صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: با وجود اینکه در قرآن آمده لا اکراه فی الدین چرا رعایت حجاب اجباریست؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    46
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0

    با وجود اینکه در قرآن آمده لا اکراه فی الدین چرا رعایت حجاب اجباریست؟




    با وجود اینکه در قرآن آمده لا اکراه فی الدین چرا رعایت حجاب اجباریست؟


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,957
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط soheil_7029 نمایش پست
    با وجود اینکه در قرآن آمده لا اکراه فی الدین چرا رعایت حجاب اجباریست؟
    با سلام به شما دوست گرامي
    لا اكراه في الدين .... دردين آوردن اكراه نيست... زيرا دين داشتن امر قلبي است... و امور قلبي را نميشود اكراه نمود....
    اما اگر كسي دين ندارد معني اش اين نيست كه هر طور دلش بخواهد درجامعه بگردد و موجب آزار و فحشاء و فساد ديگران رافراهم سازد....
    يك مثال ساده: آيا يك فرد بي دين يا حتي دين دارميتواند بگويد.. چون قرآن فرمود : لا اكراه في الدين ... من دوست دارم بدون حجاب مثلا با يك شورت بيام بيرون از منزل چون آزادم ونبايد اكراه دردين باشد؟!! آيا شما اين دريدگي را قبول داريد ؟!!
    گسترش بي حجابي موجب سلب آسايش و آزادي ديگران است قرآن مي فرمايد: إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَن تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ( سوره نور آيه 19)کسانى که دوست دارند زشتيها در ميان مردم با ايمان شيوع يابد، عذاب دردناکى براى آنان در دنيا و آخرت است؛ و خداوند مى‏داند و شما نمى‏دانيد!
    بنابراين :آيه ممنوعيت شيوع فحشاء درجامعه ... جلوي آزادي در بي حجابي را ميگيرد....
    موفق باشيد
    الهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,017
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    3



    با تشكر از استاد حسين تبار
    لا اكراه في الدين يعني نمي‏توان هيچ كس را به پذيرش قلبي عقيده‏اي وادار نمود. زيرا تمامي انسان ها از جهت باورها و انديشه ها داراي امنيت هستند و نمي توان ايشان را به سبب باورهايي كه دارند، تهديد كرد و در ناامني قرار داد بنابراين طبق آيات قرآن هيچ كس را نمي توان بر پذيرش عقيده اي اجبار كرد و يا فردي را از باورهايش جدا نمود، زيرا عقيده ديني، مذهبي، سياسي و ... امري اختياري و قلبي است و به هيچ روي اجبار و اكراه نمي پذيرد در پذيرش عقيده اكراه نيست". اصولاً عقيده با اكراه سازگار نيست. اين سخن درستي است، ولي نبايد از اين گزاره، تفسير ناروا نمود و گفت: هر كه هر گونه دلش بخواهد، آزاد است
    در نظام اجتماعي دين قطعا محدوديت‏هايي رادر برنامه‏هاي عملي خود دارد. مثلاً اجازه فساد و ترويج فحشا را نمي‏دهد ما در جامعه اي هستيم كه بر اساس اعتقادات و باورهاي ديني، قوانين، رفتارهاي اجتماعي و فردي، اميال و آرزوهاي انسان ها و ارزش هاي اخلاقي شكل گرفته كه هر يك از اين موارد كاركردهاي بسياري در زندگي فردي و اجتماعي دارد كسي حق ندارد در برابر دين و اعتقادات موضع گيري نموده و در صدد تخريب آن ها باشد، زيرا آثار نامطلوب در زندگي فردي و اجتماعي ايجاد خواهد كرد و باعث تزلزل اركان اجتماعي خواهد شد



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۶
    نوشته
    174
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با این وضع حجاب در جامعه،دلم می خواست حجاب اجباری نبود تا افراد محجبه مشخص می شدند و انقدر ریاکاری سر حجاب نمیشد!!!
    بعید میدونم این نوع حجابی که در کشور ما خانمها دارن روی حفظ جامعه تاثیری داشته باشه!

  6. تشکرها 2


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    1,002
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    11 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0



    با درود
    یک نکته : در مجمع البیان علامه طبرسی (جلد3 ص113) درباره شان نزول ایه لااکراه فی الدین امده :
    « سدى ميگويد: اين آيه درباره مردى از انصار كه نامش «ابا الحصين» بود نازل گشت و اين مرد دو پسر داشت و تجار شام به مدينه آمدند و روغن آورده بودند وقتى خواستند از مدينه بازگردند دو پسر ابى الحصين نزد آنها رفتند و آنها اين دو پسر را بكيش خود كه نصرانيت بود دعوت و تبليغ كردند و هر دو پسر، نصرانى شدند و بشام رفتند خبر به پدر آنها رسيد و او رسول اكرم را در جريان گذاشت پس اين آيه نازل شد و رسول اكرم فرمود: «خداوند آن دو پسر را دور كناد كه آنان اول دسته‏اى هستند كه پس از هدايت باسلام، كافر شدند» ابو الحصین ازاینکه پیامبر کسی را دنبال او نفرستاد ناراحت شد»
    بنابراین شان نزول (اگرصحیح باشد) این ایه معنای گسترده تری دارد تنها شامل اجبار کردن در پذیرفتن اسلام هم نیست به قرینه ی اینکه ایه ای دیگر دوبار مرتد نیز چنین چیزی (اجبار) را دربر ندارد و نمیتوان برداشتی یک وجهی از ان داشت
    ویرایش توسط mmj : ۱۳۸۸/۰۸/۲۸ در ساعت ۰۸:۲۰


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    14
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط hoseintabar نمایش پست
    با سلام به شما دوست گرامي:gol:
    لا اكراه في الدين .... دردين آوردن اكراه نيست... زيرا دين داشتن امر قلبي است... و امور قلبي را نميشود اكراه نمود....
    اما اگر كسي دين ندارد معني اش اين نيست كه هر طور دلش بخواهد درجامعه بگردد و موجب آزار و فحشاء و فساد ديگران رافراهم سازد....
    يك مثال ساده: آيا يك فرد بي دين يا حتي دين دارميتواند بگويد.. چون قرآن فرمود : لا اكراه في الدين ... من دوست دارم بدون حجاب مثلا با يك شورت بيام بيرون از منزل چون آزادم ونبايد اكراه دردين باشد؟!! آيا شما اين دريدگي را قبول داريد ؟!!
    گسترش بي حجابي موجب سلب آسايش و آزادي ديگران است قرآن مي فرمايد: إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَن تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ( سوره نور آيه 19)کسانى که دوست دارند زشتيها در ميان مردم با ايمان شيوع يابد، عذاب دردناکى براى آنان در دنيا و آخرت است؛ و خداوند مى‏داند و شما نمى‏دانيد!
    بنابراين :آيه ممنوعيت شيوع فحشاء درجامعه ... جلوي آزادي در بي حجابي را ميگيرد....
    موفق باشيد


    ایا افراط در این کار در جامعه اثار مثبت دارد یا منفی؟
    ایا امر به معروف اجباری اونم تو فرع دین در جامعه در هر شکلی کار صحیحی است؟
    مثالی که زدید با واقعیت خیلی تفاوت داشت نداشت؟
    بدان امید كه قصری بنا كنی روزی

    به تیشه كلبه آباد خویش مكن ویران

  9. تشکر


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    4 روز 6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باسلام وتشکر از پاسخهای خوب اساتید

    اما بعد از توضیحات اساتید محترم در علم اصول دقت وتکیه بر بعضی موارد جهت استخراج حکم قضیه لازم وضروری است ؛ یکی از ان مواردچگونگی انتقال معانی ومفاهیم به وسیله ی دلالتهای لفظی است. یعنی اهل زبان مقرر میکنند که لفظ خاصی به عنوان نماینده ی معنایی شناخته شود.

    ایه فرموده است ( لا اکراه فی الدین ) واین یک امر کلی را بیان میکند که در

    ( دین )که پذیرش یک امر کلی ومعنوی است کراهت واجبار نیست.

    امانگفته هرگاه کسی که این امر کلی و اساسی را پذیرفت ومسلمان شدنیز هیچ اجباری در پذیرش (دستورات ومقررات این دین ) راهم ندارد
    این لفظ هم فقط در پذیرش اصل اعتقاد دینی است
    با یک مثال مطلب را روشن میکنم:

    شما تصمیم به گرفتن اقامت برای کشوری میگیرید.ابتدای امر مسئولان
    ان کشور برای شما شرایط اولیه ای را مقرر میکنندکه یکی گرفتن ویزا
    میباشد در حین اقدام به گرفتن ویزا شرایط ثانوی را به شما ابلاغ میکنند
    مبنی بر اینکه تا زمان حضورتان در ان کشور موظف به احترام به قوانین ان کشور میباشید. ولی به محض در خواست تابعیت ان کشور شما(ملزم)
    به رعایت قوانین انجا میشوید.

    .................................... حق یارتان ..............................





  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    142
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    کوتاه میگم
    یه عده اومدن به حضرت محمد گفتند ما فقط به یه شرط مسلمان میشیم و اونم اینه که نماز نخونیم

    حضرت محمد هم گفت نمیشه که یک قسمتی اش رو بپذیری و قسمت دیگر رو رها کنی

    و کسانی که قسمتی از قران را پذیرفتند و آن قسمت که مطابق با میلشان را نبود رها کردند
    قرآن

    ویرایش توسط با من فقط از خدا بگو : ۱۳۸۸/۰۸/۲۸ در ساعت ۱۲:۵۸

  12. تشکر


  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,957
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط 3xbox نمایش پست
    ایا افراط در این کار در جامعه اثار مثبت دارد یا منفی؟
    ایا امر به معروف اجباری اونم تو فرع دین در جامعه در هر شکلی کار صحیحی است؟
    مثالی که زدید با واقعیت خیلی تفاوت داشت نداشت؟
    با سلام به شما دوست گرامي
    1- آنچه درحجاب وپوشش براي زن واجب الرعايه هست.. پوشش بدن بغير از صورت وكفين است ... اگر منظورتون از افراط اينه كه مثلا مقنعه بزنند ... اين امر شخصي است و اثر منفي درجامعه ندارد... بلكه به حهاتي براي فرد مناسبتر است.
    واگر تفريط كند...يعني خانمي بدن خود رادرمعرض نمايش ديگران قرار دهد... قطعا آثار منفي براي خود وجامعه دارد..
    2- مراد از فرع دين ... اختياري بودن (درمقابل اجبار ) نيست . بلكه فرع بودن درمقابل اصول دين است كه از نظر شيعه پنج تاست. وقتي شما اصل دين راقبول نمودين ... قطعا بايد فرع آن را نيز قبول كني .... وقتي شما خدا راقبول نمودي..منطقا وعقلا بايد بپذيري كه دستورات خدا هم به مصلحت ونفع شماست واز اين جهت براي سعادت لازم الاجراست. امر به معروف ونهي از منكر از همين دسته است.
    البته امر به معروف و نهي از منكر دراسلام شرائطي دارد كه درقرآن و روايات ذكر شده ... ولي اكنون بسياري از آمرين به معروف وناهين عن المنكر خودشان ابتدا بايد امر به معروف ونهي از منكر از كارشان شوند! بنابراين شكلهاي صحيح قرآني و روايي ؛ بسيارمفيد وموثر هم هست.
    3- شما اگر موردي از تفاوت با واقعيت را سراغ داريد لطفا بنويسيد!
    الهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد


  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    46
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ••ostad•• نمایش پست
    باسلام وتشکر از پاسخهای خوب اساتید

    اما بعد از توضیحات اساتید محترم در علم اصول دقت وتکیه بر بعضی موارد جهت استخراج حکم قضیه لازم وضروری است ؛ یکی از ان مواردچگونگی انتقال معانی ومفاهیم به وسیله ی دلالتهای لفظی است. یعنی اهل زبان مقرر میکنند که لفظ خاصی به عنوان نماینده ی معنایی شناخته شود.

    ایه فرموده است ( لا اکراه فی الدین ) واین یک امر کلی را بیان میکند که در

    ( دین )که پذیرش یک امر کلی ومعنوی است کراهت واجبار نیست.

    امانگفته هرگاه کسی که این امر کلی و اساسی را پذیرفت ومسلمان شدنیز هیچ اجباری در پذیرش (دستورات ومقررات این دین ) راهم ندارد
    این لفظ هم فقط در پذیرش اصل اعتقاد دینی است
    با یک مثال مطلب را روشن میکنم:

    شما تصمیم به گرفتن اقامت برای کشوری میگیرید.ابتدای امر مسئولان
    ان کشور برای شما شرایط اولیه ای را مقرر میکنندکه یکی گرفتن ویزا
    میباشد در حین اقدام به گرفتن ویزا شرایط ثانوی را به شما ابلاغ میکنند
    مبنی بر اینکه تا زمان حضورتان در ان کشور موظف به احترام به قوانین ان کشور میباشید. ولی به محض در خواست تابعیت ان کشور شما(ملزم)
    به رعایت قوانین انجا میشوید.

    .................................... حق یارتان ..............................

    فرمایش شما صحیح ولی در صورتی که قوانین اون کشور رو رعایت نکنیم مسولان همون کشور ما رو مجازات میکنن.بنا بر این اگر کسی اسلام (دین) رو رعایت نکرد خدا مجازاتش میکنه نه کس دیگه.مگه نعوذ بالله کسانی که بی حجاب ها رو مجازات می کنن جای خدا نشستند!؟


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود