جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بیماری خطرناک!! چه شد فردی مثل یزید بر جامعه ی اسلامی حاکم شد؟!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    267
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    17 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    67
    آپلود
    0
    گالری
    6

    بیماری خطرناک!! چه شد فردی مثل یزید بر جامعه ی اسلامی حاکم شد؟!




    بیماری خطرناک!! چه شد فردی مثل یزید بر جامعه ی اسلامی حاکم شد؟!

    عــــاشورا غیر از درس ، یک صحنه ی عبرت است.


    انسان باید به این صحنه نگاه کند تا عبرت بگیرد. عبرت بگیرد یعنی چه؟ یعنی خود را با آن وضعیت مقایسه کند و بفهمد در چه حال و وضعی قرار دارد، چه چیز او را تهدید میکند وچه چیز برای او لازم است. این را عبرت می گویند. مثلا هنگامی که شما از جا ده ای عبور می کنید و اتومبیلی را می بینید که واژگون شده یا تصادف کرده وآسیب دیده و مچاله شده و سرنشینان نابود شدند، می ایستید وبه آن صحنه نگاه می کنید. چرا؟ برای اینکه عبرت بگیرید، برای اینکه بر شما معلوم بشود که چه جور رانندگی به این وضعیت منتهی می شود.

    این هم نوع دیگری از درس است، اما درس از راه عبرت گیری. حال می خواهیم این را یک قدری بیشتر بررسی کنیم.

    این عبرتی که در قضیه ی عاشورا ما را متوجه خود می کند این است که ببینیم چه شد که پنجاه سال بعد از درگذشت پیغمبر(صل الله علیه وآله وسلم) جامعه ی اسلامی به آن حدی رسید که کسی مثل امام حسین(سلام الله علیه) ناچار شد برای نجات جامعه این چنین فداکاری بکند. یک وقت این فداکاری بعد از گذشت هزار سال از صدر اسلام است یا یک وقت در قلب کشورها و ملتهای مخالف و معاند با اسلام است. این یک حرفی ، اما اینکه حسین بن علی (سلام الله علیه) در مرکز اسلام، مدینه و مکه (مرکز وحی نبوی) با وضعیتی مواجه می شود به طوری که هر چه نگاه کند ببیند چاره ای جز فداکاری نیست (آنهم چنان فداکارای خونین وبا عظمتی) این قابل تأمل است. مگر چه وضعی بود که حسین بن علی (سلام الله علیه)احساس کرد که اسلام فقط با فداکارای او زنده می ماند والا از دست می رود؟ عبرت اینجاست. ما باید نگاه کنیم و ببینیم که چه شد که فردی مثل یزید بر جامعه ی اسلامی حاکم شد.
    جامعه ی اسلامی که رهبر و پیغمبرش در مکه و مدینه پرچمها را می داد دست مسلمانها و آنها می رفتند تا اقصی نقاط جزیرة العرب و مرزهای شام، امپراتوری روم را تهدید می کردند و سربازان دشمن نیز از مقابلشان فرار می کردند و مسلمین پیروزمندانه بر می گشتند (مثل ماجرای تبوک)، و جامعه ی اسلامی که در مسجد و معبر ان صوت تلاوت قران بلند بود و شخصیتی مثل پیغمبر (صل الله علیه وآله وسلم) با آن لحن و نفس، آیات خدا را بر مردم می خواند و مردم را موعظه می کرد و انها را در جاده ی هدایت با سرعت پیش می برد، چطور شد که همین جامعه ، همین کشور و همین شهرها ان قدر از اسلام دور شدند تا کسی مثل یزید بر آنها حکومت کرد؟ چرا باید وضعی پیش بیاید که کسی مثل حسین بن (سلام الله علیه) ببیند که چاره ای ندارد جز این فداکاری عظیم که در تاریخ بی نظیر است. چه شد که آنها به اینجا رسیدند؟ این همان عبرت است.

    ما باید این را امروز مورد توجه دقیق قرار بدهیم. ما امروز یک جامعه ی اسلامی هستیم. باید ببینیم که آن جامعه ی اسلامی چه آفتی پیدا کرد که کارش به یزید رسید. چه شد که بیست سال بعد از شهادت امیرالمومنین(سلام الله علیه) در همان شهری که ایشان حکومت می کرد سرهای پسران امیر المومنین(سلام الله علیه) را بر نیزه کردند و در آن شهر گرداندند؟ کوفه همان جایی است که امیرالمومنین(سلام الله علیه) توی بازارهای آن راه می رفت، تازیانه بر دوش می انداخت و مردم را امر به معرف ونهی از منکر می کرد. فریاد تلاوت قرآن در آناء الیل واطراف النهار، از مسجد وتشکیلات آن بلند بود. این همان شهراست. که حالا دخترها وحرم امیرالمومنین (سلام الله علیه) را به اسارت در بازار آن می گردانند. چه شد که ظرف بیست سال به اینجا رسیدند؟
    جواب این است که یک بیماری وجود دارد که می تواند جامعه ای را که در رأس آن کسی مثل پیغمبر اسلام (صل الله علیه وآله وسلم) و امیرالمومنین(سلام الله علیه) بوده است در ظرف چند ده سال به آن وضعیت برساند. پس این یک بیماری خطرناکی است و ماهم باید از این بیماری بترسیم. امام بزرگوار ما اگر خود را شاگردی از شاگردان پیغمبر اکرم(صل الله علیه وآله وسلم) محسوب می کرد، سر فخر به آسمان می سود. افتخار امام این بود که بتواند احکام پیغمبر(صل الله علیه وآله وسلم) را درک وعمل وتبلیغ کند. امام ما کجا و پیغمبر(صل الله علیه وآله وسلم)کجا؟ جامعه ای را که پیغمبر(صل الله علیه وآله وسلم)ساخته بود، بعد از مدت چند سال به آن وضع دچار شد و لذا جامعه ی ما خیلی باید مواظب باشد که به آن بیماری دچار نشود. عبرت اینجاست. ما باید آن بیماری را بشناسیم و آن را یک خطر بزرگ بدانیم و از آن اجتناب کنیم. به نظر من امروز این پیام عاشورا از دیگر درسها و پیامهای عاشورا برای ما فوری تر است. ما باید بفهمیم چه بلایی بر سر آن جامعه آمده است که سر حسین بن علی (سلام الله علیه)، آقا زاده ی اول دنیای اسلام و پسر خلیفه ی مسلمین علی بن ابیطالب(سلام الله علیه)، در همان شهری که پدر او بر مسند خلافت می نشسته است گردانده شد وآب از آب هم تکان نخورد. باید ببینیم چگونه از همان شهر افرادی آمدند و به کربلا و او و اصحابش را با لب تشنه به شهادت رساندند و حرم امیرالمومنین(سلام الله علیه) را به اسارت گرفتند. حرف در این زمینه زیاد است. من در پاسخ به این سوال یک آیه از قرآن مطرح میکنم. قرآن جواب ما را داده است. قرآن درد و بیماری را به مسلمین معرفی می کند. آن آیه این است که می فرماید:«فَخَلَفَ مِن بَعدِهِم خَلفٌ اَضاعُوا الصّلوةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوفَ یَلقَونَ غَیّاً». دو عامل عامل اصلی این گمراهی و انحراف عمومی است:

    یکی دور شدن از ذکر خدا که مظهر آن صلات ونماز است. یعنی فراموش کردن خدا و معنویت و جدا کردن حساب معنویت از زندگی و فراموش کردن توجه و ذکر و دعا و توسل و طلب توفیق از خدای متعال توکل بر خدا و کنار گذاشتن محاسبات خدایی از زندگی

    و عامل دوم« اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ» است یعنی دنبال شهوترانیها و هوسها ودر یک جمله دنیا طلبی رفتن و به فکر جمع آوری ثروت ومال بودن و به دام شهوات دنیا افتادن و اصل دانستن اینها و فراموش کردن آرمانها.
    این درد اساسی و بزرگ است و ما هم ممکن است به این درد دچار بشویم. اگر در جامعه اسلامی ما آن حالت آرمانخواهی از بین برود یا ضعیف بشود و هر کسی به فکر این باشد که کلاه خودمان را از معرکه به در ببریم تا در دنیایمان از دگران عقب نیفتیم، دیگری جمع کرده است و ماهم برویم جمع کنیم و خود را و مصالح خود را بر مصالح جامعه ترجیح بدهیم معلوم است که وضع به اینجا خواهد رسید.معلوم است که کم رنگ کردن شعارها، بی اعتنایی به اصول اسلام و انقلاب و همه چیز را با محاسبات مادی فهمیدن و مطرح کردن، جامعه را به چنان وضعی خواهد رساند. به همین دلیل آنها به آن وضع دچار شدند. یک روز برای مسلمین پیشرفت اسلام و رضای خدا وتعلیم دین و معارف اسلامی و آشنایی با قرآن و معارف آن مطرح بود، دستگاه حکومت و اداره ی کشور، دستگاه زهد و تقوا و بی اعتنایی به زخارف دنیا و شهوات شخصی بود، نتیجه ی آن هم حرکت عظیمی بود که مردم به سمت خدا کردند. در چنان وضعیتی کسی مثل علی ابن ابیطالب(سلام الله علیه) خلیفه ی مسلمین و کسی مثل حسین بن علی (سلام الله علیه) شخصیت برجسته می شود. چرا که معیارها در وجود اینها بیش از دیگران است. وقتی معیار، خدا، تقوا، وبی اعتنایی به دنیا و مجاهدت در راه خدا باشد کسانی به صحنه ی عمل می آیند که این معیارها را دارند. اینها سر رشته ی کارها را به دست میگیرند.

    جامعه، جامعه ی اسلامی خواهد بود. اما وقتی که معیارهای خدایی عوض بشود، هر کسی که دنیا طلب تر، شهوتران تر وبرای به دست آوردن منافع شخصی زرنگتر و با صدق و راستی بیگانه تر است سرکار می آید. آن وقت نتیجه این می شود که امثال عمربن سعد و شمر و عبیدالله بن زیاد زمام را به دست می گیرند و مثل حسین بن علی(سلام الله علیه) به مذبح می رود و در کربلا به شهادت می رسد.این یک حساب دو دوتا، چهارتاست.
    .................................................. ...
    خاطرات وحکایات مقام عظمای ولایت :
    فرهنگ و تهاجم فرهنگی ــ تدوین دفتر مقام معظم رهبری ــ ناشر سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی
    ویرایش توسط Hamishak : ۱۳۸۸/۱۰/۰۸ در ساعت ۲۰:۳۳
    امام صادق علیه اسلام می فرمایند : «نحن حجه الله علی خلقه و جدتنا حجته علینا »‌ .... « ما حجت خداوند بر مخلوقات هستیم و جده ما ( حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها ) حجت او بر ما »‌
    « اشهد ان فاطمه الزهراء بنت رسول الله عصمة الله الکبری و حجت الله علی الحجج »


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    267
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    17 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    67
    آپلود
    0
    گالری
    6

    مطلب خطرناکی شیرینی دنیا




    از فرمایشات رهبر معظم انقلاب(حفظ الله تعالی)

    یکی از چیزهایی که عامل اصلی چنین قضیه ای(عاشورا) شد این بود که رواج دنیا طلبی و فساد و فحشاء، غیرت دینی وحساسیت مسئولیت ایمانی را گرفت.
    همان مدینه ای که اولین پایگاه تشکیل حکومت اسلامی بود، بعد از اندک مدتی، به مرکز بهترین موسیقی دانها و آوازه خوانها ومعروفترین رقاصها تبدیل شد! تا جای که وقتی دربازار شام می خواستند بهترین مغنیان را خبر بکنند، از مدینه آوازه خوان و نوازنده می آوردند. این جسارت، پس از صد یا دویست سال بعد انجام نگرفت، بلکه در همان حول وحوش شهادت جگر گوشه فاطمه ی زهراء(سلام الله علیها) و نور چشم پیامبر(صل الله علیه وآله وسلم) وحتی قبل از آن ، در زمان معاویه اتفاق افتاد.
    بنابراین مدینه مرکز فساد و فحشاء شد و آقازاده ها وبزرگ زاده ها و حتی بعضی از جوانهای وابسته به بیت بنی هاشم نیز، دچار فساد وفحشاء شدند. بزرگان حکومت فاسد هم می دانستند چه کار بکنند وانگشت رو چه چیزی بگذارند وچه چیزی را ترویج کنند. این بلیه، مخصوص مدینه هم نبود. جاهای دیگر هم به اینگونه فسادها مبتلا شدند. تمسّک به دین وتقوا ومعنویت و اهمیت پرهیزگاری و پاکدامنی، این جا معلوم می شود.
    این که ما مکرر در مکرر به بهترین جوانهای این روزگار که شما باشید، این همه سفارش وتأکید میکنیم، که مواظب سیل گنداب فساد باشید، به همین خاطر است ...
    این که ما روی مسأله ی فساد و فحشاء و مبارزه و نهی از منکر و این چیزها تکیه می کنیم، یک علت عمده اش این است که جامعه را تخدیر می کند.
    امروز بحمد الله خدای متعال، قداست و معنویت این انقلاب را حفظ کرده است. جوانها پاک و طاهرند، اما بدانید زیور وعیش وشیرینی دنیا چیز خطرناکی است و دلهای سخت و انسان های قوی را می لرزاند.
    امام صادق علیه اسلام می فرمایند : «نحن حجه الله علی خلقه و جدتنا حجته علینا »‌ .... « ما حجت خداوند بر مخلوقات هستیم و جده ما ( حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها ) حجت او بر ما »‌
    « اشهد ان فاطمه الزهراء بنت رسول الله عصمة الله الکبری و حجت الله علی الحجج »

  4. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود