صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: روز جزا

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    49
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    روز جزا




    سلام .
    من می خواستم سوالاتی درباره ی روز قیامت بپرسم و البته بسیاری از موضوعات قبلی مشابه رو خوندم ولی هنوز این سوالات رفع نشده :

    فلسفه ی وجود روز جزا در جهان بعد از مرگ چیه؟

    راستش این سوال زیاد ربطی به دین و آیین افراد ندارند. در واقع عده ی زیادی از مردم جهان به بهشت و جهنم اعتقاد دارند...


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    641
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    84
    آپلود
    9
    گالری
    66



    با او

    سلام علیکم و رحمه الله و انواره


    دوست عزیز در مورد سوال شما علاوه بر پاسخ آن باید به یک نکته ای هم اشاره کرد؛


    اولا در مورد جواب سوال اینکه ما فلسفه ی روز جزا رو می توانیم توی براهین اثبات جهان آخرت جستجو کنیم.معمولا دو برهان و دلیل متداول هست برای این روز برهان حکمت و برهان عدل معروفند.خود برهان بار ها تکرار شده اگر تا به حال ندیدید بفرمایید کامل عرض کنم.منتها خلاصه ی مطلب ایت است که؛
    در مورد حکمت الهی اینکه در در بحث صفات خداوند اثبات می شه که اقتضای این صفت خداوند این هست که مخلوقات را به غایت و کمال لایق خودشون برساند.
    ولی از آنجا که جهان مادی دنیای تزاحمات هست و خیرات و کمالات موجودات مادی با هم درتعارض است و مقتضای حکمت الهی اینه که جهان را طوی تنظیم کند که بستر عالم برای رشد و کسب کمالات هر چه بیشتر موجودات فراهم بشه.
    و دلیل دیگر که متکی بر صفت عدل خداوند هست اون هم خلاصه اش اینه که اقتضای عدالت خداوند اینه که هر کس به جزای عمل نیک و بد خودش برسه.ولی ما می بینیم که در جهان مادی چه بسیار انسان های خوبی که به پاداششون نرسیده اند و چه بسیار ظالمانی هم که جزای اعمال بدشون رو نداده اند.خب از طرفی عقلا صفت عدل رو برای خدا اثبات کردیم و از طرفی این جهان بستر مناسبی برای تحقق عدل الهی نیست.پس لاجرم به این نتیجه می رسیم که جهان دیگری جز عالم ماده هست که آن عالم بستر تحقق عدل الهی است که انسان های خوب پاداششون رو می گیرند و انسان های بد به جزای کار بدشون می رسند.
    پس ریشه ی روز جزا و فلسفه ی عالم آخرت رو باید در نظام احسن عالم و صفات کمالی حضرت خداوندی جستجو کرد.


    اما اون نکته ای که عرض کردم باید اشاره کنیم و خیلی مهمه ؛

    ببینید ما باید تصورمون رو نسبت به حقایق عالم درست کنیم.یعنی کلا به خاطر اینکه ذهن ما با حقایق مادی سر و کار داره و درگیر بوده عمدتا به حقایق ماورائی و دینی هم با دید مادی و با محدودیت های مادی نگاه می کنیم.ولی باید توجه کنیم که محدودیت هایی مثل زمان و مکان مخصوص عالم ماده هست.یعنی در این دنیای مادی زمان و مکان معنی داره.هم زمان به معنی متداولش که گردش کرات آسمانی است و هم زمان به معنی فلسفیش که مدت تبدیل قوه به فعل است.همه ی این معانی زمان مربوط به ایت جهان هست.چون در عالم دیگر کراتی وجود نداره که زمان به این معنی درست بشه.در اون عالم قوه ای هم نیست که به فعل تبدیل بشه که مدت این تبدیل را زان بگیریم.
    حالا اصل حرف این هست که نباید فکر کنیم که جهان آخرت و روز جزا در یک مکان دیگر و در زمان دیگری مثلا در آینده رخ خواهد داد.و این همین تصور غلط راجب این مساله است.
    به این توضیح دقت کنید : اولا تفاوت آخرت و برزخ با دنیا ی مادی در مکان نیست در مقام هست.یعنی مکان دنیای مادی و دنیای برزخ و آخرت متفاوت نیست بلکه تفاوتشون در مقام و گستره ی وجودی و میزان بهره مندیشون از وجوده.ثانیا بین جوادث جهان مادی و جهان برزخ به اندازه ی لحظه ای فاصله ی زمانی وجود نداره.چون جزا ی عمل که گفته می شه و یا پاداش اعمال خوب اینها همه نتیجه ی مستقیم خود عمل انسان است نه اینکه خداوند بعدا برای تنبیه و یا تشویق بنده به خاطر یک کاری که کرده اون رو بگیره بندازه در آتش یا او را ببره به یک باغ زیبا.
    هر عمل انسان یک نتیجه ای در بر داره.عمل خوب انسان نتیجه ی خوب و عمل بد هم نتیجه ی بد.به محض اینکه فرد یک عمل خوب یا بد انجام می ده در مرتبه ی دنیای مادی ، همون عمل در همان لحظه در مرتبه ی بالاتر عالم و در مقام دیگر که می شه عالم برزخ اثر خودش رو می زاره و روح و وجود برزخی و آخرتی اون فرد از اون عمل و نتیجه اش متاثر می شه.
    البته حقایق دینی تجلیات مختلفی داره و عده ای قائل اند علاوه بر جزا و پاداش و آخرتی که در بالا گفتیم که هر لحظه هست این آخرت و روز جزا یک تجلی عظیم به طور خاص هم خواهد داشت که تجلی اکمل همین تاثیرات آنی و لحظه ای است.که این تجلی اعظم بعد از مرگ همه ی افراد بشری و اتمام عمر دنیاست.ولی اینت تجلی هم حاصل و مظهر همین جزا و عقاب و نتایج اعمال در لحظه است.
    پس در اصل باید قید زمان و مکان را در مورد روز جزا و پاداش و عقاب اخروی برداریم و تفاوت عمل و تاثیرش در ماده و برزخ رو از جهت مقام بدونیم نه مکان.و بدانیم هر عمل ما در همان لحظه اثر متناسب با خودش رو روی حقیقت وجودی ما و روح ما می زاره.


    معرفی کتاب ؛

    در این مورد اگر به (رساله الانسان) علامه طباطبایی رجوع کنین و اون رو بخونین که دارای سه بخش یا سه رساله هست بنام انسان قبل از دنیا -انسان در دنیا-انسان بعد از دنیا کاملا براتون روشن می شه که عالم چطوره انسان چطوره ارتباط انسان با عالم چطوره و آخرت و جزا و عقاب به چه معنیه.خصوصا رساله دوم اون یعنی الانسان فی الدنیا که در اونجا یکی از مباحثی که مطرح می شه و در بالا اشاره ای از نتیجه اش کردیم این هست که
    (حیاه الانسان ظرف نفسه).اصل این کتاب عربیه.ولی یک ترجمه ی خیلی خوب داره.ترجمه ی رساله ی الانسان علامه طباطبایی با نام (انسان از آغاز تا انجام)با ترجمه آیت الله صادق لاریجانی توسط انتشارات بوستان کتاب چاپ شده.می تونین رجوع کنین و مطالعه کنین.


    اگر باز مساله و مشکلی بود ، در خدمتم.
    الحمد لله الذی جعلنا من المتمسّکین بولایه امیرالمومنین
    زیاده عرضی نیست.
    التماس دعا

    طارق

    ویرایش توسط طارق : ۱۳۸۸/۱۱/۱۳ در ساعت ۰۸:۰۶
    اي حيوان ناطق بدان:
    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را
    و بدان فرودگاه شيطان خودبيني و تكبر است براي همين است كه شيطان به عزّت خدا قسم خورد همه را اغوا كند جز مخلَصين را و ويژگي انسان با اخلاص آن است كه آنقدر محو جمال و جلال خداست كه نه در فكر و نه در عمل هيچ توجهي به خويش ندارد.
    رابطه ي عكس ميان توجّه به خدا و تكبر بسيار مهم است در مسير سعادت انسان.

    [SIGPIC][/SIGPIC]

  4. تشکرها 5


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    49
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    راستش سوال من از بحثی که با naaqed در مورد اعجاز قرآن داشتیم شروع شد و ایشان بحث را به جایی کشیدند که تو اگه قرآن را قبول نداشته باشی وقتی مردی میری جهنم . درحقیقت این مسئله مثل راهی برای خیلی از افرادیه که می خواهند عقیده شون رو ثابت کنند و آخر بحث میگن خب حالا همه ی حرفهای تو قبول . اگه مردی و دیدی خدا و پیامبر و اسلام واقعی بود چی ؟ دوست داری بری جهنم ؟
    حتما شنیده اید که خیلی از افراد چه در اسلام یا حتی غیر مسلمانان درباره ی مرگ گفته اند که "مرگ بیداری است " . سوال من درباره ی همینه چرا بین این دو دنیا انقدر تفاوت باید باشه....طوری که ما در این دنیا به گفته ی دینداران خیلی چیزها را نبینیم و نشنویم ( و مثلا خدا به ما اجازه بده بیشتر و بیشتر گناه کنیم ) و بعد یه دفه بعد از مرگ غافلگیر بشویم؟ آیا این به ما کمک می کنه انسانهای بهتری باشیم ؟
    چرا در این دنیا باید انقدر محدودیت برای ما باشه و بعد از مرگ این محدودیتها برداشته بشه؟

  6. تشکرها 4


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    641
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    84
    آپلود
    9
    گالری
    66

    شاد پاسخ




    با او



    سلام علیکم و رحمه الله و انواره

    در پایین نوشته های خردلی رنگ سوال شما و نوشته های آبی رنگ پاسخ بنده است.


    ********************************

    سوال من درباره ی همینه چرا بین این دو دنیا انقدر تفاوت باید باشه....طوری که ما در این دنیا به گفته ی دینداران خیلی چیزها را نبینیم و نشنویم .
    چرا در این دنیا باید انقدر محدودیت برای ما باشه و بعد از مرگ این محدودیتها برداشته بشه؟


    اینکه چرا دنیا اینطوری خلق شده این بطور جزئی و دقیق جوابش برای ما معلوم نیست به جهت اینکه قضیه همون قضیه ای هست که جناب مولوی در مثنوی معنوی مثال می زنه که مثل ما به عالم مثل یک کرمی هست که توی یک سیبی قرار داره.اون سیب کنار چندین سیب دیگه از درختی آویزونه.و اون درخت یکی از صد ها درخت یک باغه.و این کرم از این باغ و سابقه ی باغ و صاحب باغ و و جزئیات باغ چه خبری داره؟
    اما به طور کلی با برهان ثابت می کنیم که خدا حکیم است و بهترین ها رو انجام میده و بهترین ها رو خلق می کنه.پس در خلقت عالم این بهترین نقشه ای بوده که می شده کشیده بشه و خلق بشه.و بهترین بستر ممکن برای رشد و تعالی انسان که می تونسته فراهم بشه این بوده.و محدودیت این دنیا هم به خاطر مادی بودنشه.حالا چرا مادیه چون بهترین حالت ممکن برای عالم مرکّبی که محل آزمون ماهیت های مختلف بشه ، این چنین عالمی بوده.


    ********************************


    و مثلا خدا به ما اجازه بده بیشتر و بیشتر گناه کنیم


    خدا اصلا به ما اجازه نداده گناه کنیم.خدا به ما اختیار داده که خودمون راه درست رو انتخاب کنیم و اصلا ارزش ما نسبت به فرشتگان در همینه که بزور خوب نیستیم خودمون تصمیم میگیریم خوب باشیم.بله اختیار داده ولی اجازه نداده گناه کنیم.وقتی گفته گناه کردن حرامه ، حرام بودن یعنی اجازه ندادن دیگه.ولی اگه به زور یه کاری می کرد که نتونیم گناه کنیم خب اینکه ارزشی نداشت.برای چی دیگه باید اشرف مخلوقات می شدیم؟اصلا دیگه فرقمون با فرشته ها چی بود؟این اختیار امتیاز انسان و عامل برتری و رشد او هست.


    ********************************


    و بعد یه دفه بعد از مرگ غافلگیر بشویم؟

    مگه خدا الان از طریق پیامبر و قرآن به ما نگفته که بعد از مرگ چه خبره که بعد از مرگ غافل گیر بشیم؟غافلگیری نداره.خدا گفته چه خبره.گفته جزا و پاداشی هست.گفته هر عملی نتیجه ای داره و حتی اعمال رو هم گفته کدوم کار بده و نتیجه اش بده و کدوم کار خوبه و نتیجه اش خوبه.پس غافلگیری در کار نیست همه چیز روشنه ، نتیجه ی کار رو هم ما خودمون روشن می کنیم.


    در ضمن فکر می کنم اون نکته ای رو که در قسمت دوم نوشته ی قبلیم در همین تاپیک نوشتم خوب نخوندین.گفتیم اصل جزا و پاداش مربوط به زمان و مکان دیگری نیست.یک چیز دیگری هم نیست که خدا آماده کنه جدای از عملمون به ما بده.خدا برای هر عملی یک نتیجه قرار داده.نتیجه ی عمل خوب خوبه که اصطلاحا بهش میگن پاداش و نتیجه ی عمل بد هم بده که میگن جزای عمل بد.وقتی ما عملی رو انجام میدیم همون لحظه نتیجه ی اون عمل رو هم با اختیار خودمون کشب مب کنیم.حالا اگه کارمون خوب بوده باشه نتیجه ی خوبی گرفتیم اگر هم نه که بد.اون نکته ی دوم مطلب قبلی رو بخونین.


    ********************************


    آیا این به ما کمک می کنه انسانهای بهتری باشیم ؟


    قطعا اینکه ما در محل آزمون واقع بشیم یا در محل ساختن حیات ابدیمون در این دنیا حاضر بشیم.الدنیا مزرعه الاخره.اینکه بیاییم به این دنیا که حیات ابدیمون رو بسازیم قطعا موجب سازندگی و رشد ماست.و کمک های خدا و راهنمایی های خدا و دین خدا و پیامبر خدا و دستورات خدا و نامه ی خدا به انسان که همان قرآن است همه و همه کمکی است از سوی خدا که خوب و بد رو بشناسیم و با انجام خوبی ها و ترک بدی ها انسان های بهتری باشیم.



    ********************************


    اگر باز مساله و مشکلی بود ، در خدمتم.
    الحمد لله الذی جعلنا من المتمسّکین بولایه امیرالمومنین
    زیاده عرضی نیست.
    التماس دعا

    طارق

    ویرایش توسط طارق : ۱۳۸۸/۱۱/۱۳ در ساعت ۱۰:۲۳
    اي حيوان ناطق بدان:
    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را
    و بدان فرودگاه شيطان خودبيني و تكبر است براي همين است كه شيطان به عزّت خدا قسم خورد همه را اغوا كند جز مخلَصين را و ويژگي انسان با اخلاص آن است كه آنقدر محو جمال و جلال خداست كه نه در فكر و نه در عمل هيچ توجهي به خويش ندارد.
    رابطه ي عكس ميان توجّه به خدا و تكبر بسيار مهم است در مسير سعادت انسان.

    [SIGPIC][/SIGPIC]

  8. تشکرها 2


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    49
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خب چرا ما الان در دنیای آخرت زندگی نمی کنیم ؟ چرا من همین الان که کار بد می کنم نتیجه اش را ( به همان صورت که در ادیان گوناگون شرح داده شده ) نمی بینم ؟
    دلیل این تاکید خدا بر این که اول توی این دنیا آزمون بگیره بعدا که ما مردیم و دیگه کاری از دستمون برنمی اومد به ما نتیجه ی کارهامون رو نشون بده چی می تونه باشه؟

    خدا اصلا به ما اجازه نداده گناه کنیم.خدا به ما اختیار داده که خودمون راه درست رو انتخاب کنیم و اصلا ارزش ما نسبت به فرشتگان در همینه که بزور خوب نیستیم خودمون تصمیم میگیریم خوب باشیم.
    وقتی به عقیده ی شما خدا برای ما کتاب فرستاده و گفته اگه این کارو بکنید بهشتی هستید و اگه این کارو بکنید جهنمی آیا اختیاری برای انسان است ؟ چرا خدا به انسان اجازه نداده خودش با عقلش راه درستو انتخاب کنه؟
    فکر کنید یه آدمی با عقل و وجدانش یه راه زندگی رو در پیش بگیره بنا به حرف شما کارهای خوب این آدم در مراتب بالاتر دنیا به صورت همان پاداش و جزا تجلی پیدا می کنند ، پس واقعا فرقی نداره که این آدمه به جهان بعد از مرگ یا حتی به خدا ایمان داشته باشه در حالیکه توی همین قرآن بارها اشاره شده کسانی که به فکر این روز نبودند دقیقا به همین علت ( نفی معاد ) باید جزا ببینند.
    آیا اعتقاد به روز قیامت مهمتر است یا اعتقاد به بد بودن یا خوب بودن یک عمل در همین دنیا؟

    قطعا اینکه ما در محل آزمون واقع بشیم یا در محل ساختن حیات ابدیمون در این دنیا حاضر بشیم.الدنیا مزرعه الاخره.اینکه بیاییم به این دنیا که حیات ابدیمون رو بسازیم قطعا موجب سازندگی و رشد ماست.و کمک های خدا و راهنمایی های خدا و دین خدا و پیامبر خدا و دستورات خدا و نامه ی خدا به انسان که همان قرآن است همه و همه کمکی است از سوی خدا که خوب و بد رو بشناسیم و با انجام خوبی ها و ترک بدی ها انسان های بهتری باشیم.
    آخه سالهاست که این سیستم پاداش و تنبیه در نظامهای آموزشی منسوخ اعلام شده و ناکارآمدیش اثبات شده ، چرا خدا انقدر اصرار داره مارو از این راه تربیت کنه ؟ ( ماجرای همون درخت سیب و آدم و حوا و....)


    ویرایش توسط smile : ۱۳۸۸/۱۱/۱۳ در ساعت ۱۳:۱۸

  10. تشکرها 3


  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    641
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    84
    آپلود
    9
    گالری
    66

    شاد پاسخ




    با او

    سلام علیکم و رحمه الله و انواره


    دوست عزیز از سوالاتون به نظرم رسید مطالب قبلیم رو دقیق و کامل نخوندین.شاید هم اشتباه کرده باشم.ولی خواهش می کنم لطف کنین و با دقت کامل و با حوصله مطلب رو بخونین.خصوصا به مثال ها توجه کنین.


    مطالب شما خردلی رنگ و جواب های بنده آبی رنگ هست.


    ******************************


    خب چرا ما الان در دنیای آخرت زندگی نمی کنیم ؟


    کی گفته زندگی نمی کنیم؟اگر مطلب قبلی من رو خونده باشین متوجه می شین که وقتی بین عالم آخرت و عالم ماده تفاوت زمانی و مکانی نباشه یعنی ما همین الان هم در اون عالم زندگی می کنیم.دقت کنین در قبل هم نوشتم تفاوت این عوالم در مکان و زمان نیست در مقام هست.یعنی انگار که همش یک عالمه با عمق های مختلف.یکی ظاهر اون دنیاست و یکی باطنش.مثلا فرض کنین که کسی رو می آرن می گن این یک انسان است.یکی پوستش رو می بینه.یکی قلبش رو.همه ی اینها مراتب مختلف همون انسانه.یکی ظاهرشو می بینه و یکی باطنش رو.


    ******************************


    چرا من همین الان که کار بد می کنم نتیجه اش را ( به همان صورت که در ادیان گوناگون شرح داده شده ) نمی بینم ؟



    اولا از اینکه ما نمی بینیم نمی شه نتیجه گرفت که نیست.چون خیلی حقایق در عالم هست که وجود دارند ولی ما نمی بینیم.
    ثانیا اینکه چرا نمی بینیم چون توانایی دیدن اون عالم رو بداهتا نداریم.مگر اینکه ابزار دیدنش رو کسب کنیم.با چشم ظاهری که چشم مادی است اشیاء مادی رو می شه دید . نه اشیاء ماورائی و مجرد رو.ابزار دیدن اون چشم دل هست که فرد با تزکیه ی باطن باید بهش برسه.دستورات دین هم برای همین اومده که فرد با انجام اونها به حقیقت عالم برسه و باطن عالم رو ببینه.
    باز اگه به مثالی که در جواب سوال بالا زدم توجه کنین شما از انسان پوست و ظاهرش رو می بینین.برای اینکه بتونین قلبش رو هم ببینین نیاز به ابزار و وسایلی هست.



    ******************************


    دلیل این تاکید خدا بر این که اول توی این دنیا آزمون بگیره بعدا که ما مردیم و دیگه کاری از دستمون برنمی اومد به ما نتیجه ی کارهامون رو نشون بده چی می تونه باشه؟




    من فکر کنم اصلا نوشته های قبلی من رو نخوندین ها.ولی خب اشکال نداره.ببینین قبلا هم گفتم اصلا اینطور نیست که ما الان یک کاری بکنیم ، بعدا خدا برای اون کار خوب یا بدمون جایزه و عقاب بهمون بده.اول توی دنیا انجام بدیم ، بعدا که مردیم ... یعنی هنوز شما بین این دو تفاوت زمانی قائل هستین.نه هر عملی یک نتیجه ای داره.بعضی کارا نتیجه ی ظاهری هم داره دیده می شه.مثلا خوردن سیانور.بعضی کارا نتیجه ی ظاهری مشهودی نداره ولی نتیجه ی باطنی داره که همون لحظه محقق می شه.
    به بیان دیگه بعضی کارا در همون لحظه هم بر جسم اثر می زاره و هم بر روح.ولی بعضی کارها در همون لحظه بر روح اثر می زارن ولی بر جسم نه.برای اولی که سیانور خوردن رو مثال زدیم.برای دومی هم مثلا دروغ گفتن که سریع روی جسم اثر نمی زاره ولی بر روی روح همون لحظه اثرش رو می زاره.



    ******************************


    وقتی به عقیده ی شما خدا برای ما کتاب فرستاده و گفته اگه این کارو بکنید بهشتی هستید و اگه این کارو بکنید جهنمی آیا اختیاری برای انسان است ؟



    بله هست.نمی دونم شما تعریفتون از اختیار چیه.اختیار یعنی توانایی انتخاب و تصمیم گیری و عمل.ما در هر مساله ای اختیار داریم که از راه های مختلف یکی رو انتخاب کنیم و عمل کنیم.و لزوما عملی که می کنیم نتیجه ای در بر داره.
    خداوند با ایجاد قوانین و واجب و حرام اومده به بنده ها تذکر داده که از بین راه های مختلفی که در یک مساله می تواند فرد انتخاب کند و عمل کند کدام عمل خوب و با نتیجه ی خوب است و کدام عمل بد و با نتیجه ی بد است.
    مثل اینکه شما قصد دارید برین سفر به جنوب.سه تا جاده وجود داره.شما اختیار دارین تشخیص بدین و برین توی یکی از سه تا راه.بعد من میام اخطار می دم که این راه کشنده است.این راه خطرناکه.این راه سالمه.باز خود شما اختیار داری که کدومش رو بری.
    خداوند اخطار داده و راه درست و نادرست رو نشون داده.اینکه فرد کدوم رو انتخاب بکنه با خودشه و این خودش نشان از اختیاره.



    ******************************


    چرا خدا به انسان اجازه نداده خودش با عقلش راه درستو انتخاب کنه؟



    خب برای اینکه انسان با عقل ناقصش و محدودش نمی تونه در همه ی مسائل راه رو تشخیص بده.نمی دونم مثال کرم و باغ رو که در نوشته های قبلیم توی این تاپیک از جناب مولوی نقل کردم خوندین یا نه.قضیه همون قضیه ی کرمه است.که خبر از باغ نداره.

    مثلا فکر کنین کسی خونه ای ساخته خیلی بزرگ مثلا 3000 متر و کلی اتاق و انبار و سالن و ... .خودتون ببینین کدوم عاقلانه تر و بهتره.شما می خواهید برید توی این خونه.توی یه سری از این اتاق های این خونه ی بزرگ حیوانات وحشی هست.بعضی اتاق ها محل استراحته و ... .
    بهتر اینه که سازنده ی اون خونه به شما کمک کنه و راهنماییتون کنه که کدوم اتاق خطرناکه و توش حیوون وحشیه و کدوم اتاق محل استراحت.یا اینکه شما رو دم در خونه ول کنند بگویند خودت برو با عقلت راه درست و اتاق درست رو تشخیص بده.در حالی که ممکنه اون اشتباه تشخیص بده و هلاک بشه؟
    پس اگه صاحب خانه آدم عاقل و مهربانی باشه شما رو راهنمایی می کنه.خداوند هم که صاحب خانه ی دنیاست ما رو راهنمایی کرده.


    ******************************


    فکر کنید یه آدمی با عقل و وجدانش یه راه زندگی رو در پیش بگیره بنا به حرف شما کارهای خوب این آدم در مراتب بالاتر دنیا به صورت همان پاداش و جزا تجلی پیدا می کنند ، پس واقعا فرقی نداره که این آدمه به جهان بعد از مرگ یا حتی به خدا ایمان داشته باشه در حالیکه توی همین قرآن بارها اشاره شده کسانی که به فکر این روز نبودند دقیقا به همین علت ( نفی معاد ) باید جزا ببینند.



    در مورد این سوال شما یک سوال هست.آیا خود اعمال و کار های ما موضوعیت دارند و تعیین کننده هستند و یا نیت و هدف و جهت اعمال ما؟چیزی که به کار خوب اعتبار می ده ، نیت درست و هدف صحیحه.و الا خود عمل ذاتا موضوعیت نداره.چیزی که به کار خوب ارزش می ده اعتقاد به وجود خدا و نیت و هدف خشنودی خدا هست.این خشنودی خدا می شه همون پاداش عمل که به شکل های مختلف ظاهر می شه.
    پس خود عمل ذاتا موضوعیت نداره بلکه نیتی که پشت عمل هست مهمه. مثلا دو نفر کار مشترکی انجام میدن.یکی برای کسب منافع خودش.یکی برای کسب رضایت خدا.فرق نداره؟مشخص هست که عمل مهم نیست خیلی نیت و هدف مهم و تعیین کننده است.



    ******************************


    آیا اعتقاد به روز قیامت مهمتر است یا اعتقاد به بد بودن یا خوب بودن یک عمل در همین دنیا؟



    این دنیا و اون دنیا نداریم.باز هم میگم اینها همه مراتب مختلفه یک عالم هست.یک عمل هم در این دنیا یعنی ظاهر عالم و هم در آخرت که باطن عالم هست یا خوبه یا بد.

    مثل اینکه چاقویی رو فرو کنید در بدن کسی.بعد بگین اینکه چاقو توی بدن قلب طرف رو پاره کرد مهم تره یا اینکه در ظاهر بدنش پوست او را پاره کرد؟ خب مهم اینه که فرو رفتن چاقو در بدن این فرد و پاره شدن اجزای بدن او بده.هم پاره شدن پوستش در ظاهر و هم پاره شدن قلبش در باطن بده.و هر دو مهمه.بلکه پاره شدن قلب مهم تره.چون پارگی پوست و مشکل ظاهر قابل حله ولی پارگی قلب و مشکل باطنی به این راحتی حل نمی شه.



    ******************************


    آخه سالهاست که این سیستم پاداش و تنبیه در نظامهای آموزشی منسوخ اعلام شده و ناکارآمدیش اثبات شده ، چرا خدا انقدر اصرار داره مارو از این راه تربیت کنه ؟ ( ماجرای همون درخت سیب و آدم و حوا و....)




    بازم میگم نظام خداوند نظام پاداش و تنبیه نیست.پاداش و تنبیه یعنی مثلا طرف از چراغ قرمز رد می شه بعدا ما او را برای این کارش تنبیه می کنیم.یا کار خوبی می کنه تشویق می کنیم و پاداش می دیم.اینها قرار دادیه.و بین پاداش و تنبیه با عمل فاصله ی زمانی هست.

    ولی سوال می کنم.آیا مثلا خوردن سیانور و نتیج هاش که مردنه هم تنبیه هست؟یا اینکه فردی ویتامین بخوره تا رشد کنه این تشویق هست یا اثر مستقیم همون عمل هست؟

    اینجوری نیست که من امروز کاری کنم خوب یا بد که فردا خدا پاداش بده یا تنبیه کنه.هر عمل خوب یا بد من یک نتیجه ای داره.خداوند م اخطار داده که این کار رو کنی اذیت می شی و اون کار رو کنی رشد می کنی.این نتیجه ی عمل خود ماست نه پاداش و تنبیه خدا.

    اما چرا در قرآن آمده خدا تنبیه می کنه خدا پاداش می ده و اینطور گفته می شه ، چون صاحب اثر خداست.تاثیر کشندگی رو خدا به سیانور داده و تاثیر رشد و بهبودی رو خدا به ویتامین داده.یعنی سیانور و ویتامین اثرشون رو از خدا دارند و گرفتند.از این جهت کسی که سیانور می خوره و با تاثیر اون می می ره چون این تاثیر رو خدا به سیانور داده گفته می شه که خدا تنبیه کرد یا عقاب کرد.
    ولی در اصل علت این تنبیه و عقاب انتخاب و تصمیم غلط خود فرد بوده در اینکه سیانور رو برداره و بخوره.



    ******************************

    باز اگر مشکل و سوالی بود ، در خدمتم.

    الحمد لله الذی جعلنا من المتمسّکین بولایه امیرالمومنین
    زیاده عرضی نیست.
    التماس دعا

    طارق

    اي حيوان ناطق بدان:
    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را
    و بدان فرودگاه شيطان خودبيني و تكبر است براي همين است كه شيطان به عزّت خدا قسم خورد همه را اغوا كند جز مخلَصين را و ويژگي انسان با اخلاص آن است كه آنقدر محو جمال و جلال خداست كه نه در فكر و نه در عمل هيچ توجهي به خويش ندارد.
    رابطه ي عكس ميان توجّه به خدا و تكبر بسيار مهم است در مسير سعادت انسان.

    [SIGPIC][/SIGPIC]

  12. تشکرها 2


  13. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    49
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بله من تمام پست های شما رو به دقت خواندم نمی دونم چرا فکر کردید اینطور نیست....
    شاید سوالم رو بد مطرح می کنم .
    چرا انقدر توی قرآن از روشهای مختلف مجازات و تنبیه یاد شده است ؟ فرض کنید ما الان در جهانی زندگی می کردیم که هر کس کار خطایی انجام می داد همان پاداش را به صورتی که در جهنم است می دید .
    اولا از اینکه ما نمی بینیم نمی شه نتیجه گرفت که نیست.چون خیلی حقایق در عالم هست که وجود دارند ولی ما نمی بینیم.
    ثانیا اینکه چرا نمی بینیم چون توانایی دیدن اون عالم رو بداهتا نداریم.مگر اینکه ابزار دیدنش رو کسب کنیم.با چشم ظاهری که چشم مادی است اشیاء مادی رو می شه دید . نه اشیاء ماورائی و مجرد رو.ابزار دیدن اون چشم دل هست که فرد با تزکیه ی باطن باید بهش برسه
    خب در آخرت دیگه فرقی بین کسایی که چشم ظاهر دارن با اونایی که چشم دل دارن نیست درسته ؟ همه حقیقت عمل رو می بینند ، حالا چرا همین جا این جوری نباشه ؟ چرا این دنیا طوری آفریده نشده که هم ظاهر در آن هویدا باشد و هم حقیقت ( برای همه ) ....آیا این امر امکان پذیر نیست ؟

    مثل اینکه شما قصد دارید برین سفر به جنوب.سه تا جاده وجود داره.شما اختیار دارین تشخیص بدین و برین توی یکی از سه تا راه.بعد من میام اخطار می دم که این راه کشنده است.این راه خطرناکه.این راه سالمه.باز خود شما اختیار داری که کدومش رو بری.
    خداوند اخطار داده و راه درست و نادرست رو نشون داده.اینکه فرد کدوم رو انتخاب بکنه با خودشه و این خودش نشان از اختیاره.
    آقای طارق !
    اگه من به شما بگم شما سه تا راه دارید و این دو تا کشنده است و فقط یکی سالمه آیا شما احساس می کنید اختیاری از خود دارید برای انتخاب راه ؟؟


    مثلا فکر کنین کسی خونه ای ساخته خیلی بزرگ مثلا 3000 متر و کلی اتاق و انبار و سالن و ... .خودتون ببینین کدوم عاقلانه تر و بهتره.شما می خواهید برید توی این خونه.توی یه سری از این اتاق های این خونه ی بزرگ حیوانات وحشی هست.بعضی اتاق ها محل استراحته و ... .
    بهتر اینه که سازنده ی اون خونه به شما کمک کنه و راهنماییتون کنه که کدوم اتاق خطرناکه و توش حیوون وحشیه و کدوم اتاق محل استراحت.یا اینکه شما رو دم در خونه ول کنند بگویند خودت برو با عقلت راه درست و اتاق درست رو تشخیص بده.در حالی که ممکنه اون اشتباه تشخیص بده و هلاک بشه؟
    پس اگه صاحب خانه آدم عاقل و مهربانی باشه شما رو راهنمایی می کنه.خداوند هم که صاحب خانه ی دنیاست ما رو راهنمایی کرده.
    من اگه وارد همچین خونه ای بشم و ندونم که مثلا " حیوان وحشی " چیه ، یعنی هیچ تصوری از "خطر" نداشته باشم حتی اگه صاحب خانه کلی به من هشدار داده باشد باز هم دلم می خواد که برم و خودم رو به رو بشوم با خطر ... و خود این رو به رو شدن به من کلی چیز یاد می دهد . قبول دارید ؟با به کار گرفتن راهکارهای کسی که آگاه است ما ممکن است سالم به مقصد برسیم ولی چیزی در وجود ما تغییر نمی کند و بر آگاهی های ما اضافه نمی شود...
    ولی سوال می کنم.آیا مثلا خوردن سیانور و نتیج هاش که مردنه هم تنبیه هست؟یا اینکه فردی ویتامین بخوره تا رشد کنه این تشویق هست یا اثر مستقیم همون عمل هست؟
    خب فرض کنید شما یه بچه ی کوچک کنجکاوی رو می برید توی یه اتاق پر از مواد شیمیایی خطرناک و بعد هی بهش می گید نه از این طرف نرو اون شیشه رو بو نکن به اون ماده دست نزن ...آیا شما کار عاقلانه ای کردید؟آیا تقصیر شما نبود که او را در معرض این خطرات گذاشتید ؟
    مگر در صورتیکه مطمئن باشید اون بچه به اندازه ی کافی تجربه داشته و مثلا می دونه منظور از این که این ماده ی شیمیایی این اثر رو داره یعنی چی . مگر اینکه از این علم تا حدودی شناخت داشته باشه و بدونه آدم ممکن است با بو کردن یک ماده بیماری بگیرد یا با خوردن اسید بمیره و در این صورت اونو می برید تو آزمایشگاه و شروع می کنید به توضیح آثاری که بقیه ی مواد شیمیایی دارند و این جوری به اون چیز یاد می دهید....
    پس خود عمل ذاتا موضوعیت نداره بلکه نیتی که پشت عمل هست مهمه. مثلا دو نفر کار مشترکی انجام میدن.یکی برای کسب منافع خودش.یکی برای کسب رضایت خدا.فرق نداره؟مشخص هست که عمل مهم نیست خیلی نیت و هدف مهم و تعیین کننده است.
    من فکر می کنم خود عمله که مهمه ....مثلا وقتی اسلام میگه چند دقیقه در روز نماز بخوانید به این مفهوم که مثلا مدیتیشن کنید این اثر در اصل به خود من بر می گرده . من دارم برای خودم این کارو انجام می دم یا برای رضای خدا ؟

  14. تشکرها 2


  15. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    300
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    16
    گالری
    40



    با عرض سلام
    از مطالب دوستان بخصوص جناب طارق استفاده کردم ،
    بله هست.نمی دونم شما تعریفتون از اختیار چیه.اختیار یعنی توانایی انتخاب و تصمیم گیری و عمل.ما در هر مساله ای اختیار داریم که از راه های مختلف یکی رو انتخاب کنیم و عمل کنیم.و لزوما عملی که می کنیم نتیجه ای در بر داره.
    خداوند با ایجاد قوانین و واجب و حرام اومده به بنده ها تذکر داده که از بین راه های مختلفی که در یک مساله می تواند فرد انتخاب کند و عمل کند کدام عمل خوب و با نتیجه ی خوب است و کدام عمل بد و با نتیجه ی بد است.
    مثل اینکه شما قصد دارید برین سفر به جنوب.سه تا جاده وجود داره.شما اختیار دارین تشخیص بدین و برین توی یکی از سه تا راه.بعد من میام اخطار می دم که این راه کشنده است.این راه خطرناکه.این راه سالمه.باز خود شما اختیار داری که کدومش رو بری.
    خداوند اخطار داده و راه درست و نادرست رو نشون داده.اینکه فرد کدوم رو انتخاب بکنه با خودشه و این خودش نشان از اختیاره.
    بله اختیار داده ولی اجازه نداده گناه کنیم.وقتی گفته گناه کردن حرامه ، حرام بودن یعنی اجازه ندادن دیگه.ولی اگه به زور یه کاری می کرد که نتونیم گناه کنیم خب اینکه ارزشی نداشت.برای چی دیگه باید اشرف مخلوقات می شدیم؟اصلا دیگه فرقمون با فرشته ها چی بود؟این اختیار امتیاز انسان و عامل برتری و رشد او هست.
    من در تایپیک "غلط مصطلح راجع به اختیار" راجع به دو معنا از اختیار بحث کردم
    http://www.askquran.ir/showthread.php?t=18305

    اگه اشتباه نکنم کلام جناب طارق بیشتر متمایل به معنای اول اختیار بود که معنای رایج ولی به نظر من غلط از اختیاره ، از این معنای اول بعضا در بحث عدل الهی و نظام پاداش و جزا استفاده میشه و از لوازم اخلاق دونسته میشه ، من در اون تایپیک این مطلب رو نقد کردم ،
    آقای طارق !
    اگه من به شما بگم شما سه تا راه دارید و این دو تا کشنده است و فقط یکی سالمه آیا شما احساس می کنید اختیاری از خود دارید برای انتخاب راه ؟؟
    به سرکار smile هم توصیه می کنم اون مطلب رو بخونن،

    نکته ی دیگه اینکه اگه منظور این چراهای شما این باشه که نظام دیگه ای بهتر از این عالم هم ممکن بود ما ابتدا نشون میدیم که حق تعالی واجد همه ی کمالات از جمله حکمت و رحمته و بنابراین نظام فعلی هم که مخلوق اونه نظام احسنه یعنی بهتر از این عالم ممکن نبود ، دقت کنید که ما در اینجا نیومدیم یه سری الگو ها از نظام جهان رو با هم مقایسه کنیم و بعد با این فهممون که به همه ی زوایای این مطلب احاطه نداره بگیم این نظام فعلی بهترینه بلکه ما از طریق حکمت و رحمت خداوند به این نتیجه رسیدیم ، البته اینجا نکات زیادی هست که اگه نیاز شد راجع بهش صحبت می کنیم .

    ویرایش توسط seyedziya : ۱۳۸۸/۱۱/۱۸ در ساعت ۰۵:۲۷

    هو الأول و الآخر و الظاهر و الباطن...(الحدید، 3.)




  16. تشکرها 2


  17. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    49
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نکته ی دیگه اینکه اگه منظور این چراهای شما این باشه که نظام دیگه ای بهتر از این عالم هم ممکن بود ما ابتدا نشون میدیم که حق تعالی واجد همه ی کمالات از جمله حکمت و رحمته و بنابراین نظام فعلی هم که مخلوق اونه نظام احسنه یعنی بهتر از این عالم ممکن نبود ، دقت کنید که ما در اینجا نیومدیم یه سری الگو ها از نظام جهان رو با هم مقایسه کنیم و بعد با این فهم بشریمون بگیم این نظام فعلی بهترینه بلکه ما از طریق حکمت و رحمت خداوند به این نتیجه رسیدیم ، البته اینجا نکات زیادی هست که اگه نیاز شد راجع بهش صحبت می کنیم .
    من نسبت به خیلی از دیدگاه های خودم دچار شک و تردید شدم و دارم سعی می کنم خودمو اصلاح کنم . در حال حاضر هم فکر می کنم تعریفی که از خدا به من داده می شود با تعریف معاد جور در نمی آید و در مساله جمع این دو با هم با کلی تناقض روبه رو می شوم....

  18. تشکرها 2


  19. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۶
    نوشته
    131
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    4

    استدلال حكمت




    نقل قول نوشته اصلی توسط smile نمایش پست
    سلام .
    من می خواستم سوالاتی درباره ی روز قیامت بپرسم و البته بسیاری از موضوعات قبلی مشابه رو خوندم ولی هنوز این سوالات رفع نشده :

    فلسفه ی وجود روز جزا در جهان بعد از مرگ چیه؟

    راستش این سوال زیاد ربطی به دین و آیین افراد ندارند. در واقع عده ی زیادی از مردم جهان به بهشت و جهنم اعتقاد دارند...
    باسلام
    كاربرگرامي به اين استدلال يه نگاه بيانداز
    آدمي داراي حس خلود و ابديت خواهي است
    شواهد بسياري بر اين امر وجود دارد
    1. انسان ها در طول تاريخ زندگي خود همواره به دنبال آب حيات مي گشتند. تاهرگزنميرند.
    2. گاهي آنچه به انسان خلود مي بخشد را اشتباه مي پنداشند قرآن مي فرمايد : يحسب ان ماله اخلده ، برخي مال مي اندوزند به خيال اين كه مال آن ها را جاودان مي كند.
    3. پيشينيان گاه جسدها را موميايي مي كردند چون اين امرموجب حفظ جسد خواهد شد به خيال اين كه با اين كار حس خلود را ارضا كرده اند.
    4. همواره در برابرحوادث و ناملايمات طبيعي سعي كردند محل اسكان خود را استحكام بيشتر بخشند .
    به هرحال خداوند چنين تقاضايي را در وجود آدمي نهاده است
    خداوند هرتقاضايي را خلق كرده است عرضه مناسب به آن عنايت كرده است مثلا تشنگي آفريده دوسوم كره خالي را آب فراگرفته است.
    بچه وقتي بدنيا مي آيد هيچ غذايي نمي تواند بخورد شير در سينه مادر قرار داده است و....
    پس هر تقاضايي را عرضه مناسب داده است
    اما
    مي بينيم انسان ها بعداز مدتي صدسال دويست سال و... از دنيا مي روند و مي ميرند واين حس ارضا نمي شود
    نتيجه
    بايد در پس اين مرگ حياتي جاودان باشد تا اين تقاضا هم عرضه مناسب خودش را داشته باشد و عرضه مناسب اين تقاضا معاد و روز رستاخيز و روز جزا است.

    حال كه قرار شد چنين اتفاقي بيافتد حكمت خداوند اقتضامي كند كه در پس اين دنياي زود گذر كه مجالي براي خوشي و لذت بردن و ديدن پاداش و جزاي اعمال خير وشر وجود ندارد
    بايستي عالمي ديگر باشد تا در آن سرحوصله به همه حساب و كتاب ها رسيدگي شود
    وآن همان روز جزا است.

  20. تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود