صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا تا بحال ناخواسته ایمان شما نابود و تبدیل به شک شده؟؟؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    9
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا تا بحال ناخواسته ایمان شما نابود و تبدیل به شک شده؟؟؟




    سلام....ایا شده تا بحال احساس کنید ایمان قوی دارید ولی در یک لحظه ستون ایمانتون فرو بریزه و در ذره ذره اعتقاداتتون شک بوجود بیاد؟؟؟
    خدا رو برام اثبات کنین خیلی ساده و بی الایش ...اثباتی به دور از علم...علم همراه با خطاست پس قابل اعتماد نیست.اثباتی به دور از فلسفه زیرا فلسفه ممکنه سنگین باشه
    اثبات کن خدایی رو که میپرستی؟؟؟

  2. تشکرها 3


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    75
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    1-اصولا علم چیزی جز پیدا کردن روابط موجود در دنیای ماده نیست...... خود علم (به عنوان این روابط) دچار خطا نیست ولی نتیجه ای که از این علم گرفته میشه ممکنه دارای خطا باشه....

    2-فلسفه چیزی جز توجیه سوالات برآمده از عقل انسانی نیست, سوالاتی که در حوزه علم قابل بررسی نیست...

    3-عقل به خودی خود دارای خطا نیست...چیزی مثل ماشین حساب است....زبان عقل و فلسفه منطق است که روابط منطقی توسط ارسطو دسته بندی و گزاره بندی شده....

    4-عرفان چیزی است خارج فلسفه و علم که من خودم هیچ چیز از اون نمیدونم و فقط میدونم که عرفان چیزی نیست که بشه باهاش اثباتی برای دیگری آورد...و بیشتر یک تجربه شخصی است که عده ای ادعای آن را دارند....

    حال خدائی که شما انتظار اثباتش را دارید در حوزه ای خارج از ماده تعریف شده و اصلا در حوزه علم نیست زیرا علم در مورد ماده صحبت می کند و هیچ صحبتی برای چیزی دیگر نمی کند. به قولی علم چیزی به عنوان غیرماده نمی شناسد...(پس تمام برهان هایی که برای عوام از روی علوم و چیزهای شگفت آن آورده شده هیچ یک نمی تواند نتیجه وجود چیزی غیرمادی را بدهد و لذا تمام آنها باطل اند)

    پس عملا سوال شما یک سوال فلسفی است...

    در فلسفه هم فیلسوفان بزرگی (بزرگ از آن جهت که اندیشه های آنها انطباق بیشتری با حقیقت داشته) سعی در اوردن برهان برای اثبات وجود شی غیرمادی به صورت کاملا عقلی کرده اند که برهان یکدیگر را نقض می کنند و من خودم بحث های فراوان و بی نتیجه ای فقط با رویکرد عقلی در این زمینه داشته ام که تا کنون اثبات عقلی منحصر به گزاره های منطقی برای وجود یا عدم چنین موجودی نیافته ام....و تمام برهان های فلاسفه یکدیگر را نقض کرده اند...
    اما با توجه به اینکه اینجا یک سایت مسلمان و قرآنیست فلسفه اسلامی بر آن حاکم است و اساتید پاسخگوی این سایت فقط با فلسفه اسلامی قصد اثبات وجود را دارند...و دلیل بحث من با ایشان این است که من برهان های فلسفی اسلامی را نمی توانم بپذیرم و تا کنون نتیجه ای حاصل نشده...

    حالت آخری که باقی می ماند و شاید قصد شما از این تاپیک با توجه توضیحاتی که داده اید (غیر فلسفی بودن استدلال) این باشد که تجربه شخصی افراد برای قبول خدا را بدانید که به هیچ وجه اثباتی بر وجود خدا نخواهد بود....
    ویرایش توسط Dimevision : ۱۳۸۸/۱۰/۱۹ در ساعت ۲۳:۲۴
    D I M E V I S I O N

  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    458
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    یکی از دلایلی که من کلا خدا رو رد نمیکنم اینه که من خودم شخصا از زندگی احساس رضایت میکنم در حالی که منطقا و مدرکا زندگی خوبی ندارم. شاید این یک تجربه ی شخصی باشه.
    شاید اینکه مردم ایران در یک کشور تئوکراتیک زندگی میکنن اما هنوز همدیگر رو نمیکشن برهانی برای اثبات وجود خدا باشه؟ جدا از شوخی اثبات وجود خدا با علم اونقدرها هم گسترده نیست. ما فقط علیت رو داریم و علیت هم خودش کلی مشکل داره.
    ویرایش توسط Aurlito : ۱۳۸۸/۱۰/۱۹ در ساعت ۲۳:۵۹
    تیری را به سمت یک دیوار شلیک کنید، وقتی به دیوار برخورد کرد دور آن یک خط بکشید، و بگویید "دیدید که به هدف زدم؟"

    "افسانه چیزیست که ما دین دیگری را میخوانیم، گمراه کسی است که مخالف عقاید خود را میخوانیم".

  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    142
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ارليتو محترم اتفاقا مسئله اينجاست كه بايد اين نكته رو به ياد داشته باشيم كه انسان نه تنها داراي عقل و منطق هست بلكه داراي دل و احساس نيز هست...اتفاقا به نظرم دليل شما براي رد نكردن كامل خدا دليل مهميه...
    به نظر شما بدون اعتقاد به خدا ميشود به مسائي انساني پايبند بود(البته متوجه هستم كه افراد معتقد به خدا هم به طور كامل كه هيچ گاهي اصلا پايبند نيستند) ولي واقعيت لحظه اي رو تصور كنيد كه شما هيچ خدائي رو قبول نداريد ايا فكر كرديد كه چقدر زندگي پوچ و بي معناست حتي براي رعايت ارزش هاي انساني كه گاهي رعايتشون سخت تر از رعايت نكردنشون هست دچار مشكل زياد ميشيد...تا جائي كه به فكر مي افتيد من براي چي و چه كسي بايد اين همه دچار سختي بشم كه ارزش ها رو رعايت كنم؟
    ضمنا واقعا به اين نكته در مورد احساس و عشق كه عرض كردم درباره وجود خدا واقعا بينديشيد....
    عشق پایان بازیست.


    حضرت علي(ع):

    بين حق و باطل فقط چهار انگشت فاصله است ،فاصله ميان گوش و چشم،حق آن است كه بگوئي ديدم و باطل آن كه بگوئي شنيدم.



    سبز و پايدار باشيد


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    142
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شهاب عزيز بله واقعا پيش اومده ... خيلي هم نگران نباش در واقع اگر تو اصلا شك نكني بايد تو ايمانت شك كرد....خدا شك رو براي همين قرار داده كه بعد از شك اگر به نتيجه رسيدي در ايمانت قويتر بشي....

    شهاب عزيز اگر من بخوام خداي خودمو برات توصيف كنم اينو ميگم...

    بهترين دوستم كه هميشه در شاد ترين و غمناكترين لحظه هاي زندگيم با من بوده...مهربونترين چيزي كه بدون چشمداشت به من نعمت داده...خداي من بيشتر تو دلمه.....اونجائي كه شايد تو اثبات وجودش نديد گرفته ميشه....
    شهاب عزيز ميدوني واقعيت اينه كه گاهي خدا براي من حتي تو وجود يه خار و يا سنگريزه هم ديده ميشه ولي گاهي متاسفانه...منظورم اون عشق و قدرتشه...گاهي تمام وجودم به يه شن پر از عشق ميشه وقتي فكر ميكنم خالق من و اون يكي هستش.....خداي من به هيچ عنوان با چوب بالا سرم نيست....خداي من به من ميگه اين بهتره و بيشتر به نفعته ولي باز هم مختاري...خداي من منو براي عذاب نيافريده براي رحمت و عشق آفريده...خداي من منو عاشقانه دوست داره و هميشه و هر جا با منه....خداي من هم معشوق منه هم عاشق منه....
    شهاب عزيز خداي من قهار هم هست ولي قهار بودنش هميشه به نفع من تموم شده....خداي من جبار هم هست ولي جبار بودنش هميشه منو به خير سوق داده....خداي من منتقم هست ولي منتقم بودنش به جز رحمت براي من حاصلي نداشته....خداي من زيباست مثله تمام زيبائي ها كه آفريده و زيباتر...
    خلاصه خدئي كه من تو دلم دارم خدائي كه من هميشه تو آغوشش با ارامش زندگي ميكنم
    (دوستان اينا تعبيراي ادبي من هست ،لطفا براي رد يا اثباتش تعبيراي علمي و فلسفي نياريد ايناحرفاي دلمه همين و بس)
    عشق پایان بازیست.


    حضرت علي(ع):

    بين حق و باطل فقط چهار انگشت فاصله است ،فاصله ميان گوش و چشم،حق آن است كه بگوئي ديدم و باطل آن كه بگوئي شنيدم.



    سبز و پايدار باشيد

  9. تشکرها 2


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    57
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسمه تعالی
    دوست عزیزم سلام
    خدا چیست؟ خدا كجاست؟
    خدا در وجود من است. خدا در وجود توست. خدا در كنار ما و همراه ماست. خدا در تك تك ذرات عالم است. می دانی كجا می توانی به راحتی او را بیابی؟ در قلبت. در تنهائیت. در آنجائی كه همه تو را رها كرده اند. اما وقتی به قلبت رجوع می كنی می بینی تنها نیستی و از میان قلبت كسی تو را می خواند. او همان خداست.
    می دانی چرا بعضی نمی توانند و یا نمی خواهند خدا را ببینند؟ چون خدا ضد ندارد. هر چیز را باید با ضدش شناخت. نور را با ظلمت و سفیدی را با سیاهی.
    نابینائی را در نظر بگیر كه در تمام عمرش جز تاریكی و ظلمت ندیده، اما زمانی كه از او بپرسی تاریكی چیست با این كه تمام عمرش تاریكی در برابر دیدگانش بوده، هیچ برداشتی از آن ندارد چون ضد و مخالف آن را ندیده.
    خدا نیز با همه روشنائیش برای بعضی مخفی است چرا كه او نور مطلق است و هیچ تاریكی و ظلمتی وجود ندارد كه در برابر او قرار گیرد.
    بعضی او را انكار می كنند در حالی كه از هر روشنی، روشن تر است.
    پرسیدی آیا تا كنون در عقائدت شك كرده ای؟
    بسیار زیاد. اما آیا شك چیز بدی است؟ مطمئنا چیز بدی نیست. بلكه بسیار خوب و ضروری است تا تو را به حر كت وادارد و اعتقادادت را قوی تر كند. چیزی كه بد است ماندن در شك است. حر كت كن به دنبال پاسخ پرسشهایت باش اما بدان خدائی كه با دلیل و منطق به دست آید شبهی از خداست. خدا را باید در قلبت بیابی.
    ولی فراموش نكن گذرگاه رسیدن به قلب، عقل است. با دلیل عقل، وارد شو و با دلیل شهود او را بیاب. سخت است اما ممكن.
    پیروز و سربلند باشی.

  11. تشکرها 2


  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    641
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    84
    آپلود
    9
    گالری
    66



    با او

    سلام علیکم و رحمه الله و انواره

    ببینید دوست عزیز باید با توجه به ساختار وجودی انسان ، مباحث و دلیل ها رو هم تقسیم بندی و مرز بندی کنیم؛

    اما قبل از اون به خاطر اشاره ای که به علم و فلسفه داشتید لازمه عرض کنم که همین که حوزه ی علم و فلسفه رو از هم جدا کردید خیلی عالیه.اما باید توجه بفرمایید که در حوزه ی مباحث معرفت شناسی یا همان Epistemology جدای از تعاریف غیر مصطلح فقط 14 تعریف برای علم مطرح می شه.پس وقتی ما می گوییم علم باید تعریفمون رو از علم روشن کنیم و همچنین فلسفه.

    خب اما پیش فرض ما این هست که دو حوزه ی عقل و قلب، تصدیق عقلی و باور (اعتقاد) قلبی، پذیرش ذهنی (فکری) وایمان و تمایل احساسی در انسان هست.(اگر این رو قبول ندارید ، باید اول در انجمن مربوطه به بحث در این حوزه بپردازید تا ابعاد مختلف وجود انسان براتون مطرح و تشریح و اثبات بشه و بعد به این حوزه قدم بزارید.)

    پس تا به حال دو حوزه مطرح شد :

    1.عقل
    2.قلب

    خب اما در حوزه ی فهم این دو عرصه و اصطلاحات مروبط به اون :

    1.فهم عقلی: تصدیق - یقین -جزم

    2.فهم قلبی : ایمان - باور - اعتقاد -اذعان

    اما تزلزل در فهم این دو عرصه هم متفاوته :

    1.تزلزل در فهم عقلی : شک

    2.تزلزل در فهم قلبی : تردید

    اما پاسخ به یک سوال خیلی مهم و اون اینکه اساسا تصدیق عقلی با ایمان قلبی چه تفاوتی دارد؟

    برای پاسخ این سوال باید اول خود عقل و قلب رو بشناسیم تا بعد به فهم این دو تزلزل در فهم این دو برسیم.

    عقل : به اصطلاح فلسفی میشه : جوهری که ذاتا مجرد است.
    اما گفتین فلسفه سنگینه.ساده ترش میشه: قوه ی ادراک کلیات

    قلب: مرکز عواطف و گرایش ها و احساسات

    خب حالا تفاوت فهم عقلی(تصدیق) و فهم قلبی(ایمان) :

    در این عرصه به شکل های مختلف جواب هایی وجود داره. من دو موردش رو با مثل اشاره می کنم؛

    1.تصدیق عقلی یعنی شما عقلا به این نتیجه می رسید که مثلا : الف ، ب است. یعنی نسبت بین الف و ب و به زبان دیگه حمل ب بر الف رو عقلا تصدیق می کنید.
    اما به تسلیم قلبی یعنی تسلیم تمام عواطف و احساسات و گرایش ها به آنچه که به اون ایمان آوردید میگن ایمان قلبی.یعنی اساسا به آنچه که ایمان آوردید هست یا نیست.خوبه یا بده. و.... حالتی پیدا کردید که تمام عواطف و احساسات و گرایش های فکری و عملیتون به سوی اون هست.

    2.شما تصور کنید که در علم شیمی رفتید و با آزمایش و تجربه و توضیحات علمی ثابت کردند که سیانور کشنده است.مثلا گفتند در این محلول یا ماده ترکیبات( الف )و (ب )و( ج) هست.ترکیبات (الف) و( ب) و (ج )اثر (ق) را دارند.اثر (ق) موجب کشته شدن سول های مغزی و عصبی در بدن انسان می شود. پس سیانور کشنده است.
    اما یک وقت می بینید که یک کسی سیانور خورد و مرد.
    تا زمانی که فقط تصدیق عقلی بود ممکن هم بود که شما یک وقت سیانور بخورید و بگید شاید اشتباه باشه.شاید اون ترکیبات در سینور نباشه و آزمایش اشتباه شده.شاید اون ترکیبات اثر(ق)رو نداشته باشه.شاید اون اثر سلول های عصبی رو نکشه.
    اما وقتی شما دیدید که کسی سیانور خورد و مرد ، تمام احساسات و گرایش هاتون در فکر و عمل معطوف بر این شد که سیانور کشنده است.
    پس ایمان یک جور فهم و منشا اثر در فکر و عمل قوی تر ار تصدیق هست.
    پس میشه اینجور گفت که تصدیق عثلی لزوما موجب عمل به اون امر فهم شده نمی شه ولی ایمان به یک مساله قطعا عمل کردن بر اساس اون مساله رو در پی داره.

    اما در مورد تزلزل این فهم ها ی دو گانه :

    1. تزلزل در فهم عقلی و تصدیقی رو که بنام شک معروف است همه قبول دارن و به انواعی هم تقسیم می کنند. مثلا میگن شک قبل از اثبات عقلی و شک بعد از اثبات عقلی. یا اقسام دیگه.شک قبل از اثبات یعنی فرد در گزاره ی الف ،ب است شک می کنه.بعد برایش اثبات میشه به این نحو که : الف، ج است. ج ، ب است.پس:الف،ب است.
    حالا که برایش ثابت شد ، ممکنه با یک سری فریب کاری ها و مغالطه ها و تشکیک ها و ... فرد رو در این اثبات به شک انداخت.البته گاهی هم خود اثبات غلطه و فرد به درستی به اثبات شک می کنه.
    این شک یعنی فرد می گوید : ممکن است الف ،ب نباشد.این ممکن است یعنی احتمال عدم وقوع قضیه.

    2.تزلزل در فهم قلبی و ایمان که به تردید معروفه از مسائلی هست که سر اون بحث و اختلافه. اول بگم این تزلزل یعنی چی:
    تردید یعنی فرد بر اساس عقیده و ایمانش عمل می کرده و حالا در عمل به آنچه که به اون ایمان داره تردید رخ داده و عمل نمی کنه.در اینجا عده ای میگن اصلا تزلزل در ایمان ممکن نیست.و اگر کسی به چیزی ایمان بیاره ممکن نیست که متزلزل بشه.و در جواب کسانی که میگن افرادی هستن که به چیزی ایمان داشتن و حالا دست کشیدن گفته میگن که نه اونا واقعا ایمان نداشتن ، بلکه همون تصذیق عقلی بوده که خیال میشه ایمان هست.
    حدیثی از امام صادق هم هست که می فرمایند : انسان هیچ وقت به حق بودن باطلی یا باطل بودن حقی ایمان پیدا نمی کنه.
    اما البته عده ای هم معتقدند که نخیر ممکنه در ایمان هم تزلزل و تردید رخ بده.و این زمانی هست که فرد اونقدر بر خلاف ایمانش عمل می کنه که مساله مورد ایمان از ایمان فرد خارج می شه و به اصطلاح به نقیض چیزی که ایمان داشته ، ایمان پیدا می کنه.یعنی تا دیروز یقین داشته خورشید هست.امروز یقین پیدا کرده که خورشید نیست.
    که البته دسته ی اول باز به اینها می گن اینها ایمان نیست همون تصدیق عقلی است که تغییر کرده.

    فلذا اگر کسی در گزاره ی الف ،ب است/ب بودن الف رو ببینه و لمس کنه با وجودش یعنی ایمان آورده مثل اینکه فردی سیانور میخوره و می میره.و اصطلاحا در امور مادی دیدن و تجربه ی شخصی موجب ایت هست.در امور معنوی درک باطنی و شهود موجب ایمان هست.

    --------------------------------------------------------------------

    اما در مورد اثبات وجود خدا :

    مباحث بالا در مورد وجود خداوند هم ثابته و اون اینکه تصدیق عقلی به وجود خدا با ایمان به وجود خدا دو چیز متفاوت هست.

    اما کلا خوبه بدانید که درک عقلی خدا عمدتا به عهده ی فلسفه و کلام است. و درک شهودی و قلبی خدا کار عرفان و اخلاق است.

    1.در باب اثبات و تصدیق عقلی وجود خدا :

    ادله ی متعددی بر وجود خدا مطرح شده که بعضیش درسته و بعضیش اشتباه.اما از جمله ادله ی درست و قوی در اثبات وجود خدا برهان امکان و وجوب ابن سینا - برهان صدیقین ملاصدرا -بیانی جدید از برهان صدیقین توسط علامه طباطبایی و ....
    من اینجا دو مورد رو ذکر می کنم.یکی که دلیل معروفیه .یکی هم یک دلیل خیلی ساده و محکم.در ضمن اگر کسی به جز موسس این تاپیک به براهین و ادله اشکال داشت توصیه می کنم تحت عنوان و تاپیکی جدید اشکالش رو مطرح بکنه.چون من در اینجا در اصل در مقام پاسخ به سوال کننده ی اصلی و موسس تاپیک هستم.

    1-1 : طبق عقل ما می تونیم بعضی چیز ها رو تقسیم ثنایی کنیم.تقسیم ثنایی یا تقسیم دو تایی یعنی یک چیز رو به دو قسمت تقسیم می کنیم به طوری که نسبت بین دو تا قسم تناقض هست.یعنی نقیض هم هستند.
    مثلا انسان رو تقسیم می کنیم به نجار و غیر نجار.طبق حصر عقلی ممکن نیست حالت سومی برای این تقسیم بندی پیدا کنید.به هر حال هر انسان در یک زمان یا نجار است یا غیر نجار،حالت سومی نداره.
    طبق همین تقسیم بندی به این مطلب توجه کنین:

    1.ما عقلا و ذاتا می فهمیم که خودمون هستیم و اطراف ما هم چیز هایی هست.
    2. چیز هایی که هست(ما و غیر ما) با تقسیم ثنایی به دو بخش تقسیم میشه:
    1-چیزیکه نیاز به علت ندارد.
    2- چیزیکه نیاز به علت دارد.
    می بینین که این دو نقیض هم هستن.یعنی هر چیزی بالاخره یا نیاز به علت دارد.یا نیاز به علت نداردوحالت سومی که نداره.
    حالا در به وجود اومدن هر چیزی که هست(من و غیر من) یا نیاز به علت داشتیم یا نه.من خودم بودم از اول یا چیزی منو بجود آورده؟غیر من هم چیز هایی هستن.اینها چی؟خودشون بودن یا چیزی به وجود آوردتشون.حالا در مورد همه ی چیز ها چند حالت هست :

    1.هر چه هست نیاز مند علت است
    2.هر چه هست نیاز مند علت نیست

    اگر اولی رو بگین که با تسلسل علل نامتناهی رد می شه.چون اگر شما بگی همه چیز نیازمند علته یعنی کلی چیز داری که آخرش هم هیچ کدوم به یک علت ختم نمیشه.یعنی کلی معلول بی علت.اولی رو دومی آفریده.دومی رو سومی.سومی رو چهارمی تا ابد.همش معلول هایی به هیچ ختم نمیشن.

    پس راهی نمی مونه جز اینکه دومی رو بگی یعنی قبول کردی چیزی هست که نیاز به علت نداره.این چیز همان خداست.ما وجودی که نیاز به علت نداره میگیم خدا.


    1-2: اما دلیل دوم اینکه : عقل شما قبول داره که وقتی شما صفتی رو به چیزی نسبت می دی یا چیزی رو بر چیز دیگه حمل می کنی ، اون صفت و اون چیز باید قبلا وجود داشته باشه.
    وقتی شما میگی : الف ، ب است. باید اول قبول داشته باشی که مطلقا ب هست. تا بعد اون رو بر الف حمل کنی و به الف نسبت بدی.پس نمی شه بگی الف ، ب است و در عین حال بگی ب نیست.
    حالا شما می گی : انسان دارنده ی وجود است. یا می گی : من دارنده ی وجود هستم.
    حالا نکته اینجاست که آیا باید اول وجود مطلق باشد که بعد اون رو به انسان یا خود نسبت دهیم؟
    شما میگی : لیوان دارنده ی آب هست. اول باید چیزی بنام آب باشه که بعد بگی آب دارنده ی اون هست.
    پس اول وجودی هست ، بعد ما دارنده ی اون هستیم.
    ما به اون وجود یعنی اصل وجود میگیم خدا.

    مارکسیستی می ره خدمت علامه طباطبایی میگه : خب علامه!وجود خدا رو اثبات کن. علامه سوال می کنه: تو وجودی یا وجود داری؟ طرف فکر می کنه و می گه : خب من وجود دارم. علامه می گه : ما به اون خود وجود می گیم خدا. طرف می گه : باید برم جواب بیارم. تا امروز جوابی نیاورده.


    2. اما در باب ایمان به وجود خدا ، دستوراتی در اخلاق و عرفان هست که فرد با انجام کار هایی و انجام ندادن کارهایی وجودش بیشتر شبیه به وجود خدا میشه و رفته رفته وجود او را بهتر می شناسه و درک می کنه.از جمله تکرار اعمال خوب و فضائل و ترک کار های بد و رذائل.
    یعنی شما وجود 2 درصدی هستی و خدا وجود 100 درصدی.هر چه درصد وجودی شما بالا بره مثلا بشی 20 درصدی یعنی وجودت از جهت شدت به خدا شبیه تر شده و خداگونه تر شدی.
    در این مسیر ایمان شما هم رفته رفته به خدا بیشتر می شه.


    الحمد لله الذی جعلنا من المتمسّکین بولایه امیرالمومنین
    زیاده عرضی نیست.
    التماس دعا

    طارق

    اي حيوان ناطق بدان:
    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را
    و بدان فرودگاه شيطان خودبيني و تكبر است براي همين است كه شيطان به عزّت خدا قسم خورد همه را اغوا كند جز مخلَصين را و ويژگي انسان با اخلاص آن است كه آنقدر محو جمال و جلال خداست كه نه در فكر و نه در عمل هيچ توجهي به خويش ندارد.
    رابطه ي عكس ميان توجّه به خدا و تكبر بسيار مهم است در مسير سعادت انسان.

    [SIGPIC][/SIGPIC]


  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    49
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    من خیلی وقت پیش ها دوتا معلم داشتم یکیشون می گفت به خدا اعتقاد نداره و اون یکی انگشتر عقیق دستش می کرد و کلاسش رو با بسم الله شروع می کرد. اولی تا جایی که در توانش بود درس می داد و به خاطر تاخیر در اومدن برامون کلاس جبرانی می گذاشت دومی تا جایی که می تونست از مطالبش می زد و دیر می اومد و زود می رفت و اصلا همه جا معروف بود به دودره بازی..
    این یه مثال خیلی سطحی بود که قرار نیست هیچی رو ثابت بکنه فقط می خوام بگم من فکر نمی کنم بی خدایی و بی دینی چیزی درباره ی خوب و بد بودن طرف بگه...

  14. تشکر


  15. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10



    نقل قول نوشته اصلی توسط smile نمایش پست
    دومی تا جایی که می تونست از مطالبش می زد و دیر می اومد و زود می رفت و اصلا همه جا معروف بود به دودره بازی..
    .
    با سلام همچین انسانی که شما گفتید به نظر من به خدا و روز حساب و...اعتقادی نداره که به همین راحتی ....
    به نظر من به اون آدم فقط میشه گفت ریا کار و...
    و با این کارش فقط آبروی کسانی رو که انگشتر عقیق و....میبره
    در ضمن فکر میکنم بر عکس این قضیه خیلی بیشتر به واقعیت نزدیک باشه
    ...
    الهی العفو...

  16. تشکرها 2


  17. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    49
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    من آدمای بی خدای(atheist) زیادی رو دور و برم سراغ دارم که همشون به common sense اعتقاد دارند و اینجوری نیست که ادعای بی خدایی کرده باشند برای اینکه مثلا برن کارای بد انجام بدن...ولی آیا فرق دینداری و بی دینی دقیقا همین به زبون آوردن ( چیزی که بعضیا میگن ریا) نیست؟ اینکه به زبون بیاری : من به خدا و پیامبر و امام اعتقاد دارم. من به خاطر خدا دروغ نمی گم به خاطر بهشت و جهنم کار بد نمی کنم.

  18. تشکر


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جمع بندی ظلم به زنان از ابتدا تا كنون .چرا؟؟؟ ريشه يابي و درمان
    توسط اشک خدا در انجمن حقوق و جایگاه زن در قرآن
    پاسخ: 101
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۴/۱۸, ۰۰:۵۵
  2. تسریح به احسان یعنی چه؟؟؟
    توسط ذاکره2 در انجمن حقوق و جایگاه زن در قرآن
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۱/۲۰, ۱۸:۰۱
  3. آیا امام علی هنگام تولد قرآن خواندند؟؟؟
    توسط a3moni در انجمن اهل بیت و ائمه در قرآن
    پاسخ: 17
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۱۱/۱۹, ۰۱:۰۷
  4. بهائیت و صهیونیسم چرا ؟؟؟
    توسط homamehr در انجمن قرآن و معرفی فرق و مذاهب
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۳/۱۶, ۱۶:۵۱
  5. ؟؟؟ تفاوت http با https در آدرس مرورگر چيست ؟؟؟
    توسط goleleila در انجمن آموزش نرم افزاری
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۱۱/۱۸, ۱۰:۱۳

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود