صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عدالت در قرآن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    5,046
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    415 پست
    حضور
    132 روز 12 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    24
    آپلود
    41
    گالری
    2534

    عدالت در قرآن






    بسم الله الرحمن الرحیم


    با سلام

    با استعانت از خداوند متعال در این تاپیک به بررسی آیاتی که در آن ها به عدالت اشاره شده خواهیم پرداخت.

    عدالت در قرآن



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    5,046
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    415 پست
    حضور
    132 روز 12 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    24
    آپلود
    41
    گالری
    2534



    سوره مائده آيه ۸
    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُونُواْ قَوَّامِينَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ


    ترجمه فارسي
    ای کسانی که ايمان آورده ايد ، برای خدا ، حق گفتن را بر پای خيزيد و به عدل گواهی دهيد دشمنی با گروهی ديگر وادارتان نکند که عدالت نورزيد عدالت ورزيد که به تقوی نزديک تر است و از خدا بترسيد که او به هر کاری که می کنيد آگاه است


    ترجمه انگليسی
    .O you who believe! Be upright for Allah, bearers of witness with justice, and let not hatred of a people incite you not to act equitably; act equitably, that is nearer to piety, and be careful of (your duty to) Allah; surely Allah is Aware of what you do


    عدالت در قرآن



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    5,046
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    415 پست
    حضور
    132 روز 12 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    24
    آپلود
    41
    گالری
    2534

    عدالت در قرآن -- اولین آیه





    بيان تفسير آيه از كتاب تفسير الميزان
    يا ايها الذين آمنوا كونوا قوامين لله شهداء بالقسط، و لا يجرمنكم شنان قوم علي الا تعدلوا اين آيه شريفه نظير آيه اي است كه در سوره نساء آمده است مي فرمايد: يا ايها الذين آمنوا كونوا قوامين بالقسط شهداء لله ، و لو علي انفسكم او الوالدين و الاقربين ان يكن غنيا او فقيرا فالله اولي بهما فلا تتبعوا الهوي ان تعدلوا و ان تلووا او تعرضوا فان الله كان بما تعملون خبيرا با اين تفاوت كه آيه سوره نساء در مقام نهي از انحراف از راه حق و عدالت در خصوص شهادت است ، و مي فرمايد: كه هواي نفس شما را به انحراف نكشاند، مثلا به نفع كسي به خاطر اينكه قوم و خويش شما است بر خلاف حق شهادت ندهيد، ( و يا به نفع فقيري به خاطر دلسوزيتان و به نفع توانگري به طمع پول او شهادت بنا حق ندهيد )، ولي آيه مورد بحث در مقام شهادت بنا حق دادن عليه كسي است به انگيزه بغضي كه شاهد نسبت به مشهود عليه دارد، به اين وسيله يعني با از بين بردن حقش انتقام و داغ دلي گرفته باشد.



    واضحتر بگويم در سوره مائده فرموده : كونوا قوامين لله شهداء بالقسط و در آيه سوره نساء فرموده : كونوا قوامين بالقسط شهداء لله و اين تفاوت در تعبير بخاطر تفاوتي است كه در مقام اين دو آيه هست ، در آيه سوره مائده غرض اين بوده كه مومنين را از ظلم در شهادت به انگيزه سابقه دشمني شاهد نسبت به مشهود عليه نهي كند، لذا شهادت را مقيد به قسط كرد، و فرمود: بايد كه شهادت شما به قسط و به حق باشد و در شهادت دادن عداوت و غرضهاي شخصي را دخالت ندهيد، به خلاف آيه سوره نساء كه سخن از شهادت دادن به نفع كسي به انگيزه دوستي و هوا دارد، و شهادت دادن به نفع دوست و محبوب ظلم به او نيست ، گو اينكه خالي از ظلم هم نيست ( چون به غير مستقيم حق خصم محبوبش را ضايع كرده ) و ليكن از آن جهت كه شهادت به نفع محبوب است ظلم شمرده نمي شود، و لذا در آيه سوره مائده امر كرد به شهادت به قسط و آنگاه اين شهادت به قسط را تفريع كرد بر يك مساله كلي و آن قيام لله است و در سوره نساء اول امر كرد به شهادت دادن براي خدا و دخالت ندادن هواها و دوستيها را در شهادت ، و سپس آنرا تفريع كرد بر قيام به قسط. و نيز به همين جهت در آيه مائده جمله : اعدلوا هو اقرب للتقوي و اتقوا الله را تفريع كرد بر شهادت دادن به قسط، و در اين جمله كه نتيجه شهادت بر قسط است امر كرد مومنين را به عدالت ، و اين عدالت را وسيله اي شمرد براي حصول تقوا، ولي در آيه سوره نساء قضيه را به عكس كرد يعني جمله : فلا تتبعوا الهوي ان تعدلوا را متفرع كرد بر امر به شهادت براي خدا، نخست امر كرد به اينكه براي خدا شهادت دهيد، و سپس از پيروي هوا و ترك تقوا نهي نموده ، اين پيروي هوا و ترك تقوا را بدترين وسيله براي ترك عدل شمرد. آنگاه در هر دو آيه از ترك تقوا به يك جور تحذير كرد، در آيه سوره نساء فرمود: و ان تلووا او تعرضوا فان الله كان بما تعملون خبيرا يعني اگر تقوا به خرج ندهيد خدا بدانچه مي كنيد با خبر است ، و در سوره مائده فرموده : و اتقوا الله ان الله خبير بما تعملون ،


    و اما معناي جمله : قوامين لله شهداء بالقسط... از سخناني كه پيرامون آيات قبلي داشتيم روشن شده است . اعدلوا هو اقرب للتقوي ... ضمير هو به كلمه عدل بر مي گردد، - گو اينكه قبل از ضمير چنين كلمه اي نبود، و ليكن از معناي اعدلوا فهميده مي شد، در نتيجه معناي جمله چنين است : عدالت پيشه كنيد كه عدالت به تقوا نزديكتر است



    عدالت در قرآن



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    استاد شهيد مطهرى(رحمه الله) مى فرمايد: كلمه «عدل» در مجموع چهار معنا و يا چهار مورد استعمال دارد:
    الف) موزون بودن; كه نقطه مقابل ظلم نيست بلكه بى تناسبى است.
    ب) تساوى و نفى هر گونه تبعيض
    ج) رعايت حقوق افراد و عطا كردن به هر ذى حق، حق خودش را
    د) رعايت استحقاق ها در افاضه وجود و امتناع نكردن از افاضه و رحمت به آن چه امكان يا كمال وجود دارد.
    بنابراين، «عدل» معنا و مفهوم وسيعى دارد. «عدل» همان قانونى است كه تمام نظام هستى بر محور آن مى گردد، آسمان و زمين و همه موجودات با عدالت بر پا هستند; پيامبر اكرم(ص) مى فرمايد: «بالعدل قامت السماوات و الارض; آسمان ها و زمين به واسطه «عدل» بر پا است.»(1)
    به تعبير ديگر، «عدل» به معناى واقعى كلمه آن است كه هر چيزى در جاى خود باشد، پس هر گونه انحراف، افراط، تفريط، تجاوز از حد، تجاوز به حقوق ديگران و... بر خلاف اصل عدل است.
    خداوند متعال در آيات متعددى بر رعايت اين اصل تأكيد دارد: «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الاِْحْسَـنِ وَ إِيتَآىِ ذِى الْقُرْبَى وَ يَنْهَى عَنِ الْفَحْشَآءِ وَالْمُنكَرِ وَ الْبَغْىِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُون»(نحل/90) خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزديكان مى دهد و از فحشاء و منكر و ظلم و ستم نهى مى كند، خداوند به شما اندرز مى دهد شايد متذكر شويد.»
    انواع عدالت:
    از «عدل» و «عدالت» در حوزه هاى مختلف مانند: عدالت فردى، اجتماعى، اقتصادى، مدنى، جزائى، خانوادگى، عدالت بين زن و مرد، عدالت بين مسلمان و غير مسلمان و... بحث مى شود.
    برخى از آيات در اين باره عبارت است از:
    1. عدالت بين زنان (نساء/3 و 129) كه مراد در اين آيات عدالت در محبت و علاقه قلبى است.
    2. عدالت در فديه گرفتن (بقره/48 ; انعام/1 و70)
    3. عدالت در حق (اعراف/159 و 181)
    4. عدالت اجتماعى (نحل/90)(2)
    **************
    1:غوالى اللالى،ابن ابى الجمهورحسائى،ج 4،ص103
    2:قاموس قرآن،سيد على اكبرقريشى، ج3 ـ 4،ص301 ـ 304


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    در قرآن کریم، بیش از 10 بار در باب عدالت‌ورزی سفارش شده است؛ اما این به عدالت رفتار کردن از نظر قرآن جنبه‌های متعددی دارد: عدالت میان خود و مردم، عدالت میان خود و خدا و ...
    «...آمنت بما انزل الله من کتاب و امرت لا عدل بینکم...»
    ...به هر كتابى كه خدا نازل كرده است ايمان آوردم و مامور شدم كه ميان شما عدالت كنم ...(شوری، 15)
    یا
    «...اذ حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل...»
    ... و چون ميان مردم داورى مى‏كنيد به عدالت داورى كنيد ... (نساء، 58).


    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    5,046
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    415 پست
    حضور
    132 روز 12 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    24
    آپلود
    41
    گالری
    2534

    عدالت در قرآن -- دومین آیه




    سوره انعام آیه 115
    وَتَمَّتْ کَلِمَتُ رَبِّکَ صِدْقًا وَعَدْلاً لاَّ مُبَدِّلِ لِکَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ

    ترجمه فارسی
    و کلام پروردگار تو در راستی و عدالت به حد کمال است هیچ کس نیست که ، یارای دگرگون کردن سخن او را داشته باشد و اوست شنوا و دانا

    ترجمه انگلیسی
    .And the word of your Lord has been accomplished truly and justly; there is none who can change His words, and He is the Hearing, the Knowing.



    عدالت در قرآن

    ویرایش توسط iranproud : ۱۳۸۸/۱۰/۱۷ در ساعت ۰۶:۴۹


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    5,046
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    415 پست
    حضور
    132 روز 12 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    24
    آپلود
    41
    گالری
    2534



    تفسیر آیه در کتاب تفسیر المیزان
    و تمت کلمه ربک لاملئن جهنم من الجنه و الناس اجمعین و مانند آیه و تمت کلمه ربک الحسنی علی بنی اسرائیل بما صبروا که اشاره است به آن وعده ای که به بنی اسرائیل داده بود که به زودی ایشان را از ظلم فرعون نجات داده حکومت را به آنان خواهد سپرد، و قرآن آن وعده را چنین حکایت کرده : و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین گاهی هم به معنای موجود خارجی از قبیل انسان استعمال می شود، مانند آیه ان الله یبشرک بکلمه منه اسمه المسیح عیسی بن مریم و مسیح را از این جهت مورد استعمال این کلمه قرار داده که خلقت مسیح (علیه السلام ) خارق العاده بوده ، عادت در خلقت انسان بر این جاری است که به تدریج صورت گیرد، و مسیح (علیه السلام ) به کلمه ایجاد به وجود آمد،
    همچنانکه در قرآن فرموده : ان مثل عیسی عند الله کمثل آدم خلقه من تراب ثم قال له کن فیکون ظاهر سیاق آیات در مورد بحث ما می رساند که مراد از کلمه ربک کلمه دعوت اسلامی باشد با آنچه لازم آنست از قبیل نبوت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم ) و نزول قرآن که به همه کتابهای آسمانی محیط و مسلط است و به عموم معارف الهی و کلیات شرایع دینی مشتمل می باشد، چنانکه خدای تعالی در کلام خود در دعایی که از ابراهیم (علیه السلام ) هنگام بنای کعبه حکایت فرموده : ربنا و ابعث فیهم رسولا منهم یتلوا علیهم آیاتک و یعلمهم الکتاب و الحکمه و یزکیهم به آن اشاره نموده است . و همچنین به سابقه ذکرش در کتابهای آسمانی گذشته در آیه الذین یتبعون الرسول النبی الامی الذی یجدونه مکتوبا عندهم فی التوریه و الانجیل اشاره می فرماید، و همچنین آیه و الذین آتیناهم الکتاب یعلمون انه منزل من ربک بالحق و آیه الذین آتیناهم الکتاب یعرفونه کما یعرفون ابناهم و آیات بسیار دیگر به آن اشاره دارد. پس مراد از تمامیت کلمه - و خدا بهتر می داند - اینست که این کلمه یعنی ظهور دعوت اسلامی با نبوت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم ) و نزول قرآن که مافوق همه کتابهای آسمانی است پس از آنکه روزگاری دراز در مسیر تدریجی نبوتی پس از نبوت دیگر و شریعتی پس از شریعت دیگر سیر می کرد به مرتبه ثبوت رسیده در قرارگاه تحقق قرار گرفت ، زیرا به دلالت آیات کریمه ، شریعت اسلامی به کلیات شرایع گذشته مشتمل است و زیادت بر آنان نیز دارد، چنانکه خدای تعالی می فرماید: شرع لکم من الدین ما وصی به نوحا و الذی اوحینا الیک و ما وصینا به ابراهیم و موسی و عیسی
    از این بیان روشن شد که مراد از تمامیت کلمه رسیدن شرایع آسمانی است از مراحل نقص و ناتمامی به مرحله کمال ، و مصداقش همین دین محمدی است . خدا می فرماید: و الله متم نوره و لو کره الکافرون هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لو کره المشرکون و تمامیت این کلمه الهی از جهت صدق این است که آنچنان که گفته شده تحقق پذیرد، و تمامیت آن از جهت عدل این است که مواد و اجزای آن یکنواخت باشد بدون اینکه به تضاد و تناقض مشتمل شود، و هر چیز را آنطور که شانش می باشد بسنجد، بدون حیف و میل . و از اینجا است که این دو قید یعنی صدق و عدل را با جمله لا مبدل لکلماته بیان فرمود، زیرا کلمه الهی وقتی که قابل تبدیل نباشد خواه تبدیل کننده خودش باشد و به واسطه تغییر اراده ، قول خود را به هم زند، یا کسی دیگر باشد که خدا را عاجز و مجبور به تغییر نظر کند، کلمه خدایی صدق و آنچه فرموده محقق می شود، و عدل و بدون انحراف و تعدی انجام می گیرد. پس جمله : لا مبدل لکلماته نسبت به صدقا و عدلا به منزله تعلیل می باشد. مفسرین دیگر را در معنای این جمله اقوال دیگری است ، از آن جمله یکی این است که مراد از کلمه و کلمات ، قرآن می باشد. و بعضی گفته اند: مراد از کلمه شرایع قرآن است که نسخ می پذیرد و مراد از کلمات مطالب دیگر آن است که قابل نسخ نیست ، همچنانکه فرموده : لا مبدل لکلماته . و بعضی گفته اند: منظور از کلمه ، دین است . و بعضی گفته اند مراد از آن حجت است .

    و درباره معنای صدق و عدل گفته اند: صدق ، وصف اخباری است که در قرآن آمده و عدل وصف احکام آن است . و اینکه در آخر فرموده : و هو السمیع العلیم معنایش این است که او اجابت می کند آنچه را که شما به لسان حاجت از او می طلبید و می داند حقیقت حوائجی را که شما دارید. و یا معنایش این است که او به وسیله ملائکه خود می شنود اخبار حوادثی را که شما دارید. و یا معنایش این است که او به وسیله ملائکه خود می شنود اخبار حوادثی را که در ملکش رخ می دهد و می داند همه آنها را بدون واسطه ملائکه . و یا معنایش این است که او می شنود گفتارهای شما را و می داند کارهایی را که شما انجام می دهید.

    عدالت در قرآن



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    5,046
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    415 پست
    حضور
    132 روز 12 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    24
    آپلود
    41
    گالری
    2534

    عدالت در قرآن -- سومین آیه





    سوره انعام آیه 152

    وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْیَتِیمِ إِلاَّ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ حَتَّى یَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْکَیْلَ وَالْمِیزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُکَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ کَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللّهِ أَوْفُواْ ذَلِکُمْ وَصَّاکُم بِهِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ

    ترجمه فارسی

    به مال یتیم نزدیک مشوید مگر به نیکوترین وجهی که به صلاح او باشد تا، به سن بلوغ رسد و پیمانه و وزن را از روی عدل تمام کنید ما به کسی جز به اندازه توانش تکلیف نمی کنیم و هر گاه سخن گویید عادلانه گویید هر چند در باره خویشاوندان باشد و به عهد خدا وفا کنید اینهاست آنچه خدا شما را بدان سفارش می کند ، باشد که پند گیرید

    ترجمه انگلیسی

    .And do not approach the property of the orphan except in the best manner until he attains his maturity; and give full measure and weight with justice-We do not impose on any soul a duty except to the extent of its ability; and when you speak, then be just though it be (against) a relative, and fulfill Allah's covenant; this He has enjoined you with that you may be mindful;

    عدالت در قرآن



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    5,046
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    415 پست
    حضور
    132 روز 12 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    24
    آپلود
    41
    گالری
    2534



    تفسیرآیه
    در حقیقت آیه شریفه می خواهد بفرماید: مال یتیم را نگهداری و اصلاح کنید تا وقتی که خودش به حد رشد رسیده و بتواند از عهده اصلاح و حفظ آن برآید.
    و اوفوا الکیل و المیزان بالقسط لا نکلف نفسا الا وسعها ایفاء به قسط عبارت است از عمل کردن به عدالت بدون اجحاف . و اینکه فرمود: ما هیچ کس را تکلیف نمی کنیم مگر به آنچه که در خور طاقت او است به منزله دفع توهمی است که ممکن است بشود، گویا کسی می پرسد: مگر در کیل و وزن ممکن است رعایت عدالت واقعی و حقیقی بشود؟ هرگز ممکن نیست ، و انسان در اینگونه امور هیچ چاره ای جز این ندارد که به تقریب و تخمین اکتفا کند، و خدای تعالی با جمله مورد بحث جوابش را داده می فرماید: ما هیچ کس را تکلیف نمی کنیم مگر به چیزی که در وسع طاقت او باشد.

    و نیز ممکن است بگوییم جمله لا نکلف نفسا الا وسعها تنها متعلق و مربوط به مساله کیل و وزن نیست ، بلکه مربوط به آن و به مساله نزدیک شدن به مال یتیم هر دو است . و اذا قلتم فاعدلوا و لو کان ذا قربی ... برای این اقربا را یادآور شد که عاطفه قرابت و خویشاوندی از هر داعی دیگری بیشتر آدمی را به دفاع بیجا و جانبداری ناروا وامی دارد، و از همین جا می توان فهمید که مقصود از قول آن گفتاری است که اگر انسان آنرا بگوید ممکن است نفعی عاید طرف بشود، و یا ضرری متوجه او بگردد. ذکر عدالت نیز دلالت بر این دارد، چون معلوم می شود قول مزبور مانند شهادت و قضاوت و امثال آن دو قسم است یکی ظلم و دیگری عدل .

    بنابراین ، معنای آیه این می شود که : باید مراقب گفتارهای خود باشید، و زبان خود را از حرفهایی که برای دیگران نفع و یا ضرر دارد حفظ کنید، و عاطفه قرابت و هر عاطفه دیگری شما را به جانبداری بیجا از احدی وادار نکند. و به تحریف گفته های دیگران و تجاوز از حق و شهادت بناحق یا قضاوت ناروا وادار نسازد، و خلاصه بناحق جانب آن کس را که دوستش می دارید رعایت ننموده و حق آن کسی را که دوستش نمی دارید، باطل مسازید. در مجمع البیان گفته است : آیه مورد بحث با همه کوتاهی و کمی حروفش مشتمل بر دستورات بلیغی درباره اقاریر، شهادتها، وصیتها، فتاوا، قضاوتها، احکام ، مذاهب و امر به معروف و نهی از منکر است و بعهد الله اوفوا... راغب در مفردات خود می گوید: عهد به معنای حفظ و چیزی را در این حال و آن حال مورد مراقبت قرار دادن است و این معنای صحیحی است که وی کرده ، و لذا کلمه مذکور هم بر دستورات و تکالیف شرعی اطلاق می شود، و هم بر پیمان و میثاق و بر نذر و سوگند. و لیکن در قرآن کریم این لفظ بیشتر در دستورات الهی استعمال می شود، مخصوصا در آیه مورد بحث که به اسم پروردگار ( الله ) اضافه شده ، مورد بحث آیه هم مناسب با همین معنا است .

    البته ممکن هم هست بگوییم مقصود از عهد در اینجا پیمان و میثاق است ، همچنانکه می گوییم : من با خدا عهد بسته ام که چنین و چنان کنم و در غیر اینجا هم به این معنا آمده ، مانند آیه و اوفوا بالعهد ان العهد کان مسئولا و بنابراین که کلمه عهد به این معنا باشد اضافه شدنش به اسم الله مثل اضافه شدن شهادت به آن اسم در آیه و لا نکتم شهاده الله برای اشاره به این است که طرف معامله خدای تعالی است.


    عدالت در قرآن

    ویرایش توسط iranproud : ۱۳۸۸/۱۰/۲۱ در ساعت ۰۶:۰۰


  11. #10
    خادم گالری

    عدالت در قرآن -- چهارمین آیه




    سوره نساء 135
    یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاء لِلّهِ وَلَوْ عَلَى أَنفُسِکُمْ أَوِ الْوَالِدَیْنِ وَالأَقْرَبِینَ إِن یَکُنْ غَنِیًّا أَوْ فَقَیرًا فَاللّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلاَ تَتَّبِعُواْ الْهَوَى أَن تَعْدِلُواْ وَإِن تَلْوُواْ أَوْ تُعْرِضُواْ فَإِنَّ اللّهَ کَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا

    ترجمه فارسی
    ای کسانی که ایمان آورده اید ، به عدالت فرمانروا باشید و برای خدا، شهادت دهید ، هر چند به زیان خود یا پدر و مادر یا خویشاوندان شما چه توانگر و چه درویش بوده باشد زیرا خدا به آن دو سزاوارتر است پس ، از هوای نفس پیروی مکنید تا از شهادت حق عدول کنید چه زبان بازی کنید یااز آن اعراض کنید ، خدا به هر چه می کنید آگاه است


    ترجمه انگلیسی
    O you who believe! be maintainers of justice, bearers of witness of Allah's sake, though it may be against your own selves or (your) parents or near relatives; if he be rich or poor, Allah is nearer to them both in compassion; therefore do not follow (your) low desires, lest you deviate; and if you swerve or turn aside, then surely Allah is aware of what you do.


    عدالت در قرآن



صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود