جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: داستان ایثار حضرت علی (ع)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331

    داستان ایثار حضرت علی (ع)




    داستان ایثار حضرت علی (ع)


    ایثار مولا امیر المؤمنین (ع)

    و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله و الله رئوف بالعباد

    بعضی از مردم جان خود را در برابر خشنودی خدا می فروشند و خداوند نسبت به بندگانش مهربان است (سوره بقره 207)

    در سال سیزدهم بعثت سران کفر که در مکه بودند، به شدت از ناحیه ی مسلمانان احساس خطر می کردند، به دلیل این که پیامبر صلی الله علیه و آله در شهر یثرب (که بعدها مدینة النبی نام گرفت) پایگاه نسبتا قوی و مناسبی پیدا کرده بود و آنها قبول کرده بودند که از جان پیامبر محافظت کنند، به همین خاطر جلسه مشورتی سران قریش در دارالندوه (که محل شور و مشورت سران کفر بود) تشکیل شد، موضوع جلسه هم چگونگی از میان برداشتن و قتل پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بود. ابتدا شخصی پیشنهاد داد که یکی داوطلب شود و محمد را بکشد و اگر بنی هاشم هم قصد کشمکش و نزاع داشت خون بهایش را می پردازیم. پیر مرد ناشناسی در آن جلسه بود که خود را نجدی معرفی می کرد، این نظر را رد کرد و گفت: هرگز بنی هاشم به خون بها راضی نمی شوند و تقاضای استرداد قاتل را می کنند. پس اگر کسی می خواهد این کار را بکند ابتدا باید خود دست از زندگی بشوید که در میان شما چنین کسی وجود ندارد
    دیگری که نامش ابو البختری بود، گفت: او را زندانی کرده تا جلوی نشر افکارش را بگیریم. باز هم پیر مرد نجدی مخالفت کرد. شخص سوم پیشنهاد داد که او را بر شتری چموش و سرکش ببندیم و در بیابان ها رهایش کنیم تا از گرسنگی و تشنگی تلف شود و اگر هم زنده بماند و در قبیله ای دیگر فرود آید با گفتن حرف هایش علیه بت ها آنها او را خواهند کشت. باز هم پیر مرد نجدی با آنها مخالفت کرد .
    بهت و سکوت بر جلسه حکم فرما بود که ناگهان ابو جهل (و بنا به قولی خود پیر مرد نجدی) گفت: بهتر است از هر قبیله ای شخصی را برای کشتن او انتخاب کنیم و آنها شبانه و به صورت دسته جمعی بر او هجوم آورند و او را قطعه قطعه کنند تا خون او در میان تمام قبایل پخش گردد، در این صورت دیگر بنی هاشم قدرت نبرد با تمام قبایل را ندارد این فکر را همه پسندیدند و به اتفاق آرا تصویب شد .

    و إذ یمکر بک الذین کفروا لیثبتوک أو یقتلوک أو یخرجوک و یمکرون و یمکرالله والله خیرالماکرین سوره انفال 30

    تروریست ها انتخاب شده و قرار شد که شبانه ماموریت خود را انجام دهند، بنا به نقل مفسران فرشته ی وحی نازل گردید و پیامبر را از نقشه شوم مشرکان آگاه ساخت. رسول اکرم صلی الله و علیه و آله از طرف خدا مامور شد، آهنگ سفر کند و به سوی یثرب برود، ولی رهایی از دست ماموران بی رحم حکومت بت پرست آنهم با مراقبت کامل دشمن کار آسانی نبود، بالاخص که فاصله ی مکه و مدینه زیاد بود و احتمال داشت که مکیان از پشت سر به پیامبر برسند، در نتیجه رسول گرامی اسلام از حضرت علی علیه السلام خواست که در بستر وی بخوابد و جان خود را فدای بقای اسلام سازد تا مشرکان تصور کنند که پیامبر بیرون نرفته و در خانه است و در نتیجه تنها به فکر محاصره ی خانه ی او باشند و عبور و مرور را در کوچه ها و اطراف مکه آزاد بگذارند
    پیامبر صلی الله و علیه و آله رو به علی کرد و فرمود: امشب در جای من بخواب و آن برد سبز رنگی را که من هنگام خواب به روی خود می کشیدم بر روی خود بکش، زیرا از طرف مخالفان توطئه ای برای قتل من چیده شده و من باید به یثرب (مدینه) مهاجرت کنم
    علی علیه السلام از آغاز شب در بستر پیامبر خوابید. کم کم صبحگاهان از راه می رسید که فرمان حمله صادر شد .آنها به خانه ی پیامبر یورش بردند در حالی که دست ها به قبضه ی شمشیر بود. با شوری وارد حجره ی پیامبر شدند مقارن این حال علی سر از بالش برداشت و برد سبز رنگ را کنار زد و با کمال خونسردی فرمود: چه می گویید؟ گفتند: محمد را می خواهیم او کجاست؟ امیرالمؤمنین فرمود: مگر او را به من سپرده بودید تا از من تحویل بگیرید، او اکنون در خانه نیست
    ابو جهل که به هدف خود نرسیده بود رو به یارانش کرد و گفت: با علی کاری نداشته باشید که اگر به مبارزه برای کشتن او مشغول شویم محمد از دست ما نجات پیدا خواهد کرد.

    حضرت علی علیه السلام فرمود: ای ابو جهل آیا درباره ی من چنین حرفی می زنی؟ و آنگاه چنین ادامه داد: ای ابو جهل خداوند عقلی به من (علی) عطا کرده است که اگر میان تمامی احمق ها و کم عقلان و دیوانگان دنیا تقسیم شود همه ی آنها عاقل خواهند شد و نیرویی به من بخشیده است که اگر بر تمامی ناتوانان دنیا تقسیم شود همه نیرومند خواهند شد و شجاعتی به من داده است که اگر بر تمامی ترسو های دنیا تقسیم شود همه ی آنها شجاع خواهند شد و خردی در وجود من نهاده است که اگر بر تمامی بی خردان دنیا تقسیم گردد همه ی آنها خردمند خواهند شد

    مشرکان با شنیدن این سخنان چهره ی آنان از شدت غضب بر افروخته شد و خشم گلوی آنها را می فشرد و از اینکه تا صبحگاهان صبر کردند پشیمان بودند و تقصیر را گردن ابو لهب می گذاردند، زیرا که او پیشنهاد کرده بود تا صبح صبر کرده و بعد حمله کنند
    در هر صورت آن شب تاریخی یکی از نمونه های کم نظیر فداکاری و از جان گذشتگی برای اسلام بود که توسط مولی الموحدین امیرالمؤمنین علی علیه السلام انجام شد .


    منبع : قران پیام رستگاری


    ویرایش توسط ریحانه : ۱۳۸۸/۰۹/۲۸ در ساعت ۱۷:۵۷

  2. تشکرها 3


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    1,045
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    1 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    191
    آپلود
    52
    گالری
    45



    سخاوت و ايثار علي (ع)

    اذا جادت الدنيا عليك فجد بها علي الناس طرا انها تتقلب فلا الجود يفنيها اذا هي اقبلت و لا البخل يبقيها اذا هي تذهب (علي عليه السلام )
    سخاوت از طبع كريم خيزد و محبت و جاذبه را ميان افراد اجتماع برقرار مي سازد شخص سخي هر عيبي داشته باشد در انظار عموم مورد محبت است .
    علي عليه السلام در سخاوت مشهور و كعبه آمال مستمندان و بيچارگان بود هر كسي را فقر و نيازي مي رسيد دست حاجت پيش علي عليه السلام مي برد و آن حضرت با نجابت و اصالتي كه در فطرت او بود حاضر نمي شد آبروي سائل ريخته شود.
    حارث حمداني دست نياز پيش علي عليه السلام برد حضرت فرمود : آيا مرا شايسته پرسش دانسته اي
    عرض كرد بلي يا امير المومنين علي عليه السلام فورا چراغ را خاموش كرد و گفت . اين عمل براي آن كردم كه تو را در اظهار مطلب خفت و شكستي نباشد.
    روزي مستمندي به علي عليه السلام وارد شد و وجهي تقاضا كرد علي عليه السلام بعامل خود فرمود او را هزار دينار بدهد عامل پرسيد از طلا باشد يا نقره فرمود براي من فرقي ندارد هر كدام كه به درد حاجتمند بيشتر مي خورد از آن بده .
    معاويه كه دشمن سرسخت آن حضرت بود روزي از يكي پرسيد : از كجا مي آئي
    آن شخص از راه تملق گفت از پيش علي كه بخيل ترين مردم است ! معاويه گفت : واي بر تو از علي سخي تر كسي بدنيا نيامده است اگر او را انباري از كاه و انباري از طلا باشد طلا را زودتر از كاه مي بخشد.
    يكي از مباشران علي عليه السلام عوائد ملك او را پيش وي آورده بود آن حضرت فورا درآمد خود را به فقرا تقسيم نمود عصر آن روز همان شخص علي عليه السلام را ديد كه شمشيرش را مي فروشد تا براي خانواده خود ناني تهيه كند.
    علي عليه السلام هيچ گاه سائل را رد نمي كرد و مي فرمود : اگر من احساس كنم كه كسي از من چيزي خواهد خواست پيش از اظهار او در اجابت دعوتش پيش دستي مي كنم زيرا حقيقت جود ناخواسته بخشيدن است .
    علي عليه السلام مي فرمود حاجتمندان حاجت خود را روي كاغذ بنويسند تا خواري و انكسار سوال در چهره آنها نمايان نشود. علي عليه السلام چهار درهم پول داشت يكي را در موقع شب انفاق نمود و يكي را در روز و يكدرهم آشكارا و يكدرهم در نهان آنگاه اين آيه نازل شد كه مفسرين شان نزول آن را در مورد انفاق آنحضرت نوشته اند :
    الذين ينفقون اموالهم بالليل و النهار سرا و علانيه فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون . (1 )
    كسانيكه اموال خود را در شب و روز نهاني و آشكارا انفاق ميكنند براي آنها نزد پروردگارشان پاداشي است و ترس و اندوهي بر آنها نباشد . (2 )
    زماني كه علي (ع ) بر مسند خلافت نشست عربي نزد آن حضرت آمد و عرض كرد من به سه نوع بيماري گرفتارم بيماري نفس بيماري جهل بيماري فقر! علي عليه السلام فرمود مرض را بايد به طبيب رجوع كرد و جهل را بعالم و فقر را بغني .
    آن مرد گفت شما هم طبيب هستيد و هم عالم و هم غني !
    حضرت دستور داد از بيت المال سه هزار درهم به او اعطا كردند و فرمود هزار درهم براي معالجه بيماري و هزار درهم براي رفع پريشاني و هزار درهم براي معالجه ناداني . (3 )
    علما و مفسرين عامه و خاصه نقل كرده اند علي عليه السلام در مسجد نماز مي خواند و در ركوع بود كه سائلي در حاليكه سوال ميكرد از كنار او گذشت و آن حضرت انگشتر خود را كه در دست داشت با اشاره به او بخشيد سائل وقتي از او دور شد با رسول اكرم صلي الله عليه و آله برخورد نمود حضرت پرسيد چه كسي اين انگشتر را به تو داد سائل اشاره به علي عليه السلام نمود و گفت اين شخص كه در ركوع است آنگاه آيه : انما وليكم الله و رسوله ...كه آيه ولايت بوده و ضمنا اشاره به حاتم بخشي آن حضرت است نازل شد . (4 ) (در بخش پنجم در ترجمه و تفسير آيه مزبور بحث خواهد شد)
    علي عليه السلام تنها به بخشش مال اكتفا نمي كرد بلكه جان خود را نيز در راه حق ايثار نمود در شب هجرت به خاطر پيغمبر صلي الله عليه و آله از جان خود دست شست و به استقبال مرگ رفت معني پر مغز ايثار همين است كه جز علي عليه السلام كسي بدان پايه نرسيده است .
    ايثار مقدم داشتن ديگران است بر نفس خود و كسي تا تسلط كامل بر نفس نداشته باشد نميتواند مال و جان خود را به ديگري بدهد اين صفت از سجاياي اخلاقي و صفات ملكوتي است كه در هر كسي پيدا نمي شود علي عليه السلام با زحمت و مشقت زياد ناني تهيه كرده و براي فرزندان خود مي برد در راه سائلي رسيد و اظهار نيازمندي كرد حضرت نان را به او داد و با دست خالي به خانه رفت روزي با غلام خود قنبر به بازار رفت و دو پيراهن نو و كهنه خريد كهنه را خود پوشيد و نو را به قنبر داد.
    محدثين و مورخين همچنين مفسرين ذيل تفسير آيات سوره دهر (هل اتي ) هر يك با مختصر تفاوتي در الفاظ و عبارات در مورد ايثار علي عليه السلام بطور خلاصه چنين نوشته اند كه حسنين عليهما السلام مريض شدند پدر و مادر آنها و حتي خود حسنين نذر كردند كه پس از بهبودي سه روز بشكرانه آن روزه بگيرند فضه خادمه منزل نيز از آنها پيروي نمود.
    چون خداوند لباس عافيت به آنها پوشانيد به نذر خود وفا كرده و مشغول روزه گرفتن شدند علي عليه السلام سه صاع جو از شمعون يهودي كه همسايه شان بود قرض كرد و به منزل آورد حضرت زهرا عليها السلام روز اول يك صاع از آنرا آرد نموده و (بتعداد افراد خانواده ) پنج گرده نان پخت شب اول موقع افطار سائلي پشت در صدا زد اي خانواده پيغمبر من مسكين و گرسنه ام از آنچه ميخوريد مرا اطعام كنيد كه خدا شما را از طعامهاي بهشتي بخوراند خاندان پيغمبر هر پنج قرص را بمسكين داده و خود با آب افطار كردند.
    روز دوم فاطمه عليها السلام ثلث ديگر جو را آرد كرد و پنج گرده نان پخت شامگاه موقع افطار يتيمي پشت در خانه حرفهاي مسكين شب پيشين را تكرار كرد باز هر پنج نفر قرصهاي نان را به او داده و خود با آب افطار كردند. روز سيم فاطمه عليها السلام بقيه جو را بصورت نان در آورد و موقع افطاري اسيري پشت در آمد و سخنان سائلين دو شب گذشته را به زبان آورد باز خاندان پيغمبر نانها را به او دادند و خودشان فقط آب چشيدند روز چهارم حسنين عليهما السلام چون جوجه ميلرزيدند وقتي پيغمبر صلي الله عليه و آله آنها را ديد فرمود پناه مي برم بخدا كه شما سه روز است در چنين حاليد جبرئيل فورا نازل شد و 18 آيه از سوره هل اتي را (از آيه 5 تا آيه 22 ) در شان آنها و توضيح مقامات عاليه شان در بهشت برين برسول اكرم صلي الله عليه و آله قرائت كرد كه يكي از آيات مزبور اشاره به انفاق و اطعام سه روزه آنها است آنجا كه خداند تعالي فرمايد :
    و يطعمون الطعام علي حبه مسكينا و يتيما و اسيرا . (5 )
    و در آخر آيات نازله هم از عمل بيريا و خالصانه آنها قدرداني كرده و فرمايد : ان هذا كان لكم جزا و كان سعيكم مشكورا. يعني البته اين (مقامات و نعمتهاي بهشتي كه در آيه هاي پيش آنها را توضيح داده ) پاداش عمل شما است و سعي شما مورد رضايت و قدرداني است . (6 )
    پي نوشتها :
    (1 ) سوره بقره آيه 274
    (2 ) كشف الغمه ص 93 ـ ينابيع الموده ص 92 ـ مناقب ابن مغازلي ص 280
    (3 ) جامع الاخبار ص 162
    (4 ) مناقب ابن مغازلي ص 313 ـ كفايه الطالب ص 250 و كتب ديگر .
    (5 ) سوره دهر آيه 8
    (6 ) شواهد التنزيل جلد 2 ص 300 ـ امالي صدوق مجلس 44 حديث 11 ـ كشف الغمه ص 88 و كتب ديگر .



    منبع :جمهوری اسلامی


    Online + mp3




    انجمن گفتگوی دینی
    www.askdin.com

  5. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود