جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا سوره برائت بسم الله ندارد

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    116
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 10 ساعت نامشخص
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا سوره برائت بسم الله ندارد




    چرا سوره برائت بسم الله ندارد

    نويسنده تفسير المنار در اول سوره توبه گويد نه صحابه و نه افراد بعد از آنان هيچكدام در ابتداى اين سوره بسم الله را ننوشته اند زيرا چنان كه با سوره هاى ديگر نازل گشته بود با سوره برائت نازل نشده بود. و گويد: اين قول مورد اعتماد واقع گرديده و اختيار شده است ، و در علت نبودن بسم الله در اول آن سوره گفته شده : ننوشتن بسم الله در اول آن سوره بخاطر رعايت قول شخصى بوده كه گفته است آن سوره با انفال يكى مى باشد. و حال آن كه مشهور اين است كه نبودن بسم الله در آغاز آن بدين جهت است كه ، چون نزول اين سوره بخاطر شمشير كشيدن بر روى كفار، و به هم زدن قراردادهاى با آنان است . جز اين ها علل ديگرى هم گفته شده ، كه آنها را سبب و علت قرار دادن مشكل است . و چه بسا گفته مى شود: گفته مشهور حكمت است نه علت .(45) يكى از دانشمندان در مورد اين حكمت فرموده است : نبودن بسم الله دراول اين سوره دلالت دارد بر اين كه بسم الله يك آيه از هر سوره مى باشد بخاطر اين كه استثناء به فعل همچون استثناء به گفتار آلت سنجش عموم است . در اتقان ، قشيرى به سند صحيح روايت كرده است نبودن بسم الله در ابتداى سوره برائت بدين علت است كه جبرئيل در آن بسم الله را نازل نكرد. و در شاطبيه گويد:


    و بسمل بين السورتين سنة جال موها ربة و تجملا(46)


    ابن قاصح در شرح آن گويد: شاعر در اين بيت آگاهى داده است كه مردانى كه ميان دو سوره بسم الله را آورده اند به سنت رسول الله عمل كرده اند. نموها يعنى سند آن را گر چه ذكر نكرده اند بالا برده اند و آن را نقل كرده اند و آنان عبارتند از عيسى بن مينا قالون (47) كسائى (48) و عاصم (49) و ابن كثير(50) كه به باء و راء و دال از گفته اش بسند رجال نموها دربة به آنان اشاره شده است . و به كلمه بسنة نموها اراده نموده نوشتن صحابه بسم الله را در مصحف ، و گفته عايشه : بخوانيد آن چه را در مصحف هست . و آثارى را كه مى گويند: پيغمبر اكرم (ص ) پايان پذيرفتن سوره اى را نمى دانست مگر هنگامى كه بسم الله الرحمن الرحيم براو نازل مى شد. كه اين اخبار بر آن دلالت دارد كه بسم الله بارها با هر سوره اى نازل گرديده است . من گويم : از پيشوايان معصوم ما (ع ) هم مانند آن چه از آنها نقل شده روايت گرديده چنان چه در تفسير عياشى از صفوان جمال نقل شده كه گويد: امام صادق (ع ) به من فرمود: خداوند هيچ كتابى را از آسمان نازل نفرموده جز آن كه در سر آغازش بسم الله الرحمن الرحيم بوده ، و با نزول بسم الله الرحمن الرحيم شناخته مى شد كه سوره به آخر رسيده است .(51) همچنين در كافى از يحيى بى ابى عمير هذلى نقل شده كه گويد در نامه اى به امام باقر عليه السلام نوشتم : فدايت گردم چه مى فرمائى در مورد شخصى كه در نمازش فقط به قصد سوره حمد بسم الله الرحمن الرحيم را در ابتدا خوانده و وقتى حمد تمام شده و سوره ديگر را شروع كرده بسم الله را نخوانده است و عياشى گفته اشكالى ندارد. حضرت به خط مبارك خود مرقوم فرمود: براى به خاك ماليدن بينى او ناپسند داشتن او يعنى عياشى آن نماز را دوباره اعاده كند.(52) در خبر صحيح محمد بن مسلم گويد: از امام صادق (ع ) پرسيدم از آيه : (سبعا من المثانى و القرآن العظيم ) آيا مراد سوره فاتحة الكتاب است . فرمود: بلى . عرض كردم : بسم الله الرحمن الرحيم از همان هفت آيه است ؟ فرمود: آرى آن بهترين آنهاست .(53) غير اين ها از روايات ديگر و حديث اخير بسم الله را از آيات ويژه سوره حمد مى داند.


    و مهما تصلها او بدات براءة لتنز يلها بالسيف لست مبسملا(54)


    شارح (شاطبيه ) گفته است : ضمير(ها) در (تصلها) به برائت بر مى گردد كه از نظر ادبى اضمار قبل الذكر مى نامند و معنى شعر اين است در اول سوره برائت بسم الله گفته نمى شود خواه خواننده آن را به سوره قبلش انفال وصل كند يا نكند و فقط ابتدا به خواندن برائت نمايد. آنگاه حكمت در ترك بسم الله در اول آن را چنين بيان نموده : (لتنز يلها بالسيف ) يعنى براى اين كه سوره برائت جهت خشم گرفتن و بيم دادن ، و ترسانيدن است و در آن سوره فرمان به شمشير كشيدن بر روى مشركين داده شده است . ابن عباس گويد: از على كه خدا از او خوشنود گردد پرسيدم چرا در سر آغاز سوره برائت بسم الله الرحمن الرحيم نوشته نشده است . در پاسخم فرمود: چون بسم الله پناه و زنهار است و در برائت زنهارى نيست با فرمان دست بر قبضه شمشير زدن و بر فرق مشركين كوبيدن نازل شده است . مى گويم جاى هيچ سخنى نمى باشد كه در تعليل بترك بسم الله در اول سوره برائت قولى كه مى توان اختيار كرد و با آن اعتماد نمود همان است كه بسم الله با آن سوره نازل نشده بود و شيخ محمد عبده در تفسيرش همان را برگزيده واگر در اقوال ديگرى كه براى علت ترك آن در اول سوره برائت بيان شده دقت شود معلوم خواهد شد كه دليل سالمى در دست ندارند.و آن كه گويد ترك بسم الله در اول سوره برائت براى آن است كه در اين سوره به شمشير كشيدن و گسستن پيمانها فرمان داده و بسم الله آيه رحمت است مى خواهد بگويد حكمتش اين بوده نه آن كه علتش و در اين صورت عقيده و گفته بسيار خوبى است . زيرا در آغاز بسيارى از سوره هائى كه به عذاب نازل شده مانند سوره (هل اتيك حديث الغاشيه ) (88) و سوره معارج (70)كه با سال سائل بعذاب واقع آغاز شده بسم الله الرحمن الرحيم هست . و فرمايش اميرالمومنين على (ع ) كه در مجمع البيان اول سوره برائت نقل شده و گفته ناظم شاطبيه كه حضرت فرمود: بدين جهت بسم الله الرحمن الرحيم بر سر آغاز سوره برائت نازل نشده كه بسم الله براى زنهار و مهر و رحمت است ولى سورة برائت نازل شده تا با شمشير كشيدن و تاختن بر مشركين ايمنى را از آنها بردارد.(55) فشرده سخن اين است كه عمده ترين دليل در اآن شنيدن از معصوم و تعب د(56) است و اخبار وارده در آن مانند همين فرمايش ‍ اميرالمومنين مخالف آن نمى باشند. زيرا آن حضرت مى خواهد روشن كند كه نازل نشدن بسم الله در سوره برائت به آن حكمت است پس مى خواهد بفرمايد كه با آن نازل نگرديده چنان كه قشيرى و ديگران صريحا گفته اند كه جبرئيل آن را در آن سوره فرود نياورده .


  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۶
    نوشته
    240
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و درود


    این که چرا سوره توبه بدون "بسم الله" است را چگونگى شروع این سوره به ما مى دهد، زیرا این سوره در واقع با اعلان جنگ به دشمنان پیمان شكن، و اظهار برائت و بیزارى از آنها و پیش گرفتن یك روش محكم و سخت در مقابل آنان آغاز شده، و روشنگر خشم خداوند نسبت به مشرکین است؛ و لذا با «بسم الله الرحمن الرحیم» كه نشانه صلح و دوستى و محبت و بیان كننده صفت رحمانیت و رحیمیت خدا است، در ظاهر تناسب ندارد.


    این موضوع در روایتى از امام على(علیه السلام) نقل شده است. مرحوم طبرسی از امام علی(ع) چنین نقل می کند که فرمودند: «لم تنزل "بسم الله الرحمن الرحیم" علی رأس سورة البرائة، لأن بسم الله للأمان والرحمة، ونزلت البرائة لرفع الأمان، والسیف فیه."
    ویرایش توسط صدید : ۱۳۸۸/۱۱/۰۵ در ساعت ۰۸:۴۲


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۶
    نوشته
    240
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    گروهى نیز معتقدند چون این سوره درحقیقت دنباله سوره انفال است، زیرا در سوره انفال پیرامون پیمانها سخن گفته شده، و در این سوره پیرامون الغاى پیمانهاى پیمان شكنان بحث شده، لذا بسم الله در میان این دو ذكر نشده است؛ کأن این دو یک سوره اند.

    روایتى نیز در این باره از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است.("مجمع البیان"، آیه اول سوره توبه)



    البته مانعى ندارد كه علت ترك «بسم الله» هر دو موضوع باشد، كه به یكى در روایت نخست، و به دیگرى در روایت دوم اشاره شده است.
    ویرایش توسط صدید : ۱۳۸۸/۱۱/۰۵ در ساعت ۰۸:۴۰


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    با اجازه دوستان

    تنها سورة قرآن کریم که با "بسم الله الرحمن الرحیم" شروع نشده، سورة "براءه" است که "التوبه" نیز نام گرفته به خاطر فرمودة خداوند در این سوره: "لقد تاب الله"
    این سوره "رفعت" نیز نام گرفته چون به منظور رفع و برداشتن امان از مشرکان نازل شده و "بسم الله الرحمن الرحیم" هما ن امان می باشد.
    همچنین این سوره به "المقشقشه" (یعنی نفاق) و نیز به "الفاضحه", "المنکله"، "المشره" و "المدمدمه" هم نامیده شده است.


    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 5 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13

    موضوعات سوره توبه




    ضمن تشكر از بزرگواراني كه در اين بحث شركت كردند براي اين كه اطلاعات بيشتري درباره اين سوره ارائه شود لازم مي دانم به موضوعاتي كه در اين سوره پرداخت شده نيز اشاره كنم.

    "توبه" به معناي بازگشت از گناه است.
    از آن جا كه اين سوره به هنگام اوج گرفتن اسلام در جزيره عرب و پس از درهم شكسته شدن آخرين مقاومت مشركان نازل گرديده، محتواي آن داراي اهميت ويژه و فرازهاي حساسي است.
    قسمت مهمي از آن پيرامون باقي مانده مشركان و بت پرستان و قطع رابطه با آن ها، و لغو پيمان هايي است كه با مسلمانان داشتند، تا بقاياي بت پرستي براي هميشه از محيط اسلام برچيده شود.
    قسمت ديگري از اين سوره از منافقان و سرنوشت آنان سخن مي گويد و به مسلمانان هشدار مي دهد و نشانه هاي منافقان را مي شمارد. در بخش ديگري از سوره مذكور، درباره اهميت جهاد در راه خدا، سخن به ميان آمده و در فرازي ديگر از اين سوره برخي از انحرافات اهل كتاب (يهود و نصاري) از حقيقت توحيد را يادآور مي شود.
    همچنين دعوت مسلمانان به اتحاد و سرزنش تخلف كنندگان از جهاد و مباحث ديگري مانند: داستان هجرت پيامبراكرم(صلي الله عليه وآله) مسأله ماه هاي حرام ـ كه جنگ در آن ها ممنوع است ـ موضوع جزيه ـ نوعي عوارض ـ از اقليت ها و پيروان اديان ديگر و... در قسمت هاي بعد اين سوره، مورد توجه قرار گرفته است. (1)
    سوره توبه در قرآن كنوني، نهمين صوره است; ولي در ترتيب نزول آن بر پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) بنابر روايت ابن عباس، آخرين سوره اي است كه نازل شده و بنابر آن چه زركشي نقل كرده.
    آخرين سوره اي كه بر پيامبر نازل شده سوره مائده است و سوره توبه قبل از سوره مائده نازل شده است.(2)
    پي نوشت ها:
    1. تفسير نمونه، آية الله مكارم شيرازي و ديگران، ج 7، ص 271 ـ 280.
    2. تاريخ قرآن، آيت الله معرفت، ص 58، انتشارات سمت.


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 5 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13

    اسامي سوره توبه




    اسامي سوره توبه
    1.براءة، در كثيري از مصحفها و در كلام سلف و… ، اين سوره، براءة ناميده شده است.(1) كه به معناي «اعلام بيزاري» و مراد «سلب مسئوليت و بي‌اعتبار ساختن پيمان طرف مقابل ـ يعني مشركان ـ است.»
    ثعلبي، مسنداً (با سند پيوسته) از عايشه از رسول خدا (ص) چنين آورده است:
    «ما نزل عليّ القرآن الاّ آية آية و حرفاً حرفاً خلا سورةِ البراءة و قل هو الله احد فإنهما نزلتا عليّ و معهما سبعون ألف صفّ من الملائكة كلّ يقول «يا محمد! إستوص بنسبة الله خيراً» ـ قرآن بر من حرف به حرف و آيه به آيه نازل گشت مگر سورة براءة و قل هو الله احد. اين دو، درحالي بر من نازل شدند كه فرشتگان در هفتاد هزار صف آن دو را همراهي مي‌كردند و هر يك مي‌گفتند. «اي محمّد! به نيكي به توصيف پروردگارت سفارش كن.»(2)
    در روايتي از امام صادق (ع) مي‌خوانيم: «الأنفال و براءة واحد.» نظير اين خبر از سعيد بن مسيّب هم نقل شده است. (همو، همانجا) بر زبان صحابه نيز نام براءة رفته است. در اخباري از ابيّ بن كعب(3) ، براء بن عازب(4) ، ابن عباس و عثمان بن عفّان(5) ، انس بن مالك(6) ، عمر (7)، در قصّه حج گزاردن مردم با ابوبكر و ضمن خبري صحيح كه ابوهريره گفته است: «… در ميان اهل مِنا علي بن ابي طالب (ع)، براءة را مكرّر اعلام كرد،» (8)
    در صحيح بخاري، از زيد بن ثابت روايت شده است: «آخرين سوره‌اي كه فرود آمد، سوره براءة بود.»
    بخاري، در كتاب التفسير صحيح خود، عنوان سوره توبه را، براءة نهاده و نوشته است: «باب تفسير سورة براءة.» ناميدن سوره توبه به براءة، از گونه نامگذاري يك سوره به نخستين واژه اوست. (همو، همانجا)،
    2.الفاضحة، سعيد بن جبير گويد به ابن عباس گفتم: «سورة التوبة» بي‌درنگ گفت: «تلك الفاضحة: ـ بله ـ آن رسواگر است. هماره نازل مي‌شد تا آنجا كه بيمناك شديم يكي‌شان (منافقان) را از قلم نياندازد و نام ببرد».
    اين سوره را فاضحه نامند از آن روي كه دو چهرگان را با آشكار كردن دو رويي‌شان، مفتضح ساخته است.(9) ابوالشيخ از عكرمة نقل كرده است كه عمر گفت: « ـ پيامبر (ص) ـ هنوز از نزول براءة فارغ نشده بود و ما مي‌پنداشتيم [با ادامة نزول] يك تن از ما باقي نخواهد ماند كه دربارة وي چيزي نازل نشود!!!» (10).
    3.العذاب، حذيفة بن يمان گويد: سوره توبه خوانندش حال آنكه سوره عذاب است از آن روي كه براي عذاب كافران نازل گشت.(11)
    4. المُبعثِرة، منسوب به ابن عباس، زيرا كه رازهاي منافقان را مي‌كاود و زير و رو مي‌كند.
    5.المقشقشة، منسوب به ابن عباس، و به معناي پيراينده، چنينش ناميدند، زيرا كسي را كه بدان بگرود ـ و دل بندد ـ از نفاق و شرك ايمن مي‌كند و سالم مي‌دارد و از آن روي كه در آن به يكتايي (اخلاص) و پيراستن وجود از غير خداوند، فراخوانده‌اند.
    6. المُدَمدِمة، از سفيان‌بن عيينة، به معناي نابوده‌كننده و ويرانگرِ ـ باطل ـ .
    7.الحافرة، از حسن [بصري] زيرا دلهاي منافقان را مي‌كَنَد و آنچه را پوشانده‌اند هويدا مي‌سازد. يادآور مي‌شويم كه حسن از تابعان بوده است.
    8.المثيرة، از قتادة (تابعي). چون رسوايي‌ها و زشتي‌هايشان را جستجو و آفتابي مي‌كند.
    9.المنِقّرة، از عبيد بن عمير نقل شده است. به معناي كاونده چون آنچه را در دل مشركان است مي‌كاود، «تا سيه روي شود هر كه در او غشّ باشد».
    10. الكاشفة، به نظر مي‌رسد چنين ناميده شده است چون از اسرار نهفته دو سيمايان مزوّر پرده بر مي‌دارد و رازهاي سربه مُهرشان به عالم، سَمَر كند، «وين راز سر به مُهر، به عالم سَمَر شود.» يعني أسرار منافقان آشكار و نَقل محافل و مجالس مي‌گردد.
    11. المُنَكِّلة، به معناي باز دارنده و دور كننده، چون متعمق در آياتش را از حق‌پوشي، تزوير و دورويي دور مي‌كند. اين عنوان به معني عقوبت‌گر و تنبيه‌گر نيز هست، چون كافران و منافقان را مي‌آزارد و گوشمالي مي‌دهد «گوشمالي بيند از قرآن كه اينش پند بس!». (12)
    پي نوشت ها:
    1.(ابن عاشور، 10/95)
    2.(طبرسي، مجمع البيان، 5/4).
    3.(ابن حنبل، 5/134)
    4.(بخاري، 4/1586، 1682)
    5.(تِرمِذي، 5/272؛ طبرسي، مجمع‌البيان، 5/4)
    6.(تِرمِذي، 275)
    7.(طبرسي، مجمع البيان، 3؛ بخاري، 1852؛ سيوطي، الإتقان، 172)
    8.(ابن عاشور، 10/95).
    9.(طبرسي، مجمع البيان، 5/3؛ بخاري، 4/1852)
    10.(طبرسي، مجمع البيان، 4/794؛ سيوطي، الإتقان، 1/172)
    11.(طبرسي، مجمع البيان، 5/3؛ سيوطي، همانجا)
    12.(طبرسي، مجمع البيان، 5/3 ـ 4؛ سيوطي، الإتقان، 1/172 ـ 173؛ ابن عاشور، 10/95؛ شحّاته، 184).


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    1,389
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    15 روز 8 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    107



    سلام خدا وقت
    میگم اگه بین مطالب ارسالی کمی فاصله باشه بهتر نیس و فونت درشتر اخه من پیرزن چشام نمیبینه:biggrin:
    مطالبی که با فاصله هستو ادم با رقبت بیشتری میخونه با سپاس فراوان


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    133
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 15 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بَرَاءَةٌ مِّنَ اللَّـهِ وَرَسُولِهِ إِلَى الَّذِينَ عَاهَدتُّم مِّنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿1﴾

    (در ادامهء سوره نصرو تسليم فوج فوج ومعاهده با حکومت پيامبر در مسحدالحرام) از الله و رسولش به سوي كساني از مشركين (عهدشکن) كه هم عهد شده ايد، بيزاري است. (« رَسُولِهِ » راهنما است که رسول مجبور به حضور در مكه و مأمور ابلاغ سوره است)

    فَسِيحُوا فِي الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللَّـهِ ۙ وَأَنَّ اللَّـهَ مُخْزِي الْكَافِرِينَ ﴿2﴾

    پس (ای مشرکين عهد شکن) در زمين چهار ماه، بگرديد! و بدانيد! يقينًا شما ناتوان كننده (آيات) الله نيستيد و يقينًا الله خوار و ذليل كننده كافران است.

    وَأَذَانٌ مِّنَ اللَّـهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ أَنَّ اللَّـهَ بَرِيءٌ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ ۙ وَرَسُولُهُ ۚ فَإِن تُبْتُمْ فَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ ۖ وَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللَّـهِ ۗ وَبَشِّرِ الَّذِينَ كَفَرُوا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿3﴾

    و از الله و رسولش به سوي مردم اعلامي است، در روز حج اكبر. كه الله و رسولش از مشركان (عهدشکن) بيزارند. (از راهنمائی اين آيه نيزرسول در مكه مأمور به ابلاغ است) پس، اگر (در چهار ماه مقرره) توبه كنيد، پس، آن براي شما نيكوتر است و اگر پشت كنيد پس، بدانيد! يقينًا شما غير ناتوان كننده (آيات) الله هستيد و به عذاب دردناكي به كساني كه كفران كرده اند بشارت ده!

    ************************************************** ************************************************** ***********************************

    1. فرمان آيه آل عمران : 97 و رؤياي پيغمبر و فتح حديبيه در آيات « فتح : 1 و 10 و 18 » وعدهء اولين حج را در آيه « فتح : 27 » نويد داد و نهايتًا از قِبَلِ نصر الله و فتح روشن و آشکار حديبيه به برنامه ريزی الله با ايجاد فعل و انفعالاتی (که مشرکين و منکرين و مؤمنان از برنامه ها خبر نداشتند) فتح مکه به شرح سوره « نصر » محقق گرديد و با استقرار کامل مقررات الله در مکه و برطرف شدن موانع شرک و پاك شدن کامل بيت الحرام از رجس و لوث بتان مرجع تقليد و سنبل هاي آنان (که قبل از آن به علت حضور شرک اجرای حج در بيت الحرام مجاز نبود« حج : 30 ») رؤياي حج اکبر « با حضور پيغمبر » تحقق يافت « حديد : 3 » و با وجود « بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » در ابتداي سوره نصر (111به ترتيب نزول « وَالْوَتْرِ») بر اعلام فتح مکه و طبق آيه 7 پيوستگی با سوره توبه (سوره 112به ترتيب نزول « وَالشَّفْعِ ») و مرتبط با تسليم فوج فوج ومعاهده با حکومت پيغمبر در مسحدالحرام و ارتباط آن با عهد شکنان مطرح در آيه 1-11مقارن با زمان حج، پيغمبر به وحی غير قرآنی موظف شد در ابتدای سوره توبه « بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » ديگری را بر کاتبين وحی تلاوت ننمايد. « فاتحه : 1 » (آزمونی تخصصی بر تير در تاريكي « رجماً بالغيب، كهف : 22 » و خيالبافی و حدس و گمان برای فريب و وسوسه « شوري : 21 »)
    2. با توجه به بند 1 و ذكر « رسول » در « بَرَاءةٌ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ »، « وَأَذَانٌ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ » و مخاطب قرار دادن پيغمبر در عبارت « وَبَشِّرِ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ‌» در انتهاي آيه 3، فرمان مستقيم الله در آيه 6 و 7 و نيز فرمان « قل » در آيه 24 و آيات 28 و 122 بعد از فتح مكه و رسيدن بزرگترين « ايام الله ، جاثيه : 14 » و نيل پيغمبر بر اولين و بزرگترين حج (به جهت عدم وجود شرك و عاري از هر بتي « حج : 25 و 30 » از بعد ابراهيم و اسماعيل) نشان دهنده حضور الزامي پيامبر به فرمان الله است. و احدي جز پيغمبر بر اولين ابلاغ هيچ سوره و آيه اي هرگز اجازه داده نشده است. « اعلی : 9؛ ق : 45، غاشيه : 21، نجم : 26، يونس : 2 » لذا رواياتي بر ادعای ابلاغ بخشي از سوره توبه توسط شخص اعزامي از مدينه به مكه مخالف فرمان آيات و آيه مائده : 67 و از مكر شيطان هاي روايت ساز مبلغ مذاهب بر رأي و نظر اشخاص براي ايجاد اختلاف و نتيجه گيري هاي فرقه اي و بر كم ارزش نشان دادن وعده بزرگ الله و آدرس دهي عوج و غلط از فريب ومکر شيطان ها است. زيرا برای چنين امر مهم بي سابقه ای يا مي بايست مجوزش در متن قرآن مي آمد (كه نيامده) و يا براي اين عمل نبي و وزيري مانند هارون براي موسي « فرقان : 35 » از سوي الله معرفي مي شد، (كه نشده) و پيغمبر در زمان حياتش اجازه حركت زبان در زمان دريافت وحي را نداشته « قيامت : 16 » چه رسد به عملي خودسر (علي الخصوص در اين سوره كه بيانگر تاريخ حوادث بعد از فتح مكه است) تا در باطن شبيه فرار يونس بر شانه خالي كردن از مسؤليت پيغمبري يا شبيه سخن سليمان در آيه ص : 32 مبني بر حب حكومت در مدينه بر اجراي فرمان الله را به او تهمت زده باشند و با شيطنت پيغمبري را خدشه دار نشان دهند. « آيه توبه : 24، حاقه : 44-48 » « سبحان الله »


    إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدتُّم مِّنَ الْمُشْرِكِينَ ثُمَّ لَمْ يَنقُصُوكُمْ شَيْئًا وَلَمْ يُظَاهِرُوا عَلَيْكُمْ أَحَدًا فَأَتِمُّوا إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَىٰ مُدَّتِهِمْ ۚ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ ﴿4﴾

    جز با كساني از مشركين كه عهد بستيد. سپس، چيزي از (عهد) شما نكاستند و بر عليه شما به احدي ياري ندادند. پس، عهدشان را با آنان به سوي مهلتشان تمام كنيد! يقينًا الله ترسندگان (از الله، پرهيزكاران) را دوست دارد.

    فَإِذَا انسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ ۚ فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ ۚ إِنَّ اللَّـهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿5﴾

    پس، همين كه ماه های حرام (ازروز ابلاغ در دهم ذي حجه حج اكبر تا 10 ربيع الاول سال نهم هجري) سپري شود. پس، با مشركين بجنگيد! هركجا ايشان را بيابيد و ايشان را بگيريد! و بر ايشان سخت گيريد و برايشان احاطه و تسلط يابيد! و در هر كمين گاهي براي ايشان بنشينيد (اهتمام کنيد)! پس، اگر توبه كنند و نماز (به تعليم الله) را برپا كنند و زكات (مقرر الله) را بپردازند. پس، رهايشان كنيد! يقينًا الله گناه بخش و مهربان است.

    وَإِنْ أَحَدٌ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّىٰ يَسْمَعَ كَلَامَ اللَّـهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا يَعْلَمُونَ ﴿6﴾

    و اگر يكي از مشركين از تو (برفهم آيات و سؤال در بارهء قرآن) كمك بخواهد و به تو پناه بياوَرَد. پس، او را پناه و امان ده! تا (زماني که) کلام الله را بشنود. سپس، او را به مأمنش برسان. آن (دليلی) است به اينكه، ايشان قوميند كه نمي دانند.

    [
    فرماني مستقيم به رحمت واسعهء الله « غافر : 7 » بر عهده پيامبر از ابتداي بعثت بدون ذره اي منت « مدثر : 6 » براي هر خواهان آگاهي از قرآن مجيد « ضحي : 10 » لذا اين آيه نيز دليلی بر حضور پيامبر در حج اکبر است.]

    كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِندَ اللَّـهِ وَعِندَ رَسُولِهِ إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدتُّمْ عِندَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ ۖ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ ۚ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ ﴿7﴾

    چگونه براي مشركين (عهد شكن) در نزد الله و در نزد رسولش عهدي باشد؟ مگر با كساني كه در مسجد الحرام عهد بستيد. پس، هرچه براي شما پايداري كنند، براي ايشان پايداري كنيد! يقينًا الله ترسندگان (از الله، پرهيزكاران) را دوست مي دارد.

    كَيْفَ وَإِن يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لَا يَرْقُبُوا فِيكُمْ إِلًّا وَلَا ذِمَّةً ۚ يُرْضُونَكُم بِأَفْوَاهِهِمْ وَتَأْبَىٰ قُلُوبُهُمْ وَأَكْثَرُهُمْ فَاسِقُونَ ﴿8﴾ اشْتَرَوْا بِآيَاتِ اللَّـهِ ثَمَنًا قَلِيلًا فَصَدُّوا عَن سَبِيلِهِ ۚ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿9﴾ لَا يَرْقُبُونَ فِي مُؤْمِنٍ إِلًّا وَلَا ذِمَّةً ۚ وَأُولَـٰئِكَ هُمُ الْمُعْتَدُونَ ﴿10﴾

    چگونه اند؟‌ و (حال آنكه) اگر بر شما چيره و غالب شوند. در مورد شما سوگندي و نه عهدي را حفاظت نمي كنند. با دهانشان شما را خشنود سازند و قلبشان كراهت دارد و اكثرشان متجاوزند.آيات الله را به بهاي اندكي فروخته اند. پس، از راه الله باز داشته اند. چه بد است آنچه عمل كرده اند.در (باره) مؤمن سوگندي و نه عهدي را مراعات نمي كنند و آنان از حد درگذرنده و سخت ستمكارند.
    مانند آيات« مريم : 59،يوسف : 106، اعراف : 102، حج :11، روم : 32 » «بقره : 8، نساء : 143، منافقون : 1-8، نور: 47، حديد : 8 و16، صف : 2 و 3،توبه : 45 »

    فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ ۗ وَنُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ﴿11﴾

    پس، اگر توبه كنند و نماز (به تعليم الله) را بر پاي دارند و زكات (مقرر الله) را بپردازند پس، در دين برادران شما هستند و آيات را شرح و بيان مي كنيم « رحمن : 4 » براي قومي كه مي دانند.

    [مژده پيشگوئي در آيات « قلم : 32، اسراء : 81، انعام : 36،‌ فصلت : 34،‌ ممتحنه : 7 » است « توبه : 7 و 15 » و عليرغم جرم سنگين اخراج، تعقيب ناموفق براي قتل و سازماندهی جنگ هاي برعليه پيغمبر و نهايتًا عليرغم انعقاد قرارداد صلح حديبيه، و عهدشكني سران و مردم مكه، در زمان فتح مكه به محض تسليم و اعلام همبستگي و توبه مردم مكه، به فرمان الله كينه ها فراموش شد « نور : 22 » و اعمال گذشته مورد بخشش حكومت الله (پيغمبر و حواريون) قرار می گرفت و به راهنمائی آيه « وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَن صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَن تَعْتَدُواْ ، مائده : 2 » احدي مجازات نشد و متصديان حكومتي در سمت خود ابقاء شدند. چنين رأفتي هرگز به وسيله هيچ فاتحي جز پيغمبر و حواريونش به فرمان الله نبوده و نخواهد بود. « اعراف : 201 و 202 »]

    وَإِن نَّكَثُوا أَيْمَانَهُم مِّن بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ ۙ إِنَّهُمْ لَا أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنتَهُونَ ﴿12﴾

    و اگر از بعد پيمانشان قسمشان را بشكنند و در دين شما عيب جوئي و بدگوئي كنند. پس، (بر تحقق سوره عصرفقط در زمان پيامبر و حواريون) با رهبران كفر بجنگيد! يقينًا براي ايشان سوگندي (تعهدي) نيست. تا اميدوار باشند دست بردارند.
    « « فرقان : 63، قصص: 55، انعام : 19، عنكبوت : 46، نساء: 140، مائده : 57 »

    أَلَا تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَّكَثُوا أَيْمَانَهُمْ وَهَمُّوا بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَهُم بَدَءُوكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ ۚ أَتَخْشَوْنَهُمْ ۚ فَاللَّـهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَوْهُ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ﴿13

    آيا (ای کم ایمانان مدينه) با قومي نمي جنگيد، كه سوگند (تعهد) شان را شكستند؟ و به اخراج رسول قصد و اراده كردند؟ و ايشان بودند كه اول بار نسبت به شما (دشمني را) ظاهر كردند.آيا از ايشان مي ترسيد؟ پس، الله سزاوارتر است كه از او بترسيد، به شرطی که (به قرآن) مؤمن باشيد
    .
    قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّـهُ بِأَيْدِيكُمْ وَيُخْزِهِمْ وَيَنصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُّؤْمِنِينَ ﴿14

    با ايشان بجنگيد! الله ايشان را به دستان شما (پيامبر و حواريون) عذاب مي كند و ايشان را به خواري مي افكند و شما را بر ايشان ياري مي دهد و سينه هاي قوم مؤمن را شفا مي دهد.

    وَيُذْهِبْ غَيْظَ قُلُوبِهِمْ ۗ وَيَتُوبُ اللَّـهُ عَلَىٰ مَن يَشَاءُ ۗ وَاللَّـهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿15﴾

    و خشم قلبشان را از بين مي برد و الله بر هركس بخواهد توبه مي پذيرد و الله (به طور مطلق) دانا و حكيم است.










    ویرایش توسط عبد : ۱۳۹۲/۰۷/۱۸ در ساعت ۲۲:۵۰

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود