ توجهي به خويش ندارد.
    رابطه ي عكس ميان توجّه به خدا و تكبر بسيار مهم است در مسير سعادت انسان.

    [SIGPIC][/SIGPIC]


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    870
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    5 روز 1 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    90
    آپلود
    6
    گالری
    0



    با تشكر از جناب طارق براي مطالب جامع و كاملشون.

    در ادامه يك سري از نكات اخلاقي ذكر شده از زبان علامه رو يادآوري ميكنم:


    1- اگر يك كاه برداري، در همه عالم(هستي) اثر مي گذارد!»؛ (پس گناه كردن چه اثري بر هستي مي گذارد؟)

    2- ما بزرگ ترين و مهم ترين كاري كه در عالم داريم و هيچ كاري از اطوار و شئون زندگي ما مهمتر از آن نيست، اين است كه خودمان را درست بسازيم.

    3- درس اخلاق، گفتني نيست، عمل است.

    4-گاهي يك عصبانيت، بيست سال انسان را به عقب مي اندازد. عناوين دنيوي، اگر وفا و دوام داشته باشند تا لب گورند و نوعاً هم، بي وفا هستند، بعد از آن مائيم و ابد ما.

    5- ما هرچه داريم از اهل بيت پيامبر (عليهم السلام) داريم... ما همه آبروي خود را از محمد و آل محمد (عليهم السلام) كسب كرده ايم.

    6-
    باطن دنيا، صلوات بر محمد و آل محمد (صلوات الله عليهم اجمعين) است.

    7- اي كاش بنده يك مرثيه خوان حضرت سيدالشهدا(ع) بودم! همه سال هايي كه سرگرم درس و بحث بوده ام، با يك مرثيه خواني امام حسين(ع) برابري نمي كند!

    8- در دوازده سالي كه نجف بودم، به جز عاشورا، هيچ روزي درس را تعطيل نكردم. يك سال عاشورا درس را تعطيل نكرده بودم كه به چشم درد شديدي گرفتار شدم! طوري كه نزديك بود كور شوم. از عظمت امام حسين(ع) ترسيدم و از آن پس تصميم گرفتم روز عاشورا را تعطيل كنم.

    9- همه امامان (عليهم السلام) لطف دارند، اما لطف حضرت رضا(ع) محسوس است. همه امامان معصوم (عليهم السلام) رئوف هستند، اما رأفت حضرت امام رضا(ع) ظاهر است. انسان هنگامي كه وارد حرم رضوي(ع) مي شود، مشاهده مي كند كه از در و ديوار حرم آن
    امام(ع) رأفت مي بارد. جز مشهد كجاست كه آدم بتواند دردهايش را بگويد و درمانش را بگيرد. ما از پناه امام هشتم جاي ديگر نمي رويم. طبيب براي چه مطب باز مي كند؟ براي اينكه بيماران به وي مراجعه كنند و با نسخه او تندرستي خود را بيابند. اين جا هم دارالشفاي آل محمد (عليهم السلام) است. امام رضا(ع) طبيب الأطباء است. من به حال اين مردم كه اين طور عاشقانه ضريح را مي بوسند، غبطه مي خورم.... اگر منع مردم نبود، من از دم مسجد گوهرشاد تا ضريح، زمين را مي بوسيدم.

    10- بشر بايد عاطفه داشته باشد كسي كه عاطفه ندارد، يعني با قرآن دوست نيست.

    11- توجه !توجه! و اين، فراتر از «تذكر» و «تفكر» است.

    12- رفتن به قبرستان در سازندگي انسان موثر است

    13- «فاذكروني اذكركم؛ به ياد من باشيد تا من به ياد شما باشم.» (بقره:152) به ياد خدا باش تا خدا به يادت باشد، اگر خدا به ياد انسان بود، از جهل رهايي مي يابد و اگر در كاري مانده است خداوند نمي گذارد عاجز شود و اگر در مشكل اخلاقي گير كرد خدايي كه داراي اسماء حسني است و متصف به صفات عاليه، البته به ياد انسان خواهد بود.

    14- تخم سعادت، مراقبت است. مراقبت يعني كشيك نفس كشيدن. يعني حريم دل را پاسباني كردن. يعني سر را از تصرفات شيطاني حفظ داشتن. پاسبان حرم دل بودن. اين تخم سعادت را بايد در مزرعه دل كاشت و بعد به اعمال صالحه و آداب و دستورات قرآني، اين نهال سعادت را پروراند.

    ان شاالله از اين رهنمود ها
    بهره ببريد.

    ویرایش توسط The Praises to God : ۱۳۸۸/۰۹/۰۳ در ساعت ۰۰:۴۲
    هستی در آنجاست که مردمان نیستی می انگارند...!
    شهید آوینی
    ما عاقلانه فكر مي كنيم وعاشقانه عمل مي كنيم
    شهيد سيدحسين علم الهدي
    http://www.askquran.ir/picture.php?a...pictureid=6083
    سخنان آقا در مورد ازدواج


    حرف آخر:
    مرنج و مرنجان!
    همین




  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    1,016
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    28
    گالری
    42



    نقل قول نوشته اصلی توسط the praises to god نمایش پست
    [b]
    توجه !توجه! و اين، فراتر از «تذكر» و «تفكر» است.
    واقعا خیلی جالب بود! نوشتند که علامه خیلی اهل سکوت بودند و جدا این نکته های ناب خیلی با ارزشه...
    ویرایش توسط عماد المقاومه : ۱۳۸۸/۱۱/۱۰ در ساعت ۱۱:۰۸
    آن روزها دروازه شهادت داشتیم و حالا معبری تنگ ، برای شهید شدن هنوز هم فرصت هست ، دل را باید صاف کرد.
    حضرت امام خامنه ای

    اینجا "فضای مجازی" نیست، فضای بازی گلوله هاست و باز هم وبلاگ حاجی بخشی دارد در سه راهی شهادت آتش می گیرد. دیروز عده ای اجازه دادند "علــی(ع)" در "فضای کوفه" تنها بماند اما ما نمی گذاریم "سید عــــلی" حتی در "فضای سایبر" تنها بماند...

    هر عمامه به سری که از رهبر مکرم فاصله بگیرد لعنت خدا برش باد.
    آیت الله شهید سید عبدالحسین دستغیب


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    870
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    5 روز 1 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    90
    آپلود
    6
    گالری
    0



    بسم الله

    از علامه سوال شد:
    مراحل توبه چیست؟

    ایشان پاسخ دادند :
    توبه دو بازگشت از خداوند متعال به بنده ، و یک بازگشت از بنده به سوی خداوند سبحان است. نخست خداوند به بنده توبه و رجوع میکند و او را متوجه گناهش می کند ، سپس بنده به سوی خدا توبه و بازگشت می کند، آنگاه خداوند با مغفرت به سوی بنده رجوع نموده و توبه او را می پذیرد.

    خداوند سبحان می فرماید:
    لَقَد تَّابَ الله عَلَى النَّبِيِّ وَالْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ الْعُسْرَةِ مِن بَعْدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِّنْهُمْ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ (117)‏ وَعَلَى الثَّلاَثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُواْ حَتَّى إِذَا ضَاقَتْ عَلَيْهِمُ الأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ وَضَاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنفُسُهُمْ وَظَنُّواْ أَن لاَّ مَلْجَأَ مِنَ اللّهِ إِلاَّ إِلَيْهِ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُواْ إِنَّ اللّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ (118)


    همانا خدا با رحمت خود ، بر پيامبر و مهاجران و انصار كه در آن لحظات سختِ رهسپار شدن به سوى جنگ تبوك از پيامبر پيروى كردند ، روى آورد ، پس از آن كه نزديك بود دل هاى گروهى از آنان در اثر سختى ها دچار لغزش شود و باز گردند ، ولى خداوند با رحمت خود به آنان روى كرد و راه درست را به آنها نشان داد ، زيرا خداوند با مؤمنان رئوف است و رحمت خود را از آنان دريغ نمى دارد .
    «117»تفسير
    و بر آن سه تن نيز كه واپس نهاده شدند و با پيامبر به جنگ تبوك نرفتند با رحمت خود روى كرد ; چنين بود كه به سبب اين گناهشان اَحَدى حتى كسانشان با آنان معاشرت نكردند تا اين كه زمين با همه فراخى اش بر آنان تنگ شد و از شدّت اندوه جان هايشان بر آنان تنگى كرد و دريافتند كه از جانب خدا پناهى جز اين ندارند كه به او روى آورند ; سپس خدا با رحمت خود به آنان روى كرد تا از گناه خويش توبه كنند ; به يقين خداوند پذيرنده توبه بندگان است و رحمت خود را از مؤمنان دريغ نمى كند .
    «118»تفسير

    هستی در آنجاست که مردمان نیستی می انگارند...!
    شهید آوینی
    ما عاقلانه فكر مي كنيم وعاشقانه عمل مي كنيم
    شهيد سيدحسين علم الهدي
    http://www.askquran.ir/picture.php?a...pictureid=6083
    سخنان آقا در مورد ازدواج


    حرف آخر:
    مرنج و مرنجان!
    همین




  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    870
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    5 روز 1 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    90
    آپلود
    6
    گالری
    0



    """درسهايي از علامه طباطبائي""""

    علامه از این که با صراحت بگوید: «نمی دانم»، ابایی نداشت.

    مکرر اتفاق می افتاد که می گفت: باید این موضوع را ببینم و یا این که لازم است در خصوص آن فکر کنم، بعد جواب دهم.


    """درسهايي از علامه طباطبائي""""

    هستی در آنجاست که مردمان نیستی می انگارند...!
    شهید آوینی
    ما عاقلانه فكر مي كنيم وعاشقانه عمل مي كنيم
    شهيد سيدحسين علم الهدي
    http://www.askquran.ir/picture.php?a...pictureid=6083
    سخنان آقا در مورد ازدواج


    حرف آخر:
    مرنج و مرنجان!
    همین




  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    870
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    5 روز 1 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    90
    آپلود
    6
    گالری
    0



    """درسهايي از علامه طباطبائي""""

    یکی از مزایای شگفت علامه این بود که با آن همه معلومات و توانایی های علمی گوناگونی که داشت، اکثر اوقات مجلس او با سکوت برگزار می گردید؛ مگر این که از محضرشان سؤالی می شد.

    """درسهايي از علامه طباطبائي""""

    ویرایش توسط The Praises to God : ۱۳۸۹/۱۲/۰۷ در ساعت ۱۵:۴۲
    هستی در آنجاست که مردمان نیستی می انگارند...!
    شهید آوینی
    ما عاقلانه فكر مي كنيم وعاشقانه عمل مي كنيم
    شهيد سيدحسين علم الهدي
    http://www.askquran.ir/picture.php?a...pictureid=6083
    سخنان آقا در مورد ازدواج


    حرف آخر:
    مرنج و مرنجان!
    همین




  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    870
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    5 روز 1 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    90
    آپلود
    6
    گالری
    0



    """درسهايي از علامه طباطبائي""""

    نه آن که خوش می نوشت، بلکه خطش ممتاز بود و منظومه ای در آداب حُسن خط نوشته است.

    (علامه حسن زاده آملی)


    """درسهايي از علامه طباطبائي""""

    ویرایش توسط The Praises to God : ۱۳۸۹/۱۲/۰۷ در ساعت ۲۲:۰۵
    هستی در آنجاست که مردمان نیستی می انگارند...!
    شهید آوینی
    ما عاقلانه فكر مي كنيم وعاشقانه عمل مي كنيم
    شهيد سيدحسين علم الهدي
    http://www.askquran.ir/picture.php?a...pictureid=6083
    سخنان آقا در مورد ازدواج


    حرف آخر:
    مرنج و مرنجان!
    همین




  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    870
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    5 روز 1 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    90
    آپلود
    6
    گالری
    0





    ویرایش توسط The Praises to God : ۱۳۹۰/۰۷/۰۷ در ساعت ۱۵:۰۷
    هستی در آنجاست که مردمان نیستی می انگارند...!
    شهید آوینی
    ما عاقلانه فكر مي كنيم وعاشقانه عمل مي كنيم
    شهيد سيدحسين علم الهدي
    http://www.askquran.ir/picture.php?a...pictureid=6083
    سخنان آقا در مورد ازدواج


    حرف آخر:
    مرنج و مرنجان!
    همین




صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. """ به قضاوت خود نشسته اید؟؟؟ """
    توسط nasim7 در انجمن اخلاق
    پاسخ: 19
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۱/۱۲, ۲۰:۲۶
  2. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۶/۳۰, ۱۳:۰۹
  3. دلیل تغییر قبله مسلمانان از "بیت المقدس" به "مکه" چه بوده است؟
    توسط رضوانه در انجمن مكان ها ، اشخاص و سرنوشت آن ها در قرآن
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۳/۱۱, ۱۸:۴۳
  4. پاسخ: 804
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۱/۱۴, ۲۳:۱۳
  5. "نخ" و "برنز" ؛ روانگردانهایی که جوانان را تهدید می کنند
    توسط hadimha در انجمن نوجوان ، جوان و جامعه
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۸۷/۰۸/۱۸, ۱۱:۰۲

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود