جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: لعان

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    32
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    0

    لعان




    سلام. هدفم از زدن این تاپیک این هست که یک مقدار بسیار زیادی با واژه های حقوقی که در قرآن اومده صحبت کنیم . اولین موردی که خیلی جالب هست و جای فکر داره لعان هست . آیا تا به حال این واژه به گوشتون خورده یا در موردش مطالبی رو می دونید ؟لطف کنید نظراتتون رو بنویسید . من در ادامه اگه امکان داشت در موردش تاحدودی که اطلاع دارم توضیح می دم .
    نگفتمت مرو آنجا
    که آشنات منم...
    نگفتمت که صفت های زشت در تو نهند...
    به عاقبت به من آیی
    که منتهات منم

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    5,046
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    416 پست
    حضور
    132 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    24
    آپلود
    41
    گالری
    2534



    سلام به شما

    تا اونجایی که بخاطر دارم ، لعان به معنی نفرین زن و مرد به همدیگه هست.
    استادی که در این باره صحبت میکردند یک ماجرا در این زمینه هم از زمان پیامبر نقل کردند.

    مطمئن نیستم ؛ اما گمان میکنم که نهایتا اگر لعان انجام بشه دیگه هیچ نیازی به طلاق نیست و یکی از راه هایی که عقد نکاح فسخ میشه بواسطه لعان هست...
    ویرایش توسط iranproud : ۱۳۸۸/۰۹/۲۰ در ساعت ۱۷:۳۶

  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,017
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    3



    والَّذين‌َ يَرمون‌َ اَزوَجَهُم ولَم يَكُن لَهُم شُهَدأُ اِلاّ اَنفُسُهُم فَشَهـَدَة‌ُ اَحَدِهِم اَربَع‌ُ شَهـَدَت‌ٍ بِاللّه‌ِ اِنَّه‌ُ لَمِن‌َ الصّـَدِقين # والخـَمِسَة‌ُ اَن‌َّ لَعنَت‌َ اللّه‌ِ عَلَيه‌ِ اِن كان‌َ مِن‌َ الكـَذِبين‌; (نور، 6 و 7)
    كسانى كه همسران خود را متهم (به عمل منافى عفت مى‌كنند) و گواهانى جز خودشان ندارند، هر يك از آنان بايد چهار مرتبه به نام خدا شهادت دهند كه از راست گويان است‌; و در پنجمين بار بگويد: لعنت خدا بر او باد اگر از دروغ گويان با شد.
    پس از اين پنج شهادت مرد، زن مى‌تواند اين اتهام را با پنج شهادت ديگر از خود نفى نمايد. اين شهادت‌ها در محكمه عدل و در حضور قاضى انجام مى‌گيرد، كه در اصطلاح فقه به آن (لعان‌) گفته مى‌شود.
    در صورتى كه مرد و زن در حضور قاضى اين شهادت‌ها را اجرا كنند، زن و مرد بدون نياز به صيغه طلاق فوراً از هم جدا مى‌شوند. زن براى هميشه بر مرد حرام مى‌شود و ازدواج مجدد ميان آن دو امكان ندارد
    لعان در صورتى كه اولاً مرد دخول كرده باشد و ثانياً يقين داشته باشد فرزند از خودش نيست يا ديده باشد
    زنش با اجنبى همبستر شده يا بيّنه داشته باشد. در اين صورت لعان در دادگاه جارى مى شود كه دو فايده دارد:
    1 فرزند ملحق به مرد نيست
    2 مرد حدّ قذف (نسبت زنا به زن ) نمى خورد.(1)



    1.تحرير الوسيله , ج 2 ص 362 مسئله 16

  6. تشکرها 2


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    32
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام ممنون از توجهی که کردید. مسئله بعدی این هست که اگر مرد بعد از انجام لعان متوجه شد که اشتباه کرده چه شرایطی پیش میاد ؟ و سوال بعد اینکه آیا امکان داره این طفل ارث ببرد یاخیر ؟ و آیا زن باید بعد از لعان عده نگه دارد یا خیر ؟
    نگفتمت مرو آنجا
    که آشنات منم...
    نگفتمت که صفت های زشت در تو نهند...
    به عاقبت به من آیی
    که منتهات منم

  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    32
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نام خدا
    اگر توضیحاتم دیر شد ببخشید چون adslام قطع شده بود .
    لعان در قرآن در آیات 6 تا 8 سوره نور بیان شده است.
    در قانون مدنی جمهوری اسلامی در ماده 1052 ذکر شده است « تفریقی که با لعان حاصل می شود موجب حرمت ابدی است.»
    لعان مباهله مخصوص بين زن و شوهر است و اثرش يا نفى حد است يا نفى فرزند.
    مساءله 1 - لعان در دو مورد مشروع است :
    اول جائيكه شوهر بر همسر خود نسبت زنا بدهد، دوم در مورديكه فرزندى كه در بستر زناشوئى او متولد شده را از خود نفى كند و بگويد: اين بچه از من نيست در حاليكه ممكن است از او باشد.
    مساءله 2 - براى شوهر جائز نيست به صرف شك و حتى با ظن غالب و به خاطر پاره اى حركات مشكوك نسبت زنا به همسر خود بدهد بلكه حتى با شياع و افتادن قضيه بر سرزبانها هم جائز نيست ، و نيز صرف اينكه فردى موثق خبر بياورد نمى تواند چنين نسبتى به او بدهد مگر در صورتيكه برايش يقين حاصل شود، لكن در همين صورت هم اگر زن نسبت او را تصديق نكند حاكم نسبتش را نمى پذيرد مگر اينكه او شاهد بياورد، بلكه در چنين وضعى اگر چنين نسبتى به او بدهد و زن تقاضا كند كه حد قذف بر او جارى كنند حد بر او جارى مى شود، مگر آنكه لعان با شرائطى كه بعدا ذكر مى كنيم صورت بگيرد كه اگر گرفت حد از او برداشته مى شود.
    مساءله 3 - شرط است در ثبوت لعان بخاطر قذف اينكه مرد ادعاى مشاهده كند (يعنى بگويد با چشم خود ديدم كه زنا مى دهد) پس اگر ادعاى مشاهده نكند و يا بخاطر اينكه نابيناست نتواند ادعاى مشاهده كند نمى تواند با لعان حد قذف را از خود بردارد بلكه در هر صورت حد بر او جارى مى شود، شرط ديگر لعان نداشتن شاهد است زيرا اگر مرد شاهد بياورد حد قذف را از خود دفع مى كند و ديگر نوبت به لعان نمى رسد.
    مساءله 4 - شرط است در لعان اينكه زن مورد اتهام همسر دائمى او باشد، پس در نسبت دادن زنا به زن بيگانه نمى تواند بطريق لعان حد را از خود بردارد بلكه در صورتيكه شاهد نياورد بايد حد بخورد، و همچنين در زوجه منقطعه كه بنابر اقوى لعان جريان ندارد، شرط ديگر اينكه زن مدخول بها باشد و گرنه نمى تواند با لعان خود را از حد قذف خلاص ‍ كند، شرط ديگر اينكه زن معروف به زنا نباشد كه اگر معروف باشد لعان نيست بلكه حد قذف هم نيست تا بخواهد با لعان خود را از آن خلاص كند تنها او را تعريز مى كنند مگر آنكه با آوردن شاهد خود را تبرئه نمايد، بله اگر زن زناى علنى مى دهد بعيد نيست كه پاى تعزير هم به ميان نيايد، و نيز در لعان شرط است كه زن كامل و سالم از كرى و لالى باشد و گرنه جاى لعان نيست .
    مساءله 5 - در جائيكه احتمال برود فرزند متولد در بستر كسى فرزند واقعى او باشد براى او جائز نيست او را از خود نفى كند و بگويد اين بچه از من نيست ، و امكان ملحق كردن فرزند به مرد به اين است كه اولا با مادرش جماع كرده باشد و يا منى خود را در فرج او و يا در اطراف فرج او ريخته باشد بطوريكه احتمال برود كه رحم آن را بخود جذب كرده است ، و در ثانى از تاريخ جماع وتا زمان تولد كودك حداقل شش ماه و يا بيشتر فاصله شده باشد و از بالاترى مدت حمل هم نگذشته باشد، در غير اينصورت مرد نمى تواند فرزند را از خود نفى كند حتى در مورديكه ثابت شود مردى اجنبى با آن زن فجور كرده تا چه رسد بمرديكه صرف اتهام در بين باشد بلكه بر مرد واجب است اقرار كند به اينكه كودك متولد شده فرزند خود او هست ، بله اگر يقين دارد به اينكه پيدايش كودك از نطفه او نيست چون يقين دارد بر اينكه شرائط لحوق او به وى مختل است (مثلا خود او خواجه است ) و مى داند اگر نفى نكند بحسب ظاهر شرع ملحق به او خواهد شد واجب است آن را نفى كند تا كودك ملحق به او نشود و بيگانه اى به دودمان وى نپيوند تا در مسئله ارث و نكاح و نظر كردن به محارم و غيره محذورى پيش نيايد.
    مساءله 6 - اگر فرزندى كودكى كه در بستر او متولد شده را نفى كند اگر مى داند كه بمادر او دخول كرده است آنهم دخولى كه تكون كودك از نطفه وى را ممكن و محتمل بسازد و يا قبلا اقرار به چنين دخولى داشته و با اين حال فرزندى او را از خود نفى مى كند در محكمه نفى او مسموع نيست و آن فرزند بخاطر نفى او از او منتفى نمى شود نه بطريق لعان و غير آن ، و اما اگر علم به دخول ندارد و قبلا هم اقرار به دخول نكرده و فعلا آن را نفى مى كند چه اينكه در نفى خود علت را ذكر نكند مثل اينكه بگويد: ((اين كودك فرزند من نيست )) و چه اينكه علت را ذكر كند مثل اينكه بگويد: ((اين كودرك از من نيست زيرا من اصلا به مادر او دخول نكرده ام )) و چه اينكه منكر دخولى باشد كه تكون كودك از نطفه او را ممكن سازد، در تمام اين چند صورت هر چند كه فرزند بر صرف نفى او از او منتفى نمى شود لكن مى تواند بطريق لعان او را از خود نفى كند، البته مشروعيت لعان در زمانى است كه دخول ثابت شده باشد و گرنه بهيچ وجه مشروع نيست .
    مساءله 7 - تنها در زمانى لعان مشروع است كه زن به عقد دائمى در حباله مرد باشد، و اما فرزنديكه زن منقطعه بياورد نفى او احتياج به لعان ندارد و همينكه شوهر بگويد اين فرزند از من نيست بدون لعان از او منتفى مى شود هر چند اگر (بينه و بين الله ) علم به نفى آن ندارد جائز نيست او را نفى كند، و اگر بداند كه با مادر او دخول كرده و يا نطفه اش را در اطراف فرج او ريخته بطوريكه احتمال مى دهد و ممكن هست كه رحم آن نطفه را جذب كرده و فرزند خود او باشد و يا قبلا اقرار به يكى از اين دو جريان كرده و با اين حال اكنون آن را نفى مى كند، با نفى او فرزند از او منتفى نمى شود و به فرضى هم كه در محكمه او را نفى كند قولش مسموع نيست همانطور كه در زن دائمه مسموع نبود.
    مساءله 8 - در مشروعيت لعان براى نفى فرزند فرقى نيست بين اينكه فرزند در شكم مادر باشد يا بدنيا آمده باشد.
    مساءله 9 - مسلم است كه اگر فرزندى از شوهر او منتفى شد معنايش از نيست كه آن زن زنا داده است زيرا احتمال وطى به شبهه و احتمالات ديگر بين هست ، پس اگر مردى يقين داشته باشد به اينكه فرزندى كه همسرش آورده فرزند او نيست گر چه جائز و بلكه واجب است او را از خود نفى كند لكن جائز نيست نسبت زنا به همسرش بدهد و بگويد اين فرزند از زنا متولد شده است .
    مساءله 10 - اگر مردى اقرار كند كه فرزند از او هست و سپس آن را انكار كند انكارش مسموع نيست چه اينكه انكار قبليش صريح بوده باشد و يا بطور كنايه ، مثل اينكه وقتى مژده برايش برده اند كه خداى تعالى فرزندى به تو عطا كرده و اميد است مولود مباركى برايت باشد او در مقابل بگويد آمين يا انشاء الله تعالى ، بلكه بعضى از فقها فرموده اند همينكه شوهر در حين ولادت كودك حاضر باشد و يا اينكه محذورى در بين نبوده او را از خود نفى نكرده باشد خود نوعى اقرار است كه در نتيجه بعدها نمى تواند آن كودك را انكار كند بلكه اين فتوى به مشهور هم نسبت داده شد لكن اقوى خلاف آنست .
    مساءله 11 - لعان جز در محضر حاكم شرع واقع نمى شود و احتياط آنست كه بگوئيم حتى در محضر كسى كه حاكم شرع او را براى اين كار نصب كرده واقع نشود، و طريقه انجام لعان اين است كه ابتداء مرد بعد از آنكه نسبت زنا به زن خود داد و يا فرزندى را كه آورده از خودش نفى كرده چهار بار بگويد: ((اشهد بالله - كه من در آنچه گفتم يعنى نسبت زنا به او دادم و يا فرزند را از خود نفى كردم )) ((لمن الصادقين - يعنى هر آينه از راستگويانم )) بعد از اين كه چهار بار يك بار هم بگويد: ((لعنه الله على ان كنت من الكاذبين - يعنى لعنت خدا بر من اگر از دروغگويان باشم ))، بعد از آنكه كار مرد پايان يافت زن چهار بار بگويد: ((اشهد بالله انه لمن الكاذبين - يعنى بخدا شهادت مى دهم كه شوهرم در سخنش كه نسبت زنا به من داد و يا نفى فرزندى كرد از دروغگويان است )) و سپس بگويد: ((غضب الله على ان كان من الصادقين - يعنى غضب خدا بر من باد اگر او از راستگويان باشد)).
    مساءله 12 - واجب است شهادت و لعن بهمان وجهى كه بيان كرديم اداء شود، پس اگر مرد و يا زن بگويد سوگند مى خورم و يا شهادت مى دهم و يا بگويند ما شاهديم و لفظ جلاله را عوض كنند و اسامى ديگر خداوند از قبيل رحمان و خالق بشر و امثال اينها را بكار ببرند، و يا مرد بگويد: ((انى صادق - من صادقم )) يا بگويد: ((انى لصادق - هر آينه من صادقم )) يا بدون حرف لام بگويد: ((انى من الصادقين - من از صادقينم ))، و يا زن بگويد: ((انه لكاذب - او هر آينه درغگو است )) و يا بگويد: ((انه من الكاذبين - او از دروغگويان است ))، لعان واقع نمى شود، و همچنين است اگر مرد لعنت را با غضب و زن غضب را با لعنت عوض كند.
    مساءله 13 - واجب است اينكه هر يك از زن و مرد بعد از فرمان حاكم به آنان كار خود را آغاز كنند و انجام دهند چون بدون دستور حاكم لعان واقع نمى شود.
    مساءله 14 - واجب است صيغه لعان با عربى صحيح خوانده شود و اگر كسى قادر بر عربى صحيح نباشد بهر مقداريكه مى تواند به عربى اداء كند و اگر بهيچ وجه برايش ميسور و ممكن نيست آن وقت مى تواند بزبان غير عربى جارى بسازد.
    مساءله 15 - واجب است زن و مرد هنگام خواندن پنج صيغه لعان بايستند، حال آيا معتبر است كه هر دو در حال تلفظ هر يك از آن دو ايستاده باشند و يا كافى است هر يك در نوبت خواندن خودش بايستد؟ نزديكتر به احتياط آنست كه هر دو در هر حال ايستاده باشند بلكه اين فتوى خالى از قوت نيست .
    مساءله 16 - وقتى لعان با همه شرائطى كه دارد واقع بشود احكامى بر آن مترتب مى شود: اول اينكه عقد نكاحى كه بين زن و مرد برقرار بوده خود بخود فسخ مى شود و آن دو بهم نامحرم مى شوند، دوم اينكه آن زن براى هميشه بر آن مرد حرام مى شود يعنى حتى با عقد جديد هم ديگر نمى تواند با آن زن ازدواج كند و اين دو حكم در مطلق لعان ثابت است هم لعان در قذف از مرد ساقط مى گردد و با لعان زن حد زنا از خود او ساقط مى شود، در نتيجه اگر مردى نسبت زنا بهمسرش داد و سپس در محكمه با او ملاعنه كرد و سوگند خود را اداء نمود ولى زن از اداء آن نكول كرد مرد از حد قذف رها مى شود ولى زن بايد حد زنا بخورد چون لعان مرد بمنزله اقامه بينه بر اثبات زناى زن است ، چهارم اينكه فرزند تنها از آن مرد نفى مى شود نه از زن ، البته اين وقتى است كه هر دو ملاعنه را انجام دهند به اين معنا كه مرد فرزند را از خود نفى كند و زن ادعا كند كه از مرد است و سپس هر دو ملاعنه كرده باشند كه در اينصورت ديگر بين آن كودك و آن مرد توارثى نيست نه اين از آن ارث مى برد و نه آن از اين و همچنين بين آن كودك و منسوبين آن مرد مانند جد و جده و برادر خواهر پدرى او توارثى نيست و همچنين است عموها و عمه هاى آن مرد، بخلاف مادر و منسوبين بمادر حتى برادران پدر و مادرى او بحكم برادران مادرى او هستند و با او توارث دارند.
    مساءله 17 - اگر مرد بعد از آنكه ملاعنه كرد تا فرزند را از خود نفى كند دوباره خود را تكذيب كند و بگويد اين فرزند من است ، اين اقرارش در مورد هر حكمى كه عليه اوست جارى مى شود اما در مورد هر حكمى كه بنفع اوست جارى نمى شود كه در نتيجه آن پسر از وى ارث مى برد ولى پدر از او و او از ارقاب او ارث نمى برد، و اين پسر بخاطر اقرار پدر از ارقاب پدرش هم ارث نمى برد.
    ویرایش توسط starsomy : ۱۳۸۸/۰۹/۲۲ در ساعت ۱۳:۲۸
    نگفتمت مرو آنجا
    که آشنات منم...
    نگفتمت که صفت های زشت در تو نهند...
    به عاقبت به من آیی
    که منتهات منم

  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,017
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    3



    نقل قول نوشته اصلی توسط starsomy نمایش پست
    سلام ممنون از توجهی که کردید. مسئله بعدی این هست که اگر مرد بعد از انجام لعان متوجه شد که اشتباه کرده چه شرایطی پیش میاد ؟ و سوال بعد اینکه آیا امکان داره این طفل ارث ببرد یاخیر ؟ و آیا زن باید بعد از لعان عده نگه دارد یا خیر ؟


    اگر امكان لحوق فرزند به شوهر باشد، مثل اين كه دخول انجام شده يا منى مرد به فرج زن ريخته شده ومدت اقل و اكثر حمل مراعات شده باشد، مرد حق ندارد بگويد فرزند از من نيست، گرچه زنش با نامحرمى رابطه داشته باشد، و فرزند ملحق به پدر است. در اين صورت با لعان نيز نمى توان فرزند بودن بچه را نفى كرد.(1)

    1.تحرير الوسيله , ج 2 ص 360 مسئله 5
    ویرایش توسط کلات : ۱۳۸۸/۰۹/۲۲ در ساعت ۲۱:۴۲

  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,017
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    3



    از امام موسى كاظم(عليه السلام) سؤال شد: «چرا زنى كه با شوهرش لعان نموده براى ابد و هميشه با هم حرام مى شوند؟ حضرت فرمود: به خاطر آن كه قسم هايى كه به ذات جلاله خورده اند قولشان را تصديق و تثبيت مى كند زيرا لفظ و قولشان اقتضا دارد براى هميشه از هم جدا شوند و بديهى است قسم هايى كه هر دو خورده اند اين معنا را ثابت مى نمايد
    (علل الشرايع، شيخ صدوق، ج 2، باب 278، ص 624).

    لعان چون واقع شود زن بر مرد حرام مؤبد مى‏شود و احتياجى بطلاق حاكم يا حكم او به افتراق ندارد از پيغمبر (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) روايت است «المتلاعنان لا يجمعان ابدا» و عده‏اش اگر صاحب عده باشد از وقت لعان است.
    (ادوار فقه، ج‏2، ص: 20)
    ویرایش توسط کلات : ۱۳۸۸/۰۹/۲۲ در ساعت ۲۱:۵۴

  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    32
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام جناب کلات گرامی . اگر به مساله 5و6 به دقت نگاه کرده باشیددرحالتی که مرد عالم به دخول باشد نظر او در دادگاه مستمع نیست ( استماع نخواهد شد) واگر عالم نباشد شرایط لعان حاصل خواهد شد.(جهل نسبت به دخول). و نکته بعدی اینکه جدایی که از لعان حاصل مشود طلاق نیست بلکه بعد از شرایطی که ذکر شد عقد شان به طور خود به خود فسخ خواهد شد . طلاق شرایطی دارد و همچنین آثاری ولی فسخ آثار طلاق را ندارد. همچنین در دادگاه مرد باید لعان را انجام بدهد و اگر زن آنرا نپذیرد و فرزند را منسب به پدر بداند باید او نیز نفی را به جای بیاورد در این حالت حد قذف نسبت به شوهر و حد زنا از زن برداشته می شود ولی اگر زن صیغه نفی را بجا نیاورد حد زنا بر او ثابت می شود.
    همچنین با دقت به مساله 17 اگر پدر از نفی خود برگشت تمام آثاری که به نفع اوست از بین میرود ( او از فرزند ارث نمی برد ) و تمام مسائلی که برعلیه اوست اجرا می شود ( فرزند از او ارث می برد). ولی حد قذف از او برداشته می شود .
    نگفتمت مرو آنجا
    که آشنات منم...
    نگفتمت که صفت های زشت در تو نهند...
    به عاقبت به من آیی
    که منتهات منم

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود