صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: لطفاً عقاید مرا اصلاح کنید

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    27
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    لطفاً عقاید مرا اصلاح کنید




    سلام
    من یک سوالی دارم و ان این که چرا خدا مرا افرید؟
    من نمیگم چرا خدا دست به خلقت زد و چرا افرینش را اغاز کرد و چرا انسان را افرید ولی نمیدونم چرا اینهمه انسان افرید تا من هم یکی از انها باشم
    من نمیدونم این وسط من چی کاره بودم که خدا مرا افرید؟
    من دوست ندارم در جهانی که خدا افریده نقشی بازی کنم
    من نه بهشت خدا را میخواهم و نه جهنم خدا را میخواهم و نه میخواهم که افریده خدا باشم
    میگویند خدا به من لطف کرده که مرا افریده ولی من این لطفی که به اجبار بوده نمیخواهم اگر هم خودکشی کنم منو میبرن جهنم
    (من میدانم بعضی از عقایدم نادرست هست که این اندیشه ها در ذهنم شکل میگیره لطفا مرا یاری کنید تا عقایدم را درست کنم این عقاید باعث شده همیشه عقده ای در گلویم شکل بگیره که اذیتم میکنه)

    ویرایش توسط hasan2 : ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ در ساعت ۲۱:۱۹


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    273
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اگر مینوشتید که چرا خدا انسان را افرید و چرا دست به افرینش زد اون موقع جوابی برای نوشتن داشتم اما حال که سوالتان این است که چرا شخصی مثل شما یا من را افریده از یه لحاظ میشه گفت که چون ما خود جزو انسانها هستیم
    ولی اختیار بودن یا نبودن یا چرا بودن یا چرا انسان بودن و یا چرا جزو سنگ و جمادات نبودن در دست من یا شما نیست و در این مورد با ما به جبر رفتار شده ولی سعی کنید این را درک کنید که نیستی خود نیست یعنی این تصور اشتباه است که فکر کنیم نیستی چیزی هست که اگر چیزی را پاک کنیم به نیستی میرود چرا که الان برای نیستی یک هستی قایل شده ایم و تصور اینکه نیستی ضد هستی هست نیز اشتباه هست چونکه برای نیستی چیزی قایل شده ایم که ان را ضد هستی قرار داده ایم و این طبق فرض ما که نیستی خود نیست متناقض است
    و این که نوشتید نمیخواهم افریده خدا باشم این خود ایراد دارد چون من بالا گفتم که نیستی خود نیست اگر این را درک کنید میفهمید که همه هستند و همه افریده های خدا هستند و نیستی نیست

    من دوباره تاکید میکنم که نیستی خود نیست و از نیستی نباید تصور اینکه مثلا یک جای تاریک و خالی و پوچ را در ذهن داشته باشیم
    نیستی که من از ان حرف میزنم را نباید با بودن یا نبودن اشتباه گرفت
    برای تقریب به ذهن من سیستم اعداد دودویی مثال میزنم در این سیستم تنها دو عدد وجود دارد 1 به معنای بودن و 0 به معنای نبودن و نیستی که ان را با هیچ چیزی نمیتوان نشان داد چون نیستی خود نیست و 0 و 1 خود جزو هستی هستند ولی 1 به معنی بودن و 0 به معنی نبودن
    امیدوارم که این توانسته باشم مطلب را جا بیندازم
    به نظر من قسمتی دیگر از مشکل شما از جایی شروع شد که نوشتید (من نمیگم چرا خدا دست به خلقت زد و چرا افرینش را اغاز کرد و چرا انسان را افرید) چون جواب درست به این سوال های اساسی
    بسیاری از مساله های پیش روی ما را حل میکند
    بهتر است منتظر پاسخ های سایرین هم بنشینیم
    ویرایش توسط فقیر : ۱۳۸۸/۱۱/۱۲ در ساعت ۰۰:۵۰

    هیچ مسولیتی در مورد صحت نوشته هایم یا سایر فعالیت هایم بر عهده نمیگیریم


  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    300
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    16
    گالری
    40



    با عرض سلام خدمت دوستان
    در پاسخ به سوال شما که چرا خدا منو آفرید (چه این سوال سوال از علت فاعلی باشه و چه علت غایی خلقت شما)، در نهایت به ذات حق تعالی می رسیم که نقطه ی پایانه و از ذات اون سوال نمی شه ، چرا که چرا جایی مطرح میشه که ما دو شق ممکن داشته باشیم که حالا یکی از اونا محقق شده بعد ما می پرسیم که چرا این شق محقق شد نه اون یکی ، که در جواب باید علت تحقق اون شق رو بگیم (بسته به اینکه سوال راجع علت فاعلی تحقق اون شق باشه یا علت غایی تحقق اون شق در پاسخ هم علت فاعلی یاعلت غایی باید بیاد) ، اما در مورد ذات حق تعالی ، امکان نداره که ذات حق تعالی طور دیگه ای می بود چرا که در این صورت میشه پرسید که چرا این شق برای ذات حق تعالی تحقق یافت نه اون یکی شق ، و شما هم در جواب باید علت این مسئله رو که بیرون ذات حق تعالی و غیر از اونه بگی ، یعنی ذات حق تعالی معلول اون علته که این با وجوب بذات خداوند ناسازگاره (به خداوند در اصطلاح فلسفه میگن واجب الوجود بذات یعنی موجودی که خودشو به تنهایی که در نظر بگیریم باید موجود باشه در حالیکه در اینجا خداوند معلول یه علت دیگه شد یعنی خودشو به تنهایی که در نظر بگیریم موجود نیست بلکه نیاز به یه چیز دیگه داره و این با تعریف واجب بذات ناسازگاره)

    هو الأول و الآخر و الظاهر و الباطن...(الحدید، 3.)




  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    155
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    1 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    1
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط hasan2 نمایش پست
    سلام
    من یک سوالی دارم و ان این که چرا خدا مرا افرید؟
    من نمیگم چرا خدا دست به خلقت زد و چرا افرینش را اغاز کرد و چرا انسان را افرید ولی نمیدونم چرا اینهمه انسان افرید تا من هم یکی از انها باشم
    من نمیدونم این وسط من چی کاره بودم که خدا مرا افرید؟
    من دوست ندارم در جهانی که خدا افریده نقشی بازی کنم
    من نه بهشت خدا را میخواهم و نه جهنم خدا را میخواهم و نه میخواهم که افریده خدا باشم
    میگویند خدا به من لطف کرده که مرا افریده ولی من این لطفی که به اجبار بوده نمیخواهم اگر هم خودکشی کنم منو میبرن جهنم
    (من میدانم بعضی از عقایدم نادرست هست که این اندیشه ها در ذهنم شکل میگیره لطفا مرا یاری کنید تا عقایدم را درست کنم این عقاید باعث شده همیشه عقده ای در گلویم شکل بگیره که اذیتم میکنه)
    بنام مقام متعال

    خوبه .. سوال خوبی پرسیدی .... ادامه بده به این جنگ درونیت .. تو یک جوینده خوب خواهی شد .
    تو روحی !

    برکت باشد
    خداوندا دعا مي کنم که هر چه صلاح توست همان شود... ان شاء الله

  8. تشکرها 2


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 5 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13



    نقل قول نوشته اصلی توسط hasan2 نمایش پست
    سلام
    من یک سوالی دارم و ان این که چرا خدا مرا افرید؟
    من نمیگم چرا خدا دست به خلقت زد و چرا افرینش را اغاز کرد و چرا انسان را افرید ولی نمیدونم چرا اینهمه انسان افرید تا من هم یکی از انها باشم
    من نمیدونم این وسط من چی کاره بودم که خدا مرا افرید؟
    من دوست ندارم در جهانی که خدا افریده نقشی بازی کنم
    من نه بهشت خدا را میخواهم و نه جهنم خدا را میخواهم و نه میخواهم که افریده خدا باشم
    میگویند خدا به من لطف کرده که مرا افریده ولی من این لطفی که به اجبار بوده نمیخواهم اگر هم خودکشی کنم منو میبرن جهنم
    (من میدانم بعضی از عقایدم نادرست هست که این اندیشه ها در ذهنم شکل میگیره لطفا مرا یاری کنید تا عقایدم را درست کنم این عقاید باعث شده همیشه عقده ای در گلویم شکل بگیره که اذیتم میکنه)
    كاربرگرامي !
    1.لطفا توجهي به تمامي اين خواسته هاي خود بياندازيد!
    من دوست دارم ، من دوست ندارم، من نمي خواستم، من چكاره بودم؟، من بهشت نمي خواهم، من جهنم نمي خواهم، من اين لطفي كه به اجبار بوده را نمي خواهم و.....
    فكر مي كنيد چه كسي اين منيت را به شما عنايت كرده و هستي بخشي كرده
    شما هيچ بوديد اصلا شمايي در كار نبود ولي ذات هستي بخش بخاطر ويژگي هستي بخشي كه داشت و دائم در حال فيض دادن و هستي بخشي است هستي بخشيد كه در آن هستي شما بوجودآمدي بنابراين اگر هستي نداشتي كسي نبوديم كه بخواهيم اينقدر منم منم بكنيم.
    2. به نظر مي رسد شما امور تكويني را با امور تشريعي مخلوط كرديد
    آنچه شما به نام مي خواهم و نمي خواهم مطرح مي كنيد تنها مي تواند در امور تشريعي معنا پيدا كند وگرنه در امور تكويني چنين پرسشي اصلا معنا پيدا نمي كند
    مثل اين مي ماند كه شما بگوييد: چرا چشمم بالاي پيشاني ام است من دلم مي خواست چشمم كف پايم باشد من دلم مي خواست مانند حيوانات چهار دست و پابودم چرا من را راست قامت خلق كرده است؟!! و اين پرسش از ريشه ايراد دارد و اصلا جا ندارد چرا كه ما در حدي نيستيم كه بتوانيم چنين سئوالي بكنيم
    بله در امور تشريعي مي توانيم سئوال داشته باشيم كه چرا من اراده ام ضعيف است ، چرا من دروغ مي گويم؟ چرا آدم خوبي هستم وو.....
    3. به نظر شما اگر يك اتوموبيل پيكان اعتراض كند كه چرا اصلا من را به دنيا آورده اند چرا انسان ها من را درست كرده اند چنين پرسشي مي تواند صحيح باشد؟
    قطعا شما خواهي خنديد علتش اين است كه پرسش او بي جا است چون اعتراض مال اينجا نيست اعتراض مال اين است كه چرا از من استفاده بد مي كنند چرا مرا خوب نگه داري نمي كنند و.... و آمدن و نيامدنش دست خودش نبوده كه چنين اعتراضي به جا باشد.
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    300
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    16
    گالری
    40



    با عرض سلام
    1.لطفا توجهي به تمامي اين خواسته هاي خود بياندازيد!
    من دوست دارم ، من دوست ندارم، من نمي خواستم، من چكاره بودم؟، من بهشت نمي خواهم، من جهنم نمي خواهم، من اين لطفي كه به اجبار بوده را نمي خواهم و.....
    فكر مي كنيد چه كسي اين منيت را به شما عنايت كرده و هستي بخشي كرده
    شما هيچ بوديد اصلا شمايي در كار نبود ولي ذات هستي بخش بخاطر ويژگي هستي بخشي كه داشت و دائم در حال فيض دادن و هستي بخشي است هستي بخشيد كه در آن هستي شما بوجودآمدي بنابراين اگر هستي نداشتي كسي نبوديم كه بخواهيم اينقدر منم منم بكنيم.
    به نظرم این پاسخ اصلا قانع کننده نیست صرف اینکه من نبودم و بعد خدا من را خلق کرد که دلیل نمی شود که از چرایی این خلقت سوال نشود بلکه در پاسخ باید علت این مسئله بیان بشه و در بیان علت ها هم در نهایت به ذات حق تعالی می رسیم که بحث آن گذشت

    2. به نظر مي رسد شما امور تكويني را با امور تشريعي مخلوط كرديد
    آنچه شما به نام مي خواهم و نمي خواهم مطرح مي كنيد تنها مي تواند در امور تشريعي معنا پيدا كند وگرنه در امور تكويني چنين پرسشي اصلا معنا پيدا نمي كند
    مثل اين مي ماند كه شما بگوييد: چرا چشمم بالاي پيشاني ام است من دلم مي خواست چشمم كف پايم باشد من دلم مي خواست مانند حيوانات چهار دست و پابودم چرا من را راست قامت خلق كرده است؟!! و اين پرسش از ريشه ايراد دارد و اصلا جا ندارد چرا كه ما در حدي نيستيم كه بتوانيم چنين سئوالي بكنيم
    بله در امور تشريعي مي توانيم سئوال داشته باشيم كه چرا من اراده ام ضعيف است ، چرا من دروغ مي گويم؟ چرا آدم خوبي هستم وو.....
    این نظر که در امور تکوینی نمی توان چرا آورد هم اشتباه است ، بلکه در هر امر تکوینی ممکنی می توان چرا آورد و در پاسخ آن هم باید علت آنرا بیان کرد
    3. به نظر شما اگر يك اتوموبيل پيكان اعتراض كند كه چرا اصلا من را به دنيا آورده اند چرا انسان ها من را درست كرده اند چنين پرسشي مي تواند صحيح باشد؟
    قطعا شما خواهي خنديد علتش اين است كه پرسش او بي جا است چون اعتراض مال اينجا نيست اعتراض مال اين است كه چرا از من استفاده بد مي كنند چرا مرا خوب نگه داري نمي كنند و.... و آمدن و نيامدنش دست خودش نبوده كه چنين اعتراضي به جا باشد.
    ایراد نکته ی سوم هم شبیه ایراد نکته ی اوله یعنی به صرف اینکه چیزی خارج از انتخاب موجودی بوده که نمی توان گفت که تو راجع به اون نباید سوال کنی بلکه همانطور که گفته شد در هر امر ممکنی چرا راه دارد ، ما باید لم بحث رو پیدا کنیم لم بحث هم اینه که درباره ی هر امر ممکنی تو این عالم میشه چرا آورد ولی برای هر امری که ضروری باشه از این جهت که ضروریه دیگه نمیشه چرا آورد ، البته این پاسخ عقلانی این سوال بود و این پاسخ عقلانی متکفل اقناع روانی فرد نیست و برای اون باید تمهیدات دیگه اندیشید:
    در پاسخ به سوال شما که چرا خدا منو آفرید (چه این سوال سوال از علت فاعلی باشه و چه علت غایی خلقت شما)، در نهایت به ذات حق تعالی می رسیم که نقطه ی پایانه و از ذات اون سوال نمی شه ، چرا که چرا جایی مطرح میشه که ما دو شق ممکن داشته باشیم که حالا یکی از اونا محقق شده بعد ما می پرسیم که چرا این شق محقق شد نه اون یکی ، که در جواب باید علت تحقق اون شق رو بگیم (بسته به اینکه سوال راجع علت فاعلی تحقق اون شق باشه یا علت غایی تحقق اون شق در پاسخ هم علت فاعلی یاعلت غایی باید بیاد) ، اما در مورد ذات حق تعالی ، امکان نداره که ذات حق تعالی طور دیگه ای می بود چرا که در این صورت میشه پرسید که چرا این شق برای ذات حق تعالی تحقق یافت نه اون یکی شق ، و شما هم در جواب باید علت این مسئله رو که بیرون ذات حق تعالی و غیر از اونه بگی ، یعنی ذات حق تعالی معلول اون علته که این با وجوب بذات خداوند ناسازگاره (به خداوند در اصطلاح فلسفه میگن واجب الوجود بذات یعنی موجودی که خودشو به تنهایی که در نظر بگیریم باید موجود باشه در حالیکه در اینجا خداوند معلول یه علت دیگه شد یعنی خودشو به تنهایی که در نظر بگیریم موجود نیست بلکه نیاز به یه چیز دیگه داره و این با تعریف واجب بذات ناسازگاره)


    هو الأول و الآخر و الظاهر و الباطن...(الحدید، 3.)





  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    273
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    یک مساله ای که هست اینه که همه هستند و نیستی نیست
    همه هستند گرچه هنوز افریده نشده باشند ونیستی هم که اصلا نیست

    برای تقریب به ذهن من این مثال میزنم که مهندسی که میخواهد خانه ای بسازد قبل از ساختن اون خانه یک طرحی دارد که هنوز اجرا نشده
    در این طرح با توجه به علم و قدرتی که مهندس دارد چیزهایی را در نظر گرفته و چیزهایی را هم در نظر نگرفته و طبق طرحی که دارد شروع به ساختن خانه میکند حالا شاید چیزهایی هم که در طرح در نظر داشته ولی چون قدرتش را نداشته انها را نتوانسته پیاده سازی کند

    ولی ما چون میدانیم که خدا عالم ترین و قادرترین هست برای همین هر چه که امکانش بوده را افریده و در پیاده سازی انها دچار نتوانستن نشده و انهایی را که نیافریده امکانش نبوده مثلا امکان ندارد که یک عدد طبیعی مثال زد که هم زوج باشد و نه هم فرد چون این نشدنی است
    ولی تمام شدنی ها را افریده یا می افریند و نشدنی ها (مثل عدد طبیعی که هم زوج باشد هم فرد) قابل بودن نیستند که افریده شوند
    البته مثالهایی که من زدم فقط برای تقریب به ذهن بود و این مثالها خالی از ایراد نیستند

    هیچ مسولیتی در مورد صحت نوشته هایم یا سایر فعالیت هایم بر عهده نمیگیریم


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    273
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پسرآزاد نمایش پست
    بنام مقام متعال

    خوبه .. سوال خوبی پرسیدی .... ادامه بده به این جنگ درونیت .. تو یک جوینده خوب خواهی شد .
    تو روحی !

    برکت باشد
    در روایات(منبع یا منابعش را نمیدانم) هست که مومن 4 روح غیر مومن 3 روح حیوانات دو روح و معصومین 5 روح دارند
    میشه گفت روح به نوعی عامل حیات هست یا چیزی که به وسیله ان میشه کارهای خاصی انجام داد
    مثلا معصومین که 5 روح دارند ویژگی هایی دارند که دیگران ندارند یا مومنین با توجه به اینکه 4 تا روح دارند ویژگی هایی دارند که غیرمومنین نمیتوانند داشته باشند
    این که فکر کنیم (من=روح) اشتباه است چون 'من' یک چیز واحد هستیم ولی با توجه به روایت بالا یک 'من انسانی' میتواد چند تا روح داشته باشد بنا به این دلیل تعبیر (من=روح) اشتباه میباشد
    در قران که امده (و نفخت فیه من روحی) در اینجا اضافه تشریفی بکاربرده شده برای نشان دادن منزلت انسانی نه اینکه روح قسمتی از خدا باشد و خدا از ان در انسان بدمد

    من در اینجا مطلبی از http://www.tebyan-hamedan.ir/andishe...s/post_522.php نقل میکنم
    علامه طباطبائي در تفسير سترگ الميزان در ذيل اين آيه شريفه (و نفخت فيه من روحي) ضمن بحث از معناي آيه و تفسير آن چند روايت نيز نقل مي كند كه براي روشن شدن بحث ذكر مي شود:
    1. در تفسير عياشي از محمد بن مسلم از ابي جعفر (امام باقر) ـ عليه السلام ـ روايت كرده است كه گفت: من از حضرت از معناي آيه و نفخت فيه من روحي سؤال كردم فرمود: خداوند روحي را خلق فرموده و از آن در آدم ـ عليه السلام ـ دميد.
    2. در همان كتاب از ابي بصير از ابي عبدالله ـ عليه السلام ـ روايت كرده است كه در ذيل آيه شريفه و نفخت فيه من روحي... فرمود: خداوند موجودي را خلق كرد و روحي را هم آفريد، آنگاه به فرشته اي دستور داد آن روح را در كالبد بدمد، نه اينكه بعد از نفخ، چيزي از خداي متعال كم شده باشد و اين از قدرت خدا است.[4]
    پس براساس آنچه بيان شد مقصود از روح الهي كه در هنگام خلقت در انسان دميده شده است، خلقت خاصي است كه از جانب خداوند و امر آن حضرت صورت پذيرفته است كه اين روح منشاء علم، تفكر و عقل و اراده بشر به شمار مي آيد و استعداد و توان آن به حدي است كه مي تواند صاحبش را به بالاترين كمالات برساند اگر قدر بداند و خويش را ارزان نفروشد و براي عظمت دادن و ارج گذاردن به آن خداوند آن را به خود نسبت داده است و الا هرگونه تركيب و جزء براي خداوند محال و بي معناست تا چه رسد جزئي كه جدا شود.
    -----------
    بنا بر انچه که در بالا اوردم به نظر من در جواب سوال اینکه من کیستم میتوان گفت من مالک روح یا جسم خود هستم نه اینکه من=روح
    ویرایش توسط فقیر : ۱۳۸۸/۱۱/۱۳ در ساعت ۱۷:۱۴

    هیچ مسولیتی در مورد صحت نوشته هایم یا سایر فعالیت هایم بر عهده نمیگیریم


  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با تشکر از شما شاید بتوانید با تأمل در این مطلب پاسخ خود را دریافت کنید:
    خدای متعال، عالم هستی را به مراتب مختلفی تقسیم کرده که پایین ترین رتبه از آن همین دنیایی است که در آن زیست می‌کنیم و مطابق آنچه که در روایات از امامان معصوم آمده است ما انسان‌ها وجودمان قبل از ورود به این عالم از عوالم بالاتری نزول کرده و از جمله عالم ذر یا عالم ارواح، و در آن عالم، خدای متعال همه کمالاتی را که برای انسان در نظر گرفته را به او نشان داده است و پس از ان به او گفته شده که اگر می‌خواهی به این کمالات برسی باید در جهان دیگری یعنی همین دنیا وارد شوی و امتحان پس دهی تا با اختیار خودت به این مراتب کمالی برسی، بنابراین دلخواه خودت است که به این دنیا وارد شوی یا نشوی.
    و از طرفی خداوند ،شهادت به بندگی‌اش و رسالت پیامبران و امامان و حقانیت آنها را در حالت اختیار از او اقرار گرفته است و همه انسان ها به این اقرار خداوند پاسخ مثبت داده‌اند
    و هر انسانی چون ورود به این دنیا را انتخاب کرده است لذا خدای متعال جسم او را افریده و روح او را از آن عالم بالاتر در این جسم قرار داده است.
    نتیجه:
    1. ما به طور جبری و بدون اینکه خود بخواهیم وارد این دنیا نشده‌ایم.هر چند که نحوه خلقت جسمانی و روحی‌مان و چگونگی ورودمان به این جهان در اختیار خودمان نیوده است.
    2. از آنجا که این مطلب را امامان معصوم که از هر اشتباه و خطایی مصون هستند فرموده‌اند لذا از آنها می‌پذیریم و اگر غیر از این باشد هیچ راهی به فهم حقایق نخواهیم داشت چون عقل ما این مسائل را به تنهایی درک نمی کند.
    3. هر انسانی در فطرت و درون خود اولا: این حس را دارد که می‌خواهد از تمام خوبیها بهره مند باشد و از تمام نقص‌ها و عیوب و شرور به دور باشد و تمام زیبایی‌ها و کمالات را یکجا داشته باشد چه اینکه روایات هم تأیید می‌کنند که او تصویر اجمالی از تمامی کمالات و مقام‌های عالی و لذت‌های فوق‌العاده عالی در عوالم قبلی داشته است.

    ثانیا: هر انسانی مایل است که وجود او با همان وصف دارای حداکثر کمال و حداقل نقص و عیب، ابدی و دائمی باشد و هیچ‌گاه نمیرد.
    4. قر ار است انسان با خواست و تلاش خودش به این کمالات برسد
    5. سنخ این کمالات و جنس آن بگونه‌ای است که با بسیاری از خواستنی‌ها و آرزوهای و شهوات و امیال حیوانی انسان سازگار نیست بنابراین انسان باید بتواند تمایلات و خواست‌ها و هیجانات خودش را مدیریت و کنترل کند و از میان همه انها اولویت‌بندی کند و دست به انتخاب بهتر بزند.
    6. معیار انتخاب بهتر آن چیزی است که اولا قوه عقل( عقلی که اسیر توهمات و خیالات و شهوات و ... نباشد) می‌فهمد و ثانیاً پیامبران الهی و جانشینان آنها به انسان گوشزد می‌کنند.
    7. این مسیر ناهموار است و شیطان هم دست از وسوسه و خاموش کردن انگیزه‌های عالی انسان و سست کردن اراده او و در یک کلمه، گمراه ساختن او بر نمی‌دارد
    (ادامه دارد)

  14. تشکرها 2


  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,487
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    4 روز 12 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    1164
    آپلود
    119
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط hasan2 نمایش پست
    سلام
    من یک سوالی دارم و ان این که چرا خدا مرا افرید؟
    من نمیگم چرا خدا دست به خلقت زد و چرا افرینش را اغاز کرد و چرا انسان را افرید ولی نمیدونم چرا اینهمه انسان افرید تا من هم یکی از انها باشم
    من نمیدونم این وسط من چی کاره بودم که خدا مرا افرید؟
    من دوست ندارم در جهانی که خدا افریده نقشی بازی کنم
    من نه بهشت خدا را میخواهم و نه جهنم خدا را میخواهم و نه میخواهم که افریده خدا باشم
    میگویند خدا به من لطف کرده که مرا افریده ولی من این لطفی که به اجبار بوده نمیخواهم اگر هم خودکشی کنم منو میبرن جهنم
    (من میدانم بعضی از عقایدم نادرست هست که این اندیشه ها در ذهنم شکل میگیره لطفا مرا یاری کنید تا عقایدم را درست کنم این عقاید باعث شده همیشه عقده ای در گلویم شکل بگیره که اذیتم میکنه)
    با سلام
    من مثا مابقی دوستان بلد نیستم قرآنی حرف بزنم و یا احساسی.همین را میگم که اگر شما به جای انسان یک حیوان آفریده می شدید و هیچگونه اختیاری از خدتون نداشتید آیا باز هم این شکایت را می کردید.در ضمن لطف الهی شامل حال شما شده که شما انسان آفریده شده اید و این لطف زمانی به درجه غایت خودش میرسه که هدفتون از زندگی مشخص باشه و در راستای دستورات الهی که برای سعادته قرار بگیره.مئرد بعدی اینه که چه منتی خدا برای ما گذاشته،اون که فقط بخشش و رحمتش شامل حال ما شده و ما داریم منت سرش میذاریم که چرا ما را خلق نمودی.در زمینه تنفر از این دنیا باید بیشتر باهم صحبت کنیم چون به راحتی می تونم نظرت را عوض کنم و کاری کنم که این تنفر کمتر بشه.خواستی پیام بده برام.
    اگه شد اختصاصی تا راحت تر بحث کنیم.
    امروز به چیزهایی که بودی و خدا بهت داده فکر کن و ببین که آیا منتی هم برات قرار داده؟
    آفت دين سه چيز است، داناى بد كار و پيشواى ستم كار و مجتهد نادان‏
    حرکت کشتی نجات آدمیان احتیاجی به دریا ندارد.این کشتی روی قطره اشکی مقدس که برای حسین بن علی ریخته می شود می گذرد.علامه جعفری

  16. تشکرها 2


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود