جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سیمای حضرت ابراهیم در قرآن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    5,046
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    416 پست
    حضور
    132 روز 12 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    24
    آپلود
    41
    گالری
    2534

    سیمای حضرت ابراهیم در قرآن





    سیمای حضرت ابراهیم در قرآن



    امامت و پيشوايي مردم چيزي نيست كه به راحتي نصيب هر كس شود بلكه براي رسيدن به اين مقام والا بايد مراحل بسيار سخت را پشت سر گذاشت. كسي كه مي‌خواهد بر اوج قله كوه بنشيند بايد مشقات و سختيهاي بالا رفتن را تحمل كند و كسي كه مرواريد مي‌خواهد بايد به قعر دريا فرو رود. "إنّ مع العسر يسراً"

    يكي از ابر مردان تاريخ بشريت كه خداوند متعال او را به عنوان امام و الگوي مردم و خليل خود بر گزيد حضرت ابراهيم(عليه السلام) است.

    اما سِرِّ اين اختيار و امتياز چيست؟
    خداوند متعال در قرآن كريم سيماي حضرت ابراهيم را در دو بعد فردي و اجتماعي يا ذاتي و دعوي ارائه مي‌دهد كه با تأمل در آنها مي‌توان سر اين امتيازها را كشف كرد.




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    5,046
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    416 پست
    حضور
    132 روز 12 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    24
    آپلود
    41
    گالری
    2534

    بعد ذاتي يا فردي




    سیمای حضرت ابراهیم در قرآن

    بعد ذاتي يا فردي:
    "إذ جاء ربه بقلب سليم": قلب سالم و پاك از هر نوع آلودگي و مرض، بهترين گوهر و عنصري بود كه ابراهيم از آن برخوردار بود و نجات و سعادت را مشروط به داشتن آن مي‌دانست "يوم لاينفع مال و لابنون إلا من أتي الله بقلب سليم" در آن روز مال و فرزند به انسان فايده‌اي نمي‌رساند آري صلاح و سلامت قلب است كه مي‌تواند بقيه اعضاء و جوارح را صالح و سالم بگرداند و آنها را مطيع فرمان خدا سازد.

    پيامبر گرامي اسلام مي‌فرمايد: «ألا أن في الجسد مضغه إذا صلحت صلح الجسد كله و إذا فسدت فسد الجسد كله ألا و هي القلب» (آگاه باشيد كه در وجود انسان تكه گوشتي است كه اگر درست باشد بقيه اعضا نيز درست مي‌شوند و اگر فاسد و تباه شد بقيه اعضا نيز فاسد و تباه مي‌شوند، بدانيد كه آن قلب است).
    و براي دوري از مرض شك و رسيدن به آرامش قلب، ابراهيم از خدا خواست تا زنده شدن مردگان را به او نشان دهد كه خداوند به او فرمود: "أو لم نؤمن ؟ قال بلي و لكن ليطمئن قلبي" آيا ايمان نداري؟ جواب داد: بله وليكن مي‌خواهم قلبم آرام بگيرد.




  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    5,046
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    416 پست
    حضور
    132 روز 12 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    24
    آپلود
    41
    گالری
    2534



    سیمای حضرت ابراهیم در قرآن

    "و أذكر في الكتاب ابراهيم إنه كان صديقا نبيا": ملازمت با صدق و مداومت بر آن سبب شد تا خداوند اضافه بر مقام نبوت او را از صديقين بگرداند رسول الله ( صلى الله عليه و سلم) فرموده است، «و أن الرجل ليصدق حتي يكون صديقا» (انسان به استمرار صدق را پيشه مي‌كند تا اينكه از صديقين شمارده ‌شود).

    "إن ابراهيم كان أمه": خداوند فضايل و مواهب را بين افراد بشر تقسيم كرده تا بتوانند با همكاري هم به رشد و ترقي و كمال برسند اما بزرگي و وسعت شخصيت ابراهيم به حدي است كه خداوند او را امت خوانده زيرا ظرفيت و توانايي يك امت در او وجود داشته است.

    سیمای حضرت ابراهیم در قرآن


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    خداوند متعال در قرآن کریم ویژگیهای زیادی برای حضرت ابراهيم(ع) بیان فرموده من جمله :
    1 . خداوند او را دوست خود خطاب مى كند : «وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَهِيمَ خَلِيلاً »(نساء/125) و خدا ابراهيم را به دوستى خود انتخاب كرد .»
    2 . خداوند او را «أوّ ه حَلِيمٌ »(توبه/114) مهربان و بردبار» و «أَوَّهٌ مُّنِيبٌ»(هود/75) دلسوز و بازگشت كننده به سوى خدابود .» معرفى كرده است .
    3 . خداوند به او «امت » گفته است:«إِنَّ إِبْرَ هِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا»(نحل/120) ابراهيم به تنهايى يك امت و مطيع فرمان خدا بود .» و...


  6. تشکر


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    676
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    76
    آپلود
    0
    گالری
    27



    سلام علیکم
    من برای شما متونی از تفاسیر رو گذاشتم بدون هیچ برداشتی .شما خودتان مقایسه نمایید مقام حضرت ابراهیم را و امام حسین.
    ترجمه بيان السعادة، ج‏12، ص: 240
    فَلَمَّا أَسْلَما وقتى تسليم امر خدا شد، يا اسمعيل خودش را و ابراهيم فرزندش را تسليم نمودند.
    و امام على عليه السّلام و امام صادق عليه السّلام «فلمّا سلّما» خوانده‏اند از تسليم «1».

    ترجمه الميزان، ج‏17، ص: 231

    " فَلَمَّا أَسْلَما وَ تَلَّهُ لِلْجَبِينِ"" اسلام" به معناى رضايت دادن و تسليم شدن است. و كلمه" تل" به معناى به زمين انداختن كسى است. و كلمه" جبين" به معناى يكى از دو طرف پيشانى است. و لام در" للجبين" بيان مى‏كند كه كجاى اسماعيل روى زمين قرار گرفت، نظير آيه" يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ سُجَّداً" و معناى آيه اين است كه: ابراهيم و اسماعيل تسليم امر خدا شدند و به آن رضايت دادند، و ابراهيم (ع) فرزندش را به پهلو خواباند.
    و اين جمله پاسخى مى‏خواهد كه در كلام نيامده، چون معناى تحت اللفظى كلام چنين است:" پس همين كه تسليم شدند، ابراهيم فرزند خود را به زمين خواباند و يك طرف پيشانى‏اش را به زمين نهاد" و ديگر نفرموده كه چه شد، و اين به خاطر آن است كه بفهماند جواب" لما" از بس مهم و مصيبت آن جناب آن قدر شديد و تلخ بود كه قابل گفتن نيست.

    لهوف-ترجمه مير ابو طالبى 150 شهادت على اصغر عليه السلام ..... ص : 149
    [شهادت على اصغر عليه السلام‏]
    گويد: چون حسين عليه السّلام قتلگاه جوانان و يارانش را نگريست، براى جنگ با دشمن با نفس نفيس خود عزيمت فرمود، و ندا در داد: «آيا مدافعى هست كه از حرم رسول اللَّه دفاع كند؟ آيا خداشناسى هست كه در حقّ ما هراس خدا را در پيش گيرد؟
    آيا فريادرسى هست كه به اميد رحمت خدا به فرياد ما برسد؟ آيا ياورى هست كه به اميد آنچه در نزد خداست ما را يارى رساند؟».

    در اين وقت ناله زنان بلند شد، و امام به باب خيمه آمد و فرمود: خواهرم زينب، بچه كوچك مرا بياور تا با وى وداع گويم، امام او را گرفت تا ببوسد، حرملة بن كاهل تيرى انداخت كه آن گلوگاه كودك را سوراخ كرد، امام به زينب فرمود: او را بگير».
    بعد خون صغير را با دو كف دست بگرفت تا پر شدند و آن خون را بسوى آسمان پاشيد و فرمود: «چه آسان است آنچه در محضر خدا بر من وارد مى‏آيد!».
    ویرایش توسط mahdi : ۱۳۸۸/۰۹/۰۶ در ساعت ۰۷:۰۹
    الهی و سیدی و مولای و ربی صبرت علی عذابک فکیف اصبر علی فراقک

    صبرت علی حر نارک فکیف اصبر عن النظر الی کرامتک

    ام کیف اسکن فی النار و رجائی عفوک

  8. تشکر


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    5,046
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    416 پست
    حضور
    132 روز 12 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    24
    آپلود
    41
    گالری
    2534



    سیمای حضرت ابراهیم در قرآن

    "و أذكر في الكتاب ابراهيم إنه كان صديقا نبيا": ملازمت با صدق و مداومت بر آن سبب شد تا خداوند اضافه بر مقام نبوت او را از صديقين بگرداند رسول الله ( صلى الله عليه و سلم) فرموده است، «و أن الرجل ليصدق حتي يكون صديقا» (انسان به استمرار صدق را پيشه مي‌كند تا اينكه از صديقين شمارده ‌شود).

    "إن ابراهيم كان أمه": خداوند فضايل و مواهب را بين افراد بشر تقسيم كرده تا بتوانند با همكاري هم به رشد و ترقي و كمال برسند اما بزرگي و وسعت شخصيت ابراهيم به حدي است كه خداوند او را امت خوانده زيرا ظرفيت و توانايي يك امت در او وجود داشته است.

    "قانتا لله": قنوت به معناي خشوع و قيام و فرمانبري است. ابراهيم ايستاده و خاشعانه آماده خدمت به خدا بود و هر دستوري كه مي‌داد بدون چون و چرا اجرا مي‌كرد. "إذ قال له ربه أسلم قال أسلمت لرب العالمين" : آن هنگام كه پروردگارش به او فرمود: تسليم شو. گفت : تسليم پروردگار جهانيان شدم. و آن هنگام كه امر به ذبح فرزند شد بلافاصله اقدام به اجراي آن كرد. نماز خاشعانه‌ترين حالت بنده در مقابل خداست به همين خاطر ابرهيم از خدا مي‌خواست كه او و ذريه‌اش را از پادارندگان نماز قرار دهد. "رب اجعلني مقيم الصلاه و من ذريتي"

    سیمای حضرت ابراهیم در قرآن


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    خداوند، درباره حضرت ابراهيم(ع) ميفرمايد: «وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَهِيمَ خَلِيلا»(نساء/125) و خدا ابراهيم را به دوستي خود انتخاب كرد.»
    در روايات،علل مختلفي براي اعطاي اين مقام به حضرت ابراهيم(ع) ذكر شده; از جمله اينكه:
    امام صادق(ع)ميفرمايد: «خداوند ابراهيم را دوست و خليل خود انتخاب كرد; زيرا هرگز تقاضا كننده اي را محروم نساخت و هيچ گاه از كسي نيز تقاضا نكرد» و از بعضي روايات ديگر استفاده مي شود كه اين مقام بر اثر كثرت سجود و اطعام گرسنگان و نماز در دل شب و يا به خاطر كوشا بودن در راه اطاعت پروردگار ارزاني شده است. (1)
    **************
    1: تفسير نمونه،ج 7،ص21


  11. تشکر


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    نوشته
    153
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0

    حضرت ابراهیم علیه السلام




    <b>

    حضرت ابراهیم علیه السلام

    قسمت (1)

    به نام خداوند بخشنده مهربان


    مقدمه:
    ابراهيم علیه السلام نزد پيروان اديان سه‏ گانه "يهود ، مسيحيت و اسلام" داراى جايگاهى والاست. نام او پيوسته همراه با احترام و قداست و شكوه و جلال برده مى‏شود. وى از پيامبران اولوالعزم الهى بوده و در راه دعوت به پرستش خدا و يگانگى او و راه عقيده‏اى كه بدان ايمان آورده بود، تلاش و مبارزه كرد.

    سراسر زندگى آن حضرت، كوشش و فداكارى در راه پروردگار خود بود. وى از جنبه اخلاص و فداكارى در راه عشق به خدا، الگويى زنده براى همه آيندگان بود. چنانكه جايگاه والا و برجسته آن حضرت، نهفته در مقام ابوالأنبيايى وى بود و آن چنان است كه هيچ كس بدان پايه نمى‏رسد."هر كتاب آسمانى كه بر هر يك از پيامبران ِ پس از ابراهيم علیه السلام نازل مى‏شد، آن پيامبر از نسل و يا از پيروان آن حضرت بود".

    ( ابن كثير، البدايه والنهايه، جلد‏1، صفحه‏167)

    حضرت ابراهيم علیه السلام دو پسر به نام‏هاى "اسماعيل" و "اسحاق" داشت كه خداوند آنها را به پيامبرى برگزيد. نسب شناسان بر اين عقيده‏اند كه نسب رسول خدا صل الله عليه و آله و سلم به "عدنان بن أدد" مى ‏رسد و نسب "عدنان" به "اسماعيل ‏بن ابراهيم" ختم مى ‏شود.

    (تاريخ طبرى، جلد 1، صفحه‏221 )

    قرآن، حضرت ابراهيم علیه السلام را "پدر اعـراب" خوانده، آنجا كه خداى سبحـان مؤمنين عرب را مـورد خطاب قرار داده و مى ‏فرمايد:

    وَما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِى الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْراهِيمَ هُوَ سَمّاكُمُ المُسْلِمِينَ مِنْ قَبْلُ (78)
    خداوند در دين بر شما مشقّت و رنج ننهاده ‏[و آيين اسلام‏] مانند آيين پدرتان ابراهيم است. هم ‏او شما را قبلاً مسلمان ناميد
    سوره مباركه حج؛ آيه 78

    اما "اسحاق"، داراى فرزندى به نام "يعقوب" شد كه لقب او "اسرائيل" است و ساير نسل‏ هاى بنى ‏اسرائيل، منتسب به او هستند كه در ميان آنها بسيارى از پيامبران وجود دارند كه آخرين اينان حضرت عيسىعليه السلام است.

    آنگونه كه انجيل بيان كرده، عيسىعلیه السلام به پيروان خود فرمود:

    إبراهيمُ أبُوكم اِبتَهَجَ حتّى‏ يَرى‏ يَومي فَرأى‏ وَ فَرِحَ
    ابراهيم پدر شماست، او مسرور بود كه امروزِ مرا ببيند و ديد و شادمان گشت

    انجيل يوحنا، 8، 56

    قرآن كريم از ابراهيم علیه السلام به عنوان پدر پيامبرانى كه پس از او آمدند، ياد كرده ‏است آنجا كه فرمود:

    وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحقَ وَ يَعْقُوبَ كُلّاً هَدَيْنا وَ نُوحاً هَدَيْنا مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ وَ أَيُّوبَ و َيُوسُفَ وَ موُسى‏ وَ هرُونَ وَ كَذلِكَ نَجْزِى المُحْسِنِينَ (84)
    وَ َزَكَرِيّا وَ يَحْيى‏ وَ عِيسى‏ وَ إِلْياسَ كُلٌّ مِنَ الصّالِحِينَ (85)
    وَ إِسْماعِيلَ وَ الْيَسَعَ وَ يُونُسَ وَ لُوطاً وَكُلّاً فَضَّلْنا عَلىَ العالَمِينَ (86)
    و ما به ابراهيم ، اسحاق و يعقوب را عطا كرديم و همه را به راه راست رهنمون شديم و نوح را نيز پيش از ابراهيم و نيز فرزندانش داود و سليمان و ايّوب و يوسف و موسى و هارون را هدايت كرديم و اين چنين نكوكاران را پاداش خواهيم داد(84) زكريّا و يحيى و عيسى و الياس همه از نيكوكارانند(85) و نيز اسماعيل و يسع و يونس و لوط از نيكان بوده و همه آنها را بر جهانيان برترى داديم(86)
    سوره مباركه انعام؛ آيات 84 تا 86

    از اين آيه شريفه روشن مى ‏گردد كه ابراهيم عليه السلام نياى يهوديان و مسيحيان و مسلمانان است و پيامبران اين اديان سه‏ گانه از حيث نسب از يك تبار بوده و يك هدف را دنبال مى ‏كرده ‏اند و آن عبارت بوده از: عمل به دستورات الهى كه بر آنها فرو فرستاده شده و قبل از هر چيز دستوراتى كه به پرستش خداى يگانه دعوت مى ‏كرده است.


    محل زندگي ابراهيم عليه السلام
    اگر بين آنچه در "سفر پيدايش" تورات آمده و بين آنچه باستان‏ شناسان كشف كرده ‏اند، مقايسه كنيم، به دست مى ‏آيد كه دوران حضرت ابراهيم عليه السلام - چنانكه ساليانى قبل چنين تصوّر مى ‏رفت - به هزاره دوم قبل از ميلاد مسيح عليه السلام برنمى ‏گردد، بلكه به قرن نوزدهم و يا بهتر بگوييم به قرن هفدهم [قبل از ميلاد] برمى ‏گردد.
    شهر "اوركلدانى" محل پرورش و نشو و نماى ابراهيم
    عليه السلام بود كه امروزه به "مُغير" معروف است و بين نهرهاى دجله و فرات در دشت سمت جنوب واقع شده است. طبق آنچه از "سفر پيدايش" برمى ‏آيد، ابراهيم عليه السلام با پدرش به نزديكى شهر "حاران" در دورترين نقطه غربى بين النهرين كوچ كردند. منابع تاريخى عربى مانند "تاريخ طبرى"، زادگاه ابراهيمعليه السلام را شهر "بابِل" مى ‏داند. ياقوت حَمَوى در كتاب "معجم البلدان ، بابل" ، سرزمين بابِل را اين گونه توصيف مى‏ كند كه بين دجله و فرات واقع شده و همان منطقه ‏اى است كه به آن "سواد" گفته مى ‏شود.
    ولادت ابراهيم
    عليه السلام نيز در دوران "نمرود بن كنعان بن كوش" بوده است. تاريخ ، ثابت كرده زمانى كه ابراهيم عليه السلام در عراق مى ‏زيست، در عراق تمدن بابِل، حكمفرما بوده‏ است.

    مردوك!بابِليان، خدايان زيادى داشتند.به اين ترتيب كه هر شهرى خدايى داشت كه نگاهبان آن بود، و شهرهاى بزرگ و روستاها، خدايان كوچك‏ ترى داشتند كه آنها را پرستيده و بدانان اظهار علاقه مى ‏كردند. هر چند به طور رسمى، همه در مقابل خداى بزرگ‏ترشان كُرنِش مى‏ كردند، ولى پس از آنكه روشن شد خدايان كوچك، جلوه و يا صفات خدايانِ بزرگ‏ترند، رفته رفته تعداد خدايان اندك شد و بدين سان "مردوك" عنوان خداى بابِل را، كه بزرگِ خدايان بابِل بود، گرفت.

    آغاز دعوت ابراهيم عليه السلام
    پادشاهان، نياز شديدى به آمرزش و بخشش خدايان داشتند، از اين رو براى آنها پرستش گاه و معبد ساخته و اثاثيه و خوراك و شراب برايشان تهيه مى ‏كردند. در محيطى كه تعدّد خدايان بر آن حاكم بود و مجسّمه ‏هايى براى پرستش در آنها نصب ‏شده بود، خداوند، امر فوق‏ العاده مهم هدايت و ارشاد را به ابراهيم عليه السلام ارزانى داشت. آن حضرت با نظر صائب خويش و وحى پروردگارش دريافت كه خداوند، يكتا بوده و هم اوست كه حاكم بر اين جهان هستى است. به همين منظور تصميم گرفت به هدايت قوم خود قيام نموده و آنها را از قيد و بند خرافات برهاند. از اين رو، باب پند و اندرز را برايشان گشود و آنها را از وضعيتى كه در آن به سر مى ‏بردند نهى كرد.

    اين ماجرا را قرآن برايمان چنين بازگو مى ‏كند:
    وَلَقَدْ آتَيْنا إِبْراهِيمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَكُنّا بِهِ عالِمِينَ (51)
    إِذ قالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ ما هذِهِ التَّماثِيلُ الَّتِى أَنْتُمْ لَها عاكِفُونَ (52)
    قالُوا وَجَدْنا آباءَنا لَها عابِدِينَ (53)
    قالَ لَقَدْ كُنْتُمْ أَنْتُمْ وَآباؤُكُمْ فِى ضَلالٍ مُبِينٍ (54)
    قالُوا أَجِئْتَنا بِالْحَقِّ أَمْ أَنْتَ مِنَ اللّاعِبِينَ (55)
    قالَ بَلْ رَبُّكُمْ رَبُّ السَّمواتِ وَالأَرضِ الَّذِى فَطَرَ هُنَّ وَ أَنَا عَلى‏ ذلِكُمْ مِنَ الشّاهِدِينَ (56)
    ما پيش از اين ابراهيم را كاملاً به رشد و كمال خود رسانيديم و به شايستگى او بر اين مقام آگاهى داشتيم (51) هنگامى كه به پدر (عمويش) و قوم خود گفت: اين مجسّمه‏ هاى بى ‏روح و بُت ‏هاى بى ‏اثر چيست كه شما خود را در اسارت پرستش آنها قرار داده ‏ايد (52) به ابراهيم پاسخ دادند: پدرانمــان اين بُت ‏ها را مى ‏پرستيدند (53) ابـراهيـم گفت:شمـا و پدرانتــان سخت در گمراهى هستيد (۵۴) آنها به ابراهيم گفتند: آيا تو دليلى بر حقانيّت خود دارى يا ما را به بازى گرفته ‏اى؟ (55) وى پاسخ داد: خداى شما، همان خدايى است كه آفريننده زمين و آسمان است و من گواه بر اين امر هستم (56)

    سوره مباركه انبياء؛ آيات 51 تا 56

    دليلى كه اين قوم براى پرستش بُت ‏ها مى ‏آوردند، اين بود كه پدرانشان بُت‏ ها را پرستش مى ‏كرده ‏اند و آنان از پدران خود پيروى كرده ‏اند و اين دليلى پوچ و واهى بود كه مُفسدان و تبهكاران در برابر مُصلحان و خيرانديشان اظهار مى ‏داشتند و اين دليل چقدر بى ‏محتوا بود كه به واسطه آن عقل و خِرد خويش را به بند كشيده و همانند چهارپايان، تسليم گذشتگان خود شده بودند.
    ابراهيم عليه السلام خواست قوم خود را از پرستش بُت‏ ها و اعتقادات خرافى و افسانه‏ اى كه در پى ‏داشت آزاد سازد و آنها را به اوج حقيقت، يعنى پرستش خداى يگانه كه لزوماً هر فردى بايد در پى آن باشد، رهنمون گردد.

    اين موضوعى بود كه ابراهيمعليه السلام قوم خود را بدان مخاطب ساخت:

    قالَ أَفَرَأَيْتُمْ ما كُنْتُمْ تَعْبُدُونَ(75) أَنْتُمْ وَآباؤُكُمُ الأَقْدَمُونَ(76) فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِى إِلّا رَبَّ العالَمِينَ (77) الَّذِى خَلَقَنِى فَهُوَ يَهْدِينِ(78)وَالَّذِى هُـوَ يُطْعِمُنِى وَ يَسْقِينِ(79)وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُـوَ يَشْفِينِ(80)وَالَّذِى يُمِيتُنِى ثُمَّ يُحْيِينِ(81) وَالَّذِى أَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لِى خَطِيئَتِى يَوْمَ الدِّينِ(82)

    گفت:آيـــا ديديد (ايـن) چيزهــايى را كـــه پيوستـه پرستشمى ‏كـرديـد (75) شمــا و پـدران پيــشين شمـا (۷۶) همه آنها دشمن من هستند ]و من دشمن آنها[، مگر پروردگار عالميان(77) همان كسى كه مرا آفريد، و پيوسته راهنمائيم مى ‏كند(78) وكسى كه مرا غذا مى ‏دهد و سيراب مى ‏نمايد (79) و هنگامى كه بيمار شوم مرا شفا مى ‏دهد(80)و كسى كه مرا مى ‏ميراند و سپس زنده مى ‏كند (81) و كسى كه اميد دارم گناهم را در روز جزا ببخشد(82)
    سوره مباركه شعراء؛ آيات 75 تا 82

    اين عبارات نمودار ايمان ابراهيم عليه السلام است. ايمانى كه هر عضوى از اعضايش را تسليم خداى خويش ساخته است. ايمانى كه غم و اندوه را از دل زدوده و آرامش دل و سعادت را بدان ارزانى مى ‏دارد. ايمانى كه دل را از تسليم شدن به خرافات و پناه بردن به اوهام رهايى مى ‏بخشد. بنابراين، جز خدا - كه پروردگار جهانيان است - كسى روزى دهنده و شفا بخش و ميراننده و زنده كننده و بخشاينده گناهان نيست.



    </b>

    ای شه ارض و سما بهر سخا ادرکنی
    وی مه مهر لقا کان عطا ادرکنی
    جز تو غمخوار ندارم من بیچاره شها
    وقت لطف است ایا شیر خدا ادرکنی


  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    28
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    52
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ان من شيعته لابراهيم" اگر يک شيعه توي اين دنيا باشدـ شيعه اهل بيت عليهم السلام ـ آن ابراهيم است به استناد قرآن. شيعه تر از ابراهيم عالم به خودش نديده و نخواهد ديد. شيعه تر از ابراهيم نسبت به اهل بيت عليهم السلام عالم به خودش نديده و نخواهد ديد. فکر نکنيد ابراهيم کم کسي است؟ اگر علي اکبر عليه السلام "اشبه الناس خَلقا و خُلقا و منطقا برسول الله" است، ببينيد اين شيعه ترين اهل عالم چگونه است. ما نشناختيم اين بزرگواران را و به ما نشناساندند
    در حديث مي خوانيم زماني‏که مولايمان در کنار خانه کعبه ظهور مي کنند، مي فرمايند که، هر کس مي‏خواهد به آدم عليه السلام نگاه کند، به من نگاه کند که من همان آدم هستم. عجب! امام زمان، حضرت آدم هستند؟ ‌باز کلام را ادامه مي دهند و مي‏فرمايند: هر کس مي خواهد به نوح نگاه کند، به من نگاه کند که من همان نوح هستم. عجب! ايشان نوح هستند؟ هر کس مي خواهد به ابراهيم نگاه کند، به من نگاه کند که من همان ابراهيم هستم. همينطور جلو مي آيند تا حضرت عيسي عليه السلام. مي گوييم خب، عجب، ماجراي بسيار عجيبي است!. ولي به اين هم قانع نمي شوند، مي فرمايند هر کسي طالب اين است که به رسول الله صلوات الله عليه نگاه کند، به من نگاه کند که من همان رسول الله صلوات الله عليه، هستم. تمام اهل بيت را يکي يکي مي فرمايند تا به امام عسگري عليه السلام مي رسند. چرا اينطور مي فرمايند؟ آيا دارند تعارف مي کنند؟ نه، موضوع تعارف نيست، واقعيتي است. آدم عليه السلام هنرش اين است که در نظام اَلاسلام هُوَ التَّسليم ، صد در صد جسمش را، روانش را، روحش را، همه جنبه هاي وجوديش را به کنترل پرورش دهنده اش در آورده و در اين ماجرا از ديگران سبقت گرفته است.. او جزء السابقون السابقون است. اصلا هنرش به اين است. نظام انبياء، نظام مردم سالاري نيست، نظام تسليم محض خدا بودن است
    نوح(ع)، ابراهيم(ع)، موسي(ع) , عيسي(ع) که جزء اولوالعزم من الرسل هستند، زير مجموعة حضرت رسول الله(ص) اينها چه هستند؟ در حديث داريم که اينها بيشترين عزم را نسبت به مهدي(عج) داشتند. اينها که هستند؟ رسولند، چجور رسولي؟ اولوالعزم من الرسل. يعني بين رسولاني که نعمات و اشياي عوالمي را از عوالم بسيار بالا مي گيرند، در عمق عالم مي آورند، اينها بيشترين همت را داشتند. يعني درشت ترين اشياي عوالمي را پايين آوردند، يکي از آن اشياء شريعت، يکي از آن اشياء شريعت، نه اينکه تمامش. چرا اين همه عزم نشان دادند؟
    فثبتت العزيمة لهؤلاء الخمسة في المهدي "منصب اولواالعزمي براي آن پنج نفر از جهت مهدي(عج) ثابت شدتوي حديث هست. اين عزم را آنها بخاطر مهدي(عج) داشتند، نه براي يک قوم زبان نفهم.اگر نوح(ع) جزء اولوالعزم هست بخاطر مهدي(عج)، نه بخاطر يک قوم. پس قيمت رسولان، قيمت رسولان و مرسولات رسولان- اين چيزهايي که با خودشان آوردند پايين- فقط و فقط در خور ماجراي برپايي ظهور امام زمان هست. آنها به اين دليل آوردند

    ویرایش توسط سرباز ولایت : ۱۳۹۱/۰۱/۱۷ در ساعت ۰۴:۳۳
    اي واي! من هم عهد خودم را فراموش کردم، ما به دنيا به جستجوي اهل بيت(ع) آمده بوديم، ما به دنيا به نصرت اهل بيت(ع) آمده بوديم، ولي مشغول زندگي خودمان شديم

  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    2
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    لقب خلیل الله برای حضرت ابراهیم(ع)




    لقب خلیل الله برای حضرت ابراهیم(ع)

    پرسش:
    چرا حضرت ابراهیم(ع) دوست خدا شد و لقب خلیل الله گرفت؟

    پاسخ:

    عنوان "خلیل الله" امتیازی است برای حضرت ابراهیم(ع) که در قرآن نیز به آن اشاره شده است که می فرماید:
    «وَ مَنْ أَحْسَنُ دینًا مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ وَ اتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْراهیمَ حَنیفًا وَ اتَّخَذَ اللّهُ إِبْراهیمَ خَلیلاً»[1]
    «دین و آیین چه کسی بهتر است از آن کس که خود را تسلیم خدا کند، و نیکوکار باشد، و پیرو آیین خالص و پاکِ ابراهیم(ع) گردد؟ و خدا ابراهیم(ع) را به دوستیِ خود، انتخاب کرد».
    آن چنانکه در تفسیر نمونه آمده است، در تفسیر واژه "خلیل"، دو نظریه عمده وجود دارد، یکی اینکه خلیل از ماده خُلّت به معنای دوستی است یعنی خداوند ابراهیم(ع) را به دوستی خود انتخاب کرد. نظر دوم آن است که خلیل از ماده خِلّت به معنای نیاز و احتیاج است و معنایش آن است که ابراهیم(ع) باور داشت که در همه چیز بدون استثناء نیازمند پروردگار است.
    تفسیر نمونه تفسیر اول را ترجیح می دهد و در تأیید این تفسیر به روایتی از امام صادق(ع) استناد می کند که می فرماید:
    "اگر خداوند ابراهیم(ع) را به عنوان خلیل انتخاب کرد نه به خاطر نیاز به دوستی با او بود بلکه به این خاطر بود که ابراهیم(ع) بنده مفید پروردگار و کوشا در راه رضای او بود."[2]
    اما درباره این که ابراهیم(ع) به چه دلایلی، خلیل الله شد در روایات به علل مختلفی اشاره شده است که نمونه ای از آن در روایت فوق مورد اشاره قرار گرفت.
    در روایت دیگری از امام رضا(ع) می خوانیم:
    «إِنَّمَا اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلًا لِأَنَّهُ لَمْ یَرُدَّ أَحَداً وَ لَمْ یَسْأَلْ أَحَداً قَطُّ غَیْرَ اللَّهِ تَعَالَی»
    «خداوند، ابراهیم(ع) را به عنوان خلیل خود انتخاب کرد زیرا هرگز تقاضا کننده ای را محروم نساخت و هیچ گاه از کسی غیر از خدا، تقاضایی نکرد.»[3]
    سایر عللی که در روایات مورد اشاره قرار گرفته است، عبارتند از:
    کثرت سجود، اطعام گرسنگان، نماز در دل شب و کوشا بودن در راه اطاعت پروردگار.[4]



    [1]سوره نساء، آیه 125.
    [2]به نقل از مجمع البیان، ذیل آیه مذکور.
    [3]وسائل الشیعة، ج ‏9، ص 442.
    [4]برای مطالعه بیشتر می توان به تفسیر نمونه، ج 4، صص 145- 146 و سایر تفاسیر ذیل آیه 125 سوره نساء مراجعه کرد.


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود