جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تقوا چجوریش خوبه؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,487
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    4 روز 12 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    1164
    آپلود
    119
    گالری
    2

    تقوا چجوریش خوبه؟




    تقوي چه جوريش خوبه؟


    تقواى تن و تقواى دل
    برترين مرحله تقوا، تقواى دل و خضوع آن در پيشگاه ذات اقدس خداوند است كه از خضوع دل در برابر اوامر و نواهى الهى
    تقوا چجوریش خوبه؟
    شروع مى‏شود و به آ ن جا ختم مى‏شود كه دل فقط در پيشگاه خدا خاضع باشد. وقتى به آن بارگاه امن راه يافت همه آنچه را كه خدا تقديس كرده و بزرگ داشته، مقدس و بزرگ مى‏شمارد. قرآن كريم مى‏فرمايد: «و من يعظم شعائر الله فإنها من تقوى القلوب». [1]
    پرهيزكاران از نظر تعظيم شعاير سه گروهند:
    گروه اول:
    كسانى كه در مقام عمل، متقى هستند. اينان از جهنم، نجات پيدا كرده به بهشت مى‏رسند؛ اما «تقواى دل» چيز ديگرى است. گاهى انسان خود را بزرگ دانسته و محبوب مى‏دارد و براى نجات جان خود از عذاب، دست به آلودگى دراز نمى‏كند. چنين شخصى گرچه اوامر الهى را انجام داده، و از نواهى پرهيز كرده اما در حقيقت او خود را بزرگ مى‏دارد؛ نه دستورهاى الهى را. او متقى است اما تقواى بدنى دارد نه تقواى دل و در مرحله عمل، با تقوا و طهارت است.
    انسان بايد شعاير الهى را، از آن جهت كه دستور خداست، بزرگ بشمارد گرچه اجرت مى‏گيرد ولى احترام امر خدا و تكريم نهى وى مهم است. او مانند اجيرهاى ديگر نيست بلكه بالاتر از آنهاست، ولى بالأخره امر و نهى الهى محدود است. چون بهشت جاى تكليف نيست، و وقتى تكليف و امر و نهى نبود، سخن از تعظيم احكام تشريعى الهى مطرح نيست و در نتيجه آن تعظيم براى چنين شخصى حاصل نيست.


    گروه دوم:
    كه از گروه اول بالاترند، كسانى هستند كه شعاير الهى را بزرگ مى‏شمارند؛ يعنى آنچه را كه خدا به آن امر كرده، چون فرمان الهى است گرامى مى‏دارند و به آن عمل مى‏كنند و از آنچه خدا نهى كرده، چون نهى خداست پرهيز مى‏كنند. اين گروه نيز از دوزخ مى‏رهند و به بهشت مى‏رسند و تقواى آنان نيز «تقواى قلب» است؛ زيرا دستور الهى را، از آن جهت كه دستور الهى است، گرامى مى‏دارند نه از آن جهت كه ضامن نجات از دوزخ و مايه وصول به بهشت است.
    كسى كه براى نجات از جهنم تلاش و كوشش مى‏كند «عبدالنجاة من النار» و آن كس كه براى رسيدن به بهشت كوشش مى‏كند «عبدالفوز بالجنة» است نه «عبدالله»! او پس از نجات از جهنم و ورود به بهشت، مانند مزدورى است كه اجرتش را بعد از كار از كارفرما مى‏گيرد، ديگر رابطه‏اى با كارفرما ندارد.
    انسان بايد شعاير الهى را، از آن جهت كه دستور خداست، بزرگ بشمارد گرچه اجرت مى‏گيرد ولى احترام امر خدا و تكريم نهى وى مهم است. او مانند اجيرهاى ديگر نيست بلكه بالاتر از آنهاست، ولى بالأخره امر و نهى الهى محدود است. چون بهشت جاى تكليف نيست، و وقتى تكليف و امر و نهى نبود، سخن از تعظيم احكام تشريعى الهى مطرح نيست و در نتيجه آن تعظيم براى چنين شخصى حاصل نيست.
    گروه سوم:
    كه از گروه اول و دوم بالاترند، كسانى هستند كه اوامر و نواهى الهى را تكريم مى‏كنند، واجبها و مستحبها را انجام مى‏دهند، حرامها و مكروهها را ترك مى‏كنند؛ نه براى رهيدن از جهنم و رسيدن به بهشت و نه براى اين كه امر و نهى خداست، بلكه از اين جهت كه خدا محبوب بالاصاله و عظيم و اعلاى بالذات است، آنچه از ناحيه او و به او منسوب باشد نيز از عظمت و حرمت، برخوردار است. چنين انسانى كه در ركوعش «سبحان ربي العظيم و بحمده». و در سجودش «سبحان ربى الاعلى و بحمده». مى‏گويد در حقيقت، به «الله» تعظيم مى‏كند؛ او در دنيا، برزخ و قيامت و مراحل نهايى آن، كه بهشت است، بنده خداست خدا را بزرگ مى‏دارد، از اين رو دستورهاى الهى را، «بالتبع» و به عنوان «محبوب بالغير» گرامى مى‏شمرد تا خود را از هر خطرى برهاند.
    چون جان انسان، امانت الهى است و نه از آن خود انسان، همان‏گونه كه انسان حق ندارد به جان ديگرى آسيب برساند، مجاز نيست به جان خود صدمه وارد كند؛ زيرا هيچ‏كس مالك جان خود نيست، چنانكه مالك مال خود هم نيست. اگر مالك مال خود مى‏بود، مى‏توانست در آن، اسراف كرده آن را در راه باطل مصرف كند. او مالك وقت خود هم نيست؛ بلكه فقط امين و وكيل است و نفوذ او وابسته به محدوده وكالت اوست. ذات اقدس خداوند به هر كسى وكالت خاص داده و محدوده وكالت او نيز مشخص است. از اين رو تصرفش در جان، عمر، مال و مانند آن در محدوده جواز شرعى است. چنين انسانى همواره به خدا تعظيم كرده به اوج تقوا مى‏رسد.
    تذكر: كسانى مانند جناب خواجه عبدالله انصارى كه «منازل السائرين» رانوشته و يا چون مرحوم عبدالرزاق كاشانى كه آن را شرح كرده است، معمولا براى‏سير و سلوك، نوعى «بدايات» و «اوايل» قايل هستند. البته برهان عقلى‏برضرورت و تحتم اين روش اقامه نشده چنانكه ديگران، منازل راه را به‏گونه‏اى ديگر ارايه كرده‏اند، و محور مهم اين گونه تبويبها، يا مشاهده سالك‏است كه سفرنامه خود را تدوين مى‏كند، يا «استقراء» و «استحسان». به هر تقدير، اين راه براى سالكانى باز است كه در مراحل ابتدايى از تقواى تن، به تقواى دل برسند و آنگاه به اوج تقواى دل، كه فقط تعظيم خداست، راه پيدا كنند.وقتى خدا پيش آنها عظيم بود، غير خدا عظيم بالذات نيست.
    حضرت على (عليه‏السلام) در باره پرهيزكاران مى‏فرمايد: «عظم الخالق في أنفسهم فصغر ما دونه فى أعينهم». [2]
    غير خدا هرچه هست در چشمان آنان، عظمتى ذاتى‏ندارد. [3]
    ________________
    [1]. سوره حج، آيه 32.
    [2]. نهج‏البلاغه، خطبه 193، بند 5.
    [3] مراحل اخلاق در قرآن، جوادي آملي
    آفت دين سه چيز است، داناى بد كار و پيشواى ستم كار و مجتهد نادان‏
    حرکت کشتی نجات آدمیان احتیاجی به دریا ندارد.این کشتی روی قطره اشکی مقدس که برای حسین بن علی ریخته می شود می گذرد.علامه جعفری

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,487
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    4 روز 12 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    1164
    آپلود
    119
    گالری
    2



    سلام
    کسی نظری نداره؟
    آفت دين سه چيز است، داناى بد كار و پيشواى ستم كار و مجتهد نادان‏
    حرکت کشتی نجات آدمیان احتیاجی به دریا ندارد.این کشتی روی قطره اشکی مقدس که برای حسین بن علی ریخته می شود می گذرد.علامه جعفری

  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    69
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    15 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جالب بود اتفاقا چند ساعت قبل جای دیگه خونده بودم. ولی واقعا استفاده کردم خیلی ممنون از شما

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    139
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    برخي از راه هاى تقويت تقوا در قرآن


    1 . دورى از گناهان (غافر ، 9) ; 2 . احسان کردن (آل عمران ، 172) ; 3 . صبر و شکيبايى (آل عمران ، 120) ;
    4 . اصلاح امور (نساء ، 129) ; 5 . عبادت بندگى خدا (بقره ، 21) ; 6 . گرفتن و ياد هداياى الهى (بقره ، 63) ;

    7 . اجراى احکام الهى (قصاص ; بقره ، 179) ; 8 . روزه گرفتن در ماه رمضان و غير آن (بقره ،

    183) ; 9 . ولىّ و شفيع قرار ندادن غير خدا براى خود (انعام ، 51) ; 10 . تذکر به حساب (انعام

    ، 69) ; 11 . ايستادگى در عهد و پيمان (انفال ، 56) ; 12 . تقويت ايمان (نمل ، 53) ; 13 . عفو

    و بخشش (بقره ، 237) ; 14 . عدالت پيشگى (مائده ، 8) ; 15 . بزرگ داشتن شعائر الهى

    (حج ، 32) ; 16 . صداقت (بقره ، 177) ; 17 . اقامه نماز و نيز موارد ديگرى يادآورى شده

    است .

    براى حسن ختام مى گوييم : انسان با دو بال 1 . ايمان در بُعد تفکر و انديشه و اعتقاد ، 2 . و

    تقوا در بُعد عمل به کمال مى رسد . خداوند همه ما را موفق گرداند ان شاءالله .

    کتاب هاى مفيد در اين زمينه عبارت است از :

    1 . چهل حديث ، حضرت امام خمينى .

    2 . اخلاق در قرآن ، آيت الله مکارم شيرازى .

    3 . ده گفتار ، شهيد مطهرى .

    4 . سيرى در نهج البلاغه ، شهيد مطهرى .
    ویرایش توسط پاسخگو : ۱۳۸۸/۱۱/۰۷ در ساعت ۰۹:۴۲


  7. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود