صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا تقیه کردن درست است؟ چرا باید تقیه کرد؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    234
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا تقیه کردن درست است؟ چرا باید تقیه کرد؟




    آیا تقیه کردن درست است ؟ چرا باید تقیه کرد؟

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    44
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تقیه یعنی کسی بخاطر حفظ جان و خون خود یا مسلمان دیگر در جایی که بیم به خطر افتادن می رود ، ایمانش را مخفی کند اما این مخفی نمودن هم حد و شرایطی دارد و تقیه نباید منجر شود که اصل دین و ایمان طرف به خطر بیفتد

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    234
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آیا صحیح است ما با تظاهر به دوستی وبا مخفی کردن ایمان خود ، در ظاهر ایمان واعتقاد آن شخص را بپذیریم و بعد نقاط ضعف اورابدست آوریم وضربه بزنیم .آیا این خداپرستی است. جوانمردی است. ؟؟؟ ایمانی که باید ابراز نکرد منصفانه بگو ایمان است؟ یا فریب؟
    اصلا ریشه شکل گرفتن تقیه را میدانی؟

  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,251
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    10



    نقل قول نوشته اصلی توسط mohajer نمایش پست
    آیا تقیه کردن درست است ؟ چرا باید تقیه کرد؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط mohajer نمایش پست
    آیا صحیح است ما با تظاهر به دوستی وبا مخفی کردن ایمان خود ، در ظاهر ایمان واعتقاد آن شخص را بپذیریم و بعد نقاط ضعف اورابدست آوریم وضربه بزنیم .آیا این خداپرستی است. جوانمردی است. ؟؟؟ ایمانی که باید ابراز نکرد منصفانه بگو ایمان است؟ یا فریب؟
    اصلا ریشه شکل گرفتن تقیه را میدانی؟

    تـقـيـه به معناي مستور داشتن اعتقاد باطني و كتمان نمودن ايمان در برابرمخالفان , به منظور پـيـشـگـيـري از زيـان هـاي دنيوي و خسارت هاي معنوي و ديني است ويكي از وظايف شرعي هر مسلمان مي باشد كه ريشه در قرآن كريم دارد . تـقـيـه از ديدگاه قرآن قرآن مجيد در اين زمينه آيات متعددي دارد كه برخي از آنها را مي آوريم :الف : لايتخذ المومنون الكافرين اولياء من دون المومنين و من يفعل ذلك فليس من اللّه في شي ء الا ان تتقوا منهم تقيه . (1)- اهـل ايـمان نبايد مومنان را رها نموده و با كافران طرح دوستي بريزند , هر كه چنين كند , با خدا رابطه اي نخواهد داشت مگر اين كه از آنان , تقيه نمايد . ايـن آيـه به روشني بر اين حقيقت گواهي مي دهد كه دوستي با كافران جايز نيست مگربه خاطر تقيه و حفظ جان و پيشگيري از خطرها , كه در اين صورت مي توان به ظاهر باآنان , ابراز دوستي و موافقت نمود . ب : مـن كـفـر مـن بـعد ايمانه الا من اكره و قلبه مطمئن بالايمان و لكن من شرح بالكفر صدرا فعليهم غضب من اللّه و لهم عذاب عظيم . (2)- هر كس پس از ايمان به خدا دوباره كافر گردد , مگر كسي كه از روي اجبار اظهاركفر نمايد در حـالـي كـه دل وي در ايـمان ثابت و مطمئن باشد , وليكن كساني كه دل خود را آكنده از كفر نمايند , خشم و عذابي سخت بر آنان خواهد بود . مـفـسـران در مورد شان نزول آيه ياد شده چنين مي گويند :روزي عمار بن ياسر , همراه با پدر و مادر خود , گرفتار دشمنان گشتند و كافران از آنان خواستند تا دست از اسلام بردارند و به كفر و شرك اعتراف نمايند . همراهان عمار , همگي به يگانگي خدا و رسالت پيامبر گرامي گواهي دادند و لذابرخي از آنان به شـهـادت رسـيدند و ديگران نيز , مورد شكنجه دشمنان اسلام قرارگرفتند , ولي عمار بر خلاف ميل باطني خويش , تقيه نمود و به ظاهر آنچه را كه كافران مي گفتند , بر زبان جاري نمود و آزاد گرديد . هـنـگـامـي كـه نزد رسول خدا صلي اللّه عليه و آله رسيد , از سخن خويش بسيار نگران وافسرده گشت , بدين جهت , پيامبر گرامي صلي اللّه عليه و آله وي را دلداري داد وآيه ياد شده نيز در اين زمينه نازل گرديد . (3)از ايـن آيه و سخنان مفسران روشن شد كه پنهان داشتن اعتقاد باطني به منظور حفظجان و جلوگيري از خسارت هاي مادي و معنوي , در زمان پيامبر نيز , تحقق داشته ومورد پذيرش اسلام بوده است . تـقـيه از نظر شيعه از آنجا كه حكومت هاي ستمگر بني اميه و بني عباس در طول تاريخ , با شيعيان سـر سـتـيـزداشـته و كمر به كشتار آنان بسته بودند , (4) آنان به فرمان قرآن تقيه نموده وعقايد راسـتـين خويش را كتمان كردند و بدين سان , جان خود و ديگر برادران مسلمان خويش را در آن شرايط دشوار , نجات دادند . روشـن اسـت كه در آن فضاي آكنده از اختناق و استبداد , راه رهايي ديگري , ازطوفان ستمي كه شيعه را به نابودي تهديد مي نمود , تصور نمي شد . و لـذا در صورتي كه پادشاهان ستمگر و دست نشاندگان آنان , با شيعيان دشمني نمي ورزيدند و كـشـتـاربـي رحـمـانـه آنـان را سـرلـوحـه حكومت خويش قرار نمي دادند , دليلي بر تقيه شيعه وجودنداشت . لازم بـه تـذكـر اسـت كـه تقيه به گروه شيعه اختصاص ندارد , بلكه ديگر مسلمانان نيز ,در برابر دشـمن خونريزي كه با همه مذاهب اسلامي مخالف است ( مانند خوارج وحكومت هاي ظالم كه به هـر كـار حـرامـي دسـت مـي زنند ) در صورتي كه توان مقابله باآنان نداشته باشند , به سپر تقيه پناهنده مي شوند و اعتقاد دروني خويش را به منظور حفظ جان , پنهان نگاه مي دارند . براين اساس , اگر همه اعضاي جامعه اسلامي در مذاهب فقهي خويش با هم تفاهم داشته باشند و با وحدت و هماهنگي زندگي نمايند , زمينه اي براي تقيه در ميان مسلمان باقي نمي ماند . نتيجه از مجموع آنچه گذشت نتيجه اين مي شود كه :1 - تقيه , ريشه قرآني دارد و روش اصحاب پـيـامـبر صلي اللّه عليه و آله و تاييد آن حضرت , گواه روشني است بر تحقق و جواز آن , در صدر اسلام . 2 - انـگـيـزه تـقيه نمودن شيعه , پيشگيري از كشتارهاي بي رحمانه شيعيان و طوفان هاي ظلم و ستمي بود كه اين مذهب را به نابودي تهديد مي كرد . 3 - تقيه , به گروه شيعه اختصاص ندارد بلكه در ميان ساير مسلمانان نيز وجوددارد . 4 - تـقـيه , به پرهيز در برابر كفار و پنهان نگاه داشتن عقايد اسلامي از مشركان اختصاص ندارد , بـلـكه ملاك تقيه كه حفظ جان مسلمانان است , عموميت دارد و كتمان عقايد دروني در برابر هر دشمن خونريزي كه توان مقاومت در برابر او نباشد وشرايط مبارزه با وي فراهم نگردد , امري لازم است . 5 - در صـورت تـفاهم اعضاي جامعه اسلامي , زمينه اي براي تقيه در ميان مسلمانان باقي نخواهد ماند .

    زخون هر شهيدي لاله اي رست** مبادا روي لاله پا گذاريم


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,145
    تشکر:
    1
    حضور
    4 روز 15 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    32
    آپلود
    0
    گالری
    18

    ائمه عليهم السلام تقيه نمي کردند




    علامه شعراني راجع به تقيّه جمله اي داشتند، خيلي جمله بلندي است كه آن را نكته اي از هزارو يك نكته قرار داديم(نكته199) . فرمايش ايشان اين بود: ائمه تقيّه نمي كردند. خوب پس اين همه فرمايشاتي كه درباره تقيه دارند چيست؟ ايشان مي فرمود كه اينها عالم به واقعيات بودند، اذا شاءوا ان يعلموا، علموا بودند. تقيه در حق ما صادق است، اما ايشان كه عالم به سرّ قدر بودند، تقيّه درباره آنها صادق نيست. ما به برداشت خودمان،به ظاهر كه در حجابيم حرفي مي زنيم، اما ايشان كه فوق حجاب هستند و بر زمان و مكان محيطند، تقيّه واقعي درباره ايشان صادق نيست. حضرت امام حسن مجتبي (ع) تقيّه نكرد، جناب سيد الشهدا(ع) تقيه نكرد، همچنين ائمه ديگر عليهم السلام.
    حرفشان اين بود كه ائمه تقيّه نمي كردند، بله ديگران را امر به تقيّه مي نمودند؛ چون همه مردم به سرّ قدر آگاهي ندارند . خودشان تقيه نمي كردند؛ چون عالم بودند به وقت و كيفيت وفات خود . اين از افادات ايشان بود.
    فرمايش مرحوم قزويني همين بود، منتهي به اين بيان مي فرمود: مسئلهَ : اگر يك عالمي محقّ ، الهي،ربّاني، به دست درنده هايي مبتلا شد و مي داند و يقين دارد كه او را مي كشند، هيچ حرفي نيست كه او را مي كشند . همانطور كه جناب سيدالشهدا(ع) به برادرش فرمود كه اگر من به لانه حيوانات پناه ببرم بني اميه بر من دست پيدا مي كنند. مي داند كه او را مي كشند. و جناب اميرالمومنين (ع) مي دانست او را شهيد مي كنند، منِ عالم مي دانم كه من را مي كشند حالا كه مي داند خب چرا توي خانه؟ چرا توي دهليز؟ چرا توي يك بياباني بي اطلاع؟ خب، حالا كه مرا مي كشند طوري كشته و شهيد شوم كه خون من هدر نرود، مظلوميت من برملا بشود، آنها كه بالاخره علي(ع) را مي كشتند. لذا مي رود به مسجد اگر مسجد هم نمي رفت آن شب او را مي كشتند، به يك وجه ديگر. چه بهتر كه حقانيتشان را بر مردم معلوم كنند، در مسجد سر نماز(مسجد مامن مردم است) كه قساوت و شقاوت را خوب برساند. اين را اختيار كرده، اين مسير را برگزيده است، نبايد گفت: چرا علي اميرالمومنين (ع) تن به تهلكه داده؟ چرا؟ قرآن كه مي فرمايد: « لاتلقوا بايديكم الي التهلكه(بقره/195)» . ايشان بالاتراز اين حرفهاست. اما اختيار مي كند آن طريق شهادت را كه حقانيتش پياده بشودو برملا بشود. فرمايش آقاي قزويني با سخن جناب شعراني هردو يكي است كه فرمود: ائمه تقيّه نمي كردند، چون عالم بودند به وقت و كيفيت وفات خود، بله امر به تقيه مي نمودند.
    (در آسمان معرفت/ ص 168
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,145
    تشکر:
    1
    حضور
    4 روز 15 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    32
    آپلود
    0
    گالری
    18



    پرسش:می خواهم بدانم در دوران بسیار نامساعدی که برای تبلیغ معصومین پیش آمده بود (به غیر از امام باقر و امام صادق علیهما السلام) آنها در تقیه بودند و افکار خود را پنهان می کردند. بنابراین ما از کجا مطمئن شویم که آنچه از امامان بدست ما رسیده، درست است و از روی تقیه نبوده؟
    پاسخ:
    هر چند دوران زندگانی معصومین علیهم السلام بسیار نامساعد بوده است و لذا ایشان در برخی از موارد تقیه می کردند ولی باید توجه داشت:
    اولا:ً این گونه نبوده است که سرتاسر زندگانی آنها در تقیه بوده باشد بلکه ائمه علیهم السلام دارای یارانی با ایمان عالی و استوار بوده اند که صاحب اسرار آنها محسوب می شدند و ائمه احکام و معارف دینی را برای آنها بیان می کردند.
    ثانیاً: ائمه علیهم السلام در جائی که می دیدند اصل دین عقائد حقه در خطر است بدون هیچ تقیه و پروائی اصول و معارف دینی را بیان می کردند و چه بسا در این راه جان خود را هم فدا می کردند و شاهدش زندگی پررنج و مشقت و در حبس و تبعید و نهایت شهادت همه معصومین است اگر آنها دفاعی از معارف حق نمی کردند و در تقیه مطلق بودند چگونه اینهمه در رنج و مشقت زندگی می کردند و اصلاً چگونه ما می توانستیم امروزه شناختی از آنها و معارف آنها داشته باشیم.
    و ثالثاً: قبول داریم که ائمه در برخی از موارد تقیه کرده اند و احکامی را بر اساس تقیه بیان نموده اند ولی خودشان ملاک و معیاری هم برای شناخت احکام واقعی از احکام تقیه ای بیان فرموده اند مثلاً :
    الف) مطابقت داشتن روایات با قرآن (یعنی هر روایتی که مخالف با قرآن باشد قابل عمل نیست).
    ب) مطابقت داشتن با سنت قطعی.
    و نکته دیگر این که عمده معارف و احکام دینی ما توسط امام باقر و امام صادق علیهما السلام بیان شده و به اعتراف خود شما در عصر این دو امام (ع) شرایط مساعدتر و تقیه کمتر بوده است علاوه آنهائیکه ممارست و مهارت در فقه و روایات دارند شناخت روایات تقیه ای برایشان مشکل نیست چون شواهدی و قرائنی در متن چنین روایات وجود دارد که دلالت بر تقیه می کند علاوه بر اینکه روایات دیگر نیز تفسیر و توضیح می دهند

    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    146
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    کسی که تقیه ندارد اسلام ندارد. امام علی(ع)

  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    46
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط توحيد صمدي نمایش پست
    ائمه عليهم السلام تقيه نمي کردند

    نقل قول نوشته اصلی توسط توحيد صمدي نمایش پست
    قبول داریم که ائمه در برخی از موارد تقیه کرده اند


    سلام علیکم
    ضمن تشکر از مطالب مفیدحضرتعالی ، شاید بهتر بود عنوان تاپیک را به این شکل بیان نمیکردید چون همانطور که خودتان درپست دوم فرمودید ائمه هم تقیه میکردند اما این تقیه ها برای حفظ اسلام و جان مسلمان دیگر و اهداف دیگری در راستای حفظ دین صورت میگرفت.بعنوان مثال:

    تقیه ی امام صادق (ع) برای حفظ جان زراره:

    محمد بن زراره می‏گوید خدمت امام صادق بودم، به مناسبتی کسی از پدرم صحبت کرد، امام صادق علیه‏السلام شروع کردند از زراره انتقاد کردن و مذمت کردن که ما را با زراره چه کار، من با او کاری ندارم، من از کارهای او راضی نیستم. که محمد بن زراره می‏گوید من خیلی ناراحت شدم، وقتی مجلس خلوت شد. از امام صادق علیه‏السلام سؤال کردم مگر از پدر من گناهی سر زده است؟ حضرت فرمود نه بلکه سلام خدا بر زراره باد و سلام پیامبر خدا بر زراره باد سلام ما اهل بیت بر زراره باد، مثل زراره در بین شیعیان ما مثل کشتی است که حضرت موسی و خضر بر آن سوار شدند او کشتی این امت و جمعیت است و حضرت خضر برای این‏که اصل کشتی از سرقت مصون بماند چند قطعه تخته از آن کشتی را سوراخ کرد. من الآن اگر از پدرت در این مجلس مذمت کردم، دشمن خیال می‏کند زراره با من ارتباط ندارد و زراره مصون می‏ماند.


    تقیه ی امام صادق (ع) برای حفظ جان امام موسی کاظم (ع):

    وقتی منصور دوانیقی امام صادق علیه السلام را به شهادت رساند، به فرماندار مدینه محمد بن سلیمان دستور داد «اگر جعفر بن محمد شخصی را جانشین خود قرار داده او را حاضر کن و گردنش را بزن‏» اما فرماندار در پاسخش نوشت: «جعفر بن محمد در وصیت نامه‏اش پنج نفر را جانشین قرار داده است.
    منصور دوانیقی، محمد بن سلیمان (فرماندار مدینه) عبدالله بن جعفر، موسی بن جعفر و حمیده.» وی آن گاه از خلیفه پرسید کدام را گردن بزنم!؟ در مقابل منصور که آثار خشم از این کیاست امام در سیمایش هویدا بود، گفت: این‏ها را نمی‏توان کشت.



    تقیه ی امامان در مقابل خلفای جور برای حفظ اسلام(برای نمونه خطاب امام رضا (ع) به مامون:

    ...چون مکرر فرستادگان بین مأمون و آن حضرت در رفت و آمد بودند و مأمون هم اصرار و الحاح می‏نمود حضرت فرمود یا امیرالمومنین اگر مرا از این کار معذور و معاف داری چه بهتر و چنانچه معذور نداری پس من همان گونه (برای خواندن نماز) بیرون می‏روم که رسول خدا و امیرالمومنین علی بن ابیطالب (علیهماالسلام )بیرون می‏شدند.

    ******
    علاوه بر تعریف تقیه و موارد و تقسیماتی که برای آن برشمرده اند و احکام 5گانه ی
    تقیه یعنی تقیه واجب، مستحب، مکروه، حرام و مباح که به حسب حکم تقسیم شده
    است و یا مانند تقیه خوفی و مداراتی و یا تقسیمی مانند تقیه فردی و سیاسی ، مباحث بسیاری در این خصوص مطرح شده است که با توجه به آنها باید گفت:
    ائمه ما نیز تقیه داشته اند و اکتفای به یک قولی در این زمینه ،مکفی و پاسخگو نخواهد بود.


    يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذيراً (45)
    وَ داعِياً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنيراً (46)


    ****

    سوره مبارکه احزاب



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,698
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0





    چند نکته:


    1. اولا تقیه فقط خوفی نیست، بلکه تقیه مداراتی و ... هم داریم. ثانیا تقیه خوفی هم فقط از ترس از جانب خود شخص نیست، بلکه چه بسا این ترس به خاطر شیعیان باشد که مبادا خطری آنها را تهدید کند.

    لذا بنابر قول مشهور علما، ائمه معصومین علیهم السلام تقیه داشته اند.



    2. علم غیب، از مقوله پیش گویی نیست؛ عالم به غیب، همان طور که به حال علم حضوری دارد به گذشته و آینده هم علم حضوری دارد.


    علم غیب، ارتباطی به انجام وظیفه ندارد. معصومین(ع) علم غیب دارند که پس از انجام وظیفه، چه خواهد شد.



    3. بداء در مورد اهلبیت(ع) هم جاری است بدون این که در علم الهی تغییری حاصل شود.


    لذا ممکن است با وظیفه ای که انجام می دادند، بداء حاصل می شد؛ یعنی این گونه نیست که اگر امام به مسجد نمی رفتند، در هر صورت بالاخر آن شب به شهادت می رسیدند؛ چه بسا اگر به وظیفه خود به گونه ای دیگر عمل می کردند، بداء حاصل شده و خداوند شهادت ایشان را به گونه ای دیگر مقدر می فرمود.



    4. خود اهلبیت(ع) می فرمایند: "اذا شئنا علمنا" یعنی اگر بخواهیم، آگاه می شویم.


    لذا اگر نخواهند نمی دانند، مثل ماجرای لیلة المبیت، که از این موارد است، و اگر حضرت قبلا می دانستند، پس ارزش و فضیلتی نداشت.



    5. بنابر این؛ ائمه(ع) علم غیب دارند ولی در جایی که بخواهند(اذا شئنا علمنا) علاوه بر این که به وظیفه فعلی خویش نیز عمل نمایند.


    پس از انجام وظیفه است که مشخص می شود چه چیزی تقدیر آنها است و در علم محفوظ چه چیزی، به آنها تعلق می گیرد، پس لوح محفوظ به جای خود ثابت است.


    لوح محفوظ: علم ذاتی الهی است که تغییر ناپذیر است.

    لوح محو و اثبات: علم الهی است که با توجه به عمل شخص، می تواند تغییر و تبدیل پیدا کند.








    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  11. تشکرها 2


  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط mohajer نمایش پست
    آیا تقیه کردن درست است ؟ چرا باید تقیه کرد؟

    پاسخ:
    تقيّه از نظر ريشه لغوى، از مادّه «وقايه» است به معناى بازداشتن خود يا كسى ديگر و يا چيزى، از آسيب و خطر دشمن. بنابراين، مفهوم تقيّه اين است كه انسان عمل خويش را به گونه اى انجام دهد كه بدان وسيله، آسيب دشمن به جان يا مال يا حيثيّت يا افراد همكيش اش نرسد. تقيّه مواردى گوناگون دارد. در برخى موارد، تقيّه از روى اكراه و تهديد دشمن است; مانند اين كه در صدر اسلام كفّار قريش، عمّار را به گفتن كلماتى كفرآميز واداشتند و او آن كلمات را بر زبان آورد با اين كه دلش سرشار از ايمان بود.
    مورد ديگر تقيّه، جايى است كه ترس آسيب دشمن رود; مانند اين كه انسان در جايى است كه اهل تسنن در آن جا ساكنند و اگر بخواهد عمل خويش را بر خلاف آنان انجام دهد، ممكن است آسيبى بدو رسد. در اين جا وظيفه اين است كه انسان همانند آنان نماز و روزه و ديگر تكاليف شرعى را بجا آورد.
    يادآورى اين نكته لازم است كه برخى موارد است كه اگر انسان تقيّه كند اساس دين در معرض خطر قرار مى گيرد و يا برخى مصالح مهم تر از بين مى رود در اين قبيل موارد جاى تقيّه نيست. برخى ديگر از موارد تقيّه اين است كه انسان اسرارى را كه مربوط به مذهب و يا تشكيلات مربوط به مذهب است از دشمن كتمان كند و با پوشيدن و پنهان داشتن آن اسرار در ظاهر در حفظ و صيانت مذهب و جان خود و افرادى كه طرفدار مذهب مى باشند بكوشند و فعّاليّت هاى مذهبى را در پنهانى به گونه يى كه دشمن از آنها آگاه نشود انجام دهند در اين زمينه احاديث و روايات زيادى وارد شده است.
    در روايتي امام باقر(ع)فرمود: تقيّه بدين جهت واجب شده كه جان ها مصون مانند و اگر تقيّه باعث ريختن خون كسي شود آن جا تقيّه جايز نيست.

  13. تشکرها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود