صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: علت توبه حضرت داوود

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    448
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 دقیقه
    دریافت
    90
    آپلود
    0
    گالری
    0

    علت توبه حضرت داوود




    قَالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعْجَتِكَ إِلَى نِعَاجِهِ وَإِنَّ كَثِیرًا مِنَ الْخُلَطَاءِ لَیبْغِی بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَقَلِیلٌ مَا هُمْ وَظَنَّ دَاوُودُ أَنَّمَا فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَخَرَّ رَاكِعًا وَأَنَابَ«24»
    [داوود] گفت قطعا او در مطالبه میش تو [اضافه] بر میش‏های خودش بر تو ستم کرده و در حقیقت بسیاری از شریکان به همدیگر ستم روا می‏دارند به استثنای کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‏اند و اینها بس اندکند و داوود دانست که ما او را آزمایش کرده‏ایم پس از پروردگارش آمرزش خواست و به رو درافتاد و توبه کرد

    علت توبه حضرت داوود دراین آیه چیست ؟
    خدایا مرا آن ده که آن به


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    458
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    این قضیه با این قانون که علمای اسلام تعیین کردن، یعنی از خطا عاری بودن پیامبران در تناقض هست و یک جای دیگه ی قرآن خود موسی اعتراف به اشتباه میکنه و علمای اسلام بازهم یک اختراع به اسم توریه ساختن و میگن موسی توریه میکنه درینجا در حالی که موسی با کشتن یک مصری واقعا اشتباه کرده. این عاری از خطا بودن پیامبران حتی خاتم النبیین رو تایید میکنه.
    تیری را به سمت یک دیوار شلیک کنید، وقتی به دیوار برخورد کرد دور آن یک خط بکشید، و بگویید "دیدید که به هدف زدم؟"

    "افسانه چیزیست که ما دین دیگری را میخوانیم، گمراه کسی است که مخالف عقاید خود را میخوانیم".


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    606
    تشکر:
    1
    حضور
    20 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حضرت داود علیه السلام بر اثر عجلة در قضاوت احساس کردترک اولایی را مرتکب شده؛ لذا در مقام استغفار و توبه برآمد وبا سوز و گداز و حال توبه به رکوع وسجود افتاد.

    چنان که قرآن کریم می­فرماید: وَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاهُ فَاستَغفَرَ رَبَّهُ وَ خَرَّ راکِعاً وَ أَنابَ« داود گمان کرد ما او را [با این ماجرا] آزموده­ایم. از این رو، از پروردگارش طلب آمرزش کرد و به سجده و رکوع رفت و انابه کرد.»

    موارد فوق نشان می­دهد که انبیاء و اولیاء علیهم السلام از ترک اولی هم به خود می­لرزیدند و گریه و ناله می­کردند.

    این همان حال توبه است که اگر در انسان ایجاد شود، سخت سازنده و تحّول آفرین است.
    ویرایش توسط king81 : ۱۳۸۸/۱۰/۲۳ در ساعت ۱۸:۱۲
    ۩۩۩... پس بگذارید سرسپردگی به خداوند لباس درونتان باشد نه نمایش بیرون...در پنهان ترین لایه های روحتان باشد، نه آواز آشکار لبهایتان.... بگذارید سرسپردگی به خداوند در میان استخوان دنده هایتان باشد...۩۩۩


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    448
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 دقیقه
    دریافت
    90
    آپلود
    0
    گالری
    0



    إِذْ دَخَلُوا عَلَى دَاوُودَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قَالُوا لَا تَخَفْ خَصْمَانِ بَغَى بَعْضُنَا عَلَى بَعْضٍ فَاحْكُمْ بَینَنَا بِالْحَقِّ وَلَا تُشْطِطْ وَاهْدِنَا إِلَى سَوَاءِ الصِّرَاطِ«22»
    وقتی [به طور ناگهانی] بر داوود درآمدند و او از آنان به هراس افتاد گفتند مترس [ما] دو مدعی [هستیم] که یکی از ما بر دیگری تجاوز کرده پس میان ما به حق داوری کن و از حق دور مشو و ما را به راه راست راهبر باش

    در این آیه دو نفری که دعوا دارند داوود را قاضی قرار میدهند

    ِنَّ هَذَا أَخِی لَهُ تِسْعٌ وَتِسْعُونَ نَعْجَةً وَلِی نَعْجَةٌ وَاحِدَةٌ فَقَالَ أَكْفِلْنِیهَا وَعَزَّنِی فِی الْخِطَابِ«23»
    این [شخص] برادر من است او را نود و نه میش و مرا یک میش است و می‏گوید آن را به من بسپار و در سخنوری بر من غالب آمده است

    و در این ایه یکی از انها میگوید برادرش به او زور گفته و میخواهد آن یک میش را از او بگیرد

    قَالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعْجَتِكَ إِلَى نِعَاجِهِ وَإِنَّ كَثِیرًا مِنَ الْخُلَطَاءِ لَیبْغِی بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَقَلِیلٌ مَا هُمْ وَظَنَّ دَاوُودُ أَنَّمَا فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَخَرَّ رَاكِعًا وَأَنَابَ«24»
    [داوود] گفت قطعا او در مطالبه میش تو [اضافه] بر میش‏های خودش بر تو ستم کرده و در حقیقت بسیاری از شریکان به همدیگر ستم روا می‏دارند به استثنای کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‏اند و اینها بس اندکند و داوود دانست که ما او را آزمایش کرده‏ایم پس از پروردگارش آمرزش خواست و به رو درافتاد و توبه کرد

    و در اینجا حضرت داوود که در مقام قضاوت قرار دارد بدون انکه از طرف دیگر سئوال نماید او را متهم کرده بلکه کلیه شرکا را متهم مینماید و فقط مومنین مصلح را محق میداند این را میگوئید تصور کرده مورد آزمایش قرار گرفته میفرماید " أَنَّمَا فَتَنَّاهُ" یعنی در فتنه قرار گرفتم دستاویز شیطان شدم

    یا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَینَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَیضِلَّكَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِینَ یضِلُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ بِمَا نَسُوا یوْمَ الْحِسَابِ«26»
    ای داوود ما تو را در زمین خلیفه [و جانشین] گردانیدیم پس میان مردم به حق داوری کن و زنهار از هوس پیروی مکن که تو را از راه خدا به در کند در حقیقت کسانی که از راه خدا به در می‏روند به [سزای] آنکه روز حساب را فراموش کرده‏اند عذابی سخت‏خواهند داشت

    و در این ایه خداوند اورا بازحواست کرده میفرماید ما تورا در زمین جانشین خود قرار دادیم پس به حق داوری کن

    حال این را میفرمائید این ترک اولی است قضاوت نا حق از هر گناهی سنگین تر است انصاف داشته باشید چراحق را میپوشانید ؟مگر روز حساب را فراموش کرده اید عذابی سخت در انتظار ماست

    ویرایش توسط بهلول2 : ۱۳۸۸/۱۰/۲۳ در ساعت ۲۲:۲۹
    خدایا مرا آن ده که آن به


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,032
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خصوصيات اين داستان دلالت مي‏كند بر اينكه اين واقعه يك واقعه طبيعي ، ( هر چند به صورت ملائكه ) نبوده ، چون اگر طبيعي بود بايد آن اشخاص كه يا انسان بوده‏اند و يا ملك ، از راه طبيعي بر داوود وارد مي‏شدند ، نه از ديوار .
    و نيز با اطلاع وارد مي‏شدند ، نه به طوري كه او را دچار فزع كنند .

    و ديگر اينكه اگر امري عادي بود ، داوود از كجا فهميد كه جريان صحنه‏اي بوده براي امتحان وي .

    و نيز از جمله فاحكم بين الناس بالحق و لا تتبع الهوي بر مي‏آيد كه خداي تعالي او را با اين صحنه بيازموده تا راه داوري را به او ياد بدهد و او را درخلافت و حكمراني در بين مردم استاد سازد .

    همه اينها تاييد مي‏كنند اين احتمال را كه مراجعه كنندگان به وي ملائكه بوده‏اند كه به صورت مرداني از جنس بشر ممثل شده بودند .
    در نتيجه اين احتمال قوي به نظر مي‏رسد كه واقعه مذكور چيزي بيش از يك تمثل نظير رؤيا نبوده كه در آن حالت افرادي را ديده كه از ديوار محراب بالا آمدند ، و به ناگهان بر او وارد شدند يكي گفته است : من يك ميش دارم و اين ديگري نود و نه ميش دارد ، تازه مي‏خواهد يك ميش مرا هم از من بگيرد .
    و در آن حالت به صاحب يك ميش گفته : رفيق تو به تو ظلم مي‏كند ... پس سخن داوود (عليه‏السلام‏) - به فرضي كه حكم رسمي و قطعي او بوده باشد - در حقيقت حكمي است در ظرف تمثل همچنان كه اگر اين صحنه را در خواب ديده بود ، و در آن عالم حكمي بر خلاف كرده بود گناه شمرده نمي‏شد ، و حكم در عالم تمثل گناه و خلاف نيست ، چون عالم تمثل مانند عالم خواب عالم تكليف نيست ، و تكليف ظرفش تنها در عالم مشهود و بيداري است ، كه عالم ماده است .
    و در عالم مشهود و واقع نه كسي به داوود (عليه‏السلام‏) مراجعه كرد و نه ميشي در كار بود و نه ميشهايي ، پس خطاي داوود (عليه‏السلام‏) خطاي در عالم تمثل بوده ، كه گفتيم در آنجا تكليف نيست 1
    __________
    1-ترجمة الميزان ج : 17ص :295
    إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَتَقُولُونَ بِأَفْوَاهِكُم مَّالَيْسَ لَكُم بِهِ عِلْمٌ وَتَحْسَبُونَهُ هَيِّنًا وَهُوَ عِندَ اللَّهِعَظِيمٌ
    وَلَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُم مَّا يَكُونُ لَنَا أَن نَّتَكَلَّمَ بِهَذَا سُبْحَانَكَ هَذَا بُهْتَانٌ عَظِيمٌ


    آنگاه كه آن [بهتان] را از زبان يكديگر مى‏گرفتيد و با زبانهاى خود چيزىرا كه بدان علم نداشتيد مى‏گفتيد و مى‏پنداشتيد كه كارى سهل و ساده است بااينكه آن [امر] نزد خدا بس بزرگ بود
    و [گر نه] چرا وقتى آن را شنيديد نگفتيد براى ما سزاوار نيست كه در اين [موضوع] سخن گوييم [خداوندا] تو منزهى اين بهتانى بزرگ است
    سوره نور آيات 16 و 17


    حضرت زهرا (س) :
    کسی که عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد.
    :salavat(10):
    رسول اکرم(ص):
    الحیاءحسن و لکن فی النساءأحسن؛
    حیا خوب است ولی برای زنان خوب تر است.


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,032
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0




    علت توبه حضرت داوود دراین آیه چیست ؟

    همانگونه كه در بالا هم آورديم ، شواهد ، دال بر اين است كه اين جريان طبيعي نبوده و اين احتمال بسيار تقويت مي شود كه ملائكه اي در عالم تمثيل بر داوود (ع) ممثل شده باشند
    استغفار و توبه آن عالم- عالم تمثيل - هم مانند خطاي در آن عالم و در خور آن است ، مانند استغفار و توبه آدم از آنچه كه از او سر زد .
    ساحت مقدس داوود (عليه‏السلام‏) منزه از نافرماني خداست ، چون خود خداي تعالي آن جناب را خليفه خود خوانده.
    دليل بر اينكه بايد كلام داوود (عليه‏السلام‏) را فرضي گرفت ، ايناست كه عقل و نقل حكم مي‏كنند بر اينكه انبياء (عليهم‏السلام‏) به عصمت خدايي معصوم از گناه و خطا هستند .
    چه گناه بزرگ و چه كوچك .
    علاوه بر اين ، خداي سبحان در خصوص داوود (عليه‏السلام‏) قبلا تصريح كرده بود به اينكه حكمت و فصل خطابش داده و چنين مقامي با خطاي در حكم نمي‏سازد .
    و ان له عندنا لزلفي و حسن ماب كلمه زلفي و زلفه به معناي مقام و منزلت است .
    و كلمه ماب به معناي مرجع است و كلمه زلفي و ماب را نكره ( يعني بدون الف و لام ) آورد تا بر عظمت مقام و مرجع دلالت كند .1
    _______________
    1- همان



    ویرایش توسط fatememeshkat : ۱۳۸۸/۱۰/۲۳ در ساعت ۲۲:۳۹
    إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَتَقُولُونَ بِأَفْوَاهِكُم مَّالَيْسَ لَكُم بِهِ عِلْمٌ وَتَحْسَبُونَهُ هَيِّنًا وَهُوَ عِندَ اللَّهِعَظِيمٌ
    وَلَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُم مَّا يَكُونُ لَنَا أَن نَّتَكَلَّمَ بِهَذَا سُبْحَانَكَ هَذَا بُهْتَانٌ عَظِيمٌ


    آنگاه كه آن [بهتان] را از زبان يكديگر مى‏گرفتيد و با زبانهاى خود چيزىرا كه بدان علم نداشتيد مى‏گفتيد و مى‏پنداشتيد كه كارى سهل و ساده است بااينكه آن [امر] نزد خدا بس بزرگ بود
    و [گر نه] چرا وقتى آن را شنيديد نگفتيد براى ما سزاوار نيست كه در اين [موضوع] سخن گوييم [خداوندا] تو منزهى اين بهتانى بزرگ است
    سوره نور آيات 16 و 17


    حضرت زهرا (س) :
    کسی که عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد.
    :salavat(10):
    رسول اکرم(ص):
    الحیاءحسن و لکن فی النساءأحسن؛
    حیا خوب است ولی برای زنان خوب تر است.


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    850
    تشکر:
    1
    حضور
    35 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    9



    باسلام
    دوست عزیز ، .دربرخی روايات که در برخی تفاسیر مثل تفسیر اطیب البیان هم آمده، ذكر شده كه آن دو متخاصم از ملائكه بوده اند كه براي امتحان او چنين صحنه اي ترتيب داده اند. واقعه مذكور در حد يك رؤيا و تصور بوده و در ظرف تمثل وشبيه سازي ، تكليفي متوجه داوود نبوده و حكم خطا در جايگاه تجسم و تمثل گناه شمرده نمي شود. پس خطاي داوود در واقع معصيت نبوده تا با عصمت انبياء در تضادباشد.
    التماس دعا



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    448
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 دقیقه
    دریافت
    90
    آپلود
    0
    گالری
    0



    همانگونه كه در بالا هم آورديم ، شواهد ، دال بر اين است كه اين جريان طبيعي نبوده و اين احتمال بسيار تقويت مي شود كه ملائكه اي در عالم تمثيل بر داوود (ع) ممثل شده باشند
    استغفار و توبه آن عالم- عالم تمثيل - هم مانند خطاي در آن عالم و در خور آن است ، مانند استغفار و توبه آدم از آنچه كه از او سر زد .
    ساحت مقدس داوود (عليه‏السلام‏) منزه از نافرماني خداست ، چون خود خداي تعالي آن جناب را خليفه خود خوانده.
    دليل بر اينكه بايد كلام داوود (عليه‏السلام‏) را فرضي گرفت ، ايناست كه عقل و نقل حكم مي‏كنند بر اينكه انبياء (عليهم‏السلام‏) به عصمت خدايي معصوم از گناه و خطا هستند .
    چه گناه بزرگ و چه كوچك .
    علاوه بر اين ، خداي سبحان در خصوص داوود (عليه‏السلام‏) قبلا تصريح كرده بود به اينكه حكمت و فصل خطابش داده و چنين مقامي با خطاي در حكم نمي‏سازد .
    و ان له عندنا لزلفي و حسن ماب كلمه زلفي و زلفه به معناي مقام و منزلت است .
    و كلمه ماب به معناي مرجع است و كلمه زلفي و ماب را نكره ( يعني بدون الف و لام ) آورد تا بر عظمت مقام و مرجع دلالت كند .
    دوست عزیز ، .دربرخی روايات که در برخی تفاسیر مثل تفسیر اطیب البیان هم آمده، ذكر شده كه آن دو متخاصم از ملائكه بوده اند كه براي امتحان او چنين صحنه اي ترتيب داده اند. واقعه مذكور در حد يك رؤيا و تصور بوده و در ظرف تمثل وشبيه سازي ، تكليفي متوجه داوود نبوده و حكم خطا در جايگاه تجسم و تمثل گناه شمرده نمي شود. پس خطاي داوود در واقع معصيت نبوده تا با عصمت انبياء در تضادباشد.
    اینها که شما میفرمائید تفسیر به رای یا همان تحریف است یعنی با در نظر گرفتن عقیده موضوعی را تفسیر کردن حال انان چه فرشته باشند چه انسان چه در بیداری باشد چه در خواب فرق نمیکند داوود در مقام قضا قرار گرفته و سه اشتباه حتمی مرتکب شده و در آیات بعد نیز خداوند اورامیبخشد وبه اوتذکر میدهد که در مقام قضا از هوا وهوس پیروی نکرده پیش داوری نکند .
    دقت فرمائید در این داستان سه نکته مهم وجود دارد
    1- عدم سئوال از طرف دوم دعوا
    2-محکوم کردن گروهی
    3- دخالت دادن عقیده شخصی در امر قضا


    ضمناً اگر این موضوع تصور یا در خواب باشد آیات 25 و 26 را چگونه توجیه میفرمایید ! مسئله موسی و سلیمان و یونس و یوسف را چطور

    منتهی یک تفاوت وجود دارد که در مورد موسی داوود و سلیمان نیز مشترک است و آن وجدان بیدار است چون بلا فاصله متوجه اشتباه خود شده و توبه مینمایند بله تفاوت در اینجاست والا معصومیت ذاتی نه تنها به انان ارزشی نمیدهد بلکه آنان را در حد کودکان نزول میدهد !
    ویرایش توسط بهلول2 : ۱۳۸۸/۱۰/۲۴ در ساعت ۰۹:۱۶
    خدایا مرا آن ده که آن به


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,032
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نام خدا
    با سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط فرهاد981 نمایش پست
    بلکه کلیه شرکا را متهم مینماید و فقط مومنین مصلح را محق میداند
    بزرگوار متن آيه اين است :وَإِنَّ كَثِیرًا مِنَ الْخُلَطَاءِ لَیبْغِی بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَقَلِیلٌ مَا هُمْ
    نفرموده همه و بعد مومنين را استثنا كند بلكه از ابتدا فرموده بيشترشان و بعد مومنين را استثنا كرده. يعني اول با قيد كثيرا يك عده خارج مي شوندو سپس با قيد الذين امنوا و عملوا الصالحات عده ديگري خارج مي شوند پس اين نسبت را به همه نداده است زيرا مفهوم ندارد وقتي با قيد الا - ادات استثنا - مساله اي بيان مي شود در ابتداي جمله هم قيدي جهت خروج از حكم باشد مگر اينكه دو استثنا باشد . لذا اين كه مي فرماييد فرموده همه شريكان جز الذين امنوا ، صحيح نيست بلكه فرموده بسياري ...جز الذين امنوا
    إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَتَقُولُونَ بِأَفْوَاهِكُم مَّالَيْسَ لَكُم بِهِ عِلْمٌ وَتَحْسَبُونَهُ هَيِّنًا وَهُوَ عِندَ اللَّهِعَظِيمٌ
    وَلَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُم مَّا يَكُونُ لَنَا أَن نَّتَكَلَّمَ بِهَذَا سُبْحَانَكَ هَذَا بُهْتَانٌ عَظِيمٌ


    آنگاه كه آن [بهتان] را از زبان يكديگر مى‏گرفتيد و با زبانهاى خود چيزىرا كه بدان علم نداشتيد مى‏گفتيد و مى‏پنداشتيد كه كارى سهل و ساده است بااينكه آن [امر] نزد خدا بس بزرگ بود
    و [گر نه] چرا وقتى آن را شنيديد نگفتيد براى ما سزاوار نيست كه در اين [موضوع] سخن گوييم [خداوندا] تو منزهى اين بهتانى بزرگ است
    سوره نور آيات 16 و 17


    حضرت زهرا (س) :
    کسی که عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد.
    :salavat(10):
    رسول اکرم(ص):
    الحیاءحسن و لکن فی النساءأحسن؛
    حیا خوب است ولی برای زنان خوب تر است.


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,032
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    و اما در خصوص قضاوتي كه حضرت داوود (ع) نمود و ترك اولايي كه مرتكب شد - كه شما آنرا گناه كبيره بر شمرديد و توضيح خواستيد - در تفسير نمونه توضيحاتي بر مبناي ظاهر آيات مربوطه وجوددارد :
    طرفين نزاع از غير راه معمولى از ديوار محراب و قصر او بالا رفتند ، و ناگهان در برابر او ظاهر گشتند ، چنانكه قرآن در ادامه اين بحث مى‏گويد : ناگهان آنها بر داود وارد شدند ( بى‏آنكه اجازه‏اى گرفته باشند و يا اطلاع قبلى بدهند ) لذا داود از مشاهده آنها وحشت كرده زيرا فكر مى‏كرد قصد سوئى
    در باره او دارند ( اذ دخلوا على داود ففزع منهم).
    اما آنها به زودى وحشت او را از بين بردند و گفتند : نترس ، دو نفر شاكى هستيم كه يكى از ما بر ديگرى تعدى كرده و براى دادرسى نزد تو آمديم ( قالوا لا تخف خصمان بغى بعضنا على بعض ) .
    اكنون در ميان ما به حق داورى كن ، و ستم روا مدار ، و ما را به راه راست هدايت فرما ( فاحكم بيننا بالحق و لا تشطط و اهدنا الى سواء الصراط ) تشطط از ماده شطط ( بر وزن فقط ) در اصل به معنى دورى زياد است ، و از آنجا كه ظلم و ستم انسان را از حق بسيار دور مى‏كند واژه شطط در اين معنى بكار رفته ، و همچنين به سخنى كه دور از حقيقت باشد اطلاق مى‏شود.
    مسلما نگرانى و وحشت داود در اينجا كم شد ، ولى شايد اين سؤال هنوز براى او باقى بود كه بسيار خوب، شما قصد سوئى نداريد ، و هدفتان شكايت نزد قاضى است ، ولى آمدن از اين راه غير معمول براى چه منظورى بود ؟ اما آنها مجال زيادى به داود ندادند و يكى براى طرح شكايت پيشقدم شد و گفت اين برادر من است ، نود و نه ميش دارد ، و من يكى بيش ندارم ولى او اصرار دارد كه اين يكى را هم به من واگذار ! ، او از نظر سخن بر من غلبه كرده ، و از من گوياتر است ( ان هذا اخى له تسع و تسعون نعجة ولى نعجة واحدة فقال اكفلنيها و عزنى فى الخطاب).
    نعجة به معنى ميش ( گوسفند ماده ) است ، و به گاو وحشى و گوسفند كوهى ماده نيز گفته مى‏شود.
    اكفلنيها از ماده كفالت در اينجا كنايه از واگذار كردن است ( معنى جمله اين است كه كفالت آن را به من واگذار يعنى آن را به من ببخش).
    عزنى از ماده عزت به معنى غلبه است ، و مفهوم جمله اين است كه
    او بر من غلبه كرد.
    در اينجا داود پيش از آنكه گفتار طرف مقابل را بشنود - چنانكه ظاهر آيات قرآن است - رو به شاكى كرد و گفت : مسلما او با درخواست يك ميش تو براى افزودن آن به ميش‏هايش بر تو ستم روا داشته ! ( قال لقد ظلمك بسؤال نعجتك الى نعاجه).
    اما اين تازگى ندارد بسيارى از دوستان و افرادى كه با هم سرو كار دارند نسبت به يكديگر ظلم و ستم مى‏كنند ( و ان كثيرا من الخطاء ليبغى بعضهم على بعض ) .
    مگر آنها كه ايمان آورده‏اند و عمل صالح دارند ( الا الذين آمنوا و عملوا الصالحات).
    اما عده آنها كم است ( و قليل ما هم).
    آرى آنها كه در معاشرت و دوستى حق ديگران را بطور كامل رعايت كنند و كمترين تعدى بر دوستان خود روا ندارند كمند ، تنها كسانى مى‏توانند حق دوستان و آشنايان را بطور كاملا عادلانه ادا كنند كه از سرمايه ايمان و عمل صالح بهره كافى داشته باشند.
    به هر حال چنين به نظر مى‏رسد كهطرفين نزاع با شنيدن اين سخن قانع شدند ، و مجلس داود را ترك گفتند.
    ولى داود در اينجا در فكر فرو رفت و با اين كه مى‏دانست قضاوت عادلانه‏اى كرده چه اينكه اگر طرف دعوا ادعاى شاكى را قبول نداشت حتما اعتراض مى‏كرد ، سكوت او بهترين دليل بر اين بوده كه مساله همان است كه شاكى مطرح كرده ، ولى با اين حال آداب مجلس قضا ايجاب مى‏كند كه داود در گفتار خود عجله نمى‏كرد ، بلكه از طرف مقابل شخصا سؤال مى‏نمود سپس داورى مى‏كرد ، لذا از اين كار خود سخت پشيمان شد و گمان كرد كه ما او را با اين جريان آزموده‏ايم ( و ظن داود انما فتناه ) .

    در مقام استغفار بر آمد و از درگاه پروردگارش طلب آمرزش نمود و به سجده افتاد و توبه كرد ( فاستغفر ربه و خر راكعا و اناب).
    به هر حال خداوند او را مشمول لطف خود قرار داد و لغزش او را در اين ترك اولى بخشيد چنانكه قرآن در آيه بعد مى‏گويد : ما اين عمل را بر او بخشيديم ( فغفرنا له ذلك ) .
    و او نزد ما داراى مقام والا و آينده نيك است ( و ان له عندنا لزلفى و حسن ماب).1

    _________
    1-
    تفسير نمونه ج : 19ص :- 249-246
    إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَتَقُولُونَ بِأَفْوَاهِكُم مَّالَيْسَ لَكُم بِهِ عِلْمٌ وَتَحْسَبُونَهُ هَيِّنًا وَهُوَ عِندَ اللَّهِعَظِيمٌ
    وَلَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُم مَّا يَكُونُ لَنَا أَن نَّتَكَلَّمَ بِهَذَا سُبْحَانَكَ هَذَا بُهْتَانٌ عَظِيمٌ


    آنگاه كه آن [بهتان] را از زبان يكديگر مى‏گرفتيد و با زبانهاى خود چيزىرا كه بدان علم نداشتيد مى‏گفتيد و مى‏پنداشتيد كه كارى سهل و ساده است بااينكه آن [امر] نزد خدا بس بزرگ بود
    و [گر نه] چرا وقتى آن را شنيديد نگفتيد براى ما سزاوار نيست كه در اين [موضوع] سخن گوييم [خداوندا] تو منزهى اين بهتانى بزرگ است
    سوره نور آيات 16 و 17


    حضرت زهرا (س) :
    کسی که عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد.
    :salavat(10):
    رسول اکرم(ص):
    الحیاءحسن و لکن فی النساءأحسن؛
    حیا خوب است ولی برای زنان خوب تر است.


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود