صفحه 1 از 17 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    11,935
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    33 روز 6 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    406
    آپلود
    94
    گالری
    278

    ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)




    ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)

    ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)

    دستانی کوچک

    گره گشایی بزرگ




    ماهی ها از تلاطم دریا به خدا شکایت بردند

    و

    چون دریا آرام شد خود را اسیر تور صیادان یافتند.

    تلاطم های زندگی حکمتی از جهان هستی است...

    پس از خدا بخواهیم دلمان آرام باشد نه اطرافمان



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    11,935
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    33 روز 6 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    406
    آپلود
    94
    گالری
    278

    زن فرانسوي دركنار بارگاه ملکوتي حضرت رقيه سلام الله عليها ...




    زن فرانسوي دركنار بارگاه ملکوتي حضرت رقيه سلام الله عليها

    ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)

    جناب حجه الاسلام والمسلمين آقاي حاج شيخ محمد مهدي تاج لنگرودي ( واعظ ) صاحب تاليفات كثيره، دركتاب توسلات يا راه اميدواران صفحه 161، چاپ پنجم چنين مي نويسد:

    يكي از دوستانم كه خود اهل منبر بوده و در فن وخطابه وگويندگي از مشاهير است،و مكرر براي زيارت قبر حضرت رقيه بنت الحسين سلام الله عليها به شام رفته است، روي منبر نقل مي‌كرد:

    درحرم حضرت رقيه سلام الله عليها زن فرانسوي را ديدند كه دو قاليچه گران قيمت به عنوان هديه به آستانه مقدسه آورده است
    مردم كه مي‌دانستند او فرانسوي و مسيحي است از ديدن اين عمل درتعجب شدند و با خود گفتند كه چه چيز باعث شده كه يك زن نامسلمان به اين جا آمده وهديه قيمتي آورده است
    چنين موقعي است كه حس كنجكاوي در افراد تحريك مي‌شود.

    روي همين اصل از او علت اين امر را پرسيدند و او در جواب گفت :
    همان گونه كه مي‌دانيد من مسلمان نيستم، ولي وقتي كه از فرانسه به عنوان ماموريت به اين جا آمده بودم در منزلي كه مجاور اين آستانه بود مسكن كردم.

    اول شبي كه مي‌خواستم استراحت كنم صداي گريه شنيدم .
    چون آن صداها ادامه داشت وقطع نمي‌شد، پرسيدم اين گريه وصدااز كجاست ؟ در جواب گفتند :
    اين گريه‌ها از جوار قبر يك دختري است كه در اين نزديكي مدفون شده است .

    من خيال مي‌كردم كه آن دختر امروز مرده و امشب دفن شده است
    كه پدرومادروساير بازماندگان وي نوحه سرايي مي ‌كنند .
    ولي به من گفتند الان متجاوز از هزار سال است كه از مرگ ودفن او مي‌گذرد.

    برشگفتي من افزوده شد و با خود گفتم كه چرا مردم بعد از صدها سال اين گونه ارادت به خرج مي‌دهند ؟
    بعد معلوم شد اين دختر با دختران عادي فرق دارد، او دختر امام حسين سلام الله عليها است ...
    .
    كه پدرش رامخالفين ودشمنان كشته‌اند وفرزندانش را به اين جا كه پايتخت يزيد بوده به اسيري آورده‌اند و اين دختر درهمين جا از فراق پدر جان سپرده ومدفون گشته است .

    بعد از اين ماجرا روزي به اين جا آمدم
    مردم زهر سو عاشقانه مي‌آيند ونذر مي‌كنند وهديه مي‌آورند ومتوسل ميشوند.
    محبت او چنان دردلم جا كرد كه علاقه زيادي به وي پيدا كردم.

    پس از مدتي به عنوان زايمان مرا به بيمارستان و زايشگاه بردند.
    پس از معاينه به من گفتند كودك شماغير طبيعي به دنيا مي‌آيد و ما ناچاراز عمل جراحي هستيم.

    همين كه نام عمل جراحي راشنيدم دانستم كه دردهان مرگ قرارگرفته‌ام . خدايا چه كنم،‌ خدايا ناراحتم ، گرفتارم چه كنم،‌ چاره چيست ؟

    وانديشيدم كه، چاره‌اي بجز توسل ندارم،‌و بايد متوسل شوم .....
    به ناچار دستم را به سوي اين دختر دراز كرده و گفتم، خدايا،‌ به حق اين دختري كه دراسارت كتك و تازيانه خورده است وبه حق پدرش،
    كه امام برحق ونماينده رسولت بوده است و او را ازطريق ظلم کشته‌اند قسم مي‌دهم
    مرا از اين ورطه هلاكت نجات بده ...

    آنگاه خود اين دختر رامخاطب قرارداده و گفتم، اگر من از اين ورطه هلاكت نجات يابم 2 قاليچه قيمتي به آستانه‌ات هديه مي‌كنم.
    خدا شاهد است پس از نذر كردن ومتوسل شدن،‌طولي نكشيد برخلاف انتظار اطبا ومتصديان زايمان،‌ ناگهان فرزند به طور طبيعي متولد شد واز هلاكت نجات يافتم .

    اينكه نيز به عهد ونذرم وفا كرده وقاليچه‌ها راتقديم مي‌كنم.



    ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)



    ویرایش توسط ╫❀نیایش❀╫ : ۱۳۸۸/۱۰/۳۰ در ساعت ۲۰:۴۸

    ماهی ها از تلاطم دریا به خدا شکایت بردند

    و

    چون دریا آرام شد خود را اسیر تور صیادان یافتند.

    تلاطم های زندگی حکمتی از جهان هستی است...

    پس از خدا بخواهیم دلمان آرام باشد نه اطرافمان



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    11,935
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    33 روز 6 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    406
    آپلود
    94
    گالری
    278

    بگو بسم الله الرحمن الرحيم ...




    بگو بسم الله الرحمن الرحيم ...

    ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)

    جناب حجه الاسلام و المسلمين آقاي سيد عسكر حيدري،‌
    از طلاب علوم دينيه حوزه علميه زينبيه شام چنين نقل كردند:
    روزي زني مسيحي دختر فلجي را از لبنان به سوريه مي‌آورد.
    زيرا دكترهاي لبنان او را جواب كرده بودند .


    زن با دختر مريضش نزديك حرم با عظمت حضرت رقيه سلام الله عليها منزل مي‌گيرد، تا درآنجا براي معالجه فرزندش به دكتر سوريه مراجعه كند،‌ تا اينكه روز عاشورا فرا مي‌رسد و او مي‌بيند
    مردم دسته دسته به طرف محلي كه حرم مطهر حضرت رقيه سلام الله عليها آنجاست مي‌روند.


    از مردم شام مي‌پرسد اينجا چه خبر است ؟
    مي‌گويند اينجا حرم دختر امام حسين سلام الله عليها است .

    او نيز دختر مريضش را در منزل تنها گذاشته درب اطاق را مي‌بندد،
    و به حرم حضرت رقيه سلام الله عليها روانه مي‌شود و گريه مي‌‌كند،‌به حدي كه غش مي‌كند و بيهوش مي‌افتد ...


    درآن حال كسي به او مي‌گويد بلند شو برو منزل ...
    حركت مي‌كند و مي‌رود درب منزل را مي‌زند، مي‌بيند دخترش دارد بازي مي كند!‌


    وقتي مادر جوياي وضع دخترش مي‌شود و احوال او را مي‌پرسد،‌

    دختر درجواب مادر مي‌گويد وقتي شما رفتيد دختري به نام رقيه وارد اطاق شد
    و به من گفت : بلند شو تا با هم بازي كنيم .




    آن دختر به من گفت، بگو :
    (( بسم الله الرحمن الرحيم ))


    تا بتواني بلند شوي و سپس دستم را گرفت و من بلند شدم ديدم تمام بدنم سالم است...
    او داشت بامن صحبت مي‌كرد كه شما درب را زديد،‌
    گفت : مادرت آمد .

    سرانجام مادر مسيحي با ديدن اين كرامت از دختر امام حسين سلام الله عليها مسلمان شد ...


    ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)



    ویرایش توسط ╫❀نیایش❀╫ : ۱۳۸۸/۱۰/۳۰ در ساعت ۲۰:۵۴

    ماهی ها از تلاطم دریا به خدا شکایت بردند

    و

    چون دریا آرام شد خود را اسیر تور صیادان یافتند.

    تلاطم های زندگی حکمتی از جهان هستی است...

    پس از خدا بخواهیم دلمان آرام باشد نه اطرافمان



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    11,935
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    33 روز 6 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    406
    آپلود
    94
    گالری
    278

    بگو نامش را حسين بگذارد ...




    بگو نامش را حسين بگذارد ...

    ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)

    طي نامه‌اي درتاريخ دوم جمادي الثاني 1418 هجري قمري
    دو كرامت به دفتر انتشارات مكتب الحسين سلام الله عليها ارسال نموده و مرقوم داشته‌اند:

    روزي وارد حرم حضرت رقيه سلام الله عليها شدم،‌
    ديدم جمعي مقابل ضريح مقدس مشغول زيارت خواندن وعزاداري مي باشند ومداحي با اخلاص به نام حاج نيكويي مشغول روضه خواني است از او شنيدم كه مي‌گفت:

    خانه‌هاي اطراف حرم رابراي توسعه حرم مطهر خريداري مي‌نمودند.
    يكي از مالكين كه يهودي يا نصراني بود، به هيچ وجه حاضر نبود خانه خود رابراي توسعه حرم بفروشد.
    خريداران حاضر شدند كه حتي به دو برابر و نيم قيمت خانه را از او بخرند ،‌ولي وي حاضر به فروش نشد .


    بعد از مدتي زن صاحب خانه حامله شده ونزديك وضع حمل وي مي‌شود.
    او را نزد پزشك معالج مي‌برند،‌بعد از معاينه مي‌گويد:
    بچه و مادر ،‌هردو درمعرض خطر مي باشند و خانم بايد زير نظر ما باشد، قبول كردند،‌تا درد زايمان شروع شد.

    صاحب خانه مي‌گويد : همسرم رابه بيمارستان بردم وخودم برگشتم و آمدم درب حرم حضرت رقيه سلام الله عليها و به ايشان متوسل شدم و گفتم، اگر همسر و فرزندم رانجات دادي وشفاي آنان را از خدا خواستي و گرفتي خانه‌ام را به تو تقديم مي‌كنم.

    مدتي مشغول توسل بودم،‌بعد به بيمارستان رفتم و ديدم همسرم روي تخت تشسته وبچه دربغلش سالم است .

    همسرم گفت : كجا رفتي ؟
    گفتم رفتم جايي كاري داشتم.
    گفت : نه،‌رفتي متوسل به دختر امام حسين سلام الله عليها شدي !‌

    گفتم از كجا مي داني؟
    زن جواب داد: من،‌ درهمان حال زايمان كه از شدت درد گاهي بيهوش مي‌شدم،‌ ديدم دختر بچه‌اي وارد اطاق بيمارستان شد
    و به من گفت : ناراحت مباش، ما سلامتي تو و بچه‌ات را از خدا خواستيم، فرزند شماهم پسر است،‌سلام مرابه شوهرت برسان
    و بگو نامش راحسين بگذارد!‌

    گفتم: شماكي هستيد؟ گفت : من رقيه دختر امام حسين سلام الله عليها هستم.
    بعد از روضه خواني از مداح مذكور سوال كردم اين داستان را از كه نقل مي‌كني؟
    در جواب گفت: ازخادم حرم حضرت رقيه سلام الله عليها نقل مي‌كنم، كه خود از اهل تسنن مي‌باشد و افتخار خدمتگزاري درحرم نازدانه امام حسين سلام الله عليها را دارد
    و پدرش نيز از خادمين حرم حضرت رقيه سلام الله عليها بوده است.

    ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)


    ماهی ها از تلاطم دریا به خدا شکایت بردند

    و

    چون دریا آرام شد خود را اسیر تور صیادان یافتند.

    تلاطم های زندگی حکمتی از جهان هستی است...

    پس از خدا بخواهیم دلمان آرام باشد نه اطرافمان



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    2,426
    مورد تشکر
    8 پست
    حضور
    22 روز 22 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    4
    گالری
    28



    در شام رقيه گفت با حسن صفات
    با راس پدر كه اي دو علم بفدات
    لب تشنه تورا كه كشته در پيش فرات
    بر اين سر از بدن جدايت صلوات

    شهادت حضرت رقيه(س)نازدانه ابا عبدالله الحسين(ع)بر شيعيانش تسليت

    به نام خدا

    [SIGPIC][/SIGPIC]

    کوچه هامان را به نام شهدا کردیم تا هر وقت نشانی منزلمان را می دهیم بدانیم از گذرگاه کدام شهید با آرامش به خانه می رسیم

    (شادی روحشان صلوات)


    آیت الله سید علی قاضی(ره) عارف کامل:در مستحبات عزاداری و زیارت سید الشهدا علیه السلام مسامحه ننمایید
    و روضه هفتگی و لو دو سه نفری داشته باشید که اسباب گشایش است.

    منو دل کندن از دل بر محاله...

    یا علی


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    11,935
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    33 روز 6 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    406
    آپلود
    94
    گالری
    278

    بگو چند جمله از مصيبت دخترم (رقيه ) را بخواند




    بگو چند جمله از مصيبت دخترم (رقيه ) را بخواند

    ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)

    مرحوم حاج ميرزا على محدث زاده (متوفاى محرم 1369 هجرى قمرى )، فرزند مرحوم محدث عاليمقام حاج شيخ عباس قمى (312) رضوان الله تعالى عليهما، از وعاظ و خطباى مشهور تهران بودند. ايشان مى فرمود:

    يكسال به بيمارى و ناراحتى حنجره و گرفتگى صدا مبتلا شده بودم ، تا جايى كه منبر رفتن وسخنرانى كردن براى من ممكن نبود. مسلم ، هر مريضى در چنين موقعى به فكر معالجه مى افتد، من نيز به طبيبى متخصص و باتجربه مراجعه كردم .
    پس از معاينه معلوم شد بيمارى من آن قدر شديد است كه بعضى از تارهاى صوتى از كار افتاده و فلج شده و اگر لا علاج نباشد صعب العلاج است .

    طيب معالج در ضمن نسخه اى كه نوشت دستور استراحت داد و گفت كه بايد تا چند ماه از منبر رفتن خوددارى كنم و حتى با كسى حرف نزنم و اگر چيزى بخواهم و يا مطلبى را از زن و بچه ام انتظار داشته باشم آنها را بنويسم ، تا در نتيجه استراحت مداوم و استعمال دارو، شايد سلامتى از دست رفته مجددا به من برگردد.
    البته صبر در مقابل چنين بيمارى و حرف نزدن با مردم حتى با زن و بچه ، خيلى سخت و طاقتفرساست ، زيرا انسان بيشتر از هر چيز احتياج به گفت وشنود دارد و چطور مى شود تا چند ماه هيچ نگويم و حرفى نزنم و پيوسته در استراحت باشم ؟ آن هم معلوم نيست كه نتيجه چه باشد.

    بر همه روشن است كه با پيش آمدن چنين بيمارى خطرناكى ، چه حال اضطرارى به بيمار دست مى دهد. اضطرار و ناراحتى شديد است كه آدمى را به ياد يك قدرت فوق العاده مى اندازد، اين حالت پريشانى است كه انسان اميدش از تمام چاره هاى بشرى قطع شده و به ياد مقربان درگاه الهى مى افتد تا بوسيله آنها به درگاه خداوند متعال عرض حاجت كرده و از درياى بى پايان لطف خداوند بهره اى بگيرد.

    من هم با چنين پيش آمدى ، چاره اى جز توسل به ذيل عنايت حضرت امام حسين عليه السلام نداشتم . روزى بعد از نماز ظهر و عصر، حال توسل به دست آمد و خيلى اشك ريختم و سالار شهيدان حضرت ابا عبدالله عليه السلام را كه به وجود مقدس ايشان متوسل بودم مخاطب قرار داده گفتم : يابن رسول الله ، صبر در مقابل چنين بيمارى براى من طاقتفرساست . علاوه بر اين من اهل منبرم و مردم از من انتظار دارند بر ايشان منبر بروم . من از اول عمر تا به حال على الدوام منبر رفته ام و از نوكران شما اهل بيتم ، حالا چه شده كه بايد يكباره از اين پست حساس بر اثر بيمارى كنار باشم . ضمنا ماه مبارك رمضان نزديك است ، دعوتها را چه كنم ؟ آقا عنايتى بفرما تا خدا شفايم دهد.

    به دنبال اين توسل ، طبق معمول كم كم خوابيدم . در عالم خواب ، خودم را در اطاق بزرگى ديدم كه نيمى از آن منور و روشن بود و قسمت ديگر آن كمى تاريك
    در آن قسمت كه روشن بود حضرت مولى الكونين امام حسين عليه السلام را ديدم كه نشسته است . خيلى خوشحال و خوشوقت شدم و همان توسلى را كه در حال بيدارى داشتم در حال رويا نيز پيدا كردم . بنا كردم عرض ‍ حاجت نمودن ، و مخصوصا اصرار داشتم كه ماه مبارك رمضان نزديك است و من در مساجد متعدد دعوت شده ام ، ولى با اين حنجره از كار افتاده چطور مى توانم منبر رفته و سخنرانى نمايم و حال آنكه دكتر منع كرده كه حتى با بچه هاى خود نيز حرفى نزنم .

    چون خيلى الحاح و تضرع و زارى داشتم ، حضرت اشاره به من كرد و فرمود به آن آقا سيد كه دم درب نشسته بگو چند جمله از مصيبت دخترم (رقيه ) را بخواند و شما كمس اشك بريزيد، ان شاء الله تعالى خوب مى شويد. من به درب اطاق نگاه كردم ديدم شوهر خواهرم آقاى حاج آقا مصطفى طباطبائى قمى كه از علما و خطبا و از ائمه جماعت تهران مى باشد نشسته است . امر آقا را به شخص نامبرده رساندم . ايشان مى خواست از ذكر مصيبت خوددارى كند، حضرت سيدالشهدا عليه السلام فرمود روضه دخترم را بخوان . ايشان مشغول به ذكر مصيبت حضرت رقيه عليه السلام شد و من هم گريه مى كردم و اشك مى ريختم ، اما متاسفانه بچه هايم مرا از خواب بيدار كردند و من هم با ناراحتى از خواب بيدار شدم و متاسف و متاثر بودم كه چرا از آن مجلس پر فيض محروم مانده ام ، ولى ديدن دوباره آن منظره عالى امكان نداشت .

    همان روز، ويا روز بعد، به همان متخصص مراجعه نمودم . خوشبختانه پس ‍ از معاينه معلوم شد كه اصلا اثرى از ناراحتى و بيمارى قبلى در كار نيست . او كه سخت در تعجب بود از من پرسيد شما چه خورديد كه به اين زودى و سريع نتيجه گرفتيد؟
    من چگونگى توسل و خواب خودم را بيان كردم . دكتر قلم در دست داشت و سر پا ايستاده بود، ولى بعد از شنيدن داستان توسل من بى اختيار قلم از دستش بر زمين افتاد و با يك حالت معنوى كه بر اثر نام مولى الكونين امام حسين عليه السلام به او دست داده بود پشت ميز طبابت نشست و قطره قطره اشك بر رخسارش مى ريخت . لختى گريه كرد و سپس گفت : آقا، اين ناراحتى شما جز توسل و عنايت و امداد غيبى چاره و راه علاج ديگرى نداشت .


    ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)


    ماهی ها از تلاطم دریا به خدا شکایت بردند

    و

    چون دریا آرام شد خود را اسیر تور صیادان یافتند.

    تلاطم های زندگی حکمتی از جهان هستی است...

    پس از خدا بخواهیم دلمان آرام باشد نه اطرافمان


  8. تشکرها 3


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    11,935
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    33 روز 6 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    406
    آپلود
    94
    گالری
    278

    از رقيه عليه السلام تقاضاى همسفرى مهربان كردم




    از رقيه عليه السلام تقاضاى همسفرى مهربان كردم

    ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)

    يكى از علما مى گفت : حدود سال 1335 شمسى ، پس از سفر حج به شام رفتم ، تا پس از زيارت مرقد مطهر حضرت زينب عليه السلام و حضرت رقيه عليه السلام و...، به كربلا و نجف اشرف بروم در سوريه تنها بوده و بسيار مايل بودم كه براى رفتن به عراق همسفر خوبى داشته باشم .

    هنگامى كه وارد حرم حضرت رقيه عليه السلام شدم ، پس از زيارت ، از آن حضرت خواستم لطفى كنند و از خدا بخواهند كه همسفر مهربان و خوبى در راه نصيبم شود.

    هنوز از حرم بيرون نيامده بودم كه يكى از تجار كاظمين با من ملاقات مهر انگيزى كرده ، با يكديگر همصحبت شديم و فهميدم كه او نيز عازم عراق است بارى ، او رفيق شفيق و همسفر مهربان من شد. با هم به كربلا و نجف اشرف ، و سپس به كاظمين رفتيم . او بسيار به من محبت كرد، و در طول راه ميزبان مهربانى براى من بود، آنچنان كه در اين سفر احساس تنهايى نكردم و بسيار به من خوش گذشت

    دريافتم كه اين امر از الطاف حضرت رقيه عليه السلام بوده است كه از او تقاضاى همسفرى مهربان كرده بودم

    ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)

    شد يقينم كز عطاى ذوالمنن
    از رقيه اين عنايت شد به من
    كس نگشت از درگه او نا اميد
    لطف او همواره بر شيعه رسيد



    ماهی ها از تلاطم دریا به خدا شکایت بردند

    و

    چون دریا آرام شد خود را اسیر تور صیادان یافتند.

    تلاطم های زندگی حکمتی از جهان هستی است...

    پس از خدا بخواهیم دلمان آرام باشد نه اطرافمان


  10. تشکرها 3


  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    11,935
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    33 روز 6 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    406
    آپلود
    94
    گالری
    278

    گهواره كوچك




    گهواره كوچك

    ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)

    عالم متقى و پرهيزگار حضرت حجه الاسلام و المسلمين جناب آقاى سيد مرتضى مجتهدى سيستانى از مدرسين حوزه علميه قم نقل كردند:

    آقاى حاج صادق متقيان ، ساكن شهر مشهد مقدس ، كه از خدمتگزاران دربار امام حسين عليه السلام است ، در ماه محرم الحرام سال 1418 هجرى قمرى برايم چنين نقل كرد:

    شش سال از ازدواج دخترم گذشت و در اين مدت داراى فرزند نشده بود، مراجعه به دكترهاى متعدد و عمل به نسخه هاى زياد، سودى نبخشيده بود. تا اينكه در ماه صفر سال 1417 هجرى قمرى عازم سوريه شدم . قبل از حركت من ، مادرش گهواره كوچكى درست كرد و به من گفت : آن را به ضريح مطهر حضرت رقيه عليه السلام ببند، تا از نگاه لطف آميز آن بزرگوار بهره مند شويم و حاجتمان روا شود.

    من گهواره كوچك را با خود به شام بردم . در شام به زيارت حضرت رقيه عليه السلام دختر سه ساله امام حسين عليه السلام رفتم و وارد دربار با عظمت و غم انگيز آن حضرت شدم . حرم آن مظلومه طورى است كه همه زيارت كنندگان را تحت تاثير قرار ميدهد. گهواره را نزديك ضريح بردم ، و با توجه و اميد، آن را به ضريح نورانى حضرت بستم

    شخصى كه آنجا ايستاده و نظاره گر كارهاى من بود، گفت : شما ديگر چرا به اين گونه كارها اعتقاد داريد؟ گفتم : اعتقاد من به شخص حضرت رقيه عليه السلام است ، نه گهواره ، و اين گهواره را وسيله اظهار اعتقاد و عقيده به خود آن بزرگوار قرار داده ام ، تا از طريق آن ، توجه حضرت رقيه عليه السلام را به خود جلب كنم . هر كسى به قدر معرفت خود كار مى كند و معرفت من در اين حد است ، نه عظمت آن بزرگوار.

    پس از زيارت مراقد اهل بيت عليه السلام در شام ، به ايران بازگشتم . هنوز چند روز بيشتر نگذشته بود كه مادرش گفت : بايد دخترمان به آزمايشگاه برود، تايقين كنيم كه آيا حضرت رقيه عليه السلام حاجت ما را از درگاه الهى گرفته است يا نه ؟

    پس از آزمايش جواب مثبت بود، معلوم شد با يك گهواره كوچك ، اميد و اعتقاد خود را به آن بزرگوار نشان داده و نظر لطف آن حضرت را به سوى خود جلب كرده ايم . اينك ، دخترم كودكى در گهواره دارد

    ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)



    ماهی ها از تلاطم دریا به خدا شکایت بردند

    و

    چون دریا آرام شد خود را اسیر تور صیادان یافتند.

    تلاطم های زندگی حکمتی از جهان هستی است...

    پس از خدا بخواهیم دلمان آرام باشد نه اطرافمان


  12. تشکرها 3


  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    559
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط niyayesh نمایش پست
    بگو نامش را حسين بگذارد ...


    ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)

    طي نامه‌اي درتاريخ دوم جمادي الثاني 1418 هجري قمري
    دو كرامت به دفتر انتشارات مكتب الحسين سلام الله عليها ارسال نموده و مرقوم داشته‌اند:

    روزي وارد حرم حضرت رقيه سلام الله عليها شدم،‌
    ديدم جمعي مقابل ضريح مقدس مشغول زيارت خواندن وعزاداري مي باشند ومداحي با اخلاص به نام حاج نيكويي مشغول روضه خواني است از او شنيدم كه مي‌گفت:

    خانه‌هاي اطراف حرم رابراي توسعه حرم مطهر خريداري مي‌نمودند.
    يكي از مالكين كه يهودي يا نصراني بود، به هيچ وجه حاضر نبود خانه خود رابراي توسعه حرم بفروشد.
    خريداران حاضر شدند كه حتي به دو برابر و نيم قيمت خانه را از او بخرند ،‌ولي وي حاضر به فروش نشد .


    بعد از مدتي زن صاحب خانه حامله شده ونزديك وضع حمل وي مي‌شود.
    او را نزد پزشك معالج مي‌برند،‌بعد از معاينه مي‌گويد:
    بچه و مادر ،‌هردو درمعرض خطر مي باشند و خانم بايد زير نظر ما باشد، قبول كردند،‌تا درد زايمان شروع شد.

    صاحب خانه مي‌گويد : همسرم رابه بيمارستان بردم وخودم برگشتم و آمدم درب حرم حضرت رقيه سلام الله عليها و به ايشان متوسل شدم و گفتم، اگر همسر و فرزندم رانجات دادي وشفاي آنان را از خدا خواستي و گرفتي خانه‌ام را به تو تقديم مي‌كنم.

    مدتي مشغول توسل بودم،‌بعد به بيمارستان رفتم و ديدم همسرم روي تخت تشسته وبچه دربغلش سالم است .

    همسرم گفت : كجا رفتي ؟
    گفتم رفتم جايي كاري داشتم.
    گفت : نه،‌رفتي متوسل به دختر امام حسين سلام الله عليها شدي !‌

    گفتم از كجا مي داني؟
    زن جواب داد: من،‌ درهمان حال زايمان كه از شدت درد گاهي بيهوش مي‌شدم،‌ ديدم دختر بچه‌اي وارد اطاق بيمارستان شد
    و به من گفت : ناراحت مباش، ما سلامتي تو و بچه‌ات را از خدا خواستيم، فرزند شماهم پسر است،‌سلام مرابه شوهرت برسان
    و بگو نامش راحسين بگذارد!‌

    گفتم: شماكي هستيد؟ گفت : من رقيه دختر امام حسين سلام الله عليها هستم.
    بعد از روضه خواني از مداح مذكور سوال كردم اين داستان را از كه نقل مي‌كني؟
    در جواب گفت: ازخادم حرم حضرت رقيه سلام الله عليها نقل مي‌كنم، كه خود از اهل تسنن مي‌باشد و افتخار خدمتگزاري درحرم نازدانه امام حسين سلام الله عليها را دارد
    و پدرش نيز از خادمين حرم حضرت رقيه سلام الله عليها بوده است.

    ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)
    در این کرامت نامی از مداح آستان بی بی رقیه سلام الله علیها برده شده بنام
    حاج علی نکویی که حقیر از محضر ایشان بهره برده ام.
    میخواستم بگم برا این عزیز طلب مغفرت کنید آخه ایشون بار سفر رو از این دنیا بسته وبه دیار باقی شتافته اند نثار روح این بزرگوار فاتحه ای قرائت بفرمایید.

    اللهم صل علی محمدوآل محمد وعجل فرجهم


  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    ۩ ╬♥╬ ۩ ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)۩ ╬♥╬ ۩




    ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)

    ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)

    ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)

    ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني ٬
    باب الحوائج ٬حضرت رقيه سلام الله عليها

    ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)


    ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)

    فايل هاي پيوست شده فايل هاي پيوست شده
    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۹۰/۱۰/۰۶ در ساعت ۱۳:۴۶


صفحه 1 از 17 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود