صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: از مریم(س)چه می دانید؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۶
    نوشته
    174
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    0

    از مریم(س)چه می دانید؟




    سلام دوستان!
    خیلی دلم می خواهد از زندگی حضرت مریم(س)بیشتر بدانم.البته در حدی که در قرآن ذکر شده می دانم ولی برایم سوال است که مقام بالایی که حضرت مریم در درگاه خدا داشت چگونه کسب کرده بود؟فقط با عبادت؟زندگی ایشان چگونه بوده؟اگر دراحادیث و سخنان معصومین یا کتابهای موثق مطالبی دیده ایدخوشحال می شوم بیان کنید


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    136
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام علیکم
    من این مطلب را پیدا کرده ام انشاء الله که توانسته باشم کمی در این باب انجام دهم
    حضرت مريم (س ) پس از تولد حضرت عيسي (ع ) زندگي متعارف داشت و حواريون حضرت عيسي (ع ) در خدمت حضرت مريم بودند. حضرت مريم 63 سال زندگي كرد و در 63 سالگي وفات كرد. (ناسخ التواريخ , جلد حضرت عيسي , ص 113)
    حضرت مريم را حضرت عيسي (ع ) غسل داد چون صديقه را بايد صديق غسل بدهد. (بحارالانوار, ج 43, ص 206, ح 32, باب 7) تاريخ زندگي حضرت مريم به خوبي روشن نيست و نمي توان درباره ي جزئيات زندگي او نظري داد. من احتمال مي دهم كه حضرت مريم از آغاز زندگي تا وفات شوهر نكرد چون او صديقه و معصومه است و صديقه و معصومه را بايد صثديق و مع²صوم بگيرد. در آن زمان كسي نبود كه با او همتا باشد و با او ازدواج كند. در حديثي آمده است : »مريم بنت عمران احصنت فرجها قبل ان تلد عيسي , خمسمائه عام ...«؛ (همان , ج 14, ص 203, ح 7, 16) اين مي رساند كه حضرت مريم قبل از تولد عيسي شوهر نداشت و اشاره دارد به اينكه بعد از تولد هم شوهر نداشت . در هر صورت , اگر شوهر داشته باشد يا شوهر نداشته باشد, نه براي او نقص است و نه براي ما ضرري دارد. حضرت معصومه (س ) شوهر نداشت و حضرت فاطمه زهرا(س ) شوهر داشت .
    و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون

    شهید
    تو بالا رفته ایی من در زمینم
    برادر روسیاهم شرمگینم



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    136
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم
    حضرت مریم(س)، نماد نیایش
    مریم(س) تندیس جاویدان دعاست و شکوفه های عبودیت بر شاخسار وجود او روئیده و شکوفا می شود. پیشانی بر خاک ساییده اش «مهری » است که «اجابت » را بر صحیفه هستی به نمایش در می آورد و او را در زمره «قانتین » قرار می دهد. عظمت این پاکبانوی محراب بدانگونه است که خداوند سبحان: «سوره ای » بلند در وصف والا و با نام بالای او بر گستره هستی فرود می آورد. و نیز در قرآن آنگاه که برای مؤمنان، مردان، زنان مؤمن، «آیه ای » و نشانه ای و اسوه ای معرفی می کند با کلام آسمانی خود می فرماید، «و جعلناها و ابنها آیة للعالمین »(انبیاء/91) و نیز همراه با آسیه همسر مؤمن کافرترین مرد بشریت، و خدیجه(س)، بانوی احسان، و فاطمه(س)، عصاره نبوت و مادر ولایت، به عنوان یکی از بانوان کامل و انسانهای برجسته بهشتی شناخته می شود.
    آری، مهر آفرین آفرینش، در میان بندگان خویش «راز»ی نهاده است که رمز آشکار شدن آن «نیاز» است و «دعا». رازی که حلقه اتصال زنجیره هستی است و پاسخی برای همه سؤالهای بشر و دعا کلیدی است برای بسته درهای بی انتهاء:
    و بزرگ راهی است برای رهایی از بن بستهای انزوا، و پنجره ای است برای اتصال به دنیای نیایشگران و بندگان خوب و محبوب خدا. و اینک مریم که خود، دعای مستجاب شده مادر است آموزگار درس عبودیت و دعا و اتصال است که برای استفاده از آموزه های آسمانی وی باید در مقابل سفیر سعادت، پیامبر اسلام(ص) زانو زده و دل به گلواژه های قرآنی او بسپاریم تا مریم را در آینه قرآن بشناسیم.
    پیشینه ای روشن

    قبای تابناک مریم(س) گویای طهارت و پاکی ذاتی آن بانوی بنی اسرائیل است. او در خانواده ای چشم به دنیا گشود که دارای مقام شامخ نبوت بود و مورد تکریم و احترام مردم زمان خویش بودند. و در قرآن کریم به طهارت و شایستگی خانواده مریم تصریح شده است آنجا که مردم خطاب به او می گویند:«یا اخت هارون ماکان ابوک امرا سوء و ماکانت امک بغیا». (مریم/ 28)
    ای خواهر هارون پدر تو انسان بدی نبود و مادرت هم بدکاره نبود.
    یعنی خانواده تو در میان مردم با نام و عمل نیک شناخته شده اند و از آنها گناه و فحشاء مشاهده نشده است.
    پدر بزگوار مریم «یوقیم » نام داشت که او را «ادکیم » نیز می خواند و به زبان عربی «عمران » می گفتند به نقل از بیشتر مورخان او یکی از پیامبران بنی اسرائیل بود همانند زکریا، شوهر خاله مریم، که از انبیاء بود. دهخدا در فرهنگ لغت نامه خود می نویسد:
    (مادر عیسی، دختر عمران و از نسل داووداست و بر طبق قرآن کریم مادر او پیش از ولادت کودک نذر کرده بود که او را به صومعه به خدمت بگمارد سپس زکریا تکفل او را عهده دار شد و چون به 18 سالگی رسید روح القدس بر او ظاهر شد و مریم را به عیسی باردار ساخت).
    بنابراین مریم از نسل داوود است و در خانه ای برجسته و برگزیده به دنیا آمد. درباره تاریخ تولد حضرت مریم در برخی از کتب می نویسند:
    «ولادت مریم(ع) 5570 سال بعد از هبوط آدم(ع) بوده و تولد حضرت مسیح با توجه به تواریخ دول و ملل روی زمین در آن زمان 5585 سال بعد از هبوط حضرت آدم(ع) بوده است ».
    پس با توجه به اینکه سال تولد حضرت مسیح در انجیل «لوقا» و «متی » حدود سه سال قبل از میلاد ذکر شده است، و بنابه نقل صاحب ناسخ التواریخ فاصله تولد حضرت مریم و حضرت عیسی(ع) 15 سال بوده است و حضرت مریم از سن 13 سالگی به عیسی باردار شده است: می توان تاریخ تولد مریم، پاکبانوی نیایش را شانزده سال قبل از میلاد تخمین زد.
    اگر چه بین سخن دهخدا که بارداری مریم را در سن 18 سالگی ذکر می کند با سخن صاحب ناسخ التواریخ اختلاف زیادی وجود دارد ولی با اندکی مطالعه در تاریخ آن زمان به نظر می رسد قول دوم که بارداری او در سن 13 سالگی باشد قوی تر است.
    مریم در شهر «ناصره » به دنیا آمده و در صومعه بنا به نذر مادر بزرگوارش حنه به خدمت مشغول بود و همواره به عبادت و نیایش با خدای متعال می پرداخت.
    اگر چه اناجیل تحریف شده اند و در مورد اعتقادات مسیحیت تضادها و خرافات زیادی در کتب مسیحی دیده می شود ولی در مورد کیفیت تولد حضرت مریم در بیشتر کتب جریان ویژه ای نقل شده است که در مضمون یکسان هستند اگر چه تعابیر متفاوتی دارند.
    ذکر این نکته ضروری است که هو 4 انجیل که امروزه در دست جوامع مسیحی وجود دارد پس از مرگ (یا عروج) حضرت مسیح نوشته شده است و آن دوران را دوره رسالت می گفتند در کتاب تاریخ تمدن نوشته هنری لوکاس آمده است که:
    (دوره رسالت یا دوره حواریون با پایان زندگی عیسی آغاز شد چون حواریون کار «رسولان » را می کردند و تعالیم عیسی را در بسیاری از بخشهای امپراطوری روم پراکنده می ساختند.)
    از این رو در کتاب «قاموس مقدس » آمده است که:
    (به هیچ وجه مریم باکره بیش از پنج مرتبه در کتاب مقدس جدید مذکور نیست.)
    در حالی که در قرآن کریم نام «مریم » 34 بار تکرار شده است و سوره ای به نام او وجود دارد که جزئیات تولد حضرت مریم و حضرت مسیح در آن ذکر شده است.
    در سفری تبلیغی که یک راهبه مسیحی(مبلغه) به گونه ای اتفاقی همسفر شده بودم با او در مورد شخصیت حضرت مریم در قرآن صحبت کردم و او می گفت: ما خودمان تا این حد اطلاع از زندگانی مادر مقدس نداریم چگونه کتاب قرآن به این زیبایی زندگینامه مریم را نوشته است؟!!
    سخن این است که با توجه به تحریفات عهدین تاریخ تولد حضرت مریم را اناجیل کنونی شاید صحیح ذکر کرده باشند. اکنون به چگونگی تولد حضرت مریم(س)، تندیس نیایش، می پردازیم.
    تولد مریم، دعای مستجاب

    حنا(آنا)، مادر مریم و همسر عمران، یکی از شخصیتهای برجسته بنی اسرائیل، واز طرفی خواهر اشیاع، همسر زکریا، بود که به گفته تاریخ و اخبار اسلامی هیچ یک صاحب فرزند نشده بودند. روزی «حنا» زیر درختی نشسته بود پرنده ای را دید که به جوجه های خود غذا می داد مشاهده این محبت مادرانه آتش عشق فرزند را در دل او شعله ور ساخت و از صمیم دل از درگاه خدا تقاضای فرزند کرد و چیزی نگذشت که دعای خالصانه وی به اجابت رسید و باردارشد.
    آنچه بیش از هر چیز، در داستان فوق مورد توجه است شخصیت معنوی مادر مریم است که در زندگی ناامید نشده و درخواست از خالق می کند زمانیکه انقطاع برای انسان حاصل می شود به یقین مقدمات اتصال به منبع فیاض فراهم خواهد شد، از سوی دیگر توجه عمیق به مسایل پیرامون خود نگرش به آفاق و آیات آفاق چیزی است که همواره مورد نظر ادیان الهی بوده است و این توجه عمیق در وجود «حنا» مشهود است در واقع او با دیدن پرندگان و غذا دادن پرنده مادر به جوجه ها، قدرت بی انتهای الهی را می بیند و از چنین خدای قدیر با توجه به باورهای خویش طلب فرزند می کند و خدا نیز دعای او را به اجابت می رساند.
    بر در شاهم گدایی نکته ای در کار کرد گفت بر هر خوان که بنشستم خدا رزاق بود
    در دوران بارداری حنا در مورد آینده فرزندش فکر می کند و چون او را با «دعا» از خدا خواسته است برای خدمتگزاری خانه خدا نذر می کند و می گوید: «رب انی نذرت لک ما فی بطنی محررا فتقبل منی انک انت السمیع العلیم » (آل عمران/35)
    (همسر عمران گفت) پروردگارا آنچه در شکم خود دارم نذر تو می کنم (کردم) تا آزاد شده تو باشد پس از من بپذیر که تو شنوای دانایی. «محرر» در لغت به معنای «آزاد ساختن » است و در اصطلاح آن زمان به فرزندانی گفته می شد که برای خدمت در معبد تعیین می شدند تا نظافت و خدمات معبد را بعهده گیرند و هنگام فراغت مشغول نیایش شوند و آنها را محرر می گفتند چون از هرگونه خدمت به پدر و مادر آزاد بودند.
    مادر پس از تولد و نامگذاری مولود او را به کنیسه(معبد) برده و خطاب به علمای یهود گفت:
    [این کودک هدیه بیت المقدس است، سرپرستی او را یک نفر از شما به عهده بگیرد. در میان آنها گفتگو شد و هر کسی می خواست افتخار کفالت و سرپرستی او را به عهده داشته باشد. طی مراسم خاصی زکریا به عنوان کفیل و عهده دار وی انتخاب شد.]
    آنچه از میان تفسیرهای گوناگون به دست می آید این است که حتی کفالت زکریا برای مریم و جریان قرعه کشی را در قرآن به خداوند متعال نسبت داده است زیرا «کفل » با تشدید آمده است.
    و وقتی این ماده به صورت ثلاثی مزید باشد(باب تفعیل) به معنای انتخاب کفیل برای دیگری است و به معنای «کفالت کسی را به عهده گرفتن » پس معنای «کفلها زکریا» این است که خداوند زکریا را به عنوان کفالت مریم انتخاب کرد.
    مریم(س) تحت تربیت معنوی و روحانی زکریا، پیامبر بنی اسرائیل به رشد و بالندگی رسید. او در خانه خدا، بیت المقدس، همراه با پیامبر خدا، زکریا، بود و جوانه های عبودیت در گلستان وجودش می رویید.
    رویش عبودیت

    در آیه شریفه قرآن آمده است: «کلما دخل علیها زکریا المحراب وجد عندها رزقا. (آل عمران/37.)
    هرگاه زکریا وارد محراب عبادت مریم می شد نزد او روزی (خاص) می دید.
    به نظر می آید مریم دائما در حال عبادت بوده است و جایگاه همیشگی او محراب بوده و این دوام در عبادت به گونه ای است که او را در زمره «قانتین » به شمار می آورند آنجایی که در قرآن می فرماید: «و کانت من القانتین » (تحریم/12)
    گفتنی است که قنوت به معنای مصطلح امروز نیست بلکه در کتب لغت به معنای ذکر دائم آورده شده است «قنوت » دوام طاعت است و «راغب » آن را دوام طاعت مع الخضوع معنا کرده است. در مجمع البیان هم فرموده: اصل آن به معنی دوام است سپس به معنی طاعت، نماز، طول قیام، دعا و سکوت می آید.»
    در مجموع می توان گفت قنوت به معنای طاعت است زیرا روح نماز و قیام دعا همان اطاعت خداوند متعال است که با نام «تعبد» مطرح می شود. در مورد «قانتین » نیز در کتب لغت آمده است که:
    (قوله تعالی فی مریم: «و کانت من القانتین » ای من المطیعین لله الدائمین علی طاعته و ...)
    قول خداوند متعال در مورد مریم که: «و او (مریم) از قانتین است ». یعنی از اطاعت کنندگان خداست که دائما در طاعت است. در آیه شریفه امن هو قانت آناء اللیل » (زمر/9) نیز «قانت » به معنای مصلی و نمازگزار است یعنی «آیا کیست که ساعات شب را به نماز و عبادت می گذراند؟» (این آیه در شان علی بن ابیطالب(ع) نازل شده است.)
    پس دانستیم که هرگاه زکریا بر مریم وارد می شد نزد او روزی و غذای ویژه ای می دید که از حالت عادی خارج بود. برخی دیگر گفته اند: رزق غیر فصل را می دید یعنی غذاها و میوه های تابستانی را در زمستان و زمستانی را در تابستان مشاهده می کرد و برخی دیگر گفته اند که یک نوع میوه بهشتی بوده است که به فرمان پروردگار برای مریم حاضر می شده است.
    در کتب تفسیری آورده اند که:
    این موضوع که منظور از رزق غذای بهشتی باشد از قرائنی که در گوشه و کنار آیه هست نیز استفاده می شود زیرا اولا کلمه «رزقا» به صورت نکره نشانه روزی خاص و ناشناس است ثانیا پاسخ مریم که: این از طرف خداست، نشانه دیگر این مطلب است ثالثا به هیجان آمدن زکریا و تقاضای فرزند قرینه دیگر است.
    مهم و قابل توجه در این جریان مقام و عظمت یک زن است که در اثر بندگی خدا و صداقت و طهارت انسان برتر و نمونه شناخته می شود و مورد لطف خاص ربوبی قرار می گیرد.
    درباره حضرت زهرا(س) نیز موارد زیادی از کرامتهای ویژه وجود دارد چنانچه گفته اند: در زمان قحطی مدینه روزی برای فاطمه زهرا(س) از غذاهای معطر و پاکیزه بهشتی آورده شد حضرت تا آن غذا را دید فرمود: به خدا سوگند پیامبر را بر خود مقدم می دارم و غذا را (که گوشت بریان کرده بود) برای پیامبر فرستاد. پیامبر پرسید: من این لک هذا؟! این غذا را از کجا آورده ای؟
    فاطمه زهرا پاسخ داد: هو من فضل الله ان الله یرزق من یشاء بغیر حساب.
    این(غذا) از فضل و رحمت الهی است. بدرستیکه خداوند هرکس را که بخواهد بدون حساب روزی می دهد.
    بینش عمیق و بصیرت مریم تا حدی است که در جواب زکریا می گوید:
    «هو من عند الله ان الله یرزق من یشاء بغیر حساب » این غذا از طرف خداست و او هرکس را بخواهد بی حساب روزی می دهد. او(مریم) همه چیز را از خدا می بیند و در خدا می بیند و این نهایت عبودیت است و کمال انسانی.
    بر کرانه صداقت

    از ویژگیهای والای مریم صداقت اوست که در این صفت نیز با، بانوی هر دو جهان صدیقه کبری(س) مشترک است. صدیق معناهای گوناگون دارد که در کتب لغت معنای آن را اینگونه نوشته اند:
    پیوسته راست گو و راست رفتار(چون نقل قول مستقیم بود، در عبادت تصرف نکرده بودم). صیغه مبالغه است طبرسی آنرا بسیار تصدیق کننده حق می داند.
    پس صدیقه هم به معنای راستگو است و هم درست کردار و هم تصدیق کننده حق که این صفات بتمامه در وجود حضرت مریم(س) بوده است. در قرآن کریم حضرت یوسف(ع)، ابراهیم(ع) و ادریس(ع) و برخی دیگر از انبیاء نیز با وصف «صدیق » آمده اند.
    در قرآن به صورتهای گوناگون این صفت مریم(ع) مورد ستایش قرار گرفته است، یکی از آیات که اشاره به صداقت مریم دارد و مصدق بودن وی را بیان می کند در سوره تحریم است که می فرماید:
    «و مریم ابنت عمران التی احصنت فرجها فنفخنا من روحنا و صدقت بکلمات ربها و کتبه و کانت من القانتین.» (تحریم / 12)
    (و مثل آوردن برای مؤمنین) مریم دخت عمران را، همان کسی که خود را پاکدامن نگاه داشت و در او از روح خود دمیدیم و سخنان پروردگار خود و کتابهای او را تصدیق کرد و از فرمانبرداران بود.
    این آیه شریفه پس از معرفی سه زن در قرآن، مطرح شده است که دو تن از آنها برای کفر و ضلالت نمونه بودند و همسر فرعون الگو و نمونه ای برای مؤمنان است و مریم در این آیه شریفه دومین زن نمونه برای مؤمنان است. برخی از مفسرین می نویسند:
    تفسیر این آیه (تحریم 11) این نیست که همسر فرعون نمونه زنان خوبست بلکه زن خوب نمونه جامعه خوب است و جامعه برین از این زن الگو می گیرند نه تنها زنان. ذات اقدس اله فرمود: «و ضرب الله مثلا للذین آمنوا امرات فرعون » بلکه فرمود نمونه و الگوی مردم خوب، زن فرعون است.
    در اول این سوره نیز دو زن نمونه الگو برای جامعه کفر شدند نه برای زنان کافره و این تعابیر دلالت بر میزان اهمیت اسلام بر بینش ها و نگرشهای افراد است نه جنسیت آنان.
    در این آیه شریفه نکته قابل توجهی وجود دارد و آن اینکه مقام مریم را با همسر فرعون در یک آیه ذکر نکرده و به صورت جداگانه و با تجلیل و ستایش بیشتری به آن پرداخته است در این مورد نیز گفته شده است. «چون مقام مریم بالاتر از مقام زن فرعون بود لذا اینها را یکجا ذکر نکرد، برخلاف آن دو کافره(همسر نوح و لوط) که در یک آیه ذکر شده بودند».
    اکنون در می یابیم که هر انسانی بتواند مراحل کمال و معنویت را طی کند نمونه برای جامعه بشری می شود نه نمونه برای هم جنسهای خود و شاید از این رو مریم را از «قانتین » و «راکعین » قرار داده اند نه «قانتات » و «راکعات ».
    مریم(س) در اثر حفظ عفت و پاکدامنی و در اثر ارتباط با روح غیبی به مقام «مصدقین » و «قانتین » رسید.
    در آیات کریمه با عبارات گوناگون مریم مورد تحلیل و ستایش قرار گرفته است و به ویژه صداقت او نیز مورد تاکید است. و این به علت بهتان و افترایی بود که از سوی یهودیان بر او وارد می شد. در واقع قرآن کریم به گونه ای دفع اتهام می کند از این پاکبانوی صداقت تا چهره حقیقی او شناخته شود. تجلی صداقت مریم را می توان در موارد زیر مشاهده کرد:
    راستگویی و درست کرداری در طول عمر به عنوان یک رفتار عادی و ملکه ای.
    درستی و صداقت مریم در برخورد با زکریا(در مورد رزق) و با ملک الهی(در مورد سابقه خود).
    صداقت با مردم پس از تولد عیسی(ع) و عدم ارتکاب به کذب حتی به گونه مصلحتی.
    تصدیق کلام فرشته الهی و پذیرش سخن فرستاده خدا و پذیرش حضرت مسیح(ع)
    تصدیق و ایمان به حضرت مسیح پس از تکلم او در مهد و همچنین پذیرش کتب آسمانی قبل از انجیل.
    در نتیجه صداقت در گفتار، اندیشه و اعتقاد و رفتار آدمی او را در زمره الگوهای کامل انسانی قرار می دهد و جوانان و نسلهای سازنده در هر کشوری می توانند از این الگوها و اسوه های حسنه آموزه های نوین برگیرند.
    تبلور طهارت

    پاکدامنی و طهارت روح و جسم از جمله مسائلی است که هم در مورد زنان مطرح است و هم مردان ولی با توجه به ظرافت خلقت در مورد زنان و همچنین وجود صفاتی چون جلوه گری و خود آرایی زنان که لازمه تداوم خانواده است و برای ایجاد و سلامت خانوادگی بسیار مؤثر و سازنده است، این وصف والای انسانی، پاکدامنی، بیشتر در مورد زنان مطرح می شود و نکوهش و ستایش همواره متوجه بانوان است.
    حضرت مریم(س) در طهارت و پاکدامنی چنان زبانزد خاص و عام است که او را مطهره نیز می نامند و این طهارت نه تنها از جانب پروردگار به او عطا شده است که: «ان الله اصطفاک و طهرک » بلکه پاکی این دختر تازه به بلوغ رسیده و خاندان عمران به گونه ای است که تمامی جوانب احتیاط را مراعات می کند و ما به علت اختصار برخی را توضیح می دهیم.
    در سوره مبارکه مریم آیات 16 تا29 در مورد روحیات مریم و کیفیت بارداری وی آمده است در این آیات چند جمله وجود دارد که چهره هایی از طهارت و پاکی او را به تصویر می کشند که عبارتند از:
    الف) «انتبذت من اهلها: «نبذ» یعنی دور انداختن هر چیز حقیری که مورد اعتناء نباشد و «انتبذ من اهلها» یعنی از مردم کناره گرفت و در سمت شرقی مسجد به عبادت پرداخت.
    گفتنی است که این دور انداختن مردم به معنای اصطلاحی امروز نیست که بگوییم در جایی به سر می برد که از انسانها دور بود و به عبارت دیگر «ریاضت » می کشید و یا «چله نشینی » می کرد!
    انسان در همان اجتماعات مردمی، می تواند جدای از مردم پرستی و ریا زندگی کند چنانچه مفسران می نویسند: این تعبیر(کناره گیری از مردم) شاید اشاره به آن است که مریم به صورت متواضعانه و گمنام و خالی از هر گونه کاری که جلب توجه کند از جمع کناره گیری کرد و آن مکان از خانه خدا را برای عبادت انتخاب نمود.
    پس «برای » مردم زندگی نکردن مهم است که نوعی شرک به خداست نه اینکه از مردم گریخته و در دسترس آنها نباشیم. اگر اجتماع مردم انسان را از خدا جدا کند اشکال متوجه خود شخص می شود نه اجتماع. بنابراین با فکر توحیدی و روحیه ای معنوی و پاک می توان با اجتماع همراه بود اگر چه در منزل مشغول باشیم.
    گر همه شهر به جنگم بدر آیند و خلاف من که در خلوت خاصم خبر از عامم نیست
    ب) «فاتحذت من دونهم ححابا»(مریم /17) پس میان خود و دیگران حجابی افکند.
    مرحوم علامه(ره) در ذیل این آیه می فرماید: «کلمه حجاب » به معنای هر چیزی است که چیزی را از غیر بپوشاند و از این کلمه چنین بر می آید که گویا مریم خود را از اهل خویش پوشیده داشت تا قلبش فارغ تر برای عبادت باشد.
    از این آیه شریفه چنین برداشت می شود که حفظ کردن خود از منظر دیگران می تواند زمینه ای برای ارتباط با معبود را فراهم سازد و پوشش ظاهری زن نه تنها برای حفظ جسم او مؤثر است بلکه برای سلامت روح او و ایجاد زمینه اتصال به خدا از طریق ارتباط با فرشتگان الهی، این رسولان رحمت، ضروری است - سخن در این نیست که آیا پوشش و حجاب در آن زمان واجب بوده است یا نه؟ و این پوشش دارای چه کیفیتی بوده است؟ بلکه سخن این است که پس از «اتخاذ حجاب » در آیه شریفه با حرف «فاء» در «فارسلنا الیها روحنا» لازمه تماس و ارتباط با ملائکه خدا را وجود حجاب می داند و حجاب مقدمه ای است برای صحبت با ملائکه و این حجاب هر نوع ستری می تواند باشد به گونه ای که او را از چشم نامحرمان جسمی و روحی بپوشاند.
    پس در نتیجه عفت ظاهری( که در اثر پوشش ظاهری ایجاد می شود) به یقین عفت باطنی(طهارت برای تماس با مطهرین) را در پی خواهد داشت همانگونه که ذکر زبانی، ذکر قلبی را به دنبال می آورد و ذکر قلبی، ذکر زبانی را.
    از این رو مریم الگو و اسوه برای همه افراد بشر است.
    ج) «قالت انی یکون لی غلام و لم یمسسنی بشر و لم اک بغیا»(مریم / 70) گفت چگونه مرا پسری است با اینکه ست بشری به من نرسیده است و بدکار نبوده ام؟!
    حضرت مریم(ع) در این آیه شریفه، به پاکی و طهارت خویش استناد می کند و طهارت دائمی خود در زمینه های مختلف را یاد آور می شود. چگونه من صاحب پسری می شوم. در حالی که با هیچ بشری ازدواج نکرده که از راه حلال فرزند آورم و هیچگاه گناهکار نبوده ام و حتی در فکر گناه هم نبوده ام!
    گفتنی است که در گناهکار نبودن او(در امور جنسی) به گونه ای زیبا مسائل تربیتی، اخلاقی مطرح می شود آنجا که در قرآن می فرماید: «و ما کانت امک بغیا» (مریم / 28) و (ای مریم) مادر تو که بدکاره نبود.
    در این آیه شریفه همانند سازی کودک و به ویژه دختر از مادر را متذکر می شود. می فرماید مادر تو پاک بود و طهارت اخلاقی داشت تو هم باید پاک باشی که در دامان او پرورش یافتی.(منظور بطن و شکم مادر است).
    از طرفی «بغی » به معنای «طلب چیزی » و یا «سعی در فساد» هم آمده است و از این معانی می فهمیم که مریم و مادرش حتی در فکر گناه هم نبوده اند و تلاشی برای ورود به وادی فساد و گناه هم نداشته اند چون خواستن و طلب مربوط به اندیشه و احساس آدمی است و آنها از این جهت هم پاک بودند نه تنها در عمل.
    از این روست که قرآن کریم سعی در رفع افتراء و تهمت نسبت به مریم می کند و می فرماید: «و مریم ابنت عمران التی احصنت فرجها» دختر عمران کسی است که خود را پاکدامن نگاه داشت. (تحریم / 12)
    و نیز در سوره انبیاء می فرماید «و التی احصنت فرجها فنفخنا فیها من روحنا و جعلناها و ابنها آیة للعالمین » (انبیاء / 91) و آن (زن را یاد کن) که خود را پاکدامن نگاه داشت و از روح خویش در او دمیدیم و او و پسرش را برای عالمیان آیتی قرار دادیم.
    پس مریم بانوی پاکدامنی است که خداوند او را ظرف مناسبی برای مقام رسالت خویش می داند و برای اثبات پاکی او طفل شیرخواره را به تکلم، در می آورد و او را الگویی برای پاکدامنان قرار می دهد.
    در کتاب مقدس مسیحیت نیز طهارت مریم به گونه ای زیبا به تصویر کشیده شده است آنجا که آمده است، «خداوند، جبرئیل فرشته، را در این روزگار نزد دوشیزه ای که مریم خوانده می شد و از نسل داوود فرزند یهودا بود برانگیخت در هنگامی که این دوشیزه در زندگی ای سراسر با پاکی و بدون کوچکترین گناهی به سر می برد و از هر بدی و سرزنش منزه بود و بر نماز و روزه مواظبت و مراقبت داشت ».
    پرتو تربیت

    پس در تولد حضرت عیسی(ع) و مادر بزرگوار وی در دهکده خود به زندگی ادامه داده و تلاش خویش را برای تربیت عیسی آغاز کرد اگر چه مورد تهمت برخی از مردم آن دهکده قرار گرفته بود.
    عیسی مانند دیگر کودکان رشد و نمو کرد ولی آثار فضل و علامتهای پیامبری در او آشکار بود، برخی می نویسند:
    «عیسی که با همسالان خود به بازی مشغول بود به ایشان خبر می داد که در خانه های خود چه خورده اند» و این نشانگر نبوغ او بود.
    مریم(س) در مورد تربیت فرزندش اهمیت زیادی قائل بود و او را پیش آموزگار دهکده می فرستاد تا مشعل جانش با علم و دانایی روشنی یابد و «او به گفتار معلم گوش می داد و هنوز استاد درباره موضوعی سخن نگفته بود که عیسی آن را بیان می داشت ».
    عیسی هنوز 12 سال نداشت که با مادر خویش به «بیت المقدس » رفت و به حلقه درس دانشمندان بیت المقدس وارد می شد و به سخنان آنان گوش فرا می داد.
    حضور مریم(س) در مجالس علم و نیایش یکی از ویژگیهای این بانوی نیایش است که در فرزند او تاثیر گذاشته و او را نیز شیفته مباحث علمی و معنوی کرده بود.
    حضرت عیسی(ع) در مجالس اندیشمندان یهود نه تنها در حد گوش فرا دادن نبود بلکه در موارد گوناگون علمی با آنها جدال می کرد و سعی می کرد مردم را از خرافه پرستی و انحراف دور سازد و در تمامی مراحل زندگانی وی مادر بزرگوارش پشتیبان بزرگی برای وی بود و زمینه های رشد و بالندگی وی را فراهم می ساخت.
    صبر و توکل مریم در برابر مشکلات و استعاذه از ویژگیهای خاص اوست که در روح بلند فرزند عزیزش، عیسی مسیح، ظهور و بروز کرد و همواره این صفات در امر تبلیغ تعالیم دینی او را یاری کرده و موقعیتهای اجتماعی را نیز برای او به ارمغان می آورد.
    خلاصه اینکه

    مریم بنا به نقل مورخان در13 یا 15 سالگی به گونه ای معجزه آسا بدون ازدواج به عیسی مسیح(ع) باردار شد و به اذن خداوند متعال برای اثبات پاکی وی عیسی در گاهواره سخن گفت و به طهارت مادر اقرار کرد. زادگاه عیسی(ع) در بیت لحم(در 8 کیلومتری اورشلیم) بود و مریم نام وی را عیسی نهاد زیرا یسوع به معنای «یار یهود» است.
    پیروان دین مسیح بر این باورند که: در سال 28 میلادی، عیسی(ع) توسط یحیی(ع) غسل تعمید داده شد و در آن زمان او33 ساله بود و توسط یهودیان و دشمنان به دار آویخته شد و مادر مهربان خود را در فراق و هجران خود تنها گذاشت، مورخان در این مورد می نویسند:
    «مریم در فراق فرزند همواره نالان بود و از خدا می خواست که از این جهان بدر شود و به فرزند عزیزش ملحق شود مدت زندگانی وی 63 سال بود و سپس دارفانی را وداع گفت. عقیده عسیویان آن است که چون مریم وفات کرد او را به خاک سپردند و بعد از3 روز زنده شد و از مدفن خود برخاسته به سوی آسمان عروج کرد او مانند عیسی(ع) همیشه زنده خواهد ماند».
    قرآن کریم: در مورد فرجام عیسی می فرماید: او را نکشتند و به دار نیاویختند بلکه امر بر ایشان مشتبه شد، یعنی به جای عیسی، «یهودا» را که یکی از حواریون عیسی(ع) بود و منحرف شده و پناهگاه حضرت عیسی را به سربازان نشان داده بود به جای حضرت به دار(صلیب) آویختند و خداوند عیسی را به آسمان برد تا از شر اشرار در امان باشد و اعتقاد ما این است که هنگام ظهور حضرت مهدی(عج) عیسی نیز نازل شده و به موعود آفرینش، حضرت حجت(ع) اقتدا خواهد کرد.
    اکنون پس از گذشت 20 قرن از زندگانی حضرت مریم(س) در هر محفلی غنچه های طهارت و پاکی بشکفد نام مریم(ع) زینت بخش آن مجلس خواهد بود و این قدسیه عابده در نیایش نیایشگران امروز به همراه پسر خویش ستوده می شود و ناقوس عبودیت و توحید بر بلندای روح وی نواخته می شود.
    و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون

    شهید
    تو بالا رفته ایی من در زمینم
    برادر روسیاهم شرمگینم



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    9
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سوره مریم را بخوانید با دقت ببین چه کرد تا خواند ان را رستگار کرد یا حضرت مریم(ع).خداوند ما را با این ابرومندان محشور بگردان.
    یاحق

  6. تشکرها 2


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331



    حضرت فاطمه عليهاالسلام با ملائكه سخن مى‏گفت و فرشتگان نيز با آن حضرت سخن مى‏گفتند.
    شبى حضرت فاطمه عليهاالسلام از فرشتگان سؤال نمود: آيا برترين زن عالم، حضرت مريم عليهاالسلام دختر عمران نيست؟ فرشتگان عرضه داشتند: حضرت مريم عليهاالسلام سرور زنان زمان خود بود، اما خداوند شما را برترين زن جهان قرار داده است، هم در زمان خودت و هم در زمان حضرت مريم عليهاالسلام و سرور همه‏ى زنان از اول عالم تا آخر جهان.»


    .

  8. تشکرها 2


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,017
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    3



    حضرت مريم روزى كه به صحرا رفته بود، در دامنه كوهى خسته شد و خوابيد و از دنيا رفت، خداوند حوريان بهشتى را فرستاد تا او را غسل دادند و پارچه سفيدى رويش انداختند.
    عيسى(عليه السلام) به سراغ مادر رفت و ديد خوابيده و پارچه سفيدى روى او كشيده شده، دلش نيامد مادر را بيدار كند تا مدتى اطراف او راه مى رفت. چون وقت نماز و افطار مادر شد و از وقت گذشت آهسته آهسته او را صدا زد و جواب نشنيد، نزديك رفت و بلندتر صدا كرد، جواب نشنيد تا پارچه را عقب كرد ديد مادرش از دنيا رفته است، با دل سوخته و ديده گريان مادر را برداشت و برد و در بيت المقدس به خاك سپرد.[1]


    1) عماد زاده، قصص الانبيا، ص 733.


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    1,246
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا حضرت مریم(س) خواهر هارون بود؟




    حضرت مریم(س) خواهر هارون معروف - که برادر حضرت موسی بود - نیست زیرا وی برادر نداشت و میان حضرت مریم و هارون ده ها سال فاصله است . البته در قرآن آمده که بنی اسراییل حضرت مریم را با عنوان « یا اخت هارون » خطاب کردند .

    اینکه آنها به مریم گفتند:" اى خواهر هارون" موجب تفسیرهاى مختلفى در میان مفسران شده است، اما آنچه صحیحتر به نظر مى‏رسد این است که هارون مرد پاک و صالحى بود، آن چنان که در میان بنى اسرائیل ضرب المثل شده بود، هر کس را مى‏خواستند به پاکى معرفى کنند مى‏گفتند: او برادر یا خواهر هارون است- مرحوم طبرسى در مجمع البیان این معنى را در حدیث کوتاهى از پیامبر ص نقل کرده است «1».

    در حدیث دیگرى که در کتاب" سعد السعود" آمده چنین مى‏خوانیم:

    پیامبر ص" مغیره" را به نجران (براى دعوت مسیحیان به اسلام) فرستاد، جمعى از مسیحیان به عنوان (خرده‏گیرى بر قرآن) گفتند مگر شما در کتاب خود نمى‏خوانید" یا أُخْتَ هارُونَ" در حالى که مى‏دانیم اگر منظور هارون برادر موسى است میان مریم و هارون فاصله زیادى بود؟

    مغیره چون نتوانست پاسخى بدهد مطلب را از پیامبر ص سؤال کرد، پیامبر ص فرمود: چرا در پاسخ آنها نگفتى که در میان بنى اسرائیل معمول بوده که افراد نیک را به پیامبران و صالحان نسبت مى‏دادند 1
    ادامه دارد
    شهيد عماد مغنيه: براي من ميل رهبر معظم انقلاب، حجت شرعي است.

  11. تشکرها 2


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    1,246
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بعضی گفته اند:

    مریم را خواهر هارون خطاب کردند. در واقع مریم خواهر هارون نبود، بلکه از خاندانى شریف و پاکیزه بود که هارون برادر موسى (ع) در رأس آن جاى داشت یعنى مریم از خاندان هارون بود و چون هارون به تقوى و پرهیزگارى معروف بود مریم را «اى خواهر هارون» خطاب کردند. در میان عربها رسم است که چون مردى را بخواهند به خاندانى نسبت دهند مى‏گویند «یا اخا فلان». اى برادر فلان.

    قوم او گفتند که ما پدرت را مى‏شناسیم مردى عارى از محاسن اخلاق نبود و مادرت هم بد کاره نبود. پس این کودک از کجا آورده‏اى؟

    از این آیه مى‏توان به مسئله وراثت و تأثیر آن در نسل آگاه شد. یعنى در خانواده‏اى که مزایاى اخلاقى خانواده تو را داشته باشد چنین کارهاى زشت عجیب است.2
    ادامه دارد
    شهيد عماد مغنيه: براي من ميل رهبر معظم انقلاب، حجت شرعي است.

  13. تشکرها 2


  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    1,246
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اینکه چرا به مریم خواهر هارون گفته‏اند، در مجمع البیان چهار قول نقل کرده است:

    اول: هارون مرد نیکوکارى در بنى اسرائیل بود، اشخاص نیکوکار را به او نسبت مى‏دادند.

    دوم: هارون برادر پدرى مریم بود و به حسن سلوک معروف بود،

    سوم: منظور هارون برادر موسى علیه السّلام است که مریم از اولاد او بوده است،

    چهارم: هارون در آن روزگار ، مردی بدکار مشهور به زنا و فساد بود که مریم را به او نسبت داده و گفته‏اند:« اى شبیه هارون ».


    پاورقیها :

    1- تفسیر نمونه، ج‏13، ص: 51

    2- تفسیر هدایت، ج‏7، ص: 35

    3- تفسیر أحسن الحدیث،ج
    http://www.cloob.com/club/article/li...h/wrapper/true
    شهيد عماد مغنيه: براي من ميل رهبر معظم انقلاب، حجت شرعي است.

  15. تشکرها 2


  16. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    1,124
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اوصاف حضرت مریم (ع) در قرآن مجید

    از مریم(س)چه می دانید؟
    "و مریم ابنت عمران التى احصنت فرجها فنفخنا فیه من روحنا..."
    این آیه عطف است به جمله"امرأت فرعون"، و تقدیرش این است كه: "و ضرب الله مثلا للذین امنوا مریم... ـ خداوند مریم را مثل زده براى كسانى كه ایمان آورده‏اند...".
    در خصوص مریم (ع) مى‏بینیم كه به نام مباركش تصریح نموده، ولى درباره همسر فرعون چنین كارى نكرد، اصولا در قرآن كریم جز مریم نام هیچ زنى برده نشده، تنها آن جناب است كه در حدود بیست و چند سوره و در سى و چند آیه نام او را برده است.
    "التى احصنت فرجها فنفخنا فیه من روحنا" ـ در این قسمت از آیه مریم را به خاطر عفتش مى‏ستاید، و ستایش مریم (ع) در قرآن كریم مكرر آمده، و شاید این به خاطر رفتار ناپسندى باشد كه یهودیان نسبت به آن جناب روا داشته، و تهمتى باشد كه ایشان به وى زدند، و قرآن كریم در حكایت آن مى‏فرماید: "و قولهم على مریم بهتانا عظیما" (1) و در سوره انبیاء هم نظیر این قصه آمده مى‏فرماید: "و التى احصنت فرجها فنفخنا فیها " (2) .
    اصولا در قرآن كریم جز مریم نام هیچ زنى برده نشده، تنها آن جناب است كه در حدود بیست و چند سوره و در سى و چند آیه نام او را برده است.

    "و صدقت بكلمات ربها" ـ یعنى مریم كلمات پروردگار خود را كه به قول بعضى (3) همان وحى انبیا باشد، تصدیق كرد. بعضى (4) دیگر گفته‏اند: مراد از كلمات خداى تعالى در اینجا وعده و تهدید و امر و نهى خداست. ولى این وجه درست نیست، زیرا بنا بر این، دیگر احتیاج نبود نام كتب خدا را ببرد، چون كتب آسمانى همان وعده و وعید و امر و نهى است.
    "و كتبه" ـ منظور از كتب خداى تعالى همان كتبى است كه شرایع خداى تعالى در آن است، شرایعى كه از آسمان نازل شده، مانند كتاب تورات و انجیل، و اصطلاح قرآن هم در كتب آسمانى همین است، و شاید منظور از تصدیق كلمات پروردگارش و تصدیق كتب خداى تعالى این باشد كه مریم (ع) صدیقه بوده، همچنان كه در آیه زیر فرموده: "ما المسیح بن مریم الا رسول قد خلت من قبله الرسل و امه صدیقة" (5) .
    "و كانت من القانتین" ـ یعنى مریم از زمره مردمى بود كه مطیع خدا و خاضع در برابر اویند، و دائما بر این حال هستند، و اگر مریم (ع) را با اینكه زن بود، فردى از قانتین خواند با اینكه كلمه مذكور جمع مذكر است، بدین جهت بود كه بیشتر قانتین مردان هستند.
    مؤید اینكه قنوت به این معنا است. این است كه قنوت به همین معنا در آیه‏اى دیگر، در خصوص مریم (ع) آمده، آنجا كه ملائكه به حكایت قرآن كریم مریم را ندا داده مى‏گویند: "یا مریم اقنتى لربك و اسجدى و اركعى مع الراكعین" (6) .
    ولى بعضى (7) از مفسرین احتمال داده‏اند مراد از قانتین خصوص قوم و قبیله خود مریم باشد، چون آن جناب از خاندان و از بیتى به وجود آمد كه عموما اهل صلاح و طاعت بودند.
    ولى این احتمال بعید است، اولا به خاطر وجهى كه قبلا ذكر كردیم، و ثانیا به خاطر اینكه آیه شریفه در مقام تعریض به دو تن از زنان رسول خدا (ص) است، و در چنین مقامى مناسب آن است كه منظور از قانتین عموم اهل طاعت و خضوع براى خدا باشد.

  17. تشکرها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود