صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خدا جون دوست داری من چطور باشم؟!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    5,046
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    415 پست
    حضور
    132 روز 12 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    24
    آپلود
    41
    گالری
    2534

    خدا جون دوست داری من چطور باشم؟!




    از منظر فرهنگ متعالى توحید؛ عبودیت و بندگى حضرت حق تعالى است كه بالاتر از آن مقامى براى مخلوق متصور نیست:
    بلندى بایدت افكندگى كن
    خدا را باش و كار بندگى كن
    خدا جون دوست داری من چطور باشم؟!
    امام دهم، حضرت هادی علیه‏السلام در تبیین مقام بندگى مى‏فرماید:
    «مَنِ اتَّقَى اللَّهَ یُتَّقَى وَ مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ یُطَاعُ وَ مَنْ أَطَاعَ الْخَالِقَ لَمْ یُبَالِ سَخَطَ الْمَخْلُوقِینَ
    وَ مَنْ أَسْخَطَ الْخَالِقَ فَلْیَیْقِنْ أَنْ یَحِلَّ بِهِ سَخَطُ الْمَخْلُوقِین؛
    هر كه از نافرمانى خدا بپرهیزد، [مردم] از نافرمانى او پرهیز كنند و هر كس خدا را اطاعت كند، [دیگران] از او اطاعت مى‏كنند و كسى كه از دستورات خالق فرمان برد، هیچ باكى از خشم مخلوقین نخواهد داشت و هر كس خالق را به خشم آورد، او باید بداند كه از خشم مردم در امان نخواهد بود.»

    گرت این بندگى تمام شود
    چرخ و انجم ترا غلام شود
    مقام عبودیت و بندگى آن چنان اهمیت دارد كه امیر مؤمنان على علیه‏السلام در این زمینه به بندگى خود در برابر خداوند متعال افتخار مى‏كرد و مى‏فرمود:
    «إِلَهِى كَفَى بِى عِزّا أَنْ أَكُونَ لَكَ عَبْدا وَ كَفَى بِى فَخْرا أَنْ تَكُونَ لِى رَبّا أَنْتَ كَمَا أُحِبُّ فَاجْعَلْنِى كَمَا تُحِبُّ؛2
    پروردگارا! این عزت براى من بس است كه بنده تو باشم و بالاترین افتخار براى من آن است كه تو پروردگار من باشى. تو همان گونه‏اى كه دوست دارم. پس مرا آن طورى كه دوست دارى، قرار ده!»


    خدا جون دوست داری من چطور باشم؟!


    حالا به نظر شما خدا دوست داره ما چطوری باشیم؟
    اگه چطور باشیم یعنی یک بنده حوب هستیم؟
    اگه چکار کنیم ؟؟؟



    ویرایش توسط iranproud : ۱۳۸۸/۰۹/۱۱ در ساعت ۰۶:۰۶


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331



    نقل قول نوشته اصلی توسط iranproud نمایش پست
    خدا جون دوست داری من چطور باشم؟!




    حالا به نظر شما خدا دوست داره ما چطوری باشیم؟


    اگه چطور باشیم یعنی یک بنده حوب هستیم؟


    اگه چکار کنیم ؟؟؟


    در یک کلمه خلاصه میگم ...باید خود سازی کنیم ...تا به این مقام برسیم ..
    .


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331



    مراحل خود سازی حضرت علی ع

    پسرم!همانا تو را به ترس از خدا سفارش ميکنم که پيوسته در فرمان او باشي،ودلت را با ياد خدا زنده کني،وبه ريسمان او چنگ زني،چه وسيله اي مطمئن تر از رابطه تو با خداست؟اگر سر رشته آن را در دست گيري.دلت را با اندرز نيکو زنده کن،هواي نفس را با بي اعتنائي به حرام بميران،جان را با يقين نيرومند کن،و با نور حکمت روشنائي بخش،و با ياد مرگ آرام کن،به نابودي از او اعتراف گير،وبا بررسي تحولات ناگوار دنيا به او آگاهي بخش،واز دگرگوني روزگار،وزشتي هاي گردش شب وروز او را بترسان،تاريخ گذشتگان را بر او بنما،وآنچه که بر سر پيشينيان آمده است به يادش آور.در ديار و آثار ويران رفتگان گردش کن،و بينديش که آنها چه کردند؟و از کجا کوچ کرده،ودر کجا فرود آمده اند؟از جمع دوستان جدا شده وبه ديار غربت سفر کردند،گويا زماني نمي گذرد که همه ما هم يکي از آنانيم!پس جايگاه آينده را آباد کنيم،آخرت را به دنيا نفروشيم،وآنچه نمي داني مگو،وآنچه بر تو لازم نيست بر زبان نياور،ودر جاده اي که از گمراهي آن مي ترسي قدم مگذار،زيرا خودداري به هنگام سرگرداني وگمراهي،بهتر از سقوط در تباهي هاست.
    ویرایش توسط ریحانه : ۱۳۸۸/۰۹/۱۱ در ساعت ۰۰:۵۶


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    1,124
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    34
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط iranproud نمایش پست
    خدا جون دوست داری من چطور باشم؟!




    حالا به نظر شما خدا دوست داره ما چطوری باشیم؟


    اگه چطور باشیم یعنی یک بنده حوب هستیم؟


    اگه چکار کنیم ؟؟؟


    به نظرم پروردگار متعال دوست دارد که ما تقریبا مثل خودش باشیم، مثلا بخشنده باشیم، مهربان باشیم، با گذشت باشیم، عیب های دیگران را بپوشانیم، صبور باشیم، به دیگران کمک کنیم و .....
    البته موارد دیگری هم هست که مختص انسانها هست مانند تقوا و تعقل و غیبت نکردن و تجسس نکردن در کار دیگران و غیره و باید اینها رو هم رعایت کرد.

    خداوندا مرا آن ده که آن به

    Map showing the Muslim population of the world as a percentage of each country




    یا ابا صالح مددی مولا



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    5,046
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    415 پست
    حضور
    132 روز 12 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    24
    آپلود
    41
    گالری
    2534



    براستی چطور باشیم که بنده خوبی باشیم؟
    حقیقت بندگی چیه؟





  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    850
    تشکر:
    1
    حضور
    35 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    9



    نقل قول نوشته اصلی توسط iranproud نمایش پست
    براستی چطور باشیم که بنده خوبی باشیم؟
    حقیقت بندگی چیه؟

    باسلام وعرض ادب
    اول عذر خواهی کنم از اینکه من که خودم درعمل برای اثبات بنده خوب خدا بودن درخیلی جاها لنگ میزنم مطلبی را در راستای این سؤال شما
    می نویسم....انشاءالله که خداوند خطاهای ما را به خوبی خودش نادیده بگیرد وما را نیز در بین عباد صالحش قرار دهد..
    اما مطلبی که خواستم عرض کنم ، یک حکایتی است که نیاز به تأمل ودقت در محتوایش برای همه ما وجود دارد؛ که راز بندگی در همین است که درحکایت آمده...
    روزی شخصی در کوچه ای می گذشت ناگهان غلامی را دید از اینکه چشم بر زمین دوخته خوشحال شد و قصد خریدنش را کرد از او پرسید می توانم تو را به غلامی برگزینم گفت:آری گفت نامت چیست گفت هرچه تو بگویی گفت:از کجا آمده ای گفت هر کجا که تو بخواهی گفت: چه کار می کنی؟گفت: هر چه تو بگویی ناگهان صاحب به گریه افتاد و گفت ما نیز باید برای صاحبمان خدا اینگونه باشیم و رو به غلام کرد گفت: تو آزادی.

    التماس دعا

    ویرایش توسط askari110 : ۱۳۸۸/۰۹/۱۱ در ساعت ۰۳:۳۰


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    5,046
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    415 پست
    حضور
    132 روز 12 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    24
    آپلود
    41
    گالری
    2534



    ما قبل از اینکه بخوایم منافعمون رو از خدا طلب کنیم یا با او ارتباط برقرار کنیم ، باید جایگاه خودمون رو نسبت به خدا مشخص کنیم، ما کی هستیم –خداکیست؟

    خوب بودن از دل عبد بودن بیرون میاد....حالا هر وقت می خوای با خدا حرف زنی به این توجه کن که تو کی هستی -خدا کیست؟.........من عبدم خدا مولاست....اربابه ....صاحبه...پس باید حد خودتو نگه داری...تو داری با ارباب همه عوالم حرف می زنی...مراقب رفتارت باش...(نگران نباش...این حرف ها محبت آدم رو نسبت به خدا کم نمیکنه...عبد مرده ی اینه که مولاش رو بپرسته ....به حد پرستش دوستش داشته باشه و به او عشق بورزه...آدمیزاد مرده ی صاحبشه...اگه میبینی ماها از صاحب داشتن بدمون میاد و خودمون صاحبی هستیم برای خودمون، بخاطر اینه که ما انسان ها نمیتونیم زیر بار دستورای یکی مثل خودمون بریم...اما(در فطرتمون) با خدا که این حرفها رو نداریم...باید مزه عبودیت رو درک کنیم...)





  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    606
    تشکر:
    1
    حضور
    20 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خدایا مرا چگونه میخواهی:

    گفتم : خسته ام

    گفت:* لا تقنطوا من رحمة الله *
    "از رحمت خدا نا امید نشوید ."(زمر/53)


    گفتم:انگار مرا فراموش کرده ای ؟

    گفت: *فاذ کرونی اذکرکم*" مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم."(بقرة/152)

    گفتم: تا کی باید صبر کرد؟

    گفت:*وما یدریک لعل الساعة تکون قریبآ*"تو چه می دانی ! شاید موعدش نزدیک باشد"(احزاب/63)

    گفتم: تو بزرگی ونزدیکیت برای من کوچک خیلی دوره! تا ان موقع چکار کنم؟

    گفت:*و اتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله*" کارهایی را که بهت گفتم انجام بده وصبر کن تا خدا خودش حکم کند.(یونس/109)

    گفتم: تو خدایی وصبور ! من بنده ات هستم وظرف صبرم کوچک است...یک اشاره کنی تمامه!

    گفت"*عسی ان تحبوا شیئآ وهو شرّ لکم*"شاید چیزی که تو دوست داری به صلاحت نباشد!."(بقرة/216)

    گفتم: انا عبدک الذلیل الضعیف...اصلآچطور دلت میاد؟

    گفت:* ان الله باالناس لرئوف الرحیم*" خدا نسبت به همه ی مردم مهربان است"

    گفتم: دلم گرفته

    گفت: * بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا*" (مردم به چی دلخوش کردن؟) باید به فضل ورحمت خدا شاد باشند)"(یونس/58)

    گفتم: اصلآ بی خیال! توکلت علی الله

    گفت:* ان الله یحب المتوکلین*"خدا آنهایی را که توکل می کنند دوست دارد."(آل عمران /159)

    گفتم: خیلی چاکریم ! ولی این بار انگار گفتی که حواست رو خوب جمع کن یادت باشه:

    گفت:* و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمان به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخرة ذلک هو الخسران المبین *
    " بعضی از مردم خدا را فقط به زبان عبادت می کنند. اگر خیری به آنها برسد امن آ رامش پیدا می کنند واگر بلایی سرشان بیاید تا امتحان شوند رو گردان می شوند . به خودشان در دنیا وآخرت ضرر می رسانند."(حج/11)

    گفتم: چقدر احساس تنهایی می کنم

    گفت:*فانی قریب*" من که نزدیکم"(بقره/186)

    گفتم: تو همیشه نزدیکی من دور کاش می شد به تو نزدیک شوم

    گفت: واذکر ربک فی نفسک تضرعآ وخیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الاصال ولا تکن من الغافلین *
    "هر صبح وعصر پروردگارت را پیش خودت با تضرع و خوف و با صدای آهسته یاد کن و از غافلان مباش"(اعراف/205)

    نا خواسته گفتم : الهی وربی من لی غیرک

    گفت:* الیس الله بکاف عبده*"خدا برای بنده اش کافیست"(زمر/36)

    گفتم : در برابر این همه مهربانیت چه کنم؟گفت:*یا ایها الذین آمنوا اذکرو الله ذکرآ کثیرآ *و سبّحوه بکرة واصیلآ* هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمات الی النور و کان بالمومنین رحیمآ*"ای مومنین! خدا را زیاد یاد کنید و صبح وشب تسبیحش کنید او کسی است که خودش و فرشته هایش برشما درود می فرستند تا شما را از تایکیها به سوی نور بیرون برند خدا نسبت به مومنین مهربان است."(احزاب/41/42/43)


    گفتم: غیر از تو کسی را ندارم

    گفت: *نحن اقرب الیه من حبل الورید*"از رگ گردن به انسان نزدیکترم."(ق/16)
    ویرایش توسط king81 : ۱۳۸۸/۰۹/۱۱ در ساعت ۰۶:۵۴
    ۩۩۩... پس بگذارید سرسپردگی به خداوند لباس درونتان باشد نه نمایش بیرون...در پنهان ترین لایه های روحتان باشد، نه آواز آشکار لبهایتان.... بگذارید سرسپردگی به خداوند در میان استخوان دنده هایتان باشد...۩۩۩


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331




    بسم الله الرحمن الرحيم

    عنوان بصري پيرمردي که نود و چهارسال از عمرش مي گذرد وقتي فهميدند امام صادق (ع) به مدينه امدند
    نزد ايشان براي علم آموزي رفتند و امام ايشان را به شاگردشان که قبل هم از او علم مي اموخت ارجاع داد.
    بعد از مداومت بسيار با محبتي که به امام داشتند دوباره راهي منزل ايشان شدند
    امام از اوپرسيد؟چه مي خواهي و او طالب علم بود.
    امام فرمودند :همانا علم نوري است که خداوند در دل هر کس بخواهد قرار مي دهد پس اگر علم مي خواهي
    اول در نفس و جان خود حقيقت عبوديت را بطلب و علم را با عمل کردن به ان طالب شو و از خدا طلب فهم کن تا تو را بفهماند.

    گفتم :حقيقت عبوديت چيست؟

    فرمودند :سه چيز است

    1-عبد براي خودش در آنچه خدا به وي سپرده ملکيتي نبيند چرا که بندگان ملکي ندارند و همه ي اموال را مال خدا مي بينند و هر جا خدا امر نموده مصرف مي کنن.

    (پس اگر بنده باري خودش از انچيزي که خدا به او داده است ملکيتي نبيند انفاق کردن براي او اسان مي شود)

    2- بنده براي خودش تدبير و انديشه اي ندارد

    (و هر گاه تدبير خود را به مدبرش يعني خداوند واگذارد مصايب دنيا براي او سهل و راحت مي شود)
    3- تمام اشتغالات بنده در چيزي است که خدا بدان امر و نهي فرموده.

    ( و زماني که بنده به انچه خداوند امر و نهي نموده اشتغال ورزد ديگر براي خود نمايي و فخر فروشي به مردم فراغتي پيدا نمي کند.)
    چون خداوند بنده را به اين سه خصلت گرامي داشت ،دنيا و ابليس و مردم در نظرش بي مقدار مي گردند و
    به خاطر زياده طلبي و فخر فروشي به دنبال دنيا نمي رود و انچه نزد نردم از عزت و بزرگي است طلب نمي کند پس اين اولين درجه تقوي است.


    ویرایش توسط ریحانه : ۱۳۸۸/۰۹/۱۱ در ساعت ۰۷:۴۶


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    5,046
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    415 پست
    حضور
    132 روز 12 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    24
    آپلود
    41
    گالری
    2534



    رفتا عبد در برابر مولا: عبد در برابر مولا یه مقدار صداش نازک میشه ...یه مقدار می لرزه...از کت و کول افتاده ست... وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً...- و بندگان خداى رحمان كسانى‏اند كه روى زمين به فروتنى راه مى‏روند(فرقان/25)...چرا تواضع دارن؟...چون این بنده ست...یه جای دیگه ازکت و کول افتاده...اربابش رویش رو کم کرده ...دیگه واسه کسی شاخ و شونه نمی کشه....(بنده یعنی عبد...عبد به زبون خودمونی یعنی غلام...نوکر...میدونی چرا این از این کلمات توی دنیا کم استفاده میشه؟... چون عبد کسی بودن خیلی قباحت داره....اما به این نکته توجه کن که عبد کسی بودن با عبد خدا بودن خییییییییییلی فرق داره...عبد خدا بودن عزته...و اگه توی دنیا دنبال حقیقت بندگی بگردی...مزه زندگی رو درک می کنی...که در فقدان این مزه است که مردم سراغ لذائذ دیگه دنیا میرن.....)





صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود