صفحه 1 از 21 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سخنان دکتر علی شریعتی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    793
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    13

    مطلب سخنان دکتر علی شریعتی




    سخنان دکتر علی شریعتی سخنان دکتر علی شریعتی
    سروده دکتر علي شریعتی برای امام (ره)
    فریاد روزگار ماست
    روح خدا
    در روزگار قحطی هر فریاد
    در روزگار قحطی هر جنبش
    فریاد روزگار ماست
    آری در روزگار مرگ اصالتها
    بی تو دگر چه بگویم
    چه را بسرایم
    ای مطلع تمام سرودها
    بی تو فرو نشسته دگر فریاد
    تنها شده است هر چه که انسانیت
    در پایتخت غارت و خون
    جز وحشت و هراس نمی بینم
    این درد را با که بگویم
    که هر ورق از هر کتاب
    ترس را فریاد می کند
    حتی پلاس کهنه خیابان هم
    تجربه کرده است ترس را
    اینک سیاه بینمش
    تا بر تو باز شود
    که راست می گویم
    در هر کرانه این شهر بی طپش
    سگهای زنجیری
    سگهای دست آموز
    در چشمهای بیدار
    ترس را نشانده اند آنها
    هر روز می درند
    هر روز می برند
    و پاداش را
    از دست گرگ می گیرند
    در پایتخت غارت و خون
    سگهای زنجیری
    آن گرگ پیر را به حراست نشسته اند
    بی تو در پایتخت دیو دماوند
    سیاوشها و کاووسها در بندند
    ای کاش رستم
    کاووسها را نمی رهاند
    تا اینگونه گشاده دست
    در بند بخواهد رستم را
    در خون کشد سیاوش را
    بی تو من از خمین گذشتم
    افسرده بود و سرد
    نام تو را زمزمه می کرد روز و شب
    فریاد روزگار ماست
    روح خدا
    بانگ تعهد و رسالت
    بانگ خدا و خون
    اینک تو ای سلامت پویا
    ای کرامت بی مرز
    بر این زمین تشنه ببار
    آری آری
    تا زاید این
    سترون فرسوده
    گلهای سرخ شهادت را
    تا باز در نبض شهر تپد
    فریاد آری
    تو ای سخاوت بی حد ببار بر جنگل
    تا باز این درخت خفته شود بیدار
    تا باز آن جوانه کند فریاد

    ویرایش توسط سوگند : ۱۳۸۷/۰۹/۲۱ در ساعت ۰۸:۲۱
    [SIGPIC][/SIGPIC]
    اللهم انی اسئلک بحق روح ولیک
    علی بن ابی طالب
    الذی مااشرک بالله طرفه عین ابدا
    ان تعجل فرج ولیک القائم المهدی
    --------------------------------------
    همه نام بسیج در گمنامی است و عزت او در مظلومیت او و افتخار او حضور در صحنه های حساس در روز های حادثه.... بسیجی دلگیر نباش ،تو خار چشم دشمنی....



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    شعر هایم نثرهایم

    من درهمه زندگی جز نثر وشعر

    سرمایه ای و اندوخته ای ندارم

    وارث نثرهایم مردمند

    که همیشه دوستشان داشته ام ..

    و وارث شعرهایم روح این صومعه است

    که مرادوست می دارد

    نثرها را برای مردم گفته ام از مردم است

    و شعرها رادراین صومعه سروده ام

    و از روح اسرار آمیز و لطیف صومعه است

    نثرهایم در سینه مردم خواهد ماند

    وشعرهایم دردل صومعه هرگزفراموش نخواهدگشت

    ومن که در زندگی ام جز شعر و نثر نیندوختم

    این چنین جاودانی خواهم گشت

    پس چرا از مرگ بترسم ؟
    ویرایش توسط سوگند : ۱۳۸۹/۰۳/۲۳ در ساعت ۰۸:۴۶

  4. تشکرها 3


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم رب الحسین
    به نظر من دکتر علی شریعتی حرف هاش و نوشته هاش زیاد با هم مرتبط نیستند به نظر من فقط از نظر دینی شهید والا مقام مطهری (ره)

  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    641
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    84
    آپلود
    9
    گالری
    66

    مطلب




    بسم الله الر حمن الر حيم
    سلام عليكم و رحمة الله و انواره

    به جهت موضوع اين تاپيك مطلبي به نظرم رسيد كه عرض كنم. ابتدا يك نكته ي عام و سپس ارتباطش با دكتر شريعتي.
    به طور كلي مطلق گرايي در همه چيز درست و مطلوب نيست و ما هم در اخلاق شيعي چنين مساله اي نداريم .لذا اگر كسي به دنبال اخلاق شيعي و حق گرايي باشد بايد از تعصب و نظرات مطلق بگذرد و تك تك موارد را با حق سنجيده و نظر دهد. اگر فرد مطلق گرايي كند لزوما به مسير ناحق هم خواهد رفت. چرا كه اگر مطلقا كسي رارد كند يعني خوبي هاي او را هم چشم مي پوشد و اگر مطلقا كسي را دوست بدارد و تاييد كند به ناچار از بسياري از اشتباهات او چشم مي پوشد. لذا ديدگاه و نظر مطلق فقط در مورد موجود مطلق صادق است يعني ائمه ي اطهار(ع) كه مطلقا خوب هستند مي شود مطلق نظر داد و مطلق قبول داشت ايشان را.
    ما در روايات هم داريم و معروف است كه با معصوم عده اي مي رفتند كه به خوك يا سگ مرده اي رسيدند هر كس يك بدي از آْن گفت كه مثلا چه بد رنگ چه بد بو و.... بعد امام گفتند چه دندان هاي سفيدي دارد. اين يعني اگر موجودي بسيار هم بدي داشت حق نداريم از نيكي هاي آن چشم بپوشيم كه هيچ تازه بايد بيش تر ساتر عيوب بوده و نشان دهنده ي نكات مثبت باشيم.

    حال در مورد دكتر شريعتي هم هم موافقين و هم مخالفين به مطلق گرايي و خطا رفته اند. يا مطلقا رد مي كنند آثار ايشان را و يا مطلقا تمام آثار ايشان را عالي و بي خطا مي بينند. و هر دو خطا مي كنند.

    ببينيد دكتر شريعتي

    1. از نظر قلم ادبي فوق فوق العاده بوده اند.

    2.از نظر مفهومي بعضي كتبشان خوب و بعضي از آن ها اشكالاتي دارد.

    مثال : يك اشكال از مشكلات آثار علمي تر ايشان اگر بخواهم بگويم اينكه در كتاب اسلام شناسي تصريح مي كنند كه پيامبر ما جز قرآن معجزه اي نداشته در صورتي كه اين خلاف نص آيات و روايات بسياري است.
    اسلام شناسي/صص 520-506
    (منقول از وحي و نبوّت شهيد مطهري/گرچه خودم هم اين كتاب را گرفته و بخش هايي از آن را مطالعه نمودم.)

    نكته : خود ايشان هم اواخر عمر متوجه اشتباهات كتابشان شده بودند و به دو نفر سا طبق نا مه اي چند نفر مثل كساني چون علامه جعفري و آقاي حكيمي و دكتر بازرگان و ... وصيت كرده بودند كه كتب ايشان را اصلاح كنند. به دلايلي نشد.

    3.اگر هم خطايي در آثارشان هست قطعا مغرضانه نبوده و خطايي علمي بوده و شكي نيست كه ايشان درد دين و دين داري داشتند و قلبشان براي اعتلاي اسلام مي تپيد. حتي اگر گاهي به خطا رفته باشند.

    4. كتاب هايي هم دارند كه حقيقتا شاهكار هايي بي خطا هستند كه من در آن موضوع ، مشابهش را نديده ام و شايد يك مصداق بارز داشته باشد و آن هم همان كتاب ((فاطمه فاطمه است)) مي باشد. به خصوص به لحاظ ادبي بسيار كتاب ارزشمندي است.


    الحمد لله الذي جعلنا من المتمسّكين بولاية اميرالمومنين
    زياده عرضي نيست.
    التماس دعا
    طارق

    ویرایش توسط طارق : ۱۳۸۷/۰۹/۲۲ در ساعت ۰۱:۰۹
    اي حيوان ناطق بدان:
    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را
    و بدان فرودگاه شيطان خودبيني و تكبر است براي همين است كه شيطان به عزّت خدا قسم خورد همه را اغوا كند جز مخلَصين را و ويژگي انسان با اخلاص آن است كه آنقدر محو جمال و جلال خداست كه نه در فكر و نه در عمل هيچ توجهي به خويش ندارد.
    رابطه ي عكس ميان توجّه به خدا و تكبر بسيار مهم است در مسير سعادت انسان.

    [SIGPIC][/SIGPIC]


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    19
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام برادر بزرگوارم
    جناب طارق خيلي خوشحالم كه در مورد شهيد دكتر علي شريعتي نوشتيد . من هم صداي ايشون رو دارم و هم چند تا از اشعار ايشون رو ، اگه اجازه بديد منم كمكتون مي كنم .
    باز هم ممنون از لطف شما


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    19
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نام خالق همه زيبايي ها

    به ياد شهيد دكتر علي شريعتي

    دوستان سلام

    قرار نيست تو اين تاپيك از شهيد دكتر علي شريعتي انتقادي بشه . قراره اين جا راجع به ايشون نوشته بشه . پس لطفا حرمت نگه داريد .

    يكي بود يكي نبود ، غير از خدا هيچكس نبود ، و خدا تنها بود ، زمين بود و آسمون بود و كوه و دريا و دشت و صحرا و خورشيد و ماه و ستاره و ابر و گل و گياه و جانور و ... و ديو و پري و ...
    اما ، هيچكس نبود كه خدا را بشناسد ، خدا را دوست داشته بدارد ، با خدا حرف بزند ...
    خدا خيلي حرف ها داشت ،
    اما كسي نمي شنيد ،
    خدا خيلي مهربان بود ، اما كسي نمي فهميد ،
    خدا خيلي زيبا بود ،
    اما كسي عشق را نمي شناخت ،
    خدا خيلي بزرگوار بود ،
    اما كسي بزرگواري را نمي دانست ،
    خدا خيلي تنها بود ،
    اما كسي نبود كه رفيقش باشد .
    خدا مجهول بود ،
    اما كسي نبود كه او را كشف كند ...
    كثيف ترين لجن هاي ته مرداب را برداشت ،
    مجسمه كرد ،
    بر انگاره خودش او را تراش داد ،
    لب هايش را بر لب هاي او نهاد و روح خودش را در اين كالبد لجني دميد ، زنده شد ، چشمهاش باز شد ، گوشش شنوا شد ، زبانش گويا شد ، به راه افتاد .
    خدا كوله بار امانتش را بر دوش او نهاد ، او با خدا پيمان بست ، روانه زمين شد تا كار كند ، زمين را بكاود ، بسازد ، بينديشد ، بپرستد ، عشق بورزد ، بشناسد ، بيافريند ،
    و در جهان ، جانشين خدا شود .
    اسم او آدم بود .
    آدم دو تا پسر يافت ، اسم يكي را قابيل گذاشت ، اسم ديگري را هابيل .
    قابيل و هابيل دو تا « برادر بودند » از پدر يكي ، از مادر يكي ، خداشان يكي ، دينشان يكي ، ذاتشان يكي ، خانواده شان يكي ، محيطشان يكي ، زبانشان يكي ، تاريخشان يكي ، نژادشان يكي ... همه چيزشان مثل هم ، همه چيزشان مشترك :
    صبح دست در دست هم ، از خانه آدم بيرون مي آمدند ، به جنگل مي رفتند ، با هم شكار مي كردند ، به خانه مي آوردند ، با هم مي خوردند ؛ صبح ، دست در دست هم ، از خانه خودشان بيرون مي آمدند ، به دريا مي رفتند ، با هم صيد مي كردند ، به خانه مي آمدند ، با هم مي خوردند .
    سفره شان دريا ، باغشان جنگل ، مزرعه شان طبيعت ، سقف خانه شان آسمان ، صحن خانه شان زمين ، زندگيشان برابري ، رابطه شان برادري .
    هر چه بود مال هردوشان بود ، مال خدا بود ، من نبود ، ما بود .
    سال ها گذشت ، يك خدا ، يك جهان ، يك خانه ، يك خانواده ، يك عشق ، يك پدر ، يك مادر ، يك نژاد ، يك دين ، يك كار ، يك زندگي ...
    توحيد بود و بنابراين : برابري .
    برابري بود و بنابراين : برادري .
    سال ها اينچنين گذشت خوب و خوش ، دنيا زيبا و زندگي شيرين و ايمان نور و هيچكدام بدي را نمي شناختند ، زشتي را نمي ديدند ، دشمني هنوز خلق نشده بود ، جدائي هنوز پديد نيامده بو ، دروغ ، ستم ،
    روزي از روزها قابيل ديد كه دانه هاي ذرتي را كه از جنگل آورده بودند ، نزديكي غاري كه در آن خانه داشتند ، ريخته و سبز شده است .
    برقي در مغزش زد و زيركي در سرش پديد آمد و نگاهي تازه در چشمش آمد و دنيا را جور ديگري يافت .
    پس مي توان در طبيعت دست برد ، حيله كرد ، آنچه را نيست هست كرد ، چيزي را كه زمين ندارد ، ساخت .
    دور زمين را خط كشيد ، در آن دانه كاشت ، آب داد ، سبز شد .
    روزي هابيل چشمش به مزرعه برادرش افتاد ، خوشحال شد ، به آنجا قدم گذاشت ، از شوق قابيل را صدا زد ، در حاليكه اين معجزه بزرگ را به برادرش تبريك مي گفت دست برد تا خوشه ذرتي را
    ناگهان دستي از پشت ، زورمند و خشمگين ، مچش را محكم گرفت .
    - نه ! اين تكه زمين مال من است ،
    - يعني چه برادر ؟
    - يعني مال تو نيست !
    - من ؟ تو ؟ مال من ؟ مال تو ؟ هست ؟ نيست ؟ داري ؟ نداري ؟ اجازه ؟ حق ؟ منع ؟
    اين كلمات تازه را از كجا آموخته اي قابيل ؟ اين با چه زباني است كه سخن مي گويي برادر ؟
    ابليس
    تا همين جا تو كتاب دكتر نوشته شده بود .
    از كتاب گفتگوهاي تنهايي


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    598
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خدايا چه سخت است تنهايي
    وچه بد بختي ازار دهنده ايست تنها خوشبخت بودن
    بودني كه سخت تر از كوير است
    كوير
    ویرایش توسط صدای دیدار : ۱۳۸۷/۰۹/۲۶ در ساعت ۲۲:۵۰



    و هیچ فکر نکرد مامیان پریشانی تلفظ درها
    برای خوردن یک سیب
    چقدر تنهاماندیم...






  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    150
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    17



    سلام
    جناب مرصاد واقعا ممنونم كه در مورد شهيد دكتر علي شريعتي تاپيك زديد . اگه اجازه بديد من هم كمكتون مي كنم .
    اما اي كاش اول زندگينامه دكتر را مي گذاشتيد .
    شهید سعید است و شهادت سعادت

    خدایا حیاتمان را سعادت و مرگمان را شهادت قرار بده

    رفته بودم سفری سمت دیار شهدا...که طوافی بکنم دور مزار شهدا
    به امیدی که دل خسته هوائی بخورد...متبرک شود از گرد و غبار شهدا
    آخرین خط وصایای دل من اینست...که بخاکم بسپارید کنار شهدا...


    پیش من نیا مگر با ذکر شهادت


  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    9
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نیاز جوان امروز به افکار شریعتی




    حسین بیشتر از آب تشنه لبیك بود
    اما افسوس كه
    به جای
    افكارش
    زخمهای تنش
    را نشانمان دادند
    و بزرگترین درد او را بی آبی معرفی كردند!
    دکتر شریعتی

    هر کسی را نه بدان گونه که هست احساسش می کنند
    بدان گونه که احساسش می کنند ،هست.

    دکتر شریعتی


  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۶
    نوشته
    259
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حسین بیشتر از آب تشنه لبیك بود
    اما افسوس كه
    به جای
    افكارش
    زخمهای تنش
    را نشانمان دادند
    و بزرگترین درد او را بی آبی معرفی كردند!
    ظاهرش زیباست و دلفریب اما باطنش دلچسب نیست..

    سوال من اینست اگر افسوس هست که چرا بجای افکار ،زخم تن ابی عبد الله ع جلوه داده اند پس چرا افکار اهل بیت ع دیگر
    که همه نور واحدند مانند افکار امام حسین در اذهان موج نمی زند؟

    ائمه دیگر ما هم افکارشان فرقی با ابی عبدالله ندارد اما خداییش کدوم از امامان تو ذهن موثر تاثر گذار تر بوده؟


    اگر امام حسین ع تشنه لبیک گو هست مگر دیگر امامان تشنه لبیک گو نبودند؟
    حالا چرا در قلوب مومنین بیشتر لبیک یا حسین شنیده می شود تا دیگر امامان ؟؟
    می خوام بگم همین بازگو کردن تشنگی امام حسین ع هست که لبیک گو تربیت کرده ..

    همین ذکر زخمها باعث شده تا حساسیت مردم به افکار امام حسین ع بیشتر بشه ..و همین ذکر زخمها بودن که مردم بیشتر از رفتار های امام حسین ع دارند .


    خلاصه اینقدر ها هم نمیشه برخی سخنهای به ظاهر زیبا رو قبول کرد.بله ظاهرش خوبه
    ما هم میگم مهم افکار امام حسین هست که باید عملی شود.

    ما هم میگیم باید لیبک گوی امام حسین ع تربیت بشود و امام حسین ع دنبال همین است نه آب
    اما هم وجدانا هم انصافا هم تجربتا... ثابت شده
    همین اشک بر ابی عبد الله ،
    همین ذکر عطش ابی عبدالله .. باعث شده تا مردم بروند دنبال افکار امام حسین ع .
    بیشتر باعث شده مردم لبیک گوی امام حسین ع بشوند
    بیشتر باعث شده بشنود کلام امام حسین ع چیست..

    اما با زبان اشک و روضه و تابحال هم تاثیر این رو دیدم
    کم نیست کتاب و مواعظ اخلاقی اما چیزی که تابحال تاثیرش در جهان نمود داشته همین مجالس عزا و روضه بوده

    اونهایی که اهل معرفت هستند از همین زخم ها معارف و افکار ابی عبد الله را شناختند!
    انها فهمیدند که در راه اطاعت از خدا باید از همه چیز گذشت
    همه زخمی را به جان خرید
    در راه صلاح دین حتی تشنگی اطفال کودکان را تحمل کرد
    در راه امر به معروف قطعه قطعه شد ..
    در راه حق گفتن از سخن هیچ کس نترسید و..

    در اخر باید به گویند گفت اینهمه کتاب و حرف و حدیث در مورد افکار امام حسین ع نوشته شده .اینهمه علل قیام امام حسین ع بیان شده..در ایام محرم اکثر سخنرانی است تا عزاداری حال ایا درسته بگیم فقط ذکر تشنگی و زخم های ابی عبدالله شده؟
    خب چرا برای دیگرا ائمه علل قیام قعود وو.. بیان نشده ؟


صفحه 1 از 21 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود