صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عبادت خدای ساختگی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    31
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    عبادت خدای ساختگی




    ارتباط انسانها با عالم بيرون، مبتني بر يكسري تصورات و ادراكات ذهني است كه نتيجه ارتباط حسي آنها با جهان خارج است كه از طريق آن براي ايشان شناختي حاصل مي شود .
    ارتباط انسانها با جهان خارج، وابسته به همين شناخت آنهاست.لكن همگي مي دانيم كه تصور ما از هستي و چيستي يك چيز ،بودن و چگونگي آن شئ را تغيير نمي دهد بلكه اين ما هستيم كه بايد شناخت خود را بر اساس حقيقت آن شئ، پايه ريزي كنيم .مثلا اگر شَبهِ سياهي را از دور ديديم و گمان كرديم كه اين شبه متعلق به يك اسب است ،الزاما آن شي اسب نمي شود و ممكن است كه يك گاو باشد .
    در بحث هاي معرفتي نيز درستي عقيده مبتني بر واقعي بودن شناخت است،شناختي كه مطابق با خارج باشد .
    اساسي ترين مساله در حوزه شناخت مربوط به بحث خدا شناسي است.
    در اينجا مي توان اين سوال را مطرح كرد كه خداوند تا چه اندازه قابل شناخت است؟
    با توجه به وي‍‍ژگي نامحدود بودن خداوند و اينكه هيچ نامحدودي در ظرف محدود جاي نمي گيرد،پس شناخت تفصيلي خداوند از سوي ذهن هاي محدود ،كاري نشدني به نظر مي رسد .مهمتر از آن اينكه، چنانچه گفتيم ذهن ما از طريق حواس و ارتباطي كه با خارج دارد، به وجود اشيا و چگونگي وجود آنها پي مي برد در حالي كه خداوند قابل ادراك حسي نيست چرا كه جسم ندارد.
    البته راههاي شناخت ،به خصوص در مساله خدا شناسي، منحصر در ادراك حسي نيست و دل و عقل راههاي ديگري براي اين منظور به حساب مي آيند ،لكن عدم تسلط و آشنايي با استدلالهاي عقلي و نيز هموار نبودن راه كشف و شهود ،بيشتر انسانها (به خاطر انس با محسوسات) مجبور به پيكره تراشي براي خداوند متعال مي شوند تا از قِبَل آن ،خداوند را ملموس و قابل مشاهده كنند.
    اينها انساهاي مومني!هستند كه تا آخر عمر به عبادت چنين خدايي مي پردازند. خدايي كه با اين وصف به بتهاي نصب شده در خانه بت پرستان شبيه تر است تا به خدايي كه خود را چنين وصف نمود:
    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ‏
    قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ(1) اللَّهُ الصَّمَدُ(2) لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ(3) وَ لَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدُ (4)
    به نام خداوند بخشنده مهربان‏
    بگو: خداوند، يكتا و يگانه است (1) خداوندى است كه همه نيازمندان قصد او مى‏كنند (2) (هرگز) نزاد، و زاده نشد، (3) و براى او هيچگاه شبيه و مانندى نبوده است! (4)
    صدق الله العلي العظيم
    با توجه به آنچه كه در اين مجال مختصر بيان شد، بر هر انسان مومن و مسلماني واجب است تا با شناخت تحقيقي خداوند، چون ابراهيم خليل الله بت هاي ساخته شده در بتخانه ذهن را بشكند و اين حجاب ها را با درك والاي خود كنار زند.
    شايد اين بخشي از آن چيزي باشد كه ابراهيم(عليه السلام) مي خواست به ما بياموزد.
    واژگان كليدي:ادراكات ذهني،شناخت،نامحدود بودن خداوند، ارتباط حسي ،ابراهيم(عليه السلام).


    ویرایش توسط theological : ۱۳۸۸/۱۰/۰۹ در ساعت ۱۷:۲۶

  2. تشکرها 4


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    شناخت خدا، از بالاترين و اساسى ترين شناختها شمرده شده،زيرا خداوند كمال مطلق است، و هر چيزى در يافتن كمال خودش نيازمند اوست; چنان كه امير مؤمنان على(ع)مى فرمايد: «معرفة الله سبحانه اعلى المعارف; برترين شناختها، شناخت خداست».(1)
    با شناخت خداست كه معرفت انسان، در مورد جهان هستى كامل مى شود و تا انسان خدا را نشناخته باشد، علم و ادراكش ثمرى نخواهد داشت. اگر ميوه شناخت، يعنى خشيت خداوند وجود نداشته باشد، علم آدمى يا علم نيست يا دچار آفت خواهد شد. كسى كه خدا را بشناسد، گويا همه چيز را شناخته است.
    در آيه كريم «سَنُرِيهِمْ ءَايَـتِنَا فِى الاَْفَاقِ وَ فِى أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ»(فصلت/53) بزودى نشانه هاى خود را در افقهاى گوناگون و در دلهايشان خواهيم نمود تا برايشان روشن شود كه او حق است.» براى شناخت خداوند دو طريق ارائه شده كه عبارتند از:
    1. سير آفاقى: در آن با بررسى و دقت در آفرينش و آنچه در عالم هستى وجود دارد، از آفرينش خورشيد گرفته تا آفرينش انواع جانداران و گياهان و غيره، به وجود نظم دقيق و خيره كننده در ساختمان هر يك از آنها پى مى بريم كه اين مطلب، خود دليل روشنى بر حقانيت ذات پاك خداوند متعال است.
    2. سير انفسى: با تفكر و دقت در بدن انسان و قسمتهاى مختلف آن (قلب و مغز و عروق و...) به وجود مدبر و آفريدگار اصلى آنها پى مى بريم. اميرمؤمنان(ع) مى فرمايد: «من عرف نفسه فقد عرف ربه»هر كس نفس خودش را بشناسد، خداى خود را نيز شناخته است(2)وقتى انسان با مطالعه در خود ببيند كه چگونه به خداوند خودش احتياج دارد، آن گاه است كه همه وجود خويش را از درياى بى كران و غير متناهى جمال و جلال و كمال او مى داند و به عجز خودش پى مى برد، و از اين طريق، علم حضورى و شهودى برايش حاصل مى شود كه از هر علم ديگرى مفيدتر است.
    ********
    1:ميزان الحكمه،ح 11935
    2:غررالحكم،ج 5،ص194

  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    5,046
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    416 پست
    حضور
    132 روز 12 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    24
    آپلود
    41
    گالری
    2534



    سلام
    یک سوال :
    کسی که خدا رو قبول داره و ادعای پرستش خدا رو داره، ولی به دستوراتش عمل نمیکنه چه جور خدایی رو میپرسته ؟ و یا در اصل بنده چی هست؟؟؟


    ویرایش توسط iranproud : ۱۳۸۸/۱۰/۱۲ در ساعت ۱۳:۴۳

  7. تشکرها 2


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    606
    تشکر:
    1
    حضور
    20 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اگر سر تاسر این کره خاکی را بگردیم میلیون ها انسانی را می یابییم که عاشقانه خدا را می پرستند . انسانهایی که فارغ از هرگونه تخصص و علوم خدا شناسی حامل هزاران تجربه از وجود خداوند هستند. اگر از انان اثبات این وجود را بخواهی بسیاری از انان میتوانند از ملموسات درونی خود صحبت کنند .اما از اثبات عقلی چنین وجودی عاجزند. انان در پس مشکلات فراوان زندگی تنها حامی و پشتیبان و فریاد رس خود را خدا دیده اند . انان در بیماری و درماندگی های خود خدا را با تمام وجود حس کرده اند .انان به امید همین خدا در این دنیایی که عصا از کور میدزدند محبت اختیار کرده اند ..انان اگر چه نتوانند خدا را توصیف کنند تا با این توصیف منکرین خدا را قانع کنند اما با این حال وجودشان مالامال عشق به خداست و در تمام لحظات زندگی این وجود را حس میکنند.
    انان هنوز هم او را بالاتر از وجدان خویش احساس میکنند و در برابر لغزش های خود ابتدا از حضور او شرمنده میشوند.



    ۩۩۩... پس بگذارید سرسپردگی به خداوند لباس درونتان باشد نه نمایش بیرون...در پنهان ترین لایه های روحتان باشد، نه آواز آشکار لبهایتان.... بگذارید سرسپردگی به خداوند در میان استخوان دنده هایتان باشد...۩۩۩

  9. تشکرها 2


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    4 روز 6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط meshkaat نمایش پست
    اگر ميوه شناخت، يعنى خشيت خداوند وجود نداشته باشد، علم آدمى يا علم نيست يا دچار آفت خواهد شد. كسى كه خدا را بشناسد، گويا همه چيز را شناخته است
    سلام بر کارشناس بزرگوار جناب مشکات
    بسیار زیبا ومتین بود مطلبتان فقظ به نظر میرسد در این قسمت با توضیح بیشتر

    به شیوایی مطلب افزوده میشود وحق مطلب بهتر ادا میگردد لطفا" کاملتر توضیح

    بفرمایید باتشکر


    ............................................. حق یارتان .................................................. .

  11. تشکرها 2


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    5,046
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    416 پست
    حضور
    132 روز 12 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    24
    آپلود
    41
    گالری
    2534



    من هنوز جواب سوالم رو نگرفتم!

  13. تشکر


  14. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    نقل قول نوشته اصلی توسط iranproud نمایش پست
    سلام
    یک سوال :
    کسی که خدا رو قبول داره و ادعای پرستش خدا رو داره، ولی به دستوراتش عمل نمیکنه چه جور خدایی رو میپرسته ؟ و یا در اصل بنده چی هست؟؟؟
    بنام خدا سلام خواهر گرامی
    ايمان‌ تنها مقوله‌اي‌ معرفتي‌ و دروني‌ نيست‌ بلكه‌ ايمان‌ به‌ خداوندلوازمي‌ دارد كه‌ بايد به‌ آن‌ متعهد بود. البته‌ مسلماً ايمان‌ به‌ خداوند به‌ تنهايي‌نيز مرحله‌اي‌ از كمال‌ است‌ ولي‌پلكان‌ اول‌ محسوب‌ مي‌شود. اگر كسي‌ به‌ خداايمان‌ دارد و او را حاكم‌ ومدير هستي‌ مي‌شناسد نمي‌تواند در برابر هدايت‌الهي‌ بي‌ تفاوت‌ باشد و آن‌ را ناديده‌ بگيرد. بنابر اين‌ چنين‌ ايماني‌ به‌ خداوندايماني‌ ناقص‌ و كم‌ فايده‌ است‌ چه‌ اين‌ كه‌ حتي‌ مشركان‌ نيز خدارا قبول‌ دارندواو را خالق‌ مي‌دانند ولي‌ در عمل‌ راه‌ شرك‌ مي‌پيمايند.
    بنابر اين‌ اگر چه‌ به‌ حكم‌ عدالت‌ بين‌ مؤمن‌ به‌ خداوند و كافر به‌ او در قيامت‌تفاوت‌ هست‌ (لااقل‌ در درجات‌ عذاب‌) ولي‌ چنين‌ ايماني‌ موجب‌ رستگاري‌نيست‌.

  15. تشکر


  16. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    نقل قول نوشته اصلی توسط iranproud نمایش پست
    سلام
    یک سوال :
    کسی که خدا رو قبول داره و ادعای پرستش خدا رو داره، ولی به دستوراتش عمل نمیکنه چه جور خدایی رو میپرسته ؟ و یا در اصل بنده چی هست؟؟؟
    1:کسی که عبودیت و بندگى خدا را برگزیده است، در تمام مراحل زندگى و حتى در جزئیات اعمال و رفتار نیز طبق رضاى پروردگار عمل می‌کند؛ یعنى واجبات را انجام می‌دهد و محرمات را ترک می‌کند.
    عمل به واجبات و پرهیز از محرمات حداقل مرتبه بندگی و عبودیت است.
    2:کسی که خداوند را باور قلبی داشته باشه هرگز دستورات الهی را ترک نخواهد کرد پس چنین شخصی بنده نفس اماره خودش بوده وبنوعی شرک به خداوند دارد ...
    شرط ایمان به خداوند ،ایمان عملی به اوست که همین ایمان عملی می تواند موجب سعادت وتکامل ابدی اوگشته وسبب قرب به خداوند گردد.
    ایمانی که لقلقه زبان بوده وتنها به زبان وگفتار کفایت شود مانند کسی است که ماشینی با پول هنگفتی خریده بدون سوخت و هیچ استفاده ای ازآن نمی برد ...
    ایمانی برای انسان مفید است که همراه به انجام دستورات الهی مزین شده باشه وگرنه چنین شخصی مشمول ایه شریفه خسرالدنیا و الآخرة خواهد بود....
    ویرایش توسط meshkaat : ۱۳۸۸/۱۰/۱۳ در ساعت ۱۰:۵۳


  17. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    4 روز 6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    عبادت خدای ساختگینقلعبادت خدای ساختگیعبادت خدای ساختگیعبادت خدای ساختگی نوشته اصلی توسط : meshkaatعبادت خدای ساختگیعبادت خدای ساختگیاگر ميوه شناخت، يعنى خشيت خداوند وجود نداشته باشد، علم آدمى يا علم نيست يا دچار آفت خواهد شد. كسى كه خدا را بشناسد، گويا همه چيز را شناخته است عبادت خدای ساختگیعبادت خدای ساختگی
    سلام برکارشناس گرامی


    به نظر میرسد از شناخت مخلوق باید به شناخت خالق ان رسید یا شاید منظور شما را متوجه نمیشوم لطف میکند توضیح بیشتر بفرمایید . زیرا به اتفاق ایات واحادیث برای شناخت خدا وصفاتش باید سیر در افاق وانفس داشت و سپس در همین زیر مجموعه خودرا شناخت بعد وارد مرحله ی شناخت خدا شد ونه اینکه اول خدا را بشناسیم بعد به شناخت همه چیز برسیم چون اکثر (چیزها قابل حس هستند واز راه علم حصولی میتوانیم به ماهیت انها برسیم ولی برای شناخت خدا بایدایمان ؛که از محصولات علم حضوری است را با ابزار علم حصولی تقویت کنیم) پس ایا نباید اول اشیاء و متعلقات وجود را بشناسیم وبعد وارد مرحله ی خدا شناسی شویم؟

    ................................... حق یارتان .............................


  18. تشکر


  19. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,957
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط iranproud نمایش پست
    سلامیک سوال :
    کسی که خدا رو قبول داره و ادعای پرستش خدا رو داره، ولی به دستوراتش عمل نمیکنه چه جور خدایی رو میپرسته ؟ و یا در اصل بنده چی هست؟؟؟
    با سلام همکار گرامی
    ایمان سه مرحله دارد... اول: اقراربه زبان دوم : اعتقاد قلبی سوم : انجام دستورات با جوارح
    اول: اقراربه زبان
    1- قبول داشتن خدا با عمل به دستوراتش فرق داره.... کسی که خدا وپیامبر راقبول داره شرعا میتوان با او معامله مسلمان نمود دراحکام و معاملات.
    دوم : اعتقاد قلبی
    2- انسان دراصل بنده کسی است که از او پیروی میکند.
    سوم: انجام دستورات با جوارح
    3- کسی که مسلمان است ولی به دستورات خدا عمل نمیکند هم دردنیا وهم درروز عقبی مجازات میشود بما کسبت ایدیه...
    موفق باشید
    الهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد

  20. تشکرها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود