صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ؟؟؟یکی جواب بده لطفا؟؟؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    373
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نیشخند ؟؟؟یکی جواب بده لطفا؟؟؟




    به نام خدا

    سلام به همگی

    یه سواله ذهنو یه مدته درگیر کرده:

    اگه ما اختیار داریم که خودمون روش زندگیمونو انتخاب کنیم. پس چرا پیامبر سرنوشت یزید رو از قبل گفتن این یعنی اینکه سرنوشت ما از قبل نوشته شده و ما هم مثل بازیگرا اونو اجرا کنیم.؟؟؟؟؟یعنی هرچی میخواد بشه میشه زیاد به خودمون زحمت ندیم؟؟؟؟؟؟

    کتابم راجع به قضا و قدر و این حرفا خوندم وقتی درست متوجه نمیشم ممنون میشم اگه کسی این مسئله رو برام حل کنه اخه بعضی وقتا خودش برام یه عامل بازدارنده هستش تو کارام.
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۸۹/۰۴/۰۹ در ساعت ۲۱:۱۱ دلیل: دلم خواسته


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    495
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    57 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1

    ؟؟؟یکی جواب بده لطفا؟؟؟




    سلامممممممممممممممممممممم ممممم
    افتاب جون سلام عزیزم راستش من سنم کمه و درست نبود که قبل از دوستان بزرگوار و اساتید جواب بدهم ولی خب ببخشید
    راستش اگه سرنوشت ما نعیین شده به این دلیل که ما پیداش کنیم و بگردیم دنبالش
    اگر هم زیاد به خودمون زحمت نمیدیم به این دلیل که به خاطر چند رکعت نماز که در برابر نعمت های خدا وظیفمون انجام بدیم مغرور میشیم و از خدا میخوایم که خودش راه رو بدون سختی به ما نشان بده و ما رو هل بدم به سمت جلو و ما فقط نظاره گر باشیم
    خب این غلط ما باید خود راه را برای تعیین سرنوشت انتخاب کنیم و اگر هم سرنوشت ما تعیین شده به دلیل اینکه عمر انسان محدود و زمان و اندازه ی کافی برای تعیین اون نداره پس یکی دیگه از الطاف الهی اینه که سرنوشت خوبی برای ما تعیین کرده
    نگرا ن کارهایی که در گذشته اشتباه انجام دادی نباش ...تمام شد رفت .... نگران کارهایی باش که باید انجام دهی


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    540
    صلوات
    10
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 20 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نام خدا.

    خدا انسان رو خلق کرده. بنابراین میدونه که انسان در صوئرت پیش اومدن شرایط خاص ، چه رفتاری رو نشون میده. و بدین ترتیب خدا با علم الهیش میدونه که در آینده چی میشه. ولی این به این معنا نیست که شما مجبوری در آینده اون رفتار رو از خودت نشون بدی. شما در آینده انتخاب میکنید و خدا نتیجه انتخاب رو از الان میدونه.

    و همین شده دلیلی برای بعضی افراد که بگن : "آقا تقدیر من اینه که من گناه کار باشم" و این کاملا غلطه. تقدیر ما اینه که انتخاب کنیم.

    اینها جواب هایی هست که من بلدم. تا کارشناسان و استید چه بفرمایند.
    هر چه در آسمانها و زمین است از آن خداوند یکتاست. کهکشانها و ستارگان مظهر قدرت اویند. همه فانیند و تنها خداست که می ماند.

    حق با علی است و علی با حق.( پیامبر مهربانی ها (ص) )

    دانش اگر چه در ثریا باشد ، مردانی از سرزمین پارس به آن دست خواهند یافت. ( پیامبر خوبی ها (ص))

    نه تنها جزایر سه گانه بلکه از غرب چین تا شرق مدیترانه ، از جنوب سیبری تا شمال صحرای عربستان از دیرباز مرزهای ایران بزرگ قرار دارد. و در آخر تمامی فرزندان به مادر خود می پیوندند.


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    4 روز 6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام گرامی

    چون خواسته بودید یکی جواب بده من هم در این باره مطالبی را برایتان دارم که به نظرم جامع وزیبا میاید. اما بحث اصلی را ارجاع میدهم به زمانی نزدیک انشا الله دو یا سه روز دیگر.

    فقط فعلا اینقدر بگویم برایتان که:

    موضوع جبر واختیار و سرنوشت وتقدیر در این مطلب وجمله خلاصه میشود

    سرنوشت انسان؛ تطبیق اراده و خرد انسان است در بستر اراده ی الهی


    همانطور که گفتم تفسیر مطلب انشاالله چند روز اینده.



    ........................................ حق یارتان ........................................
    ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۸۸/۱۰/۳۰ در ساعت ۱۷:۴۵


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    641
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    84
    آپلود
    9
    گالری
    66



    با او

    سلام

    ببینید دو تا مطلب مختلف هست که البته به نوعی آیدی محترم ستایشگر هم به اون اشاره کردند :

    1. من از الان برای شما برنامه ریزی می کنم که فردا از صبح که از خواب بلند شدید مثلا ساعت 7 تا شب ساعت 10 این کار ها را انجام بدید. و شما میشید مجری برنامه ای که من برای شما مشخص کردم.مثلا 7 صبح تا 1 ظهر خواندن کتاب-1 ظهر تا 6 بعد از ظهر خواندن روزنامه - 6 بعد از ظهر تا 10 شب دیدن فیلم.

    2. من توانایی دارم که اتفاقات رو قبل از به وقوع پیوستنش متوجه بشم.یعنی الان می تونم ما ورای زمان بفهمم که شما فردا صبح که مثلا ساعت 7 از خواب پا شدید تا شب ساعت 10 با اختیار خودتون چه کار هایی رو انجام خواهید داد.اینجا برنامه ی زندگی و عملکردتون رو شما خودتون با اختیار خودتون انتخاب و عمل کردید.و من فقط پیشاپیش اطلاع پیدا کردم و می دونم.


    حالا اگر در مورد اطلاع از آینده اگر بگیم مورد اول است و خدا از قبل برنامه ریخته و ما انجام میدیم ، این میشه همون که شما فرمودید که ما فقط بازیگریم و اختیاری نیست.

    ولی اگر منظور مورد دوم باشه ما هم اختیار داریم و هم خودمون تصمیم میگیریم ....

    زیاده عرضی نیست.
    التماس دعا

    طارق

    اي حيوان ناطق بدان:
    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را
    و بدان فرودگاه شيطان خودبيني و تكبر است براي همين است كه شيطان به عزّت خدا قسم خورد همه را اغوا كند جز مخلَصين را و ويژگي انسان با اخلاص آن است كه آنقدر محو جمال و جلال خداست كه نه در فكر و نه در عمل هيچ توجهي به خويش ندارد.
    رابطه ي عكس ميان توجّه به خدا و تكبر بسيار مهم است در مسير سعادت انسان.

    [SIGPIC][/SIGPIC]


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۶
    نوشته
    240
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0








    با سلام


    قضاء و قدر الهی در طول تشخیصات و تصمیمات و اعمال ماست نه در عرض آن. اینگونه نیست كه چیزی از اول برای ما ثبت شده باشد، و ما مجبور به آن باشیم.

    البته باید دانست كه بین علم ازلی خداوند و تقدیرات الهی باید فرق گذاشت. در روایات ما از این دو حقیقت تحت دو عنوان لوح محفوظ (لوح علم الهی) و لوح محو و اثبات (لوح تقدیرات الهی) یاد می شود. گاهی خلط این دو موضوع باعث توهم جبر می شود.


    اجمال مطلب این است كه خدا از قبل همه چیز را می داند، ولی این به معنای جبر نیست. خداوند بر اساس عمل خود شخص تقدیرش را می نویسد، و در این ساحت شخص با تصمیم درست و غلط خود و هم چنین اعمال نیك و بد خود احیانا تقدیر خدا را تغییر می دهد؛ ولی این به معنای آن نیست كه خداوند از پیش نمی داند آن شخص چه خواهد كرد و چه تقدیری را برای خود رقم خواهد زد.

    احاطه علمی خدای متعال به این معنی است كه او از پیش می داند انسان مختارا چه می كند و چه سرنوشتی را برای خود رقم می زند. بعنوان مثال با چه كسی ازدواج می كند و یا چه شغلی را انتخاب می كند و ... .

    به همین سبب است كه عالم تكوین در عین این كه تقدیرات محتوم و تقدیرات غیر محتوم دارد، علم خداوند به هیچ عنوان مخدوش نمی شود و خداوند از پیش می داند كه در نهایت چه اتفاقی خواهد افتاد.




















  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    4 روز 6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [QUOTE=معظم;231862]





    اجمال مطلب این است كه خدا از قبل همه چیز را می داند، ولی این به معنای جبر نیست. خداوند بر اساس عمل خود شخص تقدیرش را می نویسد، و در این ساحت شخص با تصمیم درست و غلط خود و هم چنین اعمال نیك و بد خود احیانا تقدیر خدا را تغییر می دهد؛ ولی این به معنای آن نیست كه خداوند از پیش نمی داند آن شخص چه خواهد كرد و چه تقدیری را برای خود رقم خواهد زد.


    به همین سبب است كه عالم تكوین در عین این كه تقدیرات محتوم و تقدیرات غیر محتوم دارد، علم خداوند به هیچ عنوان مخدوش نمی شود و خداوند از پیش می داند كه در نهایت چه اتفاقی خواهد افتاد.






    باسلام وعرض ادب


    استاد گرامی در این سه مطلب کمی ابهام وجود دارد لطف نموده با توضیح بیشتر در وضوح ان خواننده را یاری فرمایید

    1- چگونه شخض با تصمیم درست یا غلط خود احیانا" میتواند تقدیر خدا را تغییر دهد؟

    2-عالم تکوین وتقدیرات محتوم وغیر محتوم ؟

    3- معنای علم الهی چیست؟
    با فرض اینکه افرادی با اصطلاحات تخصصی اشنایی ندارند به نظرم رسید که توضیح انها به درک مطلب کمک میکند. در پناه حق



    .............................................. حق یارتان ....................................






  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    641
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    84
    آپلود
    9
    گالری
    66



    با او

    سلام بر دوستان

    گرچه این تاپیک مشخصا در باب قضا و قدر بحث نداشت و بیشتر در باب تفاوت اطلاع از آینده و تدبیر آینده بود.
    ولی اینک دیدم مطلب به بحث خاص در باب قضا و قدر مایل گشته مناسب دیدم یک مطلب کوتاه ولی بسیار گویا و مستدل در باب این بحث از اواخر جلد اول تفسیر المیزان علامه ی طباطبایی عزیز نقل کنم.
    این مطلب بخشی از یک مقاله است بنام بحثی در باب اخلاق و مکاتب اخلاقی.




    -----------------------------------نقل:-------------------------------------





    نه اختيار كامل و نه لغو كامل اختيار



    پس اين صحيح نيست كه انسان حكم اختيار را لغوبداند، با اينكه مدار زندگى دنيوى و سعادت و شقاوتش براختيار است و اختيار يكى ازاجزاء علل حوادثى است كه بدنبال افعال آدمى و يا بدنبال احوال و ملكات حاصله ازافعال آدمى ، پديد مى آيد.
    چيزى كه هست اين هم صحيح نيست ، كه اختيار خود را يگانه سبب و علت تامهحوادث بداند و هر حادثه مربوط به خود را تنها بخود و باختيار خود نسبت دهد و هيچ يكاز اجزاء عالم و علل موجود در عالم كه در راءس همه آنها، اراده الهى قرار دارد، درآن حادثه دخيل نداند، چون چنين طرز تفكرى منشاء صفات مذمومه بسيارى ، چون عجب و كبرو بخل و فرح و تاءسف و اندوه و امثال آن مى شود.
    مىگويد: اين منم كه فلان كار را كردم و اين من بودم كه كار را ترك كردم ، و در اثرگفتن اين منم اين منم ، دچار عجب مى شود و يا بر ديگران كبر مى ورزد و يا (چونقارون ) از دادن مالش بخل مى ورزد، چون نمى داند كه بدست آمدن مال ، هزاران شرائطدارد كه هيچيك آنها در اختيار خود او نيست اگر خداى تعالى آن اسباب و شرائط رافراهم نمى كرد، اختيار او به تنهائى كارى از پيش نمى برد و دردى از او دوا نمىكرد.
    و نيز مى گويد: اگر من فلان كار را مى كردم ، اينضرر متوجهم نيمشد و يا فلان سود از من فوت نمى گشت ، در حالى كه اين جاهل نمى داندكه عدم فوت و يا موت كه همان سود و عافيت و زندگى باشد، مستند به هزاران هزار علتاست كه در پيدا نشدن آن يعنى پيدا شدن فوت و مرگ و ضرر، نبود يكى از آن هزاران هزارعلت كافى است هر چند كه اختيار خود او موجود باشد، علاوه بر اينكه اختيار خود او هممستند به علتهاى بسيارى است كه هيچيك از آنها در اختيار خود او نيست ، چون همه مىدانيم كه اختيار آدمى اختيارى خود او نيست ، پس من مى توانم به اختيار خودم فلانكار را بكنم و يا نكنم ، ولى ديگر نمى توانم به اختيار خود اختيار بكنم يا نكنم .
    بعد از اينكه اين معنا را فهميدى و اين حقيقتقرآنى كه به بيان گذشته تعليم الهى آن را به ما آموخته ، برايت روشن گرديد، اگر درآيات شريفه اى كه در اين مورد هست ، دقت بخرج دهى ، خواهى ديد كه قرآن عزيز در بعضىاز خلقها و قضاء حتمى و كتاب محفوظ استناد ميكند نه در همه .




    هم قضاء خدا دخيل است و هم اختيار انسان



    آن افعال و احوال وملكات را مستند به قضاء و قدر ميداند كه حكم اختيار را باطل نمى كند و اما آنچه كهبا حكم اختيار منافات دارد
    قرآن كريم شديدا دفع نموده و مستند به اختيار خود انسانها دانسته است ،از آن جمله فرموده : (و اذا فعلوا فاحشة قالوا: وجدناعليها آباءنا، و اللّه امرنابها، قل ان اللّه لا ياءمر بالفحشاء، اءتقولون علىاللّه ما لا تعلمون )، (و چون عمل زشتى مرتكب ميشوند،ميگويند: ما پدران خود را ديديم كه چنين مى كردند و خدا فرمان داده كه چنين كنيم ،بگو: خدا به كار زشت فرمان نميدهد آيا بدون علم بر خدا افترائى مى بنديد؟)، بطوريكهملاحظه مى كنيد كفار عمل زشت خود را بخدا نسبت دادند و خدا اين نسبت را نفى مىكند.
    و آن افعال و احوال و ملكاتى را كه اگر مستند بهقضاء و قدر نكند، باعث ميشود بندگانش باشتباه بيفتد و خود را مستقل از خدا و اختيارخود را سبب تام در تاءثير بپندارند، مستند به قضاء خود كرد تا انسانها را بسوى صراطمستقيم هدايت كند، صراطى كه رهروش را به خطا نمى كشاند و آن راه مستقيم اين است كهنه انسان همه كاره و مستقل از خدا و قضاى او است ، و نه همه كاره قضاء الهى است ، واختيار انسان هيچ كاره است ، بلكه همانطور كه گفتيم ، هم قضاء خدا دخيل است و هماختيار انسان .
    با اين هدايت ، رذائل صفاتيكه از استنادحوادث به قضاء ناشى ميشود از انسانها دور كرد، تا ديگر نه به آنچه عايدشان ميشود،خوشحال شوند و قضاء خدا را هيچ كاره بدانند و نه از آنچه از دستشان مى رود تاءسفبخورند و خود را هيچ كاره حساب كنند، همچنانكه فرمود: (و اتوهم من مال اللّه الذى اتيكم )، (و به ايشان بدهيد از مال خدا كه خدا بشما داده ) كه مردمرا دعوت به جود و كرم مى كند، چون مال را داده خدا معرفى كرده ، همچنانكه در جمله : (و مما رزقناهم ينفقون )، (و از آنچه روزيشان كرده ايم انفاق مى كنند) با استناد مال به اينكه رزق خداست ،مردم را بانفاق دعوت مى كند، و نيز مانند آيه : (فلعلكباخع نف سك على اثارهم ، ان لم يؤ منوا بهذا الحديث اسفا، انا جعلنا ما على الارضزينة لها، لنبلوهم ايهم احسن عملا)، (نكند ميخواهى خودرا بخاطر آنان و براى اينكه به اين دعوت ايمان نياورده اند، از غصه هلاك كنى ! ماآنچه كه بر روى زمين هست ، درنظر آنان زينت داديم تا به امتها نشان بدهيم ، كدامشانبهتر عمل مى كنند) كه رسول گرامى خود صلوات اللّه عليه را نهى مى كند از اينكه بهاستناد كفر مردم غصه نخورد، و مى فرمايد: كه اين كفرشان خدا را به ستوه نمى آوردبلكه آنچه كه در روى زمين هست به منظور امتحان آنان در روى زمين قرار گرفته و آياتىديگر از اين قبيل .
    و اين روش يعنى طريقه دوم دراصلاح اخلاق طريقه انبياء است كه نمونه هاى بسيارى از آن در قرآن آمده و نيز بهطورى كه پيشوايان ما نقل كرده اند، در كتب آسمانى گذشته نيز بوده است .



    --------------------------------------------------اتمام نقل----------------------------------------------------


    خلاصه ی ساده شده ی کلام با بیانی دیگر :

    در کل اصل حرف این بود که برای وقوع یک اتفاق شرایط و فاکتور ها و به اصطلاح علل ناقصه ی مختلفی لازم است تا آن مساله به وقوع بپیوندد.
    نکته اینجاست که انسان و اراده ی او یکی از علل ناقصه ی وقوع آن اتفاق است. اما نکته اینجاست که اراده ی انسان و خواست انسان است که علل ناقصه ی دیگر را که همه با اراده و مشیت الهی حاضر و فعال می گردند به دنبال می آورد.
    مثل ماشینی که وقتی کسی استارت زد دیگر موتور و سایر اجزاء شروع به فعالیت می کنند.
    فلذا وقتی انسان تصمیم به امری گرفت و به اصطلاح استارت را زد باقی علل ناقصه فراهم می گردند.

    فلذا اینکه هم جبر هست و هم اختیار اینکه جبر در سایر علل لازم برای وقوع اتفاق جدا از اراده ی انسان است.اختیار از باب خواست خود انسان که یکی از علل ناقصه و البته اولین علت ناقصه ی مقدم بر بقیه است.

    گرچه بعضی معتقدند جبر فقط در اختیار داشتن انسان است.یعنی مجبوریم که مختار باشیم و بعد مختاریم.

    اما به نظر توضیح علامه ی بزرگوار راهگشاتر و منطقی تر به نظر می رسد.




    الحمد لله الذی جعلنا من المتمسّکین بولایه امیرالمومنین
    زیاده عرضی نیست.
    التماس دعا

    طارق

    ویرایش توسط طارق : ۱۳۸۸/۱۰/۳۰ در ساعت ۲۰:۴۹
    اي حيوان ناطق بدان:
    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را
    و بدان فرودگاه شيطان خودبيني و تكبر است براي همين است كه شيطان به عزّت خدا قسم خورد همه را اغوا كند جز مخلَصين را و ويژگي انسان با اخلاص آن است كه آنقدر محو جمال و جلال خداست كه نه در فكر و نه در عمل هيچ توجهي به خويش ندارد.
    رابطه ي عكس ميان توجّه به خدا و تكبر بسيار مهم است در مسير سعادت انسان.

    [SIGPIC][/SIGPIC]


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۶
    نوشته
    240
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [QUOTE••ostad••;231868]
    نقل قول نوشته اصلی توسط =••ostad••

    باسلام وعرض ادب


    در این سه مطلب کمی ابهام وجود دارد لطف نموده با توضیح بیشتر در وضوح ان خواننده را یاری فرمایید

    1- چگونه شخض با تصمیم درست یا غلط خود احیانا" میتواند تقدیر خدا را تغییر دهد؟
    با سلام و درود

    بنابر احادیث وارده ازمعصومین(ع)، یک "لوح محفوظ" داریم، و یک "لوح محو و اثبات".


    لوح محفوظ الهی همان علم ذاتی خداوند است که هیچ گاه تغییر نمی کند؛ لذا اگر چیزی در لوح محفوظ آمده، حتما واقع خواهد شد، چرا که تنها هر آن چه واقع می شود، در این لوح محفوظ ثبت است.

    لوح محو و اثبات، لوح تقدیر الهی است. آنچه در لوح محو و اثبات آمده،همان گونه که از نامش پیدا است، قابل تغییر و تبدیل است. آنچه که در روایات از تغییر قسمت یا سرانجام و سرنوشت انسان بیان شده ناظر به این لوح است.

    لوح تقدیرالهی، مشیت و اراده خداوند بر اساس شرائط موجود است. این اراده به طور مشروط تقدیر می شود.

    در هر لحظه اراده الهی به امری تعلق می گیرد كه بر اساس انتخاب، اراده و عمل ما، به علاوه نظامات تکوین و خواست خداوند، اقتضای آن را دارد. این تقدیر به حسب عمل نیک و بد انسان ـ که موجودی مختار است ـ می تواند تغییر کند.

    تقدیر خداوند در هر لحظه می تواند امری غیر از لحظه پیش باشد. این که خداوند می فرماید: «كل یوم هو فی شأن»، اشاره به همین حقیقت دارد.



    می توان با صله رحم و دعا و صدقه و كارهای نیك، و مثلا توجه و تذکر در شب قدر، استحقاق این را یافت كه خداوند تقدیر خود را بهتر از پیش بنویسد. این در حالی است که از ابتدا خداوند می داند که در نهایت چه واقع خواهد شد، و آن در لوح محفوظ ثبت است.


    بداء، در معارف شیعی به همین معنا است که خداوند تقدیرش به حسب انتخاب و اختیار انسان تغییر می کند و انسان در سرنوشت الهی خود نقش ایفاء می کند؛ ولی در عین حال خداوند از ازل می داند كه هر شخص چه تصمیم خواهد گرفت و چه سرنوشتی خواهد داشت.
    ویرایش توسط صدید : ۱۳۸۸/۱۰/۳۰ در ساعت ۲۳:۱۴


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۶
    نوشته
    240
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [QUOTE=••ostad••;231868]
    نقل قول نوشته اصلی توسط ••ostad••;
    2-عالم تکوین وتقدیرات محتوم وغیر محتوم ؟


    ـ عالم تکوین یعنی عالم خلق و ایجاد، یعنی نظام آفرینش و نظام خلقت.



    ـ محتوم یعنی قطعی و حتمی.

    مراد از تقدیرات محتوم یعنی آنچه برای انسان مقدر و در نظر گرفته شده و حتمی است و قابل تغییر نمی باشد. همان تقدیراتی که در لوح محفوظ است.

    ولی تقدیرات غیر محتوم، یعنی آنهایی که قابل تغییر و تبدیل است. مثل آنچه در لوح محو و اثبات است.
    ویرایش توسط صدید : ۱۳۸۸/۱۰/۳۰ در ساعت ۲۳:۱۵


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جمع بندی ظلم به زنان از ابتدا تا كنون .چرا؟؟؟ ريشه يابي و درمان
    توسط اشک خدا در انجمن حقوق و جایگاه زن در قرآن
    پاسخ: 101
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۴/۱۸, ۰۰:۵۵
  2. با پنهان کاري هاي شوهرم چکنم ؟؟؟
    توسط همدم در انجمن ازدواج و خانواده
    پاسخ: 6
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۱۲/۰۴, ۱۶:۰۷
  3. تسریح به احسان یعنی چه؟؟؟
    توسط ذاکره2 در انجمن حقوق و جایگاه زن در قرآن
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۱/۲۰, ۱۸:۰۱
  4. آیا امام علی هنگام تولد قرآن خواندند؟؟؟
    توسط a3moni در انجمن اهل بیت و ائمه در قرآن
    پاسخ: 17
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۱۱/۱۹, ۰۱:۰۷
  5. ؟؟؟ تفاوت http با https در آدرس مرورگر چيست ؟؟؟
    توسط goleleila در انجمن آموزش نرم افزاری
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۱۱/۱۸, ۱۰:۱۳

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود