صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نهي ساختن بارگاه و ساختمان بر قبرها در کتب شيعه: بررسي يك بدعت شيعي؟!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    راهنما نهي ساختن بارگاه و ساختمان بر قبرها در کتب شيعه: بررسي يك بدعت شيعي؟!




    نهي ساختن بارگاه و ساختمان بر قبر ها از کتب شيعه !نویسنده: عبدالله عبدالعزيز/ كتاب :چه کسانی حسین را به شهادت رساندند شیعیان با ساختن گنبد و بارگاه بر قبرها مرتکب گناه و بدعتی شده اند که خودشان هم به این مسأله اعتراف دارند. شیرازی می گوید:شیعیان معتقدند، ساختن ضریحها، قبه ها و بارگاهها بر مرقدهای پیامبران، أئمه و شخصیتهای اسلامی از افضل ترین مقربات ـ عوامل نزدیكی ـ به خداوند است.[1] روایاتی كه در كتب و منابع اصلی شیعه آمده، دیدگاه مذكور را رد می كند. به روایات زیر توجه كنید:از ابو عبد الله علیه السلام روایت است:رسول الله صلی الله علیه وسلم نهی كرده كه بر قبر ها نماز خوانده شود، یا بر آن بنشینید و یا یر آن بنایی بسازند.[2]روایت است رسول الله صلی الله علیه وسلم از اینكه در قبر ها گچ بكار برده شود یا بنایی بر آن بسازند و یا بر آن بنشینند، نهی كرده است.[3]به همین دلیل می بینیم كه ائمه این نهی را نقل كرده اند؛ از امام صادق علیه السلام روایت است كه فرمود:هفت چیز حرام است: رشوه خوردن در قضاوت، پولی كه زن زنا كار در برابر عمل زشت دریافت می كند، پولی كه جادوگر و كاهن در یافت می كنند، پول فروش سگ و پولی كه برای ساختن بناهایی كه بر قبر ها ساخته می شود.[4]از علی بن جعفر روایت است: به ابو الحسن موسی بن جعفرعلیه السلام گفتم آیا ساختن بارگاه بر قبر ها و نشستن بر قبور درست است؟گفت: درست نیست بر قبرها بنایی ساخته شود، بر آنها بنشینند، گچ به كار ببرند و یا از گل استفاده كنند. [5]بنابراین بر همة مسلمانان واجب است كه به رسول الله صلی الله علیه وسلم و امیر المؤمنین و أئمه اقتدا كنند و شكی نیست كه سعادت و نیك بختی در پیروی از رسول الله صلی الله علیه وسلم و پیروان بر حقش است.و از سماعه بن مهران روایت است كه از ابو عبد الله در خصوص زیارت قبر و ساختن مساجد بر قبر ها سؤال كردم، فرمود: زیارت قبور ایرادی ندارد اما نباید بر كنار قبر ها مساجد ساخته شود.و پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «لا تتخذوا قبری قبلة و لا مسجدا فان الله عزوجل لعن الیهود و النصاری حیث اتخذوا قبور انبیائهم مساجد»[6] قبر من را قبله و مسجد قرار ندهید، كه خداوند یهود و نصاری را آنگاه كه قبور پیامبران خود را مساجد قرار دادند، لعنت كرد».از امیر المؤمنین علی رضی الله عنه روایت است، از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدم می گوید: «لا تتخذوا قبرى مسجداً و لا بیوتكم قبورا و صلوا علَی حیثما كنتم فان صلاتكم و سلامكم یبلغنی» و فی روایة: «لا تتخذوا قبوركم مساجد» [7]قبر مرا مسجد قرار ندهید و خانه هایتان را به قبرستان تبدیل نكنید ـ با خواندن قرآن آن طور كه در روایت دیگر آمده ـ و هر جا بودید بر من درود وسلام بفرستید كه هر جا باشید، درود و سلام شما به من می رسد.در روایتی دیگر آمده: قبرهایتان را مسجد قرار ندهید.و محمد حسین كاشف الغطاء در كتاب مذكور حدیثی را كه مسلم از علی رضی الله عنه روایت كرده است: كه رسول الله صلی الله علیه وسلم به من دستور داد كه هیچ قبر مشرفی یعنی: ساخته شده و بلند شده از زمین را رها نكنم مگر اینكه با زمین برابر و یكسان كنم».او به دیگر روایاتی كه به صراحت از ساختن و بلند كردن قبرها نهی می كند و از طرق فریقین نقل شده، هیچ اشاره ای نكرده، و این قطعا دلیل محکمی است که ثابت می کند علمای این طائفه (شیعه) عمدتا برای نصرت و پیروزی مذهبشان دروغ می گویند و مردم را گمراه می کنند. و بعد از این دلائل، صداقت خمینی ثابت می شود هنگامی که گفت: «اگر تقیه نباشد مذهب شیعه در معرض نابودی و انقراض قرار می گیرد». از این عمل كاشف الغطاء چنین بر می آید كه عده ای هستند كه نمی خواهند مردم از بسیاری از روایاتی كه از رسول الله صلی الله علیه وسلم ، امیر المؤمنین و ائمه ثابت است، باخبر شوند؛ زیرا اگر باخبر شوند، سلیقه ها و نظریات شخصی شان زیر سؤال می رود.گفتنی است كه: دو روایت از طرق شیعه آمده كه روایت مسلم را تایید می كند. اول: كلینی و حر عاملی از ابو عبد الله علیه السلام روایت می كنند كه فرمود:امیر المؤمنین فرموده است، رسول الله صلی الله علیه وسلم مرا به مدینه فرستاد و دستور داد: هیچ عكس و مجسمه ای نگذارم مگر اینكه نابودش كنم و هیچ قبر ساخته شده ای نگذارم مگر اینكه با خاك یكسان كنم و هیچ سگی را نگذار مگر اینكه بكشم». [8]دوم: كلینی و حر عاملی از ابو عبد الله علیه السلام روایت كرده اند كه فرمود: «امیر المؤمنین علی رضی الله عنه فرموده : رسول الله صلی الله علیه وسلم مرا برای نابودی قبرهای ساخته شده و شكستن مجسمه ها فرستاد».[9]فرد دیگری بنام حسن سعید روایت صحیح مسلم را كه از علی رضی الله عنه است، ذكر كرده و سپس روایت دیگری از مسلم و ترمذی آورده كه رسول الله صلی الله علیه وسلم از استفاده كردن گچ برای قبور و ساختن بناء بر قبور نهی كرده است پس از ذكر این روایتها ادعا می كند كه امت بر ساختن بناء بر بارگاه و قبور و نوشتن بر آنها اجماع كرده اند، این ادعایی بیجا و نادرست است، وانگهی اجماع در صورت نبود نص معتبر است، با وجود نص اجماع اعتبار ندارد.برای اطلاع بیشتر به کتاب (تحذیر الساجد من إتخاذ القبور مساجد) نوشته محدث ناصر الدین آلبانی مراجعه کنید.اثنا عشری بر این امر اجماع داشته اند، دلیل این روایاتی است كه خود شیعه از ائمه نقل كرده اند و ما برخی از آنها را ذكركردیم.نظریات و آراء فقهای شیعه:شیخ یوسف بحرانی می گوید:گروهی از اصحاب به كراهیت استفاده از گچ برای قبور و ساختن بنا بر قبرها تصریح كرده اند و ظاهرا در روایت «التذكرة» آورده كه بر مكروه بودن این مسئله اجماع است و شیخ در«النهایه» می گوید: استفاده كردن گچ برای قبور و آراستن قبرها مكروه است.در المبسوط می گوید: گچ كردن قبرها و ساختن بنا بر آنها در جاهای مباح، مكروه است.[10]ملامحمد باقر سبزواری می گوید: بنا كردن ساختمان ـ بارگاه ـ بر قبرها مكروه است.مصنف در «التذكرة» نقل كرده كه بر مكروه بودن این مسئله اجماع شده است و شیخ هم این اجماع را ذكر كرده است.در الذكری می گوید: بنا كردن ساختمان بر قبر و مسجد قرار دادن آن مكروه است ....در الذكری پس از نقل این اخبار می گوید: این اخبار را صدوق، شیخان و جماعتی از متأخرین در كتابهایشان نقل كرده اند و هیچ قبری را استثناء نكرده اند.[11]محمد جواد حسینی عاملی مكروه بودن ساختن بارگاه و بنا بر قبور را نیز با اجماع نقل كرده است.[12]با این حال سبزواری از قول شهید اول نقل می كند كه امامیه بر مخالفت با این اجماع، اتفاق كرده اند! اجماعی كه شیخ طائفه ابوجعفر طوسی و علامه حلی و دیگر علمای[13] شیعه نقل كرده اند، علاوه بر این در نوحه خوانی و سینه زنی و..... نیز بر خلاف اجماع شان عمل می كنند؟؟؟************************************ **********1 ـ الفقه العقاید 3652 ـ وسائل الشیعه 2/869 3 ـ مستدرك الوسائل 1/1274 ـ وسائل الشیعه 2/869 و جامع احادیث الشیعه 3/4445 ـ كافی 3/228 ، من لا یحضره الفقیه 1/114 و وسائل الشیعه 2/887 6 ـ من لا یحضره الفقیه 1/114 ، علل الشرایع 358 ، الوافی 5/72 و وسائل الشیعه 2/887 و3/4557 ـ مستدرك الوسائل 1/2258 ـ كافی 6/528 ، وسائل الشیعه 2/869 و جامع احادیث الشیعه 3/445 9 ـ كافی 6/528 ، وسائل الشیعه 2/870 و جامع احادیث الشیعه 3/44510 ـ الحدائق 4/13011 ـ ذخیره المعاد فی شرح الارشاد سبزواری /34312 ـ مفتاح الكرامة شرح قواعد العلامة عاملی 2/85613 ـ ذخیره المعاد فی شرح الارشاد سبزواری 344http://islamitxt.rr.nu/content/article/415


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    850
    تشکر:
    1
    حضور
    35 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    9



    با سلام وعرض ادب
    برای اینکه تا حدودی به پاسخ این سؤالتان نزدیک شوید و متوجه شوید که تمامی این روایاتی را که به شیعه میچسبانند از نظر سند مشکل دارند واساسا قابل اعتنا نیستند، قسمتی از متن یکی از نوشته های آیت الله سبحانی را برایتان میگذارم تا با نگاه شیعه وبزرگان شیعه دراین باره بیشتر آشنا شوید.

    دستاويز وهابيان براي ويراني قبور
    دلا‌يل گرامي‌داشت مزار پاكان را از ديدگاه قرآن و سنت و سيره عملي مسلمانان، بررسي كرديم، وقت آن رسيده است كه دليل مخالفان را كه عمدتاً روايت <ابي الهياج اسدي> است، مورد بررسي قرار دهيم و عيار صحت آن را با محك نقد بسنجيم.

    مسلم در صحيح خود از ابي الهياج نقل مي‌كند كه: قال لي علي بن ابي طالب الا‌ابعثك علي ما بعثني عليه رسول اللّه، ان لا‌تدع تمثالا‌ً الا‌طمسته و لا‌قبراً مشرفاً الا‌سوّيته.
    علي بن ابي طالب به من گفت: آيا نمي‌خواهي تو را به ماموريتي كه پيامبر مرا براي آن اعزام كرد، اعزام كنم، اين كه: هيچ تصوير (ذي روحي) را ترك مكن مگر آنكه آن را محو كني، و نيز هر قبر بلندي را كه ديدي آن را مساوي و برابر ساز.

    مخالفان بناي قبور، اين حديث را دليل بر حرمت ساختن آرامگاه مي‌گيرند و در شوال 1344 هجري قمري كه قبور ائمه بقيع ويران گرديد، همان روز در روزنامه <ام القري> پرسش و پاسخي انتشار يافت و در لزوم تخريب گنبد و بارگاه به اين حديث استدلا‌ل شد.


    براي روشن شدن ميزان صحت استدلا‌ل به اين حديث، آن را از نظر سند و دلا‌لت مورد بررسي قرار مي‌دهيم:

    ادامه دارد......
    ویرایش توسط askari110 : ۱۳۸۸/۰۹/۰۷ در ساعت ۱۳:۱۳


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    850
    تشکر:
    1
    حضور
    35 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    9



    الف: سند حديث
    راويان حديث به قرار زيرند: 1. وكيع، 2. سفيان الثوري، 3. حبيب بن ابي ثابت، 4. ابو وائل، 5. ابوالهياج الاسدي.
    درباره راوي نخست (وكيع) همين بس كه احمد بن حنبل، استاد حديث، درباره او مي‌گويد: وكيع در پانصد حديث خطا كرده است. و نيز مي‌گويد: او حديث را نقل به معني مي‌كرد و آشنايي كافي با آن نداشت.
    درباره راوي دوم (سفيان ثوري) كافي است بدانيم كه ابن حجر او را مدلّس شمرده و از <ابن مبارك> نقل مي‌كند كه: سفيان ثوري نقل حديث مي‌كرد، و من كه رسيدم ديدم او در نقل خود تدليس مي‌نمايد; همين كه مرا ديد از كار خود خجالت كشيد.

    تدليس، به هر صورت تفسير شود، با ملكه عدالت سازگار نمي‌باشد.
    درباره راوي سوم (حبيب بن ابي ثابت)، ابن حبّان از عطا نقل مي‌كند: او در حديث تدليس مي‌كرد، و از احاديث او پيروي نمي شود.

    راوي چهارم (ابووائل) كه نام او شقيق بن سلمه اسدي كوفي است، با علي بن ابي طالب عليه‌السلا‌م سرسنگين
    بوده است ابن ابي الحديد مي‌گويد: وي از مخالفان اميرمومنان علي عليه‌السلا‌م بوده است وقتي از او پرسيدند علي را دوست داري يا عثمان را گفت: روزگاري علي را، ولي اكنون عثمان را.
    درباره راوي پنجم يعني <ابو الهياج اسدي> كه نام او حيّان بن حصين است، هر چند تضعيفي درباره او در كتب رجال مشاهده نمي‌شود، ولي ترمذي از نقل احاديث وي خودداري كرده و صحاح شش‌گانه نيز، جز همين روايت، روايتي ديگر از وي نياورده‌اند.

    ادامه دارد........



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    850
    تشکر:
    1
    حضور
    35 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    9



    ب: دلا‌لت حديث

    وضع سند حديث ابوالهيّاج، از آنچه گفتيم، روشن شد. پيداست با حديثي چنين كه راويانش به خطاي در نقل و تدليس در روايت متهم هستند، نمي‌توان بر حكمي شرعي استدلا‌ل كرد. خاصّه آنكه، با فرض چشم‌پوشي از قدح راويان حديث فوق، دلا‌لت آن بر مدّعا نيز ضعيف و مخدوش است. براي روشن شدن اين مسئله، ضروري است دو واژه كليدي در فهم حديث را بررسي كنيم: 1. قبراً مشرفاً، 2. اںلّا سوّيته.

    درباره واژه اول (مشرفاً) يادآور مي‌شويم: <مشرف> از ماده <شرف> به معني علوّ و بلندي گرفته شده است و كساني كه از نژاد والا‌يي برخوردارند (همچون فرزندان پيامبر صلي‌اللّه‌عليه‌وآله) <شريف> ناميده مي‌شوند و به كوهان شتر نيز كه از ساير اعضاي بدن وي، ارتفاع چشمگيري دارد <شرف> گفته مي‌شود.
    در تاج العروس آمده است: <الشرف: العلوّ و المكان العالي، و من البعير سنامه، و شرفات القصر اعاليه>: <شرف به معني بلندي و مكان بلند است. كوهان شتر را شرف مي‌نامند و نقاط بلند و مرتفع كاخ‌ها، و احياناً بلندي‌هاي روي ديوار نيز <شرفه> ناميده مي شود>.


    آيا مقصود از <مشرفاً> هر نوع بلندي است يا بلندي خاصي همچون بلندي شبيه به كوهان شتر يا بلندي پشت ماهي؟! با توجه به مفهوم واژه دوم <سوّيته> خواهيم ديد كه بلندي خاصي مورد نظر است.
    درباره واژه دوم (سوّيته) نيز يادآور مي‌شويم: فعل <سوّيته> در حديث، از مادّه <تسويه> گرفته شده كه در لغت عرب، دو كاربرد دارد:
    1. برابري چيزي با چيزي، در اندازه، چگونگي و غيره، مانند مساوات دو خط متوازي در طول، يا برابري دو سيب از نظر وزن.
    در اين كاربرد، فعل <سوّي> به دو مفعول نياز دارد و مفعول دوم نيز بايد با حرف جرّ (مانند <با>) همراه باشد. مانند: سوّي هذا بهذا: اين دو شيء را با هم يكسان كرد.
    2. از بين بردن ناهمواري‌ها و زدودن كجي‌ها و پستي و بلندي‌ها از پيكره يك شيء. در اين كاربرد، فعل <سوّي> يك مفعولي بوده و نيازي به مفعول دوم نخواهد داشت. مثلا‌ً هرگاه نجّار، ناهمواري‌هاي چوبي را با تراشيدن آن از بين ببرد، گفته مي شود: سوّي الخشب.
    تفاوت ميان دو كاربرد روشن است: در كاربرد نخست، <مساوات> وصفي است قائم به دو شيء، در حالي كه در دومي وصفي است قائم به يك شيء (به اعتبار زدودن ناهمواري‌هاي مثلا‌ً چوب، بدون اينكه مقايسه‌اي در كار باشد).
    اكنون كه مفهوم هر دو لفظ (<مشرفاً> و <سوّيته>) براي ما روشن شد، بايد گفت حديث درباره كيفيت خود قبر سخن مي‌گويد (به دليل يك مفعولي بودن آن در حديث) نه در مقايسه آن با زمين، والّا لا‌زم بود بفرمايد: <اںلا‌سويته بالارض>.
    غرض آن حضرت اين بود كه ابي الهيّاج هر قبري را كه در آن ناهمواري و بلندي و پستي (مانند كوهان شتر، و يا پشت ماهي) وجود دارد، صاف كند و به صورت مسطّح دربياورد، و حديث گواه بر اين است كه بايد روي قبر مسلمان، مسطح باشد، نه مسنم، مانند پشت ماهي.
    در آن زمان سطح قبور هموار نبود، و وسط آن‌ها مانند كوهان شتر ارتفاع داشت، و يا به صورت پشت ماهي بود، امام عليه‌السلا‌م دستور داد كه ابي الهياج قبور را از اين حالت بيرون آورد و اين سخن چه ارتباطي به ويران كردن قبر از اساس و يا تخريب ابنيه روي آن دارد؟!



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    دوست عزیز
    روایت مذکور از این طریق صحیح نیست و خود ما قبل از شما آنرا گفته ایم. ابو داود در سننش این مسئله را ذکر کرده است و این روایت را از این طریق صحیح ندانسته است. برای اینکه مطمئن شویم چنین روایتی درست هست یا نه باید همه طرق آنرا بررسی کنیم. اگر همه طرق ضعیف بود قبول می کنیم.
    ولی این روایت از چند راه روایت شده است که اگرچه طریق مذکور در اینجا صحیح نیست ولی طرق صحیح هم دارد.
    به عنوان مثال:
    1- قال لي علي بن أبي طالب : ألا أبعثك على ما بعثني عليه رسول الله صلى الله عليه وسلم ؟ أن لا تدع تمثالا إلا طمسته . ولا قبرا مشرفا إلا سويته . وفي رواية : ولا صورة إلا طمستها . الراوي: علي بن أبي طالب المحدث: مسلم - المصدر: صحيح مسلم - لصفحة أو الرقم: 969
    2- بعثني علي قال لي أبعثك على ما بعثني عليه رسول الله صلى الله عليه وسلم أن لا أدع قبرا مشرفا إلا سويته ولا تمثالا إلا طمسته الراوي: أبو هياج الأسدي المحدث: أبو داود - المصدر: سنن أبي داود - لصفحة أو الرقم: 3218
    خلاصة حكم المحدث: سكت عنه [وقد قال في رسالته لأهل مكة كل ما سكت عنه فهو صالح]
    این همان طریق غیر صحیح است و شما فقط این را بررسی کردید.
    3- أمرني رسول الله صلى الله عليه وسلم أن لا أدع قبرا شاخصا بالمدينة إلا سويته ولا تمثالا إلا لطخته ففعلت ثم أتيته فقال فعلت قلت نعم قال يا علي لا تكن جابيا ولا تاجرا إلا تاجر خير فإن أولئك المسبوقون في العمل الراوي: علي بن أبي طالب المحدث: ابن جرير الطبري - المصدر: مسند علي - لصفحة أو الرقم: 45
    خلاصة حكم المحدث: إسناده صحيح
    4-كان رسول الله صلى الله عليه وسلم في جنازة فقال : أيكم ينطلق إلى المدينة ، فلا يدع فيها وثنا إلا كسره ، و قبرا إلا سواه ، ولا صورة إلا لطخها . فقال رجل : أنا يا رسول الله ، قال : فهاب أهل المدينة . قال : فانطلق ثم رجع فقال : يا رسول الله لم أدع بها وثنا إلا كسرته ، ولا قبرا إلا سويته ، ولا صورة إلا لطختها ، ثم قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : من عاد إلى صنعة شيء من هذا فقد كفر بما أنزل على محمد صلى الله عليه وسلم الراوي: علي بن أبي طالب المحدث: المنذري - المصدر: الترغيب والترهيب - لصفحة أو الرقم: 4/93
    خلاصة حكم المحدث: إسناده جيد إن شاء الله
    5- كان رسول الله صلى الله عليه وسلم في جنازة فقال : أيكم يأتي المدينة فلا يدع بها وثنا إلا كسره ، ولا صورة إلا لطخها ، ولا قبرا إلا سواه ؟ فقام رجل من القوم فقال : أنا يا رسول الله ، فانطلق الرجل فكأنه هاب المدينة فرجع ، فانطلق علي رضي الله عنه ثم رجع ، فقال : ما أتيتك يا رسول الله حتى لم أدع فيها وثنا إلا كسرته ، ولا قبرا إلا سويته ، ولا صورة إلا لطختها ، فقال : من عاد لصنعة شيء منها . . فقال فيه قولا شديدا ، وقال : يا علي ، تاجر خير ، فإن أولئك ( المستوفون ) في العمل الراوي: علي بن أبي طالب المحدث: ابن حجر العسقلاني - المصدر: المطالب العالية - لصفحة أو الرقم: 2/108
    خلاصة حكم المحدث: في صحيح مسلم طرف منه
    6- كان رسول الله صلى الله عليه وسلم في جنازة فقال : أيكم ينطلق إلى المدينة فلا يدع بها وثنا إلا كسره ، ولا قبرا إلا سواه ، ولا صورة إلا لطخها ، فقال رجل : أنا يا رسول الله قال : فهاب أهل المدينة قال : فانطلق ثم رجع فقال : يا رسول الله لم أدع بها وثنا إلا كسرته ، ولا قبرا إلا سويته ، ولا صورة إلا لطختها ، ثم قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : من عاد إلى صنعة شيء من هذا فقد كفر بما أنزل على محمد صلى الله عليه وسلم الراوي: علي المحدث: الهيتمي المكي - المصدر: الزواجر - لصفحة أو الرقم: 2/32
    خلاصة حكم المحدث: إسناده جيد
    7- كنا مع رسول الله صلى الله عليه وسلم في جنازة فقال : من يأتي المدينة فلا يدع قبرا إلا سواه ولا صورة إلا طلخها ولا وثنا إلا كسره قال : فقام رجل فقال : أنا ثم هاب أهل المدينة فجلس قال علي رضي الله عنه : فانطلقت ثم جئت فقلت : يا رسول الله لم أدع بالمدينة قبرا إلا سويته ولا صورة إلا طلختها ولا وثنا إلا كسرته قال : فقال : من عاد فصنع شيئا من ذلك فقد كفر بما أنزل الله على محمد يا علي لا تكونن فتانا أو قال : مختالا ولا تاجرا إلا تاجر الخير فإن أولئك هم المسوفون في العمل الراوي: علي بن أبي طالب المحدث: أحمد شاكر - المصدر: مسند أحمد - لصفحة أو الرقم: 2/274
    خلاصة حكم المحدث: إسناده حسن
    8- أبعثك على ما بعثني عليه رسول الله صلى الله عليه وسلم أن لا تدع تمثالا إلا طمسته ولا قبرا مشرفا إلا سويته الراوي: علي بن أبي طالب المحدث: أحمد شاكر - المصدر: مسند أحمد - لصفحة أو الرقم: 2/105
    خلاصة حكم المحدث: إسناده صحيح
    9- أبعثك على ما بعثني عليه رسول الله صلى الله عليه وسلم أن لا تدع قبرا مشرفا إلا سويته ولا تمثالا إلا طمسته الراوي: علي بن أبي طالب المحدث: أحمد شاكر - المصدر: مسند أحمد - لصفحة أو الرقم: 2/236
    خلاصة حكم المحدث: إسناده صحيح
    10- أن عليا رضي الله عنه بعث صاحب شرطة فقال : أبعثك لما بعثني له رسول الله صلى الله عليه وسلم لا تدع قبرا إلا سويته ولا تمثالا إلا وضعته الراوي: حنش بن المعتمر المحدث: أحمد شاكر - المصدر: مسند أحمد - لصفحة أو الرقم: 2/299
    خلاصة حكم المحدث: إسناده صحيح
    11- كان رسول الله صلى الله عليه وسلم في جنازة فقال : أيكم ينطلق إلى المدينة فلا يدع بها وثنا إلا كسره ولا قبرا إلا سواه ولا صورة إلا لطخها فقال : إنا يا رسول الله فانطلق فهاب أهل المدينة فرجع فقال علي رضي الله عنه : أنا أنطلق يا رسول الله قال : فانطلق ثم رجع فقال : يا رسول الله لم أدع بها وثنا إلا كسرته ولا قبرا إلا سويته ولا صورة إلا لطختها ثم قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : من عاد لصنعة شيء من هذا فقد كفر بما أنزل على محمد صلى الله عليه وسلم ثم قال : لا تكونن فتانا ولا مختالا ولا تاجرا إلا تاجر خير فإن أولئك هم المسبوقون بالعمل الراوي: علي بن أبي طالب المحدث: أحمد شاكر - المصدر: مسند أحمد - لصفحة أو الرقم: 2/68
    خلاصة حكم المحدث: إسناده حسن
    12- ما بعثني به النبي صلى الله عليه وسلم أن لا تدع قبرا مشرفا إلا سويته ، ولا تمثالا إلا طمسته الراوي: علي بن أبي طالب المحدث: الألباني - المصدر: صحيح الترمذي - لصفحة أو الرقم: 1049
    خلاصة حكم المحدث: صحيح
    13- لا تدعن قبرا مشرفا ، إلا سويته ، ولا صورة في بيت ، إلا طمستها الراوي: علي بن أبي طالب المحدث: الألباني - المصدر: صحيح النسائي - لصفحة أو الرقم: 2030
    خلاصة حكم المحدث: صحيح






    اینها فقط گوشه ای از احادیث فراوان در نهی از بنای فوق قبور است و من احادیث غیر صحیح را نیاوردم. احادیث فراوان و نزدیک به متواتر است و بسیاری از امام علی علیه السلام روایت شده است نه ابی الهیاج در حالیکه طرف مقابل برای استحباب بنای اضرحه و بارگاه که اینقدر بیت المال مسلمین را صرف آن میکند حتی یک نص صحیح از پیامبر و ائمه ندارد.همین باعث شده است که مرحوم شهید اول از بزرگترین فقهای شیعه در باب اداب دفن میت در کتاب الذکری می گوید:أما وضع الفراش عليه، والملحفة فلا نص فيه، نعم روى ابن عباسٍ من طريقهم أنه جعل في قبر النبي قطيفة حمراء.. والتَّرْكُ أولى لأنه إتلاف للمال فيتوقف على إذن الشارع ولم يثبت».
    اما گذاشتن فراش بر روی قبر و همچنین گذاشتن ملحفه، هیچ نصی از شارع برای آن نیست. بله روایت شده است که ابن عباس بر روی قبر پیامبر پارچه مخمل سرخی گذاشت ولی ترک آن هم بهتر است به خاطر اینکه این کار علاوه بر اینکه اتلاف مال است متوقف بر اجازه شارع هم می باشد و هیچ اجازه ای از آنان موجود نیست
    سبحان الله!
    ببینید چطور استاد فقهای شیعه که فقهای امروز به گرد پایش هم نمی رسند ، حتی قرار دادن پارچه را بر روی قبر اتلاف مال دانسته و از آن نهی می کند(البته این فقیه بزرگوار مال قبل از صفوی شدن تشیع هست) ولی شیعیان امروز پارچه که سهل است بناهای ملیاردی بر ان بنا می کنند در حالیکه مردم دارند از گرسنگی تلف می شوند و اگر خود این ائمه بزرگوار در قید حیات بودند این پولها را در گسترش علم و کمک به اصلاح امور مسلمین مصرف می کردند نه ساخت بارگاه که سنت فرعون و هامان و قیصر و کسراست.
    ادامه دارد........



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جدای از این، این کار در سنت پیامبر و اهل بیت و اصحاب نیست. آیا من و شما پیامبر را بیشتر از علی دوست داریم؟ علی ای که وقتی درمورد عشق اصحاب پیامبر به ایشان پرسیده شد فرمود:
    كان رسول الله صلى الله عليه وسلم أحب إلينا من أموالنا وأولادنا وآبائنا وأمهاتنا وأحب إلينا من الماء البارد على الظمأ.
    پیامبر صلی الله علیه و آله برای ما از مال و فرزندان و پدران و مادران عزیزتر بود و از آب خنک در تشنگی شدید عزیزتر بود.
    آیا ما پیامبر را بیشتر از علی علیه السلام دوست داریم؟
    مقدمه دوم این است که آیا بنای بارگاه و ضریح خیر است و محبت و تجلیل صاحب قبر؟
    اگر خیر است چرا آل البیت و مسلمانان صدر اسلام این کار را انجام ندادند؟ در حالیکه حتما می توانستند یک ضریح چوبی برای آن بسازند.
    نمی توان گفت که چنین چیزی را نمی دانستند زیرا یهود و نصاری این کار را در آن زمان انجام می دادند و مسلمانان در هجرت به حیشه هم بارگاه دیده بودند پس اگر آن را نیکو می دانستند حتما این کار را انجام می دادند.
    نتیجه:
    1- روایات زیادی در نهی از ساخت و ساز بر قبور و ساخت بارگاه هست.
    2- دستوری از شارع بنا بر ساخت بارگاه نیست.
    3-در سیره پیامبر و اهل بیت و اصحاب پیامبر جنین جیزی وجود ندارد.
    4- این کار بدون اینکه استحبابی نداشته باشد (چون بنا بر قول خود شهید اول نصی برای آن نیست) باعث اتلاف اموال مسلمین و عدم صرف آن برای فقرا و اصلاح امور کشور اسلامیست و این خود گناه کبیره است.
    5- حد اقلش این است که اگر بارگاه نسازیم مورد بازخواست قرار نخواهیم گرفت چون دستوری از شارع که دلالت بر وجوب یا استحباب کند وجود ندارد.
    6- این کار تشبه به طاغوت ها و فرعونیان و یهود و نصاری است.
    والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    1,095
    تشکر:
    1
    حضور
    10 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    197
    آپلود
    13
    گالری
    0



    سلام علیکم
    از لحاظ تاریخی هم ساختن بارگاههای مجلل از دوره صفویه باب گردیده.
    منبع مالی ساختن این بارگاهها اگر اشتباه نکنم از سازمان حج و امور خیریه تامین می گردد.
    همینطور از محل خمس .

    اولا باید ببینیم مصرف این اموال از این منابع و استفاده از آن بدین شکل صحیح است ؟
    دوما آیا محل خرج مستحق تری وجود ندارد؟

    یاحق
    اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ
    اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعلی اولاد الحسین عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ.

  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام
    دوست عزیز من فکر میکنم این موضوع نهی ساختن قبور فقط برای یک برهه ای از زمانه نه اینکه کلا ساختن قبور ممنوع باشه ولی در مورد اسراف مال موافقم وهمچنین معتقدم که در مورد ائمه نمیشه گفت اسراف مال

  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    عرض سلام
    دوستان در خصوص با موضوع تاپيك، در اينجا ( مورد مشابه ) هم اساتيد و دوستان مواردي رو فرمودن كه ميتونيد استفاده كنيد.


    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن

  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    54
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    50
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام.تا اونجا که من میدونم که ائمه ع تا قرنها بعد از شهادتشان قبور بسیار ساده ای داشتند.حتی یک اتاقک ساده هم بر مرقد مطهرشان نبوده.

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. براي امام زمان خود چه کرده اي؟
    توسط goleleila در انجمن مهدویت و امام زمان در قرآن
    پاسخ: 117
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۹/۲۲, ۲۲:۰۸
  2. نامه اي به امام حسين عليه السلام مينويسي؟
    توسط yas313 در انجمن قرآن و اهل بیت
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۹/۱۶, ۱۷:۳۲
  3. پيش اومده خدا رو فراموش كني؟
    توسط yasin_golam در انجمن اخلاق
    پاسخ: 17
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۰۸/۱۷, ۱۸:۴۵
  4. تا حالا شده لاي قرآن رو باز کني؟
    توسط گوگوری مگوری در انجمن سایر موارد
    پاسخ: 78
    آخرين نوشته: ۱۳۸۷/۰۸/۲۴, ۱۶:۳۳
  5. اگه بخواي نامه به رهبرت بدي چي براش مي نويسي؟
    توسط unas120 در انجمن سایر موارد
    پاسخ: 12
    آخرين نوشته: ۱۳۸۷/۰۸/۲۱, ۱۶:۲۹

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود