جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: وحدت وجود از نگاه پدر عرفان نظری محیی الدین عربی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    146
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    13 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    وحدت وجود از نگاه پدر عرفان نظری محیی الدین عربی




    وحدت وجود ديدگاهی است كه بدوا از عرفان سرچشمه گرفته است. حتی اگر در قالب نظريه ای فلسفی نيز ارائه شده باشد ، باز هم منشاء عرفانی آن نبايد فراموش گردد. برخی از انديشمندان بحث وحدت را هسته اصلی همه اقسام انديشه های عرفانی شمرده اند. يعنی در عرفان همواره با نوعی وحدت انگاری مواجهيم. عارف كسی است كه درجه ای از شهود وحدت را دارا باشد. يعنی عارف كسی است كه تجربه عرفانی وحدت را تجربه كرده و چشيده و در عمل و در طريق وحدت قدم زده است. اما تجربه هر عارفی امری كاملا شخصی است كه تن به بررسی‌ها و كاوشهای ما ناعارفان نمی دهد؛ چرا كه به ساحت تجربه ايشان راهی نداريم. بنابر اين ، عرفا صرفا از طريق تعبيرات زبانی قادرند كه مكاشفات و تجربيات خويش را به غير عارفان منتقل كنند. پس ، بايد بين دو ساحت تجربه و تعبير تمايز قائل شد.
    در عرفان اسلامی ، اوج عرفان معرفتی یا بقول معروف نظری را در ابن عربی و نهايت عرفان محبت و عشق را در مولانا جلال الدين رومی می‌يابيم. يكی از غرب جهان اسلام يعنی اندلس برخاسته و ديگری از شرق جهان اسلام يعني بلخ طلوع كرده است. اما مكتب ابن عربی ، بدون ديدگاه‌های ربيب و شاگرد برازنده و خليفه وی يعنی شيخ صدرالدين قونوی هيچ جا شناخته شده نيست. به قول جامی فهم درست مقصود ابن عربی از وحدت وجود كه اصل اصيل و ركن ركين عرفان وی است جز به تتبع تحقيقات صدرالدين امكان نمی يابد.
    يك نكته مسلم است و جای چون و چرا ندارد و آن اين كه هر دو شخصيت مورد نظر ما تجارب عرفانی عظيمی دارند. هر دو به مقام ولايت رسيده اند. حال اگر ديدگاه آن دو را در باب ولی و انسان كامل بنگريم ، می بينيم كه شيخ صدرالدين چنين می گويد: انسان كامل واسطه تجلی حق در اين عالم است و هنگامي كه او اين عالم را ترك نمايد و به عالم آخرت انتقال يابد ، اين عالم تباه و از معانی و كمالات خالی می‌شود.
    جلال‌الدين نيز در توصيف ولی چنين می‌سرايد:
    پس به هر دوری وليی قايم است
    تا قيامت آزمايش دائم است
    در بحث وحدت وجود دو امر مطرح است يكی اثبات وحدت و ديگری توجيه كثرت. آن چه بيشتر اهميت دارد و كار سخت‌تری است همين دومی است به خصوص در اين ديدگاه بايد دو گانگی حق و خلق و رابطه آن دو طوری تبيين شود كه با وحدت وجود سازگار افتد. اگر سخن از وحدت است ما كيستم و او كيست ، چگونه می توانيم در اين ديدگاه دوگانگی خالق و مخلوق را توجيه كنيم.
    شيخ صدرالدين بحث را از وجود شروع می كند. مفهومی كه نه تنها موضوع علم فيلسوفان است ، بلكه همه افراد عادی نيز از آن تصور واضحی دارند. اما شيخ اين سؤال را مطرح مي كند كه حقيقت وجود كه همه موجودات در آن شريك و سهيمند چيست؟ در اين جا به ذات پنهان و ناشناخته وجود می رسد كه همه موجودات ، با همه تنوعات و كثرت خويش ، جلوه‌ها و تعينات آن می باشند. وی آن وجود پنهان را مطلق ، نامتعين و باطن می داند و اين وجودات كثيری را كه با آن‌ها مأنوسيم ، مقيد ، و متعين و ظاهر می بيند. چنان كه می نويسد: وجود را از دو بعد می توانيم مورد بررسی قرار دهيم: اول آن چيزی كه وجود صرف است و غير از وجود چيزی نيست. به اين اعتبار وجود همان خداست و از اين وجه هيچ كثرت ، تركيب ، صفت نعت ، اسم ، رسم ، نسبت و حكمی در او راه ندارد. وجودی است صرف. از بعد دوم وقتی كه اين وجود را ادراك يا شهود می‌كنيم يا ما را مورد خطاب قرار داده و يا خود مورد خطاب قرار می گيرد ، وجود او مقيد به صفاتی می شود كه لازمه هر يك از اعيان ممكنه متعین است. اين تعين و تشخص خلق و ماسوی الله ناميده می شود ولی به خدا نسبت داده می شود چرا كه او هر وصفی را می پذيرد و به هر اسمی مسمی می شود.

    پيدايش كثرت و قاعده الواحد

    در باب چگونگی پيدايش كثرت از وحدت ، فلاسفه مشايی قاعده ای دارند كه الواحد لايصدر عنه الا الواحد. از واحد جز واحد صادر نمی شود. آن گاه ايشان نظام عالم را بر پايه سلسله مراتب عقول ده گانه كه هر يك بر ديگری مترتب است ، توجيه می نمايند. اما شيخ صدرالدين می گويد كه وحدت حق در مقابل كثرت قرار ندارد ، از اين وحدت جز موجود واحد ، ظاهر و پديدار نگشته و او همان است كه از قلم اعلی تا جهان ماده را فرا گرفته است و صدر تا ذيل عالم را احاطه كرده ؛ سپس می گويد: سخن ما در اين كه از موجود واحد جز يك موجود پديد نمی آيد غير از آن است كه حكما راجع به اين قاعده گفته اند. و در جای ديگر اين امر را چنين توضيح می دهد: خدای تعالی چون واحد است از او جز واحد سر نمی زند. چرا كه محال است كه واحد غير واحد را ظاهر سازد.
    منبسط بوديم و يك گوهر همه
    بی سر و بي پا بديم و آن سر همه
    يك گهر بوديم همچون آفتاب
    بی گره بوديم و صافی همچو آب
    چون به صورت آمد آن نور سره
    شد عدد چون سايه های كنگره
    كنگره ويران كنيد از منجنيق
    تا رود فرق از ميان اين فريق
    به هر حال بحث وحدت وجود كه اساس عرفان است سر از پارادوكس هايی در مي آورد كه ورای طور عقل است و تنها با شهود فهميده می شود. يكي از بارزترين اين پارادوكس ها همان ظهور در عين بطون و بطون در عين ظهور است كه قونوی آن را چنين مي سرايد:
    ز پنهانی هويدا در هويداست
    ز پيدايی نهان اندر نهان است
    در اين جا بحث را با غزلی از مولانا جلال الدين كه مملو از اين پارادوكس هاست به پايان مي بريم:
    وه چه بي رنگ و بی نشان كه منم
    كی ببينی مرا چنان كه منم؟
    گفتی اسرار در ميان آور
    كو ميان اندرين ميان كه منم؟
    كی شود اين روان من ساكن؟
    اين چنين ساكن روان كه منم؟
    بحر من غرق گشت هم در خويش
    بوالعجب بحر بی كران كه منم؟‌
    اين جهان و آن جهان مرا مطلب
    كين دو گم شد در آن جهان كه منم‌
    گفتم ای جان تو عين مايی گفت
    عين چه بود در اين عيان كه منم؟
    یا علی .
    ویرایش توسط ابن عربی : ۱۳۸۸/۱۰/۰۲ در ساعت ۰۸:۵۹

  2. تشکرها 3


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    26
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    وحدت وجود, عقل گریزی و جبر گرایی عارفان:

    http://mashreghnews.ir/NSite/FullStory/News/?Id=6337

  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    146
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    13 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دوست عزیز

    رد کردن اصول پیچیده و ظریف و در عین حال عمیق عرفان نظری بالاخص وحدت وجود که بزرگانی چون ابن عربی و صدر الدین قونوی و محقق قیصری و ابن ترکه و ابن فناری و...آن را با براهین خلل ناپذیر مستدل و مبرهن نموده اند به این راحتی نیست که این آقا در آن سایت که عنوان نمودید ، مطرح کرده اند!!!!
    لطف نموده و به کتاب نفیس و عمیق اصول و مبانی عرفان نظری تالیف استاد یدالله یزدان پناه مراجعه نمایید ( البته با هماهنگی و راهنمایی یک استاد معتبر و حاذق در عرفان نظری نه فقط با اتکاء به مراجعه شخصی ).

    ویرایش توسط ابن عربی : ۱۳۹۰/۰۲/۰۱ در ساعت ۱۸:۱۱

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    26
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    متشکرم دوست گرامی:

    علامه جعفری در تقریظی بر کتاب "حکمت بوعلی سینا"ی علامه حائری مازندرانی ـ معروف به علامه سمنانی ـ می نویسد:

    " در مبحث اصالت وجود قدرت فکری حضرت آقای علامه بدون تأثر از گفته ها و گوینده, شاهراه علمی خود را طی نموده و اصالت وجود را از کرسی پرستش به پایین آورده و این منصب را از آن ماهیت دانسته..."

    و در ادامه می نویسد:

    " در این مبحث[وحدت و کثرت] حضرت آقای علامه غایت تتبع و تحقیق و تدقیق را انجام داده و محی الدین ها و جامی ها و صدر المتالهین ها را از مقام پرستش پایین آورده و بدون مبالغه آخرین ضربت را بر مسلک وحدت موجود و وحدت وجود وارد آورده."


    حکمت بوعلی سینا ج3 ص6

    بنده هم به شما توصیه می کنم به کتاب نفیس و عمیق فوق ـ خصوصا همین جلد سومش ـ مراجعه نمایید البته اگر برایتان سخت نباشد.

    اما توصیه بهتری دارم و آن اینکه تحت اشراف علامه محقق حسن میلانی یا یکی از شاگردان زبده ایشان مبانی و اصول نقد فلسفه و عرفان را از آثار آن جناب فرا گیرید و بعد با آموخته های فعلیتان بسنجید تا ببینید بزرگان کیانند!

    البته بنده شخصا در سیر فکری و علمی خود کاری به اسم و رسمها نداشته همیشه سعی کردم اقوال را فراتر از عناوین و القاب مشهور ـ که اکثرا توهماتی ذهنی بر پایه مشهوراتی بی اساس است! ـ , بررسی کنم و بسنجم.


    موفق باشید.
    ویرایش توسط salmansaba : ۱۳۹۰/۰۲/۰۴ در ساعت ۰۸:۳۵

  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    1,095
    تشکر:
    1
    حضور
    10 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    197
    آپلود
    13
    گالری
    0



    قائلین به وحدت وجود(آیت الله العظمی مکارم)

    1- حکم شرعی قائلین به وحدت وجود

    وحدت وجود از نگاه پدر عرفان نظری محیی الدین عربی وحدت وجود یعنى چه و معتقد به آن چه حکمى دارد؟
    وحدت وجود از نگاه پدر عرفان نظری محیی الدین عربی وحدت وجود معانى متعددى دارد، آنچه به طور قطع باطل و به عقیده همه فقها موجب خروج از اسلام است این است که کسى معتقد باشد خداوند عین موجودات این جهان است و خالق و مخلوق و عابد و معبودى وجود ندارد همان طور که بهشت و دوزخ نیز عین وجود اوست و لازمه آن انکار بسیارى از مسلّمات دین است، هرگاه کسى ملتزم به لوازم آن بشود خارج از اسلام است و غالب فقهاى معاصرـ اعمّ از احیا و اموات (رضوان اللّه تعالى علیهم) این موضوع را پذیرفته و در حواشى عروه به آن اشاره کرده اند.

    2- مفهوم وحدت وجود
    وحدت وجود از نگاه پدر عرفان نظری محیی الدین عربی لطفاً توضیح روشنى در مورد وحدت وجود بیان فرمایید؟
    وحدت وجود از نگاه پدر عرفان نظری محیی الدین عربی توضیح این که وحدت وجود گاه به معناى وحدت مفهوم وجود است که اشکالى ندارد و گاه به معناى وحدت حقیقت است مانند حقیقت نور آفتاب و نور چراغ که هر دو یک حقیقت است ولى مصداق متعدد است آن هم اشکالى ندارد و گاه به معناى وحدت مصداق وجود است به این معنا که در عالم هستى وجودى جز خدا نیست و همه چیز عین ذات اوست این سخن مستلزم کفر است و هیچ یک از فقها آن را قبول نکرده اند.

    3- اعتقاد بزرگان و علمای شیعه به وحدت وجود
    وحدت وجود از نگاه پدر عرفان نظری محیی الدین عربی بسیارى از بزرگان به وحدت وجود معتقد هستند، آیا طبق این مسأله احتیاطاً باید از این بزرگواران نیز اجتناب شود؟
    وحدت وجود از نگاه پدر عرفان نظری محیی الدین عربی هیچ یک از این بزرگواران (رضوان اللّه تعالى علیهم) قائل به وحدت وجود به معناى سوّم که در سؤال بالا آمد نبوده اند و هرکس چنین نسبتى به آن بزرگواران بدهد جسارت کرده است.

    4- سند بطلان وحدت وجود
    وحدت وجود از نگاه پدر عرفان نظری محیی الدین عربی خواهشمند است سندى دالّ بر این که این نظر و عقیده پوچ و باطل است بیان نمایید؟
    وحدت وجود از نگاه پدر عرفان نظری محیی الدین عربی به عروة الوثقى و حواشى و شروح آن مراجعه نمایید.

    5- معنای صحیح وحدت وجود
    وحدت وجود از نگاه پدر عرفان نظری محیی الدین عربی بنده از شاگردان حضرت استاد هستم
    در مورد وحدت وجود استفتائات را دیدم اما آنچه بسیار مهم است این است که در جواب ها حق مطلب اصلا ادا نشده است. وحدت مفهوم وجود که بحث اشتراک معنوی وجود است، بحث وحدت حقیقت وجود که همان قول به تشکیک است و علامه طباطبایی در نهایه آن را منسوب به فهلویین کرده و قول حق شمرده است اما در رساله محاکمات ایشان این قول را هم نپذیرفته و وحدت شخصی وجود چنانچه عرفا قائلند را پسندیده است . اما شق ثالث را که ایشان باطل دانسته چنین تقریر کرده اند یعنی قائل باشد جز خدا موجودی نیست و همه موجودات عین خدایند .
    اول باید دانست لفظ عین اینجا به چه معناست ؟ معنای عرفی ؟ یا لغوی ؟ یا چیز دیگر ؟ و عین اصطلاحی است نزد اهل عرفان ؟
    نکته دوم اینکه عرفا معتقدند غیر از خداوند وجودی نیست و این کثرات را هم نفی نمی کنند اما قائلند اینها همه آیات حق اند ، مظاهر حقند ، حق نما هستند . و جناب صدرالمتالهین هم این نظر را در جلد دوم اسفار پذیرفته است . و امثال امام خمینی و ... نظرشان چنین است . حال سوال اینکه این نوع وحدت وجود که از آن تعبیر به وحدت شخصی وجود می کنند چگونه است ؟ آیا این نظر چه تفاوتی با آن نظر غلط و باطل دارد که احتیاط در اجتناب از قائلین به آنهاست ؟ و آیا اینکه فرموده اند هیچ یک از بزرگان چنین عقیده ای ندارند یعنی عقیده غلط وحدت وجود را پس لطف فرمایند دو نفر از شاخصین نظر باطل را نام ببرند و برای اینکه تنش زا نباشد از گذشتگان دور باشد تا مشکلی پیش نیاید .
    وحدت وجود از نگاه پدر عرفان نظری محیی الدین عربی البته اگر بخواهیم حق مطلب را درباره وحدت وجود ادا کنیم باید مقاله ای طولانی و حتی یک کتاب بنویسیم که استفتائات جای آن نیست و اگر کسانی اعتقاد به وجود خداوند و جهان ماده هر دو دارند و ماده را مظاهر وجود حق می دانندآنها قایل به وحدت وجود به معنی باطل نیستند.
    اما کسانی که مثل آنچه در شرح قیصری بر فصوص آمده که موسی(ع) به هارون گفت: چرا نگذاشتی آنها گوساله را بپرستند یعنی گوساله هم عین خداست و بت پرستان از این جهت کارشان خلاف است که خدا را فقط در بت ها محدود می کنند و اگر همه چیز را عین خدا بدانند اشکالی ندارد؛ اعتقاد به وحدت وجود باطل دارند.
    اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ
    اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعلی اولاد الحسین عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ.

  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب خدمت دوستان ارجمند

    با توجه به استفتائي كه در اين تاپيك قرار داده شد توضيحي در رابطه با وحدت وجود ارائه مي دهيم:

    قبل از ورود در این موضوع لازم است که بحثی کوتاه در مورد وجود و ماهیّت داشته باشیم ؛ ما وقتی با موجودات عالم مثل انسان و درخت و عقل و ... مواجه می شویم دو حیثیّت یا دو جهت را در آنها ادراک می کنیم یکی هستی و بودن آنهاست و دیگری چگونه بودن یا به عبارتی چیستی آنها . مثلا ما وقتی درخت و ستاره و عقل را ملاحظه می کنیم ، درک می کنیم که درخت وجود دارد ؛ ستاره وجود دارد ؛ عقل وجود دارد ؛ و همچنین درک می کنیم که درخت چیست ؛عقل چیست ؛ ستاره چیست ؛ و درک می کنیم اینها غیر همند ؛ پس ما وقتی به انسان نگاه می کنیم دو چیز درک می کنیم موجود بودن و انسان بودن ؛ همچنین وقتی به درخت نگاه می کنیم دو چیز ادراک می کنیم ؛ موجود بودن و درخت بودن ؛ و همچنین وقتی عقل را لحاظ می کنیم دو حیث در او می یابیم وجود داشتن و عقل بودن ؛ حکما هستی و وجود اشیاء را وجود ، و چیستی آنها را ماهیّت می نامند ؛ لذا انسان و درخت و عقل و ستاره و اراده و روح و فرشته و شادی و رنگ و و سیمرغ و دیو ... همه ماهیّتند ؛ و اینها می توانند وجود داشته باشند و می توانند وجود نداشته باشند مثل سیمرغ و دیو که چیستی(ماهیّت ) دارند ولی وجود ندارند ؛ لذا در تعریف ماهیّت گفته می شود ماهیّت آن است که به خودی خود نسبتش به وجود و عدم یکسان است ؛ اگر علتش به او وجود داد موجود می شود و الّا معدوم خواهد بود.



  9. تشکر


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حال می پردازیم به بحث وحدت وجود.

    وحدت وجود جواب یک عدّه است به این سوال که آیا وجود اصیل است یا ماهیّت ؟ و اگر وجود اصیل است آیا آن وجود یکی است یا متعدد است ؟ و مراد از اصیل بودن ، بالذات منشاء آثار بودن است ؛ بنابراین معنی سوال فوق این است که : آیا وجود، بالذات منشاء آثار است یا ماهیّت ؟ در جواب این سوال برخی اصالت را با ماهیت دانستند و برخی دیگر با وجود ؛ و حق این است که اصالت با وجود است و دلائل اصالةالماهوی ها مخدوش است ــ توجه شکی در این نیست که ماهیّت هم منشاء آثار است ؛ امّا سوال این است که آیا ماهیّت بالذات منشاء آثار است ؛ یا به واسطه وجود منشاء آثار است؟ مثلا شکی نیست که تفکر در انسان ناشی از انسان بودن اوست ؛ امّا سوال این است که آیا انسان بودن ، به خودی خود اقتضای تفکر دارد یا انسان بودن به واسطه وجود انسان ، منشاء تفکر است؟. ــ


    حال سوال این است که وجود واحد است یا کثیر؟


    اصالةالماهوی ها می گویند: وجود امر اعتباری است ؛ و ماهیّت امر اصیل است ؛ لذا وجود اصالتی ندارد تا از وحدت و کثرت آن سخن گفته شود؛ و ماهیّت هم ذاتا کثیر است ؛ و چون موجود همان ماهیّت است لذا اینها به کثرت موجود قائلند اکثر متکلمین و عامّه موحّدین نیز چنین اعتقادی دارد ؛ لذا از این قول به توحید عامی یاد می شود. امّا گروهی دیگر که اصالت را با وجود و ماهیّت را اعتباری می دانند لازم است که جواب این سوال را بدهند که آیا وجود واحد است یا کثیر .

    برخی از متکلمین شیعه و فلاسفه مشاء ( پیروان ارسطو که شیخِ آنها ابن سینا است ) معتقد شدند که وجود متعدد است ؛ و به تعداد موجودات ، وجود داریم ؛ و وجود در هر موجودی معنی خاص خود را دارد( وجود، مشترک لفظی است )؛ یا به عبارت دیگر وجود در هر موجودی عین خود آن موجود است ؛ لذا اینها به کثرت وجود و کثرت موجود قائلند . عدّه ای دیگر مثل علامه دوانی معتقد شدند که اصالت در خدا با وجود و در غیر خدا با ماهیّت است ؛ لذا وجود در عالم یکی است و آن هم خداست ؛ ولی موجود در عالم کثیر است .

    لذا اینها به یک نوع وحدت وجود و کثرت موجود قائلند. برخی از دراویش و جاهلان صوفیه و عارف نمایان گفته اند وجود و موجود یکی است و آن هم خداست و همه موجودات ، اجزاء و اعضاء و جوارح آن یک وجود (خدا) هستند ؛ همه متکلمین ،حکما و عرفای راستین این قول را مساوی با انکار خدا دانسته و قائلان آن را کافر می دانند. امّا حکمای حکمت متعالیه ( ملاصدرا و هم مسلکان او ) به وحدت وجود و کثرت وجود و موجود قائلند ؛ یعنی معتقدند اوّلا اصالت با وجود است و ماهیّت اعتبار عقل است در خارج ؛ یعنی هم وجود در خارج از ذهن ما هست هم ماهیّت ؛ لکن ماهیّت به عرض وجود موجود است ؛ بنا بر این ، وقتی می گوییم انسان موجود است ؛ منظور این است که: وجود، بالذات موجود است و انسان به واسطه وجود، موجود است ؛ ثانیا وجود یکی بیش نیست ؛ لذا وقتی می گوییم انسان وجود دارد ؛ درخت وجود دارد ؛ عقل وجود دارد ؛ و... در همه این مثالها محمول قضیه ( وجود ) یک مفهوم بیشتر ندارد ؛ و آن یک مفهوم در خارج از ذهن فقط از یک وجود حکایت می کند .



  11. تشکر


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حال این سوال مطرح می شود که اگر وجود در همه ماهیّات یکی است پس چرا ماهیّات با هم متفاوتند و آثار گوناگونی دارند ؟ مگر نه این است که آثار در حقیقت از آن وجود است؟

    جوابی که حکمت متعالیه به این سوال می دهد این است که وجود یکی است ؛ لکن دارای مراتب است ؛ و تفاوت آثار ناشی از تفاوت مراتب است ؛ یعنی وجود حقیقتی یگانه ولی دارای مراتب است ؛ به عبارت دیگر وجود در عین وحدت ، کثیر ؛ و در عین کثرت واحد است ؛ حقیقتش واحد ولی مراتبش کثیر است. برای تقریب به ذهن به یک مثال متوسّل می شویم .فرض می کنیم که وجود همان نور است ــ دقت بفرمایید این فقط یک فرض است برای تقریب به ذهن و الّا خود نور ماهیّت است .ــ نوری را در نظر می گیریم که بسیار ضعیف است مثلا نور یک واتی ؛ و نور دیگری را در نظر می گیریم که دو وات است و نور دیگری که سه وات است و... و نوری که
    n وات است ؛ اشتراک همه این نورها در نور بودن است ؛ یعنی همه آنها یک حقیقتند و آن حقیقت ، نور بودن است ؛ تفاوت آنها هم در نور بودن است ؛ چون تفاوت آنها در شدّت و ضعف است ؛ امّا شدت و ضعف نور چیزی غیر از خود نور نیست ؛ یعنی چنین نیست که نور با شدّت ترکیب شود و نور شدید شود یا نور با ضعف ترکیب شده و نور ضعیف شود ؛ نور شدید در نور بودن شدید است ؛ و نور ضعیف در نور بودن ضعیف است ؛ مراتب وجود نیز چنین اند ؛ وجود شدید در وجودش شدید است و وجود ضعیف در وجودش ضعیف است . پس وجود یک حقیقت است که دارای مراتب است ؛ ضعیفترین مرتبه آن ماده ( ماده به اصطلاح فلسفه ) و قویترین مرتبه آن واجب الوجود(خدا) است ؛که شدت وجودی او بی نهایت است.

    اگر این مثال را بخواهیم دقیقتر بیان کنیم ، نوری را تصورم می کنیم که شدّت آن قابل کم و زیاد کردن است ــ مثل یک لامپ قابل کنترل که ما از لامپ آن صرف نظر کرده و فقط به نورش توجّه می کنیم ــ تصوّر می کنیم که این نور ابتدا یک وات است شدت آن را کمی بالا می بریم تا نور دو وات شود ؛ این نور دو وات آن نور یک وات را هم در خود دارد؛ لکن یک نور است نه دو نور ؛ باز شدّت نور را افزایش می دهیم تا سه وات شود باز این نور سه وات نور یک وات و نور دو وات را در خود دارد ولی سه نور نیست بلکه یک نور است که دو مرتبه قبلی را شامل است و چنین نیست که مرکب از دو یا سه نور باشد بلکه یک نور است ؛ نور چهار وات نیز شامل سه مرتبه قبلی است و... همینطور بالا می رویم تا به نور
    nام برسیم ؛ نور nام نیز تمام مراتب ضعیفتر از خود را در خود دارد ولی باز یک نور است نه nتا نور یا مرکّب از n تا نور ؛ حال فرض می کنیم که همه مراتب نور دارای شعور و درک باشند ؛ در این صورت نور مثلا سه وات تنها خود و دو مرتبه پایین تر از خود را ادراک خواهد نمود ؛ و مراتب بالاتر را ادراک نخواهد کرد ؛ چون ادراک ، یک نحوه احاطه است ؛ و نور سه وات بر نور چهار وات و بالاتر از آن احاطه ندارد ؛ به همین صورت ما هر مرتبه را در نظر بگیریم، آن مرتبه ،همه مراتب پایین تر از خود را در خود خواهد یافت؛ ولی مرتبه مافوق خود را در خود نخواهد یافت ؛ یا به عبارت دیگر او مرتبه مافوق خود را فقط به اندازه وجود خودش ادراک خواهد نمود چون وجود خودش نیز از مراتب وجودی مرتبه بالتر است ؛ و بالاترین مرتبه ، همه مراتب را در خود خواهد یافت بدون این که تکثّری در او حاصل شود. یعنی وقتی مرتبه بالا خود را ادراک می کند همه مراتب پایین را هم ادراک کرده است ؛ مراتب وجود نیز چنین است ؛ خدا که بالاترین مرتبه وجود است ؛ با ادراک خود همه مراتب را به یک وجود ادراک می کند؛ امّا ما فقط مرتبه خود و مراتب پایین تر از خود را ادراک می کنیم ؛ و مرتبه بالا تر را تنها به اندازه وجود خودمان ادراک می کنیم ؛ لذا عالم برای ما دو بخش می شود ؛ عالم غیب و عالم حسّ و شهادت ؛ برای موجودی مثل جناب جبرئیل (ع) نیز عالم دو بخش است ؛ آنچه مادون اوست و آنچه مافوق اوست ؛ برای نبی اکرم (ص) نیز وجود دو بخش است ؛ عالم مادون او که همه عالم هستی است و وجود مافوق او که ذات باری تعالی است ؛ لذا ذات خدا از درک همگان ، حتی نبی اکرم (ص) خارج است ؛ چون محال است کسی بر خدا احاطه وجودی پیدا کند ؛ امّا برای خدا غیب و شهادت بی معنی است ؛ چون او بر همه مراتب هستی احاطه وجودی دارد .




    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : ۱۳۹۰/۰۷/۲۸ در ساعت ۱۵:۱۶

  13. تشکر


  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0





    این آن چیزی است که در حکمت متعالیه آن را ،وحدت تشکیکی وجود یا وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت می گویند ؛ امّا مساله وحدت وجود در اینجا خاتمه نمی یابد ؛ در عرفان نظری و در مراتب بالای حکمت متعالیه ، وحدت وجود دیگری نیز مطرح است که آن را وحدت شخصی وجود می گویند ؛ طبق این نظر ، وجود حقیقتی واحد است که هیچ گونه مراتبی ندارد ؛ و موجودات دیگر (ماسوی الله ) مراتب وجود نیستند ؛ بلکه مظاهر وجودند ؛ یعنی وجود نما هستند نه وجود ؛ موجودات عالم مثل تصاویر گوناگون یک موجودند که در آینه های مختلفی منعکس شده اند. و تفاوت این تصاویر ناشی از وجود نیست ؛ بلکه خود این تصاویر دارای مراتبند ؛ چون برخی از این تصاویر ، تصاویر مستقیم آن موجودند ولی برخی دیگر تصویر تصویر او هستند و برخی دیگر تصویر تصویر تصویر او هستند و ... . عالم ماده تصویر عالم مثال است ؛ و عالم مثال تصویر عالم عقول است ؛ و عالم عقول تصویر عرش الهی است ؛ و عرش تصویر اسماء و صفات حق تعالی است ؛ و اسماء و صفات حق تعالی ، تصویر اسم الواحد هستند ؛ و اسم الواحد تصویر اسم الاَحد است ؛ و احدیّت اوّلین ظهور و تجلّی ذات باری تعالی است . بنا بر این تمام موجودات عالم آیت و نشانه خداهستند که خدا را نشان می دهند ؛ و تنها خداست که وجود است .

    عرفا در مثال دیگری موجودات عالم را تشبیه به سایه می کنند که در واقع ، وجود ندارد و عدم است ( سایه عدم نور است ،امّا ما خیال می کنیم که چیزی است. ) ؛ ولی سایه عدم مطلق نیست ؛ سایه آن عدمی است که وجود را نشان می دهد ؛ لذا ما از روی سایه که در اصل هیچ است صاحب سایه را می شناسیم ؛ از این رو در عرفان نظری موجودات را وجود ظلّی می نامند . مثال دیگری که عرفا در بحث وحدت شخصی وجود ،برای تقریب به ذهن می زنند مثال آب و مظاهر گوناگون آن است ؛ ما هیچگاه آب را آنگونه که هست نمی بینیم ؛ حقیقت آب ، فقط با عقل ادراک می شود ؛ که حقیقتی است واحد ؛ ما آب را یا به صورت دریا می بینیم یا به صورت موج یا به صورت قطره یا به صورت آبشار یا به صورت رودخانه و دریاچه و حباب و باران و فوّاره و یخ و برف و بخار و رطوبت و ... . هیچکدام اینها آب نیستند ؛ اینها ظهورات گوناگون آب هستند ؛ آب یکی بیش نیست ؛ این قالبها و ظهورات آب اند که بالذات تکثّر دارند ؛ و تکثر آب به واسطه تکثّر این ظهورات است ؛ وجود نیز یکی بیش نیست ؛ لکن این یک حقیقت ظهورات گوناگونی دارد که تکثّر بالذات برای این ظهورات است نه برای وجود . مثال دیگر عرفا ظهورات گوناگون اراده انسان است ؛ ما با یک اراده می توانیم هزاران موجود مختلف را به یکباره در ذهنمان تصوّر کنیم ؛ این صور گوناگون در واقع ظهور و تجلّی اراده ما هستند ؛ لذا اگر ما اراده خود را از آن صور برگردانیم تمام آن صور نابود می شوند ؛ همه این صور کثیر ، ظهورات یک اراده اند امّا اراده با کثرت صور متکثّر نمی شود ؛ همچنین با این که همه این صور ظهورات آن اراده اند ولی آن صور ، اراده نیستند ؛ و اراده هم آن صور نیست ؛ مثلا اگر ما سیبی را تصور کردیم چنین نیست که اراده سیب شود یا سیب اراده باشد ؛ سیب ، سیب است واراده ، اراده است ولی آن سیب ذهنی ظهور آن اراده است ؛ به همین ترتیب همه ماسوی الله ، ظهورات گوناگون یک وجودند و آن وجود یگانه ، خداست. نه ظهورات خدا هستند و نه خدا ظهورات خود است.


    ابیات زیر بیان کننده این نظریه هستند:


    « ما عدمهاییم هستیها نما *** تو وجود مطلق و هستیّ ما » (مولوی)


    « چون نور كه از مهر جدا هست و جدا نيست

    عالــم همــه آيات خدا هست و خدا نيست‏

    در آينه بينيد اگر صورت خود را

    آن صورت آئينه شما هست و شما نيست‏

    هر جا نگرى جلوه گه شاهد غيبى است

    او را نتوان گفت كجا هست و كجا نيست‏

    اين نيستىِ هست نما را به حقيقت

    در ديده ما و تو بقا هست و بقا نيست‏

    هر حكم كه او خواست، براند به سر ما

    ما را گر از آن حكم رضا هست و رضا نيست‏

    كو جرأتِ گفتن كه عطا و كرم او

    با دشمن و با دوست چرا هست و چرا نيست‏

    درويش كه در كشور فقر است شهنشاه

    پيش نظر خلق، گدا هست و گدا نيست‏

    بى مهرى و لطف از قبل يار به عبرت

    از چيست؟ ندانم كه روا هست و روا نيست‏»




  15. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ۞❀۞❀۞آشنایی با شهید فرانسوی دفاع مقدس۞❀۞❀۞
    توسط seyed yasin در انجمن برگی از دفتر زندگی ( زندگی نامه و خاطرات شهدا)
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۶/۰۴, ۰۸:۵۶
  2. ▐★♥★ ▐داستان هایی از سیرت حضرت امام رضا (ع)▐★♥★ ▐
    توسط ║★║فاطمی║★║ در انجمن اهل بیت و ائمه در قرآن
    پاسخ: 24
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۰۷, ۱۸:۳۸
  3. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۰۲, ۱۲:۲۲
  4. نامه ی زن آمریکایی به زنان ودختران مسلمان
    توسط خادمة المهدی در انجمن حجاب و پوشش اسلامي
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۶/۲۸, ۱۵:۴۷

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود