جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: رفتن به کلیسا؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    79
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    277
    آپلود
    0
    گالری
    0

    رفتن به کلیسا؟




    سلام،ببخشید من چند روزی تو کشوری بودم که تنها یک مسجد داشت که ساخت بهایی ها بود و من برای کسب آرامش جایی جز کلیسا نداشتم که برم و اون موقع نمیدونستم که بعضی مسیحی ها اعتقاد به تثلیث دارند. من از در کلیسا از علامت تثلیث و با اطلاع به اینکه هر یک علامت چیست(پدر پسر و روح القدس)استفاده کردم همون کشیدن مثلث فرضی روی سینه این حرکات را انجام دادم و هدفم احترام بود نه پرستش.

    آیا من مشرک شده ام یا اینکه لازم است کفاره ای بدهم یا..کلا دینی به گردن دارم؟
    (محمدطه)

    دلداری خدا رو ببین:
    "فلا یحزنک قولهم انانعلم ما یسرون و ما یعلنون"
    (یس)
    آیا باز هم غمگینی!؟

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,095
    مورد تشکر
    17 پست
    حضور
    3 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    33
    آپلود
    3
    گالری
    17





    به نام خدا و سلام بر شما و دیگر دوستان
    وقت بخیر



    - پاسخ اجمالی و مختصر سوال:


    خیر؛ چون شما این عمل را از روی اعتقاد قلبی و باور دینی انجام نداده اید، اشکالی به عقیده تان وارد نکرده و گناهی مرتکب نشده اید.

    گرچه لازم است دقت داشته باشیم استفاده از نمادها و شعارهای غیر مسلمین با علم به این موضوع (که نماد و شعار غیر مسلمین هستند)، حرام هست. ولی به هر جهت اگر با اعتقاد و باور دینی نباشد، موجب خروج از اسلام نیست.


    -----------------------


    اما جهت پاسخ تفصیلی، ابتدا لازم است مقدمه ای در بیان تفاوت بین کفر و شرک عرض شود.



    از تعریف لغوی شرک و کفر می گذریم و اما از جهت اصطلاحی:


    در علم فقه: عنوان «کافر» در معنای گسترده ای کاربرد دارد و بر هر کس که منکر خدا و نبوت و یا یکی از ضروریات اسلام باشد صدق می کند. اعم از آنکه این انکار از روی توجه و معرفت باشد (کافر معاند)، و یا از روی جهل و غفلت اما می توان تحقیق و تفحص داشته باشد (کافر مقصّر)، و یا اینکه فاقد توان و استعداد تتبع باشد (کافر قاصر).


    پس کفر در مقابل ایمان می باشد.
    یعنی هر کس که مؤمن نباشد، خواه ناخواه کافر خواهد بود.




    اما شرک در اصطلاح به این معناست که برای خدا همتا و شریکی قرار دهیم. که البته خود بر دو قسم است:

    1. شرک عظیم: که عبارت است از اثبات شریک برای خداوند متعال. و این بزرگترین نوع کفر است.

    2. شرک صغیر: عبارت است از جایگاهی برای غیر خدا در برخی امور زندگی قرار دادن. مانند ریاء و نفاق در امور


    پس شرک در مقابل توحید و یگانگی خداست و از آنجا که توحید درجات و مراتب دارد شرک نیز مراتب دارد که به اختصار چنین است:

    1. شرک ذاتی: اعتقاد به خدایان متعدد.
    2. شرک در خالقیت و فاعلیت: یعنی خلقت و تدبیر جهان را به دست چند خدا سپردن.
    3. شرک در عبادت و اطاعت: به معنی پرستش و اطاعت غیر خدا.
    4. شرک صفاتی: به معنای اینکه صفات خدا را غیر از ذات او و غیر یکدیگر دانستن است.


    آنچه در قرآن بیش از همه مطرح شده، شرک در عبادت است. البته در قرآن شرک مقابل ایمان آمده نه توحید پس چنین نیست که هر جا شرک مطرح شود به معنای بت پرستی باشد و موجب خروج از توحید و از زمره مسلمانان باشد.

    چرا که اصطلاح شرک علاوه بر اطلاقش بر ملحد و بت پرست، بر اهل کتاب (نصاری، یهود، مجوس) [1] بلکه بر برخی از مؤمنان هم اطلاق می شود. «و ما یؤمن اکثرهم بالله الا و هم مشرکون» [2] بیشترشان به خدا ایمان نمی آورند، جز اینکه مشرک اند. پس اکثر مؤمنان به خدا مشرکند البته شرک خفی و ظریفی که مورد غفلت برخی از موحدان است.[3]


    حاصل آنکه مشرک که به معنای شریک گرفتن برای خدا است، همچون کفر معانی و مراتب مختلفی دارد مرتبة قوی و ظاهر آن شامل کسانی است که اعتقاد دارند خدا دو تا یا بیشتر است و یا بتها را شفیعان درگاه خدا قرار می دهند.

    و مرتبه بعدی آن که مقداری پنهان است شرک اهل کتاب است.

    از این درجه کمی عمقی تر اعتقاد کسانی است که قائل به استقلال اسباب و علل هستند. مثلا دارو را مستقلا شفا دهنده می دانند.

    و همچنین ضعیف و ضعیف تر می شود تا برسد به شرکی که به جز بندگان مخلص خدا احدی از آن بری نیست و آن عبارت است از غفلت از یاد خداوند متعال و توجه به غیر خدا.


    پس همه اینها شرک است، اما این سبب نمی شود که ما کلمه شرک را بر همه دارندگان مراتب شرک اطلاق کنیم.


    به تعبیری دیگر ممکن است گروهی تنها از نظر کلامی مشرک باشند نه از جهت فقهی، زیرا احکام فقهی مانند طهارت و نجاست و... بر آنها مترتب نمی شود.


    -----------------


    و اما در مورد اهل کتاب:


    مشرک یعنی کسی که در پرستشهای رسمی غیر خدا را پرستش می کند مثل همان بت پرستهای عربستان یا ستاره پرستان یا خورشیدپرستان یا انسان پرستها، یا آتش پرستها که در دنیا بوده اند، و واقعا انسان یا ستاره یا آتش یا خورشید و یا دریا را پرستش می کرده اند.

    و مشرکین از نظر قرآن با سایر غیر مسلمانان یعنی افراد موحد و خدا پرست مخصوصا آنها که به یکی از ادیان آسمانی که ریشه ای دارد معتقدند حسابشان فرق می کند.

    «مشرک» از نظر روابط مسلمان با غیر مسلمان یک وضعی دارد و غیر مشرک که در قرآن آنها را اهل کتاب می گویند وضع دیگری دارد که بحث مفصلی دارد و قسمتی از آن به اعتقادات و بخشی به احکام شرعی طهارات و نجاسات مربوط می شود و در این زمینه اقوال مختلف هست.


    --------------------------------------------------------------------------------------------

    - پی نوشت:

    [1] . توبه / 30 ـ 31
    [2] . یوسف / 106
    [3] . ر.ك: جوادی آملی. عبدالله، توحید در قرآن، ص 572، انتشارات اسراء، سال 1383

    .





اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود