صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: فرهنگ سازی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    174
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    فرهنگ سازی




    در موارد گوناگونی شاهد هستیم که افراد نظر میدهند که راه حل مشکلات فرهنگ سازی است
    ایا واقعا فرهنگ سازی میتونه مشکلات رو حل کنه و اتفاقی بیفته و یا نیفته
    مثلا با فرهنگ سازی حجاب رو رعایت کنند
    با فرهنگ سازی دختر و پسر تو دانشگاه بهترین وضعیت رو داشته باشند
    چشم چرونی از بین بره
    فقط ماشینهای مسافر بر زنان و دختران رو سوار کنند
    و بطور کلی روزنامه ها صفحه حوادثی رو نداشته باشند که در ان از شرارتها انسان مطلبی نوشته باشند
    فرهنگ سازی ممکن است

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۶
    نوشته
    174
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بدون فرهنگ سازی،واقعا"کارها درست پیش نمیره!
    مثلا"وقتی الان فرهنگ احترام به حقوق دیگران در رانندگی در جامعه خیلی کمرنگه،از دست پلیس هم کاری برنمی آد و هر جا از پلیس نترسیم.......!
    یا وقتی فرهنگ"دروغ بگو و کارتو پیش ببر!"در جامعه جاافتاده،راستگوها ابله نامیده می شوند!

  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۶
    نوشته
    174
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در فرهنگ ما متلک گفتن به خانمها یک پدیده رایجه!!!!!!چیزی که شاید به ندرت در کشورهای دیگه بشه دید!
    اگر فرهنگ راستگویی و احترام به حقوق دیگران_خصوصا"خانمها_جابیفت خیلی از ناهنجاریها در جامعه دیده نمیشه.

  7. تشکرها 2


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    174
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط maryam2 نمایش پست
    در فرهنگ ما متلک گفتن به خانمها یک پدیده رایجه!!!!!!چیزی که شاید به ندرت در کشورهای دیگه بشه دید!
    اگر فرهنگ راستگویی و احترام به حقوق دیگران_خصوصا"خانمها_جابیفت خیلی از ناهنجاریها در جامعه دیده نمیشه.
    نباید کشور خودمان را با کشورهای دیگر مقایسه کنیم زیرا می گن کلاغ اومد راه رفتن کبک و یاد بگیره راه رفتن خودشم از یادش رفت
    البته ببخشید منظورم عمومی است نه شما زیرا اکنون گروهی فرهنگ بیگانه بهتر است را تبلیغ می کنند
    مثلا می گن فلان کشور این طوریه
    من منظورم از فرهنگ سازی فرهنگ سازی اسلامی است
    منظورم این است که در فرهنگ سازی اسلامی تمام طرحهای ما باید طرح قرانی باشد مشاهده شده است مثلا در دانشگاه افرادی که حزباللهی واقعی هستند انها ترانه گوش نمیدهند و با دختران هم رابطه دیداری یا شنیداری نامیزون ندارند
    پس اگر همه دختران تربیت قرانی شوند میتونند چنین عمل کنند دیده شده که بعضی از دختران انقدر حرف می زنند با همکلاسی های دانشگاهی که پسرا رو شکست میدهند
    حالا اگر این دختر تربیت قرانی بشه می فهمه که باید در ارتباط با همکلاسی خود رعایت کنه و کمتر حرف بزنه و بیشتر با دخترا نشست و برخواست کنه
    البته شما میتونید با استدلال به دیگران توضیح دهید که کشورهای دیگر کاملا همه متعادل هستند
    اینطورم نیست تفاوتی بین اینجا و انجا نیست تنها تفاوت اینه که انها ازادانه اشتباه میکنند ما می ترسیم اشتباه می کنیم

  9. تشکر


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,017
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    3



    نقل قول نوشته اصلی توسط رنگ خدا نمایش پست
    در موارد گوناگونی شاهد هستیم که افراد نظر میدهند که راه حل مشکلات فرهنگ سازی است
    ایا واقعا فرهنگ سازی میتونه مشکلات رو حل کنه و اتفاقی بیفته و یا نیفته
    مثلا با فرهنگ سازی حجاب رو رعایت کنند
    با فرهنگ سازی دختر و پسر تو دانشگاه بهترین وضعیت رو داشته باشند
    چشم چرونی از بین بره
    فقط ماشینهای مسافر بر زنان و دختران رو سوار کنند
    و بطور کلی روزنامه ها صفحه حوادثی رو نداشته باشند که در ان از شرارتها انسان مطلبی نوشته باشند
    فرهنگ سازی ممکن است
    مشكلات فرهنگی در كشور ناشی از عوامل متعددی است
    و در مورد اين كه كدام يك از اين عوامل به عنوان منشأ اصلی همه مشكلات معرفی شود ديدگاه های متفاوتی وجود دارد، برخی آن را با عوامل مديريتی كشور مرتبط می دانند و عده ای براساس مبانی فكری و نظری خويش عامل اقتصاد را اصل می دانند و برخی تأثيرگذاری بيگانگان را و...، مسلما در اين كه همه عوامل به نوعی در ايجاد مشكلات و معضلات جامعه دخيل و تأثيرگذار هستند، شكی نيست اما اگر نگاهی به آموزه های اسلامی داشته باشيم عامل انسانی و وجود انسان هايی پرورش يافته، كاردان، معتقد و متعهد به اصلاح و پيشرفت جامعه از اهميت ويژه ای برخوردار است و به هر ميزان جامعه ای از چنين افرادی برخوردار باشد به همان اندازه بر مشكلات فائق آمده و گام در مسير تكامل مادی و معنوی خويش می نهد. اهتمام ويژه انبياء و امامان علیهم السلام به اين موضوع به عنوان اولين اقدام در جهت اصلاح جامعه بهترين دليل بر اهميت آن است


  11. تشکرها 3


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    174
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    از جناب کلات و خانم مریم2 بهخاطر نظراتشان تشکر می کنم
    هدفم از طرح این موضوع نیازی بود که احساس می شه
    امار تصادفات در ایران فوقالعاده است ایا می توان با نیروی پلیس مردم را کنترل کرد می شه اما مثل تنبیه بدنی می مونه تنبیه بدنی مانند مسکن می مونه جواب فوری میده اما با از بین رفتن مسکن دوباره مشکل عود می کنه
    فرهنگ سازی یعنی اگاهی دادن یا آموزش
    مثلا در مورد بیماری انفلوانزای نوع a بهترین شیوه فرهنگ سازی است اینجا نمی توان از نیروی قهریه استفاده کرد
    فرهنگ سازی علمی است که شما به کودک یاد میدهید و او ان علم رو قبول می کنه
    اگر پدری صبح با ضرب شلاق و یا بیدارکردان اجباری کودک را به نماز دعوت کند کودک ممکن است در بزرگسالی ایمان درستی نداشته باشد
    اگر کودک به نمار ایمان بیاورد با اشتیاق بلند می شود و خواب در نظرش زشت و بیداری برای نماز در ذهنش قشنگ می شود

  13. تشکر


  14. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    6
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0

    دعوت




    نقل قول نوشته اصلی توسط maryam2 نمایش پست
    در فرهنگ ما متلک گفتن به خانمها یک پدیده رایجه!!!!!!چیزی که شاید به ندرت در کشورهای دیگه بشه دید!


    دروووووووووووود درووووووووووووووووود درووووووووووود

    سلام

    در مورد اين موضوع كه گفتين متلك پراكني در كشور هاي ديگر به ندرت اتفاق مي افته ...نخير . . . فقط فرقش اين هست كه اگر ممتلك پران در ايران در اكثر موارد چيزي جز يه چپ چپ نگاه كردن ( اگر خيلي خوش شانس باشه ) نصيبش مي شه در خيلي كشور هاي ديگه ( معمولا به جز كشور هاي شرقي ) يه عشوه و لبخند مليحي هم از طرف استقبال مي شه .


    بله. . . مي خواهيد تاثير فرهنگ رو ببينيد ...

    چند شب پيش يادم نيست كجا و تو كدوم سايت خوندم كه تو كشور چين كه بعد از چندين سال تو فوتبال موفقيت بزرگي نصيبشون شده بود . . .

    مردم براي خوشحالي و پاي كوبي به خيابان اومده بودن . . از جمعيت كشور چين هم كه خبر داريد . اما جالب اينجاست كه فرهنگ نظم به قدري تو اين كشور حاكم هست كه همه مردم تنها در پياده رو ها بودن و كوچكترين مشكلي براي ماشين ها و عبور و مرور ايجاد نكرده بودند.

    حالا كشور ما باشد ، مسابقه ليگ برتز فوتبال . . .بايد بيخيال ماشين بيرون آوردن باشي . . .نه از حيث ترافيك . . . بيشتر از حيث اين كه نكند شيشه تميز ماشينت جلب توجه كند و هوس كنند حالي بهش بدهند . . . اين اتفاق چه تيمشان ببرد چه ببازد پيش مي آيد. . . نمونه كوچكي بود



    من خودم اعتقاد دارم تو كشور عزيزمان بيشتر از اينها بايد روي فرهنگ خودمون كار كنيم


    تا كي بايد به فرهنگ 1500 ساله بنازيم ، پس سالها بعد كي به فرهنگ امروز ما بينازد .

    تو كتابي از استاد نادر ابراهيمي ( خدايش بيامرزد ) خوندم . . . ياد آوري خاطرات شيرين گذشته آشكارا به معناي آن است كه آن لحظه ها ديگر وجود ندارند !!! حالا هي بگوييد به به عجب فرهنگ غني داشتيم !!!!

    داشته هامون رو در اختيار هم قرار بديم تا به نداشته هامون برسيم . . .

  15. تشکرها 2


  16. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    174
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط farzandeh ensan نمایش پست
    دروووووووووووود درووووووووووووووووود درووووووووووود:rose:

    سلام

    در مورد اين موضوع كه گفتين متلك پراكني در كشور هاي ديگر به ندرت اتفاق مي افته ...نخير . . . فقط فرقش اين هست كه اگر ممتلك پران در ايران در اكثر موارد چيزي جز يه چپ چپ نگاه كردن ( اگر خيلي خوش شانس باشه :box: ) نصيبش مي شه در خيلي كشور هاي ديگه ( معمولا به جز كشور هاي شرقي ) يه عشوه و لبخند مليحي هم از طرف استقبال مي شه .


    بله. . . مي خواهيد تاثير فرهنگ رو ببينيد ...

    چند شب پيش يادم نيست كجا و تو كدوم سايت خوندم كه تو كشور چين كه بعد از چندين سال تو فوتبال موفقيت بزرگي نصيبشون شده بود . . .

    مردم براي خوشحالي و پاي كوبي به خيابان اومده بودن . . از جمعيت كشور چين هم كه خبر داريد . اما جالب اينجاست كه فرهنگ نظم به قدري تو اين كشور حاكم هست كه همه مردم تنها در پياده رو ها بودن و كوچكترين مشكلي براي ماشين ها و عبور و مرور ايجاد نكرده بودند.

    حالا كشور ما باشد ، مسابقه ليگ برتز فوتبال . . .بايد بيخيال ماشين بيرون آوردن باشي . . .نه از حيث ترافيك . . . بيشتر از حيث اين كه نكند شيشه تميز ماشينت جلب توجه كند و هوس كنند حالي بهش بدهند . . . اين اتفاق چه تيمشان ببرد چه ببازد پيش مي آيد. . . نمونه كوچكي بود


    من خودم اعتقاد دارم تو كشور عزيزمان بيشتر از اينها بايد روي فرهنگ خودمون كار كنيم


    تا كي بايد به فرهنگ 1500 ساله بنازيم ، پس سالها بعد كي به فرهنگ امروز ما بينازد .

    تو كتابي از استاد نادر ابراهيمي ( خدايش بيامرزد ) خوندم . . . ياد آوري خاطرات شيرين گذشته آشكارا به معناي آن است كه آن لحظه ها ديگر وجود ندارند !!! حالا هي بگوييد به به عجب فرهنگ غني داشتيم !!!! :moshtagh:
    علت اینکه کشور چین مردمش پس از پایان مسابقه آرام هستند چیست
    ایا در ایران از این موارد نداریم کسانی که بخوبی در نماز رعایت سکوت رو می کنند ایا اینها با رفتار مردم چین فرق داره
    باید ببینیم مواردی که ایرانی ها رعایت نمی کنند چه مواردی است و چه علتی داره

  17. تشکر


  18. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    375
    تشکر:
    1
    حضور
    6 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    218
    آپلود
    7
    گالری
    259



    نقش مديريت در فرهنگ سازي سازماني
    ولي جوكار افشار
    Vali-jokar@yahoo.com


    مقدمه
    اين مقاله با تمركز بر فرهنگ سازمانهايي با محيطهاي پيچيده و بي ثبات به نگارش درآمده است. مصداق چنين سازمانهايي در حال حاضر شركتهاي فراملي هستند، ولي در آينده اي نزديك تغييرات زيادي پيش روي همه سازمانها خواهد بود؛ به گونه اي كه انتظارات جديدي از مديران براي ثبت فرهنگ سازماني تعريف خواهد شد.
    بي گمان با شتاب تحولات در حوزه فناوري در عصر ارتباطات، فرهنگ نيز دستخوش تحول شده و اين روند تا سرحد تضاد با فرهنگهاي سنتي پيش خواهد رفت. كسي به يقين نمي داند در آينده چه اتفاق مي افتد. اما بي ترديد بسياري چيزي را جست وجو خواهند كرد كه خود آن را نابود كرده اند و آن اصالت و هويتي است كه ريشه در تمايز ميان آداب، رسوم، سنن، عقايد و در يك كلام فرهنگ جوامع مختلف و... دارد؛ چرا كه همه ارزش و اعتبار ميراث فرهنگ بشري نتيجه تنوع انديشه ها و فرهنگ هاي گوناگون بوده است و برخورد و پيوند آنها با يكديگر و در عصر ما با گسترش و نفوذ روزافزون و شگفت انگيز وسايل ارتباط جمعي كم كم جهان به طرف كلي سازي و يكنواختي زيان بخشي سوق داده مي شود. ]چرا كه بيشتر معرفت به تدريج از راه چشم و با ديدن تصويرهاي تلويزيوني و... حاصل مي‌گردد و وسايل سمعي و بصري كم كم جاي تفكر و مطالعه را مي گيرد. نتيجه اين كار به تدريج به صورت يك دست درآمدن ادب و معارف ملل است و همسان و قشري شدن انديشه ها و سير آنها در يك مجراي معين. بديهي است در اين ميان زبان و فرهنگي كه قدرت و سيطره اقتصادي دارد، غلبه پيدا مي كند و زبانهاي قومي در برابر معدود زبانهاي رايج در تلويزيون هاي جهاني دچار ضعف خواهند شد. اما اين وضع به ضرر همان زبانها و معارف غالب نيز تمام مي شود؛ زيرا نتيجه آن عقيم شدن فرهنگ بشري است از بدايع افكار و ابتكاراتي كه مي تواند در دامان خود فرهنگهاي غني و گوناگون بپرورد و چه توان فرساست دنياي بدون تنوع و ابداع كه در آن همه كم كم يك جور بينديشند، رفتار و احوالشان شبيه هم باشد. و... (دكتر غلامحسين يوسفي)]
    مع الوصف در بحث ويژه ما هنوز هم فرهنگ مديريت و نقش مديران در فرهنگ‌سازي از نگاه عده اي موضوعي كم رنگ و كم تاثير بوده و جايگاه آن در موفقيت مدير چشمگير به نظر نمي آيد. لذا با تعريفي از فرهنگ بر فرهنگ سازي مديران بيشتر تعمق مي كنيم:
    بسياري از علماي مديريت فرهنگ را عبارت از آداب، رسوم، عقايد و باورهاي مشترك يك جامعه تعريف كرده اند. حال اين فرهنگ (و اجزايش) مي تواند در يك نهاد كوچك مانند خانواده مطرح شود و يا يك نهاد بزرگ همانند طيف وسيعي از جوامع مختلف، اگر بر آن باشيم كه تحليلي از فرهنگ امروز و تصويري تكامل يافته از فرهنگ در زمانهاي آينده را داشته باشيم يك بار ديگر اجزا فرهنگ را مرور مي‌كنيم:
    آداب و رسوم : در زمان كنوني نحوه فراگيرشدن و ميزان آن و ماهيت و مفهوم اين آداب و رسوم با گذشته تفاوتهاي بسياري يافته است، همانند ظهور آداب و رسومي خاص در حرفه و زندگي مردمان شهري كه متاثر از فناوري است يا تمايل بي رويه نسبت به مد در جوامع غربي و... كه در ابتدا به طور خاص بروز مي كند و در ادامه به سبب ارتباطات جهاني گسترش مي يابد. يقينا در آينده نيز شاهد تحولات محيرالعقول خواهيم بود.
    عقايد و باورها : رد پاي فناوري را حتي در عقايد و باورهاي مردماني كه دچار زندگي ماشيني شده اند مي توان ديد به نظر مي‌آيد مرموزترين بخش فرايند تغيير و تكامل در فرهنگ مربوط به اين اجزا باشد كه (گاه خيلي سريع و گاه پس از گذشت زماني طولاني) با مشاهده تغيير در ديدگاهها و نگرشها و ارزشها مي توان به تغيير در فرهنگ پي برد. اما اينكه آداب و رسوم و عقايد به چه شكلي در ميان افراد فراگير مي‌گردد جرياني سيال است و تشريح تئوريك چگونگي شكل گيري و فراگيري فرايند پيچيده فرهنگ سازي، واقعا دشوار است.
    علماي فعلي همواره اعتقاد دارند كه در سازمانهاي بزرگ، اين موسسان و بنيانگذاران سازماني هستند كه به وسيله مديران نقشي پررنگ در القاي فرهنگ و فراگيركردن فرهنگ سازماني ايفا مي كنند.
    تعاملي كه ميان فرهنگ عمومي جامعه و فرهنگ خاص سازمان وجود دارد لطمه اي به فرهنگ خاص سازمان نمي زند؛ چرا كه هرچند ممكن است فرهنگ جامعه دچار تغييرات زيادي در خرده فرهنگها شود، اما به دليل قويتر بودن فرهنگ غالب سازمان (كه فرصت تاثيرگذاري به خرده فرهنگهاي بيرون سازمان را نمي دهد) مجالي براي بروز و ايجاد اختلال توسط خرده فرهنگها بر فرهنگ غالب سازماني به وجود نمي‌آيد.
    حال سوال اينجاست آيا در سازمانهاي مورد بحث با محيطهاي متغير و پويا نيز شاهد چنين روندي خواهيم بود يا خير؟
    براي تشريح مكانيسم فرهنگ سازي محيطهاي متغير و پويا از اصطلاح سيستم‌هاي فراباز و تـــاثير آنها بر فرهنگ سازمان كمك مي گيريم. در سيستم‌هاي فراباز علاوه بر اينكه سيستم‌ها بر يكديگر تاثير گذاشته و از يكديگر تاثير مي پذيرند در فرايندي پرتحول بر اثر انبساط اجزاي زيرسيستم ها (منظور از انبساط، ظهور تغييرات مثبت و در كاركرد زيرسيستم‌ها خارج از قالب تعريف شده است.) گاهي تمام قالبهاي موجود و تعريف شده (كنش و واكنش) بين سيستم‌ها و عملكردشان را درهم نورديده و براي رسيدن به اهداف نو به كنشهاي لحظه اي (كه ضرورت موقعيت ايجاب مي كند.) در مقابل هم مي پردازند. لذا مسير يكطرفه شكل گيري فرهنگ و فرهنگ پذيري جامعه، سازمان و فرد از حالت خطي خارج و دچار تحول شده و مي تواند به صــورتهاي مختلف مشاهده شود.
    در اين شرايط مديريت نمي تواند مدعي فرهنگ سازي و حفظ فرهنگ سازماني شود؛ چرا كه در برشهاي زماني اندك خرده فرهنگهاي جديدي (كه ماحصل سيستم‌هاي فراباز هستند.) از جامعه به سازمان وارد مي شوند و پس از پالايش به‌عنوان بخشي از فرهنگ سازمان جايگاه خود را پيدا كرده و سير تحول طبيعي پذيرش فرهنگ را در نيمه راه رسيدن به‌نتيجه مغلوب مي كنند؛ چرا كه خــرده فرهنگي ديگر از طريق افراد جديد از راه مي رسد و...
    اين چنين همه چيز نوبه نو مي شود و قبل از اينكه سيـــــستم ها نقش خود را به عنوان سيستم هاي باز ايفا كنند مغلوب فرايند پرشتاب هجوم عناصري تازه به فرهنگهايشان مي شوند (كه بيشتر تركيبي از چند خرده فرهنگ است) و آنها را با خود همراه مي كنند و در قالب سيستم‌هاي
    فراباز فرهنگ پيچيده تري را بنيان مي نهند، لذا مدير با فرهنگ ثابت سازماني در ميانه راه جا مي ماند و براي حفظ نقش خويش بايد خود را با شرايط جديد فرهنگي كه سيستم هاي فراباز القا مي كنند وفق دهد.
    اغراق نيست اگر بگوييم در چنين شرايطي ممكن است چند خرده فرهنگ عمده نقش فرهنگ غالب را ايفا كرده و بقيه خرده فرهنگها نيز در تلاش براي قرارگرفتن در فهرست خرده فرهنگهاي سازماني باشند و بدين ترتيب فرضيات مطرح شده از سوي علـــــما كه بيان مي كردند فرهنگ غالب سازماني مي توند اثربخشي سازماني را افزايش دهد دچار تغييرات زيادي خواهد شد. مثلا با ورود و خروج خرده فرهنگها در محيطهاي فوق پويا حداكثر تلاش ما براي ايجاد سازگاري در خرده فرهنگها تا دستيابي به اثربخشي مطلوب در اهداف قرار مي گيرد. همچنين باايجاد فرصتهاي انگيزشي جديد در خلاءهايي كه ناشي از رقابت خرده فرهنگهاست مدير با هوشياري تمام توان خود را براي تسلط به نوع تفكر و گرايش كارمندان به فرهنگ موجود به‌كار مي بندد و كانال هاي ورودي و خروجي خرده فرهنگها را تاحد ممكن تحت نظر مي گيرد.
    شايد در اين ميان هنجارهاي موجود فرهنگي دچار نوعي آشفتگي شوند؛ اما آيا مديــــريت مي تواند با سامان دادن به فرهنگ سازماني و توجه به خرده فرهنگها باز هم جايگاه هنجارهاي فرهنگي را ابقا كند؟ و يا بالحاظ محقق شدن (احتمال بسيار پايين) اين فرضيه در آينده نه چندان دور به تركيبي جمع‌پذير از انواع سازمانها براي دستيابي به فراسيستمي در زمان كنوني نياز داريم تا ما را براي مقابله با تغييرات ناخواسته در زمانهاي دور آماده سازد. بدون شك اين عرصه نيازمند درايت و تلاش جمعي است.
    پژوهشگران اين عرصه بايد ارزيابيهاي كلان و ويژه از تغييرات فرهنگ و... داشته باشند و با دستيابي به شماي كلي فرهنگ جامعه و راهها و خطوط ارتباط فرهنگي و... در صورت لزوم با ارائه طرح و برنامه نگرشهاي نوين را بنيان نهند.
    توجه داشته باشيم كه در هر سطح مشخص داراي نوعي فرهنگ در سطح جامعه هستيم و لذا بايد عناصر تغيير و رهبري فرهنگ براي آن سطح را تعريف كنيم. بنابراين، با دستيابي به يك سيستم فراباز در هر سطح، آن سطح را تحت كنترل درآورده تا در نهايت فرهنگ جامعه در مسيرهاي مشخص كه منبعث از تمدن تاريخي و ديني مان است، حركت كند. بدين طريق پازل هاي خرده فرهنگها را مي توان هميشه به گونه اي در كنار هم قرار داد كه هويت فرهنگي را به نحوي نمايان سازند كه آيينه اصالت بنيان و درايت شرع در شئون زندگي باشد.
    منبع: دكتر غلامحسين يوسفي، مجله يغما، سال 1325 شماره 2 صفحات 71 - 65
    مـــــا از قدیــــم طــــایفه ای سینــه خستــه ایــم
    مـــــا بچـــه هــــای مــادر پهلــــو شکســــته ایــم
    امــــــروز اگـــــر سیـــنـــه و زنـــجـــیــــر می زنیم
    فردا به عــشــــق فــاطـــمه شمــشیر می زنیم
    مـــا را پیــــامـبــر ، قبیـله سـلـمــان خطـاب کرد
    روی غــرور و غـــیـرت مــا هـــــم حــســــاب کرد
    ازمـــا بــتـــــرس! طــایــفـــه ای پــــر اراده ایـــــم
    ما مثل کوه پشت سر سید علـــی ایستاده ایم

  19. تشکر


  20. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    174
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    فرهنگ سازی ( 2 ) بر دلها حکومت نمایید




    فرهنگ سازی یعنی حکومت بر دلها
    و بخشنامه و قانون یعنی حکومت بر عقل ها
    عقل همیشه منافع را در نظر دارد و اگر بخشنامه یا قانون را مخالف خود دید در مقابل ان از خود واکنش دفاعی نشان میدهد
    عقل تصمیم واحد می گیرد مثلا اگر شخصی از قسمتی از یک مجموعه ناراضی بود عقل او را به سمت نارضایتی مطلق می برد
    اگر سرعت غیر مجاز به فرهنگ مبدل شود و فرد ان قانون را جزوی از فرهنگ روانی یا روحی یا قلبی خود بداند هرگز از ان تخطی نخواهد کرد اما اگر این قانون بر عقل او عرضه شود این می شود قانون دیگران لذا برای اجرای ان باید یک پلیس همیشه با او باشد یا توهم پلیس نامحسوس مانند یک شبح با او باشد به محض حذف اینها فرد با سرعت بیش از حدی می تازد
    پس قانون بخشنامه ای یا حکومت بر عقلها اشتباه محض است حکومت بر دلها درست است لذا قران می فرماید در دین اجباری نیست بر دلها حکومت کنید نه بر عقلها
    ویرایش توسط رنگ خدا : ۱۳۸۸/۱۰/۲۴ در ساعت ۱۱:۲۷

  21. تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود