جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: فمینیسم

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    56
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0

    فمینیسم




    فمینیسم جنبش مبارزه علیه بهره‌کشی از زنان و ستم جنسیتی بر آن‌ها، باور داشتن به حقوق زنان و برابری سیاسی، اجتماعی و اقتصادی زن و مرد است. فمینیسم مباحثه‌ای است که از جنبش‌ها، نظریه‌ها و فلسفه‌های گوناگون تشکیل شده است که در ارتباط با تبعیض جنسیتی هستند و از برابری برای زنان دفاع کرده و برای حقوق زنان و مسایل زنان مبارزه می‌کند.
    واژهٔ فمينيسم را نخستين بار شارل فوريه، سوسياليست قرن نوزدهمی برای دفاع از جنبش حقوق زنان به کار برد.
    فمینیسم مجموعهٔ گسترده‌ای از نظریات اجتماعی، جنبش‌های سیاسی، و بینش‌های فلسفی است که عمدتاً به وسیلهٔ زنان برانگیخته شده‌اند یا از آنان الهام گرفته‌اند، مخصوصا در زمینه شرایط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آن‌ها. به عنوان یک جنبش اجتماعی، فمینیسم بیش‌ترین تمرکز خود را معطوف به مبارزه با نابرابری‌های جنسیتی و پیشبرد حقوق، علایق و مسایل زنان کرده‌است. فمینیسم عمدتاً از ابتدای قرن ۱۹ پدید آمد. زمانی که مردم به طور وسیع این امر را پذیرفتند که زنان در جوامع مرد‌سالار، سرکوب می‌شوند.
    در طی یک قرن و نیم، جنبش روبه‌رشد زنان هدف خود را تغییر ساختارهای اقتصادی-اجتماعی و سیاسی مبتنی بر تبعیض جنسیتی علیه زنان قرار داده‌ است.
    فمینیسم سعی می‌کند تا ضمن درک دلایل نابرابری‌های موجود، تمرکز خود را به سیاست‌های جنسیتی، معادلات قدرت و جنسیت معطوف نماید.
    موضوع‌های کلّی مورد توجه فمینیسم تبعیض، رفتار قالبی، شیء‌انگاری، بی‌داد و مردسالاری/پدرسالاری هستند. فعّالان فمینیست به مواردی مانند حقوق تولیدمثلی، خشونت خانگی، برابری دستمزد، آزار جنسی و تبعیض جنسیتی می‌پردازند.
    جوهرهٔ فمینیسم آن است که حقوق، مزیت‌ها، مقام، و وظایف نبایستی از روی جنسیت مشخص شوند. به رغم این‌که بسیاری از رهبران فمینیسم زنان بوده‌اند ولی این بدان معنا نیست که تمام فمینیست‌ها زن بوده‌اند/هستند.
    تمام فمینیست‌ها به اصل موضوع تلاش برای احقاق حقوق زنان معتقد هستند، ولی در مورد علل این ستم‌دیدگی و روش‌های مبارزه با آن اختلاف وجود دارد و همین مسأله موجب همراهی فمینیسم با پسوندهای متفاوت شده‌ است.
    فمینیسم (به عنوان جنبش اصالت زنان) بخشی از پدیده یا جنبش توجه به دیگری یا درک حضور دیگری است، جنبشی که در قلمرو نژاد، قومیت و جنسیت پدیدار شد‌. فمینیسم در عین حال توجّه‌برانگیزترین بخش این جنبش نیز هست که روایت‌های مختلفی چه در جهت موافق و چه در جهت مخالف دارد.[۱]

    پرواز را بخاطر بسپار
    پرنده مردنی ست

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    495
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    31 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فمينيزم پاسخي احمقانه به سنت احمقانه مردسالاري در جوامع سنتي بود.
    هر دو به يك ميزان احمقانه هستند.
    اسلام راستين تنها مدافع حقوق حقه بشر (چه زن چه مرد) است.


    عرفان شرقی در غرب
    با پروفسور ویلیام چیتیک، استاد عرفان اسلامی در دانشگاه استونی بروک نیویورک آشنا شوید.
    http://williamchittick.mihanblog.com

    وبلاگ صورتکهای خدا


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    56
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اولا فمینیسم
    در ضمن لازمه بدونی فمینیسم زیرمجموعه داره که برای اگاهی شما یکی از اونارو برات میفرستم اونم از نوع اسلامیش:
    فمینیسم اسلامی یکی از گرایش‌های فمینیسم است.
    فمینیسم اسلامی گرایشی نظری و عملی است که از درون به یک پارادایم اسلامی متصل است. فمینیسم اسلامی فهم و قدرتش را از قرآن می‌گیرد و در جستجوی حقوق و عدالت برای زنان و مردان در تمامیت وجودشان است.
    برهان اساسی فمینیسم اسلامی این است که قرآن بر اصل برابری تمام افراد بشر تاکید می‌کند. بنابراین مردسالاری و تبعیض جنسی را مردود دانسته و خواستار برابری زن و مرد (همچون دیگر برابری ها در اجتماع) است. [۱]
    این گرایش فمینیسم به شدت توسط برخی مورد اعتراض قرار گرفته و توسط برخی دیگر با شور و شوق حمایت شده‌است. به گفته مارگوت بدران*[۲]، پژوهشگر مصری تبار آمریکایی و استاد تاریخ در دانشگاه جورج تاون، بدفهمی بسیار و معرفی‌های اشتباه و احمقانه حول فمینیسم اسلامی وجود دارد
    پرواز را بخاطر بسپار
    پرنده مردنی ست

  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    495
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    31 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خيلي ممنون

    اسلام نيازي به فمينيزم ندارد. يعني ما براي دفاع از حقوق زن مسلمان لازم نيست از بيرون از اسلام چيزي قرض بگيريم.
    اسلام از روز اول مدافع حقوق زنان بوده است. اين كه زنان هميشه قرباني تبعيض و بدرفتاري بودند يك واقعيت است كه هم در جوامع اسلامي وجود داشته و هم در جوامع غربي.
    در غرب عقده هاي فروخورده زنان كه اولا حاصل از تبعيض هاي سنتي بود و ثانيا حاصل درك غلط خود زن از حقوق خودش بود منجر به ظهور فمينيزم شد. اكثر فمينيست ها خود كساني بودند كه قرباني پديده مردسالاري بوده اند. لذا فمينيزم به هيچ وجه يك جنبش عقلاني و معرفتي نبود. صرفا يك واكنش احساسي احمقانه به وضعيت احماقه پيشين بود.
    شما قبل از اين كه از حقوق زن صحبت كنيد بايد زن را تعريف كنيد. نوع و كيفيت رابطه ي او با مرد را تعريف كنيد. لذا لاجرم به تعريف مفهوم كلي تري به نام انسان هستيد. نسبت انسان با خودش، خدا، هستي و جامعه را بايد تعريف كنيد. غايت وي را در زندگي مشخص كنيد تا آن گاه به دركي درست و واقع بينانه از حقوق زن نايل اييد و اين تنها با تمسك جستن به آموزه هاي هستي شناسانه و انسان شناسانه اسلام ميسر است و تلاش براي فمينيزه كردن اسلام به عنوان ديني كه نظام حقوقي كاملا مستقلي دارد غير عقلاني است

    ویرایش توسط Divine Love : ۱۳۸۸/۰۸/۳۰ در ساعت ۱۵:۲۷

    عرفان شرقی در غرب
    با پروفسور ویلیام چیتیک، استاد عرفان اسلامی در دانشگاه استونی بروک نیویورک آشنا شوید.
    http://williamchittick.mihanblog.com

    وبلاگ صورتکهای خدا

  8. تشکر


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    47
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    9



    بسم الله الرحمن الرحیم
    زنان گوهر های عفیف جامعه و سازندگان آن هستند و حتی نقش مهم تری نسبت به مردان ایفا می کنند چرا که هر زن و مردی پرورش یافته ی آغوش گرم مادری است که از شیره ی وجودش تغذیه می کند از محبت او سیراب میشود با صدای قلبش آرامش می گیرد و ....
    این محبت مادری با ویزگی های شخصیتی زنان سازگاری دارد و تا آن زمان که این سازگاری وجود داشته باشد زنان با آرامش زندگی می کنند.
    اما فمنیسم تا چه حد برای این ویزگی های شخصیتی زنان ارزش قائل است؟
    چقدر به آرامش روحی روانی آنها اهمیت می دهد؟
    فمنیسم حکم قتل صادر می کند!
    آری قتل فرزندان توسط مادر!!!
    البته اسم آن را آزادی می گذارد!
    دختر عفیفی که می توانست با ازدواج پشتوانه ای محکم داشته باشد که نیاز های مادی و عاطفی او را بر آورده کند فرزند دار شود و در آغوش گرم مادری فرزندش را پرورش دهد گول حرف های فمنیسم های جاه طلب را می خورد و برای ارضای نیاز های جنسی خود به خود فروشی دست می زند که جز ناراحتی های روانی ،مشکلات اجتماعی و...چیزی برای او به ارمغان نمی آورد اما چون در منجلابی فرو رفته هر چه دست و پا می زند بیشتر غرق میشود.اما با پیدا شدن سر و کله ی فرزندی بی پدر مشکلاتش چندین برابر می شود از طرفی محبت مادری اجازه ی قتل فرزند را نمی دهد و از طرف دیگر مشکلات اجتماعی و اقتصادی و...مانع پرورش کودکش می شود.
    تخسیر این دختر عفیف چه بوده که این غول فمنیسم او را از همسر بودن، مادر بودن ،داشتن زندگی با آرامش ، آدم بودن و ...محروم کرد؟
    ویرایش توسط طه : ۱۳۸۸/۰۸/۳۰ در ساعت ۱۵:۳۳

  10. تشکرها 2


  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    47
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    9



    اسلام و فمینیسم در تناقض با یکدیگر و در مقابل یکدیگر هستند .
    اسلام با خود فروشی زنان و استفاده ی ابزاری از آنها مخالف است در حالی که فمینیسم نام آن را آزادی می گذارد.
    اسلام با قتل طفل های معصوم مخالف است در حالی که فمینیسم نام آن را آزادی می گذارد.
    و ...
    فمینیسم های جاه طلب برای رسیدن به منافع خود و گول زدن جوانان عفیف مسلمان به خواسته های نامشروع خود رنگ اسلامی می زنند.
    ویرایش توسط طه : ۱۳۸۸/۰۸/۳۰ در ساعت ۱۵:۴۷ دلیل: ...

  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    964
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فمینیسم چیست؟
    Femmeبه معنی موجود انسانی با جنسیت مؤنث است و ریشه لاتین (Femmena ) دارد . Ism هم نشانه وجود مکتب فکری است.اولین نگاههای فمینیستی تقریبا از سال 1920 شکل گرفت.

    این مکتب برای دو جنس زن و مرد شرایط یکسانی را مطرح می کندومعتقد است در مقوم و قوام انسانیت زن و مرد یکسانند و تفاوت را فقط در جنسیت و تولید مثل می داند و تفاوتهای دیگر را ناشی از تاثیرات محیطی ، تربیتی ، آموزش و فرهنگ و حقوق اجتماعی ای میداندکه هیچ ریشه ی تکوینی ندارد.
    و به فراخور این اعتقاد قوانینی را عنوان میکند ازجمله اعمال تربیت یکسان برای کودکان دختر و پسر.


    اما سوالی که مطرح است اینکه
    چگونه میتوان از وجود تفاوتهای فطری و تکوینی روحی و روانی در زن و مرد چشم پوشی کرد؟


    ما معتقدیم علاوه بر تفاوتهای جسمی تکوینی که در زن و مرد وجود دارد، یکسری تفاوتهای روحی و روانی تکوینی نیز بین زن و مرد وجود دارد ازجمله تفاوتها در خلقیات ، زیبایی شناختی ، آستانه ی تحریک پذیری ، خلاقیت های هنری ، تحمل و دهها مورددیگر.
    البته ما براین باوریم که تفاوتهای فطری و طبیعی بدین معنا نیست که تاثیر وضعیت اجتماعی و فرهنگی و آموزشها را در ایجاد یا پرورش ذهنیت ها و رفتارها انکار کنیم . بلکه براین باوریم که صرفنظر از تفاوتهایی که اصولا خاستگاه اجتماعی دارد، تفاوتهای طبیعی در جسمیت ، ذهنیت، احساسات و رفتارها ، زن و مرد را ازهم متمایز می سازد.
    درواقع بتعبیر استاد شهید مطهری قانون خلقت خواسته است بااین تفاوتها تناسب بیشتری بین زن و مردی که برای زندگی مشترک ساخته شده اند قرار دهد.


    اما حقوق زن و مرد؛ تساوی یا تشابه؟

    باقبول تفاوتهای تکوینی جسمی و روحی بین زن و مرد روشن میشود که نیازهای زن و مرد هم متفاوت خواهد بود.بااین حساب اگر همچون نظریه فمینیسم حقوق مشابه و به یک شکل برای دومنبع نیاز مختلف در نظر بگیریم رعایت عدالت نشده است.
    اما اسلام بمعنای واقعی عدالت جامه ی عمل پوشانده و به فراخور تفاوتهای تکوینی و تشریعی بین زن و مرد برای هریک حقوقی متناسب با نیاز او قرار داده است.
    ویرایش توسط .:تسنیم:. : ۱۳۸۸/۰۸/۳۰ در ساعت ۱۷:۱۸


  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    49
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    10



    سلام
    فمینیسم

    واژه فمینیسم واژه ای فرانسوی است، از ریشه یfemme (زن)[1] یا feminine (زنانه، مادینه، زن آسا، زن، جنس مونث) ، که از ریشه لاتین femina گرفته شده است.[2]
    واژه فمینیسم اولین بار در سال 1871 م و در یک متن پزشکی به زبان فرانسه برای توضیح نوعی وقفه در رشد اندام و خصوصیات جنسی بیماران مرد به کار رفته، و این بیماران از این که جسم آن ها خصوصیات زنانه پیدا می کند، در رنج بودند. سپس الکساندر دومای پسر در سال 1872 در جزوه ای با عنوان مرد – زن، در باره ی زنای محصنه، این واژه را برای تشریح زنانی به کار برد که به گونه ای مردانه رفتار می کردند. اگرچه این واژه در فرهنگ پزشکی، خصوصیت زنانه پیدا کردن مردان معنا شده، ولی در اصطلاح سیاسی این واژه ابتدا در توضیح خصوصیات مردانه یافتن زنان با کار رفته است.[3]
    این واژه با اندک تغییری در لفظ، در زبان انگلیسی، آلمانی و فرانسوی به یک معنا به کار می رود. در انگلیسی دو معنا برای آن آمده: اول، حضور صفات زنانه در مردان. دوم، نظریه ای که معتقد به برابری زن و مرد از جنبه های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است.[4] در عربی به نسویه، در فارسی به زن گرایی، زن باوری، زن وری، زنانه نگری،مونث گرایی، طرف داری از زنان، آزادی خواهی زنان و .... ترجمه شده است.[5]
    اما در تعریف اصطلاحی رسیدن به معنای واحد دشوار است، زیرا گروه هایی که با این نام فعالیت می کنند، گروه های هستند متفاوت که گاه به شدت ضد هم هستند.[6]
    در این جا به برخی از این تعاریف می پردازیم.
    آدرین ریچ، نویسنده آمریکایی در تعریف فمینیسم می گوید:
    «فمینیسم از یک سو یک لقب پوچ و سبک سرانه به نظر می رسد و از سوی دیگر به منزله نوعی اخلاق، روش شناسی و یا یک طریقه پیچیده تفکر درباره زندگی ما است.»
    کریستین ویدون، جامعه شناس انگلیسی می گوید:
    «فمینیسم، سیاستی است که در جهت تغییر روابط قدرت میان زن و مرد حرکت می کند.»
    بل هوکس، منتقد آمریکایی می گوید:
    «فمینیسم بوجود آورنده یک تعهد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است، که سعی دارد تسلط جنسی، سیاسی و نژادی را بازسازی کند، که در آن رشد فرد بر منافع امپریالیسم، توسعه طلبی اقتصادی و تمایلات مادی ارجحیت دارد.»
    روزالیند دلمار می گوید:
    «فمینیست کسی است که معتقد باشد، زنان به دلیل جنسیت گرفتار تبعیض هستند و نیازهای مشخصی دارند که نادیده و ارضا نشده مانده و لازمه ارضای این نیازها تغییر اساسی در نظام اقتصادی و سیاسی است.»[7]
    در همین چند تعریف مشخص می شود که وحدتی در تعریف اصطلاحی فمینیسم وجود ندارد ولی شاید بتوان بین گروه هایی که خود را فمینیسم می نامند وجه اشتراکی یافت کرد که به جای انواع فمینیسم به همه آنها فمینیسم گفت.
    در مورد وجه اشتراک جریان های فمینیستی می توان به موارد زیر اشاره کرد:
    1. موقعیت فرودستزنان در جامعه و تبعیضی که به دلیل جنسیتشان با آن روبرو هستند.
    2. برای رفع تبعیض و رسیدن به وضع مطلوب باید مبارزه کرد.
    3. برای رسیدن به وضع مطلوب باید تغییراتی در نظام اجتماعی، اقتتصادی، سیاسی و فرهنگی ایجاد کرد.
    4. وضعیت مطلوب، تساوی حقوق زنان و مردان و یا برتری حقوق زنان بر مردان در جامعه است.(البته باید در نظر داشت که منظور از تساوی حقوق زنان و مردان در غرب تشابه است.)[8]
    یکی از دلایل عدم تعریف واحد از فمینیسم، هر چند نقاط مشترکی وجود دارد، اما در علل این فرودستی و وضعیت نامطلوب و استراتژی برای رسیدن به وضعیت مطلوب، بین گروه های فمینیستی اختلاف نظرهای اساسی وجود دارد.ولی برای ایجاد پایه ای در بحث می توان جنبش فمینیستی را اصطلاحاً چنین خواند:
    مجموعه ای حرکت ها و فعالیت های اجتماعی، با هدف احقاق حقوق زنان و رفع تضییق از آنان که اغلب به وسیله ی خود زنان انجام می گیرد.[9]

    7. سید مسعود معصومی، فمینیسم در یک نگاه، موسسه ی آموزشی پژوهشی امام خمینی رحمه الله، قم، 1384، ص 31.

    8. جمعی از نویسندگان، فمینیسم، مرکز پژوهش های صدا و سیما، قم، 1385، ص 11 و درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام، ص95.

    1. جین فریدمن، فمینیسم، فیروزه مهاجر، آشیان، تهران، 1381، ص 6.

    2. درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام، ص 95.

    3. درآمدی بر شخصیت زن در اسلام، ص95، به نقل از فرهنگ معاصر، ص 597، و فمینیسم (جین فریدمن)، ص 11، فمینیسم در یک نگاه، ص 31.

    4. فمینیسم (جین فریدمن)، ص 5.

    1. فمینیسم (جمعی از نویسندگان)، صفحات 11 و 12.

    2. فمینیسم در یک نگاه، ص32 و فمینیسم(جین فریدمن)،ص5.

    3. دکتر محمد منصورنژاد، مسأله زن، اسلام و فمینیسم(در دفاع از حقوق زنان)، تهران، نشر برگ زیتون، 1381، ص248.
    ویرایش توسط van : ۱۳۸۸/۰۸/۳۰ در ساعت ۱۷:۳۲ دلیل: نا خوانا بودن خط

  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    49
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    10



    تاریخچه

    فمینیسم چه به عنوان یک جنبش اجتماعی و چه به عنوان مجموعه اندیشه هایی که به چنین جنبشی مشروعیت می بخشد، نمونه ای از یک کنش جمعی است. و اگر قبول کنیم که پیش شرط شکل گیری و کنش جمعی به نام یک گروه اجتماعی خاص، وجود یک هویت مشترک و احساس یکی بودن با آن هویت است، باید اندیشید که چه عواملی باعث شکل گیری چنین حس هویتی در میان زنان شده است. جنسیت، نژاد، قومیت، رنگ و ... از بنیان های اولیه هویت بخش است. اما این بنیان های اولیه به هویت فعالی شکل نمی دهد و به عبارت دیگر«هویت جمعی به عنوان زن» در هر شرایطی ایجاد نمی شود و قرار گرفتن در یک نقطه تاریخی برای ایجاد هویت مشترک لازم است.[1]
    پیدا کردن این هویت مشترک با سیری در تاریخ زنان اروپایی شاید کار مشکلی نباشد، آلیس رسی در این زمینه می گوید:
    «نابرابری مبتنی بر جنس تنها موردی است که در آن نمایندگان گروه های نابرابر در اجتماع صمیمانه تری باهم هستند تا با اعضای گروه خودشان.»[2]
    در اینجا سوالی مطرح است و آن اینکه جنبش فمینیستی از چه زمانی شروع شده و سیر تاریخی فمینیسم چگونه بوده است؟ در پاسخ به این سوال اندرو وینست چهار دیدگاه را در این مورد مطرح می کند:
    1. تاریخ بشر به سپیده دم آگاهی بشر باز می گردد، سوزان گریفین در کتاب «زنان و طبیعت» و اندره میشل در کتاب فمینیسم به نوعی به این دیدگاه گرایش دارند. آنان سعی می کنند فمینیسم را از زمان ماقبل تاریخ مورد مطالعه قرار دهند.
    2. تاریخ فمینیسم به آغاز قرن پانزدهم میلادی بر می گردد، این نوع نگاه متأثر از کتاب شهر بانوان، کریستینا دوپیزان است.
    3. تاریخ فمینیسم به قرن هفدهم متعلق است. آفراین تأثیر بسزایی در شکل گیری این نوع نگاه داشته است.
    4. تاریخ فمینیسم به اواخر قرن هیجدهم پس از انقلاب فرانسه بر می گردد، وینست خود معتقد است صحیح ترین مورد، دیدگاه چهارم است.[3]
    اما از ورای این دیدگاه ها، نمی توان تاریخ دقیقی برای شروع فمینیسم و اولین حرکت های آن مطرح کرد و آنچه می توان در اینجا به آن اشاره کرد این است که ما امروز تفکر و فعالیت فمینیستی می نامیم مدتها پیش از آنکه خود واژه به کار گرفته شده باشد وجود داشته است.[4] اولین یافته ها در مورد حقوق زنان به قرن چهاردهم باز می گردد. سه قرن بعد مری آستل که جزء اولین فمینیست های انگلیسی دانسته اند؛ با تأکید بر ظرفیت زنان بر تفکر منطقی به موانع رشد آنان اشاره می کند. وی از زنان می خواهد که از ازدواج پرهیز کنند و با پرورش ذهن از زندگی بدون وابستگی با مردان لذت ببرند.[5]
    سال 1729 مری ولستون کرافت کتاب احقاق حقوق زنان را نوشت، که در آن تفاوت های جنسی یا طبقاتی ذاتی میان مردان و زنان را مورد انکار قرار داد و تفاوت های موجود را زاییده محیط اجتماعی دانست که با اصلاحات اجتماعی از بین خواهد رفت. و همزمان با آن در فرانسه بعد از انقلاب کبیر فرانسه، زنانی مانند اولمپ دوگوژ و تروادومیکور برای گسترش حقوق زنان مبارزه کردند.
    در ایالات متحده جنبش حقوق زنان از سال 1848 میلادی با پیمان آبشار سنکاآغاز شد. و دستاورد آن اعلامیه احساسات بود که خواستار رعایت اصول آزادی و برابری در مورد زنان بود و در اعلامیه استقلال آمریکا نیز انعکاس پیدا کردو بعد آن الیزابت کدی استانتن و سوزان ب آنتونی، انجمن ملی حق رأی زنان را تأسیس کردند. در انگلیس در سال 1876 استوارت میل در پارلمان انگلستان نخستین دفاع نامه رسمی درباره اعطای حق رأی به زنان را ایراد کرد و او در نوشته اش خواهان برابری زن ومرد در خانواده و در اجتماع می شود. به دنبال او، زنان انگلستان به رهبری خانم فاست از نظر سیاسی سازماندهی می شوند؛ در فرانسه به رهبری ماری رسم که در فاصله سال های 1868و1871 سخنرانی های عمومی در مورد سرنوشت زن انجام داده است. به نظر خانم دوبوار، بنیان گذار واقعی فمینیسم لئون ریشیر است که در سال 1869 حقوق زن را ایجاد کرد و در سال 1878، کنگره بین المللی حقوق زن را تشکیل داد.
    تا این زمان به مسأله حق رأی زنان پرداخته نشده بود و فقط به مطالبه حقوق مدنی اکتفا شده بود و می توان گفت مدت سی سال جنبش در فرانسه و انگلیس با تردید عمل می کرد تا اینکه ئوبرتین اوکلر مبارزه در راه کسب حق رأی را آغاز کرد؛ گروهی به نام حق رأی زنان و روزنامه با عنوان زن شهروند تأسیس کرد. به دنبال او گروه های متعددی ایجاد شد، ولی به دلیل اختلافات داخلی و عدم همبستگی موفق به انجام کاری نشدند.
    در سال 1897 قانونی وضع شد که به زنان اجازه می داد در دادگاه ها به مثابه شاهد حضور یابند ولی همچنان به زنان حق رأی داده نشده بود. به مرور زمان مبارزه برای کسب رأی حالت جدیدتری به خود می گرفت، شکل گیری اتحادیه ها، کنگره ها، تظاهرات ها و سخنرانی ها شروع به مبارزه کردند. با گذشت زمان و حاصل نشدن نتیجه مبارزات حالت خشن تری به خود می گرفت. درگیری های خیابانی بین پلیس و تظاهرکنندگان، دستگیری، محاکمه و زندان و بالأخره تاکتیک اعتصاب غذا و آتش زدن خانه های غیر مسکونی و ... که این خود باعث تهییج افکار عمومی نسبت به این مسأله می شد. ولی این مسأله به براهین مختلف و گاه غیر منطقی هربار در مجلس رد می شد. مثل بحث های سیاسی باعث اختلاف بین زن و شوهر می شود، چون زنان را دوست داریم با حق رأی مخالفت می کنیم و رأی دادن مخالف با جایگاه رفیع زن است. زنان با مردان متفاوتند و به خدمت نظام نمی روند و ....
    در طی این مسیر برخی از کشورها در همان اوایل بدون تحمل سختی زیاد حق رأی به زنان داده شد.مثل زلند نو 1893، استرالیا 1908 و ... . ولی در برخی از کشورها این مبارزه تا جنگ جهانی اول طول کشید و با شروع جنگ متوقف شد و بعد از جنگ این حق رأی به زنان داده شد. مثل آمریکا و انگلیس و ... .
    در کشورهای مختلف اروپایی و در اتحاد جماهیر شوروی نیز فعالیت فمینیستی تقریباً همزمان با سایر اولین فمینیست ها شروع به کار کردند.[6]
    در طی این روند هر گروه و گرایشی بنا به اندیشه و تفکر خود به ارائه راهکار در مورد مسائل زنان می داد که این باعث ایجاد گرایشات مختلف در میان فمینیست ها شد که برخی از آن ها عبارتند از: 1.فمینیسم لیبرال 2. فمینیسم مارکسیستی 3.فمینیسم اگزیستانسیالیستی(اصالت وجود) 4. فمینیسم روانکاوانه 5. فمینیسم هم جنس گرایانه 6. فمینیسم زیست شناختانه 7. فمینیسم رادیکال 8. فمینیسم فرامدرن 9. فمینیسم سیاه 10. سوسیال فمینیسم 11. فمینیسم بوگرا 12. فمینیسم اسلامی 13. فمینیسم آمازونی 14. فیمنازی و ... .[7]
    و از لحاظ فعالیت ها و برهه زمانی فعالیت ها به سه موج تقسیم می شود که در فصلی با عنوان امواج و گرایشات فمینیستی در این رساله بررسی خواهند شد.

    1. حمیرا مشیرزاده، از جنبش تا نظریه اجتماعی: تاریخ دو قرن فمینیسم، تهران، نشر و پژهش شیرازه، 1381، ص3.

    2. همان، ص4.

    1. محسن رضوانی، پایان جنسیت، باشگاه اندیشه(تاریخچه فمینیسم) به نقل از مرتضی ثابت فر، ایدئولوژی های مدرن سیاسی، تهران، ققنوس، 1378، ص251- 248.

    2. فمینیسم( جین فرید من)، ص7.

    3. در آمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام، ص93.

    1. جنس دوم، ج1، ص 208- 216.

    2. فمینیسم، جمعی از نویسندگان، ص 42- 39؛ درآمدی بر شخصیت نظام در اسلام، ص 116- 104؛مسأله زن، اسلام و فمینیسم، ص 261- 257؛


  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    49
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    10



    فمینیسم اسلامی

    یکی دیگر از گرایشات فمینیسم، فمینیسم اسلامی است که مانند سایر گرایشات فکری غربی بوسیله ترجمه وارد سرزمین های اسلامی شد و گسترش یافت شاید کشور مصر از اولین کشورهای اسلام باشد که فمینیسم به آن راه یافت. مهمترین آثار این دوره تحلیل المرأة و المرأة الحدیدة بود که در اواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیست توسط قاسم امین نویسنده مصری منتشر شد. این نویسنده به ویژه در کتاب دوم خود، بر اساس دیدگاه تجددگرایانه دست به تأویل و تفسیر آموزه های دینی زد که امروزه بسیاری از فمینیست های اسلامی تلاش در این کار، برای مبارزه درون دینی و حاکمیت نگاه زن گرایانه دارند و از فمینیست های اسلامی می توان به فاطمه مرنیسی(مراکش)، رفعت حسن(پاکستان)، عزیزه الحبری(لبنان)، فاطمه احمد ابراهیم(سودان) و نوال السعداوی(مصر) اشاره کرد.[1]
    اما فمینیسم در ایران؛ در آستانه ی انقلاب مشروطه وضعیت زنان نیز همپای سایر اقشار اجتماعی تغییر کرد. گروهی از غرب گرایان داخلی، تنها راه سعادت را الگو برداری از جهان به اصطلاح متجدد و رهایی از مظاهر سنتی می دانستند از این رو در اواخر سلطنت قاجار جنبش هایی توسط زنان ایرانی که از فرزندان یا همسران تحصیل کردگان غرب بودند، به وجود آوردند و برخی از زنان روشن فکر در روزنامه های ایرانی که پیش از مشروطه در خارج از کشور به چاپ می رسید.
    پبروی زنان روشن فکر ایرانی از زنان متجدد غرب در آغاز تنها در تشکیل مدارس داخترانه به سبک جدید، تشکیل انجمن های زنان، انتشار جراید و مسایلی از این قبیل منحصر می شد. اما با ظهور سلسله پهلوی، فصل جدیدی در تاریخ زنان ایران گشوده شد. کشف حجاب در سال 1317 تاثیر به سزایی در مسایل زنان داشت، حرکت های اجتماعی زنان ایران غالبا متاثر از الگو های غربی، آن هم از نوع مبتذل دهه 60 و 70 میلادی بود که در برنامه هایی مانند مسابقه انتخاب دختر شایسته، تشکیل کاخ های جوانان و تشکیل شهرک های دختران تجلی یافت و حضور عنصر فاسدی مانند اشرف پهلوی به عنوان رئیس سازمان زنان، گویای ابتذال و نشان وابستگی این حرکت بود.
    همچنین مطبوعاتی مانند زن روز، دختران و پسران، اطلاعات هفتگی و جوانان که در عصر پهلوی مسئولیت الگو سازی غربی برای زنان ایرانی را به عهده داشت، فیلمک ها و سرودها و آهنگ هایی را ترویج می کردند که به گونه ای به موضوع زن مربوط می شد.
    در مورد حرکت های فمینیستی بعد از انقلاب اسلامی، می توان این حرکت ها را به چند مقطع تقسیم کرد :
    مقطع اول، سال های 57 تا 61 ، سال های رکود جنبش.
    مقطع دوم، سال های 61 تا 67 ، سال های شکل گیری جریان فمینیسم در ایران.
    مقطع سوم، سال های 67 تا دوم خرداد 76 ، فصل جدید جریان فمینیسم ایرانی.
    مقطع چهارم، از دوم خرداد 76 ، ...[2]
    مقطع دوم

    در مقطع دوم، گروهی از زنان فراری با گرایش های مارکسیستی، از آنجا که خود در مبارزه با نظام اسلامی شکست خورده می دیدند، به جنبش های زنانه پیوستند و ایده خود را با ایجاد تشكل های مدافع حقوق زنان ادامه دادند. همچنین افراد دیگری از مخالفان حکومت اسلامی که از همکاران دستگاه سلطنتی بودند، به فعالیت های مشابه دست زدند. گروهی از فمینیست یاد شده که در قالب اعتقادات ضد دینی یا لاييک به دفاع از حقوق زنان می پرداختند، پس از مدتی به این نتیجه رسیدند که چون گرایش های مذهبی در زنان ایرانی قوی و بنیادین است، هیچ تحول اساسی در ایران بدون در نظر گرفتن مذهب نمیتواند به وقوع بپیوندد. بنا بر این در جستجوی نظریه ای که دیدگاه های فمینیستی را پوشش دینی توضیح دهد، به طرح فمینیسم اسلامی پرداختند. در نگاه آنان فمینیسم اسلامی برزخی میان دیدگاه اصول گرا و فمینیسم غربی است که می تواند به عنوان حلقه واسطی برای طرح شعار های تند و لاييک به کار رود.
    از میان افراد می توان به نیره توحیدی، افسانه نجم آبادی، پروین پایدار(ناهید یگانه) و هاله افشار اشاره کرد که در خارج از کشور به تبیین فمینیسم اسلامی می پردازند. برخی از این افراد در نشریات تجدید نظر طلب داخلی نیز دارای مقاله اند و یا به تألیف کتاب پرداخته اند[3].[4]
    از سوی دیگر، گروهی از فمینیست ها در داخل کشور که در فضای مذهبی ایران تنفس می کنند و در عین حال با فرهنگ مغرب زمین آشنایند، در میان این دو فرهنگ ناهمگون با بحران هویت مواجه شده اند و به دنبال پاسخگویی به این سؤال اساسی برآمده اند که تضاد موجود میان باورهای دینی و آموزه های جهان غرب را باید پاسخ گفت؟ برخی که به فرهنگ جدید غرب دل بسته بودند، یکباره به انکار آموزه های دینی پرداختند و با طبقاتی یا خرافی دانستن این اعتقادات، مروج دیدگاه های ماتریالیستی شدند و برخی دیگر که هم به اسلام ایمان داشتند و هم از فرهنگ غرب متأثر بودند، دیدگاه رایج اسلامی و قوانین مدنی و جزایی جمهوری اسلامی را مورد انتقاد قرار دادند. آنان برای خروج از این بحران، تفسیر متون دینی را به گونه ای هماهنگ با فرهنگ جدید پیشنهاد کردند. حاصل عملکرد این گروه در مباحث زنان دیدگاهی را پایه نهاد که در عمل نتایج مشابهی با فعالیت زنان تبعیدی داشت. از این رو، هر چند فعالان این گروه از زنان متدین، خوش سابقه، غیر سیاسی و یا حتی گاه دارای سابقه طرفداری از نظام اسلامی بودند، اما در تقسیم بندی فرهنگی در کنار زنان تبعیدی به فمینیست های اسلامی شهرت یافتند بنابر این می توان فمینیست اسلامی را محصول مشترک برخی روشنفکران دینی داخل کشور و مخالفان نظام اسلامی در خارج دانست.
    مقطع سوم

    مقطع سوم، از سال 67 و با پذیرش قطع نامه 598 آغاز گردید که فصل نوینی در جریان های فمینیستی ایران گشوده شد. فضای نسبتا آرام کشور و وضعیت ویژه دوران سازندگی که مطرح شدن الکو های توسعه به مفهوم رایج آن را به همراه داشت و نیز فضای باز فرهنگی که طرح دیدگاه های مخالف را امکان پذیر ساخت، بهترین زمینه برای رشد جریان های فمینیستی فراهم کرد.
    از جمله جریان هایی که در خارج از کشور در سال 67 تشکیل شد ، بنیاد پژوهش های زنان ایرانی است که توسط زنان ضد انقلاب و برخی سلطنت طلبان راه اندازی شد. این بنیاد با برگزاری سمینار های سالانه، از طرفداران فمینیسم در داخل کشور نیز دعوت به عمل می آورد که شهلا لاهیجی، مسئول انتشارات روشنگران زنان (1997،در پاریس) سید محسن سعید زاده(1995،در کانادا) شیرین عبادی(1996، در واشنگتن) و رخشان بنی اعتماد(1998،در واشنگتن) از جمله شرکت کنندگان ایرانی سمینارهای مذکور هستند.
    البته برخی ضد انقلاب های فمینیست خارج نیز در سال های اخیر به درج مقالاتی در نشریات فمینیستی داخل پرداخته اند، از جمله می توان به مقالات نیره توحیدی و حامد شهیدیان در ماه نامه ی «زنان» و مقاله ناهید کشاورزی در ماه نامه «فرهنگ توسعه» اشاره کرد.
    البته این تعامل از طرف نویسندگان فمینیست داخلی هم صورت گرفته و به درج نوشته هایی در نشریات ضد انقلاب خارجی پرداخته اند که نشان از یک ارتباط نزدیک و سازمان یافته است. نوشین احمدی خراسانی دبیر و نویسنده نشریه فرهنگ توسعه، با مقاله ای با عنوان «تمکین زن ایرانی شیوه معتاد زندگی اوست» در شماره 25 نشریه آوای زن و مقاله «مسیر امتحان» در شماره 30 همان نشریه، و کتایون مزداپور، از نویسندگان ماه نامه زنان و اعضای برجسته کتاب کودک با مقاله ای درباره «جایگاه زن و زنان پهلوی» در شماره 2 نشریه ضد انقلابی نیمه دیگر چاپ آمریکا، که با حمایت مالی دانشگاه کلمبیا منتشر می شود از آن جمله اند.
    مقطع چهارم

    البته می توان مقطع چهارمی را هم برای جریانات فمینیستی عنوان کرد که از دوم خرداد 76 و با تحولاتی که به خصوص در عرصه سیاسی و اجتماعی در کشور رخ داد، به وجود آمد.
    از این مقطع (دوم خرداد 76) با فضای به شدت بازی که به خصوص در حوزه فرهنگی و در عرصه مطبوعات به وجود آمد، بسیاری از مجلات و نشریات و روزنامه ها با درج مقالاتی به نقد دیدگاه های اسلامی در حوزه زن و اشاعه افکار فمینیستی پرداختند که در ادامه به نمونه هایی از این مقالات و دیدگاه ها اشاره خواهد شد.[5]
    خصایص فمینیسم اسلامی

    برای فمینیسم ایرانی خصایص زیادی شمرده شده اند :
    1. بومی نبودن فمینیسم ایرانی : بومی بودن به این معنا که راه کار ها و نظریات ارائه شده منبعث از فرهنگ جامعه و متناسب با آن باشد.
    2. التقاطی بودن فمینیسم ایرانی : در دنیای غرب گرایشات مختلف و گاه متضاد از فمینیسم وجود دارد ولی فمینیست های کشور ما از نشریات و افرادی از زمان های مختلف و با گرایشات متفاوت فمینیستی حمایت می کنند.
    3. تأکید بر تکثر و تنوع گفتمان فمینیستی : برای اینکه از اشکالات و نقایص فمینیسم به صورت غیر مستقیم بگریزند.
    4. تطهیر جنبش فمینیسم غربی : به علت اینکه در جامعه ایرانی بسیاری از نظریات فمینیسم غربی مورد قبول نیست و از سوی عموم مردم طرد می شود، فمینیست های ایرانی تلاش می کنند تا این موارد را اتهامات ناروا به جنبش فمینیسم معرفی کنند. مثلاً خانواده ستیزی فمینیسم غربی را ضدیت با خانواده مردسالار بیان می کنند و همچنین تلاش می کنند برای تطهیر فمینیسم غربی از رواج بی بند و باری، اباحه گری و ...
    5. حرکت به سوی گرایشات افراطی : نگاه به روند فمینیسم در ایران نشان گر این امر است که فمينيسم در ایران طی مسیرش به تدریج به گرایشات افراطی متمایل می شود؛ به عنوان نمونه، در اواخر دهه 60 و در اوایل دهه 70 عمده فعالیتشان برای تغییر قوانین مدنی در جهت الگوی برابری دو جنس و پرهیز از رویارویی مستقیم با قوانین اسلام بود و تلاش می کردند این فعالیت ها را از قبیل اقداماتی در راستای پویایی فقه شیعه و باز بودن باب اجتهاد تفسیر کنند.
    در انتهای دهه 70 و در اوایل دهه 80، با استفاده از توانایی های حکومت و پیوند آن با جریانات بین المللی، در راستای تحقق بخشیدن به برنامه ها و اهداف فمینیستی، بر اشتغال تمام وقت زنان، نفی و طرد کلیشه های جنسیتی از محیط و متون آموزشی، آموزش حقوقی با استفاده از متون بین المللی با گرایشات فمینیستی تأکید می کردند.
    و در سال های اخیر از لاک محافظه کاری خود بیرون آمده و مطالبات حداکثری و نزدیک به گرایشات فمینیستی بیان می کنند و حرکت های قبلی فمینیست های ایرانی را ماهیتاً غیر فمینیستی می دانند.
    6.وحدت تاکتیکی گرایشات متفاوت فمینیسم ایرانی : به مرور زمان، با کاهش التقاط و سردرگمی گرایشات فمینیستی، به تصویر روشنی از گرایش خود و ماهیت آن دست می یابند ولی با این حال وحدت رویه گرایشات مختلف در بسیاری از جریانات اجتماعی مرتبط با حوزه مسائل زنان قابل توجه است.[6]
    7.تفکیک میان دین داری و دین مداری : اعتقاد به دین ضرورتاً به معنای حاکمیت دین در شئون اجتماعی بشر نیست، دین ترسیم کننده رابطه میان خالق و مخلوق است و نباید حوزه دخالت دین را به مسائل اجتماعی و تنظیم قوانین سرایت داد[7]
    این گروه بر این اعتقاد پای می فشارند که احکام اجتماعی اسلام دارای مبانی کاملاً عرفی است و اصولاً مصالح و مفاسد در احکام اجتماعی امری قابل شناسایی است. بنابراین، هر گاه به یک مصلحت و مفسده احکام اجتماعی دست یافتیم، خود بر طبق آن به جعل احکام و قوانین می پردازیم. بنابراین احکامی که در گذشته و در شرایط جزیرة العرب وضع شده و مصالح خاصی داشته، در دنیای کنونی قابل اجرا نیست.
    8.تاکید بر تشابه حقوق زن و مرد: اینان بر خلاف رادیکال ها، تفاوت های طبیعی میان زن و مرد را پذیرفته اند. اما تاثیر این تفاوت ها در تشریع و قانون گذاری را مورد انتقاد قرار می دهند. خانم نجم آبادی در« فضای تنگ ناسازگاری زن ایرانی در دهه ی انقلاب، نیمه ی دیگر، بخش دوم» به این مطلب اشاره کرده است.
    9.عدم ثبات در شریعت: فمینیست های اسلامی اعلام مواضع یکپارچه ابدی و ازلی بر مبنای خصوصیات همگانی و جهان شمول، بدون تاثیر پذیری از شرایط خاص اجتماعی و تاریخی، را نمی پذیرند.[8]
    از نگاه آنان دفاع از حقوق زن از هیچ الگوی ثابتی تاثیر نمی پذیرد و بنابراین وجود احکام ثابت را انکار می کنند[9].
    10.توجه به نقش زن در خانواده: اینان همان نگاهی را که اسلام به خانواده دارد، را ندارند و خانواده مذهبی (سنتی)، را مورد انتقاد قرار می دهند و خواهان برابری نقش ها، مشارکت مرد در فعالیت های خانگی و نفی مدیریت مرد در خانواده اند. و همچنین به دیدگاه فمینیست های غربی در مورد خانواده نیز انتقاد دارند و معتقدند که خانواده را قربانی فردگرایی افراطی کرده اند و همجنس گرایی را گرایشی انحرافی می دانند.[10]
    11.تفسیر نامناسب احکام و مفاهیم دینی : الف . مفهوم عدالت: آنان عدالت عرفی را قبول دارند نه عدالت عقلی. عدالتی که اسلام آن را قبول دارد، عدالت عقلی است، عدالتی که در بستر زمان و مکان تغییر نمی کند زیرا جزء مستقلات عقلی است، یعنی عقل بدون کمک از شرع به حسن آن حکم می کند. در مقابل آن عدالت عرفی است که مفهومی تغییر پذیر است، تعبیری از عدالت که هر گاه جامعه علمی بر آن صحه بگذارد، عدالت خواهد بود، هر چند در زمان های دیگر مورد تایید نبوده باشد. [11]
    ب. مفهوم تساوی: آنان این مفهوم را به معنای تشابه می گیرند . بر این مطلب تاکید دارند که نباید تفاوت های تکوینی باعث تفاوت های تشریعی و حقوقی گردد.[12]
    ج. مفهوم آزادی: از جمله مواردی که فمینیست اسلامی تندرو بر آن اصرار دارند، مساله حجاب است؛ چنان که خانم نیره توحیدی، حجاب را حربه ای در خدمت سیاست های جنسی و از قید و بند های محدود کننده می داند؛ در عین حال، سیاست کشف حجاب رضا خانی را به دلیل اینکه زور مدارانه است را هم بر نمی تابد.[13]
    د. مفهوم خانواده: فمینیست های اسلامی بر حفظ کیان خانواده و به نقش زن در خانه به عنوان همسر و مادر توجه دارند. از دید ایشان نهاد خانواده در ذات خود مشکل زا نیست، با این حال خانواده سنتی مبتنی بر سلسله مراتب و سرپرستی مرد و حامل ارزش های جامعه سنتی را مورد انتقاد قرار می دهند و خواهان خانواده ای بر اساس برابری نقشها و نفی سرپرستی هستند. به نظر ایشان استقلال اقتصادی و اشتغال از مهم ترین سبب های افزایش خود باوری در زنان و کمتر شدن نگرانی آن ها از آینده می شود و آنان را برای مقابله با تعدی های احتمالی همسران شان آماده می سازد.[14]

    [1] .www. Womenrc. Com
    رضا متمسک، مقاله ی فمینیسم اسلامی، واقعیت ها و چالش ها

    [2]. فمینیسم، جمعی از نویسندگان، صص 79 تا 83

    [3].رک.: افسانه نجم آبادی، حکایت دختران قوچان ؛ نیره توحیدی، «جنسیت، مدرنیت و دموکراسی»، جنس دوم، ش 3 .

    [4]. درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام، صص 116 و 117،

    [5]. فمینیسم، جمعی از نویسندگان، صص 82 و 83

    [6]. از فمینیسم جهانی تا فمینیسم ایرانی، نشریه حورا، ش 27، صص 13 تا 16

    [7] درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام، ص119، به نقل از نیره توحیدی، فمینیسم اسلامی، چالش دموکراتیک یا چرخش تئوکراتیک، کنکاش، چاپ آمریکا، پاییز 1376، ص106

    [8] . درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام، ص121، به نقل از افسانه نجم آبادی، فضای تنگ ناسازگاری زن ایرانی در دهه ی انقلاب، نیمه ی دیگر، بخش دوم، 1368، ص20

    [9] . همان، ص121، به نقل از، فمینیسم اسلامی چالش دموکراتیک یا چرخش تئوکراتیک، کنکاش، ص108

    [10] . همان، صص 121 و 122، به نقل از حامد شهیدیان، فمینیسم اسلامی و جنبش زنان ایران، ایران نامه، چاپ آمریکا، پاییز 1377، ص624

    [11] . فمینیسم، جمعی از نویسندگان، صص 120و 119

    [12] . همان، ص 120، به نقل از فضای تنگ ناساز گاری، ص 20.

    [13] . همان، ص 121، به نقل از فمینیسم، دموکراسی و اسلام گرایی، ص 12.

    [14] همان، صص 121 و 122.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود