صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آشنايي با مفاهيم قرآني

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    850
    تشکر:
    1
    حضور
    35 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    9

    آشنايي با مفاهيم قرآني




    دراين بخش قصد داريم با يكسري مفاهيم قرآني آشنا شويم
    دوستان علاقه مند مي توانند از مفاهيم قرآني كه آشنايي دارد دراين بخش بنويسند تا همه آشنا شويم.
    باتشكر
    مولایم علی فرموند:
    يابُنَىَّ اِصبِر عَلَى الحقِ وَ اِن كانَ مُرّا; اى پسر جان! در راه حق صبور و مقاوم باش گرچه تلخ و رنج آور باشد.
    هرگز گمان مبر زخیال تو غافلم ،گرمانده ام خموش ، خدا داند ودلم.....
    چون عاقبت همه امور با خداست همه چیز را به او واگذار کردم.


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    850
    تشکر:
    1
    حضور
    35 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    9



    تَبَرُّج
    ریشۀ این واژه «برج» است که در لغت عربی در دو معنای اصلی به کار می‌رود: «بروز و ظهور» و «ملجأ و مکان بلند» و در اصطلاح به معنای خودنمایی زنان و این‌که زیبایی و زینتشان را آشکار کنند. معنای اصطلاحی تبرّج برگفته از آیۀ:«وَ قَرْنَ فِی بُیوتِكُنَّ وَ لَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیةِ الْأُولَى» (احزاب/33)«در خانه‌های خود بمانید و به شیوۀ جاهلیت پیشین تبرّج نكنید»این آیه خطاب به همسران پیامبر است، اما در تفاسیر همۀ زنان را مشمول این حکم دانسته‌اند. گذشته از این، بنابر دیگر شواهد قرآنی، به‌ویژه آیۀ 35 سورۀ احزاب که هم مردان و هم زنان مسلمان و مؤمن مورد خطاب‌اند و از آن‌جا که مردان مسلمان نیز ملزم به رعایت حدود شرعی‌اند، تبرّج منحصر به زنان نمی‌تواند باشد.در قرآن کریم، خودنمایی زنان نهی شده و به نمونه‌هایی از آن اشاره شده است، از جمله: سخن گفتن تحریک‌آمیز (احزاب/32)، نمایان ساختن زیورهایی که ظاهر نیستند و کوبیدن پا بر زمین هنگام راه رفتن به قصد جلب‌ توجه (نور/31). در احادیث نیز به دیگر مصداق‌های تبرّج اشاره شده و بر نهی از آن‌ها تأکید شده است، از جمله پوشیدن لباس‌های بدن‌نما و تشبه به مردان، استعمال بیش از اندازۀ بوی خوش و جز این‌ها که موجب جلب ‌توجه مردان می‌شود.بنابر آیات و احادیث، فقها تبرّج را حرام شمرده‌اند، به این معنا که هرگونه عملی که زن به منظور خودنمایی، جلوه‌گری، جلب‌توجه مردان بیگانه و تأثیر در دل آنان انجام دهد مصداق تبرّج نهی شدۀ قرآنی است؛ هر چند که نمونه‌ها و مصادیق آن غالَباً به تناسب عادات و فرهنگ دست‌خوش تغییر است.با توجه به مصادیق قرآنی و حدیثی تبرّج می‌توان دریافت که این واژه تنها ناظر به پوشش ظاهری نیست بلکه بیش از آن رفتار و منش غیر متین (در برابر عفاف) مورد نظر است؛ بدینسان تبرّج معنایی عامتر از حجاب و ستر دارد. هم‌چنین باید متذکر شد که حدود حجاب نه از نفی تبرّج به‌دست می‌آید و نه احتراز از تبرّج به‌تنهایی موجب استغنای زنان مسلمان از حجاب است.

    منبع:دانش‌نامۀ جهان اسلام، زیر نظر غلامعلی حداد عادل، تهران، بنیاد دائرةالمعارف اسلامی، چاپ دوم، 1375، ج6، ص373

    مولایم علی فرموند:
    يابُنَىَّ اِصبِر عَلَى الحقِ وَ اِن كانَ مُرّا; اى پسر جان! در راه حق صبور و مقاوم باش گرچه تلخ و رنج آور باشد.
    هرگز گمان مبر زخیال تو غافلم ،گرمانده ام خموش ، خدا داند ودلم.....
    چون عاقبت همه امور با خداست همه چیز را به او واگذار کردم.


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,251
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    10



    حبل الله
    حَبْل در لغت به معنی ریسمان و هر دست­آویزی است كه آدمی را به محل مورد نظر خود برساند؛ مانند ریسمانی كه به كمك آن از چاه بیرون آیند یا از محل پست و پایین به جایی بلند برسند. تركیب حبل الله یك بار در سورۀ آل عمران، آیۀ 103 ذكر شده است: «وَ اعْتَصِـــــــــــــــمُو اْ بِــحَــــبْلِ اللّــهِ جَمــــیعًا» (آل عمران/103) «همگی به ریسمان الهی چنگ زنید» مفسران برای آن معانی مختلفی ذکر كرده‌اند از جمله: 1- قرآن؛ این معنی از ابوسعید خُدری، ابن عباس، قَتاده و سُدّی ‌روایت شده است و نیز در روایتی از اَعْوَر از امیرالمؤمنین (ع) و از پیامبر اکرم (ص) قرآن را «حبل الله المتین» یاد كرده‌اند. 2- دین اسلام؛ این معنا به روایتی از ابن­عباس و ابوزید مستند است. 3- عهد و پیمان خدا؛ طُریحی در مجمع البحرین در توضیح «حَبل الله» آن را به معنی پیمان آورده و افزوده است: «از آن جهت پیمان را حبل خوانده‌اند كه آن، مانند ریسمانی راست و كشیده، آرامش و امنیت را استوار نگاه می‌دارد.» وی سپس می‌گوید: «عرب‌ها نور كشیده شده را به نخ و ریسمان تشبیه می­كنند و حدیث «هُوَ حبلُ اللهِ المَتین» و نیز روایت مشهور «هو حَبلُ اللهِ المَمدودِ مِن السَّماءِ الی الارض» را بدین گونه معنی می­كنند که: «آن (قرآن)، نور هدایتی است كه آسمان تا زمین را تابناك نموده و پر كرده است.» 4- امان و وسیلۀ امنیت؛ امنیت در پی عهد و پیمان، هم­چون نتیجه‌ای تلقی می‌گردد. 5- عقل؛ راغب اصفهانی می‌نویسد: «حبل الله» یعنی خردی كه از سوی خدا به آدمی اهدا گشته است تا او را به راه خدا رهنمون گردد و او را به ساحت پاك آفریدگار، نزدیك گرداند. 6- جماعت؛ این معنی از عبدالله­بن­مسعود روایت شده است و نیز هم او گفت: «ای مردمان طاعت خدای و ملازمت جماعت نگاه دارید كه حبل و عهد خداست و آن‌چه را كه از جماعت و هم­دلی نپسندید، بهتر است از آن‌چه كه در تفرقه و جدایی دوست بدارید.» 7- ائمه (ع)؛ «حبل الله» در معنی قرآن و به معنی ائمه علیهم ‌السلام نزد شیعه، امری ثابت شده و متواتر و حدیث ثقلین نیز مؤید آن است. در «العمدة فی الامامة» شیخ مفید و كتاب‌های دیگر به روایت از امام صادق علیه‌السلام آمده است كه: «نَحنُ حَبلُ اللهِ الذّی قال الله تَعالی و اعتََصِمُوا بحبل اللهِ...» «ما همان ریسمان الهی هستیم كه خداوند دربارۀ آن فرمود: به ریسمان الهی چنگ بزنید» علامۀ مجلسی می‌گوید: «بدان سبب قرآن و امامان به حبل تشبیه شده‌اند كه آنان وسیلۀ رسیدن انسان‌ها به خدا هستند. زیرا به یاری آنها مردم به خدا نزدیك می‌شوند و از مهر و كرم او برخوردار می‌گردند و به بهشت می‌رسند. از این رو، قرآن و عترت پیامبر صلی‌الله علیه وآله میان خدا و خلق هم­چون ریسمانی كشیده‌اند.» در حدیثی كه ابوسعید خُدری از پیامبر روایت كرده است نیز حَبل استعاره از عترت او است. می گوید: پیامبر فرمود: «ای مردم به درستی كه من دو ریسمان (دو راهنما به سوی خدا) در میان شما به جا نهاده‌ام كه اگر با آنها همراه باشید، پس از من، هرگز گمراه نخواهید شد. از آن دو، یكی بزرگ‌تر از دیگری است. (آن دو) عبارتند از كتاب خدا كه مانند ریسمانی كشیده از آسمان به سوی زمین است. دیگری، خاندان من است. هان بدانید كه آن دو نباید از هم جدا شوند تا آن كه در حوض كوثر نزد من آیند»

    منبع: دایرة المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی و ...، تهران، محبی، چاپ اول، 1376، ج 6، ص 51


    ویرایش توسط شهيدان : ۱۳۸۶/۱۲/۱۲ در ساعت ۲۲:۵۳
    زخون هر شهيدي لاله اي رست** مبادا روي لاله پا گذاريم


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    معانی لغات قرآن




    با سلام،
    کلمه فتنه در قران به چه معانی بکار رفته است؟
    تفاوت یوم و نهار در قرآن چیست؟
    آیا کلمه "لعب" در قرآن مترادف با باطل است؟

  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,251
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    10



    «فتنه» در قرآن در چند معنا به كار رفته است كه مهم ترين آنها، عبارت است از: * به معناي آزمودن و ابتلا (بقره، آيه 102) * به معناي كفر و فساد و فتنه گري (بقره، آيه 93)، * به معناي عذاب (انفال، ايه 25) و (صافات، آيه 63)، * به معناي سختي و رنج (حج، آيه 11).

    زخون هر شهيدي لاله اي رست** مبادا روي لاله پا گذاريم


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    402
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    4



    با تشکر از جناب آقای عسکری اگر میشود دقیقا منظور خود را از مفاهیم قرآنی ذکر فرمایید .

    یعنی مفاهیم کلماتی که در قرآن به کار رفته مدنظر شما میباشد ؟؟؟
    *** مولا دلم هواییه ***
    میخوام بیام بین الحرمین
    اونجا که عشاق میمونن
    بگن" عباس" یا "حسین"

  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    850
    تشکر:
    1
    حضور
    35 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    9



    نقل قول نوشته اصلی توسط nasime behesht نمایش پست
    با تشکر از جناب آقای عسکری اگر میشود دقیقا منظور خود را از مفاهیم قرآنی ذکر فرمایید .

    یعنی مفاهیم کلماتی که در قرآن به کار رفته مدنظر شما میباشد ؟؟؟
    با سلام خدمت جناب نسیم بهشت
    بیشتر مد نظر کلماتی از قرآن می باشد که استعمالات متعددی دارد ویا واژگانی که با برسی ریشه آنها مفاهیم دیگری استخراج می شود.ویا واژه هایی که با فهم آنها مشکل تفسیری ویا ابهام آیه مرتفع می شودو....
    موفق باشید

    مولایم علی فرموند:
    يابُنَىَّ اِصبِر عَلَى الحقِ وَ اِن كانَ مُرّا; اى پسر جان! در راه حق صبور و مقاوم باش گرچه تلخ و رنج آور باشد.
    هرگز گمان مبر زخیال تو غافلم ،گرمانده ام خموش ، خدا داند ودلم.....
    چون عاقبت همه امور با خداست همه چیز را به او واگذار کردم.


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مفهوم سكونت در قران به چه معناست؟




    با سلام و تبريك به مناسبت عيد غدير - من يك تحقيق راجع به " مفهوم سكونت در قران دارم " و مي خواهم از شما راهنمايي بگيرم - و اين كه چطور ميتوانم به سرعت آيات با اين مفهوم را پيدا كنم - با تشكر از شما


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    850
    تشکر:
    1
    حضور
    35 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    9



    نقل قول نوشته اصلی توسط z_s_h1982 نمایش پست
    با سلام و تبريك به مناسبت عيد غدير - من يك تحقيق راجع به " مفهوم سكونت در قران دارم " و مي خواهم از شما راهنمايي بگيرم - و اين كه چطور ميتوانم به سرعت آيات با اين مفهوم را پيدا كنم - با تشكر از شما


    با سلام
    امیدوارم این مطالب مفید باشد.
    التماس دعا-عسکری

    سكونت

    سكونت [به معناى] اقامت كردن، مسكن گزيدن، توطّن و... است.[1] در اين مدخل از «سكن» و مشتقّات آن و از آياتى چون «و تتّخذون من سهو لها قصوراً»، «و أنت حلّ بهذا البلد» و بعضى آيات ديگر استفاده شده است.
    اهمّ عناوين: سكونت آدم(عليه السلام)، سكونت اسماعيل(عليه السلام)، سكونت اسرائيل و بنى نضير، سكونت قوم ثمود.


    حق سكونت=> همين مدخل، سكونت زنان

    سكونت آدم(عليه السلام)

    1. سكونت آدم(عليه السلام) در بهشت، به فرمان خدا:
    ...يـــادَمُ اسكُن اَنتَ وزَوجُكَ الجَنَّةَ... .بقره (2) 35
    ويــادَمُ اسكُن اَنتَ وزَوجُكَ الجَنَّةَ فَكُلا مِن حَيثُ شِئتُما ولا تَقرَبا هـذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكونا مِنَ الظّــلِمين. اعراف (7) 19
    2. عصيان آدم و حوّا(عليهما السلام)، موجب محروميّت آنان از ادامه سكونت در بهشت:
    وقُلنا يـــادَمُ اسكُن اَنتَ وزَوجُكَ الجَنَّةَ وكُلا مِنها رَغَدًا حَيثُ شِئتُما ولا تَقرَبا هـذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكونا مِنَ الظّــلِمين * فَاَزَلَّهُمَا الشَّيطـنُ عَنها فَاَخرَجَهُما مِمّا كانا فيهِ وقُلنَا اهبِطوا بَعضُكُم لِبَعض عَدُوٌّ ولَكُم فِى الاَرضِ مُستَقَرٌّ ومَتـعٌ اِلى حين. بقره (2) 35 و 36
    ويــادَمُ اسكُن اَنتَ وزَوجُكَ الجَنَّةَ فَكُلا مِن حَيثُ شِئتُما ولا تَقرَبا هـذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكونا مِنَ الظّــلِمين * فَدَلَّـهُما بِغُرور فَلَمّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَت لَهُما سَوءتُهُما وطَفِقا يَخصِفانِ عَلَيهِما مِن ورَقِ الجَنَّةِ ونادهُما رَبُّهُما اَلَم اَنهَكُما عَن تِلكُمَا الشَّجَرَةِ واَقُل لَكُما اِنَّ الشَّيطـنَ لَكُما عَدُوٌّ مُبين * قالَ اهبِطوا بَعضُكُم لِبَعض عَدُوٌّ ولَكُم فِى الاَرضِ مُستَقَرٌّ ومَتـعٌ اِلى حين.اعراف (7) 19 و 22 و 24


    سكونت آسيه(عليها السلام)

    3. درخواست آسيه(عليها السلام) از خداوند، جهت سكونت در خانه بهشتى:
    ...امرَاَتَ فِرعَونَ اِذ قالَت رَبِّ ابنِ لى عِندَكَ بَيتـًا فِى الجَنَّةِ... . تحريم (66) 11


    سكونت ابراهيم(عليه السلام)

    4. سكونت ابراهيم(عليه السلام) در محلّى نزديك شهر لوط، در زمان عذاب شدن قوم لوط:
    ولَمّا جاءَت رُسُلُنا اِبرهيمَ بِالبُشرى قالوا اِنّا مُهلِكوا اَهلِ هـذِهِ القَريَةِ اِنَّ اَهلَها كانوا ظــلِمين.[2] عنكبوت (29) 31


    سكونت اسماعيل(عليه السلام)

    5. سكونت اسماعيل(عليه السلام) و مادرش در سرزمين بى آب و علف مكّه، در كنار خانه خدا از سوى ابراهيم(عليه السلام):
    رَبَّنا اِنّى اَسكَنتُ مِن ذُرِّيَّتى بِواد غَيرِ ذى زَرع
    فرهنگ قرآن، جلد 16، صفحه 248
    عِندَ بَيتِكَ المُحَرَّمِ... .[3] ابراهيم (14) 37
    6. سكونت اسماعيل(عليه السلام) در مكّه و كنار خانه خدا براى اقامه نماز، از اهداف ابراهيم(عليه السلام):
    فيهِ ءايـتٌ بَيِّنـتٌ مَقامُ اِبرهيمَ ومَن دَخَلَهُ كانَ ءامِنـًا ولِلّهِ عَلَى النّاسِ حِجُّ البَيتِ مَنِ استَطاعَ اِلَيهِ سَبيلاً ومَن كَفَرَ فَاِنَّ اللّهَ غَنِىٌّ عَنِ العــلَمين.[4] آل عمران (3) 97
    رَبَّنا اِنّى اَسكَنتُ مِن ذُرِّيَّتى بِواد غَيرِ ذى زَرع عِندَ بَيتِكَ المُحَرَّمِ رَبَّنا لِيُقيمُوا الصَّلوةَ... .ابراهيم (14) 37


    سكونت اصحاب القريه

    7. سكونت اصحاب قريه، در شهر انطاكيّه:
    واضرِب لَهُم مَثَلاً اَصحـبَ القَريَةِ اِذ جاءَهَا المُرسَلون.[5] يس (36) 13


    سكونت اصحاب ايكه

    8. سكونت اصحاب ايكه، در محلّى سرسبز و پردرخت:
    واِن كانَ اَصحـبُ الاَيكَةِ لَظــلِمين.[6]حجر (15) 78
    كَذَّبَ اَصحـبُ لـَيكَةِ المُرسَلين.شعراء (26) 176
    ...واَصحـبُ لـَـيكَةِ اُولـئِكَ الاَحزاب.ص (38) 13
    واَصحـبُ الاَيكَةِ... . ق (50) 14


    سكونت اصحاب رسّ

    9. سكونت اصحاب رسّ، در كنار چشمه اى به نام «روشن آب»:
    وعادًا وثَمودا واَصحـبَ الرَّسِّ وقُرونـًا بَينَ ذلِكَ كَثيرا.[7] فرقان (25) 38
    كَذَّبَت قَبلَهُم قَومُ نوح واَصحـبُ الرَّسِّ وثَمود. ق (50) 12


    سكونت اصحاب سبت

    10. شهر ايله (در ساحل درياى سرخ)، محلّ سكونت اصحاب سبت:
    وسـَلهُم عَنِ القَريَةِ الَّتى كانَت حاضِرَةَ البَحرِ اِذ يَعدونَ فِى السَّبتِ اِذ تَأتيهِم حيتانُهُم يَومَ سَبتِهِم شُرَّعـًا ويَومَ لا يَسبِتونَ لا تَأتيهِم كَذلِكَ نَبلوهُم بِما كانوا يَفسُقون.[8]اعراف (7) 163


    سكونت انبيا

    11. وعده خداوند به انبيا، جهت سكونت آنان در جاى ستمگران هلاك شده:
    وقالَ الَّذينَ كَفَروا لِرُسُلِهِم لَنُخرِجَنَّكُم مِن
    فرهنگ قرآن، جلد 16، صفحه 249
    اَرضِنا اَو لَتَعودُنَّ فى مِلَّتِنا فَاَوحى اِلَيهِم رَبُّهُم لَنُهلِكَنَّ الظّــلِمين * ولَنُسكِنَنَّكُمُ الاَرضَ مِن بَعدِهِم ذلِكَ لِمَن خافَ مَقامى وخافَ وَعيد.ابراهيم (14) 13 و 14


    سكونت بلقيس

    12. سرزمين سبأ، محلّ سكونت و پادشاهى بلقيس:
    فَمَكَثَ غَيرَ بَعِيد فَقالَ اَحَطتُ بِما لَم تُحِط بِهِ وجِئتُكَ مِن سَبَإ بِنَبَإ يَقين * اِنّى وجَدتُ امرَاَةً تَملِكُهُم واوتِيَت مِن كُلِّ شَىء ولَها عَرشٌ عَظيم.[9] نمل (27) 22 و 23


    سكونت بنى اسرائيل

    13. سكونت گزيدن بنى اسرائيل در سرزمين آباد بيت المقدّس، فرمانى از جانب خداوند:
    واِذ قيلَ لَهُمُ اسكُنوا هـذِهِ القَريَةَ وكُلوا مِنها حَيثُ شِئتُم وقولوا حِطَّةٌ وادخُلوا البابَ سُجَّدًا نَغفِر لَكُم خَطِيــتِكُم سَنَزيدُ المُحسِنِين.[10]اعراف (7) 161
    14. سكونت بنى اسرائيل (يهود) دوران پيامبر(صلى الله عليه وآله)در مدينه و اطراف آن:
    ولَمّا جاءَهُم كِتـبٌ مِن عِندِ اللّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُم وكانوا مِن قَبلُ يَستَفتِحونَ عَلَى الَّذينَ كَفَروا فَلَمّا جاءَهُم ما عَرَفوا كَفَروا بِهِ فَلَعنَةُ اللّهِ عَلَى الكـفِرين.[11] بقره (2) 89
    15. اخراج بنى اسرائيل ساكن در مدينه و حوالى آن از سوى پيامبر(صلى الله عليه وآله):
    هُوَ الَّذى اَخرَجَ الَّذينَ كَفَروا مِن اَهلِ الكِتـبِ مِن ديـرِهِم لاَِوَّلِ الحَشرِ ما ظَنَنتُم اَن يَخرُجوا وظَنّوا اَنَّهُم مانِعَتُهُم حُصونُهُم مِنَ اللّهِ فَاَتـهُمُ اللّهُ مِن حَيثُ لَم يَحتَسِبوا وقَذَفَ فى قُلوبِهِمُ الرُّعبَ يُخرِبونَ بُيوتَهُم بِاَيديهِم واَيدِى المُؤمِنينَ فَاعتَبِروا يـاُولِى الاَبصـر.[12]حشر(59) 2
    16. سكونت بنى اسرائيل در نقطه اى مشخص از سرزمين مصر پس از پراكندگى آنان:
    واَوحَينا اِلى موسى واَخيهِ اَن تَبَوَّءا لِقَومِكُما بِمِصرَ بُيوتـًا واجعَلوا بُيوتَكُم قِبلَةً واَقيمُوا الصَّلوةَ وبَشِّرِ المُؤمِنين.[13]يونس (10) 87
    17. دستور خداوند به بنى اسرائيل پس از هلاكت فرعونيان به انتخاب سرزمين مصر براى سكونت:
    وقُلنا مِن بَعدِهِ لِبَنى اِسرءيلَ اسكُنُوا الاَرضَ فَاِذا جاءَ وَعدُ الأخِرَةِ جِئنا بِكُم لَفيفـا.[14]اسراء (17) 104
    فرهنگ قرآن، جلد 16، صفحه 250
    18. سكونت بنى اسرائيل در سرزمين خوش آب و هواى بيت المقدّس و شامات:
    ولَقَد بَوَّأنا بَنى اِسرءيلَ مُبَوَّاَ صِدق ورَزَقنـهُم مِنَ الطَّيِّبـتِ فَمَا اختَلَفوا حَتّى جاءَهُمُ العِلمُ اِنَّ رَبَّكَ يَقضى بَينَهُم يَومَ القِيـمَةِ فيما كانوا فيهِ يَختَلِفون.[15] يونس (10) 93
    19. سكونت چهل ساله بنى اسرائيل در بيابان:
    وظَـلَّلنا عَلَيكُمُ الغَمامَ واَنزَلنا عَلَيكُمُ المَنَّ والسَّلوى كُلوا مِن طَيِّبـتِ ما رَزَقنـكُم وما ظَـلَمونا ولـكِن كانوا اَنفُسَهُم يَظلِمون.بقره (2) 57
    قالَ فَاِنَّها مُحَرَّمَةٌ عَلَيهِم اَربَعينَ سَنَةً يَتيهونَ فِى الاَرضِ فَلا تَأسَ عَلَى القَومِ الفـسِقين.مائده (5) 26
    وقَطَّعنـهُمُ اثنَتَى عَشرَةَ اَسباطـًا اُمَمـًا واَوحَينا اِلى موسى اِذِ استَسقـهُ قَومُهُ اَنِ اضرِب بِعَصاكَ الحَجَرَ فَانبَجَسَت مِنهُ اثنَتا عَشرَةَ عَينـًا قَد عَلِمَ كُلُّ اُناس مَشرَبَهُم وظَـلَّلنا عَلَيهِمُ الغَمـمَ واَنزَلنا عَلَيهِمُ المَنَّ والسَّلوى كُلوا مِن طَيِّبـتِ مارَزَقنـكُم وما ظَـلَمونا ولـكِن كانوا اَنفُسَهُم يَظلِمون. اعراف (7) 160
    20. سكونت بنى اسرائيل در اَيله و ساحل درياى سرخ:
    وسـَلهُم عَنِ القَريَةِ الَّتى كانَت حاضِرَةَ البَحرِ اِذ يَعدونَ فِى السَّبتِ اِذ تَأتيهِم حيتانُهُم يَومَ سَبتِهِم شُرَّعـًا ويَومَ لا يَسبِتونَ لا تَأتيهِم كَذلِكَ نَبلوهُم بِما كانوا يَفسُقون. اعراف (7) 163
    21. اسكان بنى اسرائيل در سرزمين مقدّس، تقديرى از جانب خداوند:
    واِذ قُلنَا ادخُلوا هـذِهِ القَريَةَ فَكُلوا مِنها حَيثُ شِئتُم رَغَدًا وادخُلوا البابَ سُجَّدًا وقولوا حِطَّةٌ نَغفِر لَكُم خَطـيـكُم وسَنَزيدُ المُحسِنين.بقره (2) 58
    يـقَومِ ادخُلوا الاَرضَ المُقَدَّسَةَ الَّتى كَتَبَ اللّهُ لَكُم ولا تَرتَدّوا عَلى اَدبارِكُم فَتَنقَلِبوا خـسِرين. مائده (5) 21
    واِذ قيلَ لَهُمُ اسكُنوا هـذِهِ القَريَةَ وكُلوا مِنها حَيثُ شِئتُم وقولوا حِطَّةٌ وادخُلوا البابَ سُجَّدًا نَغفِر لَكُم خَطِيــتِكُم سَنَزيدُ المُحسِنِين.اعراف (7) 161
    22. اخراج بنى اسرائيل از محلّ سكونت (سرزمين مقدّس) در دوران سموئيل:
    اَلَم تَرَ اِلَى المَلاَِ مِن بَنى اِسرءيلَ مِن بَعدِ موسى اِذ قالوا لِنَبِىّ لَهُمُ ابعَث لَنا مَلِكـًا نُقـتِل فى سَبيلِ اللّهِ قالَ هَل عَسَيتُم اِن كُتِبَ عَلَيكُمُ القِتالُ اَلاَّ تُقـتِلوا قالوا وما لَنا اَلاَّ نُقـتِلَ فى سَبيلِ اللّهِ وقَد اُخرِجنا مِن دِيـرِنا واَبنائِنا فَلَمّا كُتِبَ عَلَيهِمُ القِتالُ تَوَلَّوا اِلاّ قَليلاً مِنهُم واللّهُ عَليمٌ بِالظّــلِمين. بقره (2) 246


    سكونت بنى قريظه

    23. سكونت بنى قريظه، در قلعه هاى مستحكم:
    ورَدَّ اللّهُ الَّذينَ كَفَروا بِغَيظِهِم لَم يَنالوا خَيرًا وكَفَى اللّهُ المُؤمِنينَ القِتالَ وكانَ اللّهُ قَويـًّا عَزِيزا * واَنزَلَ الَّذينَ ظـهَروهُم مِن اَهلِ الكِتـبِ مِن صَياصيهِم وقَذَفَ فى قُلوبِهِمُ
    فرهنگ قرآن، جلد 16، صفحه 251
    الرُّعبَ فَريقـًا تَقتُلونَ وتَأسِرونَ فَريقـا * واَورَثَكُم اَرضَهُم وديـرَهُم واَمولَهُم واَرضـًا لَم تَطَـوها وكانَ اللّهُ عَلى كُلِّ شَىء قَديرا.احزاب (33) 25 - 27
    24. دست يافتن مسلمانان بر محلّ سكونت بنى قريظه، به امر خداوند:
    ورَدَّ اللّهُ الَّذينَ كَفَروا بِغَيظِهِم لَم يَنالوا خَيرًا وكَفَى اللّهُ المُؤمِنينَ القِتالَ وكانَ اللّهُ قَويـًّا عَزِيزا * واَنزَلَ الَّذينَ ظـهَروهُم مِن اَهلِ الكِتـبِ مِن صَياصيهِم... * واَورَثَكُم اَرضَهُم وديـرَهُم واَمولَهُم واَرضـًا لَم تَطَـوها... .[16]احزاب (33) 25 - 27


    سكونت بنى نضير

    25. بنى نضير، ساكن قلعه هاى محكم، در اطراف مدينه:
    هُوَ الَّذى اَخرَجَ الَّذينَ كَفَروا مِن اَهلِ الكِتـبِ مِن ديـرِهِم لاَِوَّلِ الحَشرِ ما ظَنَنتُم اَن يَخرُجوا وظَنّوا اَنَّهُم مانِعَتُهُم حُصونُهُم مِنَ اللّهِ فَاَتـهُمُ اللّهُ مِن حَيثُ لَم يَحتَسِبوا... .[17]حشر (59) 2
    26. تخريب محلّ سكونت بنى نضير و اخراج آنان به دست مسلمانان و به فرمان خداوند:
    هُوَ الَّذى اَخرَجَ الَّذينَ كَفَروا مِن اَهلِ الكِتـبِ مِن ديـرِهِم لاَِوَّلِ الحَشرِ ما ظَنَنتُم اَن يَخرُجوا وظَنّوا اَنَّهُم مانِعَتُهُم حُصونُهُم مِنَ اللّهِ فَاَتـهُمُ اللّهُ مِن حَيثُ لَم يَحتَسِبوا وقَذَفَ فى قُلوبِهِمُ الرُّعبَ يُخرِبونَ بُيوتَهُم بِاَيديهِم واَيدِى المُؤمِنينَ فَاعتَبِروا يـاُولِى الاَبصـر. حشر (59) 2


    سكونت حوّا(عليها السلام)

    27. سكونت حوّا(عليها السلام) در بهشت در كنار آدم(عليه السلام) به فرمان خدا:
    وقُلنا يـــادَمُ اسكُن اَنتَ وزَوجُكَ الجَنَّةَ وكُلا مِنها رَغَدًا حَيثُ شِئتُما ولا تَقرَبا هـذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكونا مِنَ الظّــلِمين. بقره (2) 35
    ويــادَمُ اسكُن اَنتَ وزَوجُكَ الجَنَّةَ فَكُلا مِن حَيثُ شِئتُما ولا تَقرَبا هـذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكونا مِنَ الظّــلِمين. اعراف (7) 19
    28. نافرمانى حوّا(عليها السلام) از دستورات الهى موجب محروميّت وى از سكونت در بهشت:
    وقُلنا يـــادَمُ اسكُن اَنتَ وزَوجُكَ الجَنَّةَ وكُلا مِنها رَغَدًا حَيثُ شِئتُما ولا تَقرَبا هـذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكونا مِنَ الظّــلِمين * فَاَزَلَّهُمَا الشَّيطـنُ عَنها فَاَخرَجَهُما مِمّا كانا فيهِ وقُلنَا اهبِطوا بَعضُكُم لِبَعض عَدُوٌّ ولَكُم فِى الاَرضِ مُستَقَرٌّ ومَتـعٌ اِلى حين.بقره (2) 35 و 36
    ويــادَمُ اسكُن اَنتَ وزَوجُكَ الجَنَّةَ فَكُلا مِن حَيثُ شِئتُما ولا تَقرَبا هـذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكونا مِنَ الظّــلِمين * فَدَلَّـهُما بِغُرور فَلَمّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَت لَهُما سَوءتُهُما وطَفِقا يَخصِفانِ عَلَيهِما مِن ورَقِ الجَنَّةِ ونادهُما رَبُّهُما اَلَم اَنهَكُما عَن
    فرهنگ قرآن، جلد 16، صفحه 252
    تِلكُمَا الشَّجَرَةِ واَقُل لَكُما اِنَّ الشَّيطـنَ لَكُما عَدُوٌّ مُبين * قالَ اهبِطوا بَعضُكُم لِبَعض عَدُوٌّ ولَكُم فِى الاَرضِ مُستَقَرٌّ ومَتـعٌ اِلى حين.اعراف (7) 19 و 22 و 24


    سكونت در زمين

    29. قرار گرفتن زمين براى سكونت، از نعمتهاى خداوند:
    ...وبَوَّاَكُم فِى الاَرضِ تَتَّخِذونَ مِن سُهولِها قُصورًا وتَنحِتونَ الجِبالَ بُيوتـًا فاذكُروا ءالاءَ اللّهِ... .[18] اعراف (7) 74
    نيز=> زمين، فوايد زمين، آرامش


    سكونت در كنار كعبه=> همين مدخل، سكونت اسماعيل(عليه السلام)، سكونت هاجر

    سكونت در كنعان=> همين مدخل، سكونت يعقوب(عليه السلام)، سكونت يوسف(عليه السلام)

    سكونت در كوهها=> همين مدخل، سكونت قوم ثمود

    سكونت در مدينه=> همين مدخل، سكونت مهاجران، سكونت محمّد(صلى الله عليه وآله)

    سكونت در مصر=> همين مدخل، سكونت مردم مصر و سكونت موسى(عليه السلام)

    سكونت در مكّه

    30. سكونت مهاجران به مدينه در مكّه، قبل از هجرت شان به مدينه:
    لِلفُقَراءِ المُهـجِرينَ الَّذينَ اُخرِجوا مِن ديـرِهِم واَمولِهِم يَبتَغونَ فَضلاً مِنَ اللّهِ ورِضونـًا ويَنصُرونَ اللّهَ ورَسولَهُ اُولـئِكَ هُمُ الصّـدِقون.حشر (59) 8
    31. برخوردارى ساكنان مكّه و غير آن، از حق مساوى نسبت به مسجدالحرام و زيارت خانه خدا:
    اِنَّ الَّذينَ كَفَروا ويَصُدّونَ عَن سَبيلِ اللّهِ والمَسجِدِ الحَرامِ الَّذى جَعَلنـهُ لِلنّاسِ سَواءً اَلعـكِفُ فيهِ والبادِ ومَن يُرِد فيهِ بِاِلحاد بِظُـلم نُذِقهُ مِن عَذاب اَليم.[19] حج (22) 25
    32. اخراج ساكنان مكّه از محلّ سكونت شان گناهى بزرگتر از جنگ در ماههاى حرام:
    يَسـَلونَكَ عَنِ الشَّهرِ الحَرامِ قِتال فيهِ قُل قِتالٌ فيهِ كَبيرٌ وصَدٌّ عَن سَبيلِ اللّهِ وكُفرٌ بِهِ والمَسجِدِ الحَرامِ واِخرَاجُ اَهلِهِ مِنهُ اَكبَرُ عِندَ اللّهِ والفِتنَةُ اَكبَرُ مِنَ القَتلِ ولا يَزالونَ يُقـتِلونَكُم حَتّى يَرُدّوكُم عَن دينِكُم اِنِ استَطـعوا ومَن يَرتَدِد مِنكُم عَن دينِهِ فَيَمُت وهُوَ كافِرٌ فَاُولـئِكَ حَبِطَت اَعمــلُهُم فِى الدُّنيا والأخِرَةِ واُولـئِكَ اَصحـبُ النّارِ هُم فيها خــلِدون. بقره (2) 217
    فرهنگ قرآن، جلد 16، صفحه 253
    33. واجب نبودن حج تمتّع براى ساكنان مكّه و محدوده آن:
    واَتِمُّوا الحَجَّ والعُمرَةَ لِلّهِ فَاِن اُحصِرتُم فَمَا استَيسَرَ مِنَ الهَدىِ ولا تَحلِقوا رُءوسَكُم حَتّى يَبلُغَ الهَدىُ مَحِلَّهُ فَمَن كانَ مِنكُم مَريضـًا اَو بِهِ اَذىً مِن رَأسِهِ فَفِديَةٌ مِن صِيام اَو صَدَقَة اَو نُسُك فَاِذا اَمِنتُم فَمَن تَمَتَّعَ بِالعُمرَةِ اِلَى الحَجِّ فَمَا استَيسَرَ مِنَ الهَدىِ فَمَن لَم يَجِد فَصِيامُ ثَلـثَةِ اَيّام فِى الحَجِّ وسَبعَة اِذا رَجَعتُم تِلكَ عَشَرَةٌ كامِلَةٌ ذلِكَ لِمَن لَم يَكُن اَهلُهُ حاضِرِى المَسجِدِ الحَرامِ واتَّقوا اللّهَ واعلَموا اَنَّ اللّهَ شَديدُ العِقاب. بقره (2) 196
    نيز=> همين مدخل، سكونت اسماعيل(عليه السلام)، سكونت محمّد(صلى الله عليه وآله)، سكونت مشركان، سكونت مؤمنان و سكونت هاجر


    سكونت زكريّا(عليه السلام)

    34. سكونت زكريّا(عليه السلام)، در بيت المقدّس:
    واذكُر فِى الكِتـبِ مَريَمَ اِذِ انتَبَذَت مِن اَهلِها مَكانـًا شَرقيـّا.[20] مريم (19) 16


    سكونت زنان

    35. لزوم سكونت زنان مطلّقه، در خانه شوهران خود:
    اَسكِنوهُنَّ مِن حَيثُ سَكَنتُم مِن وُجدِكُم ولا تُضارّوهُنَّ لِتُضَيِّقوا عَلَيهِنَّ... .[21] طلاق (65) 6
    36. سكونت در خانه شوهر، از حقوق زنان شوهر مرده:
    والَّذينَ يُتَوَفَّونَ مِنكُم ويَذَرونَ اَزوجـًا وصِيَّةً لاَِزوجِهِم مَتـعـًا اِلَى الحَولِ غَيرَ اِخراج فَاِن خَرَجنَ فَلا جُناحَ عَلَيكُم فى ما فَعَلنَ فى اَنفُسِهِنَّ مِن مَعروف واللّهُ عَزيزٌ حَكيم. بقره (2) 240


    سكونت شعيب(عليه السلام)

    37. سكونت شعيب(عليه السلام) در مدين:
    اِذ تَمشى اُختُكَ فَتَقولُ هَل اَدُلُّكُم عَلى مَن يَكفُلُهُ فَرَجَعنـكَ اِلى اُمِّكَ كَى تَقَرَّ عَينُها ولا تَحزَنَ وقَتَلتَ نَفسـًا فَنَجَّينـكَ مِنَ الغَمِّ وفَتَنّـكَ فُتونـًا فَلَبِثتَ سِنينَ فى اَهلِ مَديَنَ ثُمَّ جِئتَ عَلى قَدَر يـموسى. طه (20) 40
    ولَمّا ورَدَ ماءَ مَديَنَ وَجَدَ عَلَيهِ اُمَّةً مِنَ النّاسِ يَسقونَ ووجَدَ مِن دونِهِمُ امرَاَتَينِ تَذودانِ قالَ ما خَطبُكُما قالَتا لا نَسقى حَتّى يُصدِرَ الرِّعاءُ واَبونا شَيخٌ كَبير * قالَ اِنّى اُريدُ اَن اُنكِحَكَ اِحدَى ابنَتَىَّ هـتَينِ عَلى اَن تَأجُرَنى ثَمـنِىَ حِجَج فَاِن اَتمَمتَ عَشرًا فَمِن عِندِكَ وما اُريدُ اَن اَشُقَّ عَلَيكَ سَتَجِدُنى اِن شاءَ اللّهُ مِنَ الصّــلِحين. قصص (28) 23 و 27


    سكونت قوم ثمود

    38. سكونت قوم ثمود، در كوهها از نعمتهاى الهى:
    واِلى ثَمودَ اَخاهُم... * واذكُروا اِذ جَعَلَكُم خُلَفاءَ مِن بَعدِ عاد وبَوَّاَكُم فِى الاَرضِ تَتَّخِذونَ مِن سُهولِها قُصورًا وتَنحِتونَ الجِبالَ بُيوتـًا... .اعراف (7) 73 و 74
    فرهنگ قرآن، جلد 16، صفحه 254
    ولَقَد كَذَّبَ اَصحـبُ الحِجرِ المُرسَلين * وكانوا يَنحِتونَ مِنَ الجِبالِ بُيوتـًا ءامِنين.[22]حجر (15) 80 و 82
    كَذَّبَت ثَمودُ... * وتَنحِتونَ مِنَ الجِبالِ بُيوتـًا فـرِهين. شعراء (26) 141 و 149
    39. سكونت قوم ثمود، در دشتها، از نعمتهاى الهى:
    واِلى ثَمودَ اَخاهُم صــلِحـًا... * واذكُروا اِذ جَعَلَكُم خُلَفاءَ مِن بَعدِ عاد وبَوَّاَكُم فِى الاَرضِ تَتَّخِذونَ مِن سُهولِها قُصورًا وتَنحِتونَ الجِبالَ بُيوتـًا فاذكُروا ءالاءَ اللّهِ ولا تَعثَوا فِى الاَرضِ مُفسِدين. اعراف (7) 73 و 74
    40. منطقه جغرافيايى و سرزمين محلّ سكونت قوم ثمود، داراى دو بخش دشت و كوهستانى:
    واِلى ثَمودَ اَخاهُم صــلِحـًا... * ...وبَوَّاَكُم فِى الاَرضِ تَتَّخِذونَ مِن سُهولِها قُصورًا وتَنحِتونَ الجِبالَ بُيوتـًا... . اعراف (7) 73 و 74
    41. برخوردارى ثموديان، از امنيّت و رفاه، در محلّ سكونت شان:
    كَذَّبَت ثَمودُ المُرسَلين * اَتُترَكونَ فى ما هـهُنا ءامِنين * فى جَنّـت وعُيون * وزُروع ونَخل طَـلعُها هَضيم * وتَنحِتونَ مِنَ الجِبالِ بُيوتـًا فـرِهين. شعراء (26) 141 و 146 - 149


    سكونت قوم سبأ

    42. سكونت قوم سبأ در منطقه اى حاصلخيز در يمن:
    لَقَد كانَ لِسَبَإ فى مَسكَنِهِم ءايَةٌ جَنَّتانِ عَن يَمين وشِمال كُلوا مِن رِزقِ رَبِّكُم واشكُروا لَهُ بَلدَةٌ طَيِّبَةٌ ورَبٌّ غَفور * وجَعَلنا بَينَهُم وبَينَ القُرَى الَّتى بـرَكنا فيها قُرًى ظـهِرَةً وقَدَّرنا فيهَا السَّيرَ سيروا فيها لَيالِىَ واَيّامـًا ءامِنين.[23]سبأ (34) 15 و 18
    43. قوم سبأ برخوردار از رفاه و آسايش در محلّ سكونت خويش:
    لَقَد كانَ لِسَبَإ فى مَسكَنِهِم ءايَةٌ جَنَّتانِ عَن يَمين وشِمال كُلوا مِن رِزقِ رَبِّكُم واشكُروا لَهُ بَلدَةٌ طَيِّبَةٌ ورَبٌّ غَفور * وجَعَلنا بَينَهُم وبَينَ القُرَى الَّتى بـرَكنا فيها قُرًى ظـهِرَةً وقَدَّرنا فيهَا السَّيرَ سيروا فيها لَيالِىَ واَيّامـًا ءامِنين.سبأ (34) 15 و 18


    سكونت قوم شعيب

    44. سكونت قوم شعيب، در مدين:
    واِلى مَديَنَ اَخاهُم شُعَيبـًا قالَ يـقَومِ اعبُدُوا اللّهَ ما لَكُم مِن اِلـه غَيرُهُ قَد جاءَتكُم بَيِّنَةٌ مِن رَبِّكُم فَاَوفُوا الكَيلَ والميزانَ ولا تَبخَسُوا النّاسَ اَشياءَهُم ولا تُفسِدوا فِى الاَرضِ بَعدَ اِصلـحِها ذلِكُم خَيرٌ لَكُم اِن كُنتُم مُؤمِنين * قالَ المَلاَُ الَّذينَ استَكبَروا مِن قَومِهِ لَنُخرِجَنَّكَ يـشُعَيبُ والَّذينَ ءامَنوا مَعَكَ مِن قَريَتِنا اَولَتَعودُنَّ فى مِلَّتِنا قالَ اَوَ لَو كُنّا كـرِهين. اعراف (7) 85 و 88


    سكونت قوم عاد

    45. سكونت قوم عاد، در ساختمانهاى بلند و بى نظير:
    اَلَم تَرَ كَيفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعاد * اِرَمَ ذاتِ
    فرهنگ قرآن، جلد 16، صفحه 255
    العِماد * اَلَّتى لَم يُخلَق مِثلُها فِى البِلـد. فجر (89) 6 - 8
    46. محلّ سكونت قوم عاد، غير مقاوم در برابر عذاب الهى:
    اَلَم تَرَ كَيفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعاد * اَلَّتى لَم يُخلَق مِثلُها فِى البِلـد * فَصَبَّ عَلَيهِم رَبُّكَ سَوطَ عَذاب. فجر (89) 6 و 8 و 13
    47. هلاكت قوم عاد و ويران شدن محلّ سكونت آنان بر اثر عذاب الهى:
    واذكُر اَخا عاد اِذ اَنذَرَ قَومَهُ بِالاَحقافِ وقَد خَلَتِ النُّذُرُ مِن بَينِ يَدَيهِ ومِن خَلفِهِ اَلاّ تَعبُدوا اِلاَّ اللّهَ اِنّى اَخافُ عَلَيكُم عَذابَ يَوم عَظيم * تُدَمِّرُ كُلَّ شَىء بِاَمرِ رَبِّها فَاَصبَحوا لا يُرى اِلاّ مَسـكِنُهُم كَذلِكَ نَجزِى القَومَ المُجرِمين.احقاف (46) 21 و 25


    سكونت قوم لوط

    48. نابودى قوم لوط در محلّ سكونت شان، با عذاب الهى:
    ولوطـًا اِذقالَ لِقَومِهِ... * واَمطَرنا عَلَيهِم مَطَرًا فانظُر كَيفَ كانَ عـقِبَةُ المُجرِمين.اعراف (7) 80 و 84
    فَلَمّا جاءَ ءالَ لوط اَلمُرسَلون * فَاَخَذَتهُمُ الصَّيحَةُ مُشرِقين * فَجَعَلنا عــلِيَها سافِلَها واَمطَرنا عَلَيهِم حِجارَةً مِن سِجّيل.حجر (15) 61 و 73 و 74
    قالوا لـَئِن لَم تَنتَهِ يــلوطُ لَتَكونَنَّ مِنَ المُخرَجين * ثُمَّ دَمَّرنَا الأخَرين * واَمطَرنا عَلَيهِم مَطَرًا فَساءَ مَطَرُ المُنذَرين.شعراء (26) 167 و 172 و 173
    49. نابودى محلّ سكونت قوم لوط، عبرتى براى ديگران:
    فَلَمّا جاءَ ءالَ لوط اَلمُرسَلون * فَاَخَذَتهُمُ الصَّيحَةُ مُشرِقين * فَجَعَلنا عــلِيَها سافِلَها واَمطَرنا عَلَيهِم حِجارَةً مِن سِجّيل * اِنَّ فى ذلِكَ لاَيـت لِلمُتَوَسِّمين * واِنَّها لَبِسَبيل مُقيم * اِنَّ فى ذلِكَ لاَيَةً لِلمُؤمِنين.حجر (15) 61 و 73 - 77
    قالوا لـَئِن لَم تَنتَهِ يــلوطُ لَتَكونَنَّ مِنَ المُخرَجين * ثُمَّ دَمَّرنَا الأخَرين * واَمطَرنا عَلَيهِم مَطَرًا فَساءَ مَطَرُ المُنذَرين * اِنَّ فى ذلِكَ لاَيَةً وما كانَ اَكثَرُهُم مُؤمِنين.شعراء (26) 167 و 172 - 174


    سكونت قوم نوح

    50. سكونت قوم نوح، در منطقه كوهستانى:
    قالَ سَـاوى اِلى جَبَل يَعصِمُنى مِنَ الماءِ... .هود (11) 43


    سكونت لوط(عليه السلام)

    51. سكونت لوط(عليه السلام) و فرزندانش، در سرزمين سدوم:
    ولوطـًا اِذقالَ لِقَومِهِ... * وما كانَ جَوابَ قَومِهِ اِلاّ اَن قالوا اَخرِجوهُم مِن قَريَتِكُم اِنَّهُم اُناسٌ يَتَطَهَّرون.[24]اعراف (7) 80 و 82
    قالوا لـَئِن لَم تَنتَهِ يــلوطُ لَتَكونَنَّ مِنَ المُخرَجين. شعراء (26) 167
    فرهنگ قرآن، جلد 16، صفحه 256
    فَما كانَ جَوابَ قَومِهِ اِلاّ اَن قالوا اَخرِجوا ءالَ لوط مِن قَريَتِكُم اِنَّهُم اُناسٌ يَتَطَهَّرون.نمل (27) 56
    52. خروج لوط(عليه السلام) و خاندانش از سرزمين سدوم، قبل از نزول عذاب:
    ولوطـًا اِذقالَ لِقَومِهِ... * فَاَنجَينـهُ واَهلَهُ اِلاَّ امرَاَتَهُ كانَت مِنَ الغـبِرين * واَمطَرنا عَلَيهِم مَطَرًا فانظُر كَيفَ كانَ عـقِبَةُ المُجرِمين.اعراف (7) 80 و 83 و 84
    فَلَمّا جاءَ ءالَ لوط اَلمُرسَلون * فَاَسرِ بِاَهلِكَ بِقِطع مِنَ الَّيلِ واتَّبِع اَدبـرَهُم ولا يَلتَفِت مِنكُم اَحَدٌ وامضوا حَيثُ تُؤمَرون * وقَضَينا اِلَيهِ ذلِكَ الاَمرَ اَنَّ دابِرَ هـؤُلاءِ مَقطوعٌ مُصبِحين.[25]حجر (15) 61 و 65 و 66
    اِذ قالَ لَهُم اَخوهُم لوطٌ... * فَنَجَّينـهُ واَهلَهُ اَجمَعين * ثُمَّ دَمَّرنَا الأخَرين.شعراء (26) 161 و 170 و 172


    سكونت مادر موسى

    53. سكونت مادر موسى، در نزديكى شهر مصر:
    واَوحَينا اِلى اُمِّ موسى اَن اَرضِعيهِ فَاِذا خِفتِ عَلَيهِ فَاَلقيهِ فِى اليَمِّ ولا تَخافى ولا تَحزَنى اِنّا رادّوهُ اِلَيكِ وجاعِلوهُ مِنَ المُرسَلين * فَرَدَدنـهُ اِلى اُمِّهِ كَى تَقَرَّ عَينُها ولا تَحزَنَ ولِتَعلَمَ اَنَّ وَعدَ اللّهِ حَقٌّ ولـكِنَّ اَكثَرَهُم لا يَعلَمون * ودَخَلَ المَدينَةَ عَلى حينِ غَفلَة مِن اَهلِها فَوَجَدَ فيها رَجُلَينِ يَقتَتِلانِ هـذا مِن شيعَتِهِ وهـذا مِن عَدُوِّهِ فَاستَغـثَهُ الَّذى مِن شيعَتِهِ عَلَى الَّذى مِن عَدُوِّهِ فَوَكَزَهُ موسى فَقَضى عَلَيهِ قالَ هـذا مِن عَمَلِ الشَّيطـنِ اِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبين.[26]قصص (28) 7 و 13 و 15


    سكونت محمّد(صلى الله عليه وآله)

    54. سكونت محمّد(صلى الله عليه وآله)، در مكّه:
    لا اُقسِمُ بِهـذا البَلَد * واَنتَ حِلٌّ بِهـذا البَلَد.[27]بلد (90) 1 و 2
    55. سكونت محمّد(صلى الله عليه وآله) در مكّه موجب عظمت آن شهر:
    لا اُقسِمُ بِهـذا البَلَد * واَنتَ حِلٌّ بِهـذا البَلَد.بلد (90) 1 و 2
    56. اخراج پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله) از محلّ سكونتش مكّه، به وسيله كافران:
    اِلاّ تَنصُروهُ فَقَد نَصَرَهُ اللّهُ اِذ اَخرَجَهُ الَّذينَ كَفَروا ثانِىَ اثنَينِ اِذ هُما فِى الغارِ... . توبه (9) 40
    وكَاَيِّن مِن قَريَة هِىَ اَشَدُّ قُوَّةً مِن قَريَتِكَ الَّتى اَخرَجَتكَ اَهلَكنـهُم فَلا ناصِرَ لَهُم. محمّد (47) 13
    ... وقَد كَفَروا بِما جاءَكُم مِنَ الحَقِّ يُخرِجونَ الرَّسولَ واِيّاكُم اَن تُؤمِنوا بِاللّهِ رَبِّكُم اِن كُنتُم
    فرهنگ قرآن، جلد 16، صفحه 257
    خَرَجتُم جِهـدًا فى سَبيلى... . ممتحنه (60) 1
    57. توطئه مشركان براى اخراج پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله)، از محلّ سكونتش:
    واِذ يَمكُرُ بِكَ الَّذينَ كَفَروا لِيُثبِتوكَ اَو يَقتُلوكَ اَو يُخرِجوكَ... . انفال (8) 30
    واِن كادوا لَيَستَفِزّونَكَ مِنَ الاَرضِ لِيُخرِجوكَ مِنها واِذًا لا يَلبَثونَ خِلـفَكَ اِلاّ قَليلا. اسراء (17) 76


    سكونت مردم مصر

    58. موسى(عليه السلام) متّهم به اخراج مردم مصر، از محلّ سكونت شان:
    يُريدُ اَن يُخرِجَكُم مِن اَرضِكُم فَماذا تَأمُرون. اعراف (7) 110
    قالَ اَجِئتَنا لِتُخرِجَنا مِن اَر ضِنا بِسِحرِكَ يـموسى. طه (20) 57
    قالوا اِن هـذنِ لَسـحِرنِ يُريدانِ اَن يُخرِجاكُم مِن اَرضِكُم بِسِحرِهِما ويَذهَبا بِطَريقَتِكُمُ المُثلى. [28] طه (20) 63
    يُريدُ اَن يُخرِجَكُم مِن اَرضِكُم بِسِحرِهِ فَماذا تَأمُرون. شعراء (26) 35
    59. هارون(عليه السلام)، متّهم به اخراج مردم مصر، از محلّ سكونت شان:
    قالوا اِن هـذنِ لَسـحِرنِ يُريدانِ اَن يُخرِجاكُم مِن اَرضِكُم بِسِحرِهِما ويَذهَبا بِطَريقَتِكُمُ المُثلى. طه (20) 63
    60. اتّهام فرعون به ساحران، در مورد اخراج مردم مصر، از محلّ سكونتشان:
    قالَ فِرعَونُ ءامَنتُم بِهِ قَبلَ اَن ءاذَنَ لَكُم اِنَّ هـذا لَمَكرٌ مَكَرتُموهُ فِى المَدينَةِ لِتُخرِجوا مِنها اَهلَها فَسَوفَ تَعلَمون. اعراف (7) 123
    نيز=> آوارگى و بنى اسرائيل، اسكان بنى اسرائيل


    سكونت مريم(عليها السلام)

    61. سكونت مريم(عليها السلام)، در بيت المقدّس:
    واذكُر فِى الكِتـبِ مَريَمَ اِذِ انتَبَذَت مِن اَهلِها مَكانـًا شَرقيـّا. مريم (19) 16


    سكونت مشركان

    62. لزوم بازگرداندن مشركان به محلّ سكونت شان، در صورت پناهنده شدن:
    واِن اَحَدٌ مِنَ المُشرِكينَ استَجارَكَ فَاَجِرهُ حَتّى يَسمَعَ كَلـمَ اللّهِ ثُمَّ اَبلِغهُ مَأمَنَهُ ذلِكَ بِاَنَّهُم قَومٌ لا يَعلَمون. توبه (9) 6
    63. مسلمانان، مأمور اخراج مشركان از محلّ سكونت شان، به علّت فتنه انگيزى آنان:
    واقتُلوهُم حَيثُ ثَقِفتُموهُم واَخرِجوهُم مِن حَيثُ اَخرَجوكُم والفِتنَةُ اَشَدُّ مِنَ القَتلِ... .بقره (2) 191


    سكونت مورچه

    64. سكونت گزيدن مورچگان، در زمين:
    حَتّى اِذا اَتَوا عَلى وادِ النَّملِ قالَت نَملَةٌ يـاَيُّهَا النَّملُ ادخُلوا مَسـكِنَكُم لا يَحطِمَنَّكُم سُلَيمـنُ وجُنودُهُ وهُم لايَشعُرون. نمل (27) 18
    فرهنگ قرآن، جلد 16، صفحه 258


    سكونت موسى(عليه السلام)

    65. سكونت چندساله موسى(عليه السلام)، در مدين:
    اِذ تَمشى اُختُكَ فَتَقولُ هَل اَدُلُّكُم عَلى مَن يَكفُلُهُ فَرَجَعنـكَ اِلى اُمِّكَ... فَنَجَّينـكَ مِنَ الغَمِّ وفَتَنّـكَ فُتونـًا فَلَبِثتَ سِنينَ فى اَهلِ مَديَنَ ثُمَّ جِئتَ عَلى قَدَر يـموسى. [29]طه (20) 40
    ولَمّا ورَدَ ماءَ مَديَنَ وَجَدَ عَلَيهِ اُمَّةً مِنَ النّاسِ يَسقونَ ووجَدَ مِن دونِهِمُ امرَاَتَينِ تَذودانِ قالَ ما خَطبُكُما قالَتا لا نَسقى حَتّى يُصدِرَ الرِّعاءُ واَبونا شَيخٌ كَبير * قالَ اِنّى اُريدُ اَن اُنكِحَكَ اِحدَى ابنَتَىَّ هـتَينِ عَلى اَن تَأجُرَنى ثَمـنِىَ حِجَج فَاِن اَتمَمتَ عَشرًا فَمِن عِندِكَ وما اُريدُ اَن اَشُقَّ عَلَيكَ سَتَجِدُنى اِن شاءَ اللّهُ مِنَ الصّــلِحين. قصص (28) 23 و 27
    66. سكونت چندساله موسى(عليه السلام)، در مصر:
    قالَ اَلَم نُرَبِّكَ فينا وَليدًا ولَبِثتَ فينا مِن عُمُرِكَ سِنين. شعراء (26) 18
    67. فرار موسى(عليه السلام) از محلّ سكونت خويش، در مصر:
    فَخَرَجَ مِنها خائِفـًا يَتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّنى مِنَ القَومِ الظّــلِمين * ولَمّا تَوَجَّهَ تِلقاءَ مَديَنَ قالَ عَسى رَبّى اَن يَهدِيَنى سَواءَ السَّبيل. قصص (28) 21 و 22


    سكونت مهاجران

    68. سكونت مهاجران، در مدينه:
    لِلفُقَراءِ المُهـجِرينَ الَّذينَ اُخرِجوا مِن ديـرِهِم واَمولِهِم يَبتَغونَ فَضلاً مِنَ اللّهِ ورِضونـًا و يَنصُرونَ اللّهَ و رَسولَهُ اُولـئِكَ هُمُ الصّـدِقون. حشر (59) 8
    69. مهاجران، مورد تهديد منافقان براى اخراج از محلّ سكونت شان، در مدينه:
    يَقولونَ لـَئِن رَجَعنا اِلَى المَدينَةِ لَيُخرِجَنَّ الاَعَزُّ مِنها الاَذَلَّ ولِلّهِ العِزَّةُ ولِرَسولِهِ ولِلمُؤمِنينَ ولـكِنَّ المُنـفِقينَ لا يَعلَمون. منافقون (63) 8


    سكونت مؤمنان

    70. اخراج مؤمنان صدر اسلام، از محلّ سكونت شان در مكّه، به وسيله مشركان:
    واقتُلوهُم حَيثُ ثَقِفتُموهُم واَخرِجوهُم مِن حَيثُ اَخرَجوكُم والفِتنَةُ اَشَدُّ مِنَ القَتلِ ولا تُقـتِلوهُم عِندَ المَسجِدِ الحَرامِ حَتّى يُقـتِلوكُم فيهِ... . بقره (2) 191
    اُذِنَ لِلَّذينَ يُقـتَلونَ بِاَنَّهُم ظُـلِموا... * اَلَّذينَ اُخرِجوا مِن دِيـرِهِم بِغَيرِ حَقّ... .حج (22) 39 و 40
    يـاَيُّهَا الَّذينَ ءامَنوا لا تَتَّخِذوا عَدُوّى وعَدُوَّكُم اَولِياءَ تُلقونَ اِلَيهِم بِالمَوَدَّةِ وقَد كَفَروا بِما جاءَكُم مِنَ الحَقِّ يُخرِجونَ الرَّسولَ واِيّاكُم اَن تُؤمِنوا بِاللّهِ رَبِّكُم... * اِنَّما يَنهـكُمُ اللّهُ عَنِ الَّذينَ قـتَلوكُم فِى الدّينِ واَخرَجوكُم مِن ديـرِكُم وظـهَروا عَلى اِخراجِكُم اَن تَوَلَّوهُم... .ممتحنه (60) 1 و 9
    فرهنگ قرآن، جلد 16، صفحه 259
    71. ابراهيم(عليه السلام)، خواهان برخوردارى مؤمنان ساكن مكّه، از ميوه ها و محصولات مورد نيازشان:
    واِذ قالَ اِبرهيمُ رَبِّ اجعَل هـذا بَلَدًا ءامِنـًا وارزُق اَهلَهُ مِنَ الثَّمَرتِ مَن ءامَنَ مِنهُم بِاللّهِ واليَومِ الأخِرِ قالَ ومَن كَفَرَ فَاُمَتِّعُهُ قَليلاً ثُمَّ اَضطَرُّهُ اِلى عَذابِ النّارِ وبِئسَ المَصير.بقره (2) 126
    72. سكونت مؤمنان در محلّ زندگى بنى قريظه، پس از پيروزى بر آنان:
    واَنزَلَ الَّذينَ ظـهَروهُم مِن اَهلِ الكِتـبِ مِن صَياصيهِم وقَذَفَ فى قُلوبِهِمُ الرُّعبَ فَريقـًا تَقتُلونَ وتَأسِرونَ فَريقـا * واَورَثَكُم اَرضَهُم وديـرَهُم واَمولَهُم واَرضـًا لَم تَطَـوها... .[30]احزاب (33) 26 و 27


    سكونت نسل ابراهيم=> همين مدخل، سكونت اسماعيل(عليه السلام)، سكونت هاجر

    سكونت هاجر

    73. سكونت هاجر، همراه اسماعيل(عليه السلام)، در سرزمين بى آب و علف مكّه:
    رَبَّنا اِنّى اَسكَنتُ مِن ذُرِّيَّتى بِواد غَيرِ ذى زَرع عِندَ بَيتِكَ المُحَرَّمِ... .[31] ابراهيم (14) 37


    سكونت يعقوب(عليه السلام)

    74. سكونت يعقوب(عليه السلام) و خانواده اش در كنعان، قبل از سفر به مصر:
    اِذهَبوا بِقَميصى هـذا فَاَلقوهُ عَلى وجهِ اَبى يَأتِ بَصيرًا وأتونى بِاَهلِكُم اَجمَعين * ورَفَعَ اَبَوَيهِ عَلَى العَرشِ وخَرّوا لَهُ سُجَّدًا وقالَ يـاَبَتِ هـذا تَأويلُ رُءيـىَ مِن قَبلُ قَد جَعَلَها رَبّى حَقـًّا وقَد اَحسَنَ بى اِذ اَخرَجَنى مِنَ السِّجنِ وجاءَ بِكُم... .[32]يوسف (12) 93 و 100
    75. سكونت يعقوب(عليه السلام) و خانواده اش در مصر، پس از هجرت به آن:
    اِذهَبوا بِقَميصى هـذا فَاَلقوهُ عَلى وجهِ اَبى يَأتِ بَصيرًا وأتونى بِاَهلِكُم اَجمَعين * ورَفَعَ اَبَوَيهِ عَلَى العَرشِ وخَرّوا لَهُ سُجَّدًا وقالَ يـاَبَتِ هـذا تَأويلُ رُءيـىَ مِن قَبلُ قَد جَعَلَها رَبّى حَقـًّا وقَد اَحسَنَ بى اِذ اَخرَجَنى مِنَ السِّجنِ وجاءَ بِكُم... .[33]يوسف (12) 93 و 100


    سكونت يوسف(عليه السلام)

    76. سكونت و مكانت يوسف(عليه السلام) در سرزمين مصر:
    و قالَ الَّذِى اشتَرهُ مِن مِصرَ لاِمرَاَتِهِ اَكرِمى مَثوهُ عَسى اَن يَنفَعَنا اَو نَتَّخِذَهُ ولَدًا وكَذلِكَ مَكَّنّا لِيوسُفَ فِى الاَرضِ ولِنُعَلِّمَهُ مِن تَأويلِ الاَحاديثِ واللّهُ غالِبٌ عَلى اَمرِهِ ولـكِنَّ اَكثَرَ النّاسِ لا يَعلَمون. يوسف (12) 21
    وكَذلِكَ مَكَّنّا لِيوسُفَ فِى الاَرضِ يَتَبَوَّاُ مِنها
    فرهنگ قرآن، جلد 16، صفحه 260
    حَيثُ يَشاءُ نُصِيبُ بِرَحمَتِنا مَن نَشاءُ ولا نُضيعُ اَجرَ المُحسِنين. يوسف (12) 56
    فَلَمّا دَخَلوا عَلى يوسُفَ ءاوى اِلَيهِ اَبَوَيهِ وقالَ ادخُلوا مِصرَ اِن شَـاءَ اللّهُ ءامِنين. يوسف (12) 99


    محلّ سكونت

    77. جنگ، موجب خروج ذلّت بار مردم، از محلّ سكونت خود:
    اِرجِع اِلَيهِم فَلَنَأتِيَنَّهُم بِجُنود لا قِبَلَ لَهُم بِها ولَنُخرِجَنَّهُم مِنها اَذِلَّةً وهُم صـغِرون.[34]نمل (27) 37
    78. خانه ها، محلّى براى سكونت و آرامش:
    واللّهُ جَعَلَ لَكُم مِن بُيوتِكُم سَكَنـًا... .نحل (16) 80
    79. علاقه و دلبستگى انسان به محلّ سكونت و زندگانى خويش:
    قُل اِن كانَ ءاباؤُكُم...ومَسـكِنُ تَرضَونَها اَحَبَّ اِلَيكُم مِنَ اللّهِ ورَسولِهِ وجِهاد فى سَبيلِهِ فَتَرَبَّصوا حَتّى يَأتِىَ اللّهُ بِاَمرِهِ... . توبه (9) 24
    80. دلبستگى مشركان به محلّ سكونت، عامل رويگردانى آنان از هدايت:
    وقالُوا اِن نَتَّبِعِ الهُدى مَعَكَ نُتَخَطَّف مِن اَرضِنا اَوَ لَم نُمَكِّن لَهُم حَرَمـًا ءامِنـًا يُجبى اِلَيهِ ثَمَرتُ كُلِّ شَىء رِزقـًا مِن لَدُنّا ولـكِنَّ اَكثَرَهُم لايَعلَمون. قصص (28) 57
    81. فرار مترفان ستمگر از محلّ سكونت خود، به هنگام نزول عذاب:
    وكَم قَصَمنا مِن قَريَة كانَت ظالِمَةً واَنشَأنا بَعدَها قَومـًا ءاخَرين * فَلَمّا اَحَسّوا بَأسَنا اِذا هُم مِنها يَركُضون * لا تَركُضوا وارجِعوا اِلى ما اُترِفتُم فيهِ ومَسـكِنِكُم... . انبياء (21) 11 - 13
    82. وجوب هجرت از محيط كفر و محلّ سكونت خود:
    اِنَّ الَّذينَ تَوَفّـهُمُ المَلـئِكَةُ ظالِمى اَنفُسِهِم قالوا فيمَ كُنتُم قالوا كُنّا مُستَضعَفينَ فِى الاَرضِ قالوا اَلَم تَكُن اَرضُ اللّهِ وسِعَةً فَتُهاجِروا فيها فَاُولـئِكَ مَأوهُم جَهَنَّمُ وساءَت مَصيرا.نساء (4) 97
    83. توجّه به محلّ سكونت اقوام پيشين و چگونگى نابودى آن، مايه عبرت:
    اَفَلَم يَهدِ لَهُم كَم اَهلَكنا قَبلَهُم مِنَ القُرونِ يَمشونَ فى مَسـكِنِهِم اِنَّ فى ذلِكَ لاَيـت لاِولِى النُّهى. طه (20) 128
    وكَم اَهلَكنا مِن قَريَة بَطِرَت مَعيشَتَها فَتِلكَ مَسـكِنُهُم لَم تُسكَن مِن بَعدِهِم اِلاّ قَليلاً وكُنّا نَحنُ الورِثين. قصص (28) 58
    وعادًا وثَمودَا وقَد تَبَيَّنَ لَكُم مِن مَسـكِنِهِم وزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيطـنُ اَعمــلَهُم فَصَدَّهُم عَنِ السَّبيلِ وكانوا مُستَبصِرين. عنكبوت (29) 38
    اَوَ لَم يَهدِ لَهُم كَم اَهلَكنا مِن قَبلِهِم مِنَ القُرونِ يَمشونَ فى مَسـكِنِهِم اِنَّ فى ذلِكَ لاَيـت اَفَلا يَسمَعون. سجده (32) 26
    84. هجرت از محلّ سكونت خود در راه خدا، موجب برخوردارى از اجر و پاداش الهى:
    ...ومَن يَخرُج مِن بَيتِهِ مُهاجِرًا اِلَى اللّهِ ورَسولِهِ ثُمَّ يُدرِكهُ المَوتُ فَقَد وقَعَ اَجرُهُ عَلَى اللّهِ... .نساء (4) 100
    فرهنگ قرآن، جلد 16، صفحه 261
    85. سكونت كوتاه مدّت مسافران و عابران در محلّهاى مسكونى باقى مانده از اقوام گذشته:
    وكَم اَهلَكنا مِن قَريَة بَطِرَت مَعيشَتَها فَتِلكَ مَسـكِنُهُم لَم تُسكَن مِن بَعدِهِم اِلاّ قَليلاً وكُنّا نَحنُ الورِثين.[35]قصص (28) 58


    عذاب در محلّ سكونت

    86. گرفتار شدن اقوام گذشته به عذاب الهى، در محلّ سكونت شان:
    وسَكَنتُم فى مَسـكِنِ الَّذينَ ظَـلَموا اَنفُسَهُم وتَبَيَّنَ لَكُم كَيفَ فَعَلنا بِهِم وضَرَبنا لَكُمُ الاَمثال. ابراهيم (14) 45
    اَفَلَم يَهدِ لَهُم كَم اَهلَكنا قَبلَهُم مِنَ القُرونِ يَمشونَ فى مَسـكِنِهِم اِنَّ فى ذلِكَ لاَيـت لاِولِى النُّهى. طه (20) 128
    وكَم اَهلَكنا مِن قَريَة بَطِرَت مَعيشَتَها فَتِلكَ مَسـكِنُهُم لَم تُسكَن مِن بَعدِهِم اِلاّ قَليلاً وكُنّا نَحنُ الورِثين. قصص (28) 58
    اَوَ لَم يَهدِ لَهُم كَم اَهلَكنا مِن قَبلِهِم مِنَ القُرونِ يَمشونَ فى مَسـكِنِهِم اِنَّ فى ذلِكَ لاَيـت اَفَلا يَسمَعون. سجده (32) 26
    87. نابودى اقوام گذشته در محلّ سكونت شان، موجب عبرت ديگران:
    تُؤتى اُكُلَها كُلَّ حين بِاِذنِ رَبِّها ويَضرِبُ اللّهُ الاَمثالَ لِلنّاسِ لَعَلَّهُم يَتَذَكَّرون. ابراهيم (14) 25
    اَفَلَم يَهدِ لَهُم كَم اَهلَكنا قَبلَهُم مِنَ القُرونِ يَمشونَ فى مَسـكِنِهِم اِنَّ فى ذلِكَ لاَيـت لاِولِى النُّهى. طه (20) 128
    وكَم اَهلَكنا مِن قَريَة بَطِرَت مَعيشَتَها فَتِلكَ مَسـكِنُهُم لَم تُسكَن مِن بَعدِهِم اِلاّ قَليلاً وكُنّا نَحنُ الورِثين. قصص (28) 58
    اَوَ لَم يَهدِ لَهُم كَم اَهلَكنا مِن قَبلِهِم مِنَ القُرونِ يَمشونَ فى مَسـكِنِهِم اِنَّ فى ذلِكَ لاَيـت اَفَلا يَسمَعون. سجده (32) 26


    نعمت سكونت

    88. قرار دادن زمين براى خانه سازى و سكونت، نعمتى شايسته يادآورى:
    واذكُروا اِذ جَعَلَكُم خُلَفاءَ مِن بَعدِ عاد وبَوَّاَكُم فِى الاَرضِ تَتَّخِذونَ مِن سُهولِها قُصورًا وتَنحِتونَ الجِبالَ بُيوتـًا فاذكُروا ءالاءَ اللّهِ ولا تَعثَوا فِى الاَرضِ مُفسِدين. اعراف (7) 74
    نيز=> آوارگى، خانه و قريه



    [1] . فرهنگ فارسى، ج 2، ص 1902، «سكونت».
    [2] . از اسم اشاره «هـذه» كه بر نزديكى مشاراليه دلالت مى كند، برداشت ياد شده استفاده شده است.
    [3] . منظور از «ذرّيّتى»، اسماعيل(عليه السلام) همراه هاجر است. (مجمع البيان، ج 5 - 6 ، ص 489؛ الكشاف، ج 2، ص 558)
    [4] . از امام صادق(عليه السلام) در مورد «آيات بيّنات» در كعبه سؤال شد. امام(عليه السلام) فرمود: خانه اسماعيل(عليه السلام) از جمله اين آيات است. (تفسير عيّاشى، ج 1، ص 187 - 188)
    [5] . منظور از «القرية»، انطاكيّه است. (مجمع البيان، ج 7 - 8 ، ص 654 ؛ الكشاف، ج 4، ص 7)
    [6] . «ايكه» از «ايك» به معناى درختان انبوه در هم پيچيده است. (لسان العرب، ج 1، ص 289، «أيك»)
    [7] . بر اساس حديثى از امام على(عليه السلام) اصحاب رسّ در كنار چشمه اى به نام «روشن آب» سكونت داشتند. (تفسير نورالثقلين، ج 4، ص 16، ح 58)
    [8] . مراد از «القرية» بنا بر يك قول، شهر «ايله» است. (مجمع البيان، ج 3 - 4، ص 756؛ الكشاف، ج 2، ص 170)
    [9] . مقصود از «امرأة» بلقيس است. (مجمع البيان، ج 7 - 8 ، ص 341؛ الكشاف، ج 3، ص 360)
    [10] . مقصود از «القرية» بيت المقدّس است. (جامع البيان، ج 6 ، جزء 9، ص 90؛ الكشاف، ج 2، ص 170)
    [11] . بنى اسرائيل [يهود] قبل از بعثت پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله)در قسمتى از شبه جزيره و در حوالى مدينه استقرار يافته بودند و به اوس و خزرج مى گفتند: اگر پيامبر موعود مبعوث شود شما را از ديار خود بيرون مى كنيم. (مجمع البيان، ج 1 - 2، ص 310 - 311؛ روح المعانى، ج 1، جزء 1، ص 505)
    [12] . مقصود از «اهل كتاب» فرزندان بنى اسرائيل و يهود بنى نضير از نسل هارون اند. (روح المعانى، ج 15، جزء 28، ص 56؛ تفسير التحريروالتنوير، ج 28، ص 66)
    [13] . بنى اسرائيل در سرزمين مصر پراكنده بودند و خداوند به موسى و هارون(عليهما السلام) دستور داد آنان را در محلّ معيّنى جمع نمايند تا مهاجرت آنان با مشكل روبه رو نشود. (تفسير التحريروالتنوير، ج 6 ، جزء 11، ص 265)
    [14] . با توجّه به اينكه مقرّ حكومت فرعون، مصر بود و او قصد اخراج بنى اسرائيل را داشت. مى توان گفت: مقصود از «الأرض» در آيه، سرزمين مصر است.
    [15] . مقصود از «بوّأنا بنى إسرائيل...» سرزمين بيت المقدّس و شام است. (مجمع البيان، ج 5 - 6 ، ص 199؛ الكشاف، ج 2، ص 369)
    [16] . منظور از «اهل كتاب»، يهود بنى قريظه است. (مجمع البيان، ج 7 - 8 ، ص 551؛ الكشاف، ج 3، ص 533)
    [17] . مقصود از «اهل كتاب» يهود بنى نضيراند كه پيمانِ خود را با مسلمانان نقض كردند و پيامبر(صلى الله عليه وآله) آنان را از مدينه اخراج كرد. (مجمع البيان، ج 9 - 10، ص 386؛ الكشاف، ج 4، ص 498 - 499)
    [18] . «بوّأكم فى الارض» يعنى زمين را محلّ سكونت قرار داد. (مجمع البيان، ج 3 - 4، ص 679 ؛ الكشاف، ج 2، ص 122)
    [19] . مقصود از «عاكف» مقيم مكّه و منظور از «باد» غير مقيم آنجا است. (مجمع البيان، ج7-8، ص127؛ روح المعانى، ج 10، جزء 17، ص 205)
    [20] . طبق يك قول، سكونت مريم(عليها السلام) در منزل زكريّا(عليه السلام) در بيت المقدّس بوده است. (الكشاف، ج 3، ص 9؛ مجمع البيان، ج 5 - 6 ، ص 784)
    [21] . اين حكم، درباره زنانى است كه داراى طلاق رجعى اند. (مجمع البيان، ج 9 - 10، ص 463)
    [22] . «حجر» اسم سرزمينى است كه قوم ثمود در آنجا زندگى مى كردند. (مجمع البيان، ج 5 - 6 ، ص 528؛ الكشاف، ج 2، ص 586)
    [23] . سكونت قوم سبأ، در يمن و در حوالى سدّ مأرب بوده است. (روح المعانى، ج 12، جزء 22، ص 182)
    [24] . مقصود از «قريتكم»، سدوم و عمورة است. (تفسير التحريروالتنوير، ج 8 - 9، جزء 20، ص 230)
    [25] . «ذلك الأمر» يعنى از عذابى كه خواستيم نازل كنيم لوط(عليه السلام) را آگاه كرديم. (مجمع البيان، ج 5 - 6 ، ص 525؛ الكشاف، ج 2، ص 584 - 585)
    [26] . گفته شده: مادر موسى در محلّى به فاصله دو فرسخى مصر سكونت داشته است. (مجمع البيان، ج 7 - 8 ، ص 381)
    [27] . اجماع مفسّران بر اين است كه قسم خداوند در آيه مذكور به شهر مكّه است. (مجمع البيان، ج 9 - 10، ص 747؛ الكشاف، ج 4، ص 753؛ روح المعانى، ج 16، جزء 30، ص 239)
    [28] . «هـذان» اشاره به موسى و هارون(عليهما السلام) است. (مجمع البيان، ج 7 - 8 ، ص 30)
    [29] . مراد از «لبثت سنين» مدّت زمانى است كه حضرت موسى(عليه السلام) نزد شعيب(عليه السلام) بود كه ده سال است. (مجمع البيان، ج 7 - 8 ، ص 19)
    [30] . آيات مذكور، به غزوه بنى قريظه اشاره دارد. (مجمع البيان، ج 7 - 8 ، ص 551؛ الكشاف، ج 3، ص 533)
    [31] . مراد از «من ذرّيّتى» اسماعيل(عليه السلام) همراه هاجر است. (مجمع البيان، ج 5 - 6 ، ص 489؛ الكشاف، ج 2، ص 558)
    [32] . مقصود از «و أتونى بأهلكم أجمعين» انتقال بيت يعقوب(عليه السلام) و فرزندان و ذرّيّه او از ده به مصر باشد. (الميزان، ج 11، ص 244)
    [33] . گفته شده: يعقوب(عليه السلام) پس از هجرت به مصر، سالها در آنجا سكونت داشت. (مجمع البيان، ج 5 - 6 ، ص 407؛ الكشاف، ج 2، ص 506)
    [34] . ضماير جمع «هُم» به ملكه سبأ و قوم او و ضمير در «بها» به «سبأ» برمى گردد. (الميزان، ج 15، ص 362)
    [35] . مقصود از «لم تسكن من بعدهم إلاّ قليلاً» عابران و مسافران اند. (الكشاف، ج 3، ص 423)
    ویرایش توسط askari110 : ۱۳۸۷/۰۹/۲۶ در ساعت ۱۳:۵۷
    مولایم علی فرموند:
    يابُنَىَّ اِصبِر عَلَى الحقِ وَ اِن كانَ مُرّا; اى پسر جان! در راه حق صبور و مقاوم باش گرچه تلخ و رنج آور باشد.
    هرگز گمان مبر زخیال تو غافلم ،گرمانده ام خموش ، خدا داند ودلم.....
    چون عاقبت همه امور با خداست همه چیز را به او واگذار کردم.


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    402
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    4



    سكونت زنان

    35. لزوم سكونت زنان مطلّقه، در خانه شوهران خود:
    اَسكِنوهُنَّ مِن حَيثُ سَكَنتُم مِن وُجدِكُم ولا تُضارّوهُنَّ لِتُضَيِّقوا عَلَيهِنَّ... .[21] طلاق (65) 6
    36. سكونت در خانه شوهر، از حقوق زنان شوهر مرده:
    والَّذينَ يُتَوَفَّونَ مِنكُم ويَذَرونَ اَزوجـًا وصِيَّةً لاَِزوجِهِم مَتـعـًا اِلَى الحَولِ غَيرَ اِخراج فَاِن خَرَجنَ فَلا جُناحَ عَلَيكُم فى ما فَعَلنَ فى اَنفُسِهِنَّ مِن مَعروف واللّهُ عَزيزٌ حَكيم. بقره (2) 240


    میشه این قسمت رو توضیح بیشتری دهید ؟

    در ضمن باید بگم پاسخ از این کاملتر نمیشد . دست مریزاد .
    *** مولا دلم هواییه ***
    میخوام بیام بین الحرمین
    اونجا که عشاق میمونن
    بگن" عباس" یا "حسین"


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 116
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۶/۲۷, ۱۸:۳۱
  2. جن و فرشته چه تفاوتهايي دارند ؟
    توسط ║★║فاطمی║★║ در انجمن سایر مباحث اعتقادی در قرآن
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۶/۲۱, ۱۷:۰۶
  3. زيبايي و اصل و نصب بدون اخلاق ارزش ندارد!
    توسط غريب در انجمن عرفان ناب
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۶/۲۰, ۲۰:۱۵
  4. گفتگوبين صدف وعروس دريايي
    توسط نجم الثاقب در انجمن حجاب و پوشش اسلامي
    پاسخ: 10
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۶/۰۶, ۰۸:۳۲
  5. بررسي روايي مساله فتنه و امتحان الهي
    توسط theological در انجمن سایر مباحث اعتقادی در قرآن
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۱۱/۱۸, ۱۶:۴۲

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود