صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اثر دلنوازان بر دل ‌هاي ايرانيان

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    50
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    1

    اثر دلنوازان بر دل ‌هاي ايرانيان




    اثر دلنوازان بر دل‌هاي ايرانيان

    این مطلب از: امید حسینی
    برداشت از : آهستان

    اثر دلنوازان بر دل ‌هاي ايرانيان


    مدتهاست كه علاقه‌اي به ديدن فيلم‌ها و سريال‌هاي ايراني ندارم. يعني وقتم را براي ديدن آنها تلف نمي‌كنم. اما چون تلويزيون در خانه‌هاي ما، به عنوان يك مهمان ناخوانده همه جا و هميشه حضور دارد و در مهماني‌ها و كنار سفره هم دست بردار ما نيست، و نيز از آنجايي كه هميشه بايد به حق انتخاب ديگران احترام گذاشت، مجبورم گاهي صدا و تصوير آنها را تحمل كنم. دلنوازان هم يكي از همين سريال‌ها.


    بالاخره دلنوازان ديشب تمام شد و يك ملت را از نگراني نجات داد. البته اين سريال مثل همه برنامه‌هاي ديگر نقاط قوتي داشت، اما به نظر من نكات منفي اين قبيل فيلم‌ها بيشتر از نكات مثبت آنهاست. دلنوازان، اگر چه با محوريت خانواده ايراني ساخته شده بود، اما خشونت، كلاه‌برداري، دزدي، اختلاف، طلاق و … حرف اصلي را در آن مي‌زد. من منكر اين قبيل مسائل در ايران نيستم، اما حقيقتا چند درصد از زندگي شبانه‌روزي ما و بقيه مردم با اين قبيل مسائل آميخته است؟ چند درصد مردم ايران اسير خشونت و طلاق و دزدي و قتل و غارت و … هستند؟ و چه اشكالي دارد تلويزيون به همان اندازه و همان نسبت واقعي، به اين مسائل بپردازد نه كمتر و نه بيشتر؟


    مساله مهمتر اينكه چرا در تلويزيون ما، خبري از آرامش و دوستي و احترام متقابل نيست؟ چرا مردم به آرامش و انصاف و دوستي دعوت نمي‌شوند؟ چرا از زندگي پاك و شرافتمندانه خانواده‌هاي ايراني فيلمي ساخته نمي‌شود؟ چرا هميشه بايد استرس و فشارهاي عصبي و رواني به بينندگان وارد شود؟ آدم‌هايي را تصور كنيد كه خسته و كوفته از كار و بار روزانه به خانه بر گشته‌اند و انتظار دارند ساعات پاياني شب را در كنار اعضاي خانواده خود، آرامش داشته باشند، اما تلويزيون به بركت سريال‌هايي چون دلنوازان، همه خوشي‌هاي آنها را ناخوش مي‌كند و اعصاب براي ملت نمي‌گذارد!


    يادش بخير، در دهه 60 سريالي از تلويزيون پخش مي‌شد به نام «آينه». در آن سالهاي قحطي فيلم و سريال، اين سريال خانوادگي علي‌رغم سادگي،‌ مورد استقبال اكثر خانواده‌هاي ايراني قرار گرفته بود. البته مساله اصلي آن سريال هم مشكلات خانوادگي و اختلاف زن و شوهر و طلاق و اين قبيل مسائل بود، اما هدف اصلي و نهايي كارگردان، حل مشكلات خانوادگي بود نه مطرح كردن يك مساله بدون ارائه راه حل آن! آينه در هر قسمت مي‌گفت كه خانواده‌ها چكار كنند تا مشكلاتشان حل شود، نه آنكه باري به آنها اضافه شود.
    مثلا يكي از ابتكارات سريال آينه اين بود كه هر قسمت آن از دو بخش مجزا تشكيل مي‌شد. به اين صورت كه در بخش اول، اعضاي خانواده بر سر مسائل مختلف با هم جروبحث و دعوا مي‌كردند و زندگيشان در معرض خطر فروپاشي قرار مي‌گرفت، اما در بخش دوم، همان خانواده در موقعيتي مشابه قرار مي‌گرفت و راهكارهايي هم براي حل آن مشكلات ارائه مي‌شد. اسم اين بخش دوم اين بود: «زندگي شيرين مي‌شود!»


    اما متاسفانه در سريال‌هايي چون دلنوازان، 95 درصد سريال، مملو از تلخي‌ها و مصائب زندگي است و شيريني‌هاي زندگي، تنها در همان قسمت آخر يك‌جا به بيننده القا مي‌شود تا همه چيز به خوبي و خوشي تمام شود! (البته ما بالاخره نفهميديم كه خواهر شوهر «بدجنس ِ بالذات» اين سريال، در قسمت آخر رفتارش با عروس خانواده خوب شد يا نه؟ و اصلا چه لزومي داشت چنان شخصيتي در دو سه قسمت اين سريال بازي كند؟!)
    مساله مهم ديگر اين‌كه، معمولا در سريال‌هاي تلويزيوني، كمتر به زندگي مردم عادي كشور اهميت داده مي‌شود و هيچ اثري از اين قشر عظيم در فيلم‌ها و سريال‌ها نيست. در بيشتر سريال‌هاي ايراني ما با خانواده‌هاي مرفه و سطح بالاي تهراني روبرو هستيم كه همه اعضاي آن خانواده‌ها، يا ماشين مستقل براي خودشان دارند و يا در خانه‌هاي گرانقيمت زندگي مي‌كنند. حالا تصور كنيد كه زن و مرد روستايي و شهري ايراني بايد بنشينند و حسرت زندگي آنها را بخورند!


    البته تلويزيون گاهي اوقات به خودش زحمت مي‌دهد و سري هم به استان‌ها و شهرهاي ديگر ايران مي‌زند، اما در همان‌ شهرها هم باز، بالاشهري‌ها نماينده آن شهرستان و آن استان هستند و كمتر به سراغ مردم عادي آن شهرها مي‌رود. مردم شهرهايي چون شوش و شوشتر و دزفول و ايذه و انديمشك و بافق و مهريز و ميبد و ياسوج و دهدشت و دوگنبدان و آبدانان و مهران و دهلران و سنقر و سقز و ابهر و اهر و بناب و سراب و عجب‌شير و مراغه و سلماس و مياندوآب و مهاباد و زرند و كهنوج و راور و فارسان و سفيددشت و لردگان و …


    اين مساله قطعا اثرات منفي زيادي به همراه دارد. اول از همه اينكه تلويزيون ملي ايران، با اين كار خود عملا بخش زيادي از جامعه را اصلا به حساب نمي‌آورد و با دست خود كاري مي‌كند كه متن اصلي جامعه فراموش شوند. همچنين فراموشي اين قشر، باعث مي‌شود كه بعضي آدم‌ها، ايران را فقط همان تهران و شمال شهر تهران بدانند و در مواقع لزوم اصلا يادشان نيايد كه ايران كشوري است پهناور با شهرها و روستاهاي فراوان و قوميت‌هاي مختلف!




    ویرایش توسط قلم : ۱۳۸۸/۰۸/۲۷ در ساعت ۲۳:۴۰
    1



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۶
    نوشته
    174
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آدم با دیدن این سریالها فکر میکنه جامعه پر از آدم مشکل دارو خل و چله!!!!!!!!!!
    البته چکارکنیم وقتی برنامه های ماهواره رو نمی خواهیم ببینیم مجبوریم این سریالها رو ......


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    142
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    این کارگردانای ما میرن یک داستانایی رو می سازند که در یک میلیارد نفر شاید یکی این اتفاق براش افتاده باشه

    خلاصه خیلی تخیلی عمل می کنند

    به نظر من طنز مسافران مخصوصا اون تکه اخرش که گزارش به فضا رو نشون میده خیلی زیبا و پر معنی تر است

    فدای خاک پای جواهر آسایتان
    تماس فرت


  5. تشکرها 3


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۷
    نوشته
    1,346
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    21
    آپلود
    0
    گالری
    42



    یکی به من بگه جهان ملک پور توی تهران با 15 میلیون جمعیت چطوری ستایشو پیدا کرد؟اثر دلنوازان بر دل ‌هاي ايرانيان
    گیرم که بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده ای
    پرواز را علامت ممنوع می زنید
    با جوجه های نشسته در آشیان چه می کنید؟


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    3,335
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    13 روز 21 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0



    یه چیزه جالب !

    جهان ملک پور قرار نبوده بمیره ولی چون اخر سر با گارگردان دعواش میشه

    دیگه باید یه جوری از فیلم حذف بشه(تازشم اصلا براش عزاداری نکردن و بعد از چند ماه سیاهم نپوشیدن)

    تازه بیچاره منصور خرسند که الکی الکی قاتل شد و بهزادم بی پدر و ننه شم بی شوهر
    اللهم صل علی محمد و آل محمد

    http://www.askquran.ir/picture.php?a...pictureid=6060


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,509
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    30 دقیقه
    دریافت
    44
    آپلود
    0
    گالری
    0



    این فیلم برای سرگرمی خوب بود ولی باید بدانیم که دارن توی فیلم های ما ارزش کشی میشه.
    توی این فیلم یک نقش مثبت به نام جهان داشت که آخر فیلم از فیلم حذف شد.

  9. تشکر


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    91
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    1



    من خودم زیاد با داستانش حال نمی کردم ولی دم کارگردانش جــــــیـــــــز! تمیز کار کرده بود. نقطه ی به نظر من قوت و به نظر خیلی ها ضعفش استفاده از بازیگرای نه چندان معروف بود. یه نصیحت هم به نویسنده ی نقد که از خشونت، كلاه‌برداري، دزدي، اختلاف، طلاق خسته شدن. شما مینشستین شمس العماره رو می دیدین و کیف دنیا رو می بردین. به نظر خودم هم یه هفشت های دلنوازان می ارزید!
    وبلاگ ما! منتظریم.

  11. تشکر


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    90
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    هر فیلم عشق و عاشقی تو ایران بسازن که بازیگراش جذاب باشن تو ایران بینند و هوادار پیدا میکنه .به نظر من این سریال هیچ محتوی ای نداشت و دلیل استقبال از اون هم فقط موضوعش(عشق و عاشقی ) بود .....

  13. تشکر


  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    50
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط Ahmadreza نمایش پست
    شما مینشستین شمس العماره رو می دیدین و کیف دنیا رو می بردین. به نظر خودم هم یه هفشت های دلنوازان می ارزید!
    به سریال شمس العماره هم انتقاد زیاد وارد هست. اینجا رو ببینید:

    http://www.askquran.ir/showthread.php?t=16016&page=2
    1


  15. تشکر


  16. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    765
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 2 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    2

    ...........




    نقل قول نوشته اصلی توسط شاه علــی نمایش پست
    یکی به من بگه جهان ملک پور توی تهران با 15 میلیون جمعیت چطوری ستایشو پیدا کرد؟اثر دلنوازان بر دل ‌هاي ايرانيان
    هههههه حرفایی میزنینا اینا خب حتما داشتن قدرت خدا رو نشون میدادن(البته قسمتی شو)که خدا هر کاری بتونه میکنه......حالا چه از بین 15 میلیون آدم چه 10000000 تاش.......بالاخره یه جوراایی اینارو به هم میرسونه
    محبت و عشق واقعی ،خود زاییده شناخت و معرفت است،ناگهانی و تک بعدی نیست،حاصل تدریج است و به موازات رشد و تحول آدمی و اعتلای معرفت و بینش نسبت به محبوبها و مطلوبها صد چندان می شود.


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود